شنبه, ۱۷ ربیع الثانی ۱۴۴۱هـ| ۲۰۱۹/۱۲/۱۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

امریکا شکست‌اش را در افغانستان در پس دروغ‌های بزرگ پنهان نموده است Featured

واشنگتن پُست ادعا نموده که به اسناد محرمانه‌ی ۲۰۰۰ صفحه‌ای دست یافته است که واقعیت ۱۸ سال جنگ افغانستان را برملا می‌سازد. موضوع محوری اسناد افشا شده اینست که رؤسای جمهور امریکا، وزرا، دیپلمات‌ها و جنرال‌های امریکایی حقایق جنگ افغانستان را پنهان نموده و به مردم امریکا دروغ گفته‌اند، تا جنگ ناکام خویش را مؤفق جلوه دهند.

هرچند اسناد افشا شده بخشی از رقابت داخلی نهادهای امریکایی در قضیه افغانستان را به نمایش می‌گذارد که هدف آن فشار بالای نظامیان امریکایی برای کمک در پروسه‌ی صلح میان امریکا و طالبان است. اما این گزارش یک مورد بسیار مهم را در مورد سیاست امریکا برملا می‌سازد و آن این‌که دروغ، فریب و پنهان نمودن حقایق جزء لاینفک سیاست سرمایه‌داری پنداشته می‌شود و امریکا منحیث بزرگ‌ترین علم‌بردار و حامل این ایدیولوژی به خوبی آن را تمثیل می‌کند. زیرا طبق نقل قول یکی از رهبران سرمایه‌داری؛ برای پنهان نګهداشتن یک دروغ، هزار دروغ دیګر را باید بافت.

دموکراسی ـ سرمایه‌داری میدان سیاست را به سان یک حوض آب بازی می‌داند که قبل از وارد شدن به آن باید لباس ارزش‌ها، اخلاق و صدق را باید از تن بیرون کشید و به‌شکل پراگماتیک در آن به شنا پرداخت. بلی، سیاست امریکا یک سیاست ماکیاولیستی می‌باشد که فریب، وحشت، جنایت و بازی با افکارعامه در آن مهارت و دستاورد پنداشته می‌شود.

امریکا از همان اوایلی که قصد اشغال افغانستان را نمود اولین قدم‌اش با دروغ‌های بزرگ گره خورده بود. مبارزه با تروریزم و مواد مخدر، محو فساد، ملت‌سازی و غیره از دروغ‌های بزرگی بود که اشغال افغانستان را با آن توجیه کرد. در حالی‌که هم گذشت زمان و هم زبان‌های خودشان هزار چهره‌گی و نفاق این موجود استعمارگر و جنایت‌پیشه را واضح ساخت. چنانچه در این گزارش مصاحبه درج‌شده‌ی «جیمز دابنز» -نماینده‌ی ویژه اسبق امریکا در افغانستان و پاکستان- نفاق امریکا را بخوبی واضح می‌سازد: "ما کشورهای فقیر را اشغال نمی‌کنیم که آنها را ثروتمند می‏سازیم، ما به دیکتاتوری‌ها حمله نمی‌کنیم که آنجا دموکراسی را حاکم نماییم؛ بلکه ما به کشورهای پرخاش‌گر و خشن حمله می‌نمایم تا آنجا صلح برقرار کنیم و آنچه آشکار است در انجام این ماموریت در افغانستان ناکام ماندیم."

در نتیجه، مردم مسلمان افغانستان باید درک کرده باشند کشوری که بنیاد تعامل و سیاست‌های خویش را با افغانستان بر دروغ و فریب و جنایت بنا نموده، باید بر جبین او تاپه‌ی نفاق و فریب زده شود؛ نه دوست استراتیژیک. درین ۱۸ سال، وعده‏های امریکا جز دروغ وفریب چیزی درپی نداشته است. دروغِ محو فساد و مواد مخدرِ دیروز با وعده‌های دروغین صلح و خاتمه‌ی جنگِ فردا هیچ تفاوتی ندارد.

پس مردم مسلمان افغانستان علیه اندیشه دروغ‌پرور دموکراسی و حاملین اشغال‌گر آن بیاستند و از اشتراک در پروسه‌های امریکایی مانند پروسه صلح بپرهیزند تا دروغ‌های بزرگ امریکا خودش را تباه کند وهمچو اتحاد شوروی، مردم افغانستان جشن شکست امریکا را نیز شامل تقویم خویش سازند. این مأمول زمانی اتفاق می‌افتد که مردم مسلمان و مجاهد افغانستان زمام امور را از دست اشغال‌گران بدست خویش گرفته و دولتی بر اساس ارزش‌های اسلام بناء نمایند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر - ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

خیانت بعدی، جلو‌گیری از فراخوانی مسلمین و لشکرهای‌شان به منظور آزاد‌سازی فلسطین و حمایت غزه است

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

شباب حزب‌التحریر-ولایه تونس و حامیان آن به روز‌های جمعه و شنبه، به تاریخ 29 و 30 نوامبر 2019م بعد از آگاهی مقامات ذیربط و پذیرش آن‌ها؛ مکانی را در شهر "حمامات" در المروج به خود اختصاص داده و موقف خود را تحت عنوان «انقلاب تونس؛ آغاز حمایت از غزه و آزاد‌سازی فلسطین است» را اعلان کردند. اگرچه سازمان‌دهنده‌گان این حرکات با موجودیت سیلی از نیرو‌های امنیتی که از فعالیت‌های هواداران و نوکران ابن علی خائن مانند قبل جلو‌گیری کردند، روبه‌رو شدند. در واقع؛ خیانت‌اصلی اینست که حاکمان ما حاکمیت یهود و کفار را می‌پذیرند و از انجام مراسم‌مذهبی و دینی یهود و کفار در جزیره "جربه" بعد از تبدیل این جزیره به پایگاه نظامی و امنیتی حمایت می‌کنند؛ در عوض مردم ما در انقلاب تونس از حمایت برادران و خواهران ما در غزه و فلسطین ممانعت می‌شوند. اما باید دید که نفع بیش‌تر جلو‌گیری از چنین فعالیت‌ها نصیب کی خواهد شد؟ آیا پیام شباب حزب‌التحریر به منظور بسیج‌سازی ارتش و حمایت از فلسطین و مسجدالاقصی تسخیر شده، مربوط حکام ما می‌شود یا حاکمیت یهود؟

عجیب است؛ در سرزمین زیتون و قیروان دفاع از هم جنس‌گرایی، حمایت از پیمان‌سیداو و دور‌ساختن مسلمانان از هویت‌اسلامی جایز، ولی دعوت مسلمین برای تطبیق اسلام و آزاد‌سازی مکان‌های مقدس اسلامی ممنوع شده است! بدون شک؛ مرتکبین چنین اعمال‌زشت، سزاوار  فضاحت درین دنیا و عذاب درد‌ناک در آخرت خواهند بود. در اصل جلو‌گیری از حرکت‌سیاسی بر اساس قوانین اسلامی، جرم سنگین پنداشته می‌شود؛ لذا اگر ممانعت از دعوت مسلمین و ارتش آن‌ها به منظور حمایت از غزه و مقابله با حملات وحشیانه یهود، آزاد‌سازی فلسطین و مسجدالاقصی از حاکمیت غاصبین باشد، پس بدون شک این کار، مادر تمام گناهان خواهد بود. اگر سازش و مصلحت با حاکمیت‌یهود، خیانت بزرگ است؛ پس وای به حال کسی‌که در تلاش کسب حمایت کفار، حاکمیت‌یهود و جلو‌گیری از حمایت غزه و آزادسازی الاقصی است. پس این را باید واضحاً بدانید که این ممانعت‌ها شباب حزب‌التحریر را از بیداری امت مسلمان و ارتش آن برای آزاد‌سازی فلسطین، هرگز دل‌سرد نخواهد ساخت. اما کاری را که هواداران این رژیم انجام دادند، در واقع لکه بد‌نامی بود که به ریکورد حکامی‌که فلسطین را فروختند، افزوده شد. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ

[آل عمران: 112]

ترجمه: هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به الله (و تجدید نظر در روش ناپسند خود) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن) و به خشم الله گرفتار شده‌اند و مهر بیچارگی بر آن‌ها زده شده، چرا که آن‌ها به آیات الله کفر می‌‌ورزیدند و پیامبران را بناحق می‌کشتند. این‌ها بخاطر آن است که گناه کردند و (به حقوق دیگران) تجاوز می‌نمودند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه تونس

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

آیا پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم "دولت ملت" را تأسیس کرد؟!

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

محمد‌الجنید پس از این که به تاریخ 5 نوامبر 2019م به‌حیث معاون نخست‌وزیر حکومت‌مردمی یمن، "دولت ملت" به تازه‌گی‌ها مقرر شد؛ برای اولین بار با توافق‌نظر ذکریا‌الشامی وزیر‌ترانسپورت، علی‌القیسی وزیر مدیریت‌محلی و ادریس‌الشراجبی وزیر خدمات‌ملکی طی جلسه‌ای به تاریخ 19 نوامبر 2019م بالای تشکیل حکومت‌مردمی تأکید نموده گفتند که رسیده‌گی سریع نهاد‌های ذیربط و عملی نمودن فرامین رئیس شورای‌عالی سیاسی؛ در واقع انعکاس‌دهنده مبارزه علیه فساد، تقویت شفافیت‌امور و گام‌مفید بسوی ساختار حکومت‌مردمی، عاری از فساد و اشخاص مفسد می‌باشد. گزارش نشر شده به تاریخ 19 نوامبر 2019م توسط دیلی‌نیوز پیپر در یمن.

نزدیک به یک سال می‌شود که حوثی‌ها با استفاده از اصطلاح دولت ملت، پیروان خود را امید می‌دهند که بر اساس روش‌قرآنی حکومتی را مبنی بر اسلام تاسیس کنند. متأسفانه آن‌ها از زمان صدور طرح‌اولیه حکومت‌داری تحت نام "دولت ملت" به تاریخ 29 ژوئن 2019م الی تصویب آن توسط شورای‌سیاسی به تاریخ 26 مارس 2019م خاموشی خود را حفظ کردند. ضمناً این نوع حکومت‌داری توسط رسانه‌های متعددی فضاگیر و اصطلاح "دولت ملت" را به آن ارحجیت بخشیدند. این اولین بار است که سخنگوی یکی از مقامات‌دولتی، قصد و نیت حوثی‌ها را برای تشکیل حکومت‌مردمی به شکل بسیار واضح و بدون ابهام افشا می‌سازد.

دولت ملت؛ نوع حکومت‌داری غربی‌ست که در آن دین هیچ دخالتی در قانون‌گزاری، قضا و اجرایی‌شدن قوانین ندارد. بر عکس؛ در این نوع حکومت‌داری پذیرش ‌دین برای هر شخص، آزاد گذاشته می‌شود که آیا دین را قبول کند یا خیر. این نوع حکومت‌داری همان طرحی‌ست که در سیاست و افکار شورای‌عالی سیاسی یمن به خوبی مشاهده می‌شود. چنین گفته می‌شود که این حق مردم یمن است تا بر اساس قوانین "دولت ملت" امور‌شان تنظیم گردد. اما سوال این جاست که آیا پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم که از میلاد وی اخیراً تجلیل گردید، بعد از پیمان دوم عقبه و ملقب نمودن آن‌ها به انصار، نوع حکومت‌داری "دولت ملت" را در مدینه تأسیس کرد و یا هم دولت‌اسلامی را؟!

آیا این موضوع اصلاً برای شما مهم است و یا هم درین موضوع گاهی احساس گناه نمی‌کنید که در ماه ربیع‌الاول و آن هم بعد از تجلیل میلاد پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم، پلان احیای حکومت‌مردمی را در یمن مطرح کردید؟ آیا فکر نمی‌کنید که در این مورد از پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم نافرمانی کردید؟ و یاهم فکر می‌کنید که پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم برای شما مشخص نموده است که در اخیر این ماه باید حکومت‌غربی "دولت ملت" را احیا کنید؟! در حقیقت شما و سلف شما نیز در پیروی از طاغوت و نافرمانی اوامر الله سبحانه‌و‌تعالی در حکومت‌داری یمن سبقت نموده اید! دساتیر الله سبحانه‌و‌تعالی در ارتباط با حکومت‌داری کاملاً واضح و آشکار در قرآن ذکر گردیده است. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ

[مایده: 49]

ترجمه: و در میان آن‌ها ( اهل کتاب) طبق آنچه الله نازل کرده است، داوری کن!

﴿فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ

[مایده: 48]

ترجمه: پس بر طبق احکامی‌که الله نازل کرده در میان آن‌ها حکم کن. از هوی و هوس‌های آنان پیروی نکن و از احکام الهی روی مگردان!

﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

[نور: 63]

ترجمه: پس آنان که فرمان او را مخالفت می‌کنند باید بترسند از این که فتنه‌ی دامن‌شان را بگیرد یا عذابی دردناک به آن‌ها برسد.

پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم نیز ما را از متابعت و پیروی‌قوانین "دولت ملت" منع نموده است.

«لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ حَتَّى لَوْ دَخَلُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوهُ» قالوا: اليهود والنصارى؟ قال: «فَمَنْ؟»

ترجمه: شما از راه و روش ملت‌های قبلی خویش، وجب‌به‌وجب تقلید می‌کنید؛ حتی به اندازۀ که اگر آن‌ها داخل یکی از سیاه‌چال شوند، به تعقیب شان خواهید رفت. از وی صلی الله علیه‌و‌سلم سوال شد که ای پیامبر الله (سبحانه‌و‌تعالی) آیا منظور شما یهود و نصارا‌ست؟ وی صلی الله علیه‌و‌سلم گفت: «دیگر کی می‌تواند باشد؟»

در اصل "دولت ملت" نوع حکومت‌داری سیکولری‌ست که حاکمیت و قانون‌گزاری بر اساس وحی‌الهی صورت نمی‌گیرد. در واقع "دولت ملت" نوع حکومت‌داری ظالمانه و مفسدانه‌ای‌ست که هیچ بخش آن در اسلام جای‌گاه ندارد. برای مسلمین حرام است تا این نوع حکومت‌داری را اتخاذ، عملی، حمایت و برای تطبیق آن دعوت نمایند. "خلافت" نظام حکومت‌داری اسلام است که در اواخر جنگ‌جهانی اول از صحنه تطبیق دور گردید. ما از مردم یمن می‌خواهیم تا با حزب‌التحریر در راستای تأسیس دولت خلافت‌راشدۀ ثانی کار‌کنند و "دولت ملت" را که توسط غرب شیطان‌صفت در سرمین مبارک ایمان "یمن" تحمیل‌کرده است را، ریشه‌کن سازیم.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه یمن

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

توافق ریاض؛ بازی سیاسی کثیف برای تقسیم قدرت

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

سه‌شنبه، ۵ نوامبر ۲۰۱۹م سلیم الحنبشی، به نمایندگی از هادی و ناصرالخبجی، به نمایندگی از حکومت انتقالی، توافق‌نامۀ ریاض را به‌منظور خاتمه دادن به درگیری که از ۲ آگست/اوت ۲۰۱۹م بین نیروهای‌شان به راه افتاده‌بود، به امضاء رساندند. این توافق ایجاد دولتی با حداکثر ۲۴ وزیر، تقسیم مساویانۀ پست‌های وزارتی بین شمال و جنوب و صلاحیت هادی برای تقرر چند والی/استاندار به ولایات/استان‌های جنوبی را دربر می‌گیرد. هم‌چنان، آنان بر اتحاد نیروهای ارتش و شورای انتقالی و ضمیمۀشان به وزارت دفاع، بازسازمانی نیروهای امنیتی تحت ادارۀ وزارت داخله/وزارت کشور بازگرداندن آن‌عده از نیروهای ارتش که مواضع‌شان را ترک کرده‌بودند، برای اشتراک در جنگ در ولایات/استان‌های عدن، ابین و شبوه و تشکیل کمیته‌ای به‌سرپرستی ائتلاف به رهبری سعودی برای تعقیب تطبیق این توافق‌نامه، موافقت کردند. در واقع، این توافق‌نامه پس از جنگی‌که ده‌ها کشته و صدها زخمی برجای گذاشته و هنوز پایان نیافته‌است، به امضاء رسیده‌است. هم‌چنان، محمد بن سلمان، ولیعهد رژیم نجدی و مزدور امریکا و محمد بن زاید، غلام انگلیس، نیز در امضای توافق ریاض سهم داشتند.

این توافق‌نامه فشار امریکا و پیروانش بر امارات متحدۀ عرب، یعنی انگلیس را نشان می‌دهد تا از یمن خارج شود و زمینه را برای شورای عالی جنبش انقلابی، گروه باووم (جنبشی واقعاً طرف‌دار امریکا) و گروه‌هایی از این قبیل به‌منظور رقابت با هادی، شورای انتقالی و پیروان‌شان بر سر حاکمیت جنوب یمن فراهم کند. برعلاوه، خروج نیروهای امارات از جنوب یمن به نیروهای ریاض کمک می‌کند تا زمینۀ حضور جنبش باووم را در یمن تسهیل کنند و مزدوران امریکا را به سهم‌گیری در حاکمیت جنوب یمن بکشانند، چون هم هادی و هم شورای انتقالی مزدوران انگلیس اند و درگیری بین‌شان برای محو کردن تحرکات امریکا است.

حزب‌التحریر در پاسخ به پرسشی به‌تاریخ ۱۳ آگست/اوت ۲۰۱۹ م چنین بیان کرد: «در سال ۲۰۰۷م، حرکتی در جنوب یمن به‌نام جنبش الحراک جنوبی به رهبری حسن باووم، یک فعال مخالف، با همکاری امریکا و پشتوانۀ ایران رسماً اعلان وجود کرد... انگلیس از این حرکات هراس داشت تا آن‌که ترس‌اش پس از مرگ صالح و کاهش نفوذش با گسترش نفوذ حوثی‌ها در شمال به اوج رسید. سپس تمام تلاش‌اش را برای ایجاد یک نیروی جنگی در جنوب به‌کار برد تا حداقل سهمی در جنوب و برگ برنده‌ای در حاکمیت یمن داشته‌باشد... پس از آن‌که متوجه شد دیگر بالای هادی در مسائلی‌که عربستان بر او تسلط دارد، اعتماد کرده نمی‌تواند، بناءً به فکر تمرکز نفوذش در جنوب افتاد. انگلیس از امارات متحدۀ عرب خواست تا در جنبش جنوبی نفوذ کند و یا با تشکیل جنبشی تازه برای رهبری منطقه، این گروه را به حاشیه بکشاند... این‌گونه، انگلیس بر امارات و پیروان‌اش فشار آورد تا جنبشی هم‌تراز با جناح باووم با داشتن سهم بیشتر در جنوب ایجاد کند؛ سرانجام آن‌چه را به دنبال‌اش بودند در عیدروس الزبیدی یافتند. ...» امروز امریکا از طریق بن سلمان می‌خواهد با آوردن مزدوران‌اش بر اریکۀ قدرت جنوب و فشار بر هادی و شورای انتقالی برای مذاکره با حوثی‌ها، نفوذ انگلیس را ازبین ببرد.

این توافق ثابت می‌کند که حکام این سرزمین و سرزمین‌های منطقه حاضر در توافق مذکور عملاً بردۀ غرب کافر، مخصوصاً انگلیس و امریکای استعمارگر اند. این استعمارگران می‌خواهند بر کل سرزمین تسلط داشته باشند، حال‌آن‌که حکام مذکور تنها تماشا می‌کنند و امریکا و انگلیس بازیگران اصلی اند. این توافق در مطابقت با طرزالعمل‌های سرمایه‌داری شکل گرفته‌است و احکام اسلام در آن هیچ جایگاهی ندارد.

استفاده از نیروی نظامی برای رسیدن به اهداف سیاسی به یک رسم مشروع در یمن مبدل شده‌است. انگلیس از شورای انتقالی کار گرفت ولی امریکا جرأت نکرد حتی یک کلمه بگوید، چون خودش نیز از عین روش برای سپردن ادارۀ صنعا به حوثی‌ها کار گرفته‌بود.

ما می‌دانیم که مردم شمال و جنوب یمن آرزوی زندگی زیر چتر اسلام را دارند، ولی به‌دلیل وجود چنین حاکمانی‌که به‌غیر آن‌چه الله سبحانه وتعالی فرستاده‌است، حکم می‌کنند، چیزی جز سختی و مشقت را در زندگی حاصل نکرده‌اند؛ الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً﴾

[طه: ۱۲۴]

ترجمه: و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت!

ما مخالف راه‌حلی نیستیم که به خون‌ریزی میان این امت دارای عقیدۀ واحد پایان دهد و مطمئناً می‌دانیم که اسلام افراد و گروه‌ها را تشویق کرده‌است تا کنار یکدیگر بیایند؛ ولی تا زمانی‌که این حکام با دشمنان امت، یعنی غرب کافر و سازمان ملل، همکاری کنند، تا زمانی‌که غرب کافر در امور کوچک و بزرگ‌شان دخالت کند و تا مادامی‌که این درگیری در کشور وجود داشته‌باشد، این توافق مردم یمن را از این درد و رنج عظیم نجات نخواهد داد. بناءً تا هنگامی‌که چنین وضعی بر یمن حاکم باشد، حلقۀ جنگ پابرجا خواهد ماند، مگر آن‌که الله سبحانه وتعالی به تأسیس دولت خلافت اراده کند.

حزب‌التحریر از صاحبان ایمان و خرد در شمال و جنوب یمن و از تمام مسلمانان دعوت می‌کند تا برای تأسیس خلافت راشدۀ ثانی به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم که الله سبحانه وتعالی وعده‌اش را داده‌است و سرورمان حضرت محمد صلی الله علیه وسلم مژدۀ بازگشت‌اش را دادند، فعالیت کند تا اسلام حاکم و عدالت برقرار شود، نیکی گسترش یابد و کسانی‌که امروزه از ظلم و بی‌عدالتی این دولت سیکولر رنج می‌برند، زیر سپر دولت اسلام محفوظ بمانند. رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی به روایت از نعمان بن بشیر رضی الله تعالی عنه فرمودند:

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: سپس خلافت به‌طریقۀ نبوت خواهد آمد.

حزب‌التحریر – ولایه یمن

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

حکومت عراق در میان فشار‌های خیابانی و حرص و آز احزاب حاکم ناپدید شده است

  • نشر شده در عراق

(ترجمه)

با توجه به تشدید اعتراضات مردمی که در شهر بغداد و بعداً به فرمانداری‌های استانی/حکومت‌های ولایتی مرکزی و جنوبی عراق گسترش یافت، وارد دومین ماهش شده است. این خیزش مردمی در نتیجه نارضایتی‌ها و جرایمی‌ست که توسط دست‌نشانده‌های سمبولیک علیه مردم انجام شده و هم‌چنین فساد مالی و اداری که این سرزمین را در گودال بدبختی فرو برده است، آغاز گردید. بناءً تقاضای جمعیت خشمگین مظاهره‌کننده‌گان در واقع لغو تمامی روندهای سیاسی بود. به حکومت عادل عبدالمهدی لازم بود تا سریعاً به مطالبات و خواسته‌های مشروع مردم پاسخ ارایه می‌نمود و ورقه استعفای خود را امضاء و شکست خود را می‌پذیرفت. مگر ما کاملاً مخالف این امر را مشاهده کردیم، طوری‌که نخست وزیر بخاطر سرکوب مردم، نیروهای مسلح را در صبح صادق روز پنجشنبه به تاریخ 28 همین ماه، به شهر ناصریه فرستاد. فلهذا نیروهای مسلح به محل تظاهرات هجوم بردند و خواستند با شلیک گلوله توسط سلاح ثقیله و ناریه اعتراضات مردمی را سرکوب و تجمع تظاهر‌کننده‌گان را پراکنده‌ کنند که در نتیجه آن قتل‌های عمدی صورت گرفت و 46 تن کشته و 200تن زخمی شدند. بدین سان، این امر دلیل واضع بر این‌ست که دولت حاکم برای حفظ بقایش در قدرت تلاس می‌نماید و هر مانعی که سد راه سود‌های حرام و ممنوعه آنان قرار بگیرد را نمی‌پذیرند، حتی به قیمت درد و رنج اهل‌شان و حتی به قیمت نابودی تمام مردم شان نیز تمام شود و نیز به سرقت هر آن چیزی‌که مال آنان نیست می‌‌پردازند. 

با این‌حال، ما مطمئین هستیم که امریکای کافر، کسی‌که این گروه فاسد را به میان آورده و برای آن‌ها اقتدار گذاشتن خنجر را بالای گردن‌های مردم  عطاء نمود تا تخریبی را که ماشین کثیف جنگی شان نتوانست توسط آن‌ها انجامش بدهند. بدین ملحوظ، یگانه دلیلی‌ست که از حضور همچو رهبران در قدرت  فایده حاصل نموده و نیز اوضاع کشور را نظارت می‌کنند. ‏اگر آن‌ها موفق به سرکوب تظاهر‌کننده‌گان توسط یک راه حل امنیتی یعنی با زور تفنگ شوند، آن‌ها در قدرت خواهند ماند و اگر آن‌ها شکست بخورند، آن‌ها را به شکلی عمدی دور می‌اندازند و در نهایت آنان را با اشخاصی جایگزین می‌کند که به خیانت و خدمت به دشمنان امت ادامه می‌دهند... ‏فلهذا منتظر غضب شدید الله سبحانه وتعالی باشید که در نتیجه تقدیم عمل تان انجام داده اید و هیچ چیز مسلمانان را از شر شما نجات نخواهد داد؛ مگر اعلام لغو دموکراسی کفری و حاکمیت توسط شریعت الله سبحانه وتعالی که از طریق آن شما در امان خواهید بود و کرامت انسانی را به‌دست می‌آورید.

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

[مائده: 50]

‏ترجمه: ‏‏آيا (آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه الله (سبحانه وتعالی) نازل كرده است سرپیچی می‌كنند و) جویای حكم جاهلیت (ناشی از هوی و هوس) هستند؟ آیا چه كسی برای افراد معتقد بهتر از الله (سبحانه وتعالی) حكم می‌كند؟‏

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه عراق

مترجم: زکریا وهاج

ادامه مطلب...

نجات جامعه از چنگ فساد، به احیای مجدد احکام اسلامی وابسته است

  • نشر شده در ترکیه

 (ترجمه)

در ششمین دورۀ شورای دینی که توسط هیئت عالی ریاست امور دینی از تاریخ ۲۵ تا ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹م در انقره برگزار شد، چندین مباحثه به هدف شناسایی راهکارهای جدید خدمات امور دینی صورت گرفت که علت‌اش تأثیر فهم‌های دینی بر یک چارچوب اجتماعی – فرهنگی تحمیل شده بر دنیای امروز، رابطۀ دین بر زندگی و آیندۀ دین بود. این نشست با مشارکت اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه و خوانش بیانیۀ پایانی ۳۷ ماده‌ای پایان یافت. در این بیانیه آمده‌بود: «تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سراسر جهان در نتیجۀ تأثیرات جهانی‌سازی و بسیاری از دلایل دیگر اوج گرفته‌است. هم‌چنین، اعتقادات دینی، ارزش‌های اخلاقی و فرهنگ ملی نیز مورد تهدید واقع شده‌است. از جانب دیگر، تأثیرات جهانی شدن نوعی فرهنگ عامه را شکل داده‌است که به ارزش‌ها و باورهای مذهبی، حتی برای کودکان و جوانان، اهمیت نمی‌دهد. این شرایط جدید، زندگی دینی را پیچیده می‌کند، میکانیزم‌های استقامت مسلمانان را تضعیف می‌کند و بر درک آینده سایه‌ می‌افگند.»

بر علاوه، پیشرفت علم و تکنالوژی شیوۀ تفکر علمی را در مقیاسی وسیع جایگزین دین کرده و به عامل تهدید وجود دین و نقش‌اش در زندگی مبدل شده‌است؛ بنابرین جریان‌های نوین دینی را شکل داده‌است که درک درست از دین ندارند. در نشست مذکور بر تصامیم مهمی جهت مقابله با این تغییرات اجتماعی – فرهنگی که باعث فساد افراد و جامعه شده‌است تأکید شد؛ اما ریشۀ اصلی مشکلات و دلایل و راه‌حل‎های صحیح مبتنی بر عقیدۀ اسلامی نادیده گرفته شد.

در حقیقت، عامل این تغییرات اجتماعی – فرهنگی و دوری امت مسلمه از دین‌‌شان، این دولت و تطبیق نظام سیکولارش در جامعۀ ترکیه است. از زمان تصمیم شوم دولت سکولار ترکیه مبنی بر سقوط دولت خلافت در سال ۱۹۲۴م و تأسیس ریاست امور دینی جهت فراهم‌آوری شرایط مناسب برای زندگی دینی –آن‌گونه که خودشان ادعا می‌کنند– تحت چتر نظام دموکراتیک، این دولت یکجا با چنین نهادهایی مفاهیم دینی را جهت سازگاری‌شان با نظام سیکولار، بدون توجه به نظام کفری حاکم در جامعه و بدون کمترین بحث در مورد تغییرش، گسترش داده‌است.

ریاست امور دینی نتوانست جامعه را از شر اوضاع فاسد جاری نجات دهد. شما هرگز نمی‌توانید مطابق به دین‌تان زندگی کنید و نه می‌توانید تحت سایۀ این نظام سیکولار از آن دفاع کنید؛ زیرا اسلام یکجا با عقیده و احکام‌اش، یک نظام زندگی است که تمام ابعاد زندگی انسان‌ها را شامل می‌شود. ریاست امور دینی اسلام را صرف یک آیین عبادی می‌داند، به تدریس و اشاعۀ آن می‌پردازد، مساجد و امامان جماعت را در این چارچوب بسیج می‌کند و سعی دارد کیان خانواده را توسط نصاب نوگرای محصول غرب حفظ کند؛ غافل از این‌که حتی اگر دانشمندان برجستۀ علمی و دانشگاهی را به بهترین شکل ممکن تربیت کنند، متأسفانه باز هم قادر به حصول نتیجۀ مطلوب نخواهند شد.

بنابرین، آن‌ها جز هدر دادن تلاش‌های مخلصانۀ فرزندان امت و ضیاع بیشتر وقت، توانایی پیش‌برد کار دیگری را نخواهند داشت. به همین دلیل، نتایج به دست آمده توسط فعالیت‌های ریاست امور دینی برای هر صاحب خرد به وضوح قابل مشاهده است.

شکی نیست، تلاش‌های مخلصانه‌ای‌که جهت اشاعۀ امور دینی انجام می‌شود، شایستۀ تقدیر و تحسین است، اما آن‌چه برای ریاست امور دینی و دانش‌پژوهان لازم می‌باشد، ترس از محاسبۀ الله سبحانه‌وتعالی است. آن‌ها باید بدون ترس اظهار کنند که منبع فساد امت و جوامع اسلامی حکام و روشن‌فکران اند و از ملامت هیچ ملامت‌گری در آوردن تغییر اساسی هراس نداشته باشند. آن‌ها باید در صدد این باشند كه طریقۀ زندگی اسلامی را به صورت كاملاً انقلابی از سر گیرند و دولت مقتدر خلافت اسلامی را، مطابق با وعدۀ الله سبحانه‌وتعالی و بشارت رسول‌الله صلی‌علیه‌وسلم، مجدداً برپا كنند؛ در نتیجه این دولت مقتدر نظام‌های کفری را از سرزمین‌های اسلامی نابود می‌کند تا دوباره هرگز جرأت بازگشت به سرزمین‌های‌مان را نداشته باشند. آگاه باشید که بدون این راه‌حل، هیچ راه دیگری جهت خاتمه دادن به ویرانی و فساد جاری وجود نخواهد داشت.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

(انفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه‌وتعالی) و رسول‌اش (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) را اجابت کنید، هنگامی‌که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد و بدانید الله (سبحانه‌وتعالی) میان انسان و قلب‌اش حایل می‌شود و همۀ شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه ترکیه

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...

افکار عمومی حوثی‌ها برای پذیرش رژیم آل‌سعود آماده و جهت داده می‌شود

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

طی چند ماه گذشته، خصوصاً از سپتامبر تا اکنون، حوثی‌ها از ترس این‌که مبادا جنگجویان تحت رهبری‌شان در مرز شمالی سایکس-پیکو در یمن تحت تأثیر قرار نگیرند، مذاکرات انجام شده در مسقط میان آن‌ها و آل سعودِ تحت حمایت امریکا را  پنهان می‌کنند. روز دوشنبه 18 نوامبر 2019، محمد عبدالسلام سخنگوی رسمی حوثی‌ها از  مسقط پایتخت عمان خبر داد که مسقط میان آن‌ها و رژیم آل سعود میانجی‌گری می‌کند. این بدان معناست که مذاکرات ماه‌های گذشته چیزی را در راه آشتی و مصالحه با رژیم آل سعود به وجود آورده است و قرار است حوثی‌ها پیروان خود را برای پذیرش آن قبل از انتشار این مذاکرات برای عموم مردم آماده کنند، به خصوص اگر بدانند که محمد بن سلمان بن عبدالعزیز در روز جمعه 15 نوامبر 2019 از مسقط بازدید می‌کند.  

بنابرین، سال‌ها جنگ که با خون مردم یک قبله از هر دو طرف اتفاق افتاد، با دست تکان دادن، لبخند، بوسه و عکس گرفتن به پایان رسید و گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است! به خصوص با زنان کشته شده، کودکان و سایرین که هیچ ارتباطی با این جنگ پوچ نداشتند. این جنگ  نه تنها زخم‌های امت اسلامی را درمان نکرد؛ بلکه افزایش داد.  نکته جالب‌تر این‌که آمریکا حامی این مذاکرات است که خود سهیم در آن بود؛ طوری که برای برخی از آن‌ها اسلحه تدارک می‌‎دید، هواپیماها و جنگنده‎های خود را در هوا سوخت می‌داد و به دیگری اطلاعات می‌داد و هم‌چنان مشارکت مستقیم نیروهای ارتش آن در جنگ، همان‌طور که در جبل التحالیب در ماناسه، یاکلا و دیگر مناطق یمن اتفاق افتاد.

بدین ترتیب افکار عمومی حوثی‌ها آماده می‌شوند و اخبار خیره‌کننده را به آرامی بر روی آن فرو می‌گذارند تا زمانی‌که آن را به زور قبول کنند و هرکسی‌که موضوع را قبول نکند، مهر خیانت بر وی کوبیده شده و سرانجام به باطله‌دانی تاریخ انداخته می‌شود. بنابرین، شما، هادی و پیشینیان خود، در سقوط به آغوش رژیم آل سعود، که تنها توسط زمان از هم جدا شده اید، به هم مشابه و یکسان می‌شوید.

تا زمانی‌که موضوع بین حوثی‌ها و رژیم آل‌سعود به این ترتیب خاتمه یابد، آل سعود برادرانی خواهند شد که در نخست باید از مسیر آزادسازی الاقصی دور ساخته شوند! حوثی‌ها فقط باید به ارباب خود توصیه کنند که زبانش را به کامش فرو برد و الاقصی را با گفته‌های خود آلوده نکند، زیرا او مانند معزلدین الله فاطمی و علی خامنه‌ای است که ما  فقط گفته‌های آن‌ها را می‌شنویم؛ نه صدای اسلحه‌های شان را؛ بل بیت المقدس و الاقصی را برای امثال حضرات عمر بن الخطاب و صلاح الدین ایوبی واگذار کنند.  به آزاد کننده‌ای که زمین با تولد دولت‌اش، خلافت راشدۀ ثانی، تکان خواهد خورد. در آن روز، حوثی‌ها همانند شیطان که در شب بیعت دوم عقبه فریاد می‌زد، فریاد خواهند زد؛ بیعتی‌که در آن انصار برای حاکمیت اسلام در شهر مدینه با پیامبر صلی الله علیه وسلم بیعت کرده بودند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه یمن

مترجم: کریم خان

 

ادامه مطلب...

تجربه طرح "پاکستان جدید" ثابت نمود که دموکراسی قابل اصلاح نیست؛ آیا اکنون زمان آن نیست که خلافت بر منهج نبوت روی کار آید؟

(ترجمه)

جدیدترین طرحی‌که برای اصلاح نظام حاکم فاسد و پوسیده‌ی پاکستان تاکنون روی دست گرفته شده و یک‌سال از آن می‌گذرد، چگونه بوده و چه نتیجه‌ی مطلوب از آن حاصل شده است؟ آیا ‏وعده‌های این تجربه‌ی طرح "پاکستان جدیدبرای خاتمه بخشیدن فساد و برطرف کردن فقر، عملی شده است؟ ‏آیا هنوز هم لازم است که به دموکراسی وقت اضافی دیگر نیز بدهیم و یا این مسئله تقریباً واضح شده که اکنون زمان رجوع بسوی خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت است؟

تا جایی‌که مسئلۀ فساد در میان‌ است، فساد چیزی‌ست که به طول عمر امپراتوری‌ها از لحاظ مالی و اقتصادی می‌افزاید؛ این درحالی‌ست که وعده‌های رژیم مبنی بر بازپس‌گیری صدها میلیارد روپیه با آب شسته شده و به تکیه کلام‌های گفتاری تبدیل شده است. بعضی افراد فاسد رژیم‌های اسبق در صف حکومت کنونی قرار گرفته اند؛ در حالی‌که ما اعتراض خود را مبنی این‌که "تیم رژیم کنونی" نااهل است، بلند کردیم. بااین وجود، افراد فاسد رژیم‌های اسبق پیوسته تلاش دارند تا یک بار دیگر خود را در نظام فعلی دخیل سازند؛ چون آن‌ها خوب می‌دانند که دموکراسی منافع آن‌ها را تأمین خواهد کرد؛ چنانچه که دهه‌ها زمینه را برای‌شان مساعد ساخته بود. همان‌طوری‌که در پرونده‌های مشرف، واقعه ساهیوال و ریموند دیویس دیده می‌شود، قوه قضاییه دموکراسی، بقای ستمگران را حفظ می‌کند، در حالی‌که مستضعفان برای ده‌ها سال در محاکم کشیده می‌شوند و هیچ عدالتی را به چشم نمی‌بینند. ‏حقیقتاً، تجربه طرح "پاکستان جدید" به اثبات رساند که نظام فعلی قابل اصلاح نیست؛ زیرا دموکراسی یا جمهوریت فابریکه تولیدی بی‌عدالتی و فساد می‌باشد، طوری‌که تمام جهان شاهد تولیدات این نظام است.

برای ریشه‌کن کردن فساد به‌طوری واقعی باید فراتر از مرز دموکراسی، به دین عظیم‌مان، اسلام و نظام حاکم مان، خلافت نظری بیندازیم. رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌فرماید: 

«مَنِ اسْتَعْمَلْنَاهُ عَلَى عَمَلٍ فَرَزَقْنَاهُ رِزْقًا فَمَا  أَخَذَ بَعْدَ ذَلِكَ فَهُوَ غُلُولٌ»

[رواه ابوداود]

ترجمه: هرکسی را که ما بر کاری گماشتیم و به اومزدی مقرر کردیم، آن‌چه بعد از این بردارد "غش و خیانت(غلول)" می‌باشد.

 ‏هرگونه افزایش بیش از حد در ثروت شخصی حاکمان در جریان حاکمیت‌شان، ثروت غیرقانونی آنان به ساده‌ترین اسلوب توسط خلافت مصادره شده و به راحتی و بدون هیچ ترسی در خزانه‌های دولت گذاشته می‌شود. بنابرین، اسلام قاطعانه درب‌ها را برای ورود فساد می‌بندد، زیرا قوانین دولت اسلامی مطابق هوی و هوس و مجالس و مجامع مملو از فساد ساخته نمی‌شوند؛ بلکه باید مطابق نصوص کتاب الله سبحانه‌وتعالی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد. الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿وَأَنِ ٱحْكُم بَيْنَهُمْ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ وَٱحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيْكَ...﴾

{مائده: 49}

ترجمه: ‏و (به تو ای پيامبر فرمان می‌دهيم به اين كه) در ميان آنان طبق چيزی حكم كن كه الله(سبحانه‌وتعالی) بر تو نازل كرده است و از اميال و آرزوهای ايشان پيروی مكن و از آنان برحذر باش كه (با كذب و حق‌پوشی و خيانت و غرض‌ورزی) تو را از برخی چيزهائی‌كه الله بر تو نازل كرده است، به دور و منحرف نكنند (و احكامی را پايمال هوی و هوس باطل خود نسازند)...

اگر در در مورد فقر بگوییم، دموکراسی درب‌‌های باز برای سیاست‌های ستمگرانۀ صندوق بین‌المللی پول است که ما را وادار می‌کند تا سخت‌ترین مشکلات را متقبل شویم. ‏در طول عمر یک سال این رژیم فعلی، صدهاهزار تن زیر خط فقر سقوط کردند و انتظار می‌رود صدهاهزار تن دیگر نیز قبل از سال آینده در زیر آن سقوط کنند. ‏ده‌هاهزار تن بخاطر سقوط بازار شغل‌شان را از دست دادند یا در حاشیۀ فروپاشی در اولین سال تجربه تجاری‌شان شکست خوردند و انتظار می‌رود که ده‌هاهزار تن دیگر نیز در ظرف یک سال آینده شغل خود را از دست بدهند. مالیات عظیم بر کسانی‌که در حال غرق شدن در فقر و سختی هستند، تحمیل می‌شود، در حالی‌که به نخبگان حاکم فاسد عفو مالیاتی داده می‌شود و هم‌چنین به شرکت‌های استعمارگر معافیت مالیاتی داده می‌شود. بناءً دموکراسی در حال غرق کردن این سرزمین در وام‌هایی سودی بیشتر است؛ طوری‌که اکنون بیش از نیمی از کل درآمدهای مالیاتی برای پرداخت سود وام استفاده می‌شود، چه رسد به مبلغ اصلی.

برای ریشه‌کن کردن فساد به‌طوری واقعی باید فراتر از مرز دموکراسی، به دین عظیم مان، اسلام و نظام حاکم مان، خلافت یک نظری بیندازیم؛ ‏دین ما درآمد زیادی را برای خزانه دولت از طریق شرکت‌های بزرگ دولتی، انرژی و مواد معدنی تأمین می‌کند. ‏خلافت تسلط دولت را بر صنایع فشرده یا متمرکز حیاتی مانند، کارخانه‌های تولیدی با مقیاس عظیم، حمل و نقل، ساخت‌ و ساز و ارتباطات را فراهم می‌کند؛ بناءً سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم برای مان اجازه شرکت‌های از نوعی "عنان، ابدان و مضاربه" را می‌دهد، که این تجارت به‌طور طبیعی فراهم‌سازی سرمایه‌ را برای شرکت‌های خصوصی محدود می‌کند. ‏دولت خلافت برای ما اطمینان می‌دهد که درآمد حاصل‌شده از بخش انرژی و مواد معدنی صرفاً به جای سودبردن یک طبقه‌ی خاص از طریق خصوصی‌سازی قرارداد‌های منابع کشور نخواهد بود؛ بلکه مفاد آن برای تمام مردم در داخل حاکمیت خلافت خواهد رسید؛ زیرا در آن زمان قوانین اتخاذ شده از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم تعیین می‌کند که آن‌ها اموال عمومی هستند.

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِي ثَلَاثٍ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ»

[رواه احمد]

ترجمه: مسلمانان در سه چیز با یک‌دیگر شریک اند: آب، چراگاه‌ها و آتش(انرژی).

در دین عظیم ما، درآمد یا عایدات از کسی‌که توانایی مالی دارد، حاصل می‌شود، مانند زکات از کسی‌که دارای تجار کالا‌های بازرگانی است و خراج از کسی‌که زمین کشاورزی دارد حاصل می‌شود، در حالی‌که پول زکات و خراج به افراد فقیر، بدهکار و کسانی‌که در سختی و تنگ‌دستی قرار دارند، توزیع می‌شود.

ای مسلمانان نیک و مخلص پاکستان! دموکراسی طی دهه‌ها، در سراسر جهان اسلام ثابت ساخته است که  قابل اصلاح نیست و اکنون باید از بنیاد ریشه‌کن‌ شود. امت در تحت خط فقر قرار گرفته، هرچند آنان سهم شیر را در منابع جهانی تحت قدم‌های شان دارند. علی‌ر‌غم این‌که امت جمعاً بیش از سه میلیون سرباز مایل و توانا دارد، ولی بازهم امت تحت حمله قرار می‌گیرد و نیز بخاطر دینش مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد و از اشغال وحشیانه‌ی سرزمین‌های شان رنج می‌برند، البته توسط دشمنانی‌که به راحتی می‌توانیم آن‌ها را شکست داده و به اشغال کشمیر و فلسطین خاتمه بدهیم.

 ‏فلهذا دموکراسی سوراخی‌ست که امت به‌طور مکرر از طریق آن گزیده می‌شود و امت باید دیگر به آن نزدیک نشود. رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما هشدار داده است:

«لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَيْنِ»

[رواه بخاری و مسلم]

ترجمه: مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود.

بدین‌لحاظ، بر ما واجب است که همراه با حزب‌التحریر در تلاش و دعوت‌شان به سوی احیای طریقه‌ی زنده‌گی کار و فعالیت کنیم، و در حمایت و پشتیبانی با یگانه رهبریی حکیم و مخلص که برای لغو دموکراسی و برپایی مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت دعوت می‌کنند، ایستاده شویم. سرانجام ما شاهد خاتمه‌ی حاکمیت جبر و ظلم و ستم و بازگشت حاکمیت توسط آن‌چه که الله سبحانه‌وتعالی نازل کرده خواهیم بود. احمد روایت می‌کند که رسول الله  صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«...ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»

[رواه احمد]

ترجمه: ...سپس پادشاهی جبر وستم خواهد آمد و تا وقتی الله(سبحانه‌وتعالی) خواست دوام می‌یابد، بعد از آن هنگامی‌كه الله(سبحانه‌وتعالی) خواست آن را دور كرده بار ديگر خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد؛ سپس سکوت اختیار کردند.

ای شیران افواج مسلح پاکستان! دموکراسی، نظام نگهبان فساد و ظلم و ستم امروزه بخاطر ادامه پیدا می‌کند که خیانت در رگ رگ رهبران ما جای گرفته و تنها بخاطر حمایت حاکمیت غیر آن‌چه الله سبحانه‌وتعالی نازل کرده از ما استفاده می‌کند. ای کسانی‌که در پیشگاه الله سبحانه‌وتعالی بخاطر حفاظت کشور و اهل‌‌اش سوگند یاد کردید، پس چگونه اجازه می‌دهید تا از قدرت‌تان سوء استفاده صورت گیرد؟! ‏رسول الله  صلی الله علیه وسلم دولت اسلامی را توسط یاری و تأمین نصرت(حمایت مادی) از جانب اجداد سلف و سابقون‌تان همانا مردان مبارز با عزم راسخ و قلب‌های آهنین "انصار" در مدینه منوره تأسیس نمود. ‏فلهذا، بر شما واجب است تا بخاطر تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت به حزب‌التحریر نصرت دهید، که این امر باعث می‌شود تا فساد از بالاترین حد آن به سقوط مواجه شده و نابود شود و زمینۀ حصول خیر و رضایت الله سبحانه‌وتعالی برای مان مهیا و با تأسیس این نظام از بار مسئولیتی‌که از عدم وجود آن شما در عذاب الله سبحانه‌وتعالی قرار می‌گیرید، نجات خواهید یافت. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«إنَّ النَّاسَ إَذا رَأوُا الظَّالِمَ فَلمْ يَأْخُذُوا عَلى يَدَيْهِ أوْشَكَ أن يَعُمَّهُمُ اللَّهُ بعِقَاب.»

[رواه ابوداود، ترمذی و ابن ماجه]

ترجمه: هرازگاهی‌که مردم ظالم را می‌بینند و او را با دست منع نمی‌کنند، پس زودا‌ست که عذاب الهی آن‌ها را احاطه کند.

حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: زکریا وهاج

ادامه مطلب...

چگونه امریکا در پروسه صلح علیه طالبان مکر و دسیسه می‌کند؟

  • نشر شده در سیاسی

بعد از توقف کوتاه در گفتگوهای صلح، وزارت خارجه امریکا یک بار دیگر از آغاز دوباره گفتگوها خبر داده است. نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان همین اکنون در قطر بسر می‌برد و با طالبان گفتگو می‌کند. چند ماه قبل توافقنامۀ صلح میان امریکا و طالبان نهایی شده بود، اما ترامپ توسط یک تویت این گفتگوها را متوقف نمود. از همان آغاز تحلیل همین بود که این توقف، شیوه‌یی از فشار بر طالبان است و گفتگوها دوباره از سرگرفته خواهد شد. امریکا خواهان صلح واقعی در افغانستان نبوده، بلکه علیه حرکت طالبان دسیسه می‌کند.

جنگ افغانستان از کنترول امریکا خارج شده، دوام این جنگ نه تنها امریکا را با شکست نظامی در افغانستان مواجه خواهد کرد، بلکه به سطح جهان از حیثیت و موقف اش کاسته خواهد شد. لذا می‌خواهد از طریق گفتگوهای صلح از شکست خود جلوگیری کند و منافع سیاسی خود را تامین نماید.

این‌که امریکا چگونه این دسیسه را به پیش می‌برد، نکات ذیل می‌تواند بعضی از ابعاد آن را برملا سازند:

1. امریکا و در کُل غرب، توافق و تعهد را چانس و فریب تلقی می‌کنند؛ اما افغان‌ها و در کُل مسلمان‌ها آن را ارزش می‌دانند و بر آن پایبند هستند. لذا امریکا نیت فریب را داشته، اما طالبان در فکر توافقنامه واقعی و مصالحه می‌باشند.   

2. امریکا تجربه دیرینه دیپلوماسی و مذاکرات را داشته، اما طالبان درین مورد فاقد تجربه و حتی تحصیلات درین باره می‌باشند.

3. قدرت واقعی طالبان نظامی بوده، و جنگجویان آن نیز احساسات اسلامی داشته و بر اساس آن با امریکا جنگ می‌کنند و تنها رمز و کلید قدرت آن جهاد با امریکاست. ازین‌رو مردم از آن‌ها حمایت می‌کنند. امریکا نیز با درک این واقعیت در پی تضعیف قدرت نظامی طالبان است. چون امریکا با فشار نظامی نتوانست این کار را انجام دهد، لذا اکنون می‌خواهد از طریق راهکارهای سیاسی آن را متحقق سازد. پس اگر طالبان با امریکا توافق نماید، به شکل طبیعی از حمایت مردمی آن‌ها کاسته می‌شود و این بر قدرت نظامی طالبان تاثیر منفی خواهد داشت.

4. دیپلومات‌های امریکایی در توافقنامه با کلمات و الفاظ بازی می‌کنند و می‌خواهند مواردی را در توافقنامه جابجا سازند که از آن تعبیرهای مختلف امکان پذیر باشد، تا در آینده از آن سوء استفاده نمایند.

5. امریکا در توافقنامه با طالبان درج نموده است، که حضور نظامی و استخباراتی خود را در افغانستان به پایان می‌رساند، اما به شمول دونالد ترامپ اکثر رهبران نظامی امریکا می‌گویند که بعد از توافقنامه نیز در افغانستان حضور نظامی و استخباراتی خواهند داشت. حتی اگر این حضور نظامی و استخباراتی در افغانستان نیز نماند، باز هم مردم در مقابل طالبان بی اعتماد شده و به افغان‌ها این ذهنیت را می‌دهد که طالبان به گونه مخفی حضور نظامی یا استخباراتی امریکا را پذیرفته است. این چنین امریکا مکر می‌کند و می‌خواهد مردم بر طالبان بی‌اعتماد گردند.

6. امریکا بسیار موارد را در توافقنامه می‌پذیرد، اما در عمل از آن ممانعت خواهد کرد. یا اینکه برای فسخ توافقنامه توطئه خواهد کرد. به گونه مثال؛ امریکا در توافقنامه تعهد می‌کند که نیروهای خود را در وقت اضافه تر از یک سال خارج می‌کند، اما طالبان نباید اجازه دهند که خاک افغانستان علیه امریکا و متحدین شان استفاده گردد. در چنین شرایط اگر امریکا بخواهد، می‌تواند انفجاری را در غرب طرح‌ریزی کند و ادعا کند، که این انفجار از خاک افغانستان راه اندازی شده، ازین طریق می‌تواند توافقنامه را نقض و نیروهای خود را در افغانستان حفظ کند.

7. امریکا بار بار از طالبان تقاضای آتش‌بس می‌کند. اگر طالبان جنگ را متوقف سازند، از یک سو در میان صفوف طالبان اختلافات رونما می‌گردد، چون جناح‌های مختلف طالبان تنها با جنگ و افکار ضد امریکایی با هم متحد شده اند. از جانب دیگر امریکا فرصت خواهد یافت تا در مناطق طالبان نفوذ کند.

8. از طریق گفتگوها و توافقنامه صلح امریکا می‌خواهد فکر پیروزی در جنگ را از طالبان سلب نماید. زیرا طالبان به خصوص نظامیان آن فکر می‌کنند که امریکا را شکست داده و جنگ را می‌برند. از طریق پروسۀ صلح، امریکا می‌خواهد این تصور را تغییر دهد و نشان می‌دهد که طالبان از طریق زور هیچ چیزی را انجام داده نمی‌توانند، لذا باید گفتگو کنند و یک سلسله شرایط را باید بپذیرند.

9. امریکا قصد دارد از طریق پذیرش بعضی از شرایط توسط طالبان، به تصویر آن در میان مردم صدمه برساند. به گونۀ مثال؛ طالبان باید از امارت و امیرالمومنین بگذرند. حقوق بشر و حقوق زن را باید بپذیرند. اگر که طالبان با این همه قید (در چوکات اسلامی) را اضافه می‌کند، اما باز هم این انعطاف بزرگ در طالبان به شمار می‌رود.

10. امریکا قصد دارد میان طالبان و مجاهدین غیر افغان فاصله، اختلاف و حتی دشمنی ایجاد نماید. همین که طالبان می‌گویند خاک افغانستان نباید علیه امریکا و متحدین اش استفاده گردد، به این معنی است که مجاهدین غیر افغان نباید در افغانستان فعالیت کنند. لذا بالای طالبان تحمیل می‌شود که با القاعده و سایر گروهای مسلح باید قطع رابطه کنند و در افغانستان نباید به آنان جواز فعالیت داده شوند.

پس امریکا عزم خود را جزم کرده، تا برای جلوگیری از شکست نظامی خود، طالبان را از طریق پروسۀ صلح تضعیف و از اهداف و آرمان‌های شان کنار زده و در نهایت شکست دهد. این مأمول امریکا در حال تحقق است، مگر این‌که طالبان از هوش و زیرکی لازم کار ګرفته و هرچه زودتر از گفتگوهای جاری دست بکشند و تا شکست امریکا مبارزه خود را ادامه دهند.

سیف الله مستنیر

رییس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر – ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

معنای حدیث «لا يَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلا الدُّعَاءُ» چیست؟

  • نشر شده در فقهی

                                                                                                 (ترجمه)         

پرسش:

در کتاب تفکیر اسلامی که یکی از کتاب‌های تبنی‌شدۀ شما است، طوری آمده که دعاء، قضاء، قدر و علم الله سبحانه‌وتعالی را تغییر نمی‌دهد؛ درحالی‌که در قرآن و سنت نصوصی وجود دارد که با این بیان در تعارض است، از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده است که فرمود:

«لَا يَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلَّا الدُّعَاءُ»

ترجمه: جز دعاء هیچ‌چیزی قضاء الله سبحانه‌وتعالی را تغییر نمی‌دهد.

هم‌چنان احادیث بسیار دیگری است که همین معنی را افاده نموده و این احادیث ثابت می‌سازد که دعاء "قدر" را تغییر می‌دهد؛ پس در بین آن‌چه که در این کتاب ذکر شده و در بین نصوص چه‌گونه تعامل می‌شود؟ الله سبحانه‌وتعالی شما را جزای خیر نصیب فرماید!

پاسخ:

به‌نظر می‌رسد که منظور شما به متن کتاب "فکر اسلامی" است؛ نه "تفکیر اسلامی" و شما در سوال خود به خطا رفته‌اید. اشتباه دیگری‌که در سوال شما آمده، این قول شما است که گفتید: (این کتاب یکی از کتاب‌های تبنی‌شده است)؛ درحالی‌که این کتاب از جمله‌ای کتاب‌های تبنی‌شده نمی‌باشد؛ چنان‌چه این کتاب در فهرست‌ کتاب‌های غیرتبنی‌شده، ذکر شده است. کتاب‌های‌که از طرف حزب صادر شده؛ خواه اسم امیر حزب بر این کتاب‌ها تحریرشده باشد؛ خواه اسم عضوی از اعضای حزب، این کتاب‌هاي غيرتبني‌شده بوده و در حلقات حزب تدریس نمی‌شود. کتاب "فکر اسلامی" در لیست کتاب‌های غیرتبنی‌شده می‌باشد. به‌هرحال، طوری‌که قبلاً بیان نمودم، اشارۀ شما به متن این کتاب است؛ چنان‌چه در این کتاب آمده است: «لیکن لازم است واضح باشد که دعاء علم، قضاء و قدر الله سبحانه‌وتعالی است، تغییر نمی‌دهد و هیچ تغییری هم در آن نمی‌آید؛ زیرا علم الله سبحانه وتعالی حتماً متحقق بوده و قضای الله سبحانه وتعالی نیز به وقوع می‌پیوندد؛ هم‌چنین وقتی الله سبحانه وتعالی چیزی را مقدر سازد، کسی نمی‌تواند آن را سلب نماید.»

 شما می‌گوئید که متن این کتاب با چیزی‌که در حدیث:

«إِنَّ الدُّعَاءَ يَرُدُّ الْقَضَاءَ»

ترجمه: محققا دعاء قضاء را تغییر می‌دهد.

و در روایت دیگر:

«لَا يَرُدُّ الْقَدَرَ إِلَّا الدُّعَاءُ»

ترجمه: جز دعاء هیچ‌چیزی قدر الله (سبحانه وتعالی) را تغییر نمی‌دهد.

 در تعارض است و برای شما سوال است که این دو با هم چطور جمع می‌شود؟

 قبل از این‌که پاسخ سوال شما را بدهم، می‌خواهم چند موضوع مرتبط به این مسأله را به عنوان مقدمه ارایه نمایم:

جایگاه دعاء در اسلام و اجابت به اذن الله سبحانه وتعالی:

در این خصوص آیات و احادیث زیادی آمده که از جمله، این آیات واحادیث قرار ذیل است:

﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾

(غافر: 60)

ترجمه: پروردگار شما می‌گويد: مرا به‌فرياد خوانيد تا بپذيرم. كسانی‌كه خود را بزرگ‌تر از آن می‌دانند كه مرا به فرياد خوانند، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت.

حاکم در مستدرک خود از ابوهریره رضی‌الله‌عنه روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ مِنْ الدُّعَاءِ»

ترجمه: چیزی بزرگ‌تر از دعاء در نزد الله (سبحانه وتعالی) نمی‌باشد.

هم‌چنان احمد در مسند خود از ابو سعید رضی الله عنه روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته است:

«مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَدْعُو بِدَعْوَةٍ لَيْسَ فِيهَا إِثْمٌ وَلَا قَطِيعَةُ رَحِمٍ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِهَا إِحْدَى ثَلَاثٍ إِمَّا أَنْ تُعَجَّل لَهُ دَعْوَتُهُ وَإِمَّا أَنْ يَدَّخِرَهَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ وَإِمَّا أَنْ يَصْرِفَ عَنْهُ مِنْ السُّوءِ مِثْلَهَا قَالُوا إِذاً نُكْثِرُ قَالَ اللَّهُ أَكْثَرُ»

ترجمه: مسلمانی‌که دعاء می‌کند و دعایش به گناه و قطع صله‌ای رحم نباشد، الله سبحانه‌وتعالی حتماً یکی از حالات را برایش مهیا می‌سازد. این‌که عجالتاً دعایش را قبول می‌نماید، مزدی در آخرت برایش ذخیره می‌گردد و یا این‌که ضرری را از او دور می‌گرداند. صحابه گفتند: پس ما زیاد دعاء می‌کنیم، رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: الله سبحانه‌وتعالی نیز برای شما بسیار می‌دهد.

و هم‌چنان این حدیث را حاکم در مستدرک خود از ابو سعید رضی‌الله‌عنه روایت نموده است.

 این دلائل واضح می‌سازد که الله سبحانه‌وتعالی دوست دارد که بندۀ مومن‌اش دعاء کند و الله سبحانه‌وتعالی را به کثرت بخواند، در آن وقت است که در یکی از سه حالت دعایش قبول می‌شود؛ چنان‌چه در مسند احمد آمده است: اجابت دعاء در لوح محفوظ ثبت بوده چیزی اتفاق نمی‌افتد؛ مگر این‌که از روز ازل در لوح محفوظ ثبت باشد؛ چنان‌چه این مطلب در دلائل قدر نیز واضح است.

وقتی‌ دلائل قطعی در خصوص یک موضوع وجود داشت که حکم معینی را برساند؛ هم‌چنان دلیل ظنی در خصوص همین مسأله وجود داشت که سند آن صحیح بوده و حکمی دیگری را افاده می‌کرد در این حالت در ظاهر تعارض بین دلیل ظنی و دلیل قطعی است، در چنین حالتی سعی می‌شود که بین این دو دلیل جمع شود؛ زیرا عمل نمودن به هر دو دلیل بهتر از ترک یکی‌شان است. اگر جمع بین دو دلیل ممکن نبود بر دلیل قطعی عمل شده و عقلاً دلیل ظنی رد می‌گردد؛ زیرا سند دلیل ظنی صحیح است؛ اما در صورتی‌که سند دلیل ظنی ضعیف بود، به دلیل ضعف سند، دلیل ظنی رد می‌گردد.

 از جمله دلائل قدر:

الله سبحانه‌وتعالی فرموده است:

﴿وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً﴾

ترجمه: حكم الله سبحانه‌وتعالي حتماً به‌وقوع مي‌پیوندد.

 معنای قدر در این آیه مبارکه همان امری است که از روز ازل مقدر شده و معنای مقدور حتمی‌الوقوع است؛ پس معنای (قدرا مقدورا) حکم جازم‌الوقوعی است که وقوع آن حتمی است.

﴿ومَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ﴾

(سبا: 3)

ترجمه: به‌اندازۀ سنگينی ذرّه‌ای، در تمام آسمان‌ها و زمين از او پنهان و نهان نمی‌گردد؛ نه كم‌تر از اندازۀ ذره و نه بزرگ‌تر از آن، چيزی نيست؛ مگر اين‌كه در كتاب آشكاری ثبت، ضبط و نگه‌داری می‌شود.

﴿عَالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ وَلا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكْبَرُ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِين﴾

(سبا: 3)

ترجمه: دانای راز (نهان در گسترۀ جهان) است. قيامت به‌سراغ شما می‌آيد (و الله سبحانه‌وتعالی به‌اعمال شما رسيدگی می‌نمايد) به‌اندازۀ سنگينی ذره‌ای، در تمام آسمان‌ها و در زمين از او پنهان و نهان نمی‌گردد؛ نه كم‌تر از اندازۀ ذره و نه بزرگ‌تر از آن، چيزی نيست؛ مگر اين‌كه در كتاب آشكاری ثبت، ضبط و نگه‌داری می‌شود‌.

﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ﴾

(حدید: 22)

ترجمه: هيچ رخدادی در زمين به‌وقوع نمی‌پيوندد، يا به‌شما دست نمی‌دهد؛ مگر اين‌كه پيش از آفرينش زمين و خود شما، در كتاب بزرگ و مهمی (به‌نام لوح محفوظ، ثبت و ضبط) بوده است. اين كار برای الله (سبحانه‌وتعالی) ساده و آسان است.

 هم‌چنان احادیثی در خصوص قدر و کتابت در لوح محفوظ وارد شده که از جمله، این احادیث قرار ذیل است:

از ابو هریره رضی الله عنه روایت شده كه گفته رسول الله صلی الله علیه وسلم برایم گفت:

«جَفَّ الْقَلَمُ بِمَا أَنْتَ لاَقٍ»

(رواه بخاری)

ترجمه: آن‌چه که برای تو مقدرشده قلم آن را نوشته است.

این حدیث به‌معنای این است که آن‌چه از روز ازل در کتاب لوح محفوظ نوشته شده، حتماً آن را می‌بینید. هم‌چنان حضرت عمر رضی الله عنه در حدیثی‌که از آمدن جبرئیل و سوال آن از اسلام و ایمان شده از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت نموده است، در این حدیث آمده است که حضرت جبرئیل گفت: از ایمان برایم بگو، رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت:

«أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ»

(رواه مسلم)

ترجمه: آن‌که به الله (سبحانه‌وتعالی)، ملائک، کتاب‌ها و پیامبران او و روز آخرت ایمان آورده؛ هم‌چنان به «قدر» که خیر باشد و یا شر نیز ایمان بیاورید.

یعنی ایمان بیاورید که الله سبحانه وتعالی خیر و شر را قبل از خلق مخلوق، مقدر نموده است.

از جابر رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته است:

«لاَ يُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّى يُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ حَتَّى يَعْلَمَ أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَأَنَّ مَا أَخْطَأَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ»

(رواه ترمذی)

ترجمه: بنده‌ای ایمان ندارد؛ مگر این‌که به قدر، خیر باشد و یا شر، ایمان بیاورد و بداند آن‌چه که برایش مقدر شده؛ حتماً برایش می‌رسد و آن‌چه که مقدر نشده هرگز نمی‌رسد.

از ابوالعباس عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت شده که گفته است، من روزی پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم که وی فرمود:

«يا غُلاَمُ، إِنِّي أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ، احْفَظْ اللَّهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظْ اللَّهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اللَّهَ، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الأُمَّةَ لَوْ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ لَكَ، وَلَوْ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ، رُفِعَتْ الأَقْلامُ وَجَفَّتْ الصُّحُفُ»

(رواه الترمذی)

ترجمه: روزی پشت سر رسول الله صلی الله عليه وسلم بودم، رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: ای جوان! من چند كلمه را به‌تو مى‌آموزم: الله سبحانه‌وتعالی را نگه‌دار تا او تو را نگه‌دارد. به الله سبحانه‌وتعالي روى آور تا او را در برابر خود بيابى؛ هرگاه خواهش و نيازى دارى، از الله سبحانه‌وتعالی بخواه و هرگاه يارى و كمک خواستى؛ نیز از الله سبحانه‌وتعالی يارى بخواه. اين را به‌يقين بدان كه اگر همه امت جمع شوند تا به‌تو سودى برسانند، نمی‌توانند؛ مگر آن‌چه كه الله سبحانه‌وتعالی براى تو نوشته باشد و اگر همه امت جمع شوند تا به تو زيانى نیز برسانند، نمی‌توانند؛ مگر زيانى‌كه الله سبحانه‌وتعالی بر تو نوشته باشد. قلم‌هاى سرنوشت برداشته شده و نامه‌ها خشک گشته‌اند.

حالا در مورد دو حدیثی صحبت می‌کنیم که گفته دعاء، قضاء و قدر را تغییر می‌دهد.

حاکم در مستدرک خود بر شرط صحیحین از ابن عباس و ابن عباس از ثوبان روایت کرده که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته است:

«إِنَّ الدُّعَاءَ يَرُدُّ الْقَضَاءَ»

ترجمه: دعاء، قضاء را رد می‌کند.

در روایت دیگری از حاکم از عبدالله ابن ابی الجعد از ثوبان رضی الله عنه روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته است:

«لَا يَرُدُّ الْقَدَرَ إِلَّا الدُّعَاءُ»

ترجمه: قدر را دعاء تغییر می‌دهد.

حاکم گفته این حدیث، صحیح‌الاسناد است؛ ولی صحیحین آن را تخریج ننموده است.

 با بررسی همه جانبه‌ای نصوصی‌که در مورد قدر آمده؛ مخصوصاً آیات قطعی‌الدلاله، از این دلائل فهمیده می‌شود که همۀ اشیاء را الله سبحانه‌وتعالی مقدر و در نزد خود ثبت نموده است و در وجود این اشیاء هیچ تغییری؛ جز آن‌چه که از روز اول در نزد الله سبحانه‌وتعالی مقدر شده، نمی‌آید. آن‌چه که الله سبحانه‌وتعالی آن را مقدر نموده، هیچ‌چیزی مانع آن نشده؛ حتماً به‌وقوع می‌پیوندد.

از دو حدیث فوق فهمیده می‌شود که دعاء، قضاء و قدر الله سبحانه‌وتعالی را تغییر می‌دهد که در این صورت ظاهراً در بین احادیث وارده و آیه مبارکه تعارض به‌نظر می‌رسد؛ طوری‌که قبلاً گفتیم در چنین حالاتی، نخست تلاش می‌کنیم که بین این دو حدیث و آیه مبارکه که دلیل قطعی است، جمع کنیم؛ درصورتی‌‌که جمع بین این دو نوع دلیل ممکن نبود، عقلاً حدیث رد می‌شود.

بنابه‌قاعدۀ ذکرشده، در مورد تعارض ظاهری بین این دو نوع دلیل، به‌توفیق الله سبحانه‌وتعالی چنین پاسخ می‌دهم:

در صورتی‌که حدیث «لَا يَرُدُّ الْقَدَرَ إِلَّا الدُّعَاءُ»؛ به‌معنای حقیقی آن گرفته شود، عقلاً رد می‌شود؛ زیرا این حدیث به‌معنای حقیقی معنا می‌دهد که آن‌چه را در لوح محفوظ نوشته شده، دعاء تغییر می‌دهد؛ درحالی‌که چیزی‌که در لوح محفوظ مقدر و ثبت شده باشد؛ هیچ‌چیزی مانع آن نشده و حتماً به‌وقوع می‌پیوندد؛ بناءً ناگزیرعقلاً حدیث رد شده و به دلیل قطعی عمل می‌شود. اما قبل از رد حدیث و یا دلیل ظنی لازم است که ما سعی خود را به‌خاطر جمع بین این دو نوع دلیل داشته باشیم تا در صورت ممکن به هر دو دلیل عمل شود؛ زیرا عمل نمودن به هر دو دلیل، بهتر از ترک نمودن یک دلیل آن است.

قاعده‌ای در اصول آمده که هر گاه قرینه‌ای مانع معنای حقیقی می‌گردد، می‌توانیم به طرف معنای مجازی برویم که در این مسأله دلائل قطعی در مورد قضاء و قدر به عنوان قرینه‌است که ما نمی‌توانیم حدیث را به معنای حقیقی آن حمل کنیم؛ بناءً در این مسأله می‌توانیم معنای کلمه‌ای قضاء و قدر را به معنای مجازی آن حمل کنیم که در این‌صورت معنای قضاء و قدر به معنای اثر و یا آن‌چه که بر آن مرتب می‌گردد، حمل می‌شود. به‌عبارت دیگر، می‌توانیم بگوئیم که در این دو حدیث، سبب ذکر شده؛ ولی مقصد مسبب است؛ چنان‌چه در مثال (أنبتت الأرض مطراً) (زمین به اثر باران، نبات را سبز نمود) «مطر» ذکر شده؛ ولی مقصد مسبب؛ یعنی «گیاه» است. در این مسأله نیز قدر ذکر شده ولی مقصد معنای مجازی؛ یعنی اثر آن است که در این‌صورت دعاء اثر قضاء و قدر را رد می‌کند؛ نه ذات قضاء و قدر را؛ پس وقتی‌که بر مومن قضاء و قدر الله سبحانه‌وتعالی واقع گردد؛ مثلاً: مریض شود و یا اولاد خود را از دست دهد؛ در مال و تجارت خود خساره کند؛ در این‌صورت، دعاء، می‌تواند اثر قضاء و قدر را تغییر دهد.

طوری‌که در حدیث حسن ابن علی رضی الله عنهما آمده، حسن رضی الله تعالی عنه گفته است، رسول الله صلی الله علیه وسلم، این کلمات را برایم تعلیم داد تا در قنوت وتر بخوانم «اللَّهُمَّ اهْدِنِي فِيمَنْ هَدَيْتَ... وَقِنِي شَرَّ مَا قَضَيْتَ...»؛ زیرا مومن نزد الله سبحانه و تعالی دعاء می‌کند و دعاء را زیاد می‌کند تا شر قضاء از آن دور شود. الله سبحانه‌وتعالی اثر شر قضاء را از آن سبک ساخته و بر تحمل و صبر آن کمک می‌کند. بسیاری از مردم که خاری به پایش بخلد، این خار آن را بی‌قرار و زندگی‌اش را پریشان می‌سازد و بسیاری از مردم هستند که به مصیبت بزرگی مواجه می‌شود؛ ولی زبان‌اش به ذکر الله سبحانه‌وتعالی مصروف بوده و از الله سبحانه و تعالی می‌خواهد که شر این مصیبت و اثر آن را از وی دور سازد، الله سبحانه‌وتعالی برایش صبر داده و آن شخص در کار خود ثابت قدم و با انرژی می‌ماند؛ پس دعاء در این‌صورت مجازاً قضاء و قدر الله سبحانه‌وتعالی را رد کرده؛ یعنی دعاء اثر قضاء و قدر را رد کرده است. به این ترتیب معنا چنین می‌شود: قدر الله سبحانه و تعالی حتماً به وقوع می‌پیوندد؛ اما دعای مخلصانۀ مومن اثر قدر را تغییر داده، برای مومن صبر و استقامت تحمل آن را می‌دهد که این مصیبت بر مومن سبک به‌نظر می‌رسد. به این ترتیب مصیبت آن‌چنان بر مومن سبک می‌آید که گویا واقع نشده است. پس این مصیبت از روز ازل در لوح محفوظ ثبت است و حتماً واقع می‌شود؛ ولی بندۀ مومن برای الله سبحانه و تعالی دعاء می‌کند که شر آن را دور سازد و الله سبحانه‌وتعالی دعای آن را قبول نموده و این بندۀ مومن را چنان صبر و استقامت می‌دهد که گویا مجازاً مصیبت نیامده است.

من معنای این حدیث را به مفهوم مجازی ترجیح می‌دهم.

 برای فهم و فایدۀ بیش‌تر متن کتاب "التیسیر فی اصول التفسیر" را بیان می‌کنم:

 اجابت دعاء؛ به‌معنای تغییر در قدر و کتابت لوح محفوظ  و علم الله سبحانه و تعالی نیست. این بدین معنا نیست که گویا نعوذ باالله، الله سبحانه و تعالی اجابت دعاء بندۀ خود را نمی‌دانسته و اجابت دعای آن در لوح محفوظ ثبت نشده است؛ بلکه الله سبحانه‌وتعالی اجابت دعای بندۀ خود را از همان اول می‌دانسته و در لوح محفوظ ثبت می‌باشد. بدون شک قدر الله سبحانه و تعالی در لوح محفوظ نوشته بوده و هر آن ‌چیزی‌که به وجود آمده از روز ازل در لوح محفوظ وجود آن ثبت می‌باشد؛ پس الله سبحانه و تعالی می‌داند که فلان شخص آن را دعاء می‌کند؛ اگر الله سبحانه و تعالی اجابت آن را مقدر کرده باشد، می‌داند که فلان شخص چنین دعای می‌کند و می‌داند که این دعاء چنین چیزی را متحقق می‌سازد. پس دعاء و اجابت آن در علم الله سبحانه و تعالی چیز جدیدی نیست که از کتابت در لوح محفوظ باقی مانده باشد؛ بلکه دعاء و اجابت آن در لوح محفوظ ثبت بوده و الله سبحانه و تعالی عمل‌کرد بندۀ خود را در گفتار و کردار می‌داند و دعاء و اجابت آن از علم الله سبحانه و تعالی پنهان نبوده؛ بلکه هردوی‌شان در لوح محفوظ ثبت می‌باشند.

﴿لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ﴾

(سبا: 3)

ترجمه: به‌اندازۀ سنگينی ذره‌ای، در تمام آسمان‌ها و در زمين از او پنهان و نهان نمی‌گردد.

در  کتاب "شرح السنه" نوشته‌ای ابو محمد حسین بغوی شافعی متوفی سال 516هـ آمده است: «عبدالواحد بن احمد ملیحی از عبدالله ابن ابی الجعد خبرداده که ثوبان گفته که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لا يَرُدُّ الْقَدَرَ إِلا الدُّعَاءُ»

ترجمه: قدر را جز دعاء چیزی رد نمی‌کند.

گفتم ابوحاتم سجستانی ذکر نموده است: استمرار دعاء، قضای وارده را بر بندۀ مومن چنان خوشایند می‌سازد که گویا اتفاق نیفتاده است.»

در "مرقات‌المفاتیح شرح مشکات‌المصابیح" کتاب ابوالحسن نورالدین ملا هروی قاری متوفی 1014هـ آمده است: معنای «لا يَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلا الدُّعَاءُ»؛ قضاء امر تحمیل شده است؛ اگر هدف از این گفته رد قضاء باشد، مراد تخفیف اثر قضاء است؛ درحدی‌که گویا قضاء نازل نشده است.

امیدوارم که همين‌اندازه برای سوال شما کفایت کند والحمد لله رب العالمين.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

16 ربیع الاول 1441ه.ق.

13نوامبر2019م.

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه