چهارشنبه, ۱۷ صَفر ۱۴۴۱هـ| ۲۰۱۹/۱۰/۱۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

نمایش غم‌انگیز گذرگاه؛ نشانۀ شکست کامل نظام سرمایه‌داری

  • نشر شده در کینیا

(ترجمه)

72 ساعت از روز یک‌شنبه ساعت 6:15، 29 سپتامبر 2019م گذشته است، ولی تاهنوز اجساد مریم کیجندا، خانم 35 ساله و دخترش مفقود‌الاثر باقی مانده است. این حادثۀ غم‌انگیز به تاریخ 29‌هم سپتامبر 2019م روز یک‌شنبه ساعت 6:15 زمانی رخ می‌دهد که کشتی مریم سرنگون شده و در اعماق بحر‌هند فرو می‌رود. ما صمیمانه تسلیت خویش را از اعماق‌قلب برای دوستان و اقارب خانم مریم ابراز می‌داریم. با وجود موجودیت نیروی‌بحری و شناوران با‌تجربۀ بندر کینیا؛ کشتیِ غرق شده و جسد‌های مادر و دخترش تا هنوز در بحر ناپدید هستند. حتی فامیل این خانواده تصمیم گرفتند تا برای دریافت اجساد آن‌ها برای شناوران پول بپردازند تا آن‌ها را دریابند؛ ولی متأسفانه که کسی آمادۀ این کار نبود. از همه درد‌آور این‌که از چندین سال گذشته بدین‌سو، بندر کینیا بدون شناوران مجرب در حال فعالیت بودند. اما سوال قابل‌ملاحظه اینست که وظیفۀ این همه افسران ارتش آموزش دیده چیست؟ وظیفۀ آن‌ها در حل کردن چنین بحران‌ها و مشکلات و یاهم تنها با اشتراک در جشن‌های ملی خلاصه می‌شود؟ این حادثه یک بار دیگر ضعف مدیریت و استراتیژی/راه‌بردی نادرست خدمات‌بندری کینیا و خاصتاً از وزارت حمل و نقل را نشان می‌دهد.

 در حقیقت این حادثه غفلت مقامات‌عالی رتبۀ وزارت حمل و نقل را به شمول بخش خدمات گذرگاها آشکار می‌سازد. توقع این مقامات اینست که در چنین حادثات ابحار ،مسئول اند تا اجساد را به مناطق مصون انتقال دهند. ما قاطعانه بیان می‌داریم که نظام سرمایه‌داری در عرصۀ خدمت به مردم کاملاً ناکام مانده است. به همین ملحوظ؛ از تمام مردم مخلصانه تقاضا می‌کنیم تا در راستای احیای دوبارۀ خلافت بر منهج نبوت ما را نصرت و حمایت کنند تا این دولت‌مقتدر موضوع امنیت‌عامه را به شمول مصونیت مسافرین تحت بررسی دقیق قرار دهد و قبل از اتفاق افتادن چنین حادثات، تیم نجات را آماده‌باش قرار دهد.

نویسنده: شبانی موالیمو

سخنگوی حزب‌التحریر-کینیا

مترجم: عبدالله صالحی

 

ادامه مطلب...

توقف اخیر صفحات انترنتی حزب‌التحریر Featured

(ترجمه)

باوجود تلاش‌های مستمر و توطئه‌های دشمنان مسلمانان برای دور نگهداشتن مفکورۀ خلافت از اذهان امت اسلامی، امروزه این مفکورۀ به رأی عام تمامی مسلمانان مبدل شده‌است. "فراخوان تأسیس مجدد خلافت" هنوز هم مایۀ رنج کیان سیاسی و فکری دولت‌های غربی است و آنان سخت می‌کوشند تا سد راه این دعوت مقدس شوند.

امروزه کاروان دشمنان اسلام با شرکت‌های "فنی تبلیغاتی‌ای" پیوسته است که ادعای بی‌طرفی می‌کنند! این شرکت‌ها به تقاضای خودشان می‌خواهند بازیچۀ دست دولت‌هایی باشند که آشکارا دشمنی‌شان را با مفکورۀ خلافت اعلان کرده‌اند. اخیراً کلودفلر (Cloudflare)، پس از استاک‌پث (Stackpath)، دو شرکتی‌که قرارداد حفاظت از صفحات‌مان را داشتند، ناگهان خدمات DNS، حفاظت صفحات و تحویل محتوا را به روی صفحات انترنتی حزب‌التحریر بستند و این صفحات را طی دو ماه برای دومین بار قطع کردند. آیا خیانتی از این بزرگ‌تر هم وجود دارد؟!

احتمالاً طرز فکر فرعون جدید، کاخ سفید، دونالد ترامپ -که به دشمنی‌اش با مسلمانان، غدر به تعهدات و خیانت به نزدیکان‌اش مشهور است- به این دو شرکت نیز اثر کرده‌است و شاید در آینده به دیگر شرکت‌های فنی تبلیغاتی امریکایی نیز رسوخ کند!

دلایلی را که این شرکت‌ها برای توجیه حملۀشان ارائه می‌کنند، نیز عجیب است، طوری‌که یکی ممنوع‌الفعالیت بودن حزب‌التحریر و دیگری تخطی از "خط‌مشی استفادۀ مجاز" این شبکه‌ها را دلیل این حمله برمی‌گیرند.

ما با هردو شرکت تماس گرفتیم و در رابطه به این عمل غیرقانونی‌شان شواهد ملموس و اسناد رسمی ارائه کردیم که ثابت می‌کند حزب‌التحریر یک حزب فکری-سیاسی است که عملاً در بسیاری از کشورهای و شهرهای مشهور جهان فعالیت دارد، کنفرانس برگذار می‌کند، راه‌پیمایی می‌کند و فکرش را در میان جوامع گوناگون گسترش می‌دهد. این حزب به مبارزۀ مسلحانه نمی‌پردازد و در پایبندی به طریقه‌اش در طول هفت دهه از آغاز تأسیس‌اش شهره است؛ حقیقتی‌که در صدر مراجع سیاسی بایگانی‌های بین‌المللی درج است.

حزب‌التحریر یک حزب ممنوع‌الفعالیت نیست، جز در بعضی از کشور‌هایی‌که در سطح جهان به دیکتاتوری و خودکامه‌گی مشهور اند و از رشد فضای فعالیت‌های سیاسی ممانعت می‌کنند، به‌طور مثال: کشورهای آسیای میانه. حتی این حزب در کشوری‌که این دو شرکت مستقر اند، نیز به‌صورت قانونی و آشکار فعالیت می‌کند. ولی باوجود همۀ این شواهد، پاسخ این دو شرکت مراجعه کردن به مراجع قانونی بود؛ مراجعی‌که در عقب یک آدرس ایمیل پنهان شده‌اند، پیام‌ها، درخواست‌ها و انتقادها را ثبت می‌کنند و هیچ اقدامی در جهت حل آن‌ها انجام نمی‌دهند. این را می‌توان توطئۀ خاموش توصیف کرد.

خیانت آشکار از اصول دونالد ترامپ است که ظاهراً این دو شرکت نیز آن را برگرفته‌اند؛ و گرنه چگونه امکان دارد دو شرکت بین‌المللی مستقر در امریکا؛ کشوری‌که به قوانین و دادخواهی‌اش مشهور است، جرأت تخطی از قوانین این کشور را دارند؟! چگونه به انجام این کار جرأت می‌یابند، حال‌آن‌که رئیس جمهور آن کشور خودش برای خیانت و زیرپا کردن تعهدات آشکارا اصول وضع می‌کند؟!

این جز کمپاین تازه‌ای علیه مفکورۀ "خلافت بر منهج نبوت" و علیه دعوت برای تأسیس آن نیست و ضعف فکری دشمنان بدخواه‌مان را نمایان می‌کند. تلاش آن‌ها برای بستن دهان ما، شکست علنی غرب در مقابل مبدأ قوی، برحق، واضح و پاک حزب‌التحریر را نشان می‌دهد.

حزب‌التحریر گروهی از افراد مخلصی است که به این ندای الله سبحانه وتعالی پاسخ داده‌اند:

﴿وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ [آل‌عمران: ۱۰۴]

ترجمه: باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آن‌ها همان رستگارانند.

این حزب امتی از میان یک امت بزرگ و سخاوت‌مند است که هفت دهه از تأسیس‌اش می‌گذرد و هنوز بر "همان فکره" و "همان طریقه‌"‌اش پابرجاست؛ امتی باثباتی‌که از راهش آگاهست و برای بازگرداندن شأن و شوکت روزهای خلافت کار می‌کند.

کارزار حکومت امریکا و دولت‌های بدخواه همکارش، ضعف فکری آن‌ها را نشان می‌دهد و تلاش‌شان برای بستن دهان ما، شکست علنی غرب در مقابل مبدأ قوی، برحق، واضح و پاک حزب‌التحریر را نمایان می‌کند. شباب حزب‌التحریر با بستن این صفحات سست نمی‌شوند؛ از علاقۀ حامیان‌اش برای دانستن حقایقی‌که حمل می‌کند، کاسته نمی‌شود و شمار کسانی‌که به فعالیت در راه‌شان و حمایت از آنان تمایل دارند، کم نه، بل به یاری الله سبحانه وتعالی زیاد می‌شود. او سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ﴾ [رعد: ۴۲]

ترجمه: پیش از آنان نیز کسانی طرح‌ها و نقشه‌ها کشیدند، ولی تمام طرح‌ها و نقشه‌ها از آن الله (سبحانه وتعالی) است. او از کار هرکس آگاه است و به‌زودی کفار می‌دانند سرانجام (نیک و بد) در سرای دیگر از آن کیست.

انجنیر صلاح‌الدین عضاضه

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

تطبیق حدود اسلام، کفارۀ گناهان است

(ترجمه)

«عَنْ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ رضی الله عنه قَالَ: أَخَذَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كَمَا أَخَذَ عَلَى النِّسَاءِ: أَنْ لاَ نُشْرِكَ بِاللَّهِ شَيْئًا، وَلاَ نَسْرِقَ، وَلاَ نَزْنِيَ، وَلاَ نَقْتُلَ أَوْلاَدَنَا، وَلاَ يَعْضَهَ بَعْضُنَا بَعْضًا "فَمَنْ وَفَى مِنْكُمْ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ، وَمَنْ أَتَى مِنْكُمْ حَدًّا فَأُقِيمَ عَلَيْهِ فَهُوَ كَفَّارَتُهُ، وَمَنْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ فَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ، إِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ، وَإِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: از عباده بن صامت رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم همان‌گونه که از زنان، بیعت گرفت، از ما نیز بیعت گرفت؛ مبنی بر این‌که با الله چیزی را شریک قرار ندهیم، دزدی نکنیم، زنا نکنیم، فرزندان‌مان را به قتل نرسانیم و یک‌دیگر را تهمت نزنیم و فرمود: پس هریکی از شما به این وعده‌ها، وفا کند، الله متعال پاداش اعمالش را خواهد داد و هرکس مرتکب عملی از اعمال فوق شود و در دنیا مجازات گردد، باعث کفارۀ گناهش خواهد شد و اگر الله متعال گناهش را پنهان نمود، این با الله متعال است که اگر بخواهد، عذابش می‌دهد و اگر نخواهد، مغفرت می‌نماید.

ای مسلمانان! در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمانان را از فتنه‌هایی برحذر می‌دارد که مسلمانان این زمان در آن واقع شده‌اند، حتی فتنه‌ها جزئی از زندگی‌شان قرارگرفته است و این از اثر عدم تطبیق اسلام و تطبیق نظام‌های غیراسلامی است. دولت‌هائی هم‌چون سعودی، ایران، ترکیه، سودان وغیره برای تطبیق نظام اسلام، مانند حدود و قصاص، جهاد، حکم ارتداد وغیره من‌حیث نظام اسلام هیچ‌نوع برنامه‌ای ندارند؛ تنها چیزی‌که این دولت‌ها روی دست دارند، تطبیق قوانین وضعی و برنامه‌های کفری به فرمایش دولت‌های غربی است. بنابر این، امت اسلامی در سخت‌ترین مشکل و حساس‌ترین حالت قرار دارد؛ با این‌که تطبیق حدود الله بالای مسلمانان سبب پاکی مسلمان از گناه می‌شود؛ لیکن هیچ دولتی حدود الله را بالای مسلمانان تطبیق نمی‌کند.

برعکس دیده می‌شود که دولت ایران در قتل مسلمانان سوریه با بشار، روسیه، امریکا وغیره همکاری علنی و مستقیم دارد. دولت سودان مسلمانان سودان را دوپارچه ساخته، دولت ترکیه از همکاری بی‌شرمانه‌اش با دولت یهود (اسرائیل) دست‌بردار نمی‌شود، عساکرش دوشادوش ناتو در تجاوز، قتل و کشتار مسلمانان بی‌گناه افغانستان مستقیماً شریک است. دولت سعودی زندان‌هارا از شیخ‌های عرب که مخالف نظام سعودی هستند، پرکرده است. در مصر بالای بیشتر از 500تن مسلمان بنام "اسلام‌گرا یا اخوانی" حکم اعدام داده می‌شود. ...

سخن اخیر این‌که هرکس در هرگوشه و کنار این دولت‌ها اگر خواهان تطبیق نظام و قوانین اسلام، بدون مداخله کفار باشد، به شدیدترین مجازات محکوم می‌شود.

والسلام علی من اتبع الهدی

ادامه مطلب...

انقلاب شام و زدودن خباثت از آن

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

واقعیت انقلاب به این معنا است که تغییر سیاسی در داخل دولت ایجاد گردد؛ پس معنای انقلاب به تغییر شمولی خلاصه گردیده و عناصر اساسی‌که این تغییر شامل آن می‌گردد؛ عبارت از: فکر، نظام، دستگاه‌ها و چهره‌ها می‌باشند. اگر تغییر، تنها افراد را شامل گردد؛ بناءً آن خیزش نه؛ بلکه یک انقلاب محسوب می‌گردد و به سطح خیزش نمی‌رسد.

تغییر عناصر چهارگانه چیزی است که در همۀ انقلاب‌های مشهور در تاریخ جهان ایجاد گردیده است؛ مانند: انقلاب فرانسه که پادشاهی را با عناصر چهارگانۀ آن، فکر، نظام، دستگاه‌ها و اشخاص از بین بردند و در رأس آن لوی شانزدهم را که آخرین پادشاه فرانسه بود، به تاریخ 21/1 /1793 در پاریس پایتخت فرانسه اعدام کردند. انقلاب بلشویک‌ها که نظام فیودالیزم را در روسیه از بین بردند و نظام کمونیزم جدید را با دستگاه‌ها و افراد جدید به میان آوردند. انقلاب امریکا که منجر به ختم حاکمیت انگلستان استعمار‌گر با همه افکار، شخصیت‌ها و متعلقات آن گردید و دولتی قدرتمندی را تشکیل داد که وسعت آن بین اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام را شامل می‌گردد.

بناءً، دولت‌ها لجوج‌ترین دشمن انقلاب هستند؛ زیرا اگر دولت‌ها انقلاب را بپزیرند؛ به این معنا است که به‌گونۀ اتوماتیک/خودکار مفکورۀ تغییر را پذیرفته‌اند و پذیرفتن فکر انقلاب؛ یعنی حتمی بودن تغییر اساسی در داخل دولت و این چیزی است که پذیرفتن آن از جانب دولت‌ها ممکن نیست.

از این جهت، نظام در این کشور‌ها -با وجود اختلاف سلیقه‌ها و تبعیت‌ها- قاطعانه در دشمنی با انقلاب‌ها می‌ایستند و با اسالیب مستقیم و غیرمستقیم در برابر آن ایستادگی می‌نمایند. این کشور‌ها سبب مستقیم انحراف انقلاب‌ها از راهکار آن‌ها و ازبین‌بردن و پیچیده‌گردانیدن اهداف‌اش می‌گردند.

انقلاب شام آشکارترین مثال این حقیقت است و متوجه می‌شویم که چگونه همه کشور‌های جهان چه خُرد و چه بزرگ، چه تابع و چه متبوع، چه قوی و چه ضعیف با انقلاب سر دشمنی دارند. همه کشور‌ها از یک کمان انقلاب را نشانه گرفته‌اند و در رأس آن امریکا که همه راه‌های بازی را در دست گرفته، بر علیه انقلاب برنامه‌ریزی می‌کند و برنامۀ کامل و منظمی را برای از بین بردن آن ترسیم نموده است. هر کشوری در این بازی دارای نقشی است که از جانب امریکا به آن‌ها داده شده است. هم‌چنین به‌گونۀ مستقیم بعضی از ملیشه‌های مزدور را برای تحقق هدف خود به کار گرفته است. سپس بعضی از راه‌های حل کاذب و قوانین باطل از بقایای قوانین وضعی را برای انقلابیون به هدف پراکنده نمودن آن‌ها پیشکش نموده است و از این طریق نظام بشار را با همۀ وسایل و امکانات حفظ نمود، اسلحه را از انقلابیون منع کرد و کشور‌های مزدور را بر انقلاب مسلط گردانید.

از این کشور‌ها عده‌ای به‌گونۀ آشکار علیه انقلاب لشکرکشی نمودند؛ مانند: روسیه و ایران. تعدادی رهبری انقلاب را با نفوذ و مال‌های پلید خریداری کردند؛ مانند: سعودی، قطر و اردن. عده‌ای به وسیلۀ رسانه‌ها با انقلاب دشمنی نمودند؛ مانند: مصر، الجزایر و مغرب و این کار را سبب اساسی فتنه و انتشار ناامنی و ریختاندن خون‌ها دانستند. تعدادی هم با شعارهای لفظی علیه نظام اسد تمایل انقلابیون را به خود جلب کردند و سپس تصمیم به خنجرزدن انقلاب گرفتند؛ مانند: ترکیه.

بزرگ‌ترین اشتباهی‌که انقلابیون و رهبران‌شان مرتکب گردیدند، میل‌شان به این کشور‌ها و همکاری با آن‌ها بود و این همکاری کشتارگاه واقعی برای‌شان گردید. جیش الاسلام که ده‌ها هزار نیروی آموزش دیده با وی همراه بود، به چه سرنوشتی مواجه گردید؟ تانک‌ها، اسلحه، امکانات و ذخایرشان کجا شد؟ از سبب این میل‌شان به طرف سعودی بود که غوطه را تا مدتی حفظ کردند؛ سپس آن را به نظام اسد تسلیم نموده، رفتند و این مثالی است که با اکثر گروه‌های‌که روزگاری از جمله ستون‌های انقلاب به شمار می‌رفتند مطابقت دارد.

همکاری گروه‌ها با دولت‌ها و نظام‌های حاکم ممکن نیست که منجر به تغییر گردد؛ آن‌چه که فعلاً بین هیئت تحریرالشام و ترکیه جریان دارد؛ جز نمونۀ تکرار باطلی‌که با جیش الاسلام صورت گرفت نیست و در روزهای آینده منجر به زوال هیئت خواهد شد؛ چنان‌چه با سلف‌شان چنین شد و این نتیجۀ است که تخلف نخواهد شد.

نقش سعودی، قطر و هم‌چنان گروه‌های‌که با این کشور‌ها ارتباط داشته و در گرو مال‌های سیاسی پلیدشان قرار گرفتند در ابتدای انقلاب افشا گردید و امروزه نقش ترکیه به وضاحت درحال افشا شدن است؛ زیرا تظاهرات بزرگی‌که صدای سقوط نظام را سر می‌دادند، راه‌اندازی گردید و نیروهای امنیتی ترکیه در سرحدات مرزی تلاش کردند تا به وسیلۀ فیر مرمی و گاز، مظاهره‌چیان را پراکنده نمایند و حتی عام مردم که از جملۀ حامیان انقلاب هستند، حجم توطیۀ نظام ترکیه را بر انقلاب‌شان درک کردند؛ زیرا با چشم سر دیدند که چگونه بعضی از نقطه‌های نظامی ترکیه توسط افراد اسد محاصره گردید و اردوغان برای حفظ آبروی خود فوراً خود را به پوتین جنایت‌کار رساند و نقاط نظامی را که هیئت تحریرالشام برای حمایت نظام جنایت‌کار نشر نموده بود، از هجوم انقلابیون مصون بماند.

تصویری‌که با پوتین یکجا گردید و هر دو باهم آیسکریم نوش جان کردند، حکایت از ناکامی اردوغان و ناتوانی وی در سوریه دارد؛ شاید این آیسکریم درجۀ حرارتی را که از ناکامی سیاسی به وی دست داده بود کاهش دهد؛ سپس عموم مردم انقلابیون در سوریه به وی اهانت کرده، ندای سقوط وی را سر دادند و تصویر اردوغان را همرای پوتین که هر دو باهم آیسکریم می‌خوردند در یکی از تظاهرات‌ها آویزان کردند و گفت: اگر مشکل شما به آیسکریم حل می‌گردد ما توانائی اعطای آن را داریم؛ پس چرا به روسیه مراجعه می‌کنید؟!

اردوغان سیاست کشور‌اش را به روسیه و امریکا فروخته است. در مورد ادلب و اطراف آن به اندازۀ سر انگشتی هم از تصامیم آستانه و سوچی تخطی کرده نمی‌تواند. اما نسبت به شرق فرات توان حرکت به اندازۀ یک سانتی متر هم بدون اجازۀ جنرال‌های امریکائی را ندارد. این یک حقیقت سیاسی است که هرکسی به اندازۀ ذرۀ از سیاست آگاهی داشته باشد درک می‌کند. از این جهت همکاری گروه‌های ملی و گروه‌هایی‌که نزد بعضی‌ها اسلامی محسوب می‌گردد؛ مانند: انس العبده رییس ائتلاف سوری، همکاری‌های‌شان همرای سوریه؛ یعنی جداشدن از انقلاب و رفتن پشت قدرت و چوکی که هیچ تغییر حقیقی را در پی نخواهد داشت؛ مانند: هیئت تحریرالشام که به خاطر جنگ با انقلابیون بزرگ‌ترین جنایت را انجام داد و تلاش برای انجام عمل نظامی به تنهائی دارد.

اما جای تعجب است که انقلاب شام با این همه خیانت‌ها و توطئه‌ها، بر اهداف خود ثابت و استوار باقی‌مانده است و شاید بهترین ثمرۀ را که چشیده‌اند، افشای نظام‌های خیانت‌پیشه؛ مانند: ترکیه بوده است. هم‌چنین گروه‌های خائنی‌که آخرین‌شان هیئت تحریرالشام است که اعمالی شبیه نظام حاکم را مرتکب گردیده، اموال را مصادره نموده و افراد گروه‌های مخلصی؛ مانند: حزب‌التحریر را به زندان می‌اندازد و می‌کوشد تا صدای حق را خاموش نماید.

انقلاب شام از بین نخواهد رفت، ریشه‌های آن همیشه روشن خواهد بود، همیشه توان دوام را دارا بوده، سر پای خود ایستاد می‌شود، روز به روز به پخته‌گی می‌رسد، اهداف ثابتی را که حزب‌التحریر برای آن مشخص کرده بود، روز به روز روشن‌تر گردیده و رهبران مخلص آن به صفوف مقدم ایستاد می‌شوند. در نتیجه، امروزه انقلاب لباس‌های ذلت را از خود دور نموده، کورۀ نجاست‌های آن را از بین برده، هر روز راه خود را واضح گردانیده و برای رسیدن به هدف، گام‌های مطمئن خود را بر می‌دارد.

نویسنده: ابو حمزه الخطوانی

مترجم: رامین بارز

ادامه مطلب...

سخنان خان در سازمان ملل، توهین به مردم کشمیر است

(ترجمه)

خبر:

به‌تاریخ ۵ اکتوبر / اکتبر ۲۰۱۹م، عمران خان هشدار داد: «هر کسی‌که به‌منظور دریافت کمک‌های بشردوستانه از خط کنترول عبور کند، به هند بازگردانده خواهد شد.» او پیش از این یک‌بار از ناکامی سازمان ملل در امر کمک‌رسانی به مردم کشمیر یاد کرده‌بود. در واقع، از موضع خاموشانۀ خان کاملاً هویداست که: نباید هند را به حمله بر کشمیر آزاد تحریک کرد، بلکه بگذار سازمان ملل کشمیر اشغالی را آزاد کند.

تبصره:

مردم پاکستان از موضع خاموشانۀ خان بسیار عصبانی اند و برای کمک کردن برادران‌شان در کشمیر از خط کنترول عبور می‌کنند. مشکل این‌جاست که آنان نمی‌دانند چرا خان از آزادی کشمیر اشغالی به‌دست نیروهای مسلح پاکستان ممانعت می‌کند و آن را به سازمان ملل وامی‌گذارد.

سازمان ملل تاکنون چه خوبی را برای پاکستان انجام داده و کدام مشکل‌اش را حل کرده‌است؟ سازمان ملل هرگز هیچ گامی را در جهت کمک به مردم کشمیر برنداشته‌، بلکه همیشه در راه خسارت وارد کردن مسلمانان روان بوده‌است؛ مثلاً در سال ۱۹۷۱م، سازمان ملل شدیداً خواستار تجزیۀ پاکستان بود و نتیجتاً بنگله‌دیش را به‌عنوان یک کشور مجزا به رسمیت شناخت و یا در اواخر ۱۹۹۰م که از تحریم‌های سنگین علیه پاکستان پشتیبانی کرد.

باید گفت که پاکستان یگانه کشور مسلمان‌نشین نیست که قربانی سازمان ملل شده‌است. از واپسین روزهای ایجاد این سازمان در سال ۱۹۴۵م، قدرت‌های بزرگ، مشمول امریکا، همواره از آن برای استحکام سلطه‌گری‌شان در سراسر جهان بهره گرفته‌اند. در حقیقت، هیچ مردم دیگری به اندازۀ مسلمانان از سازمان ملل ضربه ندیده‌اند. همان‌طوری‌که از جدایی بوسنی و تجزیۀ اندونیزیا می‌بینیم، غرب سازمان ملل را تنها به هدف تجزیۀ سرزمین‌های اسلامی ایجاد کرده‌است.

سازمان ملل با ایجاد دولت یهود و حمایت از آن، هم‌چون حربه‌ای است که غرب آن را عمیقاً به سینۀ امت فرو کرده‌است. این سازمان با وارد کردن تحریم‌های گوناگون بر عراق، لیبیا، سودان، ایران و افغانستان، در جداسازی مسلمانان از یکدیگر نقش بازی می‌کند. هم‌چنان، غرب از سازمان ملل هم‌چون توجیهی برای تجزیۀ سومالی و اشغال عراق و افغانستان استفاده می‌کند.

با درنظرگرفتن سابقۀ جرمی سازمان ملل علیه مسلمانان و ضعف‌اش در مهار سلطه‌گری امریکا، پذیرش پیروی کورکورانۀ خان و دیگر حکام جهان اسلام از چنین سازمانی دشوار است. عمران خان سخنان‌اش را با آیت ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾ "خاص تورا عبادت میکنیم و خاص تورا میپرستیم " آغاز و بعداً از سازمان ملل التماس کمک و یاری کرد. شاید سخنان او چشمان بعضی‌ها را کور کرده‌است، ولی الله سبحانه وتعالی از ما می‌خواهد که همیشه هوشیار باشیم.

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُووَ أَلَدُّ الْخِصَامِ﴾ [بقره: ۲۰۴]

ترجمه: و از مردم کسانی استند که گفتارشان در زندگی دنیا مایۀ اعجاب تو می‌شود (در ظاهر، اظهار محبت شدید می‌کنند) و الله (سبحانه و تعالی) را بر آن‌چه در دل دارند گواه می‌گیرند. (این درحالی است که) آنان سرسخت‌ترین دشمنان اند.

بسا ناراحت کننده است که باوجود وفاداری حکام جهان اسلام به تعهدات‌شان در ملل متحد و امریکا –خارج از چارچوب قوانین بین‌المللی– با تشویق دولت یهود و هندو به الحاق فلسطین و کشمیر به خودشان، به جنگ‌اش علیه جهان اسلام ادامه می‌دهند. همانا یگانه سپر مسلمانان در برابر منابع دست‌اندازی قدرت‌های غربی، مانند سازمان ملل، برپایی فوری یک دولت قدرت‌مند اسلامی است. در حقیقت، این حملۀ خلافت عثمانی به‌جانب اروپا بود که سبب شد ملت‌های اروپایی معاهدۀ وستفالیا را طرح و قوانین بین‌المللی را ایجاد کنند. ولی خلافت عثمانی با چنان عزمی در مقابل این قوانین بین‌المللی ایستادگی کرد که حتی توانست سال‌ها کشورهای محارب را به امضای معاهدات صلح وادار کند، بدون این‌که منابع امت و سرزمین‌های مسلمانان را به آنان تسلیم کند.

نویسنده: عبدالمجید بهاتی

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

جزای مرد زناکار محصن(متأهل) در اسلام

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

جناب امیر صاحب! راجع به جزای مرگ برای محصن زناکار، آیا به راستی در فقه اسلامی چنین چیزی قطعی ثابت شده است؟ بعضی علماء مانند شیخ ابوزهرا استند که این مسئله را من‌حیث حدود جزا دسته بندی نکرده اند. حتی توسط شیخ مصطفی زرقا بیان شده که این مسئله در جمع مجازات تعزیر دسته بندی می‌شود. شما در ین مسئله چه فکر می‌کنید؟

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

شما از جزای مرد محصن(متأهل) سوال نمودید که آیا این مسأله در فقه اسلامی قطعی است و یا خیر؟ آیا این مسأله از جمله حدود به حساب می‌آید و یا از جمله تعزیرات؟ چنانچه بعضی علماء معاصر جزای فعل زنا را از جملۀ تعزیرات می‌شمارند؛ پاسخ سوال شما قرار ذیل است:

جزای مرد زنا کار محصن(متأهل) رجم تا لحظۀ مرگ است و این مسأله از جملۀ احکام به شمار می‌رود، نه از جملۀ مسائل عقیدوی. پس این مسأله مانند دیگر احکام شرعی بوده، لازم نیست که دلیل آن قطعی باشد؛ بلکه ظن غالب برای فرضیت آن کفایت می‌کند، چنانچه اثبات احکام شرعی توسط دلائل ظنی اصلی از اصول فقهی است. لذا این‌که دلیل قطعی باشد و یا غیرقطعی در این مسأله هیچ تأثیری ندارد، بلکه لازم است که دلیل حکم از شریعت ثابت شود. دلائل صحیح بسیاری آمده که این حکم را به اثبات رسانده، جای برای شک نمی‌گذارد و ثابت می‌سازد که جزای مرد زناکار محصن(متأهل) رجم است؛ چنانچه این دلائل در ذیل ذکر شده است.

طوری به نظر می‌رسد که بعضی از علماء در این زمان در اخذ احکام شرعی منهج و راه درست و اصولی را نمی‌گیرند و زمانی‌که می‌خواهند حکم شرعی را اخذ نمایند، تلاش می‌کنند که حکم شرعی را با زمان و نظریاتی هماهنگ بسازند که این نظریات فعلاً در جهان حاکم است؛ نظریاتی‌که فرهنگ غرب آن‌ها را تحت عنوان قوانین بین‌المللی و توافق‌نامه‌های حقوق بشری بالای مردم حاکم و تحمیل نموده است، که این روش و طریقه برای اخذ و استنباط احکام شرعی کاملاً غلط است؛ زیرا هدف از اخذ حکم، حکم الله سبحانه وتعالی است؛ نه حکمی‌که با آراء و نظریات و توافق‌نامه‌های بین‌المللی موافقت داشته باشد و واجب شرعی هم همین یافتن حکم شرعی از مرجع و دلائل شرعی سپس قرار دادن آن در منصۀ تطبیق و تنفیذ بوده، واجب است که دعوت در جهان به سوی اسلام و احکامی باشد که به طریقۀ شرعی آن از شریعت اخذ و استنباط شده باشد. یقیناً حکمی‌که به طریقۀ شرعی آن استنباط گردد، حکمی‌ست که پاسخ‌گوی همۀ بشریت بوده، زیرا همین حکمی بوده که از نزد خالق بشر و خالق جهانیان آمده است، خالقی‌که از احوال مخلوقات‌اش کاملاً آگاه است.

﴿أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾ [ملك: 14]

ترجمه: مگر كسی‌كه ( مردمان را ) می‌آفريند (حال و وضع ايشان را ) نمی‌داند و حال اين‌كه او دقيق و باريك‌بين بس آگاهی است.

﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾ [اعراف: 54]

ترجمه: آگاه باشيد كه تنها او می‌آفريند و تنها او فرمان می‌دهد. بزرگوار و جاويدان و دارای خيرات فراوان، خالقی است كه پروردگار جهانيان است.

بناً جائز نیست که به گفتۀ چنین علمایی‌که در تلاش اند تا در استنباط احکام شرعی خود را با فرهنگ غربی هم‌آهنگ ساخته اند، عمل شود؛ فرقی نمی‌کند که این علماء به خاطر فشارهای وارده چنین عملی را مرتکب شوند و یا به خاطری راضی نمودن کفار غربی؛ پیروی در هر دو حالت از چنین علماء غلط است.

جزای زنا برای مرد و زن محصن(متأهل) رجم است و برای غیر محصن(غیرمتأهل) صد تازیانه می‌باشد و این جزا شامل حدود اسلامی است. ما احکام حد زنا را در کتاب "نظام عقوبات" به صورت مفصل بیان کردیم که در این‌جا بعضی مواردی‌که در مورد حد زنا در کتاب مذکور آمده است ذکر می‌کنیم:

«بعضی علماء به این نظر اند که حد زنا در مورد زن زانیه و مرد زانی خواه محصن(متأهل) باشد و خواه غیر محصن(مجرد) صد تازیانه است و فرقی بین این دو نیست؛ زیرا الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله﴾ [نور: ۲]

ترجمه: هر يك از زن و مرد زناكار(مؤمن، بالغ، حرّ و ازدواج ناكرده) را صد تازيانه بزنيد و در(اجرا قوانين) دين الله (سبحانه وتعالی) رأفت (و رحمت كاذب) نسبت بديشان نداشته باشيد.

و این علماء گفتند ترک کتاب الله سبحانه وتعالی که قطعی و یقینی است، به وسیلۀ خبر احد جائز نیست؛ اخبار احادی‌که امکان کذب در آن‌ها متصور است. دیگر این‌که با چنین عمل‌کردی، کتاب الله سبحانه وتعالی توسط سنت منسوخ می‌شود که چنین عملی جائز نیست، اما عموم اهل علم صحابه، تابعین و بعد از تابعین از علمای جهان در تمام زمان‌ها گفتند که زنان و مردان غیرمحصن(مجرد) صد تازیانه زده شوند و زنان و مردان محصن(متأهل) رجم شوند تا بمیرند؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم "ماعز" را رجم کرد و هم‌چنان از جابر بن عبدالله روایت شده است: «مردی با زنی زنا کرده بود و رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور تازیانه را داد و تازیانه زده شد، سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر داده شد که این مرد محصن(متأهل) است رسول الله صلی الله علیه وسلم امر کرد که آن مرد رجم شود و رجم شد.»

کسی‌که در دلائل وارده در این خصوص دقت کند، می‌بیند که این قول الله سبحانه وتعالی:

﴿الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة﴾

ترجمه: هر يك از زن و مرد زناكار(مؤمن، بالغ، حرّ و ازدواج ناكرده) را صد تازيانه بزنيد.

اين آیه عام است، زیرا کلمۀ "زانیه" و "زانی" از الفاظ عمومی است که شامل مرد و زن متأهل و غیرمتأهل می‌شوند، اما زمانی‌که حدیث یعنی این فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم:

«واغد يا أُنيْس إلى امرأة هذا فإن اعترفت فارجمها»

ترجمه: ای انیس به سوی آن زن برو اگر به فعل زنا اعتراف کرد، رجم کن!

 این حدیث ثابت کرد که رسول الله صلی الله علیه و سلم "ماعز" را رجم کرد؛ البته بعد از آن‌که از محصن(متأهل) بودن ماعز معلومات گرفت و هم‌چنان "غامیدیه" را رجم کرد. به همین ترتیب دیگر احادیث صحیح بیان‌گر این مطلب بوده و معلوم می‌شود که این احادیث آیۀ مبارکۀ فوق را که عام بوده و در مورد مجرد آمده، تخصیص داده و شخص محصن(متأهل) را استثنا نموده است. بناً واضح شد که احادیث این آیۀ مبارکه را منسوخ نساخته؛ بلکه تخصیص داده است و تخصیص قرآن توسط سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم جائز بوده و این اصلی است که در بسیاری از آیات قرآن نزد علماء پذیرفته شده است.

حکم شرعی‌که دلائل شرعی از کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آن دلالت دارد، این است که جزای فعل زنا در مورد غیرمحصن(مجرد) صد تازیانه به اساس کتاب الله و تبعید مدت یک سال به دلیل سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌باشد، مگر مسأله‌ای تبعید یک امر جائز و برای حاکم اختیاری است، اگر حاکم خواست ضمن این‌که زانی غیرمحصن(مجرد) را تازیانه می‌زند، مدت یک سال  تبیعد اش کند و اگر نخواست تنها بر تازیانه اکتفاء می‌کند، اما حاکم نمی‌تواند که تبعید و تازیانه هردو را ترک کند؛ زیرا جزای فعل زنا در مورد شخص غیر محصن(مجرد) تازیانه است، اما جزای فعل مرد و زن زنا کار محصن(متأهل) رجم است. مرد و زن محصن(متأهل) اولاً تازیانه زده شود؛ سپس رجم شود و جائز است که تنها بر رجم آن اکتفاء گردد؛ اما جائز نیست که تنها بر تازیانه اکتفاء شود، زیرا جزای زنا در مورد شخص محصن(متأهل) رجم است.

اما دلیل جزای شخص محصن(متأهل) در این زمینه احادیث بسیاری است. از ابوهریره و زید ابن خالد رضی الله عنهما روایت است که مردی از اعراب نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول الله! ترا به الله قسم که حکم کتاب الله سبحانه وتعالی ‌را بالای من جاری کن! طرف خصم آن که از آن داناتر بود، گفت: بلی، من هم موافق هستم و بین ما کتاب الله سبحانه وتعالی را جاری کن و برای من اجازه بدهید تا موضوع را بیان کنم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: بگو، شخص گفت: پسرم اجیر این شخص است که با زنش زنا کرده است و من اطلاع حاصل نمودم که بالای پسرم رجم است و رجم آن‌را در برابر صد گوسفند و یک دختر خریداری نمودم؛ اما وقتی اهل علم را سوال کردم، گفتند بالای پسرم صد تازیانه و تبعید یک سال می‌باشد و بالای زن رجم است؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت:

«والذي نفسي بيده لأقضين بينكما بكتاب الله، الوليدة والغنم ردّ، وعلى ابنك جلد مائة، وتغريب عام، واغدُ يا أنيس - لرجل من أسلم - إلى امرأة هذا فإن اعترفت فارجمها، قال: فغدا عليها فاعترفت فأمر بها رسول الله e فرجمت»

ترجمه: قسم به آن ذاتی‌که جان من در دست اوست، در بین شما به اساس کتاب الله (سبحانه وتعالی) داوری می‌کنم، دختر و گوسفند رد است، بالای  پسر تو صد تازیانه و تبعید یک سال می‌باشد، یا "انیس" فردا صبح نزد همان زن برو، اگر به فعل زنا اعتراف کرد، حکم رجم را بالای آن جاری کن! "انیس" نزد آن زن رفت و زن به زنا اعتراف کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم به رجم امر کرد و زن رجم شد.

با توجه به این روایات، معلوم می‌شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم شخص محصن(متأهل) را رجم نموده و تازیانه نزده است. هم‌چنان از شعبی روایت شده است که حضرت علی رضی الله عنه زنی را در روز پنج شنبه تازیانه زد و در روز جمعه رجم کرد و گفت تازیانه به اساس حکم کتاب الله سبحانه وتعالی بوده و رجم آن به اساس سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است. از عباده ابن صامت رضی الله عنه روایت است که گفت:

«خذوا عني، خذوا عني، قد جعل الله لهن سبيلاً البكر بالبكر جلد مائة ونفي سنة، والثيب بالثيب جلد مائة والرجم»

ترجمه: از من بگیرید، از من بگیرید! الله (سبحانه وتعالی) در مورد زنان راه نشان داده است؛ زنای بکر با بکر صد تازیانه و تبعید یک سال است و زنای متأهل با متأهل صد تازیانه و رجم است.

بناً جزای زنای مرد و زن محصن(متأهل) تازیانه و رجم است، چنانچه حضرت علی رضی الله عنه چنین کرد. از حضرت جابر بن سمره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم ماعز بن مالک را رجم کرد و تازیانه را ذکر نکرد و در بخاری از سلیمان بن بریده روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم "غامدیه" را رجم کرد، ولی مسأله‌ای تازیانه را ذکر نکرد، پس این روایات دلالت دارند که رسول الله صلی الله علیه وسلم محصن(مجرد) را رجم کرده اما تازیانه نزده است و این‌که فرموده است:

«الثيب بالثيب جلد مائة والرجم»

ترجمه: و زنای متأهل با متأهل صد تازیانه و رجم است.

به معنی این‌که بالای زانی و زانیۀ محصن (متأهل) رجم واجب است؛ اما تازیانه جائز است و نظر به رأی و عمل‌کرد خلیفه می‌تواند که تازیانه ترک شود. به این ترتیب بین رجم و تازیانه در احادیث جمع می‌شود. پس نمی‌توان گفت که حدیث سمره که "ماعز" تازیانه زده نشده ناسخ حدیث عبادة ابن صامت است، روایت ابن صامت که ثابت کنندۀ تازیانه علاوه بر رجم می‌باشد. این مطلب گفته نشود، زیرا ثابت نشده است که حدیث "ماعز" از حدیث عباده متأخر است، با وجود عدم ثبوت تأخر این حدیث ترک تازیانه فهمیده نمی‌شود و نمی‌توان ناسخ حکم آن گردد. پس هردو حدیث در حکم شان با قوت شان باقی هستند و هیچ دلیل ترجیحی نیز در بین این دو حدیث دیده نمی‌شود و آنچه که در این حدیث علاوه بر رجم در مورد تازیانه آمده است، جواز تازیانه را می‌رساند، نه وجوب آن را؛ زیرا در این مسأله واجب رجم است و در مورد تازیانۀ محصن حاکم خودش اختیار دارد که علاوه بر رجم تازیانه بزند و یا ترک کند، بدین شیوه بین این دو حدیث جمع می‌شود.

 خلاصه این‌که جزای مرد و زن زانی و زانیه رجم تا حالت مرگ است که در این مورد دلائل صحیح بسیاری از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در صحیحین و دیگر کتب حدیث آمده است و جزای فعل زنا شامل احکام حدود می‌باشد؛ نه از جملۀ تعزیرات. الله سبحانه  وتعالی در همه امور عالم‌تر و آگاه‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

 
ادامه مطلب...

فراخوان به نشست مسایل مربوط به امت Featured

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

 

جایی بسا مسرت و خوشحالی‌ست که دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه سودان از تمام برادران در رسانه‌ها، سیاسیون، مفکرین و اهل بصیرت به منظور اشتراک در انجمن ماهانۀ مسایل مربوط به امت تحت عنوان بازدید حمدوک از سازمان ملل... و راه‌حل‌های کلیدی، اشتراک نمایند.

 

سخنگویان:

 

  1. استاد حاتم جعفر، عضوی حزب التحریر-ولایه سودان
  2. استاد محمد جامع (ابوایمن)، معاون سخنگوی حزب التحریر-ولایه سودان

وقت: شنبه، ۰۶ صفر ۱۴۴۱ مصادف با ۰۵/۱۰/۲۰۱۹ ساعت ۱۱ قبل از ظهر.

مکان: دفتر حزب التحریر-ولایه سودان، خرطوم شرقی، چهارراهی غرب، سرک ۲۱ چهارراهی اوکتوبر متصل با سرک ماک نیمر

ابراهیم عثمان (ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان

 

ادامه مطلب...

امریکا قصد دارد سلطه خود را بر حاکمیت و امنیت بنگلادیش از طریق توطئۀ "توافق‌نامه همکاری دفاعی" تقویت کند

ای مسلمانان، به حسینۀ مزدور که در صدد اجرایی ساختن این طرح خبیثانه است، نه بگویید

(ترجمه)

امریکا مشتاق دو معاهدۀ درازمدت "همکاری دفاعی" با بنگلادیش است؛ یعنی توافق‌نامه فراگیری و خدمت متقابل (ACSA) و توافق‌نامه امنیت عمومی اطلاعات نظامی (GSOMIA) به منظور تحکیم بیشتر پایگاه خود در جنوب و جنوب شرقی آسیا است. موضوع توافق‌نامه دفاعی مدت‌هاست که در تعدادی از گفتگوهای مشترک بنگلادیش و آمریکا مورد بحث قرار گرفته است. دولت حسینه اخیراً اظهار داشت كه آن‌ها هم معاهداتی را در نظر می‌گیرند و هم برای رسیدن به توافق درست به وقت نیاز دارند. واضح است که حسنیه مزدوری بیش نیست که در حال حاضر به خواست بادار امریکایی خود تسلیم شده است و اکنون روند توجیه آن را از طریق بحث و گفتگو از پیش تنظیم شده انجام می‌دهد. از زمان پیوستن وی به قدرت در سال 2008 از فیض امریکا، انگلیس و دولت هندو، حسینه فداکارانه در خدمت منافع امپریالیست‌های کافر مشرک است. با توجه به واقعیت جیوپولیتیکی دنیای امروز، آمریکا به منظور تحقق سیاست خود در مورد " مهار چین" و مقاومت در برابر ظهور خلافت راشده در این منطقه نیاز به اقتدار کامل بر دستگاه‌های زمینی و دفاعی بنگلادیش دارد. بدون شک، آمریکا وظیفه تحقق قرارداد همکاری دفاعی را به حسینه داده است و او به تدریج در حال دستیابی به این امر است.

ای مسلمانان! این معامله شرورانه دفاع مشترک یا هر معاهده دیگری را با آمریکای قصاب که دستانش با خون برادران و خواهران شما در عراق، سوریه و افغانستان آغشته شده است، قبول نکنید. شما به خوبی می‌دانید که آمریکا علیه اسلام جنگ را برپاه کرده است و به طور غیرقانونی و وحشیانه مسلمانان را در سرتاسر جهان به قتل رسانده و ثروت آن‌ها را دهه‌هاست که به یغما می‌برد.

چگونه می‌توانیم حتی یک معاهدۀ همکاری دفاعی را با دشمن بزرگ خود در نظر بگیریم؟ به فوایدی‌که این پیمان‌ها می‌تواند برای مردم بنگلادش داشته باشد، بیندیشید که چیزی جز تحقیر و آسیب‌پذیری را در پی ندارد. آمریكا معاهدات را به گونه‌ای ترسیم كرده است كه تسلط كامل بر حاكمیت و امنیت ما را به دست خواهد آورد. حاکمان دموکراتیک سیکولار ما، بدون داشتن چشم‌انداز برای ملت، چندین دهه است که سیاست‎‌های بیرونی را دنبال می‌کنند و حاکمیت ما را به امپریالیست‌های کافر غربی و متحد مشرک منطقه‌ای آن‌ها یعنی دولت هندو تحویل می‌دهند. شما باید این نظام حاکم دموکراتیک سیکولار را رد کنید که چنین حاکمان خیانتکار را تولید می‌کند که مشتاق تسلیم‌دهی منافع ما به امپریالیست‌ها برای تأمین امنیت، تاج و تخت خود هستند.

ای افسران صادق در ارتش! شما نیازی به معاملۀ همکاری با دولت کفری که خود یک دشمن اعلام شده الله سبحانه‌‎وتعالی است، ندارید. این پیمان‌ها به طور قطعی آسیب‌های بزرگی را برای مردم ما به همراه خواهد داشت، زیرا این پیمان‌ها به منظور پاسخگویی به نیازها و خواسته‌های آمریکا ساخته شده اند. به یاد داشته باشید! الله سبحانه‌وتعالی به ما امر كرده است كه در گناه و تجاوز همكاری نكنيم. بنابراین، دولت مزدور حسینه را رد کنید و نصرت (حمایت مادی) را به حزب‌التحریر بدهید تا دوباره خلافت راشده بر منهج نبوت را مجدداً اقامه کنند و بدون شک این کار یک تکلیف شرعی بالای شماست. دولت خلافت یک نیروی نظامی نیرومند را بنا کرده و تسلط ایدیولوژیک خود را بر جهان برقرار خواهد کرد، که در این صورت مردم را واقعاً از ظلم و بی‌عدالتی امپریالیست‌های غربی آزاد خواهد کرد. تسلط ملت‌های غربی و سایر کفار بر بنگلادیش به طور دائم خاتمه می‌یابد و عزت امت احیا می‌شود، ان شاءالله.

﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ‏﴾ [مائده: 2]

ترجمه: و یکدیگر را در کار نیک و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و دشمنی بایکدیگر همکاری نکنید و از الله پروا نمایید، همانا الله شدیدالعقاب است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه بنگلادیش

ادامه مطلب...

در قبال فرزندان‌تان هوشیار باشید و از الله بترسید و نگذارید که آن‌ها در دام جنایت‌پیشه‌های سایت‌های انترنتی بیفتند!

(ترجمه)

خبر:

گسترش وسیع استفاده‌ی بیش از حد تکنالوژی میان جوانان و کودکان در سایه ضعف کنترل فعالیت‌های فرزندان در فضای امروزی، سبب افزایش خطر افتیدن در دام جنایات انترنتی از جمله "کلاه‌برداری انترنتی" گردیده است. این خلاصه چیزی است که دنیز اونای، آگاه شبکه‌های اجتماعی در گزارش خبرگزاری اناضول، نشر شده به تاریخ 03 اکتوبر 2019م /11 میزان 1398 است که گفته: «کلاه‌برداران انترنتی طعمه‌ها/شکارهای‌شان را انتخاب کرده و آنان را به منظور سوء استفاده جنسی در انترنت حاضر می‌کنند.» اونای در مورد موضوعاتی‌که مربوط به طعمه و قربانی می‌شود گفت: «معمولاً آنان کودکان ضعیفی را که از کم احترامی به خود شان رنج می‌برند و آنانی را که تحت کنترل کامل از سوی پدر و مادرشان نیستند، مورد هدف خود قرار می‌دهند.» طبق گفته‌های اونای کلاه‌برداران کودکان راه‌های مختلفی را به کار می‌برند، بطور مثال: "طرح پرسش‌های ساده در مورد ماحول خانواده کودک، مانند ساعات کاری‌شان بخاطر تعیین مناسب‌ترین زمان برای برقراری ارتباط با کودکان".

در مورد اسالیبی‌که کلاه‌برداران به کار می‌برند، اونای می‌گوید: «توجه شدید داشتن به کودکان و خریدن تحفه به آنان هم‌چنان یکی از اسالیبی است که آنان به کار می‌برند.» وی اشار می کند که: «گام بعدی کلاه‌برداران، جدا کردن کودک از زندگی روزمره‌اش به منظور کنترول توجه و تمرکز طفل به طور اساسی می‌باشد.» و اونای نیز به این توجه نمود که: «کودکان به منسوب شدن به شخصیت‌ها/قهرمانان بازی‌های انترنتی تمایل دارند و این چیزیست که کلاه‌برداران کودکان از آن سوء استفاه می‌کنند.»

 تبصره:

وسائل جدید ارتباطی از جمله انترنت، زندگی مردم و برقراری روابط میان‌شان را آسان کرده است، و به دلیلی‌که بعضی خدمات را در عرصه‌های مختلف تقدیم کرده یک نعمت شمرده می‌شود؛ اما متأسفانه استفاده نادرست و به ویژه استفاده خورد سالان از این وسائل، این وسائل را به نقمت و عذاب مبدل کرده است و این گزارش بر یکی از جوانب بدی‌که در نتیجه استفاده نادرست و اشتباه از وسائل ارتباطی در سایه عدم کنترول کودکان به میان آمده است و به موجودیت بی‌مایه‌گان و جنایت‌پیشه‌گانی‌که از اطفال بی‌گناه برای رسیدن به اهداف شوم‌شان سوء استفاده می‌کنند، روشنی می‌افگند.

وسائل هوشمند از جمله موبایل‌ها و کمپیوترهای پیوست به انترنت در دسترس کوکان به طور فراوان وجود دارد، این گزارش پژوهشی جهانی را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که 49 درصد از کودکان حد اقل همه روزه یک ساعت انترنت استفاده می‌کنند؛ این در حالی‌ست که 63 درصد آنان موبایل‌های هوشمند شخصی دارند و 75 درصد آنان فایل‌های ویدیویی را از طریق انترتنت مشاهده می‌کنند و به موسیقی گوش می‌دهند و 70 درصد آنان بازی‌های انترنتی را انجام می‌دهند. وی اشاره نموده است که هم‌چنان این پژوهش نشان می‌دهد که «تقریباً نصف فامیل‌های کودکان استفاده شبکه‌های اجتماعی کودکان‌شان را کنترول و مراقبت می‌کنند.» پیامدهای صحیی‌که استفاده طولانی و بیش از حد وسائل الکترونیکی بر کودکان به جا می‌ماند، تمام آن لازم به ذکر نیست، اما باید به منزوی شدن از خانواده که روابط میان اعضای یک فامیل را طوری قطع نموده که جسماً در خانه حاضر وذهناً در جای دیگری هستند و علاوه بر این از لحاظ امنیت خانه‌ها را ناامن و مملو از پیامدهای منفی بی‌شماری ساخته است که این مقاله گنجایش ذکر آن را ندارد.

بی‌مایگان و جنایت‌پیشه‌گان از علاقه مندی اطفال به بازی‌ها و دلباختگی‌شان به قهرمانان بازی‌ها سوء استفاده نموده و این بازی را وسیله‌ای برای نابودی روانی و جسمی کودکان قرار داده است، بسیاری از این بازی‌ها به کودکان خشونت می‌آموزاند، حتی بعضی از این بازی‌ها کودکان را وادار به خود کشی نموده است و از جانب دیگر با پخش صحنه‌های خلاف ادب و مهیاساختن زمینه برای درد دل میان بچه‌ها و دخترهای جوان تلاش نموده اند که آنان را فاسد کنند. بدتر و تلخ‌تر این است که آنان از این طریق برای ارتکاب اعمال فاحش گول‌شان می‌دهند...

خانواده های عزیز! ما زنگ خطر را به صدا در می‌آوریم تا این‌که شما به فرزندان تان توجه داشته باشید و آنان را نگذارید که شکار جنایت‌کاران شوند، وقت خود و وقت آنان را صرف چیزهای کنید که به نفع دنیا و آخرت تان تمام شود و در زمینه کنترول و رهنمایی  آنان در چگونگی استفاده از این فضای بزرگی‌که مملواز ناهنجاری‌ها و بی‌ارزشی‌هاست، کوتاهی و بی‌توجهی نکنید و به شما تذکر می‌دهیم که الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾ [تحریم: 6]

ترجمه: ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی برکنار دارید که افروزینه آن انسان‌ها و سنگ‌هاست؛ فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیر، زورمند وتوانا هستند.از الله (سبحانه وتعالی) در آن چه بدیشان دستور داده است نا فرمانی  نمی‌کنند و همان چیزی را انجام می‌دهند که بدان مأمور شده اند.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْؤول عَنْ رَعِيَّتِهِ، الإِمَامُ رَاعٍ وَمَسْؤولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي أَهْلِهِ وَهُوَ مَسْؤولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا وَمَسْؤولَةٌ عَنْ رَعِيَّتِهَا، وَالْخَادِمُ رَاعٍ فِي مَالِ سَيِّدِهِ ومَسْؤولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، - قَالَ: وَحَسِبْتُ أَنْ قَدْ قَالَ: وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي مَالِ أَبِيهِ وَمَسْؤولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ - وَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَمَسْؤولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ» (أخرجهما البخاري ومسلم في صحيحهما عن ابن عمر)

ترجمه: شما همه نگهبان (و چوپان) هستيد و همۀ شما مسئول رعيت خويش هستيد امام (امير) نگهبان است و مسئول رعيت خود است و مرد در خانوادۀ خود نگهبان است و مسئول رعيت خود است (افراد خانواده) زن درخانۀ شوهرش نگهبان است و مسئول رعيت خود است خادم در مال آقايش نگهبان است و مسئول رعيتش است. ابن گفت: به نظرم گفت که و مرد در قبال مال پدرش نگهبان و مسئول از رعیت خویش هست؛ پس همۀ شما نگهبانيد (چوپانيد) و مسئول رعيت خويش هستيد.

نویسنده: برات مناصره

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

مترجم: حمزه پارسا

ادامه مطلب...

نتنیاهو متکبرانه اعلان نمود که منطقۀ اغوار را جزء دولت خود می‌گرداند

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

بنیامین نتنیاهو، نخست‌وزیر دولت یهود اعلان نموده است؛ در صورتی‌که دوباره در هفدۀ سپتمبر سال جاری به حیث نخست‌وزیر انتخاب گردد، حاکمیت خود را بر منطقۀ اغوار اردن و بحر میت تحمیل خواهد کرد. چنانچه در سخرانیی به حامیانش گفت: «در صورتی‌که از جانب شما این تفویض را در یافت کنم، به این کار اقدام خواهم کرد... امروز نیت خود را اعلان می‌کنم که اسرائیل را بر منطقۀ اغوار اردن و بحر میت حاکم خواهم کرد... این مهم است؛ زیرا مرز‌های شرقی اسرائیل این‌ها است؛ همرای تپه‌های جولان که دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا به حاکمیت اسرائیل بر آن اعتراف نمود لازم است تا به مرز‌های ثابتی برای دولت اسرائیل برسیم.»

موقف حکام ما مثل گذشته بسیار ذلیلانه بود؛ زیرا تنها به تقبیح و درخواست از سازمان ملل که در برابر این اعلان بایستد خلاصه می‌گردد، که هیچ دردی را دوا نمی‌کند. حکومت فلسطین، قطر، ترکیه، اردن، سعودی، کویت، بحرین و لبنان تصریحات نتنیاهو را محکوم کردند و سازمان همکاری‌های اسلامی تصمیم گرفت تا نشست اضطراری را با وزرای خارجه برگذار کند، که از سعودی به عنوان رییس فعلی سازمان در خواست کند تا در مورد این سخنان بحث صورت گیرد.

بسیار تأسف‌بار است که حکام و در رأس آن حکومت فلسطین، نظام سعودی و اردن این کار را این‌گونه تقبیح می‌کنند: «این امر از این ناحیه که روند صلح را به چالش کشیده و راه‌حل نهائی با رژیم یهود را تهدید می‌کند.» این عین چیزی‌ست که اتحادیه اروپا از آن سخن گفت: «تعهد نتنیاهو بر این‌که اراضی فلسطینی را جزء سرزمین خود می‌کند، روند صلح را خراب می‌کند.» حکومت فلسطین سخنش را تجدید نمود که سیاست توسعۀ وطنی را نمی‌پذیرد. وی تأکید نمود که هیچ تغییری در مرز‌های پیش از سال 1967 که متعلق به قدس است را نمی پذیرد، بر خلاف آنچه که بین اطراف به آن اتفاق نمودند. وی گفت: «سیاست ایجاد شهرک و توسعۀ آن‌ها در شرق قدس بر اساس قانون بین المللی غیر قانونی است و دوام آن‌ها و تصامیمی‌که در این سیاق گرفته می‌شود، شکستن راه‌حل بین دو دولت و فرصت صلح دائمی را در میان طرفین از بین می‌برد.

پس واضح است که منطق حکام و حکومت فلسطین در تعامل با اعلان متکبرانۀ نتنیاهو که منجر به تحمیل تسلط کامل یهود بر چهارم حصۀ ضفه که حکومت فلسطین خواب ایجاد دولت را در آن می‌دید؛ منطق بسیار ذلیلانه است که جز تصامیم سازمان ملل و معاهدات صلح که مرجع آن است، چیزی دیگری نیست؛ زیرا بلندترین آرزوی حکام مزدور تطبیق تصامیم استعمار و راه‌حل صلح خیانت‌آمیز است

اما نتنیاهو که از حکام مسلمانان جز ذلت چیزی دیگری را سراغ ندارد، بر این کار هجوم برده و خشم و رضایت حکام در نزد وی مهم نیست؛ حتی اگر در انتخابات آینده در مقابل مشتی از رای دهنده‌گان قرار بگیرد؛ زیرا او در تصمیم‌ آینده‌اش بر امنیت از جانب حکام مطمئن هست و تصریحات و تعهداتی‌که گمان می‌رفت به زوال دولت‌اش منجر گردد، جز عبارات تقبیح و انکار چیزی دیگری به گوشش نمی‌رسد؛ بلکه حتی در مراحل آینده شاید موقف‌های شدیدتر ازین را اتخاذ کند.

جسارت نتنیاهو مبنی بر این اعلان بی‌شرمانه‌اش فرق نمی‌کند که وعده‌های انتخاباتی است یا وعده‌های واقعی؛ بل اشاره خطر ناکی است به این‌که رژیم یهود حکومت فلسطین را و حکام مسلمان را توهین می‌کند؛ زیرا دیگر بعد از هجوم و نعره کشیدن بر فلسطین و مردم آن هراس ندارد؛ چون به تخاذل و تأمر حکام بر فلسطین یقین کرده است. این‌ها اگرچه بعضی‌شان در مورد جزئیات روند صلح و طریق بیرون‌رفت با او مخالفت دارند؛ اما همه در خیانت به مردم فلسطین یک‌دست هستند.

این کار نتنیاهو شاید چراغ سبز به امریکا باشد که بخواهد در آینده آنچه را که مناسب ببیند و بر اساس نتایج آن و این‌که چه کسی متولی امور خواهد شد، دخالت کند؛ این بدین معنی است که رهبران یهود برای تحمیل آنچه که اراده دارند تلاش می‌کنند، فرق نمی‌کند که در ضمن پروژۀ تصفیه امریکائی باشد یا سیاست تحمیل واقعیت. تا زمانی‌که مانعی قوی نزد امریکا بین یهود و قهرمانی شان نباشد؛ یعنی آنچه که یهود را از این کار باز می‌دارد، موقف‌های حکام بزدل نیست و هم‌چنان این مانع که از جانب امریکا هست، از باب حرص بر مردم فلسطین نیست و نه از باب برگردانیدن حقوق بر اهل آن؛ بلکه به این خاطر است که مخالف پروژه امریکا است. یعنی فلسطین یگانه قربانی توطئه‌های حکام و هجوم رهبران یهود و توطئه‌ها و پروژه‌های امریکائی باقی می‌ماند.

درنبود رد واقعی که بر همه توطئه‌های استعمار و گام‌های یهودی‌ها نقطه پایان می‌گذارد و آن جز حرکت ارتش مسلمانان برای به لرزه در آوردن عرش یهود و آزادی سرزمین فلسطین نیست. در غیر این صورت فلسطین از جنایت‌های یهود و سهل‌انگاری حکام با الله سبحانه وتعالی شکایت خواهد کرد و مردم فلسطین زیر چتر اشغال باقی خواهند ماند و امت اسلامی و ارتش‌های مسلمانان را برای نجات‌شان صدا خواهند نمود.

نویسنده:باهر صالح

عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-سرزمین مبارک فلسطین

مترجم: رامین بارز

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه