چهارشنبه, ۱۲ شوال ۱۴۴۱هـ| ۲۰۲۰/۰۶/۰۳م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

نوید بت؛ داعی ‌خلافت، سمبول مقاومت در برابر استعمار راج‌امریکایی، هشت سال می‌شود که در زندان سازمان‌های مخفی به سر می‌برد!

(ترجمه)

به تاریخ 11هم می، هشتمین سال می‌شود که نوید بت، سخن‌گوی رسمی‌حزب‌التحریر-ولایه پاکستان، اختطاف و در حبس غیر‌قانونی در زندان سازمان‌های مخفی زندانی شده است. در حالی‌که رژیم بجوا-عمران پیلوت هندی به نام ابیناندن؛ کسی‌که خطوط کنترول پاکستان را مختل ساخت تا بالایش حمله کند، صرف در ظرف یک روز رها کرد. رژیم پاکستان هم‌چنان زمینۀ دیپلوماتیک خاص را برای جاسوس و تروریست‌هندی به نام، کلبوشان جاذف مهیا ساخت تا با خانم‌اش ملاقات نماید. اما رژیم مزدور پاکستان، نوید بت را از هرگونه ارتباط با خانواده‌اش محروم ساخته است. الله سبحانه‌و‌تعالی فرموده است:

﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ

[فتح: 29]

ترجمه: محمّد (صلی الله علیه و‌سلم) فرستادۀ خداست و کسانی‌که با او هستند، در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربان اند.

افسوس که امور این غلامان حلقه‌به‌گوش امریکا (حکام مسلمین) چگونه برعکس شده است! آن‌ها همرای کفار، "دشمن الله سبحانه‌و‌تعالی و رسول‌اش صلی الله علیه و‌سلم" نرم، مهربان، علاقمند و در مقابل آن‌ها محسن اند؛ ولی برعکس با مسلمین، تند، خشن بوده و با مشت آهنین حتی با زبان بمب و آتش صحبت می‌کنند. در واقع این حکام به حدیث قدسیِ که پیامبر صلی الله علیه و‌سلم فرموده است، پشت کرده اند.

«إِنَّ اللَّهَ قَالَ مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ»

(بخاری)

ترجمه: الله (سبحانه‌و‌تعالی) می‌گوید: کسی‌که با ولیِ (دوست) من دشمنی کند، با وی اعلان جنگ می‌کنم!

نوید بت دارای 51 سال عمر، پدر چهار فرزند، پاسدار واقعی اسلام و فرزند شایستۀ تمجید امت اسلامی می‌باشد. وی چنان سیاست‌مدار ایدیولوژیکِ ا‌ست که بعد از احیای دولت خلافت در هر مقام و منصب می‌تواند به وجه احسن، مسئولیت‌اش را ادا کند. وی از جملۀ یکی از خانواده‌های نجیب کشمیری‌ست که در اسلام‌آباد ساکن است. نوید بت اجازۀ ورود برای ادامۀ تحصیل در پوهنتون/دانشگاه مشهور انجینری و تکنالوژی‌لاهور را دریافت نمود. وی صاحب چنان ذکاوتی بود که به پوهنتون/دانشگاه الینویس امریکا برای تکمیل تحصیلات‌اش فرستاده شد. وی در یکی از سکتور‌های خصوصی امریکا ایفای وظیفه می‌کرد که تصمیم گرفت تا به پاکستان باز‌گشته و جزء از مبارزه ‌جهانی برای تأسیس خلافت در سرزمین‌های اسلامی گردد.

نوید بت با تمایل و علاقمندی، زنده‌گی پر‌تجمل را رها کرد تا با ظلم خائنین مبارزه نماید. وی بدون خسته‌گی، خیانت حکام را در مقابل اسلام و مسلمین و غلامی آن‌ها را به امریکا بدون کدام ترس افشاء می‌نمود. نوید بت از طریق نوشتارِ صد‌ها اعلامیۀ مطبوعاتی، برگزاری ده‌‌ها کنفرانس‌مطبوعاتی، سیمینار‌ها، ملاقات و دیدار هزاران فرد صاحت‌نفوذ در جریان مبارزه‌اش، خیانت و ظلم حکام را بیش از حد برملا ساخت. وی در سر‌تا‌سر پاکستان سفر می‌نمود تا در مورد احیای دوبارۀ خلافت و ساختار دولت اسلامی مردم را آگاه و امیداوار به آیندۀ درخشان کند. در جریان مبارزۀ فکری و سیاسی‌اش، چندین بار بازداشت و زندانی گردید و بخاطر مقاوت و شجاعت‌اش در برابر ظلم، در قلوب مردم محبوب شد.

بگزارید روشن شود که در ماه فوریۀ 2018م رئیس کمیسیون افراد گم‌شده، قاضی جاوید اقبال، فرمان رهایی نوید بت را با تأئید محبوسیت وی در سازمان‌های مخفی، صادر نمود. نوید بت هنگامی اختطاف می‌گردد که رهبریی کمپاین حزب‌التحریر برای محاسبه شدید حکام را به عهده داشت. این کمپاین به خاطر رها‌سازی جاسوس و قاتل امریکایی "ریموند دویس" و ناکامیِ رژیم پاکستان برای توقف حملۀ امریکا بالای منطقه هیبت آباد، راه‌اندازی شده بود. این حادثات کاملاً غلامیِ حکام پاکستان به امریکا را برای همه آشکار نمود؛ ولی گویی این‌که چشمان مردمان دنیا‌دوست کور گردیده بود. حالا زمان آن است تا حکام با آزاد‌سازی فوریِ نوید بت از جرم خویش طلب توبه و استغفار نمایند. الله سبحانه‌و‌تعالی فرموده است:

﴿إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ﴾

[بروج: 10]

ترجمه: کسانی‌که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، برای آن‌ها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است.

در واقع، برای رژیم بجوا-عمران کاملاً روشن گردیده است که با وجود ظلم بی‌شمار‌ش، حزب‌التحریر؛ نه سرعتِ مبارزه‌اش را کاهش و نه از آن دست کشیده؛ اما برعکس، نفوذ و تأثیر حزب‌التحریر به طور عام در میان مسلمین و به طور خاص در میان ارتش افزایش یافته است. در واقع، کسانی نزد مسلمین محبوب اند که به خاطر رضای الله سبحانه‌و‌تعالی و پیامبر صلی الله علیه و‌سلم مشکلات و شکنجه‌ها را تحمل می‌کنند و آن‌ها مخلصینِ امت و شایستۀ رهبریت هستند. در ماه مبارک رمضان، به درگاه الله سبحانه‌و‌تعالی دعا می‌کنیم که مانند یوسف علیه السلام، راه فرارِ نوید بت را از زندان خائنان و ظالمان مساعد سازد و با حاکمیت تمام آنچه وحی شده است، وی را عزت بخشد. در حقیقت، آن روز "حاکمیت اسلام" یقیناً که برای تمام ظالمین سخت خواهد بود، در حالی‌که عذاب آخرت آن‌ها نهایت شدید و تحمل ناپذیر است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

الله متعال به قلب‏های مؤمنین چگونه نظر می‏کند!

(ترجمه)

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى أَجْسَادِكُمْ وَلاَ إِلَى صُوَرِكُمْ وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ» وَأَشَارَ بِأَصَابِعِهِ إِلَى صَدْرِهِ» (رواه مسلم فی کتاب البر والصلة الأدب)

ترجمه: الله متعال به جسم‌ها و قيافه‏های شما نمی‌نگرد؛ بلکه به دل‏های شما نگاه می‌کند و (پیامبر صلی الله علیه وسلم) با انگشتان دست‌اش به طرف سینه خود اشاره کرد.

الله سبحانه وتعالی به قلب‎‏های ما نظر می‌کند؛ یعنی به ایمان ما، به دین‏ما، به اخلاق ما، به فعل ما و به نیت ما نظر می‏کند) و به جسدهای ما نظر نمی کند. لذا هدف از نظر در این‌جا  نظر محبت می‏باشد. الله سبحانه وتعالی ضمن نظرش از ما التزام و پابندی به شریعت‌اش را می‏خواهد و نظر مراقبت و ادراک نیست؛ زیرا الله سبحانه وتعالی به همه چیز علیم و داناست، هیچ چیز از وی پوشیده نیست. بناءً در این‌جا واضح می‏شود که الله متعال از ما عملی می‏خواهد که در آن خیر امور آخرت مرتب باشد؛ اگر دقت کنیم در می‏یابیم که الله سبحانه وتعالی اجساد و جمالی را که از آن‌ها امید خیر نمی‌رود مذموم معرفی نموده است و می فرماید:

﴿وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ﴾

[منافقون: 4]

ترجمه: هنگامی‌كه ايشان را می‌بينی، پيكر و سيمای‏شان تو را به شگفت می‌آورد (و به خود می‏گوئی: چه انسان‌های باوقار و برازنده‌ای!) و هنگامی‌كه به سخن در می‌آيند (به علّت حلاوت كلام‌شان) به سخنان‏شان گوش فرامی‏دهی!

با وجود اين جذبه سيما و گيرائی گفتار ایشان به چوب‌های تکیه شده توصیف شده اند: ﴿كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ﴾ یعنی گویا آنان تخته‌هائی هستند كه برديوار تكيه داده شده باشند (بی‏جان و بی‌ايمان، هيكل‌های میان‌خالی، درون‌های بی‌نور و صفا، نقش‌هائی بر در و ديوارها)؛ لذا جسدهای‌شان قوی، تنومند و طویل؛ اما نه به ستونی کارائی‏دارند و نه به پوشش سقفی.

برادران مسلمان!

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان نموده که تفاضل و برتری در بین انسان‏ها به صورت‌ها و اجساد متعلق نبوده، بلکه به چیزی مربوط است که توسط ایمان به الله در قلب‏های‏مان جا دارد و به پابندی احکام شریعت و خوف از الله سبحانه وتعالی مربوط می‌باشد.   

پس افسوس به‌حال مسلمانانی‌که گوسفندگونه در هرگوشه و کناری توسط حکام و دشمنان نامرئی ذبح شده و به قتل می‏رسند، هیچ بهانه‌ای نیست جز مسلمان بودن و این‏که می‌گویند رب ما الله است! وای به حال مسلمانانی‌که کفار ایشان را در مسیر دین‌شان فتنه‌انگیزی می‌کنند؛ کفاری‌که جنگ با اسلام و مسلمین را از یک قوس و زاویه پیش می‏برند! ای امتی‌که درهر صبح و شام رگ به رگ ذبح می‏شوید، پس کجاستند کسانی‌که برای خاموش ساختن این آتش جنگ و حمله‌های پراگنده و نامنظم دست بکار شوند؟ کجاستند کسانی‌که بخاطر تغییر هم‌چو وقایع و حوادث نیرومند و بزرگ اقدامی نمایند؟ و کجاستند کسانی‌که بخاطر اعاده دولت اسلام و خلافت راشده ثانی مسلمین به منهج نبوت کار کنند؟ دولتی‌که حقوق مسلمین را به اهلش اعاده نموده و حصول نماید و عالم را به نور احکام الله رب العلمین منور وروشن گرداند؟

اینجاست محل نظر گاه الله، اینست مفهوم و معنی: (ينظر إلى قلوبكم)، لذا می‌بینیم که در بین اصحاب رسول صلی الله علیه وسلم بلال حبشی وجود دارد که وی بنده سیاه‌پوستی است؛ اما الله سبحانه وتعالی به ایمانش نظر می‌کند؛ نه به جسدش؛ پس وی از اهل جنت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

يا بلال! (إنی أسمع خشخشة نعليك في الجنة)

یعنی ای بلال! من صدای نعل‌هایت را در جنت می‌شنیدم.

بار الها! با توفیق به اعاده حکم بما انزل الله از طریق دولت خلافت قلب‏های مان را مکانت نظرگاه رحمتت بگردان! اللهمَّ آمين آمين!

ادامه مطلب...

کاندید‌سازی زنان برای یک ولایت، مخالف احکام اسلامی است

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

سه دسته‌ی فیمنیستی یک لیستی چند نفری از کاندیدای زن را برای "مقام استانداری/مقام ولایت" طبق شرح معیارهای وظیفوی حکمران، به عبدالله حمدوک، نخست وزیر سودان تسلیم نمودند و مبنی بر آن زنان نهایت تلاش‌شان را به‌خرچ می‌دهند تا به‌ این ترتیب ارزش عدالتی را پیاده کنند که نخست وزیر در تمام دوایر دولتی آن را تشویق نموده تا به یک واقعیت زنده‌گی تبدیل شود.‌ در بیانیه کمیته زنان چنین نگاشته و اظهار شده است که هدف‌شان(از کاندیدسازی) اینست تا همراه قوانین و اعضایش بر سر نامزدی زنان توانمند، حرفه‌ی واجد شرایط با تجربه‌ی کاری در عرصه خدمات مدنی یا در عرصه مدیریت و طرح ریزی استراتژیک برای یک "استانداری/مقام ولایت کشور" طبق شرح معیارات وظیفوی دولت مشورت نموده و هم‌چنین بر انتخاب نمودن زنانی‌که تعهد کامل بر مسایل زنان دارند، رایزنی کنیم. (منبع: صحيفة التغيير، 1 می/مه 2020م)

ای انجمن‌های فیمینیستی که از راه حق الله سبحانه وتعالی منحرف شده اید!

 ‏پایه‌گذاری مفکوره عدالت مبنی بر تساوی، یک مفکوره خارجی است که نه بر ایدیولوژی اسلام و نه هم بر معنی واقعی برابری استوار است. بناءً این مفکوره بر واقعیتی ریشه دارد که از نظر آن "عدالت واقعی به معنی برابری میان تمام افراد در کل عرصه‌ها مانند حقوق، وظایف و در مقابل قانون است"؛ بناءً هرگونه اختلاف میان این امر در واقع بی‌‌عدالتی پنداشته می‌شود! حالآن‌که زنان در غرب از اعمال قوانین برابری رنج می‌برند، خانواده‌های‌شان را متضرر و نابود نموده است و در مقابل مردان متخاصم شدند؛ زیرا آنان حقوق‌شان را از چشم‌انداز عدالت نمی‌دیدند؛ بلکه از چشم‌انداز برابری مطلق می‌نگریستند. ‏به‌عوض پیروی از تجربیات ناکام جامعه غربی و به‌عوض حمایت آن کسانی‌که خواهان گسترش زنده‌گی انحلالی(فاسخ) غربی و بداخلاقی‌های غربی در جامعه مسلمانان هستند، ما باید به ارزش‌ها و دین‌ مان چنگ بزنیم و به آن‌ها تمسک بجویم. یقیناً این دین‌ مان یک رویکرد حقیقی و واضح ربانی است تا نقش‌ها(ادوار)، وظایف(واجبات) و حقوق مردان و زنان را در یک جامعه‌ای که در آن عدالت الله سبحانه وتعالی مستولی است، تنظیم کنیم.

ای زنان مسلمان! اسلام با احکام متنوع آمده است، به‌شمول آن‌چه میان زنان و مردان عام است و آن‌چه تنها مخصوص مردان بدون زنان است و آن‌چه مخصوص زنان بدون مردان است و در بعضی احکام میان زنان و مردان فرق و تمایز قائل شده است. الله سبحانه وتعالی امر نموده که هرکدام‌شان اعم از مرد و زن بر آن‌چه برای‌شان مختص شده راضی باشند و آنان را از غبطه خوردن و حسادت در مقابل یک‌دیگر و نارضایتی -بخاطر احکام تعیین شده برای هریک‌شان- منع نموده است. الله می‌فرماید:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُّبِيناً﴾ [أحزاب: 36]

ترجمه: ‏هيچ مرد و زن مؤمنی، در كاری‌كه الله(سبحانه‌وتعالی) و پيامبرش داوری كرده باشند (و آن را مقرر نموده باشند) اختياری از خود در آن ندارند (و اراده ايشان بايد تابع اراده الله و رسول باشد). هركس هم از دستور الله(سبحانه‌و‌تعالی) و پيامبرش سرپيچی كند، گرفتار گمراهی كاملاً آشكاری می‌گردد.‏

بر این اساس، بر زن جایز نیست که حاکمیت را در دست بگیرد؛ بناءً زن یک حکمران/والی نیست و هیچ موقفی را به عهده نگیرد که منتهی به حکمرانی می‌شود، طوری‌که شریعت قید و شرط گذاشته است که حکمران باید مرد باشد؛ بناءً این امر از ابوبکر روایت شده که فرمود: «هنگامی‌که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ابلاغ نموده بود که بالای اهل فارس دختر کسری حاکم بود» جناب مبارک فرمودند:

«لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً» (أخرجه البخاری)

ترجمه: قومی‌كه زمام امورش را به دست زنی بسپارد، هرگز رستگار(کامیاب) نخواهد شد.

بدین‌سان، زمانی‌که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برای ما خبر داده است که هیچ رستگاری و کامیابی بر قومی نمی‌رسد که زعیم‌شان را از جمله زنان انتخاب کنند، بناءً امر فوق به‌طور قوی بر خطر متصور اشاره می‌کند که بر زن جایز نیست تا هم‌چو امور را در دست گیرد. ‏طوری‌که خبر حدیث به سبک یک خواستار است و نظر به این‌که حدیث به‌شکل خبر افترا آمده است، بناءً خبر یک قرینه می‌شود که این امر یک "نهی جازم(ممنوع قطعی)" است؛ ازین‌رو قرار گرفتن زن در منصب حکمرانی حرام است.

 ‏فلهذا، ازسرگیری زنده‌گی اسلامی توسط تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت یک تلاش شرف‌مندانه‌‌ است که باید هر مسلمان آن را انجام بدهد؛ نه چنین انتحار سیاسی که توسط این انجمن‌های فیمینیستی انجام شد که با آجندا/دستور کار، اهداف و پلان/طرح‌های غرب کپیتلست فعالیت می‌کنند که امروزه زنان در پرتو حاکمیت سرمایه‌داری(کپیتلیزم) در جهان، علیه آن می‌چرخند.

سخنگوی رسمی بخش زنان حزب التحریر-ولایه سودان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

عدم تطبیق شریعت توسط دولت‌های سرزمین‌های اسلامی

(ترجمه)

خبر

اصلاحاتی را که سلمان، پادشاه سعودی و فرزندش ولیعهد امیرمحمد، شروع کردند، تقریباً در تمام عرصه‌های زندگی به خصوص در بخش قضاء تأثیر کرده است. چنان‌چه اخیراً محمکۀ عالی این کشور به ملغای جزاهای جسمی‌ای که شریعت اسلامی واجب دانسته است، حکم نمود و احکام مربوط به محکومین شراب خوار، دزدان خوردسن و تازیانه زدن  زنا کار را لغو نمود.

تبصره

این واقعه تبصره‌هایی را به دنبال داشت، مبنی بر این‌که سعودی از تطبیق شریعت اسلامی جهت مصالح دیموکراسی دور شده است. در واقع، تأکید بر وجود دولت‌هایی در سرزمین‌های اسلامی که شریعت در آن‌ها حاکم باشد، خرافاتی بیش نیست. چنان که اغلباً سرزمین‌های چون پاکستان، ایران و سعودی به عنوان نمونه، دلیل آورده می‌شوند. چنان که ذکر سودان، افغانستان و موریتانیا و بعضی دولت‌های دیگر نیز به آن افزوده شده است. درحالی‌که از دروغ این افسانه پرده‌برداری می‌کنیم، سزوار است که اشارۀ داشته باشیم بر این‌که کدام دولت با نظام‌های اداری و اقتصادی‌اش متفاوت است؟

بدون شک تعریف مسائل فرعی حکومت و صلاحیت‌های آن، لقب ر ئیس دولت و مدت زمان انتخاب آن، مصدر سلطه قانون گذاری، مشکل اساسی اقتصادی، انواع ملکیت‌ها و سیاست‌های پولی، چیزی جز بخشی از معیارهایی‌که لازم است تا از خلال آن فرمان برداری یک دولت در برابر خواسته‌های شریعت بررسی گرد، نیست.

اشتباه است که نظام را مانند عناصر نمادین جدا شده و یا مانند قوانینی جدا شده که با شریعت توافق داشته باشد، تعریف کنیم. بر علاوۀ این، ریش و حتی نماز و هم‌چنین خطاب‌های اسلامی دروغین از دهن حکام مسلمان‌ها به صورت مطلق مطابقت این دولت‌ها را با اسلام نشان نمی‌دهد. چنان که نظام سیاسی امریکا بر نصرانیت استوار نیست؛ درحالی‌که که رئیس جمهور امریکا به کتاب مقدس سوگند یاد می‌کند. یقیناً که تنها وجود اسم هر یک از سرزمین‌های ایران و پاکستان با کلمۀ "جمهوریت" اشاره به این دارد که نظام سیاسی در این دولت‌ها چیزی جز اندکی از قاسم‌های مشترک با اسلام نیست، زیرا سلطۀ قانون‌گذاری مخصوص پارلمان است و نه از شریعت؛ چنان که اسلام می‌خواهد. با انتقال به سعودی از لحاظ مبدأ کافی است که بگوییم اسلام نظام شاهی را حرام قرار داده است و امکان ندارد که دولت‌های بر پاشده بر اساس شریعت پادشاهی‌های استبدادی باشد. اما با وجود این، دو مثال ساده را بیان می‌دارم:

بر اساس معلومات وارد شده در سال 2016، سعودی 20% پس‌اندازهایش را از طلا و پول‌های خارجی از سند پولی خزانه امریکائی مالک می‌گردد و ما از پول‌های قرضی حکومتی امریکائی با نرخ ثابت سود صحبت می‌کنیم. این دولتی است که ادعای اسلام دارد، درحالی‌که مال را از طریق سود به دست می‌آورد و سود آن چیزی است که نصوص قطعی قرآن و سنت آن را حرام قرار داده است.

مثال دوم در مورد سیاست خارجی است، آن‌چه که دولت‌ها هم‌چنان آن را با دقت بالایی ترجیح می‌دهند. در سال 2011، در زمان انقلاب مصر، مردم گمان کردند که سعودی از محمدمرسی حمایت کرده است؛ درحالی‌که چنین نبود و سعودی از دیکتاتور حسنی مبارک حمایت نمود و بعد از به قدرت رسیدن محمدمرسی، حکومتش را به رسمیت نشناخت. اما در سال 2013، بعد از سرنگونی دولتش توسط ارتش مصر، حمایت خود را از فرعون جدید مصر، دیکتاتور عبدالفتاح سیسی اعلان نمود. این تنها یک بخش از حقیقتی است که همه آن را می‌دانند و آن این‌که سعودی مزدور مخلص امریکاست.

خلاصه این‌که در سرزمین‌های اسلامی حتی یک دولت یافت نمی‌شود که شریعت الله سبحانه وتعالی را به صورت کامل تطبیق کند. به همین صورت تمام دولت‌های حاکم در سرزمین‌های ما چیزی بیشتر از دیموکراسی‌های سیکولاریستی نیست، که بعضی بخش‌های پراکنده از شریعت اسلامی را در بر گرفته است. در نتیجه این افسانه‌ها و دروغ‌ها یک اندیشه را رواج داده است که امروز سرزمین‌های اسلامی به سبب التزام به اسلام عقب افتاده است؛ درحالی‌که در سرزمین‌های اسلامی از زمان سقوط خلافت عثمانی در سال 1924م هرگز شریعت حاکم نبوده است.

نویسنده: فضل أمزاییف

نماینده دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-اوکراین

مترجم: احمد صادق "امین"

 

ادامه مطلب...

بیش‌ترین مقداری‌که از مال زکات می‌تواند برای مستحق آن پرداخت گردد

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

شیخ بزرگ‌وار، من پرسشی دارم که اگر وقت داشتید، پاسخ‌اش دهید! تا چه مقدار یک آدم می‌تواند زکات دریافت کند؟ آیا فردی‌که خانه نداشته باشد می‌تواند به مقدار آبادی خانه پول بگیرد؟ یا این‌که کدام مقدار و محدوده‌ای برای گرفتن پول زکات است؟ جزاک الله!

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

سوال شما از بیش‌ترین مقدار زکات است که می‌تواند برای مستحق آن پرداخت گردد.

جواب این است که در شریعت کدام نص وارد نشده است تا بیش‌ترین حد مقدار زکات را برای مستحق آن واضح سازد؛ اما آیه مبارکۀ:

﴿إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾

(توبه: 60)

ترجمه: (مصرف) صدقات منحصراً مختص است به (این هشت طایفه): فقیران و عاجزان و متصدیان ادارۀ صدقات و کسانی‌که باید تألیف قلوب آن‌ها کرد؛ (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام) و آزادی بندگان و قرض‌داران و در راه الله (سبحانه و تعالی)؛ (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین الله -سبحانه و تعالی-) و به راه درماندگان. این مصارف هشت‌گانه فرض و حکم الله (سبحانه و تعالی) است، که الله (سبحانه و تعالی) دانا و بر تمام مصالح خلق آگاه است.

ممکن است که از این آیه مبارکه بیش‌ترین مقدار‌ زکاتی‌که باید برای مستحق زکات پرداخت شود استنباط گردد، به گونه‌ای‌که مستحقین زکات در آیه مبارکه با اوصاف ذکر شدند که همین اوصاف دلالت دارند که به دلیل همین اوصاف باید زکات برای‌شان پرداخت شود؛ یعنی پرداخت زکات برای این اشخاص به علت اوصاف موجوده در آن‌ها بوده و به دلیل همین اوصاف زکات را مستحق می‌شوند. پس هرصنفی از اصناف متذکره در این آیه مبارکه تا زمانی‌که متصف بر این اوصاف باشند، زکات برای‌شان پرداخته شده و هرگاه از این اوصاف خود خارج شدند، زکات برای‌شان پرداخت نمی‌گردد.

مثلا: فقراء و مساکین به دلیل صفت فقر و مسکنت مستحق زکات می‌شوند؛ پس بیش‌ترین حد مقداری‌که از مال زکات برای‌شان داده می‌شود آن است که فقراء و مساکین را به غنا رسانده و از وصف فقیر بودن و مسکین بودن‌شان خارج ‌سازد و بیش‌تر از این حد برای‌شان جائز نبوده؛ البته این مقدار نسبت به اشخاص و احوال اشخاص متفاوت‌اند.

هم‌چنان به گونۀ مثال می‌توان گفت، متصدیان در امور زکات که به نام عاملین یاد می‌شوند، به خاطر زکات برای‌شان جائز است که در امور زکات کار و به خاطر همین کارشان زکات برای‌شان داده می‌شود و دولت به اندازۀ زحمت‌شان برای‌شان از مال زکات اجرت می‌دهد؛ اگر توسط دولت اجرت‌شان تعیین نشده باشد اجرت مثل برای‌شان داده شده و اضافه بر زحمت و کارشان برای‌شان داده نمی‌شود؛ زیرا این مال در حق عاملین در بخش زکات تبرع و بخشش نبوده؛ بلکه در برابر زحمت و کارشان برای‌شان پرداخت می‌گردد.

هم‌چنان، قرض‌داران به حدی زکات برای‌شان داده می‌شود که قرض‌شان را پرداخت کنند؛ زیرا ایشان زکات را به سبب مدیون بودن‌شان مستحق می‌شوند و هرگاه این وصف از ایشان مرفوع گردد؛ پس از آن مستحق زکات نمی‌باشند. به همین ترتیب همۀ اصناف مستحق زکات تا وقتی برای‌شان زکات پرداخت گردد که این اوصاف نسبت به ایشان وجود داشته باشد.

ما با بیان بعضی از مطالب فوق در باب مصارف زکات در کتاب «اموال در دولت خلافت» موضوع را چنین بیان کردیم:

فقراء: فقراء کسانی‌اند که مالی ندارند تا برای حاجات اساسی زندگی‌شان که عبارت از: خوردن، پوشیدن و مسکن‌شان می‌باشند، استفاده کنند. کسی‌که حاجات اساسی و اولیه زندگی‌اش را نداشته باشد، فقیر گفته شده زکات و صدقه برایش جائز می‌باشد و هم‌چنان جائز است که تا حد مرفوع شدن حاجات و فقراش زکات برایش داده شود.

الله سبحانه و تعالی زکات را برای اغنیاء حرام قرار داده؛ چنان‌چه احمد و اصحاب سنن از عبدالله بن عمرو روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است:

«لا تحل الصدقة لغنيّ، ولا لذي مِرَّةٍ سَوِيّ»

ترجمه: صدقه برای غنی و صاحب مره جائز نیست.

«ذو مره» صاحب قوت و کسی است که قدرت کسب و کار را داشته و اگر شخص ذکر شده کاری برای کسب خود پیدا نکرد، فقیر پنداشته می‌شود؛ اما غنی کسی است که از غیراش بی‌نیاز بوده و از مایحتاج زندگی‌اش بیش‌تر داشته باشد. احادیثی وجود دارد که غنی را تعریف نموده؛ چنان‌چه از عبدالله بن مسعود روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است:

«ما من أحد يسأل مسألة، وهو عنها غني، إلاّ جاءت يوم القيامة كدوحاً، أو خدوشاً، أو خموشاً في وجهه. قيل: يا رسول الله، وما غناه، أو ما يغنيه؟ قال: خمسون درهماً، أو حسابها من الذهب»

ترجمه: (هرکسی از سوال بی‌نیاز باشد و سوال کند در روز قیامت درحالی حاضر می‌شود که چهره‌اش خدشه‌دار و کمرش خمیده می‌باشد. گفته شد یا رسول الله چه‌چیز شخص را غنی می‌سازد؟ فرمودند: پنجاه درهم یا معادل آن از طلا.)

پس کسی‌که پنجاه درهم نقره؛ یعنی 148.75 گرام نقره و یا معادل آن را از طلا،  اضافه‌تر از خوردنی، پوشیدنی، مسکن، نفقۀ خانواده و اولاد و خادم‌اش مالک گردید، غنی پنداشته شده گرفتن صدقه برایش جائز نمی‌باشد.

مساکین: مساکین کسانی‌اند که هیچ‌چیزی نداشته و نابودی آن‌ها را خانه‌نشین کرده و از مردم هم سوال نمی‌کنند. از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:  

«ليس المسكين الذي يطوف على النّاس، تَرُدُّه اللقمة واللقمتان، والتمرة والتمرتان، ولكن المسكين الذي لا يجد غنى يغنيه، ولا يفطن به فيتصدق عليه، ولا يقوم فيسأل النّاس»

(متفق علیه)

ترجمه: مسکین شخصی نیست که نزد مردم می‌رود و مردم برایش یک لقمه و یا دو لقمه نانی، یک خرما و یا دو خرمای بدهند؛ بلکه مسکین کسی است که هیچ‌چیزی برای خوردن نداشته و کسی از ناداری‌اش آگاه نیست و این شخص نزد مردم نمی‌رود تا از مردم سوال کند.

مسکین نادارتر از فقیر بوده؛ چنان‌چه در این قول الله سبحانه و تعالی ذکر شده است:

﴿أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ﴾

ترجمه: مسکینی‌که (از اثر نداشتن و گرسنگی خود) بر خاک نشسته است.

برای مسکین زکات جائز بوده تا وقتی مسکنت آن را مرفوع گردیده و حاجات اولیه زندگی‌اش بر آورده شود.

عاملین در بخش زکات: عاملین در بخش زکات، همان متصدیان امور زکات‌اند که برای جمع‌آوری، حفظ و یا توزیع زکات موظف شده و در این بخش کار می‌کنند. برای این گروه مردم زکات جائز است؛ هرچند که از جملۀ اغنیاء باشند. این حق در برابر وظیفۀشان در نظر گرفته شده است. ابوعبید از عطاء بن یسار روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لا تحل الصدقة لغني إلاّ لخمسة: عامل عليها، أو رجل اشتراها بماله، أو رجل له جار فقير تصدّق عليه بصدقة فأهداها إليه، أو غازٍ، أو مغرمٍ»

ترجمه: غیر از پنج شخص زکات برای اغنیاء جائز نیست، برای متصدیان زکات، شخصی‌که مال زکات را خریداری می‌نماید، شخصی‌که مال زکات توسط همسایۀ فقیری آن گرفته شده و بعداً برای آن هدیه می‌گردد، مجاهد فی سبیل الله و قرض‌دار.

از بسر بن سعید روایت است که ابن سعدی مالکی گفته است:

«استعملني عمر على الصدقة، فلما فرغت منها، وأديتها إليه، أمر لي بعمالة، فقلت: إنّما عملت لله. فقال: خذ ما أعطيت، فإني عملت على عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم، فعملني، قلت مثل قولك، فقال لي رسول الله صلی الله علیه وسلم: إذا أعطيت شيئاً من غير أن تَسألَ فَكُلْ وتَصَدَّق» (متفق علیه)

ترجمه: عمر (رضی الله عنه) مرا به جمع‌آوری و توزیع زکات مقرر کرد، وقتی از آن فارغ شدم، عمر مرا دستور داد که اجرت خود را بگیرم، من گفتم: من جهت رضای الله سبحانه و تعالی کار و زکات را جمع نمودم،عمر (رضی الله عنه) گفت: من هم در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم برای جمع‌آوری زکات مقرر شدم و رسول الله صلی الله علیه وسلم اجرت زکات را برایم داد و من مانند حرف تو گفتم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود، وقتی چیزی بدون این‌که سوال کنی برایت داده شد، بگیر و در صورتی‌که غنی هم بودی صدقه را در این صورت قبول کن.

مولف القلوب: مولف القلوب کسانی‌اند که رهبری و زعامت قوم را به دوش داشته و در نفوذ اجتماعی قوم‌شان موثر و از جمله قهرمانان قوم‌شان به حساب می‌آیند، در دل این مردم تا هنوز ایمان رسوخ نکرده و از استحکام درستی برخوردار نگردیده‌اند، برای خلیفه و والیان‌اش جائز است که برای جلب توجه این مردم و یا برای محکم کردن ایمان‌شان برای‌شان زکات بدهند. هم‌چنان خلیفه و والیان‌اش حق دارند که برای استخدام این طیف از مردم به خاطر مصلحت اسلام و مسلمانان و یا تأثیرگذاری بالای عموم مردم زکات بدهند؛ مثلی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ابوسفیان، عیینه بن حصن، اقرع بن حابس، عباس بن مرداس و دیگر اشخاصی‌که همین ویژگی را داشتند، زکات دادند. از عمرو بن تغلب روایت شده است:

«أن رسول الله صلی الله علیه وسلم أتي بمال، أو سبي فقسمه، فأعطى رجالاً، وترك رجالاً، فبلغه أن الذين ترك عتبوا، فحمد الله، ثم أثنى عليه، ثمّ قال: أمَّا بعد، فوالله إني لأعطي الرجل، وأدع الرجل، والذي أدع أحب إليّ من الذي أعطي، ولكني أعطي أقواماً، لما أرى في قلوبهم من الجزع والهلع، وأَكِلُ أقواماً إلى ما جعل الله في قلوبهم من الغنى والخير»

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه وسلم مال و کنیزهای را به دست آورد، برای تعدادی از مردم داده و برای تعدادی نداد. بعداً برای رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر رسید، آن‌هائی‌که مال و کنیز داده نشدند احساس ناراحتی کردند، رسول الله صلی الله علیه وسلم، الله سبحانه و تعالی را ستایش نموده و ثنای الله سبحانه و تعالی را به جا آورده؛ سپس گفت، اما بعد، قسم به الله سبحانه و تعالی که من بعضی را مال دادم و بعضی‌ را ترک نمودم، بدانید آنانی را که از دادن مال ترک کردم دوست داشتنی‌تر است در نزدم از آن‌هائی‌که مال داده شدند، من برای اقوامی‌که بی‌قراری و ترس دارند، مال دادم؛ اما اقوامی را ترک کردم که الله سبحانه و تعالی در قلب‌های‌شان بی‌نیازی و خیر را نهاده است.

برای مولف القلوب در صورت زکات جائز است که مسلمان باشند؛ اگر کافر باشند جائز نیست. به دلیل فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم به معاذ بن جبل وقتی‌که آن را به یمن فرستاد:

«فأعلمهم أن الله افترض عليهم صدقة في أموالهم، تؤخذ من أغنيائهم، وترد على فقرائهم» (بخاری از طریق ابن عباس روایت کرده است)

ترجمه: برای‌شان تعلیم بده که الله (سبحانه و تعالی) در مال‌های‌شان زکات را فرض نموده تا از اغنیاءشان گرفته و به فقراءشان پرداخته شود.

تا زمانی‌که علت پرداخت زکات موجود بود، زکات برای‌شان داده شود؛ اما هرگاه علت موجود نبود، زکات برای‌شان جائز نمی‌باشد؛ چنان‌چه ابوبکر و عمر از دادن مال برای چنین اشخاص بعد از عزت یافتن و نشر اسلام خودداری نمودند.

رقاب: غلام‌های هستند که زکات به خاطری آزادی‌شان داده شده و با مال زکات خریداری می‌شوند و اگر غیرمکاتب باشند آزاد می‌شوند؛ اما امروزه غلام وجود ندارد.

غارمون: غارمون قرض‌داران می‌باشند که به خاطر جنجال‌های ذات‌البینی و یا دفع دیات و یا به خاطر مصالح زندگی شخصی‌شان قرض‌دار شدند.

اما قرض‌دارانی‌که به خاطر اصلاح ذات‌البینی و یا دفع دیات قرض‌دار شدند، فقیر باشند و یا غنی، زکات برای‌شان جائز است. در این صورت به هر اندازه‌ای‌که این طبقه از مردم قرض را متحمل شدند، زکات برای‌شان پرداخته می‌شود. از انس رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«إن المسألة لا تحل إلاّ لثلاثة، لذي فقر مدقع، أو لذي غرم مفظع، أو لذي دم موجع»

ترجمه: سوال تنها برای سه شخص حلال است: کسی‌که به فقر و ناتوانی دچار است، کسی‌که به قرض‌داری مواجه بوده و از توان پرداخت آن عاجز می‌باشد و هم‌چنان شخصی‌که به خون افتاده باشد.

مسلم، ابوداود و نسائی از قبیصه بن مخارق هلالی روایت نموده که گفته است: 

«تحملت حَمَالَةً، فأتيت رسول الله صلی الله علیه وسلم، أسأله فيها، فقال: أقم حتى تأتينا الصدقة، فنأمر لك بها، ثمّ قال: يا قبيصة، إن المسألة لا تحل إلا لأحد ثلاثة: رجل تحمل حمالة، فحلت له المسألة حتى يصيبها، ثمّ يمسك، ورجل أصابته جائحة اجتاحت ماله، فحلت له المسألة حتى يصيب قواماً من عيش، أو قال سداداً من عيش، ورجل أصابته فاقة حتى يقول ثلاثة من ذوي الحجا من قومه لقد أصابت فلاناً فاقة، فحلت له المسألة حتى يصيب قواماً من عيش، أو قال: سداداً من عيش، فما سواهن في المسألة يا قبيصة، فَسُحْتٌ يأكلها صاحبها سُحْتاً»

ترجمه: من دیتی را به عهده گرفته نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم تا از آن حضرت خواهان کمک گردم، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند، در نزد ما بمان تا مال زکات بیاید و دستور بدهم تا از آن مال برایت بدهند؛ سپس فرمودند: ای قبیصه، سوال کردن تنها برای سه شخص حلال است: شخصی‌که دیتی را به عهده می‌گیرد؛ پس سوال کردن برای آن جائز است تا دیت را اداء کند، بعداً سوال کردن را ختم کند، شخصی‌که مال‌اش به بلای دچار می‌شود و به اثر آن مال‌اش از بین می‌رود؛ پس برای این شخص سوال حلال است تا مال کفاف زندگی‌اش را به دست آورد، یا فقر و تنگ‌دستی برایش پیش‌آمده؛ طوری‌که سه نفر از عقلاء قوم‌اش فقر و تنگ‌دستی‌اش را تأئید کنند و بگویند که فلانی را فقر و تنگ‌دستی رسیده است؛ پس برای این شخص سوال جائز است تا مقدار کفاف زندگی‌اش را دریابد، ای قبیصه هرکس غیر از این سه شخص زکات را بخورد حرامی را خورده است.

اما کسانی‌که دین را به خاطر مصالح شخصی خودشان متحمل شدند، به خاطر پرداخت دین‌شان زکات برای‌شان جائز می‌باشد؛ خواه این اشخاص فقیر باشند و یا غنی و این در صورتی است که این اشخاص توان پرداخت دین‌شان را نداشته باشند؛ اما در صورتی‌که توان پرداخت دین‌شان برای‌شان میسر باشد، زکات برای‌شان جائز نمی‌باشد.

فی سبیل الله: منظور از فی سبیل الله در راه جهاد است؛ یعنی در راه‌هایی‌که جهاد به آن ضرورت داشته و یا جهاد بر آن متوقف می‌شود؛ از قبیل: تشکیل لشکر و اردو، بر پا کردن تسلیحات نظامی، هرجا که در قرآن «فی سیبل الله» ذکر شده است تنها منظور جهاد است؛ پس زکات برای تمویل جهاد و لوازم و اسباب آن پرداخته شده و مقدار آن تعیین نمی‌باشد. پس جائز است که همۀ زکات و یا قسمتی از آن به راه جهاد پرداخته شود و این تعلق به رأی و نظر خلیفه داشته که با درنظرداشت مصحلت احوال مستحقین زکات تصمیم خود را می‌گیرد. ابوداود از ابو سعید روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لا تحل الصدقة لغني إلاّ في سبيل الله»

ترجمه: زکات برای غنی جائز نیست؛ مگر این‌که در راه الله سبحانه و تعالی باشد.

در روایتی دیگری آمده است:

«... أو لغازٍ في سبيل الله...»

ترجمه: یا مجاهدی‌که در راه الله سبحانه و تعالی باشد.

ابن سبیل: ابن سبیل کسی است که در سفر بوده و مالی ندارد تا به محل سکونت و شهرش برسد؛ پس مقداری از زکات برایش داده شود که به شهرش برسد. چه این مال کم باشد و یا زیاد؛ چنان‌چه مقدار خرج و مصارف‌اش داده شده تا به شهرش برسد؛ اگرچه این شخص در شهر خودش غنی باشد، به خاطر این‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لا تحل الصدقة لغني إلاّ في سبيل الله، أو ابن السبيل، أو...»

ترجمه: صدقه برای غنی جائز نیست؛ مگر این‌که در جهاد و یا در سفر باشد.

 غیر از هشت صنف متذکره زکات برای کسی جائز نبوده؛ پس زکات برای اعمار مساجد، شفاخانه‌ها، نهاد‌های خیریه یا هر مصلحت دولت و امت جائز نیست؛ زیرا زکات ملک مخصوص همین هشت صنف ذکر شده در قرآن بوده، دیگر کسی در این حق شریک نمی‌باشد.

خلیفه صلاحیت دارد که حسب رأی و نظر خودش با درنظرداشت مصالح همین اصناف زکات را بدهد؛ چنان‌چه رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفاء بعد از آن به این عمل می‌پرداختند. برای خلیفه جائز است که زکات را بالای همۀ این هشت صنف توزیع کند و یا بالای بعضی از این هشت صنف، این صلاحیت تعلق به خلیفه و مصلحت همین اصناف دارد. اگر این اصناف موجود نبود زکات در خزانۀ بیت‌المال در دیوان صدقات حفظ شده تا در زمان نیاز به آن مصرف شود. ابوعبید از ابن عباس روایت نموده است که در مورد زکات گفته است:

«إذا وضعتها في صنف واحد من الأصناف الثمانية أَجزَأَك»

ترجمه: وقتی زکات را در یکی از اصناف هشت‌گانه گذاشتی جائز است.

عطاء، حسن و هم‌چنان از مالک روایت شده که گفته است: «به نظر ما، تقسیم زکات تعلق به اجتهاد والی دارد؛ یعنی هر صنفی‌که به نظر والی نیاز بیش‌تر به زکات داشت زکات برای همان صنف پرداخته می‌شود. (ختم نقل قول از کتاب: «اموال در دولت خلافت»)

امیدوارم که همین مقدار برای جواب سوال شما کافی باشد، الله سبحانه و تعالی عالم‌تر و در کارش با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

 

ادامه مطلب...

از جنگ‎های خانه‌مان‌سوز یمن تا کشته شدن نسل جوان!

خبر

امروز 01/05/2020 در درگیری با حوثی‎ها در مرز عربستان سعودی (قطاع نجران) دست کم 16 نیروی حمایت سریع کشته و 67 نفر دیگر زخمی شدند. (منبع: شبکۀ خبری سودان)

تبصره

از زمان آغاز جنگ مردود یمن، در بین آن‌چه که به نام پیمان (طوفان قاطع) و حوثی‎ها یاد شده، جوانان مسلمین از هردو طرف در یک جنگ پوچ و بیهوده سلاخی می‏شوند؛ جنگی‌که در آن تنها فرزندان امت اسلامی خسارت می‏بینند و اولین کسی‌که از آن نفع می‏برد، غرب لعین است. آن‌که آتش این جنگ را افروخت و به وسیلۀ آن بعضی از مسلمانان را توسط بعضی دیگرشان تحت نام‏های گوناگون به قتل می‏رساند. اما تنها حاصل آن ویران شدن یکی از سرزمین‌های اسلامی و هدر رفتن ثروت و اموال مسلمانان خلیج است. عربستان سعودی که با همکاری امارات ادعای جنگ با حوثی‏ها را می‏کند، فقط برنامۀ آمریکا را در یمن اجرا می‏کند تا حوثی‏های وابسته به آمریکا را از یمن امکان پذیر کند. درحالی‌که یمن مرکز سیاسی و وفاداری آن به انگلیس است.

در مورد مشارکت سودان در نیروهای حمایت سریع در کنار عربستان سعودی باید گفت که این نیز یک سناریویی آمریکایی است؛ زیرا رژیم خاموش سودان مزدور خالص آمریکا بوده و از این رو در این جنگ‏های خانمان‌سوز در این نیروها سهیم بود. عجیب‌تر این‌که احزاب مخالف آن زمان و کسانی‌که اغلباً پیروی اروپا و خصوصاً بریتانیا را می‌کنند و آنانی‌که حالا به عنوان احزاب حکومت انتقالی گردیدند، خواستار بازگشت فوری جنگجویان سودانی بوده و آن‌ها را مزدور توصیف می‌کردند، اما هنگامی‌که پس از انقلاب مردمی، اقتدار به آنان رسید، آن‌چه را که قبلاً خواسته شده بود، نتوانست عملی کند، زیرا سرباز گوش به فرمان آمریکا تا هنوز زمام امور را در سودان به صورت حقیقی به دست دارد، حتی رهبر حمایت‌های سریع، امروز شخص دوم در حکومت سودان به شمار می‌رود و نفوذ گسترده‌ای دارد. به همین سبب احزاب توانا را از حیث آزادی و تغییر خاموش ساخت؛ یعنی سازش‌گری مدنی با حکومت انتقالی، از تقاضای بازگشتاندن جنگجویان از نیروهای حمایت سریع به سودان خاموش شد. این جنگ بیهوده متوقف نخواهد شد؛ مگر با تأسیس خلافت راشده ثانی به منهج نبوت، که دست آمریکا، مزدوران و پیروانش و دیگران را قطع خواهد کرد. سرزمین‌های اسلامی را زیر پرچم اسلام متحد کرده و ارتش را در همه جا برای جهاد فی سبیل الله و بلند کردن پرچم لااله الا الله و محمد رسول الله قیادت خواهد نمود.

نویسنده: إبراهيم عثمان (أبو خليل)

مترجم: یاسین "سادات"

 

ادامه مطلب...

فلسطین، نگین سرزمین‌های اسلامی

(ترجمه)

خبر

تلاش مذبوحانۀ رسانه‌ها در رمضان برای ترویج عادی‌سازی روابط با موجودیت یهود!  

تبصره

وقتی‌که دولت اسلامی وجود داشت و حاکمیت از آن الله سبحانه وتعالی بود، غزوه‌های چون بدر، فتح مکه، جنگ قادسیه، فتح اندلس، نبرد زلاقه و جنگ عین جالوت در ماه مبارک رمضان واقع گردید… و هنگامی‌که دولت اسلامی از صحنۀ زندگی دورشد، ماه مبارک رمضان ماه عادی‌سازی روابط با یهودیان گردید. به درستی که راه را گم کرده‌‌اند و زیان نموده‌اند و اموالی‌که مصرف نمودند برای‌شان زیان‌آورشد و ان‌شاء الله پیروز نمی‌گردند.

اما مفاد عادی‌سازی روابط در چیست که در میان رسانه‌ها این قدر سر و صدا برپا کرده است؟

خلاصه این‌که برای هر مسلمانی‌که به دین خود اخلاص و به قضایایی امت احساس داشته باشد؛ لازم است که در رابطه به مسائل فلسطین عکس‌العمل و احساس درستی شرعی انجام دهد. به خاطری‌که این مشکل یک سرزمین اسلامی می‌باشد و توسط جمعیت کوچک از یهود، به توافق و همکاری حکام مسلمانان غصب گردیده و بر این قطعۀ زمین، دولتی را به نمایند‌گی از غرب کافر و استعمارگر برپا کرده است. موجودیت دولت یهود یک حضور غصب‌گرانه برای همه فلسطینی‌ها می‌باشد؛ نه یک دولت اشغالگر برای سرزمین‌های ال67.

هم‌چنان راه دیگری برای خلاصی از مسائلی‌که امت اسلامی به آن گرفتار هستند، وجود ندارد؛ مگر این‌که از خواب غفلت بیدار شوند و راه‌حل شرعی و صحیح و درست را مطابق به شریعت به مشکل فلسطین جست‌وجو کنند و این یعنی جهاد ارتش‌ها که بجنگند در راه الله  سبحانه وتعالی برای ریشه‌کن‌سازی موجودیت یهود چنان‌چه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ﴾

[بقره: 191]

ترجمه: و آنان را هر کجا که بیابید، بکشیدی‌شان و از آن‌جا که شما را بیرون کرده‌اند، آنان را بیرون کنید.

و اگرمانع وجود دارد که صد راه حرکت ارتش‌ها می‌شود، پس به خاطر انتشار دعوت به سوی اقامه خلافت بر منهج نبوت، آزادی امت اسلامی و حاکمیت آن‌چه الله سبحانه وتعالی فرستاده تلاش کنید. با آغاز یک آماده‌گی جدید و جدی برای برگشت آزادی سرزمینی‌که از آن‌جا رسول الله به معراج رفتند و تا آن زمانی‌که حالت صلح و جنگ باقی مانده باشد، تسلیمی و غفلت به اندازه وجب تحت هر توجیه در سرزمین فلسطین حرام است.

نویسنده: أسامه الثوین

مترجم: پارسا امیدی

ادامه مطلب...

رحم کنيد تا برشما نيز رحم کرده شود!

(ترجمه)

از عبد الله بن عمرو بن العاص رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:

«الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهُمُ الرَّحْمَنُ، ارْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ»

(رواه الترمذی وقال: هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ)

ترجمه: رحم كنندگان (كسانی هستند) كه الله متعال به آن‌ها رحم می كند. به كسانی‌كه در زمين هستند، رحم كنيد تا کسی‌كه در آسمان است، به شما رحم كند!

مفهوم حديث

ترحم و مهربانی از بزرگ‌ترين اخلاق و عاداتی است که اسلام به آن اصرار ورزيده است، ذريعه آن می‌تواند انسان وارد قلب انسان‏ها شود و در نبود آن علاوه براين‏که انسان خوشی زندگی را از دست می‏دهد، در قلب درشتی و سختی‏ها جامی‏گيرد و زندگی بالای انسان تنگ می گردد. در زمان جاهليت قساوت قلبی به اوج خود رسيده بود؛ چنان‏چه مردم مثل گرگ‏ها يک‏ديگر خود را می‏دريدند؛ مثل اين‌که قلب‏های‌شان مانند سنگ سخت گرديده بود تا اين‌که اسلام عزيز آمد و برای مردم ترحم، اخلاق و شفقت را آموخت و برای بشريت درس‏های عملی از رحمت و محبت را پيش کش نمود، و مردم در خوب ترين حالت زندگی نمودند؛ چنان زندگی‌ای که به خاطر الله، در راه الله و به سوی الله بود، يعنی زندگی شان زندگی با سعادت و مبارک گرديد.

ای مسلمانان!

بعد از اين‌که در سال 1924م خلافت اسلامی سقوط داده شد و تطبيق احکام اسلام معطل قرار گرفت، مفاهيم اسلام از زندگی مسلمانان رخت بربست، مردم عادت نابينا را به خود گرفته اند (حق را نمی بينند) دل‏های شان مثل سنگ‏ سخت گرديده، شخص قوی ضعيف را می‏خورد، مردم مهربانی و شفقت اسلام را فراموش کرده‏اند، هم‏چنان مهربانی و شفقت رسول الله صلی الله عليه وسلم را با خانواده و اصحابش نيز از ياد برده اند. رسول الله صلی الله عليه وسلم در مورد پرنده‌ای که چوچه هايش را گرفته‏ بودند، فرمود: آنان را رهاکنيد! (بر اهل زمين رحم کنيد تا اهل آسمان بالای شما رحم کنند). بنابر اين، بزرگ‌ترين وبالاترين شفقت و ترحم بر اهل زمين، آن‌هم انسان‏های مسلمان اين است که به عوض قانون متعفن دموکراسی که ساخته دست بشر و مملو از ايذر وجراثيم است، قانون إلهی (خالق و مالک زمين و آسمان‏ها) را بالای شان تطبيق نمائيم؛ آن وقت است که الله متعال بالای ما رحم خواهد کرد.  

جا دارد که به حکام و رهبران مسلمانان بگوئيم: اگر اين قدر عاجز هستيد که قانون اسلام را تطبيق کرده نمی‏توانيد، لااقل از تطبيق قوانين غير اسلامی دست برداريد و بس کنيد؛ چنانچه ضرب المثل عام است: "مرا از خير تو اميدی نيست؛ اما شر نرسان".

يا الله! مارا با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفيد بگردان و از آن‌ها مصايب و بلاها را دور نما! يا الله زمين را به نور و جه کريمت منور گردان! اللهم آمين آمين!

ادامه مطلب...

تلاش‌حمدوک برای قرار دادن سودان تحت قیمومیت قوانین بین‌الملل باعث کودتای‌نظامی خواهد شد؛ نه مانع آن!!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

در بیانیه‌ای که روز جمعه 24/4/2020 م صادر شد، شورای‌امنیت سازمان‌ملل درخواست‌سودان را مبنی بر اجازه دادن سازمان‌ملل برای راه‌اندازی عملیات‌سیاسی بر اساس قوانین فصل ششم این کشور تحت عنوان «سودان تریبیون» که در ماه‌می آغاز خواهد شد، تأیید نمود. درخواست‌عملیات توسط نخست‌وزیر حمدوک در سخن‌رانی اش برای دفتر سکرتریت‌عمومی سازمان‌ملل به تاریخ 26/1/2020 م صورت گرفت که روز‌نامۀ خبری "القدس‌العربی" به تاریخ 09/02/2020 م از آن چنین نقل نمود: "کشور سودان از سازمان‌ملل تقاضأ نموده است تا به منظور تلاش برای قیمومیت شورای‌امنیت، عملیات‌حمایوی صلح را بر اساس فصل ششم قوانین کشور به شکل عملیات‌سیاسی ویژه، با عناصر قوی سازندۀ‌صلح ،هر‌چی زود‌تر راه‌اندازی نماید. قیمومیت این عملیات باید در آینده، تمام قلم‌رو سودان را تحت پوشش خود قرار دهد."

اهداف اساسیِ راه‌اندازی این عملیات قرار ذیل می‌باشد: "کمک سودان توسط بسیج‌سازی همکاری‌های اقتصادی بین‌الملل، سهل‌سازی کمک‌های مؤثر بشر‌دوستانه در سر‌تا‌سر سودان، فراهم‌سازی حمایت‌تخنیکی در ساخت قانون‌اساسی پیش‌فرض، ایجاد اصلاحات در بخش‌های قوانین قضایی؛ خدمات ملکی و سکتور‌های امنیتی، حمایت از عودت کننده‌گان داخلی، افراد بی‌جا شده و مهاجرین و حمایت از برگشت و مستقر شدن آن‌ها، مصالحه میان انجمن‌های محلی برای حصول اهداف صلح‌آمیز؛ عدالت‌انتقالی، حمایت مردم‌ملکی، توانمند‌سازی قوای پولیس‌ملی با شیوه‌های متفاوت برعلاوۀ آموزش تمرینات‌نظامی از مشاورین پولیسِ سازمان‌ملل و اتحادیۀ افریقا."

نامۀ حمدوک برای دفتر سکرتریت‌عمومی سازمان‌ملل برای دو هفته، مخفی نگهداشته شد تا این‌که به دست روز‌نامه‌ها قرار گرفت و هدف حمدوک برملا شد. سپس، بخش عملی آن آغاز یافت؛ انگلیس بعد از اجازه دادن جرمنی برای همکاری آن، تصویب‌نامۀ پیش‌فرض را برای شورای‌امنیت در اخیر ماه مارس ارائه نمود و روز‌نامه‌ها این پروژه را با سخن‌رانی حمدوک مرتبط ساختند. به تاریخ 30/3/2020 م روز‌نامه "انتباهه" آنلاین چنین گزارش داد: "تصویب‌نامۀ پیش‌فرض سازمان‌ملل که انگلیس بعد از دخالت جرمنی در تهیه آن برای شورای‌امنیت سازمان‌ملل، اصرار نمود تا به منظور حفظ و ایجاد صلح در سودان، عملیات‌سیاسی را، راه‌اندازی نماید. این اقدامات و خواست‌ها در حقیقت، تلاش دولت‌حمدوک برای تابع‌ساختن سوادن تحت قوانین و حکم سازمان‌ملل را منعکس می‌سازد تا سودان را دوباره تحت قیمومیت غرب در آورد."

در همین‌حال، سفیر انگلیس در خرطوم گویی این‌که عقل‌اش را از داده باشد، با برملا شدن سخن‌های حمدوک و کسانی‌که قضیه را به تصویب‌نامۀ پیش‌فرض ارتباط دادند، عصبانی و خشم‌گین گردید. سفیر انگلیس در ویب‌سایت "تگ پرس" چنین گفت:"برملا شدن تصویب‌نامۀ پیش‌فرض در این شرایط غیر‌مسؤلانه است، زیرا تصویب آن را در شورای‌امنیت به مشکل مواجه می‌سازد". وی اضافه نمود:" همان‌گونه که در جریان هستید، افشا شدن تصویب‌نامۀ پیش‌فرض و نشر آن در سرخط روز‌نامه‌های خرطوم منجر به مبارزۀ نکوهشی و خشونت‌بار علیه دولت سودان گردید. می‌خواهم به طور واضح بگویم که این تصویب‌نامۀ مقدماتی‌ست که نظریات مقدماتی انگلیس و جرمنی را منعکس می‌سازد و تا هنوز به دولت سودان نشان داده نشده است. ضمناً دولت سودان هیچ نوع همکاری در این عرصه نداشته و نمی‌توان ادعا کرد که این تصویب‌نامه نماینده‌گی از دولت سودان می‌کند و یا این که دولت سودان از آن حمایت می‌نماید."

برای وضاحت این حقیقت، حزب‌التحریر-ولایه سودان به توضیح حقایق ذیل می‌پردازد:

یکم: نخست‌وزیر عبدالله‌حمدوک که یقیناً از فرامین سفارت‌انگلیس پیروی می‌کند، با کمک انگلیسی قدیم، تلاش دارد تا توسط انتقال تمام منابع‌قدرت مطابق قانون‌اساسی به این عملیات، سودان را به حالت استعماری‌قبلی و حاکمیت بین‌الملل بالای تمام نقاط کشور، در آورد. این درخواست؛ شورای‌امنیت را قادر می‌سازد تا تمام قوانین را در دست‌گیرد و صلاحیت قاضیِ را صاحب می‌گردد تا سند‌های قانونی را اجرا کرده و در نهایت تمام موضوعات نهاد‌های حکومت‌انتقالی تحت رهبریِ عملیات سازمان‌ملل قرار می‌گیرد. آیا این کار خودش استعمار نیست؟ آیا این اقدام‌حمدوک و حکومت‌انتقالی اش با بی‌اعتنایی به مفکوره‌های حاکمیت ملی و آزادی، استعمار‌گران را بالای تمامِ نقاط کشور مسلط نمی‌سازد؟

دوم: مخفی نگهداشتن سخنان‌حمدوک از تاریخ 26/1/2020 م الی افشأ شدن آن به تاریخ 9/2/2020 م سپس، خشم‌گین شدن سفیر انگلیس در بارۀ افشأ شدن سخنان‌حمدوک از دفترش، همۀ این شواهدِ نماینده‌گی از نقشۀ طراحی‌شده توسط نخست‌وزیر با همکاری سفیر انگلیس و دولت‌اش به منظور قرار دادن سودان تحت حاکمیت بین‌الملل، می‌کند!

سوم: حمدوک "مزدور انگلیس" می‌خواهد سودان را تحت فرمان‌دهی سازمان‌ملل قرار دهد تا رهبری نظامی مرتبط به سفارت امریکا برای راه‌اندازی کودتا علیه دولت را قطع نماید. ازین که دولت، قادر نیست تا تمام مشکلات مردم را حل و به امور زنده‌گی مردم رسیده‌گی کند، از افزایش نارضایتی و عدالت‌خواهی مردم به خاطر کشته شدن افراد و مورد خشونت قرار گرفتن آن‌ها در نهاد‌های بشیر و یا از شورش‌مردم علیه خودش، در هراس است.

چهارم: اقدام‌حمدوک ممکن نتایج برعکس داشته باشد و مخصوصاً با هشدار مکرر قوای‌نظامی دولت انتقالی در برابر شرایط قرنطین کامل سه هفته‌ای در پایتخت به دلیل ویروس کرونا و اخطاریه 21 صفحه‌ای نشر شده در مجله نیو یارک تایمز، احتمالاً روند کودتای‌نظامی به عوض جلو‌گیری، سرعت می‌بخشد. یکی از مقامات امریکا که نخواست نامش افشأ شود چنین گفت: "رهبران وحشت‌زدۀ مردم کسانی در ماه‌های اخیر با ورشکسته شدن اقتصاد کشور، شهرت و محبوبیت خویش را از دست داده اند به طور مکرر از وقوع کودتای احتمالی در شهر خرطوم هشدار داده شدند و حالت آن‌ها به مانند پسر بچه‌ای که برای گرگ گریه می‌کند، تبدیل شده است." ضمناً شام دیروز به تاریخ 25/04/2020 م تلویزیون‌سوادن مصاحبۀ با رئیس عالی شورای کشور عبدالفتاح داشت. وی با متهم کردن احزاب‌سیاسیِ که در داخل ارتش نطفه‌گزاری می‌کنند، چنین گفت: "بعضی از احزاب که وی نخواست از آن نام ببرد تلاش دارند همراه با بعضی از مأموران نهاد‌های نظامی رابط نزدیک داشته باشند. وی هم‌چنان اضافه نمود که در میان ارتش، عناصرِ محرک بعضی از احزاب وجود دارد و خاطر نشان ساخت که تمام کودتا‌های که در سودان رخ داده، اتفاقاً خود‌به‌خود توسط ارتش صورت نگرفته است".

حزب‌التحریر-ولایه سودان تمام عمرِ خود را وقف آزاد‌سازی امت از چنگال استعمار نموده است و این وجیبه ایجاب می‌کند که انگیزه اصلی پلان‌های شوم کفار استعمار‌گر و وسایلی‌که برای تطبیق آن به کار می‌گیرند را برای امت برملا سازیم. امت اسلامی از چنگال استعمار آزاد نخواهد شد؛ مگر با تطبیق نظام اسلام توسط خلافت راشده بر منهج پیامبر صلی الله علیه و‌سلم. این دولت با افرادی رهبری خواهد شد که کاملاً پیرو اسلام، وفادار به امت، راسخ بر عقیدۀ اسلامی و صاحب وعی‌سیاسی می‌باشند. این رهبران، بذر کفار استعمار‌گر را در کشور ریشه‌کن ساخته و اسلام را در سر‌تا‌سر جهان حمل خواهد نمود.

ما، افراد مخلصِ صاحب‌قدرت را دعوت می‌کنیم تا در این روز‌های طاعات، نزدیکی به الله سبحانه‌و‌تعالی؛ درین ماه مبارک، بار مسؤلیت‌شرعی خویش را با جدیت تمام، روی شانه‌های خویش بردارند تا با سپردن قدرت برای حزب‌التحریر که در چندین سرزمین اسلامی برای اخذ قدرت، به منظور احیای دولت‌اسلامی با قدرت هسته‌ای فعالیت می‌کند، خود را شایستۀ مغفرت الله سبحانه‌و‌تعالی گردانید. هدف حزب، وحدت بخشیدن جهان اسلام تحت چطر دولت خلافت راشده می‌باشد که پیامبر صلی الله علیه و‌سلم مژدۀ حصول چنین پیروزیِ بزرگ را داده است. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

[توبه: 100]

ترجمه: پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی‌که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند، الله از آن‌ها خشنود گشت و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند و باغ‌هایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است. جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزی بزرگ.

حزب‌التحریر-ولایه سودان

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

مقامِ دولتیِ‌که قمار و انواع آن‌ را بر عبادت الله سبحانه‌و‌تعالی ترجیح ‌می‌دهد!

  • نشر شده در لبنان

(ترجمه)

بحران ویروسِ‌کرونا جهان را در زیان و ورشکسته‌گی فروبُرده، فعالیت‌های آن را متوقف و سیاست‌مداران را در حیرت و در سردرگمی قرار داده است. کشورهای که با داشتن نیرومند‌ترین اقتصاد، خود را ابرقدرت‌های جهان محسوب می‌کردند، اینک در وضعیت وخیمی بسر می‌برند و سیستم‌های بهداشتی در کشور‌های که خود را مترقی می‌پنداشتند، منهدم شده اند. هنگامی‌که ویروس‌کرونا وارد لبنان شد، سهل‌انگاری دولت در مقابل درگیری‌های سیاسی آشکار بود، زیرا این امر با اجازه ورود هواپیما از مناطق آسیب دیده واضحاً فهمیده می‌شد.

زمانی‌که جهان در حالت آماده‌باش قرار گرفت و سرحدات مسدود و پروازها متوقف شد، دولت لبنان طبق معمول از غرب تقلید کرده بدون کدام رهنمود‌ها و آماده‌گی برای مقابله با این بحران، تمام راه‌های کسب نفقۀ زنده‌گی را بر روی مردم، در کشوری که بسیاری آن‌ها هر روز صبح تا شام منتظر دریافت شغلّ هستند تا به وسیلۀ آن بتوانند غذای روزانۀ خود را بدست بیاورند، مسدود ساخت.

زمانی‌که مفتی‌های ا‌زهر و حجاز فتوای مسدود شدن حرمین (مکه و مدینه) را صادر کردند، متعاقباً مفتی‌های لبنان نیز در این کشور فتوای مسدود شدن مساجد را صادر ساخت و ما جزئیات تحقیقات دلایلی‌فقهی آن را ندیدیم. در واقع آن‌ها بیش‌تر از کسانی تقلید می‌کنند که این مسیر را بدون رهنمود، حتیّ بدون  کدام اثبات و نشانه آشکار به جا گذاشته اند. در این موقع، شما را جهت خواندن مسایلی‌که امیر حزب‌التحریر، عالم برجسته شیخ عطا بن خلیل ابوالرشته در مورد واقعیت‌های ویروس کرونا صادر کرده بود، و خواندن پاسخ‌ها به تحقیقاتِ درباره قواعدِ مسدود ساختن مساجد‌ و در موردِ طریقۀ شرعی برای مقابله با بیماری‌های واگیر و آفت‌ها، دعوت می‌نمایم.

دوست نداریم که این مفتی‌ها را بر این موضوع مخاطب خود قرار دهیم! باز هم تاکید می‌کنیم که مجادله ما با آن‌ها در این مسئله نیست و ما ترس اغراق‌آمیز آن‌ها را در این قضیه معذور می‌دانیم. در کشوری‌که سیاست‌مداران نژادپرستانۀ آن منتظر فرصتِ برای حمله به اسلام و مردم آن هستند، تا بیش‌تر، آن‌ها را در ظلم و ذلالت نگهدارند. اما در مورد اعلام مراحل بسته شدن مساجد و اماکن عبادی و گشایش اماکن عیاشی و قماربازی پیش‌از باز‌گشایی مساجد باید گفت که نه، به الله قسم! این فاجعه، جسارت و گستاخی‌ست علیه دین الله سبحانه و‌تعالی و بنده‌گانش؛ بنده‌گانی‌که با جلوگیری آن‌ها از جماعت‌های نماز‌ جمعه و پنچ‌گانه در مساجد، درد و آتشِ را بر دل آن‌ها فرو بُرده اید، با مسدود نمودن مساجد و منع نماز‌های تراویع در ماه مبار‌ک رمضان، زهر را بر قلوب عبادت‌کننده‌گان الله سبحانه و‌تعالی پاشیده اید و آن‌ها را از ماه عبادات‌شان محروم ساخته ‌اید، تا این ‌که گفته ‌نشود عفونت از مساجد سرایت کرده است.

بنابراین، مقامات شرور با خاموشی و خوش‌حالیِ تمام، با صادر نمودن مراحل باز‌گشایی مناطق عامه، به درد و اندوه مردم ستم‌دیده چنین پاسخ می‌دهد که در سه مرحله به تاریخ 11/5/2020 م چندین جاه‌های عمومی به شمول قمار‌خانه، مشهور به قمار‌خانۀ لبنان را باز خواهد نمود. در مرحله چهارم به تاریخ 25/5/2020 م مکاتب، دانشگاه‌ها و مراکز خریداری باز شده و به تاریخ 8/6/2020 م جاه‌های دیگری به شمول مراکز عبادت باز خواهد شد.

در واقع، این دولت در مراحل بازگشائی و مسدود کردن اماکن، کدام طریقه را دنبال می‌کند؟ پاسخ ما واضح است؛ بدون شک دولت، شیوۀ‌منفور سیکولریزم، به خصوص رهبر آن "حسن دیاب" را دنبال می‌کنند. بر اساس اعلامیه؛ آیا فیصدی ازدحام در قمار‌خانه با احتمال ازدحام 70 درصدی آن، دانشگاه‌ها، مکاتب و مراکز خریداری، کم تر از ازدحام مساجد خواهد بود؟! آیا اماکن که در اولیتِ باز‌گشایی قرار دارند، مزدحم‌تر نیستند؟ آیا درین مکان‌ها برقراری روابط، مدت زیادی را در بر نخواهد گرفت؟! در‌حالی‌که مدت زمان برقراری ارتباط در مساجد بی‌نهایت کوتاه می‌باشد؛ برعلاوه، مسجد جای‌ست که افراد جهت وضو گرفتن و غسل کردن وارد آن می‌شوند که این خود اقدامات‌اولیه برای جلو‌گیری از ویروس می‌باشد.

ما، مقامات را برای اتخاذ شیوۀ نا‌معقولی‌که برای تحریک احساسات و عقاید مسلمانان در پیش‌گرفته اند را هشدار می‌دهیم. مسلمانان تلاش نموده اند تا در جاه‌های مختلف مساجد خود را باز کنند؛ آیا مقامات‌دولتی برای رفاه مردم کار می‌کنند و یا مسلمانان را وادار به درگیری می‌نمایند؟

خطاب ما برای مفتی‌های جامدی مثل سنگ این‌ست که خاموش ماندن در مقابل این تصامیم در حقیقت بی‌حرمتی در مقابل دین، مردم و اهانت در حق آن‌ها‌ست. در کشورِی که اقدامات بدون کدام روی‌کرد قانونی یا علمی حتی بدون توجه به شمار مبتلایان صورت گیرد خاموش نخواهیم ماند و نباید شما نیز خاموش بمانید. در ضمن باید کاملاً به آنچه که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم فرموده‌ است، پابند باشیم.

«الْإِسْلَامِيَعْلُو وَلَا يُعْلَى عَلَيْهِ»

ترجمه: شأن و مقام اسلام اعلی‌ست و چيزی با آن نمی‌تواند برابری ‌كند.

بنابرین، تکلیف خود را بشناسید قبل از این که موقف خود را از دست دهید، و این فرمان الله سبحانه و‌تعالی را در محراق توجه و تمرکز خویش قرار دهید.

﴿ لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ

[توبه:108]

ترجمه: آن مسجدی‌که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‌تر است که در آن (به عبادت) بایستی؛ در آن مردانی هستند که دوست می‌دارند پاکیزه باشند و الله پاکیزه‌گان را دوست دارد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه لبنان

مترجم: ارسلان مبارز

 

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه