یکشنبه, ۰۳ صَفر ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۰/۰۹/۲۰م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

سرزمین مبارک(فلسطین) مقتضی آزادی است! عادی‌سازی امارات یک صفحه‌ی سیاهی است که در صفحات حکمرانان خائن اضافه شده است!

(ترجمه)

بر اساس یک بیانیه مشترکی‌که توسط نخست وزیر نهاد یهودی بنیامین نتانیاهو، ولیعهد ابو ظبی محمد بن زايد آل نهيان و دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا صادر شد، امارات متحده عرب و نهاد یهودی به توافق رسیده اند تا روابط دیپلوماتیک کامل را میان هم‌دیگر ایجاد کنند. بن زاید گفت: «در تماس با ترامپ و نتانیاهو، بر روی یک نقشه‌راه برای همکاری‌های مشترک توافق صورت گرفت، به این منظور تا روابط معهود(توافق‌شده‌) دوجانبه را تأسیس نموده و تحت این توافق‌نامه هر دو کشور سفیران‌شان را مبادله و در زمینه‌های مختلفی از جمله امنیت، آموزش و صحت همکاری خواهد کردند.» نخست وزیر نهاد یهودی توافق‌نامه را یک رویداد تاریخی توصیف نمود و گفت که امارات متحده عرب مبلغ هنگفتی را در داخل اسرائیل سرمایه‌گذاری خواهد کرد و تاکید ورزید که این توافق‌نامه طرح الحاق(سرزمین فلسطین) را لغو نخواهد کرد و از سوی دیگر او متعهد به اجرای این امر تنها با همکاری اداره امریکایی است و دیگر این‌که پالیسی‌های این نهاد در مقابل کرانه باختری هرگز و اندکی هم تغییر نخواهد کرد.

این توافق‌نامه جدید خیانت‌آمیز، حکمرانی دولتی را تضمین می‌بخشد که بر گردن امت اسلامی(بر سرزمین مقدس) پا گذاشته و تسلط دارد. بناءً حکمرانان امارات مانند سایر حکمرانانی مسلمان تنها یک ابزار کم‌ارزش در دست دشمنان امت اسلامی قرار دارند که بدون هیچ شرم و تریدی دستور بادارشان را اجرا می‌کنند. حاکمان امارات تنها با یک تماس تلفنی به‌طور رسمی وارد روابط عادی‌کننده‌های عمومی با نهاد یهودی شدند و به‌طور بی‌شرمانه‌ای با گروهی یکجا شدند که موجودیت اسرائیل را در قلب اراضی سرزمین مقدس به رسمیت می‌شناسند و هم‌چنین با بسیار جسارت و رسوایی عادی‌سازی روابط‌اش را با اسرائیل اعلان نمود؛ گویی که نهاد یهودی هرگز، اولین قبله و سومین حرم بعد از دو مسجد مقدس و مسری نبی صلی الله علیه و آله وسلم را اشغال نکرده است!

حکمرانان پست امارات نتوانستند به چندین ساعت چهره‌ (منفور و خائنانه) شان را حفظ کنند؛ طوری‌که بادار جدید‌شان نخست وزیر نهاد یهودی اظهار نمود که وی بر مسئله‌ی الحاق(فلسطین) متعهد است و این‌که او هرگز ازین امر دست‌بردار نخواهد بود؛ بلکه تااکنون در آجندای کاری دولت‌اش قرار دارد. این بیانیه‌ای نهاد یهودی، به‌سرعت بهانه‌ی چشم‌پوشی و نقاب را از چهره‌ی حکمرانان امارات برداشت که چهره حکام امارات با گفتن سخنانی هم‌چو "عادی‌سازی در ازای تعلیق الحاق و تمدید حق حاکمیت بر کرانه باختری، نمایان شد! آگاه باشید که این‌ست سرنوشت هر خائن در مقابل دین‌اش، شرم‌ساری در دنیا و عذاب آخرت شدیدتر و تحقیرآمیزتر خواهد بود.

حکمرانان مسلمان هم آن کسانی‌که در ملای عام روابط حسنه و عادی‌سازی را برقرار می‌کند و هم آن کسانی‌که خواستگار راه‌حل دو کشور، مشروعیت بین‌المللی و تصمیمات بین‌الملی به‌عنوان راه‌ و چاره برای حل مسئله سرزمین مبارک هستند، در خیانت برابر هستند. چنان‌چه راه‌حل دو کشور که از سوی حکمرانان و مقامات فلسطینی مورد دفاع و حمایت قرار گرفته است و یا ابتکار عمل خائنانه عرب و یا تصمیمات بین‌الملی، در نتیجه تماماً منتهی و منجر به خیانت، بربادی و تسلیم نمودن خاک مبارک فلسطین به ازای یک دولت ناچیز می‌شود. بناءً وظیفه‌ این حکام تنها حفاظت موجودیت یهودیان وآزار و اذیت اهل فلسطین و ممنوع کردن آنان از جابجای داوطلبانه یا تشبیه فرهنگی است تا  اهل فلسطین  یک مانع را هم در مقابل نهاد یهودی ساخته نتواند و آینده یهودیان در زیستن در سرزمین مبارک محفوظ باشد، طوری‌که این امر آرزو و هدف تمام استعمارگران به‌عنوان یک راه‌حل است.

میانجی‌ها و حاکمانی‌که این جرم را پذیرفتند و یا کسانی‌که از طریق رسانه‌ها مخالفت‌شان را وانمود کردند و این توافق را غدر  تلقی کردند، در واقع تمامی‌شان در این غدر شریک اند. این حکام در به رسمیت شناختن و مشروعیت نهاد یهودی توافق دارند و هم‌چنین گاهی آشکارا در بعضی اوقات و گاهی به‌طور مخفیانه با یهودیان هماهنگی و همکاری می‌کنند. ابتکار عمل عربی عادی‌سازی عامه را در ازای دولت ناچیز برای برخی از فلسطین پیشنهاد داد و مخالفت آنان(حکام فعلی) مشابه مخالفت سادات است که توافقنامه "کمپ دیوید(Camp Davi)" را به امضاء رساندند، طوری‌که آنان آن توافق‌نامه را به‌عنوان خیانت توصیف کردند، سپس به زودی پس از یک مدت کوتاهی، مسئله صلح با اشغالگر در مرزهای 67 به یک‌ نیاز اساسی حکمرانان و مقامات فلسطینی تبدیل شد و کار برای دستیابی به همین امر به یک مبارزه و تمسک به ثابت قدمی تبدیل شد! بنابر این آن‌ها نسبت به سادات خائن‌تر شدند!

حکمرانان امارات مانند سایر حکمرانان مسلمان، تنها از خودشان نماینده‌گی می‌کنند که خود را از طریق خدمت‌گذاری به استعمارگران غربی به شیطان رجیم فروخته اند و امت مسلمه از آنان جدا است. امت توسط قرآن کریم در سوره اسراء (در این‌سرزمین) زیست‌کننده و مسکونی شدند و فقط آزاد‌سازی فلسطین را من‌حیث یک راه‌حلی برای سرزمین مبارک می‌بینند، راه‌حل مشروعی‌که این‌ خاک در حطین تجربه کرد. زمانی‌که صلاح الدین قهرمان صلیبیون را از ارض مبارک راند و ان شاءالله که این امر دوباره تجربه خواهد شد، آن‌گاه افواج مسلح امت بلند ‌می‌شوند و دوباره با نعره‌های‌شان پرچم اسلام را در فراز و دیوارهای بیت المقدس و چهاراطراف سرزمین مبارک بلند نموده و به‌طور دائمی نهاد یهودی را ریشه‌کن خواهند کرد.

مسئله سرزمین مبارک، مسئله یک ملت باستانی عظیم است که فاتح بزرگ‌ترین جنگ‌ها در روی زمین شدند و صلیبیون را در حطین شکست دادند و مغول‌ها را در عین‌جالوت ورشکست کردند و این امت دوباره بلند خواهد شد تا پیروزی حاصل نموده و سرزمین مبارک و تمام سرزمین را دوباره فتح نمایند. آن‌گاه سرزمین مبارک دیگر کارت انتخاباتی ترامپ یا هرکس دیگری نخواهد بود که از طریق آن به دستاوردهای سیاسی شیطانی‌ و سست‌شان برسند، طوری‌که اکنون کفار با دستور دادن حاکمان امارات برای برقراری روابط با نهاد یهودی، به این دستاوردهای‌شان می‌رسند. این مسئله‌ی امتی است که به دنبال احیای اقتدار خود توسط تأسیس خلافت بر منهج نبوت هستند که آن‌گاه ترامپ و گروه‌اش وسواس شیاطین را فراموش خواهند کرد. بدین‌سان این دولت پیروان خائن‌‌ ترامپ را در میان حکام مسلمان و نفوذش را ریشه‌کن نموده و در نهایت سرزمین مبارک را در آغوش امت اسلامی دوباره احیا می‌نماید.

این خیانت‌های عمومی و وضعیتی‌که مسئله فلسطینیان به این سرحد خونین رسیده است تنها این وضعیت خونین توسط حرکت نمودن افواج مسلح امت اسلامی و رهبرانش و افسرانش توقف خواهد یافت تا سرزمین مبارک را آزاد و نهاد یهودی، حکام خائن که علیه امت و مسائل امت توطئه می‌چینند را ریشه‌کن نمایند. هیچ‌ آزاد‌سازی مسرا و نه هم هیچ احیای امت تحت رهبری این حکمرانان به‌دست نمی‌آید که شب و روز از دستور‌های دشمنان امت اطاعت و اوامر و نواهی کفار را با فداکاری و اخلاص اجرا می‌کنند و کفار ایشان را ارتقا می‌دهد؛ گویی‌که آنان عضو کمپاین انتخابی ترامپ بودند!

امت مسلمه نباید ساکت و خاموش بماند، بلکه بیشتر این امر مستلزم جهش یا حرکت است تا به این عصر استثنایی در زنده‌گی مسلمانان خاتمه بخشد و تاریکی‌های ظلمت را برطرف سپس آن‌گاه آفتاب خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت ظهور خواهد کرد؛ خلافتی‌که هرگز اجازه نمی‌دهد که ترامپ و حکام غلامش باقی بماند و بدانید که هیچ چیزی را از آنان باقی نمی‌گذارد. 

﴿...وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً﴾ [اسراء: 51]

ترجمه: ...و می‌گویند: چه زمانی این (معاد) خواهد بود؟ بگو: شاید که نزدیک باشد.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر -سرزمین مبارک فلسطین

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

معرفی بروشور/عنوان(Flyer) برای کمپاین "ترور نمودن زنان پرهیزگار قرغیزستان را متوقف سازید!"

بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر کمپاینی را زیر نام "ترور نمودن زنان پرهیزگار قرغیزستان را متوقف سازید!" برگزار می‌نماید!

به تاریخ 27 ژوئن/جون 2020م، "کمیته دولتی امنیت ملی قرغیزستان(UKMK/GKNB)" 8 تن از زنان بی‌‌ضرر مسلمان را در شهر نارین به اتهام وابسته‌بودن به حزب التحریر؛ یک حزب سیاسی اسلامی‌ که تنها از طریق اقدامات سیاسی مطابق سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم فعالیت نموده تا دولت اسلامی یعنی خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت را تأسیس نماید، دستگیر نمود. ‏رژیم قرغیز این حزب را با ادعای مضحک و پوچ‌ که گویا این یک حزب افراطی است ممنوع قرار داده است. علی‌رغم این‌که تا اکنون در یک عمل خشونت‌آمیز هم شریک نبوده و نه هم از زمان تأسیس‌اش تا اکنون در یک مورد تروریسم دست داشته است. اکثریت زنانی‌که دستگیر شدند یا مادرانی با فرزندان خردسال بودند و یا مسئولیت مراقبت از والدین سالخورده و کهن‌سال خود را بر عهده داشتند. یکی از زنان به اسم "مامیرکانووا آمانگول(Mamirkanova Amangul)" در حالی‌که با خود طفلی چهار ساله‌ای در بغل داشت که دارای مریضی "داون سندروم(trisomy 21 or Down syndrome)" بود و اخیراً عمل/عملیات قلبی را نیز سپری کرده بود، برای چندین ساعت تحت بازجویی شدید امنیتی قرار داشت. خانم دیگری به اسم "آجومودینوا آلماگول(Ajumudinova Almagul)"، در روزی‌که دستگیر می‌شد، در حال مراقبت از نوه دختری/نواسه دختری خود بود که مبتلا به فلج مغزی(Cerebral palsy) بود. ‏در نتیجه‌ی توقیف این خانم، بالای نوه دختری‌اش یک "حمله مرگی/تشنج صرع(Epileptic fit)" نیز آمده بود. در جریان هجوم به خانه‌ی "آرونوا ارکینگول(Arunova Erkengul)" که در آن‌جا یک تعدادی از خواهران مسلمان نیز گردهم جمع شده بودند، در خانه کتابچه‌های حاوی نوشته‌های خطی و خلاصه‌ها در زمین گذاشته شده بود که مربوط هیچ یک از زنان دستگیرشده نبود. ‏نیروهای امنیتی زنان مسلمان را به طرز شرم‌آور و تحقیرآمیزی بازرسی کردند و آن‌ها را به مدت 6 تا 12 ساعت در حالت سردی و گرسنگی در داخل بازداشتگاه، نگهداشتند. در آن‌جا، حالت یکی از زنان به اسم "باکتیبک کیزی محابت(Baktybek kyzy Mahabat)" وخیم شد و او را به شفاخانه/بیمارستان منتقل دادند. دو تن از زنان دستگیرشده هم‌چنان در زندان به سر می‌برند، "آرونوا ارکینگول(Arunova Erkingul)" که سرپرست مادرش است که دچار "سکته مغزی(Stroke)" شده بود و اکنون در وضعیت جدی قرار دارد و "بکتیبک کیزی محابت(Baktybek kyzy Mahabat)" که دارای وضعیت صحی است که به درمان منظم نیاز دارد و مادر دو فرزند کودکستانی/پیش‌دبستانی نیز است. بناءً تا این‌که تحقیقات در موردشان تکمیل نشود، تحت توقیف قرار خواهند گرفت و اجازه ملاقات با اقارب خود را نیز ندارند. ‏اگر مجرم و مقصر اتهامات دولت شناخته شوند، آنان احتمالاً به سالیان زیادی محکوم به حبس خواهد شدند.

‏این دستگیری‌ها بخشی از جنگی‌ست که رژیم  سرکوب‌کننده‌ی سکولار قرغیز آن را علیه اسلام تحت شعار فریبنده‌ی مبارزه علیه تروریسم و به اطاعت از فرمان‌های باداران حکومت‌های غربی و روسی‌‌اش، به راه انداخته است. رژیم قرغیز در تلاش‌های ناامیدانه‌‌اش در راهی مبارزه برضد احیای اسلام در داخل کشورش و (در راه مانع) تأسیس مجدد نظام الله سبحانه وتعالی، یعنی خلافت؛ این رژیم به شیطنت‌اش برضد دعوت اسلامی و به ترور کردن زنان بی‌گناه و باعفت مسلمان متوسل شده است تا بتواند در دل حامیل دین الله سبحانه و تعالی ترس و هیبت را ایجاد کند.

ای مسلمانان! اجازه ندهید که جنایات علیه زنان مسلمان پرهیزگار قرغیزستان بدون چالش و پنهان از نظر جهان باقی بماند! ما از شما می‌خواهیم تا از این کمپاین مهم حمایت نموده و برای رهایی هرچه عاجل این زنان بی‌گناه مسلمان از سیاه‌چال قرغیزستان صدا بلند کنید و به ادامه‌ای ترور نمودن و آزار و اذیت دختران باعفت امت اسلامی توسط این رژیم استبدادی قرغیز خط پایان بگذارید! رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌فرماید:

«الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يُسْلِمُهُ»

‏ترجمه: یک مسلمان برادر یک مسلمان است، او نه بر برادر خود ظلم می‌کند و نه او را (به حالت خودش) رها می‌کنید.

کمپاین را در لینک‌های ذیل تقعیب کنید:

and http://www.hizb-ut-tahrir.info/en/index.php/hizbuttahrir/19097.html https://www.facebook.com/womenscmoht/

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

اطاعت حکام پاکستان از باداران امریکایی‌شان به منظور سهل‌سازی اشغال کشمیر برای دولت هندو

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پس از الحاق اجباری کشمیر اشغالی در ۵ آگوست/اوت ۲۰۱۹ م، دولت هندو در حال تبدیل شدن به یک تهدید روبه رشد منطقه‌ای است. مودی، نخست وزیر هند، كسانی را كه با نیروهای اشغالگرش می‌جنگند، دستگیر می‌کند، مورد تجسس قرار می‌دهد، می‌رباید، شکنجه می‌کند و اعدام می‌کند. مودی نیز همانند راج انگلیسی ظالم، حامیان جنگ را دسته‌جمعی مجازات می‌کند، زمان قطع عبور و مرور وضع می‌کند و منابع غذایی و درمانی‌شان را قطع می‌کند. دولت هندو، به مثل دولت حیله‌گر یهود، قصد دارد واقعیت مناطق اکثریت مسلمان‌نشین را از طریق سیاست معاهده و جابه‌جایی تغییر دهد. گسترش تهدیدات دولت هندو، کار این دولت را به جایی کشانده که هزاران مرتبه از خط کنترل، مرز جدا کنندۀ کشمیر اشغالی از کشمیر آزاد، تجاوز کرده‌است و مسلمانان را، اعم از ملکی‌ها نظامیان، به شهادت می‌رساند.

دولت هندو تهدیدات‌اش را افزایش می‌دهد، اگرچه ارتش بزدل و بی‌روحیه‌اش هرگز توان مقابله با نیروهای مسلح مسلمان را، که بی چون و چرا طالب شهادت اند، ندارد. در زمان جداسازی کشمیر آزاد، هنگامی‌که مسلمانان پاکستان برادران کشمیری خود را در نبردها یاری می‌کردند، دولت هندو نتوانست از مقاومت مسلمانان جلوگیری کند و کشمیر را از آن‌ها جدا سازد. پاکستان در بیش از هفت دهه تجهیز جنگ در کشمیر، مانع از پیشروی دولت هندو در اشغال کشمیر شد. حتی امروز نیز نیروهای مسلح پاکستان توان آن را دارند تا نیروهای اشغالگر دولت هندو را که پس از درگیری نظامی ویران‌گر – ولی محدود -  فبروری/فوریه ۲۰۱۹ م متززل شده‌اند بیرون کنند.

با این حال، حکام پاکستان به‌جای کاهش تهدید روزافزون دولت هندو و مقابلۀ نظامی با نیروهابش، راه این دولت را هموار می‌کنند. حکام پاکستان با بخشیدن نفس تازه به سربازان خسته و فرسودۀ دولت هندو، نه تنها نیروهای مسلح ما را از جنگ باز می‌دارند، بلکه از هرگونه تجهیز و تسهیل جنگ در کشمیر نیز جلوگیری می‌کنند. سپس عمران خان در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۹ م، مواضع خود را علیه قضیۀ کشمیر به امر کارفرمایان امریکایی‌اش چنین بیان کرد: «هر پاکستانی‌که می‌خواهد در کشمیر بجنگند یا در کشمیر به جهاد برود، بزرگ‌ترین بی‌عدالتی را به حق کشمیری‌ها روا خواهد داشت... هرآن‌کسی‌که چنین اقداماتی را اتخاذ کند، دشمن پاکستان و دشمن کشمیر خواهد بود.» 

حکام پاکستان بر سر خط کنترول به‌منظور ممانعت از جنگ در کشمیر اشغالی شدید اند، در حالی‌که در خصوص مرز با دولت هندو نرمیت به‌خرج می‌دهند تا مسیرش را برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای هموار کنند. آنان با تسهیل مرز کارتارپور، دروازه‌ای را برای دشمن به‌منظور داخل شدن به قلعه باز کرده‌اند. آن‌ها با تسهیل مرز واگه برای صادرات افغانستان، فرصت افزایش دروغ‌ها و نفوذ دولت هندو را در افغانستان فراهم کرده‌اند. برعلاوه، منابع پول و تسلیحات نظامی را برای کسانی‌که در کشمیر می‌جنگند مسدود می‌کنند، حال‌آن‌که خلبان دشمن را سریعاً رها می‌کنند. کسانی را که در کشمیر می‌جنگند می‌ربایند و شکنجه می‌کنند، در حالی‌که حق ملاقات جاسوس نابغه اسیرشدۀ هندی را طولانی می‌کنند.

حاکمان خائن پاکستان  کمک و همکاری خود را برای دولت هندو، بنابه امر کارفرمایان امریکای‌شان، انجام می‌دهند. اصلاً سناریو امریکایی‌ها، ظهور هند به عنوان قدرت منطقه‌ای از بهر مقابله با چین و احیای قدرت اسلامی است. هرچند واشنگتن به خوبی می‌داند که پاکستان در هر زمان توان مقابله و به چالش کشیدن دولت هندو را دارد و امیدی برای ظهور هند نیست. بنابر این، امریکا برای مهار کردن پاکستان کاملاً به حکام این کشور وابسته است تا بتواند سلطۀ هند را ممکن کند. روی همین دلیل است که امریکا عمران خان را بی‌نهایت تحسین می‌کند و شدیداً از ادامۀ خدمت جنرال باجوا حمایت می‌کند، زیرا هردوی آن‌ها خود را در مسیر خیانت بی‌سابقه‌ای به باداران‌شان می‌فروشند.

ای مسلمانان پاکستان!

رژیم باجوا – عمران جهاد را تقبیح می‌کند و آن را بی‌عدالتی برای کشمیر می‌دانند، در حالی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فرمودند:

«لاَ هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحُ، وَلَكِنْ جِهَادٌ وَنِیةٌ، وَإِذَا اسْتُنْفِرْتُمْ فَانْفِرُوا»

[رواه بخاری]

ترجمه: بعد از فتح مکه هجرتی و جود ندارد؛ ولی جهاد در راه الله (سبحانه وتعالی) و اخلاص نیت در اعمال به جای خود باقی است، و هرگاه برای جهاد از شما درخواست خروج شد، خارج شوید.

این  حدیث رفتار کسانی را نشان می‌دهد که با اشغال‌گران می‌جنگند و فتنه را از بین می‌برند. حتی الله سبحانه وتعالی چنین دستور داده‌است:

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَیثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ﴾

[بقره: ۱۹۱]

ترجمه: و آن‌ها را هر کجا یافتید، به قتل برسانید و از آن‌جا که شما را بیرون کردند [مکه‌]، آن‌ها را بیرون کنید و فتنه  از کشتار هم بدتر است.

متأسفانه، رژیم باجوا – عمران تا به امروز عرض این را دارد که جنگ گزینۀ مناسب نیست، چراکه هند و پاکستان هردو دارای قدرت هسته‌یی اند؛ حال‌آن‌که این مسئله اخیراً هند یا چین را از جنگ بر سر سرزمین‌های مسلمانان کشمیر باز نداشته‌است. رژیم باجوا – عمران اصرار دارد که ما برای جنگیدن خیلی فقیر استیم؛ در صورتی‌که سرزمین‌مان بی‌نهایت ثروتمند است، اما ما با نافرمانی از قوانین الله سبحانه وتعالی و تطبیق غیر آن از طرف رژیم، دچار فقر شده‌ایم. درحالی‌که ما حاضریم خانه‌های‌مان را خالی کنیم و کمر همت را به‌خاطر رضایت الله سبحانه وتعالی ببندیم، زیرا عزت و وقار در خروج به‌خاطر جهاد است. رسول الله صلی الله علیه وسلم هشدار دادند:

«مَا تَرَكَ قَوْمٌ الْجِهَادَ إلاّ ذُلّوا»

[مسند احمد]

ترجمه: هیچ قومی جهاد را ترک نمی‌کند مگر این‌که خار و ذلیل شود.

ای مسلمانان ارتش پاکستان!

رژیم باجوا – عمران در حال همکاری با امریکا از بهر ظهور دشمن‌تان در منطقه است که شما را مهار کند و مانع از مقابلۀ شما با دشمن شود تا دشمن‌تان را تقویت کند و تهدیدات‌اش را افزایش دهد. اما رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فرمودند:

«وَالْجِهَادُ مَاضٍ مُنْذُ بَعَثَنِی اللَّهُ إِلَى أَنْ یقَاتِلَ آخِرُ أُمَّتِی الدَّجَّالَ لاَ یبْطِلُهُ جَوْرُ جَائِرٍ وَلاَ عَدْلُ عَادِلٍ، وَالإِیمَانُ بِالأَقْدَارِ»

[ابو داود]

ترجمه: و جهاد به‌طور مداوم ادامه خواهد داشت از روزی‌که الله (سبحانه وتعالی) من را به عنوان پیامبر برای‌تان فرستاده‌است تا روزی‌که آخرین فرد امت‌ام با دجال مبارزه کند. استبداد هیچ ستمگر و عدالت هیچ عادلی (حاکم) آن را باطل نخواهد کرد.

اگر حکام‌تان قبول کرده‌بودند که شما را بسیج کنند، پس باید به درستی عمل می‌کردند. با این حال، از آن‌جا که آن‌ها مانع از جنگ شما می‌شوند، شما موظف استید آن‌ها را عزل کنید و حکام و فرماندهانی را جایگزین کنید که شما را در مسیر جهاد بسیج می‌کنند. رژیم خائن باجوا – عمران را سقوط دهید و نصرت خود را برای احیاء مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج رسول الله صلی الله علیه و سلم بدهید تا ایفای مسئولیت خود را بی‌حد و حصر انجام داده‌باشید. همانند انصار باشید که از دین الله سبحانه وتعالی و پیامبرش صلی الله علیه وسلم اعلان حمایت کردند، طوری‌که الله سبحانه وتعالی در کتاب خویش از آنان اعلان رضایت کرد و هم‌چنان فرشتگان را در تشیع جنازۀ فرماندۀ‌شان حضرت سعد بن معاذ رضی الله عنهما فرو فرستاد. دربارۀ سعد بن معاذ رضی الله عنهما، رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فرمودند:

«إِنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ تَحْمِلُهُ»

[ترمذی]

ترجمه: به راستی‌که فرشتگان هم‌چنان می‌گریستند.

هم اکنون نصرت را به حزب‌التحریر تحت قیادت، امیر عالم شیخ عطاء بن خلیل ابو رشتۀ اعطاء کنید تا پیروزی بعد از پیروزی حاصل شود، زیرا در برابر مجاهد مؤمن از دو پیروزی یکی است؛ پیروزی (غلبه) یا شهادت. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَا أَحَدٌ یدْخُلُ الْجَنَّةَ یحِبُّ أَنْ یرْجِعَ إِلَى الدُّنْیا وَلَهُ مَا عَلَى الأَرْضِ مِنْ شَىْءٍ، إِلاَّ الشَّهِیدُ، یتَمَنَّى أَنْ یرْجِعَ إِلَى الدُّنْیا فَیقْتَلَ عَشْرَ مَرَّاتٍ، لِمَا یرَى مِنَ الْكَرَامَةِ»

[بخاری]

ترجمه: هیچ‌کس از بهشتی‌ها دوست ندارد تا دوباره به دنیا برگردد، حتی اگر همه امکانات روی زمین را داشته باشند؛ به استثنای مجاهدی‌که به‌خاطر عزت و شرافتی‌که الله (سبحانه وتعالی) برایش در نظر گرفته‌است حاضر است که حتی ده بار جانش را فدا کند.

حزب‌التحریر - ولایه پاکستان

مترجم: امیر حسام

 

ادامه مطلب...

امریکا به ترکیه در افغانستان نقش جدید می‌دهد!

خبر

مولود چاوش أغلو وزیر خارجۀ ترکیه از طریق در یک تماس تصویری در نشست افتتاحیه گفتگو‌های بین افغان‌ها در قطر صحبت کرد و گفت: «در حقیقت گفتگو‌های بین افغان‌ها یک فرصت واقعی و تاریخی برای صلح می‌باشد و آرزو نمود که این گفتگو‌ها را از دست نرود و به شکل درست استفاده شود». هم‌چنان وی افزود: «ما آرزو داریم که این گفتگوها به یک توافق صلح عادلانه و پایدار در کشور منجر شود و افغانستان یک کشور دموکراتیک و صاحب حاکمیت باشد». وی هم‌چنان تأكید كرد كه امروز افغانستان، بیش از هر زمان دیگر به "حمایت جامعۀ بین المللی" نیاز دارد و هم‌چنان افزود كه كشور او آماده است «انواع مشاركت‌ها را از جمله میزبانی یكی از دورهای مذاكرات را انجام دهد».

تبصره

علاوه بر نقش‌های واضح دیگر ترکیه در سوریه، لیبیا و بعضی کشور‌های افریقایی در افغانستان هم نقش جدید به ترکیه اعطاء می‌شود. هم‌چنان وزیر خارجۀ ترکیه در جلسۀ‌ افتتاحیه مذاکرات بین‌افغان‌ها که روز شنبه 2020/09/12 در قطر تحت نظارت امریکا بین دولت دست‌نشانده‌اش (افغانستان) و طالبان در قطر آغاز شد، سخنرانی کرد.

این گفتگوها پس از کوشش چند ماه پیش امریکا به خاطر جذب طالبان به میز مذاکره و امضای توافق‌نامۀ صلح با آن صورت می‌گیرد تا از شر عواقب و حضور پُرهزینه در افغانستان که در باتلاق افغانستان غرق شده خلاص شود و این توسط دیپلمات باتجربۀ امریکایی، زلمی خلیل‌زاد که برجسته‌ترین نقش را داشت، رهبری شد. همان طور که او قبلاً در اشغال افغانستان توسط امریکا نقش برجسته‌ای داشت.

امریکا می‌خواهد ترکیه را هم‌راه با ایران و پاکستان که از شروع مذاکرات طالبان و دولت افغانستان که تابع امریکا است، استقبال کردند و آن‌ها را به لیست باز‌ی‌کنان خود در تیاتر افغانستان اضافه کند؛ درحالی‌که حرکت طالبان قبلاً از نشستن روی میز مذاکره با دولت افغانستان خودداری می‌کردند، زیرا طالبان دولت افغانستان را عروسک دست‌نشاندۀ امریکا می‌خواندند.

امریکا به ترکیه نیاز دارد تا طالبان را در کنار پاکستان تحت فشار قرار دهد تا این‌که طالبان با دولت دست‌نشاندۀ افغانستان وارد مذاکره شوند. مایک پامپیو وزیر امور خارجۀ امریکا که از جلسۀ افتتاحیه حمایت مالی می‌کرد، چنین گفت: «من فکر می‌کنم که همه در این‌جا می‌دانند که تلاش‌ها و فداکاری‌های زیادی انجام شده است تا ما بتوانیم به این لحظه برسیم و همه دنیا آرزوی موفقیت این مذاکرات را دارند و برای انجام این کار روی شما حساب می‌کنند».

بنابر این، امریكا مشتاق ادامه روند مذاكرات توسط طالبان است و تلاش‌های زیادی برای دستیابی به این امر مهم انجام می‌دهد و از جمله این تلاش‌ها فشار آوردن به تركیه برای ایفای نقش در این گفتگوها است. در حقیقت تمایل و اهداف امریکا اینست که در مذاکرات؛ جهان را با خود شریک سازد تا که حرکت طالبان را تضعیف کند که در واقع این ضعف و شکست امریکا را در افغانستان نشان می‌دهد.

وظیفۀ این کشور‌ها بود که منافع امریکا را حمایت نمی‌کردند تا امریکا مجبور می‌شد از افغانستان در حالت حزن و شکست خورده و بدون کدام توافق بیرون می‌شد. و برای حرکت طالبان بهتر بود که این گفتگو‌ها را قبول نمی‌کردند، چون قوت و هیبت این گروه در رد این گفتگوها بود؛ گفتگو‌هایی‌که در زیر سایه و تصمیم‌گیری‌های امریکا قرار دارد.

و نباید پاکستان، ترکیه و بقیه سرزمین‌های اسلامی که از مذاکرات حمایت می‌کنند، به بازی فشار آمریکا بر حرکت طالبان یکجا می‌شدند. امریکا ضعیف است و فقط پاکستان، ترکیه و ایران است که نقشه‌ها و اهداف تعیین شده توسط امریکا را می‌پذیرند و توانایی و قدرت آن را بالا می‌برند.

نویسنده: أحمد الخطواني

مترجم: پارسا "امید"

ادامه مطلب...

مذاکرات و راهبردهای بی‌سابقه بین طالبان و دولت مزدور آمریکا در کابل در حال شکل گرفتن است!

به نقل از خبرگزاری R T، در2020/9/5  م طالبان افغانستان، روز شنبه از ورود تیم مذاکره کننده خود به نام این گروه به پایتخت قطر(دوحه) که قرار است میزبان مذاکرات صلح با دولت افغانستان باشد، خبر دادند.

سخنگوی حرکت طالبان، بنام سهیل شاهین، به خبرگزاری فرانسه گفت: "همه اعضای تیم مذاکره کننده ما به دوحه رسیده اند و  به مجرد حل و فصل برخی از مسائل فنی کوچک، به زودترین وقت گفتگوها آغاز می شود."

هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان روز شنبه در کابل ماند؛ اما یک تیم لوجستیکی آن در اوایل این هفته وارد دوحه شد. ورود هیئت طالبان به دوحه در حالی صورت می‌گیرد که دولت افغانستان، حرکت طالبان را به تأخیر در گفتگوها متهم می‌کند. هم‌چنان، حرکت  طالبان پس از ناکامی آمریکا از سال 2001 -در امر شکست دادن حرکت طالبان در میدان نظامی- وارد میدان‌هایی شده است که آمریکا سعی دارد او را دچار مشکل سازد. در واقع جنگ‌ها و عملیات نظامی طالبان، آمریکا را در طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا به ترس و وحشت انداخت. بنابر این، آمریکا از طریق گفتگو و مذاکره به آنچه می‌رسد که طی 18 سال با جنگ به آن نرسیده و به دست نیاورده بود.

مترجم: بهجت

 

ادامه مطلب...

این تنها دولت خلافت خواهد بود که به وسیله قوت افواج مسلح مان دست و زبان شیاطینی را قطع خواهد کرد که مکرراً به شأن و شرف رسول محبوب مان صلی الله علیه وسلم گستاخی و بی‌احترامی می‌کنند!

  • نشر شده در پاکستان

طوری‌که امروز خون مسلمانان پاکستان به‌علت نشر مسلسل کاریکاتورهای گستاخانه و توهین‌آمیز مجله‌ی فرانسوی شارلی ابدو به شأن و شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم به‌علت قهر و غصب به جوش آمد، اما حکمرانان پاکستان تلاش ورزیدند تا آتش قهر آنان را فرو بنشانند و با این عمل‌شان می‌خواهند ‌بطور مشتاقانه توجه مردم را از غفلت فاحش‌شان که متعلق به قضیه مرگ و زنده‌گی مسلمانان است، دور بسازند. به‌تاریخ 3 سپتامبر 2020م، وزیر خارجه پاکستان، شاه محمود قریشی در یک پیام ویدیویی به‌دقت جمله‌بندی و تنظیم‌شده بطور محتاطانه به مسلمانان خشمگین یادآوری کرد که نخست وزیر عمران خان، موضوع کاریکاتورهای کفرآمیز را در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سال 2019م بازگو نموده بود.

 ‏بناءً مطرح نمودن یک قضیه حیاتی دیگری مسلمانان در سازمان ملل چه سودی و ارزشی دارد، حال آن‌که شورای امنیت و حق وتو تحت تسلط بدترین دشنمان امت و دین‌‌ اسلام قرار دارد و در آن حکم‌فرما هستند؟ این سخنان و حرف‌های میان‌تهی محکومیت و تقبیح چه ارزشی و سودی بر مسلمانان می‌رساند، در حالی‌که حکمرانانی پاکستان پنجمین ارتش/اردوی عظیم را در سراسر جهان فرماندهی می‌کنند که افواج و عساکرش برای شهادت به رقابت می‌پردازند؟ در نهایت این حکمرانان چه ارزش و سودی به امت می‌رسانند که بخاطر شأن و شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم نه پروای توهین را دارند و نه حاضر به قربانی دادن هستند، حال آن‌که دین اسلام از ما تقاضای قربانی را دارد؟!

ای مسلمانان پاکستان و افواج مسلح پاکستان!

رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ وَلَدِهِ وَوَالِدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (رواه مسلم و بخاری(

ترجمه: كسی از شما، نمی‌تواند مؤمن (واقعی) باشد تا این‌كه من (پیامبر) نزد او از پدر، فرزند و همه مردم، محبوب‌تر نباشم.

یقیناً، ما مسلمانان کسانی هستیم که بخاطر دفاع از شأن و شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم اموال و‌ جان‌های خود را قربان می‌کنیم. یقیناً، دفاع شرعی و صحیح از شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها توسط حاکمانی صورت می‌گیرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم را دوست(محبت) می‌دارند همان‌گونه که ما داریم و بر آن‌چه الله سبحانه وتعالی نازل کرده حکم می‌نمایند و از هیچ جنبنده‌ی بجز الله متعال نمی‌‌ترسند. بلاتشبیه، حتی در ضعیف‌ترین عصر خلافت مان، جان و مال مسلمانان در راه دفاع از شأن و شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم قربان شده است. فلهذا، درست دوازده سال قبل از انهدام تن مریض خلافت عثمانی‌ها، یک نمایش افتراآمیز و گستاخانه بر شأن رسول الله صلی الله علیه وسلم توسط دولت‌های صلیبی، فرانسه و بریتانیا اجرا شد، لیکن خلافت با تمام توان و قوتش دست و زبان شیاطین گستاخ عصر را با تهدید اقدام نظامی قطع نمود. ‏به‌ مجردی‌که خلیفه، سلطان عبد الحميد ثانی رحمه الله خبر را شنید، او تنها با یک‌ کلمه به فرانسه هشدار دارد، سپس فرانسه بی‌درنگ نمایش و تئاتر را متوقف نمود. ‏وقتی‌که بریتانیا متکبرانه پاسخ داد که تکت/بلیط‌‌ها فروخته شده و منع این نمایش به معنی خشونت علیه "آزادی" شهروندانش محسوب می‌شود، سپس خلیفه صرف اینقدر جواب داد: «من با صدور فرمانی بالای امت اسلامی اعلام خواهم کرد که بریتانیا در حالت حمله و توهین بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم است و من جهاد را (بالای شما) اعلام خواهم کرد...» ‏بدین ترتیب، دست و زبان شیاطین قطع شد و دیگر جرات تکرار شیطنت‌شان را نداشتند تا این‌که خلافت اسلامی عثمانی‌ها انهدام یافت، پس از آن به گستاخی و اعمال شیطانی‌شان بی‌شمار ادامه دادند.

فلهذا، این امر به‌مثل آفتاب در آسمان صاف واضح است که دشمنان مان توهین، بی‌حرمتی و گستاخی‌شان را بر جان‌های ما، بر سرزمین‌های ما، بر دین ما و در نهایت بر شأن و شرف پیامبر مان صلی الله علیه وسلم توقف نخواهند داد، مگر تا زمانی‌که ما سپر مان همانا خلافت را دوباره احیاء کنیم. بناءً بگذارید تمام آن کسانی‌که از دل و جان با خاتم الأنبياء صلی الله علیه وسلم محبت و دوستی دارند شب و روز خود را یکی کنند تا خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت را دوباره احیاء نمایند، که با احیای آن الله سبحانه وتعالی تسبیح و شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم حاصل خواهد شد و دین حق نور هدایت‌گرش را بر سراسر جهان خواهد تاباند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

اظهارت تند و تیز؛ کار بزدلان و ترسو‌ها نیست!

خبر

روز چهارشنبه 2/9/2020 سایت روسیه الیوم گزارش داد که داکتر احمد طیب شیخ ازهر، سوزاندن قرآن در سوئد را یک جنایت تروریستی و وحشیانه خواند و آن را اقدام نژادپرستانه دانست، چنان‌چه در یک پستی‌که در صفحۀ رسمی فیسبوک‌اش منتشر شده، چنین نگاشته است: «بر آن‌ها لازم است بدانند کسانی‌که مرتکب جنایت سوزاندن مصحف قرآن شریف شدند و جرئت این کار را کردند، در واقع کارشان با تمام معنا یک عمل تروریستی، بربریت و وحشیانه است.» وی افزود: «این یک اقدام نژادپرستانه و کینه‌توزانه است که تمام تمدن‌های بشری از آن نفرت دارند و این عمل را می‌توان سوخت آتش تروریزم خواند که شرق و غرب از آن رنج می‌برد». وی در ادامه گفت: «شکی در آن نیست که چنین جنایات شنیع باعث تحریک و برانگیختن احساسات می‌گردد و سبب تضعیف امنیت جوامع می‌شود، آرمان‌ها و امیدها را تهدید می‌کند و امید‌های ناشی از گفتگو‌های میان ادیان و تمدن‌ها را مختل می‌سازد». و در پایان گفت: «آن‌ها باید بدانند که سوزاندن قرآن شریف در حقیقت آتش‌زدن مقدسات دوملیارد مسلمان در جهان است و تاریخ بشریت این رسوایی و بی‌احترامی را در صفحات ننگ و شرم تاریخ ثبت خواهد‌ کرد.

تبصره

جنایات غرب علیه دین و مقدسات مان پایانی ندارد و سیاست‌های غرب است که افراط‌گرایان و بنیادگرایان را تشویق می‌کند تا دین مان را سبک و ضعیف جلوه دهند. بنابراین، حادثه‌ی به آتش‌کشیدن وحی الهی یعنی قرآن مقدس اولین و آخرین حادثه هم نخواهد بود. چند روز پیش، خبر بازنشر تصاویر اهانت‌آمیز به رسول‌الله صلی الله علیه و آله وسلم را توسط روزنامۀ فرانسوی دیدیم و حکم دادگاه علیه قاتل نمازگزاران در مسجد نیوزلند را شنیدیم و اگر این قاتل یک مسلمان می‌بود و در یک کلیسا حمله می‌کرد؛ حتی اگر دستگیر هم نمی‌شد -اگرچه ما از این اقدامات حمایت نمی‌کنیم- آن‌ها تنها از اعدام وی راضی نمی‌شدند، حتی آن‌های را که با آن در ارتباط بودند، هم اعدام می‌کردند.

کینه‌توزی غرب علیه ما و علیه دین مان پایان ندارد؛ چنان‌چه الله سبحانه وتعالی در رابطه به این‌ها به ما خبر داده است:

﴿وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ...﴾ [بقره: 120]

ترجمه: هرگز يهوديان و مسيحيان از تو خشنود نمى‌شوند؛ مگر آن‌كه از آيين آنان پيروى كنى.

به هر اندازه که چاپلوسان، چاپلوسی کنند و از اساسات دین خود کوتاه بیایند، غرب هرگز آن‌ها را نخواهد پذیرفت تا این‌که خالص کافر شوند و از اسلام چیزی در وجودشان نباشد. غرب از آن‌ها نخواهد پذیرفت؛ مگر این‌که چون طفل مادرزاد برهنه و عریان گردند تا غرب از عریان‌کردن‌شان افتخار نماید و بعداً جشن پیروزی علیه امت رسول الله را چنان‌که بعد از سقوط خلافت اسلامی تمثیل آن را در ترکیه انجام دادند، امروز دوباره جشن بگیرد.

چنان‌چه بعد از سقوط خلافت اسلامی مسابقه‌ای را تحت نام "ملکۀ زیبایی‌ها" برای اولین بار در ترکیه راه انداختند که دختران مسلمان هم حضور داشتد که در همان محفل رئیس کُمیته داوران سخنان کینه‌توزانه‌ای را اظهار نمود و این مسابقه در سال 1923م که سال انهدام خلافت عثمانی بود، در انقره برگزار شد و او گفت: «ما ملکۀ زیبایی‌ها را انتخاب نمی‌کنیم، بلکه هدف ما نابودی و ریشه‌کن کردن اسلام در ترکیه است.» و نیز فرمود: «ای حضار گرامی و اعضایی کُمیته! در حقیقت امروز به مناسبت پیروزی مسیحیت، سراسر اروپا جشن دارد. همانا حاکمیت اسلام پایان یافت؛ اسلامی که ۱۴۰۰ سال است حاکمیت کرد».

در هنگام اعلان نام ملکۀ زیبایی‌ها، رئیس کُمیته برخواست و روی استیج رفت، مایک را‌ گرفت و سخنانی را به زبان آورد که ثبت تاریخ شد و در کتاب‌های غرب و شرق نگاشته شد و گفت: «حاضرین محترم و اعضایی کُمیته! مسابقه پایان یافت و تا لحظات بعد نام ملکۀ زیبایی را اعلان خواهیم نمود و اما قبل از اعلان نام‌اش به سخنانم توجه کنید. امروز این فراتر از یک مسابقه است. امروز روزی پیروزی و کامیابی مان است. امروز به شکل عام روز جشن کامیابی مسیحیت و به طور خاص پیروزی اروپا است و فخر و عزتِ را که مسلمانان با حاکمیت اسلام داشتند، امروز پایان یافته است. اسلامی‌که ۱۴۰۰ سال بر سرزمین‌ها و بالای انسان‌ها حکومت کرد و انصافاً نباید تلاش‌های "یهودیان و روس‌ها" را در این رابطه نادیده گرفت؛ اما به صورت کل این پیروزی به نام صلیبیان و مسحیان ثبت می‌گردد. دختر جوانی‌که سر‌ش را از خانه بیرون نمی‌کرد؛ مگر این‌که سرش با یک پارچه‌ای پوشانده می‌بود و گرمی را احساس نمی‌کرد؛ مگر از پشت پنجره‌ای آهنین؛ اما امروز لخت در برابر مان ایستاده است. (هدف از مسابقه کریمان در ترکیه) این در حد خود برای مان یک پیروز است. سلطان سلیمان قانونی هم در امور سراسر جهان مداخله می‌نمود، حتی مانع رقص دختران مسیحی در پاریس می‌شد؛ ولی امروز نواسه‌اش جسم‌اش را در برابر ما به نمایش می‌گذارد و تلاش دارد که جسم و بدنش را به هدف جلب توجه و به دست‌آوردن علاقۀ ما به رخ ما بکشد. "کریمان خالص" لقب ملکۀ زیبایی‌های جهان را به دست آورد؛ اما ما جام‌های مان را به مناسبت پیروزی بزرگ مسحیت بلند می‌کنیم».

بلی، باتأسف تجاوز‌ آن انسان‌های پست و ذلیل و دشمن اسلام و مسلمانان به آن‌چه ذکر شد، خلاصه نشده است، بلکه بزرگ‌ترین ظلم و تجاوز آن‌ها علیه ما امت اسلامی و مقدسات مان همانا "سقوط دولت خلافت اسلامی" بود. دولتی‌که از ما حمایت می‌کرد و از آبرو و ارزش‌های مان دفاع می‌کرد؛ دولتی‌که یک زمانی با وجودی‌که در حال جان دادن بود، دولت فرانسه تصمیم گرفته بود که نمایش اهانت‌آمیز به پیامبر صلی‌الله علیه وسلم را برگزار کند، اما با آن هم فرانسه نتوانست نمایش را برگذار کند و زمانی‌که خلیفۀ مسلمانان "عبدالحمید ثانی رحمة الله علیه" شنید، اقدام به تجهیز لشکر و آرایش نظامی کرد و هم‌چنان اطرافیان خود را دستور داد که لباس جنگ بپوشند و خلیفه هم لباس نظامی به تن کرد و دستور داد که قنسل فرانسه را فوراً احضار کنند و قنسل با خود فکر می‌کرد که عبدالحمید حتماً یک پیام تنفرآمیز به حکومت فرانسه تسلیم می‌کند و این‌که موضوع به حد یک نمایش تمام می‌شود و در نهایت در معرض دید و نمایش قرار می‌گیرد، اما زمانی‌که قنسل وارد قصر خلیفه شد دید که همه لباس نظامی در تن دارند و خلیفه هم لباس نظامی دارد، درجا وحشت‌زده شد و به خلیفه گفت: سرورم پیام‌ات را گرفتم!

همان بود که قنسل فرانسه فوراً نامه‌ای را به شاه فرانسه فرستاد و در آن چنین نگاشت: این دولت به خاطر یک نمایش‌نامه آمادۀ جنگ است. شما باید آن نمایش را فوراً توقف دهید که عملاً متوقف گردید.

  تصمیم‌گیری مردان بزرگ وقتی‌که به خاطر الله خشمگین می‌شوند، چنین است و به خاطر زیر پا شدن حدود الله خون‌شان به جوش می‌آید و چنین موقف می‌گیرند. الله از معتصم راضی باشد، معتصمی‌که یک ابرقدرت را فتح نمود و به خاطر الله برای نجات یک زن مسلمان خشم‌گین شد و او به خاطر اسیر‌کردن یک زن مسلمان بیانیه‌ای نداد که کار رومیان را تقبیح کند، بلکه کاری را انجام داد که الله سبحانه وتعالی بالایش واجب گردانیده بود؛ به هدف نصرت و یاری مستضعفین.

ای شیخ ازهر! بدون شک غربِ کینه‌توز که از امت اسلامی و دین‌شان متنفر است و ثروت‌شان را می‌دزدد و با دادن قروض دستان‌شان را از پشت بسته کرده‌ و گردن‌شان را به قرضه‌های بزرگ خم نموده و نسل‌های آینده را هم به زنجیر‌کشیده و هرگز بیانیه‌ای شدید الهجه مانع آن شده نمی‌تواند و آن هم توسط شیخ‌ که معاشش را از حاکمی می‌گیرد که غرب او را مؤظف کرده که منافع غرب را در سرزمین‌های اسلامی تأمین کند. بلکه غرب را به سر جایش لشکری می‌نشاند که در رأس آن امثال هارون رشید باشد و لشکر از فرمان‌های او اطاعت می‌کنند و به خاطر الله خشمگین می‌شود و دست‌هایی را که در سرزمین‌های مان دراز است و برای غارت ثروت‌ها؛ فتنه‌ها را در بین امت پخش می‌کنند، قطع می‌کنند. لشکریان امت به جوش و خروش می‌آیند و با آن‌ها در خاک‌شان می‌جنگند و آن‌ها را مشغول خودشان می‌کنند. این همان عامل اساسی است که غرب را ویران و زیر و زبر می‌کند. مردانی‌که به خاطر الله جوش و خروش می‌گیرند و کوه‌ها پیش روی‌شان فرو می‌آید که این حالت ابتدا نیاز است به یک دولتی‌که امت را متحد کند و اسلام را بر آن‌ها تطبیق نماید که همان خلافت راشده بر منهج نبوت باشد.

ای شیخ ازهر! شاید به غرب توصیه کنید که با سوزاندن قرآن احساسات امت را تحریک نکنند که علیه‌شان خشمگین می‌شوند، اما بدانید که احساسات مسلمانان برای برانگیختن و برافروختن نیاز به آتش‌زدن قرآن ندارد؛ بلکه غصب قدس، مکانی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم به معراج رفتند و غارت سرمایه‌های‌شان آن‌ها را برانگیخته و شعله‌ور‌شان ساخته است و در نبود دولت اسلامی که مردم را به اساس اسلام تربیه می‌سازد و از مرز‌های سایکس پیکو نجات‌شان دهد، نیازی به ذکر خون امت نیست. خون‌هایی‌که این‌جا و آن‌جا ریختانده شده به زودی شعل‌های آن آتش، دامن غرب و مزدوران‌اش را می‌گیرد...

 ای شیخ ازهر! تکلیف‌تان این نیست که کفار کینه‌توز را به خاطر این کار‌شان با الفاظ شدید تقبیح کنید. تکلیف تان این است که ارتش را تحریک کنید تا حدود الله را برپا دارند و از مقدسات امت حمایت کنند و وظیفۀ تان این است که اهل قوت و قدرت و نخبه‌های سیاسی را بر حذر داری بر وجود دولتی‌که دشمنان امت در موجودیت آن بترسند.

ای شیخ ازهر! آن حقیقتی را که تو و ما می‌دانیم، تو را ملزم می‌کند تا سخنان و بیاناتت را به سمت مخلصینی در ارتش کنانه (مصر) قرار دهی تا برای آزادی امت و بازسازی تمدن دولت خلافت راشده بر منهج نبوت ترغیب و تحریک شوند؛ دولتی‌که عزت و آزادی‌شان را و غرب را به خاک‌شان بر می‌گرداند؛ اگر خاکی برای آن‌ها باقی بماند. ما تورا به یاد الله می‌آوریم، روزی‌که در حضور الله ایستاده باشی بدون موقف اعتبار و مال و هیچ حاکمی و رهبری‌که هر قدر قدرت داشته باشد، به تو کاری کرده نمی‌تواند؛ بلکه زودتر خود را از تو تبرئه می‌کنند؛ در حالی‌که آن‌هایی‌که به گردن تو حق دارند و آن‌ها از گفته‌های تو گمراه شده‌اند و در گناه حاکمان مزدور شریک شدند! پس خشمگینی الله بزرگ‌تر از خشم حاکمان است و باید ترس جز از ترس الله نداشته باشیم. اهل مصر و ارتش آن یکی هستند بر خلع حکام مزدور، حکامی‌که امت را از دست داده‌اند و تحقیر کردند، عزت‌شان را و به مقدسات‌شان توهین کردند. قبل از این‌که غرب این کار را بکند؛ امت را برای تأسیس دولتی که به شکل کامل و‌جامع و غیر منقوص اسلام را تطبیق کند تحریک کن! یعنی دولت خلافت راشده تا باشد الله متعال آن را در دست‌های ما بنویسد که همه‌ی مان خیر و خوبی را مشاهده کنیم، خیری‌که بالاتر از آن خیری وجود ندارد.

پروردگارا! بر ما گشایش فوری دهی نه دیر! (اللهم عاجلاً غير آجل) آن‌ها امت را قبل از سوزاندن قران سوختاندند. چه کسی آتش آن را خاموش می‌کند و دولت و عزت مسلمانان را بر می‌گرداند؟

نوئسنده: سعيد فضل

مترجم: پارسا "امیدی"

ادامه مطلب...

بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب التحریر؛ مشکات و نور درخشان و ندای بلند حق!

خبر

به تاریخ 27 جولای 2020 میلادی؛ نیروی‏های امنیت ملی قرغیزستان 8 تن از زنان مسلمان را در شهر نارین اشتباهاً به جرم ارتباط با حزب‌التحریر دست‏گیر نمودند. دو نفر از میان آن‏ها به نام‏های ارونوفا ارکینجول و بایتبیک کیزی محبت محکوم به حبس گردیدند. بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر به تاریخ 21 اگست اعتراض تحت عنوان "ترسانیدن زنان خدا ترس دیگر بس است" را به خاطر اختتام بخشیدن به ترهیب و دهشت مداوم زنان مسلمانان قرغیزستان و رهایی فوری این زنان از زندان‏های نظام پست طاغوتی قرغیزستان به راه انداخت که در نتیجه به فضل و مرحمت الله سبحانه وتعالی دو خواهر مسلمان ما به تاریخ 5/ سپتمبر 2020 رها شدند.

تبصره

زن مسلمان امروز در وسط گرایش‌های مختلف قرار گرفته که به نحو راهش را گم کرده است؛ یک گرایش او را به تمرد و سرکشی از احکام اسلامی و دستورات شریعت فرا می‏خواند تا به نام جهانی شدن به افکار و اساسات غربی مایل گردد. دیگرش گرایشی‌ست که هیچ ارتباط به اسلام نداشته به این دید است که زن مانند زندانیی‌ست که حق بیرون شدن از خانه را نداشته و روشی را که اسلام بر خط سیر زنده‏گی‏اش رسم کرده اهتمام و توجه نداشته باشد. گرایش سوم آن‏ها به وسطیت بین اولی و دوم فرامی‏خواند و به گونه‌ای مفاهیم و افکار اسلامی را بر وی پوشانیده است و یک عمر است که زنده‏گی زنان مسلمه ضایع شده و از آن‏ها به شکل اجناس بهره‌برداری صورت می‌گیرد.

اسلام آمده تا هر چیز را سر جایش قرار دهد، و این دقیقاً همان کاری‏ست که بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر در چنین شرایط بغرنجی از خلال تبیناتش در راستای امور مهم امت مسلمه و قضایایی‌که مربوط به زنان می‏شود، به آن اقدام نموده است. این اقدامات حزب‌التحریر به مثابه کنارۀ کشتی است که ناهنجاری‏ها، نابسلامتی و موانع را شکافته و با راه‌حل‏های بر گرفته شده از اسلام آن را معالجه می‏کند تا باشد زن مسلمه را با عزت و مکنت و استحکام باور و عقیده به سوی نیک‌ترین امنیت و آرامش رهبری نماید. این اولین اعتراض نیست که بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر به آن پرداخته؛ بلکه به تمام قضایای امت مسلمه به خصوص قضایایی‌که مربوط به زنان است، به هر نقطه از زمین  به خاطر لبیک گفتن به امر الله سبحانه وتعالی که فرموده است:

﴿وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ...

[انفال: 72]

ترجمه: اگر از شما در راستای دین یاری خواستند یاری کردن‌شان بر شما واجب است.

خبر  دستگیری زنان مسلمان به زبان‌های مختلف جهان از طریق صفحات خبری و اطلاع‌رسانی زیادی توسط دولت قرغیزستان به طور زنده پوشش داده شد. این در حالی‏ست که مجتعات برخاسته به دفاع از حقوق زنان و ساختارهای دولتی که چه بسا به نام برخورد اسلامی و ظلم‌شان بالای زنان، از جرائم فظیع و شنیع که به حق زنان صورت گرفته نه تنها که خاموشی اختیار کرده، بلکه در تکریم و تمجید تجاوز‌گران و قاتلین‌شان نیز واژه کم می‏آورند.

موجودیت رسانه بدیل، آن‏گونه که بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر به تقدیم قضایای مهم امت مسلمه می‏پردازد، در میان رسانه‏هایی‌که به خاطر منافع نیروهای غرب، مخدوش کردن حقایق، گمراه‌ساختن و انحراف رای عامه از قضایای اصلی امت تلاش دارند، یک خطر و تهدید جدی به رسانه‏های جهانی است که جهان را به سوی گرایش متعصبانه و سیطره‌طلبی بر هر برنامۀ اسلامی که به خاطر بیداری امت مسلمه و برگردانیدن عزت از دست رفته آن تلاش دارند، می‏باشد، و این بیانگر نگرانی‏های مکرر و پی‌درپی آن‏هاست که هدف‌شان صفحات مطبوعاتی حزب‌التحریر می‏باشد.

از همین منبر خواهران و زنان باغیرت، آن‏هایی‌که امانت حمل دعوت اسلام و نصرت دین حق را به دوش می‏کشند، مورد خطاب قرار می‏دهیم تا آن‏ها نیز به صفوف مبارزین حزب‌التحریر بپیوندند و مثال از یک زن پاک و پایبند به احکام شرع و دستورات پروردگارشان باشند و در راستای اقامه دولت و نظام ربانی، دولت خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت که تنها راه خلاصی خودش و خلاصی بشریت به صورت کل از دست نظام‏های بشری و حرص طمع این نظام‏هاست، تلاش نمایید.

نویسنده: م. درة البكوش

مترجم: عبدالقدیر "مخلص"

ادامه مطلب...

آیا سنت «فعلی متواتر» و سنت «قولی متواتر» هردو یک‌چیزاند و یا با هم تفاوت دارند؟

  • نشر شده در فقهی

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

 در کتاب شحصیه اسلامی، جزء سوم، صفحۀ 82 چنین آمده است:

1- حدیث متواتر آن است که به طور قطعی از نبی کریم صلی‌الله‌علیه‌وسلم ثابت شده، افادۀ علم یقین را می‌دهد و در تمامی موارد واجب‌العمل می‌باشد؛ چه سنت قولی، فعلی و یا هم سکوتی باشد. از جملۀ احادیث قولی متواتر این قول رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌باشد:

«مَن كَذَب عليّ متعمداً فليتبوأ مقعده من النار»

ترجمه: شخصی عمداً به من  دروغی را نسبت دهد، باید جای خویش را از آتش انتخاب نماید.

ازجملۀ سنت فعلی متواتر، نمازهای پنج‌گانه و تعداد رکعات نمازها و هم‌چنین آن‌چه که دربارۀ کیفیت نماز، روزه و حج  وارد شده است، می‌باشد.

سوالم پیرامون «سنت فعلی متواتر» است که چه تعریف دارد؟ آیا عبارت از تواتر اخبارِ عملی است که رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم انجامش داده است؟ و یا تواتر اعمالی است که مردم از زمان او صلی‌الله‌علیه‌وسلم تا امروز طبقه بعد از طبقه انجام داده‌اند؟

بعضی محققین آن‌چه را که «تواتر عمل» یا «تواتر توارث» می‌نامند را بخشی از اقسام تواتر شمرده‌اند. چنان‌که شیخ شبیر احمد عثمانی در مقدمۀ کتاب خود «فتح الملهم» صفحۀ 18 نگاشته است: "و قسم سوم: تواترعمل و تواتر توارث می‌باشد، آن عبارت از عمل‌کرد تعدادی زیادی از عاملین در هر قرن است، ازعهد صاحب شریعت تا زمان ما، به‌گونه‌ای‌که از دید عرف و عادت توافق ایشان بر دروغ یا غلط غیرممکن به نظر برسد؛ به‌طورمثال: مسواک در وضوء که سنت است و اعتقاد سنت بودنش فرض است؛ چون به تواتر عملی ثابت بوده و انکار از آن کفراست... و نمازهای پنج‌گانه نیز از همین قبیل است؛ زیرا بدون اختلاف مومنی یا کافری و بدون شک احدی، رسول الله این نمازه را به اصحاب در اوقات معینۀ روز و شب اداء کرده است و آنانی‌که از دین او صلی‌الله‌علیه‌وسلم پیروی نمودند، درهرجایی‌که بودند به همین منوال هرروز ادا نمودند، تا امروز کسی شک ندارد که ساکنین سند چنان می‌خوانند؛ چنان‌چه که ساکنین اندلس می‌خوانند و طوری‌که یمنی‌ها می‌خوانند مردم ارمنستان نیز می‌خوانند."

پس آیا تواتر عمل و تواتر توارث و آن‌چه که «سنت فعلیه متواتره» می‌گوییم، نام یک چیزاست؟ یا دوچیز جدااند؟ پس اگر دوچیز متفاوت بوده باشند؛ درآن‌صورت آیا آن‌چه را که تواتر عمل می‌نامند، بپذیریم یا رد کنیم؟

بعض محققین اصحاب حدیث؛ مانند: ابن حجر، نووی، سیوطی وغیره حدیثِ قابل قبول را به «صحیح لذاته و صحیح لغیره» و «حسن لذاته و حسن لغیره» تقسیم نموده‌اند. درحالی‌که در کتاب شخصیه اسلامی، جزء اول و سوم وارد شده است که ما به «صحیح» و «حسن» اکتفا نمودیم. آیا این اختلاف تنها در اصطلاح بوده؛ ولی در معنی و مسمی اتفاق است و یا در معنی نیز اختلاف وجود دارد؟ الله به شما برکت دهد!

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

سنت متواتره؛ چه قول باشد یا فعل یا تقریر قول و یا تقریر فعل، تنها درصورتی متواتر محسوب می‌شود که به تواتر از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم نقل شده باشد.

اما قول به این‌که: "گویا اعمال  درآن‌صورت نیز به سنت فعلی متواتر تبدیل می‌شود که جمعی در دورۀ رسول الله و جمعی در دورۀ تابعین وتبع تابعین به آن اقدام کرده باشند؛ اگرچه از عمل و یا تقریر رسول الله به شکل متواتر ثابت هم نباشد" قول نادرستی است؛ بناءً متواتر همان است که به تواتر ثابت گردد که رسول الله آن را انجام داده است و یا انجام‌اش را مورد تائید قرار داده است.

آن‌چه که اصحاب این نظریه می‌گویند، از جملۀ امور فرضی است. دلیل آن‌ها این است که مثال‌های‌که آورده‌اند؛ از قبیل: نمازهای پنج‌گانه، نمازهای پنج‌گانه از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به تواتر ثابت است و دربارۀ مسواک از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم احادیث صحیح  وارد شده است، حکم به تواتر این احادیث متکی به سند آن می‌باشد؛ پس اگر به نقل تواتر ثابت شد، متواتر است و اگر در سند به شکل آحاد نقل شده باشد، دیگر متواتر شده نمی‌تواند؛ یعنی در روایت، سند آن از رسول الله مدار اعتبار است.

پس این قول ایشان که نمازهای پنج‌گانه در ایالت سند، اندلس، یمن و ارمنستان بدون کدام اختلاف، پنج وقت خوانده می‌شود؛ اگر از رسول الله به تواتر ثابت نمی‌شد، به هیچ‌صورت نمازهای متذکره را متواتر نمی‌گرداند. چیزی‌که این نمازها را متواتر گردانیده است، ثبوت نقل آن از رسول الله به شکل تواتر است.

خلاصه این‌که معیار اعتماد، تواتر سند است؛ پس اگر نقل متواتر بود، اعتماد کرده می‌شود؛ اگر نقل متواتر نبود، سندش دیده می‌شود و نظر به آن شناخته می‌شود. طوری‌که گفتم، سخن آن‌ها یک ادعای فرضی است؛ چون مثال واحدی را آورده نمی‌توانند که تنها از عمل مسلمانان ثابت باشد و از عمل رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم ثابت نباشد.

اما صحیح لذاته، صحیح لغیره، حسن لذاته و حسن لغیره... مسأله‌ای قابل تحقیق است، موضوع را به اختصار و بدون تعرض به برخی جوانبِ اختلاف، چنین توضیح خواهم داد.

حدیث صحیح عبارت از حدیثی است که راوی عادل و دارای ضبط تام از رسول الله نقل نموده باشد و سندش متصل بوده و معلل و شاذ نباشد. این را حدیث صحیح  یا حدیث صحیح لذاته گویند. مراتب حدیث صحیح با تفاوت اوصاف‌اش فرق می‌کند؛ از همین‌جاست که صحیح البخاری مقدم شناخته شده و باز مسلم و سپس شروط این دو کتاب.

 بنابراین؛ اگر تمامی شروط  حدیث صحیح موجود باشد؛  ولی ضبط پنهان مانده باشد، آن را حسن لذاته گفته می‌شود و اگر طرق صحت حدیث حسن زیاد بوده باشد، قوت صحت حدیث حسن زیاد می‌شود که درآن‌صورت صحیح لغیره گفته می‌شود. اگر سند، شروط صحیح و حسن را تکمیل نکرد آن را حدیث ضعیف می‌گویند. هنگامی‌که با روایات دیگری از لحاظ نفس معنی ضعیف می‌باشند تقویت شد؛ درآن‌صورت حسن لغیره است.

بناءً نزد ضعیف، ضعیف است با تقویه ضعیف دیگر و علاوه نمودن ضعیف دیگر حدیث ضعیف حسن نمی‌گردد؛  بلکه هم‌چنان ضعیف باقی می‌ماند. این صنف «حسن لغیره» در قرون اولی در علم حدیث مشهور نبود، نخستین کسی‌که از این اصطلاح سخن گفت، امام بیهقی رحمه الله بود که در چندین جای کتب خود یاد کرده است. طوری‌که برخی مصادر را نقل نمودم. دربارۀ «حسن لغیره»؛ یعنی: تقویه ضعیف با ضعیف از حیث عمل، اختلاف است، تعدادی محدثین قبول دارند و تعدادی دیگری رد نموده و ضعیف را ضعیف شمرده‌اند که همین راجح است؛ طوری‌که اکنون گفتیم. این همان تقسیم احادیث است که ما در کتب خود نگاشتیم؛ چون حدیثی را که «حسن لغیره» می‌نامند، عبارت از حدیثی است که از لحاظ سند ضعیف است. بناءً «حسن لغیره» نوعی جدیدی نمی‌باشد.

برادرتان عطاء بن خلیل ابورشته

مترجم: محمد مسلم

 

ادامه مطلب...

اسماعیل هنیه! جنایت­کاری‌های حزب ایران در لبنان کم‌تر از جنایات اسرائیل نیست!

خبر

حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌‌الله با رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس توافق‌نامۀ عادی‌سازی روابط امارات و اسرائیل را مورد تفحص قرار دادند. اسماعیل در قسمتی از سخنانش ابراز داشت که: مطمئن باشید که قطار عادی‌سازی روابط نمایندگی از وجدان امت و افراد آن نخواهد کرد.

تبصره

در حقیقت جرم عادی سازی روابط امارات عربی با دولت یهود، کم‌تر از جرم دیدار اسماعیل هنیة با حسن نصرالله نیست. بنابر این، اگر دولت یهود سرزمین مقدس فلسطین را اشغال و مردم آن را به قتل و هجرت وا می­دارد و سنگ و گیاهان را از بین می­برد؛ حسن نصرالله نیز همان کار را در سوریه می­کند، طوری‌که مردان، زنان و اطفال سوری را به قتل می­رساند و یا هم آنان را بی­خانمان کرده و مهاجر می­سازد؛ آنهم به خاطر نصرت دادن بشار اسد ظالم.

عامل مشترک بین عملکرد امارات و عملکرد اسماعیل هنیة مصلحت بوده و ای کاش که آن مصلحت تحقق­یافتنی می­بود؛ اما آن مصلحت جز مصلحت خیالی و توهمی چیزی بیش نیست! آیا از خار انتظار می­رود که انگور دهد و یا از عقرب که عسل دهد و یا هم کدام بارانی از باد سوزان تابستان توقع می­رود؟!

در واقعیت اسلام دینی است که دولت و سیاست از اجزاء آن می­باشد، نه آن طور که بعضی‌ها می­گویند سیاست با حلال و حرام هیچ ارتباطی ندارد و مصلحت نتیجۀ پایبندی به اسلام می­باشد. پس ای رهبران جنبش حماس!  شما را به این قول الله سبحانه وتعالی متذکر می­شویم که فرموده است:

﴿وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ﴾

[الطلاق: 2و3]

ترجمه: و هرکس از الله بترسد و پرهیزگاری کند، الله راه نجات (از هر تنگنائی) را برایش فراهم می­سازد و به او از جائی‌که تصورش نمی­کند روزی می­دهد  و هرکس بر او توکل کند (و کار و بار خود را بدو واگذارد) وی او را بسنده خواهد کرد.

نویسنده: جابر أبوخاطر

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه