شنبه, ۱۵ شوال ۱۴۴۱هـ| ۲۰۲۰/۰۶/۰۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

پاکستان نیاز به یک سیاست صنعتی دارد که توسط حمل اسلام به جهان و تأمین الزامات اسلامی ساخته می‌شود!

(ترجمه)

درست مانند حکومت‌های قبلی، پس از تقریباً دو سال در اریکه قدرت، حکومت "پی‌تی‌آی" (PTI) از صورت‌حساب‌های واردات بزرگ برای الزامات ضروری صنعتی، درامد ضعیف دلار در صادرات، درامد ضعیف از صنعت و میزان بزرگ بیکاری نظارت می‌کند. بین جولای سال 2019م و مارچ سال 2020م، حکومت پی‌تی‌آی واردات 4.35 میلیارد دلار از ماشین آلات، 1.8 میلیارد دلار از آهن و فولاد و 1 میلیارد دلار از ماشین‌های حمل و نقل، که ارزش ترکیبی آن بیشتر از صورت‌حساب نفت 7 میلیارد دلار است، تحت نظارت قرار داد. با توجه به تولید مقیاس بزرگ فعلی، نمایه صادرات تصویر ترحم‌آمیز یک کشور را با پتانسیل بزرگ صنعتی برای زنده ماندن در هنگام صادرات مواد غذایی، پارچه، لباس ورزشی، ابزار جراحی، مواد چرمی و مواد شیمیایی آشکار می‌سازد.

حکومت پی‌تی‌ای هرگز نمی‌تواند از ظهور پاکستان در بحران صنعتی دهه‌های گذشته خود اطمینان حاصل کند، زیرا مانند(پی‌پی‌پی) PPP و(پی‌ام‌ال-ان) PML-N، به طور کورکورانه مدل غربی توسعه اقتصادی را تصویب می‌کند که مانع توسعه صنعتی بومی می‌شود. توسعه اقتصادی را به یک مدل پیوند می‌دهد که به باز کردن اقتصاد به سرمایه خارجی، فن آوری و کار به نام اصلاحات بازار آزاد کمک می‌کند.

چنین رویکردی از اصلاحات مبتنی بر بازار یک ستون از برنامه‌های اصلاحات ساختاری صندوق بین المللی پول در همه کشورها است که برنامه‌های پشتیبانی صندوق بین المللی پول را برای تعادل بحران پرداخت خود انتخاب می‌کنند. بنابراین، هر برنامه صندوق بین المللی پول از کنترل سیاست مالی و پولی کشور، از جمله نوع و مقیاس مالیات و هم‌چنین کنترل اصلاحات حکومتی مربوط به بخش‌های مهم تولید در اقتصاد، مانند صنعت و انرژی می‌پردازد. صندوق بین المللی پول نه تنها از پیش‌شرط برنامه فعلی خود كنترل بانك دولت را در دست گرفته است؛ بلكه انتصاب كارمند سابق خود، رضا باقر را به عنوان سرپرست خود تضمین كرده است و كاملاً از كنترل بر جریان بحران سرمایه در اقتصاد برخوردار است. در حالی‌که حاکمیت اقتصادی به صندوق بین المللی پول تسلیم می‌شود و این احمقانه‌ست که معتقد است که پاکستان درهر صورت می‌تواند پتانسیل صنعتی بزرگ خود را به دست آورد. حتی در کشورهای در حال توسعه که یک برنامه صندوق بین المللی پول را نمی‌پذیرند، استعمارگران غربی، مدل ناقص توسعه اقتصادی خود را بر آن اعمال می‌کنند.

طرح استعمار این است که ظرفیت توسعه اقتصاد رو به رشد را محدود به تولید کالاها و خدمات ارزش افزوده برای صادرات به غرب، در عوض به دست آوردن ارز خارجی محدود کند. این مدل علاوه بر ارزش، به دنبال ادغام تمام اقتصادهای محلی به اقتصاد جهانی است که تحت سلطه اقتصاد و شرکت‌های غربی است. با این کار استعمارگران بر تمام اقتصادهای در حال توسعه کنترل جدی دارند و از ظهور آن‌ها به عنوان رقیب، بهره‌برداری از آن‌ها برای محصولات و خدمات با ارزش افزوده، حفظ آن‌ها به عنوان بازار کالاهای غربی و استفاده از اقتصادهای خود برای تقویت ارزهای غربی دلار آمریکا استفاده می‌کنند. یورو و پوند، به‌عنوان ارزهای منتخب برای تجارت بین‌المللی هستند. در مورد کشورهای در حال توسعه، آن‌ها هرگز توسعه نمی‌یابند، در حالی که به شدت در معرض نیازهای فرار اقتصادی خارجی قرار می‌گیرند؛ چیزی‌که در طول بحران ویروس کرونا به شدت احساس درد می‌کند و با فروپاشی بسیاری از کشورهای صادر کننده، از جمله پاکستان، به شدت احساس می‌شود. درست است که استعمارگرایی جدید صندوق بین المللی پول و سایر نهادهای مالی، ادامه مستقیم مستعمرات مستعمره‌ای است که غرب برای تامین مالی انقلاب صنعتی آن را تأمین می‌کند.

ای مسلمانان پاکستان! ما زمانی از چنگ توطئه‌ها و طرح استعمارگران آزاد خواهیم شد که با رد نمودن توسعه صنعتی واقعی امریکا به سمت اسلام و اجرای آن رو آوریم. اقتصاد اسلامی بر مبنای نیازهای جامعه شکل گرفته و مبتنی بر مبنای اسلام می‌باشد. اسلام دولت را در حالی به مسئولیت مراقبت از امور مربوط به موضوعات خود هدایت می‌دهد که پیام اسلام را از طریق جهاد به تمام جهان حمل می‌کند. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ﴾ [انفال: 60]

ترجمه:  آنچه از نیرو در توان دارید؛ برای (مقابله با ) آنها آماده سازید و(همچنین) از اسپان ورزیده مهیا کنید تا به وسیلۀ آن دشمن الله و دشمن خود را بترسانید، (همچنین) دشمنان دیگری غیر از آنها را که شما نمی‌شناسید و الله آنها را می‌شناسد (بترسانید).

 اسلام، وابستگی استراتژیک خلافت را به هر کشور دیگری ممنوع قرار می‌دهد تا هر یک از تعهدات داخلی خود و اهداف سیاست خارجی خود را برآورده کند و دیدگاه قوی برای سیاست صنعتی سازی آن را تعیین می‌کند. بر این اساس، خلافت باید قادر به این باشد تا در داخل و به طور مستقل ماشین‌آلات و موتورهایی را برای کشاورزی، ساخت و ساز، صنعت و نیروهای مسلح تولید کند. بنابراین، خلافت باید از مجموعه نظامی و صنعتی برای تولید مهمات، موشک، ماهواره، هواپیما/جنگنده‌ها، تانک، خمپاره، کشتی های دریایی، وسایل نقلیه زره‌پوش، انواع سلاح‌های سنگین و سبک، هوش مصنوعی، فن‌آوری مخفی، تکنولوژی جدید، مکاترونیک، کوانتومی، محاسبات و هم‌چنین فناوری هسته‌ای برای ایجاد ظرفیت دولت برای تسلط بر دیگر کشورها، در تلاش برای گسترش اسلام در گوشه و کنار جهان بر خوردار باشد. بنابراین ، سیاست‌های صنعتی دولت خلافت به ناچار زیرساخت‌های آموزش و پرورش، به ویژه آموزش عالی با مجموعه صنعتی را پیوند می‌دهد و منابع عظیمی را برای تحقیق و توسعه در دانشگاه‌ها اختصاص می‌دهد.

همانطور که برای تـأمین مالی انقلاب صنعتی پاکستان، قوانین اسلام در مورد سرمایه، امور مالی و مالکیت دارایی به دولت خلافت اجازه می‌دهد تا بر صنعت شدید سرمایه تسلط یافته و از ثروت قابل توجهی بخش انرژی و مواد معدنی اطمینان حاصل کند که برای تأمین نیازهای عمومی محفوظ است. هردو مفهوم منحصر به فرد اسلام در مورد اموال، تقسیم آن به اموال عمومی، دارایی خصوصی و دولتی و تمرکز متمایز آن بر توزیع ثروت، محیط اقتصادی را ایجاد می‌کند که یک منبع سرشاری از درآمد خزانه دولتی به شمار می‌رود. ممنوعیت مطلقه منافع، از مصرف هزینه‌های فعلی پاکستان جلوگیری می‌کند. در واقع یک صنعت قوی هرگز نمی‌تواند در سرزمین‌های مسلمانان رخ‌دهد تا زمانی‌که به تأسیس دوبارۀ خلافت بر منهج نبوت تمسک جوییم.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...

اعلان جنگ دولت ازبکستان علیه اسلام!

(ترجمه)

خبر

رژیم مستبد و طاغوتی ازبکستان در پشتِ پردۀ (جنگ علیه تروریزم) به طور عام جنگ را علیه اسلام و به شکل خاص با حزب‌التحریر شروع نموده و در تاریخ 28/5/2020م در سایت xabar.uz خبری تحت عنوان "دستگیری اعضای حزب‌التحریر در فرغانه" را نشر نمود.

بر اساس گزارش وزارت داخله، در ماه می 2020م حد تعیین شده فعالیت جرمی مجموعۀ از اعضای حزب‌التحریر ممنوعه در ازبکستان به پایان رسیده بود و این اشخاص در ولایت فرغانه زندگی می‌کردند. بر اساس معلومات این اشخاص پس از تحمل مجازات به دلیل عضویت در حزب‌التحریر از زندان آزاد شدند. علی الرغم تقدیم کمک‌های بشردوستانه اخلاقی و انسانی به آن‌ها و ایشان با شریک‌های خود به این عمل جرمی توافق کردند و تلاش نمودند که اهداف حزب‌التحریر و کتاب‌های آن را در بین مردم پخش و نشر کنند و سعی داشتند که با آوردن تحریری‌های که پس از سپری نمودن دوره مجازات از زندان آزاد شده‌اند را به این حزب جلب نمایند و در خانه‌های این اشخاص کتاب‌های از مطالب افراطی یافت شد و به طریقۀ مرافعة و حضور شاهدان مصادره گردید.

اکنون قضیۀ جرمی این اشخاص نظر به ماده‌های مناسب به قانون جرمی ازبکستان به پایان رسیده و کشف روابط جنایی آن‌ها هم‌راه با شرکای‌شان که در ولایت‌های اندیجان، فرغانه، نامنگان، تاشکند و سرخان دریا، زندگی دارند جریان دارد و تا باشد که از طریق تعقیب و پیگرد این‌ها، کسانی که به ایشان در ارتباط هستند را هم شناسایی کنند.

تبصره

چنانچه واضح است، همانا سفینه یا کشتی سرمایه‌داری در حال غرق شدن است و سفینه یا کشتی خلافت راشده به پشت درهای‌شان رسیده است.

بنا بر این، کفار به رهبریی امریکا، تلاش می‌کند که کشتی شکسته خود را از غرق شدن نجات دهند و از ظهور دوباره اسلام جلوگیری کنند و هم‌چنان دولت ازبکستان متوصل به جنگ علیه اسلام و مخصوصاً با حزب‌التحریر شده و این کار را به خاطر رضای باداران‌شان در مسکو و واشنگتن انجام می‌دهند. چون افکار اسلامی ای را که حزب‌التحریر حمل می‌کند، چشمان مردم را باز نموده و بیدارشان می‌سازد. زیرا حزب‌التحریر باعث افشای چهره‌ای عروسک مانند این حکام شده که این امر سبب اذیت و آزار و برآشفته شدن‌شان گردیده است.

این حاکمان ادعا می‌کنند که با ایده‌های مخالف با باورهای‌شان مبارزه می‌کنیم، اما حقیقت این است که آن‌ها هیچ فکری ندارند! زیرا آن‌ها عروسکانی بیش در دست اربابان خود نیستند! بنابر این، آن‌ها از خشونت و تروریسم دولتی علیه اسلام و مسلمانان استفاده می‌کنند. آن‌ها هرگز نمی‌توانند نور خدا را با سخنان خویش فرونشانند. و زود است که دولت خلافت راشده از این حکام ظالم و باداران‌شان انتقام بگیرد و دردِ دلِ قوم مؤمنین را شفا دهد و به تحقیق که در آینده نزدیک شاهد طلوع آن خورشید خواهیم بود.

﴿يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾

[توبه: 32]

ترجمه: مى‌خواهند نور خدا را با سخنان خويش فرونشانند و خداوند نمى‌پذيرد مگر آن‌كه نورش را كامل كند و اگر چه كافران ناخوش دارند.

نویسنده: محمود ازبیکی

مترجم: پارسا "امیدی"

ادامه مطلب...

بازداشت دو تن از شباب حزب التحریر به دلیل یک آیت قرآن و پیام خردمندانه!

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

دولت تونس تنها به بستن مساجد و خارج کردن مردم از حالت قرنطینه، مخصوصاً در معاملات و فضاهای بزرگ تجارتی بسنده نکرده‌است؛ بلکه افرادی را که به این جنایت شنیع، که نمونۀ واضح دشمنی‌شان با مؤمنان است، تن نداده‌اند، نیز دستگیر می‌کند.

اخیراً حزب‌التحریر – ولایه تونس یک دسته اقدامات و فعالیت‌ها را در اکثر ایالت‌های تونس مبنی بر باز کردن مجدد خانه‌های الله سبحانه وتعالی، با حفظ موارد صحی/بهداشتی به‌منظور جلوگیری از سرایت به بیماری واگیر کرونا، راه‌اندازی کرده‌است. اما حکومت به روز یک‌شنبه، ۱۷ می/مه ۲۰۲۰ م پاسخ این حرکت سیاسی را با فرستادن نیروهای امنیتی داد و دو تن از شباب حزب، غازی الطونسی و انیس عابد را در ساقیة الزیت در سفاقس به جرم نصب یک تابلوی حزب‌التحریر که بر روی آن این آیات کلام الله سبحانه وتعالی نوشته بود، دستگیر کرد.

﴿وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى فی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآْخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ﴾

[بقره: ۱۱۴]

ترجمه: و کیست ستم‌کارتر از آن‌که مردم را از ذکر نام الله (سبحانه وتعالی) در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند، جز آن‌که (بر خود) ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلت و خواری نصیب است و در آخرت عذابی بزرگ.

امروز، ۱۹ می/مه ۲۰۲۰ م این دو عضو حزب‌التحریر به دفتر پیگرد عمومی راجع شدند تا در خصوص‌شان تصمیم گرفته شود.

ای مردم سرزمین زیتونه و قراوین!

این حکومت در مخالفت و سرکشی از دین الله سبحانه وتعالی به اوج خود رسیده‌است؛ طوری‌که نه‌تنها خانه‌های الله سبحانه وتعالی را در ماه مبارک رمضان (ماه قرآن) بسته کرده، بلکه با دستگیر کردن کسانی‌که کلام قرآن و پیام هدایت را به آنان می‌رسانند و ایشان را به زشتی و قباحت اعمال‌شان متوجه می‌کنند، به گناه‌شان می‌افزایند. ما در حزب التحریر – ولایه تونس شما را در عدم پیروی از این حکومت عاصی همراهی می‌کنیم تا آن‌که نصرت الله سبحانه وتعالی نصیب حال‌مان شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه تونس

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها؛ ضیاع سرمایه‌های مسلمانان!

(ترجمه)

همانند حکومت‌های فاسد گذشته، حکومت تحریک انصاف پاکستان نیز با افزایش خصوصی‌سازی بخش‌های دولتی و خصوصی به دستور بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، دست مسلمانان را از بهره‌برداری کامل از منابع انرژی و منرالی عظیم پاکستان کوتاه کرده‌است. الله سبحانه وتعالی به این سرزمین منابع انرژی و منرالی قابل توجهی را عطا کرده‌است، ولی بازهم زیر چتر سرمایه‌داری، به تناسب دولت‌های کوچک‌تر و دارای منابع طبیعی کم‌تر از خودش، در جایگاه پایین‌تری قرار دارد. مسلمانان پاکستان بر روی گنجینه‌ای از نود و دو منرال و عنصر شناخته‌شده نشسته‌اند، که از این میان از پنجاه و دو منرال و عنصر، به شمول طلا و یورانیم، بهره‌برداری تجاری می‌شود. معدن کهیوره دومین بزرگ‌ترین معدن نمک جهان است. ناحیۀ زغال‌خیز تهار بیش‌از ۱۷۵ میلیارد تُن زغال‌سنگ دارد که به‌منظور تولید ۱۰۰۰۰۰ میگاوات برق برای تقریباً ۲۰۰ سال کافی می‌باشد. ریکو دیک یکی از بزرگ‌ترین ذخایر مس جهان است که ۲۲۰۰ میلیون تُن مس قابل استخراج دارد، و ظرفیت تولید سالانۀ ۲۰۰۰۰۰ تُن مس و ۲۵۰۰۰۰ اونس طلا را برای تقریباً ۴۶ سال با فن‌آوری کنونی دارا می‌باشد.

اما با تطبیق سرمایه‌داری و سرسپردگی تحریک انصاف پاکستان به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، تمام این نعمات الله سبحانه وتعالی ویران شده‌است. سرمایه‌داری می‌کوشد آزادی ملکیت را به حداکثر برساند و این‌گونه راه را برای قرار دادن بسیاری از منابع عمومی که جامعه اساساً بدان‌ها وابسته است، مانند انرژی و منرال‌ها، در ملکیت خصوصی باز می‌کند. خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها در سرمایه‌داری، ثروت تمام جهان اسلام را در دستان یک گروه کوچک از نخبگان، شامل خاندان‌های حاکم خلیج و آسیای مرکزی، جمع کرده‌است. در پاکستان نیز زیر چتر سرمایه‌داری، یک دستۀ مشخص از سازمان‌های خصوصی خارجی و داخلی حداعظمی بهره را – به قیمت اکثریت مطلق جامعه – از این منابع انرژی و منرالی می‌گیرند.

همین خصوصی‌سازی انرژی باعث شده‌است که اکنون مقدار قرض/بدهی چرخه‌ای به شرکت‌های خصوصی نیروی برق به ۲۰۰۰ میلیارد روپیه برسد. هم‌چنین، سیاست سرمایه‌داری "توسعۀ خصوصی‌سازی" باعث شده‌است که شرکت‌های خصوصی نیروی برق، هزینه‌های تولید را که سالانه به چند صد میلیارد روپیه می‌رسد، از جیب مصرف‌کنندگان بپردازند. طی چند دهه از آغاز خصوصی‌سازی بخش انرژی، شرکت‌های خصوصی مدام درپی کسب بهرۀ بیش‌تر اند، حال‌آن‌که صنعت داخلی فروپاشیده و ظرفیت‌سازی در بخش زراعت راکد شده‌است، نرخ بی‌کاری حالت صعودی را گرفته و افزایش صورت‌حساب‌ها کمر مردم را شکسته‌است. برعلاوه، دستور محکمۀ داوری بانک جهانی در جولای/ژوئیۀ ۲۰۱۹ م به حکومت پاکستان برای پرداخت خسارت ۵.۸ میلیارد دالری به شرکت خصوصی خارجی مس تیتهیان نیز به دلیل سیاست خصوصی‌سازی منرال‌ها است، زیرا ابتدا این شرکت اجازه داشت تا از ریکو دیک برای مس و طلا نمونه‌گیری کند، اما بعداً قرارداد اجارۀ معدن‌کاری مسترد شد تا راه برای سرمایه‌گذاران داخلی هموار شود.

ای مسلمانان پاکستان!

در حقیقت، سرمایه‌داری باعث شده‌است که گرسنگی در میان مردم افزایش یابد. برعلاوه، بار سرمایه‌داری کمر تمام جهان را شکسته است. غارت‌گری نخبگان در نظام اقتصادی سرمایه‌داری، اقتصادها را از ریشه نابود می‌کند و اکثریت سرمایه‌ها را در دستان یک دستۀ کوچک از مردم متمرکز می‌کند. آن‌گونه که بحران کوید – ۱۹ نشان داده‌است، اقتصادهای غربی در پرتگاه نابودی قرار دارد؛ بناءً یگانه راه نجات‌شان را در استخراج منابع سایر نقاط جهان، به کمک عواملی همچون صندوق بین‌المللی پول می‌بینند. تطبیق نظام اقتصادی سرمایه‌داری در سرزمین‌های مسلمانان نه به نفع ما، بل به نفع استعمارگران غربی است، زیرا آنان ذریعۀ مفکوره‌هایی مانند آزادی ملکیت، خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌خواهند منابع‌مان را صاحب شوند و راه انتقال سرمایه و سودهای‌شان را به اقتصادهای غربی، با کمترین هزینۀ ممکن، باز کنند.

خصوصی‌سازی انرژی و منرال‌ها نه‌تنها ظلمی در حق مردم است، بلکه این کار با سنت مبارک رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز در تضاد قرار دارد و عاملان‌اش مورد عذاب الله سبحانه و تعالی قرار می‌گیرند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِي ثَلَاثٍ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ»

[احمد]

ترجمه: مسلمانان در سه چیز با همدیگر شریک اند: آب، چراگاه و آتش.

و از عمرو بن قیس روایت است که:

«اسْتَقْطَعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم مَعْدِنَ المِلْحِ بِمَأْرِبَ فَأَقْطَعَنِيهُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللهِ إِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ الْمَاءِ الْعَدِّ يعني أنه لا ينقطع فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَلاَ إِذَنْ»

[رواه النسائی]

ترجمه: از رسول الله صلی الله علیه و سلم خواستم که یک زمین بزرگ نمک را برای من واگذارد و او صلی الله علیه و سلم نیز برایم واگذار کرد. گفته شد ای رسول الله! این زمین به مثابه آب بی‌پایان است – به عبارت دیگر تمامی ندارد – سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «در این صورت، نه (واگذار نمی‌کنم)».

مقصود در این‌جا نمک نه، بلکه آن منبع منرالی وسیع می‌باشد، زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را واگذار کردند؛ چون تنها می‌دانستند که آن نمک است، اما به محض این‌که مطلع شدند آن یک منبع بزرگ است، واگذاری را لغو کردند.

بنابرین، سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم به شکل بی‌نظیری ملکیت عمومی را تعریف کرده‌است، طوری‌که منابع منرالی وسیع و وافر را نیز دربر می‌گیرد. ملکیت عامه نه به گونۀ خصوصی و نه توسط دولت تصاحب می‌شود، بلکه مفاد حاصل از ملکیت عمومی بایستی کاملاً برای مراقبت از امور جامعه به کار رود، به این معنی که یا خود آن ملکیت و یا پول حاصل از فروش‌اش مورد استفادۀ مردم قرار گیرد. هرچند دولت خلافت مسئولیت ادارۀ ملکیت دولتی و ملکیت عمومی را برعهده دارد، ولی اجازه ندارد که مالکیت ملکیت عمومی را به هیچ حزب خصوصی از طریق خصوصی‌سازی واگذارد. این حکم بر هر آن‌چه به ملکیت عمومی تعلق می‌گیرد تعمیم می‌یابد، خواه معدن‌کاری، استخراج، تصفیه، تولید یا توزیع باشد.

پس بیاییم و دوشادوش یکدیگر برای احیای مجدد سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم از طریق تأسیس دوبارۀ خلافت به طریقۀ نبوت گام برداریم. بیاییم دستان‌مان را از ظلم سرمایه‌داری بشوییم و برای اجرای نظام خالق کائنات سبحانه وتعالی بکوشیم تا رحمت آسمان‌ها و زمین بر ما وارد شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

ایجاد خلل در ادای اعمال و عبادات رمضانی به بهانۀ کرونا

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

امسال، ماه رمضان به‌گونه‌ای فرا نرسید که ما به استقبال نمودن از آن عادت نموده بودیم! مسلمان‌ها باید در  این فضای اندوهگین بسیار متوجه باشند، زیرا مردمانی وجود دارند که نمی‌خواهند مسلمانان از خیرِ این ماهِ خیر و برکت مستفید شوند! آن‌ها تلاش می‌ورزند تا چهرۀ محبوب/مأنوس عبادت این ماه را تغییر دهند و می‌خواهند مظاهر عبادت عمومی جمعی را بی‌رونق سازند! وزارت‌های امور دینی/ارشاد حج و اوقاف‌ به دستور حکومت‌ها در سرزمین‌های مختلف مسلمانان فتواهای دست خورده‌ای خودشان را صادر می‌نمایند؛ علاوه بر این‌که بستن مساجد را ادامه می‌دهند، مانع برپایی نماز جماعت در مساجد می‌شوند! نمازهای جمعه را قبل از همه معطل ساختند... نماز تراویح را منع نمودند که در ماه مبارک رمضان مسجدهای بزرگ ضیقی می‌کرد و صف‌های نمازگذاران به بیرون از مساجد امتداد می‌یافت و راه‌های اطراف مساجد مسدود می‌گردید! اعتکاف و تمامی انواع فعالیت‌های افطار جمعی را ممنوع ساختند و ادای عُمره‌ی ویژه رمضان را منع نمودند که مسلمانان به ادای آن اهتمام و اشتیاق شدید داشتند و تعداد عمره‌کنندگان بیشتر از تعداد حجاج می‌شد! به دلیل حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم:

«فَإِنَّ عُمْرَةً فِيهِ تَعْدِلُ حَجَّةً معي»

ترجمه: عمره در ماه رمضان مساوی است با ادای حج همراه من.

بلکه افزون بر این، مطبوعات رذالت پیشه می‌آیند و در مورد فرضیت روزه جنجالی را ایجاد می‌کنند؛ مبنی بر این که آیا برای مسلمان جائز است که به دلیل ویروس کرونا  روزه‌ی خود را بخورد؟ آنان حفظ جان‌ها و نگهداری از خود را بر ادای عبادات مقدم می‌دانند... و این چنین کسانی‌که خیر مسلمانان را نمی‌خواهند، در پی این هستند که از رمضان صفت عبادت جمعی را دور نمایند و در عوض آن در خانه ماندن و تسلیم شدن به سریال‌های مزخرف را بدیل ارایه می‌کنند! هنرمندان مرد و هنرمندان زن را ستاره‌های این ماه مبارک قرار داده اند و این ممانعت و جلوگیری از قوانین دولت سرچشمه می‌گیرد و صفت لازمی بودن را داراست...

بدون شک کسانی‌که اختیار مسلمانان در دستان شان قرار دارد و دستورهایی را مبنی بر ممانعت و بازداشتن از مساجد صادر می‌کنند، همیشه خلاف جهت شریعت الله –سبحانه وتعالی- در حرکت هستند. پیدایش این ویروس برای شان یگانه فرصتی بود که می‌توانستند چنین تصامیمی را تطبیق نمایند؛ طوری‌که هر مظهری از مظاهر وحدت و یکپارچگی مسلمانان خواب را از چشمان‌شان می‌ربود و نمی‌توانستند در مقابل وحدت مسلمانان کاری کنند؛ زیرا چنین موارد حقیقت‌شان را برملا می‌ساخت. تلاش می‌کردند که با تولد مهتاب رمضان هرسال بازی کنند تا این‌که مانع مسلمانان شوند که در یک روز، روزه و در یک روز عید داشته باشند... ما برای مسلمانان تذکر می‌دهیم که دین‌شان دین امت است؛ نه دین افراد، دین وحدت/یکپارچگی است؛ نه اختلاف و دین دولت‌داری و دین قانون اساسی و قوانینی‌ است که جواز ندارد به عبادات و اخلاقیات منحصر گردند....

باید مسلمانان به طور کامل درک کنند که حکام شان گرگ‌ها هستند، به هر جا که آنان را بفرستند، خیری در پی ندارند. مصیبتی هم‌چون کرونا در عهد سیدمان حضرت عمر ابن الخطاب خلیفه راشد، نیز پدید آمده بود؛ او و بزرگان اصحاب کرام با آن مصیبت برخورد ایمانی نمودند و پابند به احکام شرعی در حالت قرنطینه بودند... و آن مصیبت اصحاب را از برپایی شعائر عبادات از جمله جهاد باز نداشت و امور را به طوری پیش بردند که مخالف احکام شریعت نبود...

باید مسلمانان اختیار‌‌شان را در دستان خود‌شان بگیرند؛ طوری‌که در مقابل مرض محتاط باشند؛ اما بدون این‌که عبادات را معطل سازند یا در ادای آن خللی ایجاد نمایند. اگر مرض نیاز‌هایی داشت، بدون شک هر نیاز اندازه و مقداری دارد. پس نباید همه قید باشند و در عین حال نباید همه به طور کامل آزاد باشند... و ایفای این نقش  توسط علمای ربانی صورت می‌گیرد؛ نه توسط علمای رسمی و علمای درباری...

برگرفته از مجله الوعی- شماره 404

مترجم: حمزه "پارسا"

 

ادامه مطلب...

اولادهای‌تان را از هفت سالگی به نماز امر کنيد!

از عمرو بن شعيب، از پدرش و از جدش رضی الله عنه روايت است که، رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:

«مُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلَاةِ لِسَبْعٍ، وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا لِعَشْرٍ، وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ» (رواه ابوداود)

ترجمه :در هفت سالگی فرزندان‌تان را به خواندن نماز دستور دهيد و در سن ده سالگی (به خاطر نافرمانی در ترک نماز) آن‌ها را بزنيد و بستر خواب‌شان را از هم جدا کنيد.

شرح حدیث

مرحله‌ی طفوليت يک مرحله‌ی بسيار مهم در زندگی طفل محسوب می‏گردد که در آن اساس شخصيت طفل تکميل گرديده و متوجه مفاهيم و افکاری می‏شود که در آينده با آن روبه‌رو می‌شود، يا نيک‌بخت می‏شود يا هم بدبخت. بعضی اوقات افرادی را با سن بزرگ در کارهای ناروا می‌بينيم که از خود می‌پرسيم چگونه اين امر از او سر مي‌زند؟ ليکن اين جای تعجب نيست اين همه از بی‌توجهی و عدم ادای مسووليت در قبال اولادها می‌باشد. برای مربيون و پدرها لازم است تا در تربيه و برخورد با اولادهای‌شان هنگام مشاهده‌ی خطاء و اشتباه از اساليب، امکانات و روش‌های مطلوب استفاده نمايند. عجيب است بعضی از پدرها مشاهده می‌شود که به خاطر سعادت و کاميابی اولادهايش هميشه مصروف جمع‌آوری مال دنياست، از عادات بد و اخلاق نادرستی‌که اولادش به آن مبتلاء است، نماز نمی‌خواند، قرآن را نمی‌فهمد، پدر به اين امور اصلاً توجه ندارد.

ای مسلمانان!

پيرامون تربيه اولاد، در گام نخست بايد برای‌شان مسائل مهم عقيده فهمانده شود، تا اهميت عقيده در نفس‌های‌شان متبلور شود و بعد نماز برای‌شان تعليم داده شود و بعداً اخلاق اسلامی برای‌شان گفته شود؛ بنابراين، الله سبحانه‌وتعالی در ذمه‌ی هرشخص مسووليت‌هايی را گذاشته است؛ چنان‌چه رسول الله صلی الله عليه وسلم می‌فرمايد: (همه‌ی شما مثل چوپان مسوول زيردستان خود هستيد)، بادرنظرداشت اين حکم شرعی و حقيقتی‌که موجود است، پرسش‌گونه از مسوولين می‌پرسيم: پدر زمانی صبح می‌نمايد چگونه در مورد زيردستانش ادای مسؤليت می‌نمايد؟ پسران چگونه ادای مسؤليت می‌نمايند؛ درحالی‌که پدر در چنين حالتی قرار گرفته که مسؤليت خود را نمی‌داند؟ مثال مشهور است، کسی‌که چيزی ندارد چگونه به کسی چيزی بدهد، آن پدری‌که مسؤليت خود را نمی‌داند چگونه می‌تواند پسرش را به نماز امر کند و او را به خاطر ترک آن محاسبه نمايد؛ درحالی‌که خود او نياز به اين دارد که کسی او را رهنمايی کند و دستش را بگيرد. در شرايط کنونی انترنت، فيسبوک و... دامن‌گير جوانان گرديده که از آن رهايی ناممکن شده است؛ طوری‌که آن مسکين‌ها در آن وقت خود را سپری می‌کنند، نمی‌دانند که نماز نخوانده‌اند و کتاب الله "قرآن" را هم باز نکرده‌اند، که چنين حالتی برای مسلمان بسيار تعجب‌آور و جای تأسف است.

بلی! دور شدن احکام اسلام از واقعيت زندگی، امت را مثل چهارپايان گردانيده است که به جز اندکی ديگر همه بدون دانايی، فکر و مسؤليت‌پذيری زندگی می‌کنند. اين همه در نبود همان راعی (مسؤلی) است که فضای دانايی، فکر و ايمان را برای امت آماده می‌سازد؛ پس ايجاد چنين راعی (مسؤل) از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين اعمال محسوب می‌گردد "که به ايجاد آن همواره تلاش بايدکرد."

يا الله! ما را با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفيد بگردان.

اللهم آمين!

ادامه مطلب...

مطالبۀ حق به اساس قوانین وضعی

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

قوانین مربوط به کارگر، کار فرما را مکلف ساخته تا حقوق کارگر را به صورت کامل بدهد؛ ولی در بحران کار امروز و حرص کارفرمایان، حقوق کارگر ضایع شده و کارگران نمی‌توانند که حق خود را حصول کرده؛ بلکه گاهی مجبوراند که از طریق قوانین حاکم حقوق‌شان را به دست آورند؛ قوانینی‌که حق‌شان را تصریح کرده است. حالا سوال این است که هرگاه کارگر ظلم و حق تلفی را از طرف کارفرما احساس کرد، جائز است که به قانون تصریح شدۀ وضعی مراجعه نماید؟ ربحی ابو معاذ

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌و‌رحمت‌الله‌وبرکاته!

شما از حکم مراجعۀ کارگر برای حصول حق‌اش از طریق قوانین وضعی سوال نمودید.

جواب این است که مراجعۀ کاگر به هدف حصول حق و دفع ظلم به قوانین وضعی مطابق به شریعت جائز است؛ یعنی به شرط این‌که حق کارگر و ظلم بالای آن از نظر شریعت ثابت باشد؛ پس حقی‌که از نظر شریعت حق نباشد، حصول آن جائز نیست. بناءً هرگاه چیزی‌که از لحاظ شرعی حق پنداشته نشود؛ اما مطابق قانون وضعی حق باشد، مطالبۀ چنین حقی برای کارگر جائز نبوده؛ اما درصورتی‌که از منظر قانون وضعی و در عین حال از نظر شریعت اسلام حق پنداشته شود، مطالبۀ چنین حقی برای کارگر جائز می‌باشد.

به گونۀ مثال: کسی‌که به خاطر بیان کلمۀ حق، مورد ظلم قرار گرفته و به زندان می‌افتد، اسلام از چنین شخصی دفاع کرده و از زندان آن را بیرون می‌کند؛ بناءً برای چنین شخصی جائز است که به کسی مراجعه کرده تا از آن دفاع نموده، ظلم را از سرش برطرف ساخته و از زندان آزادش سازد.

مثال دیگر: کسی‌که مال‌اش مورد سرقت قرار می‌گیرد، اسلام مال مسروقۀ آن را برایش بر می‌گرداند. پس برای چنین شخصی جائز است تا به کسی مراجعه کرده تا از حق‌اش دفاع نموده و مال مسروقه‌اش را به دست آورد.

و یا مثال دیگر: کسی‌که خانه‌اش را برای شخص دیگری به طور قسط به فروش رسانده و مشتری قسمتی از قیمت خانه را پرداخته؛ ولی از پرداختن قسمتی دیگر قیمت خانه خودداری و یا انکار می‌کند، این درحالی است که در خانۀ خریده شده می‌نشنید و یا آن را تحت تصرف خود در می‌آورد، اسلام در این صورت حق بائع را از مشتری می‌گیرد. بناءً برای چنین شخصی جائز است که با کسی‌که قیمت خانۀ آن را می‌گیرد، مراجعه کند.

به همین ترتیب کارگری‌که به اساس قرارداد مشخصی در بین او و کارفرما به معاش معینی کار می‌کند و کارفرما از معاش آن کم می‌کند، اسلام کارفرما را مکلف ساخته تا معاش کامل کارگر را پرداخت کند؛ در این صورت برای کارگر نیز جائز است که به شخصی‌که از حق آن دفاع کرده و حق آن را حصول کند، مراجعه نماید؛ یعنی هرگاه حق شرعاً ثابت باشد و چنین حقی از کارگر منع شود، برای کارگر جائز است که در پیشگاه قضاء حاضر شده و به خاطر حصول حق خود مراجعه کند. اما در صورتی‌که حق در قانون وضعی ثابت دانسته شده؛ اما مخالف شرع باشد در این صورت برای کارگر جائز نیست که در نزد قاضی مراجعه کرده و خواهان چنین حقی گردد. به گونۀ مثال: کسی‌که به اساس یک عقد باطل در یک شرکت سهامی سهم‌دار بوده و در وقت تقسیم سهام سودی متوجه می‌شود که یک مقدار از سهم‌اش که به اساس سود و ربا به دست آمده است کم می‌باشد، در چنین حالتی جائز نیست که به خاطر حصول چنین سهمی به قاضی مراجعه کند؛ هرچند که در قانون وضعی این سهم به عنوان حق ثابت باشد؛ زیرا این شرکت از اساس باطل بوده و مفاد که از چنین شرکتی حاصل می‌شود نیز شریعت آن را نمی‌پذیرد، برای مسلمان لازم است که از چنین شرکتی بیرون شود.

و یا به گونۀ مثال: کسی‌که مال خود را به هدف به دست آوردن سود در بانک گذاشته تا فائدۀ مشخصی را به دست آورد؛ اما زمانی‌که بانک کم‌تر از مفاد توافق شده برای آن پرداخت می‌کند، برای چنین شخصی جائز نیست که برای حصول این سود که در قانون وضعی به عنوان حق شناخته شده؛ ولی مخالف شرع است به قضاء مراجعه کند؛ زیرا این سود موافق قوانین سودی بانک به عنوان حق شناخته شده؛ ولی خلاف شرع می‌باشد و برای مسلمان لازم است که این معاملۀ سودی را با بانک لغو کند.

خلاصه این‌که هرگاه حقوق مطالبه شدۀ کارگر که به اساس قوانین وضعی حق بوده، به اساس شریعت نیز حق شناخته شود و یا از جمله عقودی باشد که مخالف شریعت نباشد، در چنین حالتی برای کارگر جائز است که این حق را مطالبه کند؛ اما هرگاه حق مطالبه شده تنها به اساس حقوق و قوانین وضعی حق پنداشته شده؛ ولی از نظر شریعت اسلام حق نباشد، برای کارگر جائز نیست که در چنین حالتی برای حصول این حق به قضاء مراجعه کرده و یا آن را بگیرد.

امیدوارم که در همین حد برای جواب سوال شما کافی باشد، الله سبحانه و تعالی عالم‌تر و در همه چیزها با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

 

ادامه مطلب...

نظامیان تروریست هندو رهبران مجاهدین کشمیری را به شهادت می‌رسانند، اما رژیم بجوا-عمران ضمن این‌که به هندوها کمک نمود، با قساوت از تجهیز افواج مسلح پاکستان بخاطر حمایت از مسلمانان کشمیری نیز امتناع ورزید!

رییس فرمانده عملیاتی بزرگ‌ترین تنظیم جهادی کشمیر، به‌نام حزب المجاهدین، پس از یک درگیری طولانی‌مدت با نیروهای مسلح دولت تروریست هندو، در تاریخ 6 مه/می 2020م، به شهادت رسید. در یک و نیم ماه اخیر، ارتش تروریست هندو، 36 تن از مجاهدین کشمیری را به شهادت رسانیده اند. رژیم باجوا-عمران مستقیماً درین قساوت و بی‌رحمی دولت هندو مسوول است، زیرا علی‌رغم آن‌که این رژیم خائن به فریاد خواهران و برادران مسلمان مان در کشمیر اشغال‌شده نرسیدند؛ شیران افواج مسلح را با پادگان‌هایش نیز به زنجیر بست. ‏رژیم باجوا-عمران به‌عوض این‌که افواج مسلح ما را تجهیز کند تا مسلمانان کشمیر را آزاد نماید، لیکن این رژیم خائن به نریندرامودی کمک می‌نماید تا کشمیر اشغال‌شده تحت حاکمیت هندو‌ها دفن شود! بدتر این‌که رژیم می‌خواهد بخاطر هم‌چو خیانت‌اش بر شعله آتش عصبانیت مسلمانان خاکستر بیندازد. بنابر این، رژیم به مسلمانان ندا زد و خواست تا به مدت نیم ساعت بخاطر حمایت مسلمانان کشمیری در یک تظاهرات و گردهمائی اعتراضی بایستند و هم‌چنین از دست‌اندرکاران استعمارگر؛ مانند سازمان ملل در واقع طاغوت امروزی درخواست کمک کرد، هرچند رژیم پاکستان به خوبی می‌داند که سازمان ملل یک ابزاری‌ست تا هژمونی کفار را بالای مسلمانان استقرار نماید.

رژیم بجوا-عمران در این شرایط وخیم در پیامد کووید-19 هنوزهم آماده‌ست تا تریلیون‌ها روپیه پول را برای مالکان "تولیدکننده‌گان مستقل انرژی(IPPs) و وام‌های سودی را به بانکداران کپیتلست پرداخت نماید، اما هنگامی‌که از رژیم خواسته شود تا علیه ارتش تروریستی هندو نبرد را آغاز نماید و کشمیر را آزاد کند، این رژیم ضعف اقتصادی را من‌حیث یک بهانه پیشکش می‌نماید. این رژیم خائن در قالب برآورده نمودن مطالبات و خواست‌های نامشروع "گروه ویژه اقدام مالی(FATF)"، تیشه به زیربناهای جهادی کشمیری زده و خطوط تدارکاتی کلیدی برای حمایت مجاهدین کشمیری را قطع نمود و در نهایت مجاهدین کشمیری را در مقابل ارتش ظالم و تروریست ضعیف‌‌شده هندو تنها رها کرد. پرده‌ی ‏غداری این حکومت در مقابل اهل کشمیر، آن‌گاه که عمران خان به‌طور عام اعلان نمود: "هرکسی‌که برای کمک و یاری مردم کشمیر بشتابند، با آنان به‌طور دشمن برخورد خواهد شد"، به‌طور واضع برچیده شد.‌ ‏

بناءً از یک جانب این حکومت افواج مسلح شجاع ما را به حرکت نمی‌آورد، حال‌آن که از جانب دیگر به تمامی راه‌های مددرسانی و حمایوی مجاهدین کشمیری نیز ضربه وارد می‌کند. این رژیم با نعره‌های بلند، مودی را فاشیست خطاب می‌کند؛ لیکن عملاً به نقش قدم‌های خائنین تاریخ مانند میر جعفر و میر صادق کردار بازی می‌کند تا بتواند تحریک آزادی مجاهدین کشمیری را از بین ببرد. ‏رژیم خائن بخاطری این‌که از خیزش مردمی پاکستان بخاطر حمایت از مسلمانان کشمیری جلوگیری کرده بتواند، حتی خبر شهادت ریاض نائیکو را در رسانه‌های داخلی پنهان نمود و و بر قضیه‌اش پرده افگند.

ای افواج مسلح پاکستان!

تمام صورت‌حال و وضعیت در پیش چشمان‌تان قرار دارد. هنگامی‌که پرویز مشرف بالای افغانستان راه مصلحت را پیش گرفت، در همان زمان او دلیل آورد که توسط همین طرح ما می‌توانیم قضیه کشمیر را حل و اسلحه اتومی پاکستان را حفظ کنیم. ‏بدین ‌سان، به امریکا اجازه داده شد تا در سرحدات مغربی مان حضورش را با ایجاد پایگاه‌های نظامی‌اش حفظ کند. این امر توسط خاموشی شما تحقق یافت.

ای افواج! با خاموشی اختیار نمودن شما، حکومت‌های مشرف-جمالی، کیانی-زرداری و راحیل-نواز تشویق شدند تا قدم به قدم در مسیر مصلحت‌ نمودن بر قضیه کشمیر راه بروند. ای افواج! اکنون امروز به شما این مسئله مانند روشنی آفتاب واضیح شده باشد که رژیم بجوا-عمران کشمیر را به دولت هندو فروخته است. ‏نیروهای تروریستی هندو در حال نابود کردن زیربناهای جهادی باقی‌مانده در مقابل شما است، ولی  نخست وزیر بزدل پاکستان جهان را از خطر "عملیات جنگی بیرق کاذب هند" می‌هراساند تا مبادا جنگ در نگیرد که در نهایت هند بالای کشمیر حمله خواهد کرد، که فعلاً عمران خان ادعا دارد که در حال مانع شدن هم‌چو یک حادثه است. ای افواج! حجت تمام شده است؛ اگر شما این‌گونه محض تماشاچی خاموش بمانید، بعداً شما در آخرت در حضور الله سبحانه وتعالی مانند مددکاران دولت ظالم هندو و حکمرانان خائن پاکستان، از قبر بیرون خواهید شد. حرکت کنید! بخاطر رضای الله به سوی قضیه کشمیر تجهیز شوید و  تخت پادشاهی این حکمرانی‌که پاهای شما را در زنجیز بسته اند، نابود کنید و نصرت تان را برای حزب التحریر بخاطر تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت عطاء نمایید تا در نهایت با یک خلیفه‌ای بیعت تان قایم شود که او بتوانید شما را در جهاد آزادسازی کشمیر رهبری نماید. ‏برای تأسیس خلافت به پیش حرکت کنید و نه از غرب بترسید و نه هم تشویش کنید، زیرا نزدیک است تا جنازه غرب در اوراسیا بلند شود، طوری‌که اقتصادش توسط ویروس کرونا تباه شده است. ‏هندو‌های بزدل در حدی نیستند که بخاطر کشمیر به جنگ هستوی دست بزنند.

ای افواج! شما کلمه‌ گوی " لااله الا الله محمد الرسول الله" هستید! شما باید برای حصول فتح یا شهادت، حرکت کنید. بدانید که غیر از اسلام هیچ چیزی در دنیا به ما عزت بخشیده نمی‌تواند و هیچ سپری برای مسلمانان نخواهد بود؛ مگر دولت خلافت اسلامی. ای افواج! حرکت کنید و تجهیز شوید! این امت مسلمه به‌خصوص مسلمانان کشمیر چشم به راهی شما هستند تا آنان را از چنگ تجاوزگران و ظالمان جنات دهید!

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ...﴾

[أنفال: 24]

ترجمه: ای مؤمنان! فرمان الله را بپذيريد و دستور پيامبر او را قبول كنيد؛ هنگامی‌كه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی (مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد...

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

حزب‌التحریر تهدید رو به رشد نه؛ بلکه دعوتِ خیر و چشم امید امت است Featured

دیده‌بان اروپایی برای رادیکالیزم (European Eye on Radicalism) نوشته‌ی را تحت عنوان: «حزب‌التحریر: تهدید رو به رشد در افغانستان» به تاریخ 27 می 2020 به نشر رسانده است. نویسنده از روش منفعلانه‌ی دولت افغانستان در قبال دعوت حزب انتقاد نموده و پیشنهاد کرده که مقامات افغان باید تهدید حزب‌التحریر را جدی بگیرند؛ زیرا نفوذ حزب در مناطق شهری و دهاتی افغانستان در حال گسترش است و به یک تهدید کلان برای حکومت مبدل می‌شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان بعد از مطالعه دقیق نوشته، نکات آتی را پیرامون آن قابل ذکر می‌داند:

نوشته نه به یک تحقیق می‌ماند و نه هم به یک مقاله رسانه‌یی که دارای منابع، مأخذ و نقل قول باشد؛ بلکه نویسنده در یک نوشته پراگنده تلاش نموده تا با آوردن افواهات و معلومات ناقص و یک‌جانبه به زعم خودش از خطر حزب هُشدار دهد. طوری‌که نویسنده حتی در موضوعات بسیار ساده و ابتدایی در مورد حزب، دچار خطا شده است.

چنانچه نویسنده در نسخه اول این گزارش نوشته بود که «حزب التحریر در سال 1952 در افغانستان تأسیس شده» که بعداً آن را براساس منبعی تصحیح نموده ولی با آن هم سال تأسیس حزب را 1952 نوشته، که هم منبع و هم نوشته تصحیح شده اشتباه می‌باشد. در جایی دیگر ادعا نموده که اگر فعالیت‌های صلح‌آمیز حزب‌التحریر نتیجه ندهد، حزب برای براندازی حکومت‌ افغانستان به جهاد رُو می‌آورد. این دو معلومات ناقص در اول نوشته ثابت می‌سازد که به چه اندازه نویسنده دچار لغزش جدی شده است. حالانکه حزب‌التحریر در سال 1953 در فلسطین بنیان‌گذاری شده و طریقه‌ی آن برای تأسیس خلافت، فکری ـ سیاسی بوده و استفاده از اهرم‌های خشونت‌آمیز را به‌حیث طریقه‌ی تأسیس خلافت ردّ می‌کند.

همچنان نویسنده در مورد رابطه‌ی حزب با سایر گروه‌ها نیز دچار اشتباه ژرف شده و به نقل از منابع ناشناس نوشته است:« فعالان حزب‌التحریر برای انجام ترورهای سیاسی با داعش، القاعده، گروه‌های افراطی در پاکستان و طالبان همکاری می‌کنند.» ادعای ترورهای سیاسی تهمت بسیار بزرگ و بدور از شأن و مبارزه مقدس حزب‌التحریر می‌باشد. هر کسی که اندک معلوماتی در مورد حزب و تاریخ مبارزه‌اش داشته باشد، به‌سادگی به بطلان این ادعا پی می‌برد. حزب به سیاسیون و رهبران امت منحیث یک سرمایه عظیم نگاه می‌کند و تلاش دارد تا با دعوت فکری و سیاسی خویش حمایت آنان را جلب نماید. نویسنده بایست بابت این تهمت از پیشگاه الله سبحانه و تعالی طلب مغفرت نموده و از حزب پوزش بخواهد.

نویسنده در بخش دیگری از نوشته‌اش آورده است: «منتقدان این گروه می‌گویند که حزب‌التحریر به عنوان بازوی فرهنگی داعش و سایر گروه‌های جهادی فعالیت نموده و در افغانستان و سوریه برای داعش سربازگیری و جنگ می‌کند.» این ادعا نیز همانند ادعای قبلی از اساس باطل و خلاف واقعیت مبارزاتی حزب در سراسر جهان می‌باشد. حزب‌التحریر از سال 1953 میلادی بدینسو برای ایجاد تغییرات بنیادی در جهان اسلام مبارزه فکری و سیاسی را آغاز کرد که در آن زمان القاعده، طالب و داعش وجود نداشت. همکاری حزب با داعش و سایر گروه‌های جهادی نیز یک اتهام نادرست بوده که از عدم شناخت دقیق حزب منشأ می‌گیرد. 

تنها از مواردی که در این نوشته مورد تایید ما می‌باشد اینست که حزب‌التحریر در افغانستان رو به رشد بوده و هر آن چیزی را که غیر اسلامی باشد مانند: دموکراسی، نظام فعلی و قانون اساسی افغانستان مردود می‌پندارد. همچنان این‌که حزب ریشه نابسامانی‌های افغانستان را در "حضور" امریکا و رژیم‌های غربی در این سرزمین می‌بیند.

امروزه مردم مسلمان و مجاهد افغانستان به خوبی درک می‌کنند که چه کسی برای افغانستان تهدید جدی است: حزب‌التحریر یا اشغال‌گران امریکایی و متحدین اروپایی‌اش؟ دیگر چهره‌ای اصلی تروریزم غربی که در دو دهه‌ی گذشته افغانستان را به "تابوت‌ستان" مبدل ساخته‌ و ارزش‌ها، مقدسات، حریم خانه‌ها و دارایی‌های مردم را با خطر مواجه نموده‌اند، برای مردم فاش شده است.

چنانچه گراف رو به رشد نفرت مردم از اشغال‌گران غربی و دست نشانده‌های شان و گراف رو به رشد محبوبیت حزب‌التحریر در افغانستان نشان می‌دهد که مردم کدام یکی را  تهدید فکر می‌کنند؟ واقعیت‌ها نشان می‌دهد که امت، حزب را در آغوش گرفته و از آن حمایت می‌کند. چون حزب‌التحریر در پی ایجاد اغتشاش در جامعه و سقوط محض دولت‌ها نیست؛ بلکه حزب برای سلامتی دنیا و آخرت امت اسلامی، از طریق تأسیس دولت خلافت، تطبیق و حمل اسلام به جهان تلاش می‌کند و این امر برای امت ثابت شده است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

سال‌هاست که می‌گوییم: ای عید به کدام حال برگشتی؟

اما امسال چه می‌توان گفت؟

(ترجمه)

خبر

بعد از گذشت روزها از رمضان، ماه خیر و برکت، ماه مغفرت و ماه نجات از آتش جهنم درحالی با آن وداع می‌کنیم و به استقبال عید سعید فطر می‌رویم که مسلمانان از اعتکاف، نمازهای جماعت؛ از جمله تراویح محروم‌اند و عنقریب که از نماز عید و سنت‌های از قبیل: دید و بازدیدها برای عید تبریکی و اداء صله رحم محروم شوند... اداره فتوای عمومی در اردن ادای نماز عید در خانه‌ را به خاطر شرایط استثنایی و جلوگیری از شیوع ویروس کرونا و حفاظت از صحت مردم مشروع اعلان نمود. (منبع: عمان- الدستور 18/05/2020)

تبصره

از زمانی‌که خورشید خلافت غروب کرد و امت اسلامی اُم فرایض و حامی دلسوز خود را که جان‌شان را از دشمنان محفوظ می‌داشت، از دست دادند، وِرد زبان حال‌شان در رویارویی با روزهای عید سعید فطر و یا عید قربان سخن المتنبی شاعر عرب است که "ای عید به چه وضعیتی برگشتی، به همان وضع سابق یا چیزی جدید به هم‌راه داری"!

سال‌های زیادی می‌گذرد که در آن، عید رنگ، طعم و بوی خوشی نداشته، زمین فاسد گشته، هتک حرمت صورت گرفته و کرامت مرده است. اسیران ما در زندان‌های ظالمانه بسر می‌برند. پناه‌جویان وآوارگان همیشه در سفر اند، هنوز از خستگی سفرشان کاسته نشده که آماده سفر دیگری می‌شوند که سخت‌تر و شدیدتر از سفر قبلی‌شان می‌باشد، که در نتیجه در قایق‌های مرگ، جان‌شان را از دست می‌دهند و عمق دریا مقبره‌شان می‌گردد و یا هم ماه‌ها در دریا سرگردان گشت می‌زنند تا ساحلی را دریابند که برای‌شان اجازه پناهندگی بدهد و اگر چنین شد باید که به زندگی تحقیرآمیز آماده شوند و باز بر حسب وزش باد سیاسی  منتظر لحظۀ بعدی باشند.

در هر عید سازمان‌های مزدور و کثیفی‌که سر شانه‌های ما هستند، برای ما عید سعادت‌مند و خوشی را آرزو می‌کنند. با در نظرداشت گران قیمتی‌های زیاد، کالاهای انحصاری کمیاب، فقر شدید و در عدم دسترسی به کالای خود که نزد دشمن است، چگونه می‌توان سعادت‌مند زندگی کرد؛ درحالی‌که آبرومندانه زندگی کردن تقریباً غیر ممکن گشته است! واقعیتی‌که تغییر نکرده است، و "امشب چقدر مشابه به دیشب است" با هر قدر هم که سیاهی آن زیاد شود، به عنوان مثال؛ فلسطین می‌نالد و خون می‌دهد، مسجد الاقصی اسیر است و رژیم یهود در گمراهی و تکبر خود تداوم می‌بخشد. سرزمین‌های مسلمانان از بدنۀ جهان اسلام جداساخته می‌شود، افغانستان و عراق را امریکا اشغال نموده است و به ظلم و ستم چین نسبت به مسلمانان ترکستان شرقی، ظلم هند نسبت به باشندگان کشمیر و خون‌های جاری در سوریه، یمن و لیبیا که تاهنوز متوقف نشده، نیز می‌توان اشاره کرد.

در حقیقت، امسال در هنگامۀ عید احکام شرعی تطبیق نشده، به استثناء عباداتی مثل: بازدید کردن از یک‌دیگر، اداء صله رحم و حتی ملاقات دوستان! مسلمانان برای استقبال عید امسال آماده‌گی می‌گیرند؛ درحالی‌که از آن احکام محروم‌اند و زبان حال‌شان می‌گوید که: "ای عید، به کدام حال برگشتی؛ به همان وضع سابق یا علاوه بر آن تحریف احکام، قرنطینه، شدت و سختی را به هم‌راه داری"!

 اردوغان رئیس جمهور ترکیه، از ممنوعیت رفت و آمد در تمام ایالات ترکیه خبر داد که از روز شنبه تا به مدت چهار روز در ایام عید سعید فطر اعتبار دارد و به همین ترتیب در سودان، اقلیم کردستان شمالی، عراق و سایر سرزمین‌ها این حکم جاری می‌باشد. اداره فتوای عمومی در اردن ادای نماز عید را نظر به شرایط استثنایی و جلوگیری از انتشار ویروس کرونا به خاطر حفاظت از جان مردم در خانه‌ها جایز شمرد.

رژیم اردن که ادعای مخالفت با حاکمیت یهود بالای مسجد الاقصی را می‌کند، از اداره اوقاف پیرو خود طبق توافق وادی عربا استفاده نمود تا نقشه بسازد که رشته‌های آن را به بهانه‌های صحی و انتشار ویروس کرونا ببافد که به فضل الله سبحانه وتعالی واقعیت این نقشه افشاء شد، فشار گروهای معابد بر محاکم یهود آغاز شد تا اجازه یورش به مسجدالاقصی برای‌شان در روز بیست‌ونهم رمضان داده شود و هم‌چنین تا استره محکمه/دادگاه عالی یهود برای حکومت اشغالگر مهلت دهد که اگر توافق‌نامه‌ای با اردن وجود دارد فاش شود و بعد توافق‌نامه‌ای که بین وزارت امور خارجه اردن و همتای آن که با یک نهاد یهودی برای کمک به حاکمیت فلسطین برای بسته کردن مسجدالاقصی صورت گرفته بود، برداشته و افشاء شد. مفتی حکومت فلسطین تأکید نمود که مسجدالاقصی همین قسم در ایام باقی مانده رمضان و در ایام عید بسته خواهد ماند. حسبنا الله ونعم الوكيل!

اگر عید یک مناسبت دنیوی می‌بود، مسلمانان به آن توجه نمی‌کردند، اما عید از جمله شعائر اسلامی به شمار رفته که نمی‌توان از برگذاری آن سر باز زد، احکام شرعی متعلق به آن را نادیده گرفت و در آن  جلوه‌های خوشی و شادی را ابراز نکرد و این اهداف هرگز متحقق نخواهد شد جز به دست خلیفۀ مسلمانان؛ همانی‌که برای غرب کافر اجازه نمی‌دهد که به سرزمین‌ها و احکام دین مسلمانان مداخله نماید.

بنابر این، باید این عید غم‌انگیز را نقطۀ شروع کار خود برای رسیدن به هدف معین (ازسرگیری زندگی اسلامی تحت سایه خلافت راشدۀ دوم بر منهج نبوت) قرار دهیم تا سرور و شادی اسلامی به عید برگردد و جهان جامع‌ترین حقیقت شرعی و درست را برای اعیاد مسلمانان مشاهد نماید.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾ [رومی: 4-5]

ترجمه:در آن روز مومنان خوشحال می‌شوند، از نصرت الله و او هر که را بخواهد یاری می‌رساند و او شکست ناپذیر مهربان است.  

نویسنده: راضیه عبد الله

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه