سه شنبه, ۱۹ رجب ۱۴۴۰هـ| ۲۰۱۹/۰۳/۲۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

خانم مطلقه؛ زیر چتر نظامِ خلافت و جورِ نظام‏های جاهلیت!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

هرگاه صحبت از نظام اجتماعی، به‌ویژه صحبت از ازدواج و طلاق مطرح می‌گردد؛ می‌ارزد تا ما مسلمانان با افتخار بر این رحمت و منت بزرگِ الله، شکر وی را به‌جا آوریم که با احکام بی‏آلایش‌اش در این زمینه به‌ما عزت و کرامت بخشیده که از هنگام خلقت ما را برجایگاه بلندی از حمایت و تنظیم امور خانوادگی قرار داده و از ورطه‌ی انحطاط نجات داده است. دیگر ایدیولوژی‌ها از ارایۀ احکامی؛ مانند: احکامِ نازل شده بر حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم عاجز اند! چرا عاجز نباشند؟! چون او صلی‌الله‌علیه‌وسلم رحمت برای جهانیان می‌باشد.

از آن‌جایی‌که  طلاق از جمله موضوعات سؤال برانگیز است که برخی برای آموختن حکم شرعی و برخی به‌هدف ایجاد شک و تردید سوالاتی درین خصوص دارند؛ از جمله سازمان‏های حقوق زن، مستشرقین... پرسش‏های تعصب‏آمیزی در این خصوص مطرح می‌کنند تا تصویری از ظلمِ اسلام در قبالِ حقوق زنان را به‌نمایش بگزارند. رسانه‏ها چنین صداها و پیشنهادها را نشر و فضاء‏سازی می‌کنند؛ حتی برخی مسلمانانِ سرگردان نیز تحت تأثیر قرار گرفته، چنین موقف اتخاذ می کنند که نه در قبال دین خود انصاف می کنند؛ بلکه متهم بودن آن‌را نیز پذیرفته تا جایی‌که جواب درستی را در برابر خبرنگاران ندارند.

این مقاله تصویری را رسم می‌کند که اسلام ذریعه‌ی قانونِ خانوادگی خود به‌حقوق زن اهتمام داشته و بسیاری از مسئولیت‌های سنگین را از دوش زن برداشته؛ ولی زن اکنون زیر سایه‌ی قوانین وضعی در بدترین حالت زندگی قرار دارد؛ طوری‌که در شرایط موجود، زنان برای بهتر زندگی کردن، خانه را ترک و زندگی خانوادگی را خراب می‌کنند و تردیدی نمی‌بینند که زنان تحت هر شرایطی، تلاش در رفاه و آسایش زندگی کنند؛ در حالی‌که اصلاً زندگی در خانه، مهربانی و رحمت را درپی دارد. بهترین قانون زمانی ضرورت است که زنان از بی‌عدالتی و از دست‌دادن آرامش رنج ببرند؛ در این خصوص اسلام مشکلات زنان را در امور ازدواج و طلاق حمایت می‌کند و در تمامی موارد، کرامت آن‌ها را حفظ می‌نماید.

مشکلات تنها محدود به‌آمار طلاق در جهان اسلام نیست؛ طوری‌که سرشماری 2015م می‌رساند که میلیون‌ها واقعۀ طلاق در مصر ثبت شده است؛ اما فراتر از آن ظلم حکومت‌های استبدادی از یک‌سو و سنت‏های عرفی-اجتماعی از سوی دیگر نسبت به‌حقوق زنان برداشت نادرست داشته که در نتیجه ازدواج را ناکام و تباه ساخته‌اند. جالب این‌که برخی سنت‏های عرفی حاکم به‌دروغ به‌سوی اسلام نسبت داده می‌شوند که این سنت‏های حاکم زنان را در تنگنا قرار داده و میلیون‏ها زن و فرزند، رنج این سنت‌ها را می کَشند که در نتیجه منجر به‌فروپاشی خانواده و روابط اجتماعی می‌شوند.

برعلاوه‌ی واقعیت فوق، رژیم‌ها و معاهدات بین‌المللی قطعنامه‏هایی تساوی حقوق زنان را تصویب کرده‌اند؛ طوری‌که کنفرانسِ جمعیت توسعه در تصامیم خود خواستار برابری روابط زنان گردید و قبل از آن کنوانسیون سیداو در ماده‌ی 16 با صراحت بیان کرده است: «کشورهای عضو باید اقدامات مناسبی را جهت رفع تبعیض علیه زنان در تمام امور مربوط به ازدواج و روابط خانوادگی به‌ویژه در خصوص برابری بین زنان و مردان اتخاذ نمایند که تمام این حقوق و مسئولیت‏ها در طول دوره‌ی ازدواج و فسخ آن در نظر گرفته شود و کشورهای امضاءکننده‌ی این کنوانسیون مکلف‌اند که قوانین خود را موافق این قرارداد اصلاح نمایند.»

زنانِ مطلقه در جهان اسلام در حال حاضر مانند دیگر زنانِ فقیر و بی‌چاره، از عدم رعایت دولت‌ها رنج می برند؛ علاوه بر این، دیدگاهایی را به آن‌ها نسبت می‌دهند و تقصیری را متوجه آن‌ها می‌سازند که مرتکب نشده‌اند. در نتیجه از زندگی طبیعی‌شان محروم ساخته می‌شوند و گاهی ممکن است از فرزندان خود و ازدواج دوباره محروم شوند. هم‌چنان قابل  ذکر است که برخی از زنان طلاق‌ داده شده از عدم پرداخت نفقه توسط شوهران‌شان نیز رنج برده و یا گاهی اوقات شوهران از زنان سرپرستی نکرده؛ هم‌چنان حاضر به طلاق  نیز نمی‌باشند؛ رشته‏ی ازدواج را همین‌گونه "معلق" می‌گذارند؛ درحالی‌که الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ﴾

[نساء: 19]

ترجمه: و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آن‌ها داده‌اید(از مهر)، تملک کنید! مگر این‌که آن‌ها عمل زشت آشکاری انجام دهند و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آن‌ها(به جهتی) کراهت داشتید(فوراً تصمیم به جدایی نگیرید! چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و الله خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!

وقتی اسلام آمد، مکلفیت‏های شرعی را برای زنان و مردان اختصاص داد. زمانی‌که اسلام احکام را بیان می‌کند، مشکلات هردو را حل می‌سازد؛ مسئله‌ی برابری یا تمایز میان آن‌ها را مورد توجه قرار نمی‌دهد؛ اما این را توجه دارد که یک مشکل خاص نیاز به‌علاج دارد و به‌عنوان یک مشکل خاص؛ صرف نظر از این‌که آیا این مشکل برای یک زن است و یا یک مرد. واقعیت نشان می‌دهد که ازدواج برای تشکیل و ایجاد راحتی برای خانواده می‌باشد. اگر در زندگی زناشویی مشکلی رونما گردد که سرور و شادی را تهدید کند و مشکل به‌نقطه‏ای رسیده باشد که زندگی زناشویی نتواند تداوم یابد؛ در این میان باید طریقه‏ای وجود داشته باشد که زن و شوهر برای جدایی خود از یک‌دیگر استفاده کنند و جائز نیست که این رابطه با کراهیت و ناپسندی هردو و یا یکی از زوجین ادامه یابد؛ از همین جهت الله سبحانه‌وتعالی طلاق را چنین مشروع ساخته است:

﴿الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ﴾

[بقره: 229]

ترجمه: طلاق(طلاقی‌که رجوع و بازگشت دارد)، دو مرتبه است(و در هر مرتبه) باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند(و آشتی نماید) یا با نیکی او را رها سازد(و از او جدا شود).

تا بدان جهت که بدبختی در خانه‏ها نباشد و یا این‌که حلاوت ازدواج در میان مردم باقی بماند؛ اگر این امکان وجود نداشته باشد که بین دو نفر به‌علت ناسازگاری طبیعت زندگی ادامه یابد؛ پس هرگاه آن‌ها آن‌چه که زندگی آن‌ها را خراب می‌سازد، توسط جدائی فساد را دفع نمایند. آن‌ها در حقیقت با این عمل خود یک‌دیگر را همکاری کرده‌اند تا حلاوت زناشویی را به دیگران اعطاء کنند. (منبع: نظام اجتماعی اسلام)

اسلام منزلت زنان را چنان بلند برده است که حتی در صورت وجود ناپسندی بی‌جا که اسلام تنها ناپسندی را دلیلی برای طلاق قرار نداده است؛ اما زن و شوهر را به زندگی کردن خوب امر کرده و زوجین را تشویق بر تحمل ناپسندی نموده که شاید در این ناپسندی خیر نهفته باشد؛ چنان‌چه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا

[نساء: 19]

ترجمه: و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید و اگر از آن‌ها(به جهتی) کراهت داشتید(فوراً تصمیم به جدایی نگیرید!) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و الله خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!

از همین جهت است که الله سبحانه‌وتعالی بر مرد حرام ساخته که به‌علت ناپسندی از زن خود کناره‏گیری  کند و از ترس گرفتن مهر؛ نه او را طلاق می‌دهد و نه با او زندگی می‌کند؛ چنان‌چه می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًاۖ وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان، از روی اکراه(و ایجاد ناراحتی برای آن‌ها) ارث ببرید و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آن‌ها داده‌اید(از مهر) تملک کنید! مگر این‌که آن‌ها عمل زشت آشکاری انجام دهند.

علی بن ابی‌طلحه از ابن‌ عباس در تفسیر آیه‌ی "ولاتعضلوهن" می‌فرماید: «بر آن‌ها قهر نشوید تا برخی آن‌چه را بدان‌ها داده‌اید، با خود ببرید؛ یعنی مردی زنی دارد و از بودن با او خوشش نمی‌آید؛ ولی مهر این زن نزد مرد باقی است که با تحمیل ضرر می‌خواهد تا زن مهرش را ببخشد.» (منبع: تفسیر ابن کثیر)

پس بالای مرد واجب است که زن مطلقه را در طول عدت طلاق، نفقه داده و از خانه اخراج نسازد تا این‌که عدت‌اش پوره شود؛ هم‌چنان باید در مقابل شِیر دادن طفل‌اش اُجرت رضاعت را بپردازد. در زمینه الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿...وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا...

[بقره: 233]

ترجمه: و بر آن کس که فرزند برای او متولّد شده(=پدر)، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته(در مدت شیر دادن بپردازد؛ حتی اگر طلاق گرفته باشد)؛ هیچ کس موظّف به بیش از مقدار توانایی خود نیست! نه مادر(به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به کودک را دارد و نه پدر و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد(= هزینه مادر را در دوران شیرخوارگی تأمین نماید) و اگر آن دو، با رضایت یک‌دیگر و مشورت، بخواهند کودک را(زودتر) از شیر بازگیرند، گناهی بر آن‌ها نیست.

و به مرد اجازه است که قبل از طلاق سه‏گانه رجوع نماید:

﴿وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ

[بقره: 232]

ترجمه: و هنگامی‌که زنان را طلاق دادید و عدّه‌ی خود را به پایان رساندند، مانع آن‌ها نشوید که با همسران(سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد.

هم‏چنان برای زن اجازه است که پس از طلاق سه‏گانه به مرد دیگری شوهر نماید:

﴿فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُون

[بقره: 230]

ترجمه: اگر(بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر این‌که همسر دیگری انتخاب کند(و با او، آمیزش‌جنسی نماید؛ در این صورت) اگر(همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهی ندارد که بازگشت کنند(و با همسر اول، دوباره ازدواج نماید)؛ در صورتی‌که امید داشته باشند که حدود الهی را محترم می‌شمرند. این‌ها حدود الهی است که(الله سبحانه وتعالی) آن را برای گروهی‌که آگاهند، بیان می‌نماید.

این احکام و این رحمت را زنان با از دست دادن دولتی‌که تمام امور آن‌ها را رعایت می‌کرد؛ نیز از دست دادند. خلافتی وجود ندارد که از زنان مراقبت کرده و احکام اسلام را عملی سازد. حالت امروزی زنان چنان است که از ظلم و حاشیه‏نشینی رنج برده و از سائر حقوق و امتیازات محروم‌اند. زن مسلمان در بدبختی‌ها جان می‌دهد و کسی به دادش نمی‌رسد. زنان تنها تحت خلافت راشده بر منهاج نبوت از امنیت و مراقبت برخوردار بوده و خلافت است که این احکام را به شیوه‏ای مفصل عملی می‌سازد.

نویسنده: بیان جمال

برای رادیوی دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

زنانِ تونسی؛ در جست‌وجوی عدالتِ اسلامی و ردِّ قیمومیت جهنمی!

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

در پایان کمپاینی‌که توسط بخش زنان حزب‌التحریر-ولایه تونس تحتِ عنوان: "زنانِ تونس از قیمومتی‌که آن‌ها را روانۀ جهنم می‌سازد؛ بی‌زار بوده و پیوسته در جستجوی عدالت اسلام اند." راه‌اندازی گردید؛ حزب‌التحریر-ولایه سودان، کنفرانسی را دایر و نکاتِ ذیل را مطرح نمود:

1. زنانِ مسلمان، امروزه بدترین حالت زندگی‌شان را تحت نظام سرمایه‌داری سپری می‌کنند؛ نظامی‌که منبعِ تمام بدبختی‌ها در عرصه‌های گوناگون بوده که زنان از آن رنج می‌برند و ایشان پیوسته در جست‌وجوی بهبود حالات جسمی و روانی خود هستند.

2. فراخوانی برای توانمندسازی زنان در تونس پس‌زمینه‌ها و اهداف شومی را در قبال دارد. هدف از تطبیق این برنامه‌ها؛ جز محروم ساختن آنان از تمام حقوق و امتیازات‌ و موقف مادری‌شان و این‌که آن‌ها را از تحت قیمومت مردان خارج سازند، چیزی دیگری نیست. این به‌خاطر آن است که زنان نقش مردان را در جامعه ایفاء نموده و نظریۀ جندر(مساوات) را عام بسازند.

3. منظور از هم‌چو برنامه‌های محلی، که از سوی استعمارگران به‌غلامان‌شان دستور داده شده و یا هم در سایۀ پابوسی به‌خارجی‌ها به‌پیش برده می‌شود، از یک طرف برای ازبین بردن مفاهیم اسلامی از جامعه بوده و از سوی دیگر، محروم ساختن زنان از نقش حیاتی و بنیادیی‌که در زندگی خانوادگی بازی می‌کنند، می‌باشد.

4. از این‌رو، بخش زنان حزب التحریر-ولایه تونس به‌شدت سعی و تلاش دارند تا فساد و بی‌بندوباری، پلان‌ها و راهکارهایی‌که زنان را به‌مثابۀ ابزار قرار داده و از آن‌ها در پروژه‌های غربی تحت عنوان آزادی، مدرنیته، سیکولریزم و توا‌مندسازی اقتصادی بهره‌برداری می‌کند، در معرض دید قرار داده و افشا نمایند.

 ما در بخشِ زنان حزب التحریر-ولایه تونس توجۀ شما را به‌این حقیقت-با توجه به‌این‌که دولت اسلامی تضمین‌کنندۀ نیازمندی‌های زنان و خانواده‌ها می‌باشد؛ نه تضمین‌کنندۀ آزادی‌ها و یا هم جمع‌کنندۀ مالیات- مبذول می‌داریم! علی‌الرغم این، نظام اجتماعی اسلام برای زنان و خانوادها توانمندسازی واقعی را تضمین می‌کند. احزاب مختلف پیوسته تلاش می‌کنند تا بدیلی برای نظام اجتماعی اسلام قرار دهند؛ بناءً از شما می‌خواهیم تا همگام با ما در راستای تأسیس دوبارۀ خلافت اسلامی بر منهج نبوت کار و فعالیت نمایید تا دولتی را تأسیس نماییم که رسول الله ﷺ به‌بازگشت آن به‌طریقۀ نبوت بشارت داده است؛ چون خلافت سپر و در عین حال مسیری‌ست که منتهی به بهشت می‌شود. بر شماست تا فریب ذلت استعمارگران را نخورید و در صددِ اجر و پاداش این کار خیر شوید.خواهران عزیزم! با ما در برابر نظام سرمایه‌داری بپیوندید و دین و قوانین بی‌نظیر الله سبحانه‌وتعالی را حمایت کنید.                                                                                            

  الله سبحانه وتعالی می فرماید:                                                                                                                                                                                                                                                                         ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ

[محمد: 7]

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده اید؛ اگر(دین) الله را نصرت دهید، الله(سبحانه‌‎وتعالی) شما را نصرت خواهد داد.

وکیل حنان خمیری

سخنگوی رسمی بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه تونس

ادامه مطلب...

پناه خواستن از شیاطین و حکام دروغگو

(ترجمه)

وَ عن عَدِيُّ بْنُ ثَابِتٍ قَالَ سَمِعْتُ سُلَيْمَانَ بْنَ صُرَدٍ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «اسْتَبَّ رَجُلاَنِ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَغَضِبَ أَحَدُهُمَا، فَاشْتَدَّ غَضَبُهُ حَتَّى انْتَفَخَ وَجْهُهُ وَتَغَيَّرَ: فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: إِنِّي لَأَعْلَمُ كَلِمَةً، لَوْ قَالَهَا لَذَهَبَ عَنْهُ الَّذِي يَجِدُ، فَانْطَلَقَ إِلَيْهِ الرَّجُلُ فَأَخْبَرَهُ بِقَوْلِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَقَالَ: تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَقَالَ: أَتُرَى بِي بَأْسٌ، أَمَجْنُونٌ أَنَا، اذْهَبْ»

 (رواه بخاری)

ترجمه: از عدی بن ثابت روایت است که گفت: از سلیمان بن صرد شنیدم که مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: دو مرد در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم یک‌دیگر را دشنام دادند؛ یکی از آن‌ها خشمگین شده و در خشم خود شدت نمود تا این‌که چهره‌اش تغییر نمود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: من کلمه‌ای را می‌دانم، اگر آن شخص آن را بگوید، آن چه برایش پیش آمده است، دور خواهد شد؛ آن شخص نزد دیگرش رفت و او را از سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم آگاه نموده و برایش گفت: از شر شیطان به الله سبحانه وتعالی پناه ببر؛ آن شخص گفت: آیا در من بدی را می‌بینی؟ آیا من دیوانه هستم؟ برو از من دور شو!

شریح حدیث

یقیناً خشم عادت بد و دردی است که برای انسان سرایت می‌کند و آن مَیلی از تمایلات شیطان است که اسلام از واقع شدن در آن برحذر داشته است. خشم چنان صفتی است که تعادل انسان را برهم زده و او را از حالت عادی‌اش بیرون می‌سازد و نمی‌داند چی می‌گوید و چی می‌کند؛ بنابر این، اسلام آن را بد دانسته و در اکثر احکامش از آن منع نموده است؛ بلکه برای کسی‌که در آن قرار می‌گیرد، راه علاجی را نشان داده است که آن عبارت از استعاذه(پناه خواستن از الله سبحانه وتعالی از شر شیطان) می‌باشد. چنانچه در حدیث وارد گردیده است و این کفایت می‌کند که بگویی: "أعَوذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرجيم" و باید از تهِ دل همه امورت را به الله سبحانه وتعالی بسپاری، که در این صورت الله متعال انسان را کمک می‌کند، از ترس و بیم رهایی می‌بخشد و از او راضی می‌گردد. بلی، اینست تداوی کسی‌که خشمگین می‌گردد.

ای مسلمانان! آیا می‌توان کلمات استعاذه را چنین گفت: "اعوذ بالله من روبیضات الحکام(پناه می‌برم به الله متعال از شر حکام دروغ گو)" اعوذ بالله من الحکام الشیاطین(پناه می‌برم به الله متعال از شر حاکمان شیاطین)" بلی، چنین چیزی‌ست که پیش آمده، چنانچه یک مسلمان از شر شیطان به الله سبحانه وتعالی پناه می‌برد؛ هم‌چنان می‌تواند به الله سبحانه وتعالی از شر حکام مسلمین پناه ببرد. امروزه هرنوع مصیبتی‌که در زندگی روزمرۀ مردم سرایت می‌کند، سببش همین حکام گماشته شده است. هرنوع خشم و غضبی‌که برای یک مسلمان در این دنیا می‌رسد، این حکام سبب آن می‌باشند و این حقیقتی است که در نزد چشمان ما ثابت گردیده و این را جز شخص خاین و منفعت‌گرا کسی دیگری انکار نمی‌کند.

وقتی به نقشۀ سیاسی امت مسلمه نظر می‌کنیم، آن را چنان می‌یابیم که از هر طرف همواره بالایش مغلوبیت و غم و اندوه جریان دارد و در حالت گرسنگی، زندان، دل‌شکسته‌گی و مغلوبیت می‌میرد. حکام با پول ناچیز قبایل این امت را فروختند؛ شهرها و مردمش را برای کافر استعمارگر گرو نمودند... امتی‌که در وقت حاکمیتش گوسفند از گرگ در امان بود و صداقت را در حمایت خود به جا گذاشت.

یا الله! مارا با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت، که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفید بگردان و از امت مصایب و بلاها را دور نما! یا الله! زمین را به نور و جه کریمت منور گردان. اللهم آمین آمین!

ادامه مطلب...

یادبود‌ جان‌بخش و امیدوار کننده‌ای‌که انسان مسلمان را به تکاپو وا می‌دارد

(ترجمه)

یادبود جان‌بخش و امیدوار کننده‌ای‌که انسان مسلمان را به تکاپو وا می‌دارد: دولت خلافت است که مسلمانان را در زیر یک ثقف سیاسی جمع کرده و نفس عطرآگاین عزت و کرامت را در بدن‌شان می‌دمد. همین خلافت به عدل و رحمت‌اش مسلمانان را به جای می‌رساند که جهان را رهبری کنند. در این دولت مسلمانان به آرامش خاطر زندگی می‌کنند؛ چنان‌که دیگران با آرامش کامل به سر می‌برند؛ آرامشی‌که تا اکنون تاریخ بشریت مثل آن را ندیده است.

آری، این دولت خلافت است؛ دولتی‌که با سرنگونی آن آرزوهای همۀ بشریت زیرپا شده به ویژه مسلمانانی‌که با خواری و ذلت مواجه گردیده و انواع و اقسام فقر و بدبختی را متحمل شدند. یادبودی‌که نمی‌نشینیم تا نظاره‌گر بر سوگ آن گریه کنیم-گرچه جای آنست که بر فراق این دولت به جای اشک چشم، خون گریه کنیم-یادبودی‌که نمی‌نشینیم تا بر فراق آن حسرت بکشیم-هرچند جای آنست که بر حسرت این دولت بنشینیم و خوبی‌هایش را بر شماریم- اگر خواسته باشیم که چیزی را تعریف کنیم، آیا بهتر از این دولت چیزی دیگر را مناسب‌تر می‌بینیم تا خوبی‌هایش را برشماریم؟! ما از این دولت به یادمی‌آریم تا مکلفیت خود را درک نموده و مسلمانان آگاه شوند که خلافت بشارت الله سبحانه وتعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم و فریضۀ او تعالی است.

آری، به یاد مسلمانان می‌دهیم تا برای بازگشت این دولت بزرگ فکر کنند و سیادت شریعتی را باز گردانند که حاکم و محکوم در آن از یک جایگاه برخوردار بوده و همۀ مردم تنها فرمان‌بردار حکم شریعت باشند. دولتی‌که حاکم چیزی را برای خودش اختصاص نداده و تا رعیت‌اش سیر نشود، خود را سیر نکند؛ تا زمانی‌که حاکم بر رعیت خود مطمئن نشود، بوی غذا را استشمام نکند. دولتی‌که حاکم‌اش چشم خواب را فرو نگذارد تا وقتی‌که رعیت‌اش به آرامی بخوابد؛ حاکم این دولت کوچک‌ترین چیزی را برای خود و اقارب‌اش اختصاص نمی‌دهد. دولتی‌که هرگز اطرافیان‌اش در اطراف آن حلقه نمی‌زنند تا بنام آن اموال مردم را به‌زور بخورند و به‌زور شمشیر حاکم، ظلم و تجاوز کنند. در این دولت هیچ قانونی ظالمان را حمایت نکرده؛ حتی اگر از اقارب نزدیک خود خلیفه و اطرافیان‌اش باشد. دولتی‌که اجازه نمی‌دهد تا خاک آن کشت‌زار حاکم و اقارب‌ آن ‌باشد تا محصول این خاک را به خزانه‌ها و بانک‌های غرب بگذارند؛ بلکه در این دولت تمام مردم از شریعت و احکام الله سبحانه وتعالی فرمان‌‌‌بر هستند.

آری، ما از این دولت برای مسلمانان یاد می‌کنیم تا فکری بر بازگشت آن بکنند تا به‌وسیلۀ آن دوباره امتی شوند که قدرت و عظمت از دست‌رفته‌ای‌شان را بازگردانده و رهبری را به هرکسی‌که خواسته باشند، بدهند. کسی‌که لیاقت و توان این مسئولیت را داشته، تکلیف، مسئولیت و امانت‌داری را شناسائی و به وسیلۀ شریعت الله سبحانه وتعالی امت آن را محاسبه کند و اگر حاکم به طرف ظلم حرکت کند، دست ظالم را بگیرند و آن را به جادۀ راست و حق هدایت کنند. در این دولت حاکم برای خود اجازه نمی‌دهد که مأمورین و والی‌هایش را به جبر بالای مردم تحمیل کند؛ بلکه اشخاصی را تعیین می‌نماید که تا آخرین توان برای اطاعت و رضایت الله سبحانه وتعالی کار کرده و امور مردم را به بهترین شکل‌اش پیش می‌برند. هرگاه یکی از رعیت از مأمورین و والی‌هایش شکایت کند، خلیفه آن را عزل و در عوض آن کسی را تعیین می‌کند که از الله سبحانه وتعالی ترس و تقوی داشته باشد و از ملامت هیچ ملامت‌گری نهراسد. کسی را انتخاب می‌کند که تا وقتی‌ خلیفه آن را به امر الله سبحانه وتعالی دستور دهد، اطاعت کرده و هرگاه خلیفه از امر الله سبحانه وتعالی سرپیچی کند و کفر خود را آشکار سازد، حاکمیت را از آن گرفته و به کسی‌ می‌دهند که از آن بهتر و با تقوی‌تر باشد.

آری، خلافت را به یاد مسلمانان می‌دهیم تا بدانند که بر آن‌ها واجب است که اسلام را بر همۀ مردم دنیا حمل و مردم را از از تاریکی‌های کفر و جهل بیرون و به طرف نور و روشنی حق هدایت دهند. خلافت را به یاد مسلمانان می‌دهیم تا مردم را از شقاوت و بدبختی به سوی سعادت و خوشبخی رهنمائی کنند تا در روز قیامت گواه باشند که اسلام را به آن‌ها رسانده؛ نه این‌که مردم در روز قیامت شکایت کنند که اسلام و دعوت الله سبحانه وتعالی را به آن‌ها نرسانده اند.

آری، خلافت را به یاد مسلمانان می‌دهیم تا این دولت با عظمت را برگردانند تا تکیه‌گاه و حامی مسلمانان باشد؛ نه این‌که به همین حالت ذلت‌بار در زیر چتر رژیم‌های کفری ذلیلانه زندگی کنند و لشکرها، نیروها و طیارات کفار اشغال‌گر در سرزمین‌های اسلامی و فضای مسلمانان گردش کنند؛ رژیم‌هایی ذلیلی‌که سرزمین‌‌های مسلمانان را پایگاه‌های غرب کافر قرار داده؛ رژیم‌هایی‌که به وسیلۀ آن‌ها هرکسی را خواسته باشند، می‌کشند و هرگاه خواسته باشند، خودشان را سقوط می‌دهند و رژیم‌هایی‌که خواری را برای مسلمانان بار آورده و هیچ حرمتی برای مسلمانان باقی نمی‌گذارند؛ بلکه ثروت‌های مسلمانان را به غارت برده و زندگی را بالای مسلمانان سخت‌تر و سخت‌تر می‌سازند.

 آیا از این تکیه‌گاه، حمایت‌گر بزرگ و از این سپر حفظ کننده برای مسلمانان یاد نکنیم و برای مسلمانان به یاد نیاوریم؟! دولت خلافتی‌که به گرفتن نام آن قلب کفار به لرزه در آمده و ترس را در قلب بزرگ‌ترین کفار دنیا می‌آورد. آیا از دولت خلافتی‌که با برافراشته شدن بیرق عقابی آن در آسمان خلافت راشده بر منهج نبوت، قلب‌های کفار را ترس فرامی‌گیرد، یاد نکنیم؟! زمانی‌که خلیفۀ مسلمانان صدای خود را بلند کند و بگوید: «قبل از این‌که جواب را بشنوید، می‌بینید و راه جلوگیری طمع نابجای شما لشکری‌ست که اولش نزد شما و آخرش نزد من باشد.»

آری، خلافت را به یاد مسلمانان می‌دهیم تا از دویدن بی‌فایده به پشت دنیا خود را نگهداشته و چشمان‌شان را به عزت دنیا و کامیابی آخرت بدوزند و خود را به رضایت الله سبحانه وتعالی و جنتی‌که پهنای آن به اندازۀ زمین و آسمان‌هاست، برسانند. خلافت را به یاد مسلمانان می‌دهیم تا تمام سعی و تلاش‌شان را برای به دست آوردن رضایت الله سبحانه وتعالی و حاکم ساختن شریعت و تطبیق سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در دولتی بنمایند که نام آن در شرق و غرب لرزه را به اندام کفار می‌اندازد تا دنیا را به سادگی به دست آرند و خیر و برکت زندگی مسلمانان، تمام بشریت، سنگ، درخت و پرنده و خزنده را فراگیرد؛ دولت‌های کفری از آن پیروی کند و مسلمانان را خیر امت بسازد که امر به معروف نموده و نهی از منکر نمایند.

ما خلافت را به یاد مسلمانان می‌دهیم و آن‌ها را برای بازگرداندنش فرامی‌خوانیم تا برای رسیدن به این هدف بزرگ، قربانی دهند که این قربانی‌ها عزت دنیا و رستگاری آخرت است. چندین دهه است که مسلمانان بدون وجود خلافت سرگردان به سر می‌برند و دشمنان‌شان به اشغال‌گری موفق شدند؛ نه برچیز دیگری؛ دشمنی‌که هم‌چو حیوان وحشی در پشت همین دنیا می‌دود؛ اما فراموش کرده که بازندۀ دنیا و آخرت شدند. پس باید مسلمانان به یاد آورند که قبل از سقوط خلافت در چی حالی به سر می‌بردند؟! و اکنون بعد از سقوط خلافت و نبود آن به چی حالی به سر می‌برند؟! پس آیا خلافت مستحق آن نیست که مشتاقانه برای رسیدن به آن تلاش کنیم و در راه آن قربانی دهیم تا کامیاب و رستگار شویم؟! پس باید پند بگیریم و بیدار شویم؛ زیرا تذکر برای مؤمنین نفع می‌رساند.

برگرفته از جریدۀ الرایه

ادامه مطلب...

سرزمین مبارک: پیامی از مسجد "ای امت اسلامی به سوی روزگار عزت مندی بشتابید! به سوی روزگار عظمت وشکوه بشتابید! به سوی خلافت راشده بشتابید!

  • نشر شده در ویدیوها

ارایه پیامی از مسجد توسط دکتور محمد عفیف شدیدسرزمین مبارک (فلسطین)چهارشنبه، 06 رجب المحرم 1440هـ.ق / 13 مارچ 2019م

ادامه مطلب...

ولایه سوریه: پیامی از مسجد "باید گروه‌ها جبهات را بگشاید و در برابر بمباران نظام بر مناطق آزاد شده سکوت اختیار نکند!"

  • نشر شده در ویدیوها

ارایه پیامی از مسجد توسط استاد عبد الغنی جمعه عضو حزب التحریر در مسجد الفتح واقع در شهر اریحا – حومۀ ادلب، برای درخواست نمودن گشودن جبهات و عدم سکوت در برابر بمباران نظام بر مناطق آزاد شده.
چهارشنبه، 06 رجب المحرم 1440هـ.ق / 13 مارچ 2019م

ادامه مطلب...

تلویزیون الواقیه: گفت‌وگوی زنده "نهفته‌های بحران در تونس!"

  • نشر شده در ویدیوها

گفت‌وگوی زنده استاد محمد ناصر شویخه عضو حزب التحریر – ولایه تونس با تلویزیون الواقیه تحت عنوان "نهفته‌های بحران در تونس!".پنج شنبه، 22 جمادی الثانی 1440هـ.ق / 27 فبروری 2019م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه