سه شنبه, ۱۷ شعبان ۱۴۴۰هـ| ۲۰۱۹/۰۴/۲۳م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

  •   مطابق  
ورسای و مونیخ؛ کنفرانس‌های مکارانه‌ و ضد اسلام و مسلمین!
بسم الله الرحمن الرحيم

ورسای و مونیخ؛ کنفرانس‌های مکارانه‌ و ضد اسلام و مسلمین!

 (ترجمه)

حدودِ دو هفته قبل، دو کنفرانس مهم منعقد گردید. کنفرانس اول، کنفرانسی بود که در"لهستان" زیرِ نام صلح و امنیت در خاورمیانه، تحت نظارت امریکا منعقد شد که در این کنفرانس بیشتر از شصت دولت از جمله: کشورهای بحرین، سعودی، عمان، اردن، یمن... حضور داشتند. کنفرانس دوم، کنفرانسی نوبتی است که همه ساله در مونیخِ آلمان دایر می‌شود. کنفرانس ام‌سال نیز تحت نام "پنجاه‌وپنجمین کنفرانس مونیخ برای سیاست‌های امنیتی" برگزار شد.

بدون شک اشخاص پی‌گیر و آگاه مسائل سیاسی می‌دانند که در هردو کنفرانس، مسئلۀ مشترک، جنگ بر ضد تروریزم که منظور آن جنگ برضد اسلام است، می‌باشد. هرچند در ظاهر کنفرانس "ورسای" روی رفتارهای سیاسی و فعالیت‌های هسته‌ای ایران تمرکز شد؛ اما امریکا می‌داند: ایران شعاری‌ست که از زمان خمینی و انقلاب‌اش، آن را به‌نفع خود استفاده نموده و ایران برای انجام دادن این وظیفه‌اش به بهترین شکل کار کرده است. امریکا، ایران را شعاری برای رسیدن اهداف خود قرار داده؛ همان‌گونه که موجودیت القاعده، طالبان و جنایات داعش در عراق برای امریکا بهانه‌ای برای استعمال سلاح‌های کشتارجمعی بوده و حضورش را در سرزمین‌های اسلامی به همین بهانه‌ها مشروع جلوه داده است؛ پس امریکا از ایران به‌خاطر مشروع جلوه دادن حضورش در منطقه استفاده نموده و شعارهای امریکا در مورد ایران، که برجسته‌ترین موضوع کنفرانس "ورسای" بود، به خاطری‌که توجه مردم و منطقه را به این مسئله جلب نموده و افکار عامه را از سیاست‌های مرموزانۀ امریکا دور نگهدارد، استفاد می‌نماید؛ اما عمده‌ترین اهدافی‌که در پشت کنفرانس "ورسای" نهفته است، دو هدف اساسی بوده که از طرف امریکا راه‌اندازی شده است.

اول: هدف امریکا از کنفرانس "ورسای" این است که چهرۀ منحوس دولت یهود را از طریق چنین کنفرانس‌های برای مسلمانان مشروع جلوده داده و نمایش چهرۀ ناپاک این رژیم را در کنفرانس‌های بین‌المللی عادی سازد؛ چنان‌چه این مسئله از رفتار و نشست وزیر خارجۀ یمن با "نتنیاهو" وزیر خارجۀ دولت یهود به وضاحت دیده می‌شد. وقتی‌که "نتنیاهو" می‌خواست سخنرانی‌اش را آغاز کند، وزیر خارجۀ یمن مایک او را روشن و آماده ساخت و هم‌چنان وقتی‌که روزنامه‌نگاران از "عادل الجبیر" پرسیدند که آیا روابط سعودی با رژیم یهود، عادی خواهد شد؟ "عادل الجبیر" مطابق به‌خواست بادارش امریکا پاسخ داد.

"پامپیو" وزیر خارجۀ امریکا، در این کنفرانس از صفقةالقرن و حل قضیۀ فلسطین صحبت به‌زبان آورد؛ بناءً هدف امریکا از برگزاری این کنفرانس، علنی ساختن و عادی‌سازی نظام‌های عربی و دولت یهود بود؛ مخصوصاً امریکا درک نموده که حکام دولت‌های عربی می‌خواهند با یهود بنشینند و روابط‌شان را با این رژیم اشغال‌گر عادی سازند. "پامپیو" اظهار داشت که روابط بن سلمان، بن زاید و قابوس از آن دور نمی‌باشد.

دوم: عمده‌ترین موردی‌که در کنفرانس "ورسای" مورد بحث و منقاقشه قرار گرفت و به‌خاطر آن هدف کنفرانس "ورسای" دایر گردیده بود، جنگ علیه اسلام تحت نام جنگ با تروریزم می‌باشد. امریکا می‌داند؛ اگر مسلمانان دولتی داشته باشند، جهان به‌طرف آن‌ها می‌رود؛ به‌همین دلیل می‌خواهند که جلو این رویداد دیگرگون کننده را بگیرند؛ لذا در پی ایجاد ائتلافاتی؛ هم‌چون ناتوی عربی است.

کنفرانس نوبتی مونیخ که تحت نظارت اروپا و آلمان برگزار شد، برجسته‌ترین عنوان آن جنگ بر ضد تروریزم تحت نام جنگ علیه داعش بود. در این کنفرانس مانند کنفرانس "ورسای" جنگ بر ضد ایران را شعار ندادند؛ زیرا وزیر خارجۀ ایران در کنفرانس مونیخ حضور داشت؛ اما در کنفرانس "ورسای" دعوت نشده بود؛ با وجودی‌که کنفرانس مونیخ عناوین متعددی از جمله قضیۀ پناهندگان، مرزها و سلاح‌های بالستیکی را با خود داشت؛ اما برجسته‌ترین عنوان آن جنگ بر ضد تروریزم بود. واضح و روشن است که بارزترین عنوان کنفرانس مونیخ همین مسئله بوده؛ چنان‌چه رئیس این کنفرانس گفت: «حالا نشانه‌های مخرب و ویران‌کننده‌ای در نظم بین‌المللی دیده می‌شود و بر اروپا لازم است که نظم جدید بین‌المللی را جستجو کند.»

اروپا می‌داند تمام اقداماتی‌که امریکا به آن متوسل شده و انجام می‌دهد، به هدف ضربه زدن و پراگنده نمودن اروپا می‌باشد. اخراج امریکا از معاهدۀ امضاء شده بین امریکا و روسیه-که سه دهه دوام داشت- بر ضد اروپا بود. معاهده‌ای که به اساس آن روسیه از ساخت و ساز موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد جلوگیری می‌شد، بیرون شدن امریکا از این معاهده به معنی مسابقۀ تسلیحاتی جدیدی است که اروپا را مورد اصابت و هدف موشک‌های روسیه قرار می‌دهد؛ هم‌چنان بیرون شدن امریکا از توافق‌نامۀ ایران، که در سال 2015م به امضاء رسیده بود، نیز بر ضد اروپا می‌باشد. شرکت‌های اروپائی که در ایران تحت تحریم‌های اقتصادی قرار گرفت، به مراتب بیشتر از شرکت‌های امریکائی است. برعلاوۀ آن،‌ امریکا مالیات گمرکی زیادی را بر تمام کالاهای اروپائی وضع کرد که به میلیاردها دالر می‌رسد و به همین ترتیب، اگر مسائلی دیگری بر این تهدیدات امریکا اضافه کنیم، اخطار امریکا مبنی بر بیرون شدن‌اش از پیمان ناتو، سازمان تجارت... از تهدیدات امریکا بر ضد اروپا می‌باشد. بناءً از این مسائل درک می‌شود که اروپا بر امریکا اعتماد نداشته و از آن در هراس است. بدون شک اکنون روابط اروپا و امریکا در وزشگاه باد قرار گرفته و این مسئله‌ای‌ست که شبکۀ عربی اسکای نیوز آن را عنوان نموده است. البته این جنجال‌های اروپا و امریکا از چشم رئیس جمهور روسیه پنهان نمانده؛ چنان‌چه رئیس جمهور این کشور اروپا را در سخرانی خود مخاطب قرار داده گفت: «این‌که شما نمی‌خواهید موشک‌های امریکا را در خاک خود بپذیرید، چی دلیل دارید؟»

یقیناً امریکا و اروپا در جبهات مختلفی در جنگ‌اند؛ اما مهم‌ترین جبهۀ جنگ‌شان اسلام و مسلمانان و جلوگیری از ایجاد دولت اسلامی است؛ دولتی‌که امت مسلمه را جمع می‌کند. جبهۀ دوم جنگ امریکا و اروپا کشمکش‌هایی است که هرازگاهی ظاهر می‌شود و اختلاف بر سر منافع‌شان به‌وجود می‌آید. این اختلافات تا اکنون به نحوی پنهان مانده بود انگار این اختلافات تا حالا در زیر میز بود؛ اما اکنون این اختلافات بر روی میز آمده و احتمال می‌رود که در ماه‌های پیش‌رو به اشکال دیگری ظاهر شود.

بعضی توافق‌نامه‌هایی که دولت‌های کفری را دور هم جمع می‌کند، هویدا می‌سازد که آن‌ها دشمن مشترک دارند و آن اسلام، عقیدۀ اسلامی و مسلمانان است. اگر امریکا و اروپا از اسلام ترس نمی‌داشتند؛ بدون شک بار دوم مانند جنگ جهانی اول و دوم را به راه می‌انداختند و بدون شک، اگر کفار ترس این را نداشته باشند که اسلام به زودی به دولت مقتدری می‌رسد؛ هرگز به این شدت و خشم در برابر آن نمی‌جنگیدند. پس سوال اینست که آیا مسلمانان بر دین و اسلام‌شان اعتماد می‌کنند؟ بدون شک که هیچ عزتی برای امت مسلمه بدون کیان و دولت نخواهد بود و اگر بدون دولت به همین منوال بمانیم، امت مسلمه مانند کف دریا به همین شکل بی‌خاصیت باقی می‌ماند که هیچ وزنه و ارزشی در دنیا ندارند. بدون شک، چیزی‌که امت مسلمه را امت واحد می‌سازد، دولت خلافت است؛ دولتی‌که عزت و قدرتی در آن است که اگر قلدران و سران کفر بدانند که خلیفۀ مسلمانان در حال آماده کردن لشکری‌ست تا سرزمین‌های‌شان را فتح کند، به لرزه در می‌آیند.

﴿إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَنَرَاهُ قَرِيباً

[معارج: 6-7]

ترجمه: آنان آن روز را بعيد و دور می‌دانند و ما آن را ممكن و نزديك می‌دانيم.

برگرفته شده از: جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد ابوالمعتزباالله "اشقر"

ابراز نظر نمایید

back to top

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه