چهارشنبه, ۱۲ ربیع الثانی ۱۴۴۰هـ| ۲۰۱۸/۱۲/۱۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

  •   مطابق  
علت فاجعۀ لیبیا؛ درگیری‌های داخلی یا مداخلات بیگانه‌گان؟
بسم الله الرحمن الرحيم

علت فاجعۀ لیبیا؛ درگیری‌های داخلی یا مداخلات بیگانه‌گان؟

(ترجمه)

غسان‌سلامت فرستادۀ سازمان ملل در لیبیا در مصاحبه‌اش با روزنامۀ "الشرق‌الاوسط" در ۱۴ اکتوبر ۲۱۰۸م گفت: «هریک از طرف‌های درگیر در لیبیا وابسته به یک دولت خارجی بوده که ما از این موضوع به خوبی آگاه هستیم. شورای امنیت هنوز روی کار است، چنانچه گزارش نیم سالانۀ شورا به مداخلات دولت‌های خارجی در لیبیا اشاره داشته و به آن ابراز نارضایتی و خواستار احترام به تحریم تسلیحاتی یا مشارکت نظامی در لیبیا می‌باشد.» این در حالی است که همان دولت‌های خارجی مداخله کننده در لیبیا، اعضای دائمی شورای امنیت می‌باشند. غسان‌سلامت در ادامه می‌گوید: «رقابت شدید ایتالیا و فرانسه به زمان‌های گذشته بر می‌گردد؛ اما اکنون به همان شدت نیست.»

 ایتالیا با حمایت از امریکا در لیبیا تحرکاتی را انجام می‌دهد، چنانچه "مارکومینتی" وزیر داخلۀ ایتالیا در آغاز ماه دوم سال جاری در جریان سفر رسمی‌اش به واشنگتن با مقامات امریکائی دیدار نمود که در نتیجۀ این دیدار واشنگتن آمادگی خود را با سپردن لیبیا به ایتالیا به هدف تأمین ثبات در آن‌جا اعلان نمود. سایت خبری "دروازه‌های لیبیا" در ۴ فبروری ۲۰۱۸م به نقل از روزنامۀ "لاستامبای" ایتالیا چنین گزارش را به نشر رساند: «این امکان وجود دارد که امریکا تحرکات تنظیم داعش را در لیبیا به دقت دنبال کرده و معلومات کافی را که در اختیار دارد، با ایتالیا به اشتراک گذاشته و بگونۀ مشترک از آن‌ها کار گیرد.»

ایتالیا یک دولت استعماری بوده که سال‌های گذشته لیبیا را تحت استعمار خود قرار داده بود و حال می‌خواهد یک بار دیگر این سرزمین را تحت استعمار خود در آورد. روی‌این ملحوظ امریکا می‌خواهد در مقابل مستعمرین فرانسوی از ایتالیا حمایت کند؛ زیرا هدف امریکا این است که استعمارگران اروپائی را به جان هم انداخته و در نتیجه تنها صاحب نفوذ لیبیا خودش باشد و در عوض اروپائی‌ها به تنهای دارائی‌های لیبیا را غارت نمایند. سایت خبری "اللیبی" از صالح فحیمه عضو پارلمان لیبیا چنین نقل می‌نماید: «ایتالیا در مورد چگونه خوردن قسمت بزرگ کیک لیبیا فکر می‌کند؛ چون این سرزمین از جمله مستعمره‌های سابق آن می‌باشد. خام طمع‌گی‌های ایتالیا، علاوه بر مردم لیبیا برای جهانیان هم پوشیده نیست؛ اما لک‌بخشی‌های امریکا به مثابۀ "بخشیدن مال غیر به غیر مستحق آن" می‌باشد. بلی، این یک تعبیر سنجیده است؛ اما در واقع این طرف‌های درگیر داخلی می‌باشند که در غلامی باداری قرار دارند که به هدف صاحب شدن بر لیبیا مال از جیب دیگران می‌بخشد.

فرستادۀ سازمان‌ملل به لیبیا به صراحت تمام اعلان نمود که قضیۀ لیبیا در گرو دخالت‌ دولت‌های خارجی می‌باشد و این‌که طرف‌های داخلی قضیه به بیگانه‌گان وابستگی دارند، به این معنی‌که تنها علت بحران لیبیا دخالت‌های بیگانه‌گان و وابستگی طرف‌های داخلی می‌باشد.

روزنامۀ "دسان" بریتانیائی در ۹ اکتوبر ۲۰۱۸م از یک مقام بلند پایۀ بریتانیائی چنین نقل نمود: «استخبارات بریتانیا به نخست‌وزیر تریزامی گزارشی را تقدیم نمود که پوتین می‌خواهد لیبیا را به سوری‌های جدید تبدیل نموده و نیروی نظامی‌اش را برای تأثیرگذاری بر غرب در آن جا مستقر نماید. این‌که ده‌ها مأمور تعلیم‌یافتۀ استخبارات نظامی روسیه و همان طور ده‌ها مأمور کلیدی نیروهای سبیستاز که بخشی از نیروهای ویژۀ وابسته به اردوی روسیه می‌باشند، همین اکنون در شرق لیبیا حضور دارند که در حال آموزش می‌باشند و در آن‌جا دو پایگاه نظام روسی است که در شهرهای "بنغازی" و "طبرق" زیر پوشش شرکت نظامی روسی بنام "واگنر" فعالیت می‌کنند و شواهد عینی نیز این واقعیت را تأکید می‌کنند.» سپس در همان روز آژانس خبری "اسپوتنیک" روسی از زبان مسئول کمیتۀ توسعۀ روابط خارجی روسیه در پارلمان این کشور در واکنش به گزارش روزنامۀ "دسان" بریتانیا را چنین متهم کرد: «بریتانیا قصد دارد حضور روسیه را در لیبیا مورد هدف قرار دهد. بریتانیا کمپاین اتهامات هماهنگ شده‌ای را علیه نیروهای نظامی روسی راه‌اندازی نموده است؛ البته آنگلو-ساکسون(انگلیسی‌ها و امریکای‌ها و سیاسیون‌شان) نمی‌توانند این واقعیت را بپذیرند که ما قادر به آرایش هوشمندانۀ نیروی نظامی بوده و می‌توانیم که با تمام بازیگران سیاسی هم‌زمان تعامل همه‌جانبۀ دیپلوماتیک داشته باشیم.»

بریتانیا نقش روسیه را کشف نموده و می‌داند که امریکا برای جلوگیری از نفوذ اروپائی‌ها در لیبیا خواستار وارد شدن روسیه در این بازی می‌باشد؛ حال‌آن‌که در حال حاضر در خاورمیانه لجام روسیه در دست امریکا می‌باشد. از این‌رو روسیه نمی‌تواند در سرزمین‌های خاورمیانه بدون اجازه و راهنمائی‌های امریکا مداخله نماید، زیرا واقعیت طوری به نظرمی‌رسد که گویا روس‌ها طرف قضیه‌ای می‌باشند که به توافقنامۀ "وین" که در سال ۱۹۶۱م بین "خرشچف" رئيس جمهور سابق روسیه و همتای امریکائی آن "کیندی" مبنی بر این‌که خاورمیانه منطقۀ مربوط امریکا بوده، منعقد گردید که در این امر متعهد بوده و بدون اجازۀ امریکا در امور آن مداخله نمی‌کنند؛ بلکه در برابر نفوذ اروپا به حمایت امریکا می‌پردازد. همان‌گونه که نمونۀ آن را در سوریه مشاهده می‌نماییم، طوری‌که بعد از چند سال از وقوع انقلاب سوریه علیه نظام سوریه گذشت، روسیه به اجازه و دستور امریکا به سوریه مداخله نمود و بعد از این‌که پوتین رئيس جمهور روسیه با اوباما رئیس جمهور سابق امریکا در ۲۹ سپتمبر ۲۰۱۵م در نیویارک ملاقات کرد و اوضاع سوریه را موضوع مورد بحث قرار دادند، پوتین بعد از بازگشت از نیویارک در نشست دوما موافقۀ مداخله را در سوریه دریافت و در روز بعدی آن اعلان کرد که به یاری نظام سوریه خواهم پرداخت. از این‌رو تا اکنون هماهنگی‌های روسیه و امریکا هم‌چنان ادامه دارد.

بنابر این، امریکا بلقاسم حفتر، مزدورش را مأمور ساخت تا روابطش را با روس بر قرار نماید و در مقابل وعده داد که برای به دست آوردن مناطق بیشتری به وی کمک خواهد کرد، به ویژه بنغازی و شهرهایی‌که ممکن بود در ماه جون ۲۰۱۷م تحت کنترول وی قرار گرفته و به همین ترتیب در ازای تأمین نفوذ امریکا در لیبیا، تسلط بر طرابلس و بدست گرفتن حکومت، قدرت و رئيس جمهوری لیبیا را برای وی وعده داد؛ اما با آن‌که حفتر به امریکا وابسته بوده، برای دستیابی به اهداف شخصی خود نیز از روسیه کمک می‌خوا هد.

این واقعیت لیبیا است که استعمارگران اروپائی و استعمارگران امریکائی در آن مداخله می‌کنند و هم‌چنین استعمارگران روسی-که برای جلوگیری از نفوذ اروپائی‌ها در لیبیا دارند- نقش خود را ایفاء می‌نمایند. امریکا از جاه‌طلبی‌های ایتالیائی‌ها و نیاز شدید آن‌ها به ثروت لیبیا؛ مانند: نفت، گاز و پرورشگاه‌های ماهی به خوبی آگاه می‌باشد. هم‌چنان فرانسه، انگلیس و ایتالیا برای حمایت از اقتصاد فروپاشیدۀ‌شان به دارائی‌های لیبیا نیاز مبرم دارند؛ اما امریکا می‌خواهد تنها بر قلۀ این دارائی‌ها نشسته و بزرگ‌ترین سهم را داشته باشد.

فاجعه این است که کشورهای استعماری؛ مانند سگان گرسنه بر ما حمله ورشده‌اند و هنوز هم حکام سرزمین‌های اسلامی دست از غلامی آن‌ها برنمی‌دارند. پس اگر حکام امت اسلامی دست از محافظت مزدوران وفادار کفار بردارند، این دولت‌های استعماری هرچند که قدرت‌مند هم باشند، هیچ چیزی را نخواهند بدست آورد. این حکام سرزمین‌های اسلامی تمام هم و غم‌شان به دست‌آوردن منافع شخصی‌شان است که هیچ باکی از مزدوری و وابستگی به کفار ندارند، مانند منافقان و دروغ‌گویان زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و این در حالی می‌باشد که الله سبحانه و تعالی آیات بسیاری را برای حرام قراردادن و پیروی از کفار نازل نموده و بر آن هشدار داده است.

راه‌حل نجات امت اسلامی از انتانی‌ها و ویروس‌های این حکام مزدور، حمایت از فعالیت‌های سخت‌کوشانه و صادقانۀ مخلصینی می‌باشد که افکار ناب اسلامی، بخصوص افکار مربوط به حکومت داری و سیاست را در میان امت عام نموده و علیه افکار سیکولری، دموکراسی و آزادی قدعلم نموده اند و به افشاءسازی توطئه‌های استعمارگران و مزدوران آن‌ها می‌پردازند؛ مخلصینی‌که از ارتباط حکام با کفار پرده برداشته و در سرنگونی آن‌ها برای رهبری این امت و تأسیس دولت خلافت برمنهج نبوت با تمام عزم، اراده و ثبات کمر بسته اند؛ دولتی‌که بزرگترین استعمارگران و جاه‌طلبان را به زانو درآورده و از مداخلۀ آن‌ها در سرزمین‌های اسلامی جلوگیری نموده و برای محافظت از دارائی‌ها و سرقت سرزمین‌های اسلامی دست این استعمارگران را قطع می‌نماید.

برگرفته از جریدۀ الریه

نویسنده: اسعد منصور

ابراز نظر نمایید

back to top

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه