سه شنبه, ۲۳ صَفر ۱۴۴۱هـ| ۲۰۱۹/۱۰/۲۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

سکولاریزم را رد و خلافت را تأسیس نمایید که اسلام را تطبیق می‌کند!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

مشابه آن‌چه که در تونس و مصر به تعقیب وقوع انقلاب‌های فوری و خودجوش به اتفاق افتید که سرانجام از سوی سکولار‌ها به فروپاشی مواجه شد، اکنون سودان علناً نقش قدم‌های سکولاریزم را تعقیب می‌کند که عقیده اسلامی را در عرصه زنده‌گی به چالش می‌کشاند و مخالف نظام و حاکمیت اسلامی است. این سکولار‌ها مانند مارهایی‌که زهر جنینی یا کشنده‌ی خود را در بین مردم می‌پرانند، در حال حرکت و پیشرفت هستند، کثافت‌کاری‌های خود را با مفکوره‌های مخرب و ویرانگر در اذهان مردم پخش می‌کنند و توسط قدرت قوانین حکومتی اعمال خود را تحمیل می‌کنند که در نهایت امر، مسیر انقلاب علیه بی‌عدالتی و مقابله با سکولاریسم را به انقلابی علیه اسلام و مفکوره‌اش در مورد زنده‌گی تغییر و تبدیل کردند.

بناً مسلمانان سودان علیه کسانی‌که به نام اسلام معامله می‌نمودند، تحت یک انقلاب بیرون برآمده بودند تا از شر و مصیبت حکامی‌که در دشمنی با اسلام قرار داشتند و از حاکمیتی به غیر آن‌چه الله سبحانه‌وتعالی نازل کرده در کشوری مسلمان‌نشینی‌که سکولاریسم را آشکارا تطبیق و مفکوره‌های ویرانگرش را مثل زهر مار پخش می‌کنند، خلاصی یابند. هدف از پلان و برنامه‌های‌‌شان متأثر ساختن ستون فقرات خانواده یعنی عفت زنان مسلمان بود تا در محضر عام به نمایش گذاشته شود و سرانجام بی‌حجابی و بی‌حیایی رواج پیدا کند. فلهذا، ترمینولوژی، شعار‌ها، منهج‌ و روش آن‌ها در همه جا و مکان پخش شده است و اگر اجازه داده شود که نفوذ کنند، آنان هر شئ را که در سد راه‌شان قرار بگیرد، تخریب می‌نمایند و تخم سکولاری را در همه جا می‌کارند.

سکولاریسم نظام ساخته دست بشر است که تحت آن با آن‌چه که طرف‌دارانش را ضربه زده پر است؛ زیرا نظامی‌ست که پر از کاستی‌ها، عدم امکان دستیابی به پاسخ‌های جامع زنده‌گی و توضیحات صحیح در همه امور می‌باشد. سکولاریسم بر اساس عقیده‌ی جدایی دین از زنده‌گی بنیاد نهاده شده است که همین امر باعث می‌شود استعمارگران غربی در راه باطل در مبارزه‌ شدیدی در برابر رب العالمین، الله سبحانه‌و‌تعالی و هم‌چنان قوانینش جسورانه حرکت بکنند. ‏آن‌ها از مسلمانان می‌خواهند لباس سکولاریسم را در تن کنند؛ مگر آیا مسلمانان در مقابل اجرای چنین نظام فاسد و منحط در سرزمین‌شان صبور خواهند بود و یا خواهند گذاشت که چنین نظام منحط تطبیق شود؟! و آیا آن‌ها بخاطری قبول بنده‌گی الله سبحانه‌و‌تعالی بلند خواهند شد، آن چنان‌که الله سبحانه وتعالی از ما تقاضا را دارد؟ ایمان به توحید، با اخلاص و صادقانه با کسانی‌که خواهان اجرای قوانین الله سبحانه و تعالی را دارند، یک‌جا فعالیت خواهند کرد؟

ای مسلمانان! نظریات و مفکوره‌های اسلام در عرصه نظام حکومت‌داری، سیاست، اقتصاد، اجتماع، آموزش و پرورش/تعلیم و تربیه و سایر عرصه‌های زنده‌گی منحیث یک بسته مکمل و شامل و آماده برای اجرا در دولت اسلامی، خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت است که عنقریب با وعده الله سبحانه وتعالی، ان‌شاءالله تأسیس خواهد شد. برادران تان در حزب التحریر فکره‌ی کامل زنده‌گی اسلامی را تحت دولت اسلامی توسعه و رشد داده اند و پیش‌نویس قانون اساسی این دولت را در 191 ماده یا بند به تصویب رسانده اند که تمامی آن برگرفته از اجتهاد صحیح از کتاب الله سبحانه وتعالی، سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و و منابعی است که به آن‌ها اشاره کردند، مانند "اجماع صحابه و سیاق شریعت" و هم‌چنین فرزندان امت را تجهیز می‌‌کند تا برای احیای مجدد طریقۀ زنده‌گی اسلامی توسط تأسیس خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت، دعوت و فعالیت نمایند.

فلهذا بخاطر همین امری‌که سکولاریسم سرزمین‌ما را به‌طور خاص و امت اسلامی را به‌طور عام تحت تاثیر قرار داده، بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سودان عنقریب کمپاین علنی را تحت عنوان: "سکولاریسم را رد و خلافت را تأسیس نمایید که اسلام را تطبیق می‌کند"، به‌راه‌ می‌اندازد. ‏کمپاین مذکور ان‌شاء‌الله به روز چهارشنبه 24 صفر 1441 هـ.ق که مصادف به 23 اکتبر 2019م است، آغاز خواهد شد و این کمپاین مشتمل بر رویداد‌ها و برنامه‌های مختلف و متعددی خواهد بود که ان‌شاء‌الله در شروع کمپاین اعلام خواهیم کرد. در آخر از الله سبحانه وتعالی برای کامیابی و هدایت مان استدعاء می‌نماییم.

سخنگوی بخش زنان حزب التحریر-ولایه سودان

مترجم: زکریا وهاج

ادامه مطلب...

دشنام دادن به مسلمان فسق و جنگیدن باوی کفراست

(ترجمه)

«عنِ ابنِ مَسعودٍ رضي اللَّه عَنهُ قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ» (متفقٌ عليه)

ترجمه: از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: «دشنام دادن مسلمان فسق و جنگ باوی کفر است.»

تشریح حدیث

این حدیث از فعل قبیح ما را آگاه می‎سازد که اگر کسی به آن اقدام نماید، فاسق پنداشته می‎شود و آن عبارت از دشنام دادن مسلمان است که اکثر مردم آن را ناچیز می‏دانند؛ انجام این فعل سبب قطع روابط بین مسلمانان گردیده، رضایت و آرامش را در بین نفس‎های مردم از بین می‌برد، در حالی‌که همه مسلمانان مثل اجزای یک فامیل یا ساختمان هستند که باهم دیگر ربط دارند؛ زیرا برادری و محبت در بین‌شان رابطه‎ای است که ایشان را باهم یکجا نموده و یک جامعه ممتاز می‎گرداند.

هم‎چنان کسی‌که برادر مسلمانش را به ناحق و ظلم به قتل می‎رساند، گناه بزرگی را انجام داده است و قتل از موارد فساد است که همه جامعه را به نابودی می‎کشاند؛ در حالی‌که در شرایط کنونی این نوع قتل ناحق بسیار زیاد گردیده است.

پس ای مسلمانان! احکام و قوانینی را که الله سبحانه وتعالی برای ما نازل کرده است همه‎اش برای اصلاح و خیر ما است؛ گرچه حقیقت آن را بعضی اوقات درک کرده نتوانیم، هم‎چنان نباید افعال مان را طبق هوای نفس انجام دهیم‎؛ بلکه آن‌چه شریعت امر نموده به آن عمل نماییم؛ زیرا انجام اعمال مطابق احکام شریعت واجب است و برای هیچ مسلمان اختیار نیست که طبق میلش عمل نماید، زیرا همه‌اش از جانب الله سبحانه وتعالی است.

خلاصه حدیث

هرکه مسلمانی را دشنام دهد فاسق می‌شود و کسی‌که مسلمان را به قتل برساند و این عمل(قتل) را حلال بداند، کافر می‎شود و هردو عمل(دشنام و قتل) سبب قطع صلۀ رحمی در میان مسلمانان می‎شود.

ادامه مطلب...

سخن هفته: چگونه پالیسی‌های صندوق بین‌المللی پولIMF) اقتصاد افغانستان را به بحران کشانده؟

  • نشر شده در سیاسی

سازمان خوراکه و زراعت ملل متحد (FAO) به تازگی اعلام نموده که ۴۴ درصد جمعیت افغانستان مصونیت غذایی ندارند. این سازمان فقر و بیکاری را عوامل عمده افزایش عدم دسترسی افغان‌ها به غذای کافی می‌داند و می‌گوید که در حال حاضر نزدیک به نیم افغان‌ها مصونیت غذایی ندارند.

اگر بخواهیم مشکل افزایش فقر و عدم مصونیت غذایی را در افغانستان در سال‌های اخیر ریشه‌یابی کنیم نیاز است تا به پالیسی‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) بپردازیم. چون وضعیت کنونی اقتصادی نتیجه‌ی اصلاحات اخیری است که از سوی دولت افغانستان و صندوق بین‌المللی پول صورت گرفته است.

وزارت مالیه در سال 2016 اعلام کرد که روى برنامه سه ‌ساله اصلاحات اقتصادى با صندوق بین‌المللى پول به توافق رسیده است. این برنامه سه ‌ساله شامل اجرای اصلاحات اقتصادی برای مبارزه با فساد، فراهم کردن زمینه مناسب برای سرمایه‌گذاری، بخش خصوصی و نگه‌داری ثبات مالی و اقتصادی افغانستان است. پس از سه سال اصلاحات، صندوق بین‌المللی پول دستاوردها و پیشرفت‌های اقتصادی افغانستان را مؤفقانه یادآوری نموده و قابل ستایش دانسته است.

اما آن‌چه در واقعیت مشاهده می‌شود اصلاحات اقتصادی صورت گرفته باعث بی‌ثباتی اقتصادی، تورم و بلند رفتن مجموعی قیمت‌ها، کاهش ارزش افغانی و در نتیجه هزاران تشبث کوچک و متوسط سقوط نموده و میلیاردها دالر سرمایه از افغانستان به کشورهای خارجی منتقل شده است.

چرا باوجود رکود اقتصادی و افزایش فقر و بیکاری در کشور، دولت افغانستان از سوی صندوق بین‌المللی پول تشویق و ستایش شده‌است؟ این‌جاست که تناقضی دیده می‌شود که نیاز است بدان پرداخته شود.

صندوق بین‌المللی‌پول تلاش می‌کند تا کشورهای عضو را وادار به اصلاحات اقتصادی کند، از جمله تأکید زیاد بالای خصوصی سازی، افزایش میزان مالیات، پایین آوردن ارزش پول دارد. از این‌رو دولت افغانستان نظر به دیکته این نهاد، در چند سال اخیر انواع مختلف مالیات را از قبیل؛ وضع مالیات سنگین بر تجار و صنعت‌کاران، سه برابر ساختن تعرفه‌های گمرکی بر واردات و وضع مالیات بر مکالمات تیلفونی روی دست گرفته‌است.

به هر میزانی که یک کشور در آوردن این اصلاحات سعی بخرچ دهد، امتیازات مالی بیشتری به این کشور تعلق می‌گیرد. برای این سازمان فرقی نمی‌کند که نتیجه‌ی این اصلاحات به چه اندازه مردم یک کشور را ضربه می‌زند و یا آنان را فقر و بیکاری و عدم مصونیت غذایی مواجه می‌سازد.

 چنانچه، نتیجه‌ی اصلاحات اقتصادی در پاکستان از سوی صندوق بین‌اللملی پول افزایش 20درصدی قیمت برق و افزایش 6 درصدی مالیات در پاکستان بود که زندگی مردم این کشور را در تنگنا قرار داد. چون هر کشوری که پالیسی‌های صندوق بین‌المللی پول را دنبال کرده‌است، فقط فقرا را فقیرتر و ثروت‌مندان را ثروت‌مندتر کرده‌است.

مشکل صندوق بین‌المللی پول (IMF) و در کُل نظم سرمایه‌داری ـ دموکراسی این است که این نظم مشکل اقتصادی انسان‌ها را به چشم یک مشکل انسانی نمی‌بیند، بلکه تلاش دارد تا مشکل اقتصادی انسان‌ها را از نقطه نظر مادی یا اقتصادی ببیند تا به بعضی اهداف مشخص دست یابد. در نظام سرمایه‌داری، تأکید بالای رشد "تولید ناخالص ملی(GDP)" یک کشور است و هر قدر این رشد زیاد باشد، به همان اندازه از لحاظ شاخص‌های فنی و تخنیکی این اقتصاد در مسیر درست قرار دارد. صرف‌نظر از این واقعیت که مردم در این کشور چگونه زندگی می‌کنند و این رُشد چه تأثیر بالای زندگی آن‌ها دارد. چون تمام تلاش آن‌ها رسیدن به همان هدف تعیین شده‌ای اقتصادی است.

چنان‌چه دولت افغانستان افزایش عواید داخلی را برای خود هدف تعیین نموده، بنابرین تمام تلاشش این است که از کدام راه بالای مردم مالیات سنگین را وضع کند تا میزان عوایدش بلند برود. این‌که تأثیرات منفی مالیات چه است، بالای آن بحث نیست.

اما اسلام دیدگاه متفاوتی دارد. اسلام مشکل اقتصادی مردم را به مثابه‌ی یک مشکل انسانی نگریسته و به آن راه حل انسانی پیشکش می‌کند؛نه این‌که مشکل اقتصادی را از دید فنی بر اساس شاخص‌های اقتصادی حل کند. از منظر اسلام  میزان "تولید ناخالص ملی(GDP)" و بلند بردن پشتوانه‌ی پول حایز اهمیت فراوان نیست؛ بلکه هدف اسلام اینست که مشکل اقتصادی هر شخض جامعه‌ی اسلامی حل شود و ثروت و منابع به صورت عادلانه در میان مردم توزیع شود.

از همین جهت از دید اسلام، یک اقتصاد زمانی در بحران قرار می‌گیرد ‌که دولت نتواند به هر علتی که باشد نیاز‌های اساسی هر فرد جامعه را مرفوع سازد؛ اما نظام سرمایه‌داری چنین نمی‌اندیشد.

بنابرین، افزایش فقر، بیکاری، عدم مصوونیت غذایی در افغانستان بخاطر تطبیق نظام اقتصاد بازار و پالیسی‌های بی‌رحم صندوق بین‌المللی پول (IMF) است. آنها بالای اصلاحاتی تأکید دارند که کمر تجارت‌ها را می‌شکند، مالیات را بلندتر می‌سازد و یک طیف خاص مردم را ثروتمند ساخته و اکثریت مردم را فقیرتر می‌سازد.

پس وقت آن است که ارزش‌های حیات‌بخش اسلام را در عرصه‌ها به‌خصوص در عرصه‌ی اقتصادی تطبیق نموده و مردم را از جور و ظلم نظام اقتصاد بازار آزاد و سازمان‌های غربی که دشمن درجه یک مسلمان‌ها و در مجموع بشریت هستند، آزاد ساخته و زمینه را برای نظم سیاسی هموار سازیم که اساسی‌ترین آجندای اش تطبیق نظام اقتصادی است که در آن تأکید بالای رفع نیازمندی‌های اساسی هر فرد رعیت‌اش می‌باشد.

مصدق سهاک

عضو دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

ابعاد سیاسی و اقتصادی حمله بر شرکت آرامکو در سعودی

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

شرکت آرامکو -به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت امریکائی در زمان حاکمیت عبدالعزیز آل سعود محسوب گردیده که در سال 1944م در سعودی جهت بهره‌برداری در عرصۀ نیرو تاسیس شده و تا امروز فعالیت می‌کند- روز شنبه مورخ 14/9/2019م در سعودی مورد حملات هوائی قرار گرفت. اما این شرکت تا سال 1944م به اسم آرامکو شهرت نداشت و این اسم اختصاری از شرکت روغن عربی-امریکائی است که رییس روز فلت با ملک عبدالعزیز در حین ملاقات با کشتی امریکائی در کانال سویس به توافق رسیدند. امریکا بر اساس توافق بین ملک و شرکت آرامکو که تلفیقی از چهار شرکت نفتی نیوجرسی، تکساسکو، سوکالو و سوکونی فاکوم است، به نفت سعودی دسترسی پیدا کرده و اولین تولیدش از چاه دمام بود. در سال 1938م شرکت به‌گونۀ تدریجی تحت ملکیت سعودی آمد؛ تااین‌که در سال 1980 کاملاً به ملکیت سعودی داخل گردید.

حوثی‌ها مسئولیت حمله بر شرکت آرامکو را به‌عهده گرفتند؛ چنان‌چه یحیی سریع، سخن‌گوی رسمی نیروهای مسلح حوثی‌ها در صنعاء به این امر تصریح نمود و این در حالی است که پامپیو وزیر خارجۀ امریکا به صراحت ایران را متهم به این حمله نمود؛ اما ایران کاملاً این اتهام را رد کرد. حادثۀ حمله بر آرامکو وغیره حملات دیگر به‌خاطر اهداف از قبل تعیین‌شده اتفاق می‌افتند. اهدافی‌که امریکا به‌خاطر رسیدن به آن تلاش می‌کند، فرقی نمی‌کند که این اعمال از طرف امریکا باشد یا کدام مزدور و هم‌پیمان‌اش؛ اما تنها کسی‌که از این حمله‌ها استفاده می‌کند، امریکائی‌ها است؛ نه کسی دیگری.

اما ابعاد سیاسی و اقتصادیی‌که در عقب این حملات وجود دارد، از جریان اعمال سیاسی‌که در اطراف جنگ انجام می‌دهند؛ خواه فعلی/کنشی باشد یا تنها ادعا، واضح می‌گردد. ابعاد سیاسی آن قرار ذیل است:

در مورد حوثی‌ها، آن‌ها به سعودی و دیگران پیام‌شان را فرستادند و بیان کردند؛ اسلحه‌ای‌که نزدشان موجود است به هرجائی‌که اراده کنند، می‌توانند برسند. اسلحۀ فعال برای دفاع داشته و آن‌ها به قدرتی تبدیل شده‌اند که نباید نادیده گرفته شود. آن‌ها در آیندۀ سیاسی یمن نقش خواهند داشت که این کار بهرۀ بزرگ‌تری را در حین نشست در میز مذاکره برای‌شان خواهد بخشید؛ باوجودی‌که حجم هجوم‌ها، توانائی حوثی‌ها را بلند می‌برد.

از طریق قدرت غیرواقعی‌یی‌که به‌نام قدرت واقعی مسمی بوده، برای‌شان ایجاد گردیده است. تسلط‌شان بر مناطق، نشست‌شان با نمایندۀ سازمان ملل و گفت‌وگو با هیأتی‌که به عنوان هیأت قانونی شناخته شد، همۀ این‌ها اعتراف ضمنی به قانونی‌بودن‌شان دارد که یکی از دست‌آوردهای سیاسی این گروه محسوب می‌گردد.

بهره‌برداری امریکا از این حوادث جهت افزایش نیروها و پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه بوده که وی می‌گوید: تصمیم فرستادن چهار سیستم رادار و باطری برای این سیستم‌ها به‌غرض دفاع هوائی بوده و نیروهای نظامی‌اش را در حدود 200 تن به سعودی می‌فرستد. وزارت دفاع امریکا (پنتاگون)، گفت: تعداد زیادتری از اسلحه را آماده می‌کند که احتمال انتقال آن می‌رود؛ چنان‌چه مارک اسپر وزیر دفاع امریکا گفت: این‌ها نیروهای دفاعی است و در قدم نخست تمرکزشان در دفاع هوائی و موشکی است.

بستن قراردادهای بیش‌تر با حکام آل سعود، جنرال جوزیف دانفورد رییس هیئت ارکان مشترک در پنتاگون در صحبت با سی ان ان گفت: رهبری مرکزی امریکا برای کاهش خطرات آینده با سعودی مشوره می‌کند؛ چنان‌چه با مشارکت امریکا و انگلستان به‌خاطر مراقبت تنگۀ هرمز بعد از یک سلسله حمله‌ها در تابستان گذشته بر کشتی‌های نفت‌کش، برای امنیت دریائی توافق کردند.

سرعت بخشیدن به راه حل سیاسی در قضیه یمن، حسن روحانی رییس جمهور ایران تأکید نمود که حمله بر شرکت آرامکو در سعودی کار یمن بوده است و هشدار داد که اگر جنگ یمن ختم نشود، از جانب بسیاری از مردم یمن حمله‌های بزرگ‌تری نیز رخ خواهد داد؛ چنان‌چه رییس یحیی سریع سخن‌گوی رسمی نیروهای مسلح حوثی به‌تاریخ 28/9 2019م اعلان نمود که در سه منطقه نیروهای هادی و فیصل، نیروهای سعودی را محاصره نموده و صدها کیلومتر ساحات نجران را آزاد کرده‌اند. (کانال مسیره)

اما ابعاد اقتصادی این حمله به‌شرح ذیل است:

بلند رفتن نرخ نفت در سطح جهان، نرخ هر بشکۀ نفت خام الی 71.95 دالر بلند رفته است، چیزی‌که امریکا را در تولید نفت‌اش که استخراج آن دشوار است کمک کند که از این نفت ذخیرۀ بزرگی را به‌دست بی‌آورد. بناءً، واضح می‌گردد که اگر امریکا در این حمله دست نداشته باشد، حداقل با این‌کار موافق بوده است؛ زیرا مصلحت وی چنین کاری را ایجاب می‌کند.

توقف استخراج نفت خام به مقدار 5.7 میلیون بشکه و دو میلیارد متر مکعب گاز در روز از شرکت آرامکو؛ علاوه بر هدف قراردادن کشتی‌های نفت‌کش، فعالیت دزدهای دریائی را نیز شامل می‌گردد. چیزی‌که منجر به ازدیاد درخواست تیل و گاز گردیده و در آینده نظر به دست‌مزد انتقال و هزینۀ تامین آن، نرخ وی بالا رفته؛ سپس نرخ کالاها و خدمات به نفع شرکت‌های جهانی به‌فروش می‌رسند.

پمپیو وزیر خارجۀ امریکا، به صراحت گفت که ایران این حمله را انجام داده است؛ در ضمن فشارهای‌که امریکا همرای دیگر دولت‌های دائمی عضو شورای امنیت به‌خاطر ختم توافق هسته‌ای سابق بر ایران وارد کرد این بود که توافق دو جانبه جدید که سهم اسد را در شرکت‌های وی در بازار ایران ضمانت نماید، می‌باشد.

به‌تاخیر انداختن در خواست شرکت آرامکو، بزرگ‌ترین شرکت نفتی در جهان تنها نزدیک‌ترین اختیار در عقب حمله است؛ باوجودی‌که عبدالعزیز بن سلمان وزیر انرژی سعودی گفت: در خواست در موعد خود اجرا می‌گردد؛ اما یاسرالرمیان رییس مجلس ادارۀ شرکت گفت: در خواست در خلال دوازده ماه آینده صورت خواهد گرفت و این چیزی است که تلویحاً دلالت به تاخیر در خواست دارد؛ چیزی‌که قبل از هجوم در مورد آن بگومگوهای زیادی وجود داشت.

بناءً، سرزمین‌های اسلامی؛ تا زمانی‌که امت اسلامی دور از شریعت اسلام زندگی کنند، میدان جنگ‌های کفار بوده و دارائی‌های‌شان توسط آن‌ها به غارت برده خواهد شد. در عین حال تا زمانی‌که امت اسلامی برای تاسیس دوبارۀ خلافت بر منهج نوبت کار نکرده و با خلیفۀ مسلمانان بیعت نکنند -خلیفه‌ای‌که از پشت سرش بجنگند و به وی رجوع کنند- حال و روزشان چنین خواهد بود. هرگاه امت اسلامی برای تاسیس دوبارۀ خلافت کار نموده و خلافت را حاکم سازند در آن وقت است که خون‌های‌شان حفظ شده و عزت و آبروی‌شان به آن‌ها باز گردانیده می‌شود.

نویسنده: استاد عبدالله قاضی–یمن

مترجم: رامین بارز

ادامه مطلب...

جهاد برای پائی دولت اسلامی

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش:

کسی سوال نموده که حزب‌التحریر برای بر پائی دولت خلافت تنها بر دوران مکی استناد نموده و جهاد در مرحلۀ دعوت به سوی خلافت را خلاف شرع می‌داند و می‌گوید که رسول الله صلی الله علیه وسلم به این کار اقدام نکرده است، سوال کننده می‌ افزاید: چرا دلائل برپائی دولت اسلامی از دوران مدنی گرفته نمی‌شود تا بدین اساس جهاد بر حال خود باقی باشد؟ آیا پاسخ قناعت بخشی در این مسأله وجود دارد؟ الله سبحانه و تعالی شما را جزای خیر دهد.

پاسخ:

 برای پاسخ به این پرسش چند مسأله نیاز به توضیح دارد:

1-     دلائل وارده در مورد یک حکم شرعی از کتاب باشد و یا از سنت، واجب است که پیروی شود و هیچ فرقی بین دلائل وارده در دوران مکی و مدنی نمی‌باشد.

2-     دلائل پذیرفته شده در مورد یک مسأله، دلائلی است که در مورد خود مسأله آمده باشد نه دلائلی‌که در مورد غیر آن، به گونۀ مثال:

الف: وقتی شخص خواسته باشد که چگونگی وضوء را بداند پس در مورد دلائل وضوع بررسی شود، فرقی نمی‌کند که این دلائل در مکه نازل شده باشد و یا در مدینه، و حکم شرعی مطابق به اصول پذیرفته شده باید استنباط شود. بناْ برای چگونگی و شناخت حکم وضوء نمی‌شود دلائل حکم روزه تحقیق و بررسی شود.

ب: وقتی شخص خواسته باشد که احکام حج را بداند بايد دلائل مربوط به حج تحقیق و بررسی شود، فرقی نمی‌کند که دلائل آن در مکه نازل شده باشد و یا در مدینه، و حکم شرعی مطابق اصول پذیرفته شده استنباط می‌شود و ما نمی‌توانیم برای شناخت و معرفت احکام حج به دلائل نماز استناد کنیم و حکم حج را از دلائل نماز بگیریم.

ج: وقتی شخص خواسته باشد که احکام جهاد فرض عینی و کفائی را بداند و یا شخص خواسته باشد که احکام مرتب بر جهاد را بداند، مثلا می‌خواهد بداند که آیا جنگ شود و یا صلح، باید دلائل مربوط به جهاد تحقیق و بررسی شود، فرقی نمی‌کند که این دلائل در مکه نازل شده باشد و یا در مدینه. حکم شرعی از همین دلائل مطابق به اصول پذیرفته شده استنباط می‌شود و برای شناخت احکام جهاد ما نمی‌توانیم دلائل مربوط به زکات را به بررسی بگیریم تا احکام مربوط به جهاد را از دلائل مربوط به زکات پیدا کنیم.

د: هم‌چنان برای شناخت هر حکم در تمام مسائل، دلائلی بررسی می‌شود که مربوط به خودش باشد فرقی نمی‌کند كه این دلائل در مکه نازل شده باشند و یا در مدینه، حکم شرعی از همان دلائل مربوط به حكم مطابق به اصول پذیرفته شده استنباط می‌گردد.

حالا به مسألۀ برپائی دولت اسلامی و دلائل آن می‌پردازیم، دلائلي‌که در مکه نازل شده ویا در مدینه حکم شرعی را از همان دلائل مربوط مطابق به اصول پذیرفته شده استنباط می‌کنیم.

ما هیچ دلیلی را برای برپائی دولت اسلامی جز دلائلی‌که در سیرت رسول الله صلی الله علیه وسلم در مکه دیده می‌شود در زمینه نداریم. ثابت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم در مکه به صورت سری دعوت کرد تا یک کتلۀ مومن و صبور را ایجاد کند، سپس از موجودیت شان در مکه اعلام کردند، سپس از اهل قوت به طلب نصرت پرداختند و در این مرحله الله سبحانه و تعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را با نصرت خویش عزت داد و رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی اهل قوت هجرت کرد و به این شکل دولت اسلامی را تأسیس کردند.

این دلائل برپائی دولت اسلامی است و غیر از این دیگر دلائلی برای برپائی دولت اسلامی وجود ندارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم این دلائل سه مرحله‌ای را به صورت واضح و روشن عمل نموده و لازم است که بر این دلائل عملي پایبندی نمائیم. پس مسأله به دوران مکی قبل از فرضیت جهاد و دوران مدنی بعد از فرضیت جهاد ارتباطی ندارد، بلکه مسأله در مورد دلائل چیگونگی برپائی دولت اسلامی است و این دلائل را جز از دوران مکی نمی‌توان پیدا کرد تا این‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم به خاطری برپائی دولت سلامی به مدینه هجرت کردند.

بر پائی دولت اسلامی یک مسأله‌ است و جهاد مسأله‌ای دیگری. طوری‌که قبلا تذکر دادیم دلائل برپائی دولت اسلامی از دلائل مربوط به خودش استنباط می‌شود، دلائل جهاد از دلائل مربوط به خودش و مسأله‌ای تأسیس دولت غیر از مسأله‌ای جهاد است و هيچ یک از این دو مسأله به مسأله‌ای دیگر توقف پیدا نمی‌کند. بناْ جهاد در نبود دولت اسلامی معطل نمی‌شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«وَالْجِهَادُ مَاضٍ مُنْذُ بَعَثَنِي اللهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَى أَنْ يُقَاتِلَ آخِرُ أُمَّتِي الدَّجَّالَ، لَا يُبْطِلُهُ جَوْرُ جَائِرٍ وَلَا عَدْلُ عَادِلٍ»

ترجمه: از زمانی‌که الله سبحانه و تعالی من را به رسالت فرستاده تا آخرین امت من كه دجال را به قتل برساند جهاد ادامه دارد، جهاد را ظلم ظالم و عدل عادل معطل نمی‌سازد. بیهقی این حدیث را در سنن کبری از انس ابن مالک تخریج نموده است.

لذا جهاد طبق احکام شرعی تا روز قیامت ادامه دارد فرق نمی‌کند که خلافت موجود باشد و یا نباشد و هم‌چنان کار و فعالیت برای برپائی خلافت به دلیل معطل قرار دادن جهاد توسط حکام معطل قرار نمی‌گیرد. پس کار و فعالیت برای خلافت جریان دارد تا خلافت بر پا شود، زیرا عدم موجودیت بیعت برای خلیفه، حالتي است كه صاحبان قدرت مرتکب حرام می‌شوند رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است:

«مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ، لَقِيَ اللهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ، وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

ترجمه: کسی‌که دست بیعت و اطاعت را از خلیفه بکشد، الله سبحانه و تعالی را در روز قیامت در حالی ملاقات می‌نماید که هیچ عذر و دلیلی برایش نمی‌باشد، کسی‌که بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد به مرگ جاهلیت مرده است.

بناْ جهاد جریان دارد و کار برای خلافت نیز تا زمان بر پائی خلافت جریان دارد و یکی از این دو حکم با یکی دیگری توقف پیدا نمی‌کند این دو مسأله‌ای جداگانه اند، و برای اثبات هر یکی از این دو مسأله نیاز به دلائل شرعی مربوط به خودش را دارد و از دلائل شرعی مخصوص هر کدام دلائل آن طبق اصول پذیرفته شده استنباط می‌شود.

بناء حزب التحریر به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم پایبندی دارد، طریقۀ که رسول الله صلی الله علیه و سلم در مکه شروع کرد و تا مدینه و الي تأسیس دولت اسلامی جریان داشت و به اعمال مادی اقدام نکرد. مراحل دعوت به سوی بر پائی دولت اسلامی ربطی به دوران مکی و مدنی ندارد، بلکه عدم دست زدن به اعمال مادی دلیلی است که رسول الله صلی الله علیه و سلم در مرحلۀ دعوت به سوی دولت اسلامی الي مرحلۀ مدینه دست به اعمال مادی نزده است، در قضیه برپائی دولت اسلامی هیچ دلیلی جز طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم در طی سه مرحله نمی‌باشد.

اگر موضوع و مسأله در مورد کار کردهای دولت اسلامی و ساختار آن باشد، بدون شک ما به دلائلي متمسک می‌شویم که رسول الله صلی الله علیه و سلم در مدینه در مورد کارکردهای دولت اسلامی و ساختار آن بیان کرده است.

خلاصه این‌که:

اول: احکام هر مسأله‌ از دلائل واردۀ مربوط به خود همان مسأله گرفته می‌شود، خواه دلائل آن در مکه نازل شده باشد و یا در مدینه، به گونۀ مثال: احکام روزه از دلائل مربوط به روزه گرفته می‌شود و احکام نماز از دلائل مربوط به نماز و به همین ترتیب احکام جهاد از دلائل مربوط به جهاد و احکام بر پائی دولت اسلامی از دلائل مربوط به دولت اسلامی اخذ می‌گردد، به همین شکل همۀ احکام شرعی.

دوم: پایبندی به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم در مکۀ مکرمه برای تأسیس دولت اسلامی به خاطری است که دیگر دلیلي غیر از دلائل مکی نمی‌باشد، اگر غیر از دلائل مکی و سیرت رسول الله صلی الله علیه و سلم در مکه نیز در مدینه برای تأسیس دولت اسلامی وجود می‌داشت بدون شک استدلال بر آن جائز ‌بود.

از الله سبحانه و تعالی می‌طلبیم که یاری و توفیق را برای ما نصیب فرماید تا بتوانیم دولت اسلامی، خلافت راشده را بر پا نمائیم تا به وسيلۀ این دولت بزرگ، اسلام و مسلمانان عزت یافته، کفر و کفار ذلیل و خوار شوند، و خیر و برکت در تمام جهان عام گردد و بدون شک ایجاد چنین حالتی بر الله سبحانه و تعالی دشوار نبوده بلکه بسیار آسان است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

سپر حقیقی‌مان، همانا خلافت راشده را احیاء کنید تا بالاخره افواج مسلح تکبیرات فتح و پیروزی را در سرینگر و الاقصی بلند کنند

(ترجمه)

به تاریخ 3 اکتبر 2019م، فرمانده ششمین اردو/ارتش بزرگ جهان، جنرال قمر جاوید بجوا اظهار نمود: «کشمیر شاه‌رگ مردم پاکستان است و هیچ سازش و مصالحه‌ی در خصوص آن صورت نخواهد گرفت که حق خودمختاری برادران شجاع کشمیری مان را پایمال بکند.» در واقع، موقف‌گیری میانه‌رو مردک تنها بیان سخنان میان‌تهی بود، در حالی‌که زمان ایجاب می‌کند که با آتش، خون و قدرت عکس العمل نشان داده شود. ‏هرچند با آن‌که کشمیر را به مثابه شاه‌رگ مان به رسمیت شناختند، مگر رژیم بجوا-عمران مانع عبور "ارتش جنگ" از خط سرحدی کنترول(LoC) شدند تا باشد در مقابل نیروه‌های اشغال‌گر ضعیف و شکست‌خورده‌ای هندو در مبارزه بپردازند. از یک‌ سو رژیم پاکستان شجاعت مسلمانان کشمیر را تقدیر نموده؛ ولی از سوی دیگر رژیم بجوا-عمران پرده منافقت را از چهره‌اش دور افگند و در پاکستان هر گروهی‌که خواستار تجهیز و در حرکت درآوردن افواج مسلح برای آزادی‌سازی کشمیر شدند را "تروریست" خطاب نمود. ثبوت سخن فوق‌الذکر از دوسیه/برگه اتهام FIR که در اول اکتبر 2019م، با سریال‌نمبر RWP-WAK-002476  که علیه حزب التحریر صادر شده واضح می‌شود، بناً حزب التحریر را بخاطر ندا بلند کردن به افواج مسلح برای آزاد‌سازی کشمیر متهم شمردند.

ای مسلمانان پاکستان! رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«إِذَا وُسِّدَ الأَمْرُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ فَانْتَظِرِ السَّاعَةَ» (رواه بخاری)

ترجمه: هرگاه كارها بدست نااهلان سپرده شوند، منتظر ساعت‌های اخیر(قیامت) باشید.

‏یقیناً، رهبری برای کسی‌ست که لیاقت و توانایی پیشبردش را داشته باشد؛ لیکن رهبری ضعیف و بزدل دشمن را برای مکیدن خون رعیت خودش دعوت می‌کند. ‏رژیم بجوا-عمران به‌عوض این‌که جوش و جذبه‌ی مسلمانان را برای حمایت از افواج‌شان در جنگ علیه هندو‌ها تقویت بکند، لیکن این حکومت بزدل صرف من‌حیث یک تماشاگر ناتوانی عمل می‌کند؛ ولی از سوی دیگر دولت هندو کارد را در شاه‌رگ گلوی مان گذاشته و در حال جدا کردن سر ما را از تن مان است. حکومت پاکستان مسئله فقر را بهانه‌ی برای تنبلی و ناتوانی نظامی‌اش بیان می‌دارد، حال آن‌که پاکستان دارای منابع طبیعی فراوان و مردم نجیبی است که بخاطر رضایت الله سبحانه وتعالی تمام دار و ندار خود را صدقه می‌کنند. ‏رژیم پاکستان برای این‌که از دفاع مظلومین شانه خالی کند، ترس تخریب مملکت را از اثر جنگ توجیه می‌کند، در حالی‌که دشمن‌اش هیچ این چنین ترسی را نشان نداده است و به‌طور پیوسته و مطمئناً ظلم وحشیانه‌ و اشغال‌شان را به پیش می‌برند، از سوی با حیله‌گری و استخباراتش برای جلوگیری از جنگ شدید هسته‌ای تلاش می‌وزند.

ای مسلمانان پاکستان و به‌خصوص افواج مسلح‌اش! آیا ناتوانی رژیم بجوا-عمران یک‌ دلیل واضع بر این نیست که از دست این نظام فعلی ساخته و پرداخته‌ی بشر و حکام بزدل هیچ امیدی برای بیرون رفت از چنین فتنه وجود ندارد؟ ‏آیا اکنون زمان آن نرسیده، حاکمیتی‌که الله سبحانه وتعالی نازل کرده را حاکم بسازیم تا سلسله‌ی بی‌عدالتی، رسوایی و ذلت را خاتمه بدهیم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ» (صحیح مسلم)

ترجمه: امام(خلیفه) سپری است که از ورای آن جنگیده می‌شود و به وی پناه برده می‌شود.

 

بدون شک، تا زمانی‌که ما سپر مان را احیاء نکنیم، حکام بزدل مسلمانان فرصت‌های طلای را برای دشمانان ما در جنگ اشغال‌گری‌شان فراهم می‌کند، خواه آن جنگ اشغال‌گری صلیبی، هندو و یا هم نهاد یهودی باشد. بر ماست که برای احیای حاکمیتی تلاش کنیم که الله سبحانه وتعالی آن را نازل کرده و در نهایت رضایت الله سبحانه وتعالی را حاصل نموده و خود را از خشم عذاب‌اش دور کنیم. ‏فهلذا، بگذارید شیران افواج مسلح پاکستان برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت، نصرت شان را عطاء نمایند و سرانجام این افواج آن چنان که شایسته شان است، رهبری خواهد شدند و در آرزوی شهادت و پیروزی حرکت خواهد کردند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

‏مترجم: زکریا وهاج

 
ادامه مطلب...

تلویزیون الواقیه: چگونه از سنت قرآن حمایت می‌کنی؟!

بخش از گفت‌وگوهای زنده که تلویزیون الواقیه با دوکتور محمود عبدالهادی عضو حزب التحریر ولایه لبنان زیر عنوان " شک به سنت نبوی- جنگ جهانی هجومی علیه اسلام براه انداخته است."!

برای بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید

یک شنبه، 07 صفر 1441 هـ.ق/ 06 اکتوبر 2019م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه