چهارشنبه, ۱۷ ربیع الثانی ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۰/۱۲/۰۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

معاونیت اول اشتباه می‌کند؛ راه نجات دولت افغانستان از میان اتهامات بی‌بنیاد علیه حزب‌التحریر نمی‌گذرد! Featured

اخیراً معاونیت اول ریاست‌جمهوری افغانستان در اعلامیه مطبوعاتی در مورد وضعیت ولایت کاپیسا گفته است که «حزب‌التحریر/ حزب نه بلکه مکتب ابتدایی تروریسم است. ریاست امنیت ملی این ولایت مکلف است تا تمام افراد حزب ‌التحریر که علیه نظام اسلامی افغانستان در ولایت کاپیسا صدا بلند می‌کنند و این نظام را نامشروع میدانند را شناسایی و هرچه عاجل به چنگ قانون بسپارند.» همچنان او در مورد ولایت تخار گفته که «به تعداد ۶۳ تن افراد حزب‌ تحریر را تثبیت کردیم و معلومات کامل در باره‌شان وجود دارد.»

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان نکات ذیل را پیرامون این گفته‌ها قابل ذکر می‌داند:

یکم: معاونیت اول اشتباه می‌کند، حزب التحریر مکتب نه؛ بلکه یک حزب سیاسی است که ریشه در امت دارد، و هم‌اکنون در بیشتر از ۶۰ کشور جهان مبارزه فکری و سیاسی آن برای برپایی دولت خلافت بر منهج نبوت جریان دارد. حزب‌التحریر همواره از هر نوع ترور و وحشت اعلام برائت کرده است. ازینرو قدرت‌های بزرگ همواره توسط نظام‌های مزدور خود تلاش نموده‌اند تا جلو فعالیت‌های حزب را بگیرند، اما در این راه ناکام مانده‌اند؛ و از فرط درماندگی فکری و سیاسی به اتهامات بی‌بنیاد متوسل می‌شوند.

ما معاونیت اولِ ریاست‌جمهوری افغانستان را دعوت می‌کنیم که قبل از اتخاذ چنین تصامیم عُقده‌یی، حزبی و بی‌بنیاد یک‌بار سرنوشت کسانی را ‌که جلو دعوت به سوی تحکیم اسلام از طریق نظام سیاسی اسلام (خلافت بر منهج نبوت) ایستاده‌اند، مطالعه نمایند. به عنوان مثال، دیکتاتوری‌های خون‌آشام جهان عرب و آسیای‌میانه از صدام حسین تا حسنی مبارک و از معمر قذافی تا اسلام‌کریموف با همکاری معتبرترین سازمان‌های استخباراتی جهان تلاش نمودند تا جلو این دعوت خیر و عظیم بایستند، اما ذلیل و نابود شدند؛ و این حزب‌التحریر است که هنوز هم قوی‌تر از گذشته در صحنه‌ی سیاسی جهان به مبارزه خود ادامه می‌دهد.

دوم:  حزب‌التحریر در میان مردم مسلمان و مجاهدپرور افغانستان از جایگاه خاصی برخوردار است. از هرات تا بدخشان و از مزار تا خوست و قندهار و در سرتاسر افغانستان جوانان، متنفذین، رهبران اقوام، علما و بزرگان این سرزمین حزب را به درستیِ آن می‌شناسند و این شناخت شان باعث شده است که با حزب رابطه‌ی ناگسستنی داشته باشند. بناءً اتهامات بی‌مورد در مقابل چنین حزب بزرگ که ریشه در عقاید، افکار و احساسات مردم مسلمان دارد جز عقده‌گشایی شخص معاون اول چیز دیگری نمی‌باشد.

سوم: دولت افغانستان در شرایط کنونی به‌سان موجودی می‌ماند که در حال غرق شدن است و برای نجات و بقای سیاسی‌اش به هر س‍ُو دست و پا می‌زند. برای این کار، گاهی به اتهامات ناحق پناه می‌برد و گاهی نیز برای انحراف افکارعامه از مشکلات اساسی، دست به خلق ماجرا می‌زند. وارد نمودن اتهامات بی‌بنیاد علیه حزب‌التحریر و جمع‌آوری معلومات در مورد اعضای حزب، ریشه در همین دست و پا زدن‌ها دارد که پروسه‌ی غرق شدن‌اش را سرعت می‌بخشد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

رويارويی اسلام با سكولاريزم

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

اسلام با اديان، عقاید و افکار دیگر در حالت مبارزه نیست؛ چون مفهوم و مصداق مبارزه طوری است که طرف و یا اطراف او با یک‌دیگر هم‌‌وزن و هم‌کُف باشند یا لااقل طرف‌های مقابل با یک‌دیگر از نگاه قوت، نزدیک باشند. مثلاً در یک میدان کشتی، قرار دادن طفل کوچک در  مقابل مشت‌زن حرفوی یا کشتی‌گیر جهانی كه نام آن را جدال یا مبارزه نام بگذاریم مطابق به عقل نیست. پس اسلام با غیر خود از ادیان، عقاید و افکار که زادۀ فکر بشر می‌باشد در حالت مبارزه نیست و آن‌ها را هیچ در نظر ندارد؛ چه به این برسد ‌که با آن‌ها مبارزه کند و فقط اسلام شاهد بر تمام عقاید و ادیان میباشد. الله سبحانه وتعالی می‎فرماید:

﴿ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ(توبه: 33)

ترجمه: تا آن را بر سایر ادیان غالب و پیروز بگرداند اگر چه برای مشرکان ناخوشایند باشد.

پس پیشرفت، طرح‌ها، سخنانِ باطل و بیهوده، حتی دین، عقیده و قوانينی کفار که توسط کفار وضع شده باشد؛ همتای اسلام قرار گرفته نمی‌تواند و چه برسد که در میدان مبارزه با آن قرار گیرد و تنها عدالت با غرب و شرق پایانی خوبی می‌باشد که ما با آن داشته باشیم و لازم است دست شخص نادان و سبک را مانند سرپرستِ و هدایت‌گری عاقل بگیریم تا این‌که نادانی و جهالت آن زایل شود.

انگیزه و سبب نوشتن این مقاله تعرض شخص نادان فرانسه ماکرون است، حاکم دولت استعماری که قوانینش به آن‌ها اجازه داده است که قوانین و روش خود را همتا و هم‌کُف در مقابل اسلام قرار دهد. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَ کَانَ الکَافِرُ عَلَی رَبِّهِ ظَهِیراً﴾ (فرقان: 55)

ترجمه: و کافر همواره در برابر پروردگارش پشتیبان و یار (شیطان) است.

به درستی با بررسی طرح‌های کفری در قرآن دیده می‌شود که الله سبحانه وتعالی هرگز به چنین طرح‌های ارزش نداده است و نه ارزش علمی دارند که مستحق وقت‌گذاشتن زیاد را داشته باشند؛ چون این حماقت‌ها و زیاده‌روی‌ها ارزشِ نظرانداختن را ندارد. اشخاص عاقل و هوشیار و صاحبان بصارت قبول نمی‌کنند، مثلاً الله سبحانه وتعالی در رد گفته‌های کسانی‌که قایل به خدای خیر و شر بودند، چنین می‌فرماید:

﴿ إِذاً لَّذَهَبَ کُلّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعضُهُم عَلَی بَعضٍ سُبحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ﴾ (مؤمنون: 91)

ترجمه: (اگرجز این بود) هر معبودی آفریده‌هایش را (به سوی خود) می‌برد و بر یک‌دیگر برتری می‌جستند. الله از توصیفی‌که بیان می‌کند پاک و منزه است.

و نیز دیده می‌شود که سخنان کسانی‌که نسبت ولد را به الله سبحانه وتعالی می‌دهند متوقف نمی‌گردد و الله سبحانه وتعالی در رد این گفته‌ها می‌فرماید:

﴿لَو أَرَدنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهواً لَّاتَّخَذنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن کُنَّا فَاعِلِینَ﴾ (انبیاء: 17)

ترجمه: گر مى‌خواستيم كه بازيچه‌اى بگيريم. اگر [مى‌خواستيم چنين] كنيم آن را فراخور خود بر مى‌گرفتيم.

هم‌چنان به رد گفته‌های ستمگرانه و تقسیم‌بندی ظالمانۀ کسانی‌که ملائکه را به نام بنات (دختران) الله قایل بودند؛ الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿ تِلکَ إذاً قِسمَةٌ ضِیزَی﴾ (نجم: 22)

ترجمه: آن‌گاه این تقسیم ناعادلانه‌ای است.

و نیز به رد گفته‌های کسانی‌که ادعا داشتند که مسیح علیه السلام را به صلیب‌کشیدند، الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَإِنَّ الَّذِینَ اختَلَفُوا فِیهِ لَفِي شَکٍّ مِّنهُ مَا لَهُم بِهِ مِن عِلمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِیناً﴾ (نساء: 157)

ترجمه: و کسانی‌که در مورد قتلش با هم اختلاف ورزیدند در این باره در شک و تردید به سر می‌برند و جز پیروی از گمان و وهم، هیچ آگاهی و علمی به آن ندارند و به طور قطع او را نکشته‌اند.

پس قرآن کریم بر رد عقاید ابله‌هان و افکار مریض، طریقۀ خاص دارد و این افکار مریض تبلیغ نمی‌گردد به جز از طرف افراد صاحب عقلِ فاسد و مجنون و یا افرادی نادانی‌که حتی ضعیف‌ترین دلیل بر گفته‌های‌شان ندارند.

به درستي كه مبارزۀ امت اسلامي با كفار؛ مبارزه‌ای است به خاطر حق مطلق که آن را امت حمل می‌کنند و مصدر آن الله سبحانه وتعالی است. مبارزه‌ای که عقل‌ها را قانع می‌کند و مطابق فطرت سلیم انسانی است و دولت آینده به خواست الله سبحانه وتعالی هرگز زمان زیادی را در بحث با چنین حماقت‌های صرف نخواهد کرد؛ یعنی شما وقت نخواهد گذاشت، همانطوری که گفته شد (دیدگاه دیگر) را فهم کنید؛ چون صاحبان این دیدگاه‌ها بی‌خرد و نادان هستند! درنتیجه یا دست‌شان را می‌گیرید که به هوش می‌آیند و در غیر این صورت آن‌ها عمیقاً پشیمان می‌شوند و گریزگاهی جز ندامت و پشیمانی ندارند. آن‌چه ماکرون و باورهای سیکولارستی و رسامی‌های او که در مورد مسلمانان انجام دادند؛ چیزی در عقاید و دین آن‌ها نیست.

ختم می‌کنیم قسمت پایان را با تغییر ملایم قرآنی از مکالمۀ موسی علیه السلام با فرعون و برخی از موارد اعتقادی صحیح را برای او توضیح می‌دهد و این‌که او یعنی موسی علیه السلام فرستاده شده‌ای از جانب الله است و سپس از جانب فرعون که به هامان گفت:

﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ36 َسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا﴾ (غافر: 36-37)

ترجمه: و فرعون گفت: ای هامان! بُرجی برایم بساز تا به دروازه‌های آسمان برسم. به دروازه‌ها و راه‌های آسمان دست یابم و به خدای موسی بنگرم؛ هرچند موسی را دروغگو می پندارم.

درمی‌یابید که او (فرعون) به دلیل حماقت ذهنی، نتایجی را قبل از آماده کردن مقدمات می‌خواست:

﴿وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا...﴾ (غافر: 37)

ترجمه: هرچند موسی را دروغگو می پندارم ...

بنابراین، فرعون به دلیل حماقت بیش از حد ادعا کرد که خدا ناقص است و این ادعا در برابر عقل سلیم دلیل شده نمی‌تواند. چرا فرعون از هامان خواست ساختمانی بلند را بسازد که حقیقت خالق را بداند؟ و چرا ارتفاع می‌سازد و چرا در زمین حفری نمی‌کند درحالی‌که این از آن بهتر است؟

لذا کفر یک مرض ذهنی است که مهتاج به مراکز روان‌شناختی و آسایشگاه‌های روانی دارد و ما به عنوان یک مسلمان فکر و عقیده‌ای را نمی‌بینیم که ما را در حالت مبارزه قرار دهد؛ چون دین ما شاهد بر تمام عقاید و ادیان دیگر است و هیچ نقص در آن وجود ندارد؛ الا دولتی‌که آن را حمل کند. دولتی‌که مناطق زمین را نورافشانی می‎‌کند، عدالت و خیر را در بین مردم نشر می‌کند و این همانا دولت خلافت اسلامی است. این دولت حتماً به کفار آشکار می‌گردد و مردم همراه با خانواده و یاران خود اسلام را حمل می‌کنند و تنها مثال در انتشار نور اسلام و فتوحات اسلامی، ابن سرین و موسی بن نصیر نیست. اگر کفار عقل داشته باشند باید بدانند که بلادشان فتح می‌شود و از آن‌ها اسلام و پیروان آن است. اگر بعد از مقاتله با امت اسلامی فرار کنند، برای‌شان رنج است اما بهترین‌ها و خوبی‌ها ىرپخش عقاید و احکام اسلام است.

نویسنده: خالد الأشقر (أبو المعتز بالله)

مترجم: پارسا "امیدی"

ادامه مطلب...

القواعد من النساء

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته!

شيخ بزرگوارما، الله به شما برکت را نصيب نموده، علم‌تان را بيفزايد و عافيت بدنی را برای‌تان عطا فرمايد! دوست دارم راجع به تفسير سوره نور که الله متعال فرموده است: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم:

﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ﴾

ترجمه: و (پیر) زنان (یائسه) از کار افتاده‌ای که امید ازدواج ندارند، بر آن‌ها گناهی نیست که لباس‌های (رویین) خود را بگذارند، در صورتی‌که زینت (و زیبایی خود) را آشکار نکنند و اگر خوداری کنند (و خود را بپوشانند) برای آن‌ها بهتر است، و الله شنوای داناست .

این چنین زن‌ها کی‌ها اند؟ احکام ویژه آن‌ها کدام است؟ پس اگر مراد از "لا يرجون نكاحا" گذشت عمر باشد، مقياس عمری آنان چه است؟ و اگر ارتباط به تغيير بيولوژيکی بدنی که برای زن پيش می‌آيد، شامل آیه گردد، پس این حالت یأس بوده و مخصوص به سن مشخصی نمی‌گردد. الله به شما پاداش نيکو عطا فرموده، نصرت را به شما نصيب نمايد!

پاسخ

وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

در مورد سوال تان از آيت کريمه ﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ﴾ به نکات ذيل اشاره می‌شود:

1- طوری‌‌که می‌دانيد طريقه تفسير اين است که اول استناد به حقيقت شرعی که در نص وارد شده می‌شویم، اگر يافتيم آن را می‌گيريم و اگر نيافتيم  به لغت عربی استناد می‌نماييم؛ به خاطری‌که قرآن به زبان عربی نازل شده؛ چنان‌که الله متعال می‌فرمايد:

﴿وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ﴾ [شعراء: 92-95] ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾ [یوسف: 2]

 قسمی‌که می‌دانيم در مورد تفسيرکدام نص شرعی نيامده است؛ پس در تفسير "قواعد" استناد به لغت می‌نماييم. حسب لغت قواعد به زنان استعمال می‌شود و مفرد آن قاعد است؛ مثلاً می‌گوييم إمرأة قاعد(زن باز نشسته) نساء قواعد (زنان باز نشسته) و معنای آن باز نشستن به سبب گذشت سن و سال است و اگر إمرأة جالسة  مقصد مان باشد، به جای "قاعد" قاعدة  ذکر می‌گردد؛ پس معنای "القواعد من النساء" به زنانی گفته می‌شود که در اثر گذشت عمر از ازدواج باز مانده اند. يا به عبارت ديگر قواعد زنان ناتوان وضعيف اند که از حيض، تولد وازدواج باز مانده اند که نه کسی به آن‌ها علاقه نشان می‌دهد و نه آن‌ها به کسی علاقه‌مند اند. ايشان جوان نيستند که ازدواج نمايند. هدف از قواعد تنها زنان "یأسن" ناامید از حیض و ولد نیست؛ چنان‌که می‌گويند؛ سن يأس و نااميدی بعد از چهل ساله‌گی و پنجاه ساله‌گی شروع می‌شود؛ اما آن‌ها درین سن و سال علاقه به شوهر دارند و شوهران به آن‌ها نیز علاقه دارند. معنای قواعد در آيت کريمه ﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ﴾ زنان پیری است که از حيض و تولد باز نشسته اند که شوق و اشتیاق به از دواج نيز ندارند و دیگران نیز به آن‌ها علاقه نداشته باشد و به ايشان قواعد گفته می‌شوند.

توضيح معنای القواعد در لغت و در تفسير:

اول:  "قواعد" در زبان وقتی در خصوص زنان استعمال گردد.

درلسان العرب آمده است:

«وقَعَدَتِ المرأَةُ عَنِ الْحَيْضِ والولدِ تَقْعُدُ قُعوداً، وَهِيَ قَاعِدٌ: انْقَطَعَ عَنْهَا، وَالْجَمْعُ قَواعِدُ» زن از دیدن حيض و فرزند آوردن بازماند و این کلمه بدان معنی همیشه "قاعد" می آید. جمع آن قواعد است. چنان‌که در قرآن کريم آمده است: ﴿وَالْقَواعِدُ مِنَ النِّساء زجاج در تفسير آيت فوق گفته است: آن‌ها از از شوهران باز نشسته اند. ابن سکيت گفته: زن که از حيض قعود نموده است. ابوهيثم گفته است: قواعد از صفات اناث می‌باشد، گفته نمی‌توانيم رجال قواعد، مردان باز نشسته. قواعد جمع قاعد بوده زنان را گویند که به از کبر سن بازنشسته اند. در زبان عربی هرگاه حالت فاعل بودن یعنی حالتی زن بخواهد بنشیند را به عربی ذکر کنیم صیغه قَاعِدَةٌ  استعمال می‌گردد و جمع آن نیز قواعد است.»

درتاج العروس صفحه 9/49 آمده است:

«از نظر مجاز: القاعد من النساء زنی‌که از اولاد، از حيض واز شوهر نااميد شده باشند، جمع آن قواعد است. ابن اثير فرموده است: قواعد جمع قاعد است که زن کلان سال را می‌گويند و قاعد بدون "ها" تانیث، زنان بازنشسته را گویند و اما قاعِدةٌ حالت فاعلی آن است که عرب ها گویند: قَدْ قَعَدَتْ قُعُوداً و جمع حالت فاعلی هم قواعد می‌آید.»

دوم: معنای قواعد در تفاسير:

در تفسير قرطبی آمده است: (سوره نور آيت  60)

قول الله تعالی: (وَالْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ)  الْقَوَاعِدُ ومفرد آن قَاعِدٌ است، بدون ها که حذف آن  دلالت به سن بالا می‌نمايد، آن به زن ناتوان گفته می‌شود که نااميد از تولد وحيض شده باشد. نظر اکثر علماء چنين است.

در تفسير نسفی‌ وارد شده است:

«قواعد جمع قاعد و آن عبارت از صفات مخصوص زنان است؛ مانند: طالق و حائض که از حيض و تولد از جهت سن بالا باز مانده باشند و حالت آن‌ها مطابق به آیت این است که علاقه‌ای به ازدواج نداشته باشند.»

سوم: خلاصه اين‌که قواعد به زنان پیری گفته می‌شود که از خاطر کلان‌سالی از حيض و تولد بازمانده باشند و حامله نمی‌شود و اميدوار ازدواج نباشند؛ نه آن‌ها اشتیاق شوهر را داشته باشند و نه بسوی آن‌ها کسی اشتیاق داشته باشد؛ یعنی از تمام کارها بازمانده باشند. آرزو دارم که موضوع واضح شده باشد.

برادرتان عطاء بن خليل ابوالرشته

مترجم: بدرالدين "حسينی"

ادامه مطلب...

حفاری جوبایدن روی صخره و بنّائی آن در هوا! تبصره­ی در مورد مقاله جوبایدن: «برای چه امریکا باید مجدداً رهبری نماید؟»

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

بحران­های فراوانی سراسر جهان را فرا گرفته است که مرکزش امریکا از آن استثنا نیست؛ از جمله می­توان به بحران­های هم‌چو فکری، اقتصادی، اخلاقی، معنوی و صحی اشاره نمود. دیگر این­که آشوب­های تکان دهندۀ مالی از نگونسار شدن و افت شهرت و عظمت ابرقدرت جهان پر آوازه‌تر نبوده است. شکوه و هیبت امریکا و اخلاقیات آن به نهایت پستی خود رسیده است. نه تنها این بلکه امریکا شر و بلایی شده که مورد انتقاد تمام قاره­ها قرار گرفته است.

حتی اوضاع داخلی امریکا را اگر دقت نماییم؛ خواهیم دید که شگاف طبقاتی بین اقشار جامعه وسعت یافته است تا جائی­که قشر متوسط جامعه در ما بین دو قشر ثروتمند و فقیر نیست و نابود گشته است. صدای نژادپرستانه و نژادپرستان بالا گرفته است تا در اذهان تصویر طفل سیاه‌پوستی را که در قفس است و به عنوان بازیچه‌ای به دست فرزندان داده می­شود تا با آن سرگرمی نمایند، خاطر نشان سازد! ناگفته نماند که در آنجا احساس و عواطف، در قدم نخست بخاطر عدم عدالت و ثانیاً به خاطر عدم وجود عاطفه­ی مردمی از میان رفته است و این بیانگر احساس حاکم در جامعه امروزی امریکا به شمار می­رود.

با وجود این­که هر دو حزب: جمهوری­ خواهان و دیموکرات­ها از عمق این بحران­هایی‌که تمام عرصه­ها و زمینه­های زندگی را در امریکا و تمام کشورهای غربی فرا گیر شده است، آگاه هستند، بازهم دیموکرات­ها و در رأس آن جوبایدن در تلاش اند تا برای رسیدن به هدف خود، مجدداً بازی را آغاز نمایند و سعی بر این دارند که بازی را به تنهایی خود به پیش ببرند و بر این باور هستند که جهان در هر صورت نیاز به رهبری دارد و در این راستا کسی مستحق­تر و شایسته­تر از امریکا وجود ندارد؛ با آنکه وضعیت جهانی امریکا متزلزل شده است. اما سراسر جهان نیاز به رهبری دارد که برای­‌شان گوش فرا دهد و همه شان را در برگیرد و لو رهبری باشد که مصالح و منافع‌شان را محقق نسازد! این در حالی‌ست که جهان در زمان ترامپ یک دورۀ از حیاتش را در قلدری بسر برده است. هم‌چنین باورمند هستند که جهان نیاز به یک رهبری دارد که به سخنان‌شان گوش فرا دهد و وعده­ها نماید و سخنان دلشینی ایراد نماید! رهبریی باشد، که مردم جهان پیرامونش گرد آیند؛ اگرچه با چوب و هویچ باشد! چنین رهبریی اگر کسی حامی آن هم نباشد؛ بازهم از سوی جهان کنونی که در آن بسر می­بریم، مورد تایید قرار گرفته و از آن پذیرایی به عمل خواهد آمد.

اما جوبایدن در تلاش است که از دو نکته مهم چشم‌پوشی نموده و آن‌ها را نادیده بگیرد:

نخست: امریکا به اعمال زیادی پرداخته است که مختص به جمهوری خواهان و دیموکرات­ها نبوده، بلکه انجام این اعمال سیاست اساسی و اصلی امریکا نزد هردو حزب بشمار می­رود. دشمنی امریکا خاص با مسلمانان بوده و هدفش جانب­داری از یهود خبیث در فلسطین می­باشد. آیا بارک اوباما زادۀ حزب بایدن نیست؛ همان­که سال­ها علیه سوریه یکی پی دیگری پلان‌ریزی می­کرد و پلان­هایش را همواره تغییر می­داد؟ آیا هدف رهبری دیموکرات­ها در مصر سقوط دادن مرسی نبود؟ مثال­ها از جنایت‌های دیموکرات­ها بسیار است که مجال نام بردن از همۀ آن­ها وجود ندارد. پس جوبایدن از کدام رهبری سخن می­زند؟!

ثانیاً: بایدن بسیار تلاش می­ورزد تا ضرر استراتیژیکی وارده به مبدأ سرمایه‌داری و افکار آزادی ناشی از آن را، پنهان نماید. فروپاشی بزرگی‌که سراسر غرب و در رأس آن امریکا را فراگیر شده است، همان فروپاشی و اضمحلال اساسات تمدن و فرهنگ می­باشد. لذا جوبایدن به کسی می­ماند که روی صخره حفاری می­کند و یا کسی می­ماند که وعدۀ آب آوردن را از صحرای سوزان و آتشین می­دهد!

دو چیزی‌که باید مسلمانان بدان توجه نموده و با اهمیت بشمارند:

نسخت: این­که زمان برپایی اسلام و تمدن آن و زمان روی کار آمدن دولت خلافت راشده بر منهج نبوت فرا رسیده است و تنها خلافت می­تواند که جهان را رهبری درست نماید و به جهانیان؛ خیر و رحمت، سعادت و امنیت بار آورد.

ثانیاً: مسلمانان باید بدانند که دیموکرات­ها، جمهوری خواهان، ترامپ یا بایدن، بوش یا کلینتون و یا هم بارک اوباما؛ همه این­ها دو روی یک سکه اند؛ همه این­ها دشمنان امت اسلامی و دشمنان عقیده اسلامی می­باشند. تنها تفاوتی‌که دارند اینست که جمهوری خواهان بدون این­که چاقو را پنهان کنند، ما را به قتل می­رسانند و دیموکرات­ها بر عکس.

این یک چیز مهم و حیاتی بشمار می­رود که دشمن خود را به هریک از دو حالت شناسایی نموده و واقعیت آن را دریابیم و ساده لوح نباشیم تا در دام مکر و فریب شان گیر آییم.

نویسنده: دکتور فرج ممدوح

مترجم: محمد مزمل

 

ادامه مطلب...

آیا اداره اوقاف در جنوب هبرون به یک دستگاه امنیتی تبدیل شده است که با الله و پیامبرش می‌جنگد؟!

(ترجمه)

ظهر یک‌شنبه نیروهای امنیتی پنچ تن از اعضای حزب‌التحریر را از شهر دورا، جنوب هبرون دستگیر کردند. در بین آن‌ها داکتر مصعب ابو ارقوب، عضو دفتر مطبوعاتی-سرزمین مبارک فلسطین بعد از ادای نماز ظُهر در مقابل مسجد بزرگ دورا نیز بازداشت می‌شود. اعضای حزب‌التحریر توسط نیروهای امنیت با تمام وحشی‌گری و گردن‌فرازی مورد حمله قرار گرفت. قبلًا عده‌ای از آن‌ها توسط پولیس و دیگران توسط سازمان اطلاعات بازداشت شده اند.

چند روز قبل خدمات امنیت در اطراف مسجد بزرگ دورا به همکاری نثار عبدالعزیز دودین مدیر اوقاف در جنوب هبرون؛ کسی‌که با اظهار الفاظ زشت برای یک مسلمان سخن ناروا گفت بود جمع شده بودند. بنابرین کسی‌که مسئول مساجد است چرا در این امر سکوت نموده و مدیر اوقاف را که در مورد یک مسلمان سخنان نامناسب گفته بود، مواخذه نمی‌شود! این عمل مدیر اوقاف و خدمات امنیت بیان‌گر عمق نفرت و عداوت آن‌ها نسبت به عاملین دعوت و پی‌گیری بی‌رحمانه‌شان جهت تخریب خانه‌های الله سبحانه‌و‌تعالی و جلوگیری از بیان سخن حق در خانه الله سبحانه وتعالی است.

﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ [بقره: 114]

ترجمه: و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام الله در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه بر خود ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلت و خواری نصیب است و در آخرت عذابی بزرگ.

ما به گونه پرسش از مراد طالب شلادیح مدیر امنیت دورا می‌پرسیم، آیا شما کسی هستید که امر محاصره مسجد و بازداشت و هم‌چنین حمله بر اعضای حزب التحریر را صادر نمودید، یا کسی دیگری بود که شما را بر این امر دستور داده بود؟ هم‌چنین ما در خصوصِ نقش خالد عبدالعزیز دودین معاون والی برادر مدیر اوقاف جنوبی می‌پرسیم، این‌که آیا او و برادرش هر دو از اسلام از موقعیت خود و با هماهنگی کامل مبارزه می‌کنند؟! ممکن است ما در مورد نقش والی، نقش محمد شتایه صدراعظم دولت فلسطین و وزیز اوقاف در همه امور پرسشی داشته باشیم؟! ما از همه‌ی آن‌ها می‌پرسیم که برای منافع کی‌ها شما این حرکت‌ها و دستگیری‌ها را انجام می‌دهید؟ این مساجد از پول مسلمانان جهت ذکر نام الله سبحانه‌و‌تعالی بخاطر جلال اسلام و برای این که سخن حق در آنجا بیان گردد، بنا گردیده است. آن‌ها برای منافقان یا مزدوران ساخته نشده بودند که به وفاداری به دشمنان اسلام عجله می‌کردند!

در خاتمه ما به حکومت فلسطین می‌گویم: شما مانند ابر تابستان هستید و عبور می‌کنید؛ در حالی‌که اسلام و حاملین دعوت آن مانند یک درخت راست با ریشه‌های ثابت خود و شاخه‌های آن در آسمان باقی خواهند ماند و شما قیمت جرایم خود را پرداخت خواهید کرد: شرم در این جهان و شکنجه دردناک در آخرت.

﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ﴾ [شورا: 227]

ترجمه:  آن‌ها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشت‌شان به کجاست!

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-سرزمین مبارک فلسطین

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...

بدعت فاصله در صفهای نماز جماعت

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

به جواب  سوالات برادران و خواهران هریک: فرید سعید، اسید سلیم، صفاء محمد، حسن یاسر، ناصرالاسلام و ریاحی ابو فاطمه!

  • قبلاً در خصوص نماز جمعه در ماه شعبان ۱۴۴۱هـ.ق و هم‌چنان در ۱۸ شعبان ۱۴۴۱هـ.ق سپس در ماه شوال ۱۴۴۱هـ.ق جواباتی را بیان کردیم که همان جوابات برای سوالات شما کفایت می‌کند؛ در این جوابات به گونۀ ذیل ذکر شده است:

اولاً در جواب دوم ما که در ماه شعبان ۱۴۴۱هـ.ق بوده چنین ذکر شده است: «... اما نماز جمعه فرض عین است، به دلیل این قول الله سبحانه وتعالی که فرموده است:

﴿إِذَا نُودِي لِلصَّلاَةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ﴾ {منافقون: ۹}

ترجمه: هنگامی‌که برای نماز روز جمعه آذان گفته شود، به سوی ذکر الله (سبحانه وتعالی) بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید!

در آیۀ مبارکۀ فوق امر واجب است؛ به دلیل قرینه‌ای که در آیه وارد شده که همانا نهی نمودن از مباح بوده که این نهی دلالت بر طلب جازم دارد. حاکم در مستدرک خود بر شرط صحیحین از طارق ابن شهاب، از ابوموسی، از رسول الله صلی الله علیه وسلم تخریج نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند:

«الْجُمُعَةُ حَقٌّ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ فِي جَمَاعَةٍ إِلَّا أَرْبَعَةٌ: عَبْدٌ مَمْلُوكٌ، أَوِ امْرَأَةٌ، أَوْ صَبِيٌّ، أَوْ مَرِيضٌ»

ترجمه: نماز جمعه در جماعت بر هرمسلمانی واجب است، مگر بر چهار شخص؛ غلام، زن، طفل و مریض.

(حاکم گفته است این حدیث بر شرط شیخین صحیح است)

اما بر شخصی‌که می‌ترسد جماعت واجب نیست؛ زیرا از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَا صَلَاةَ لَهُ إلَّا مِنْ عُذْرٍ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ وَمَا الْعُذْرُ؟ قَالَ: خَوْفٌ أَوْ مَرَضٌ»

ترجمه: کسی‌که آذان را شنید و اجابت‌اش نکرد، نماز بر آن نیست؛ مگر این‌که عذری داشته باشد، گفتند، یا رسول الله عذر چیست؟ فرمود: ترس و یا مرض.

(بیهقی این حدیث را در سنن الکبری تخریج نموده است)

و به همین ترتیب دیگر روایاتی وجود دارد. بناءً نماز جمعه بر هر مسلمانی واجب بوده؛ مگر این‌که نصی وارد شده باشد که آن را استثناء کرده باشد.» پایان.

دوم: در جواب ۱۸ شعبان ۱۴۴۱ هـ.ق ما چنین وارد شده است: «این قول الله سبحانه وتعالی:

﴿يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! هنگامی‌که برای نماز روز جمعه آذان گفته شود، به سوی ذکر الله (سبحانه وتعالی) بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید!

 بناءً مسلمان برای نماز جمعه سعی می‌کند بدون آن‌که منع شود؛ لذا سعی برای ادای نماز جمعه فرض است؛ زیرا این سعی مقترن با ترک مباح بوده؛ یعنی نماز جمعه در مکان خاصی مانند خانه خوانده نمی‌شود. بناءً منع نماز جمعه از مساجد جواز ندارد، لذا در جواب گفته شده که قفل نمودن مساجد و منع نمودن از نماز توسط حکام کاری است ناجائز و گناهی است بزرگ. بناءً وقتی حکام اداء نماز جمعه را در مساجد منع نمودند و به جز خانه‌ها جای برای نماز جمعه نماند؛ پس در خانه چهار رکعت نماز ظهر اداء شود؛ اما دولت از بابت بسته نمودن مساجد گناه بزرگی را مرتکب شده است. 

اما در خصوص مسئله اسباب باید گفت: گرفتن تدابیر و اسباب درست و جائز بوده به شرطی‌که تدابیر و اسباب مخالف شریعت نباشند. گرفتن تدابیر در مسئله‌ی نماز جمعه و جماعت این است که مریضان نرفته ولی اشخاص صحت‌مند باید بروند. در این جواب، ما دلائل کافی برای عدم جواز مسدود کردن و قفل نمودن مساجد ذکر کردیم و گفتیم که باید اشخاص صحت‌مند به نماز دست‌رسی داشته باشند و اقداماتی برای عدم حضور اشخاص مریض به امراض ساری در نماز گرفته شود که این مسئله واضح است. گفته نشود که اشخاص صحت‌مند گاهی مصاب به مریضی کرونا هستند؛ اما علائم مرض‌شان واضح نبوده بناءً باید تمام مردم از رفتن به مساجد منع شوند؛ یعنی همۀ ساکنین زمین از رفتن مساجد منع شوند که برای چنین استدلال و سخنی نه دلیلی وجود دارد و نه هم گمانی.» پایان.

سوم: در اخیر جواب ما به تاریخ ۸ جون ۲۰۲۰ م چنین وارد شده است: «ششم : خلاصۀ آنچه گفتیم:

  • تغییر کیفیتی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم در ادای نماز تعیین کرده بدعت است. حکم شرعی در این خصوص این است که شخص صحت‌مند به طور عادی به نماز شرکت کرده و پیوست و بدون دوری در صف‌ها استاده شود، اما اشخاص مصاب به مریضی ساری به نماز نروند.
  • وقتی دولت مساجد را مسدود نمود و مردم صحت‌مند از رفتن به نماز جمعه و جماعت منع نمود، به گناه بزرگی گرفتار می‌شود؛ به خاطری‌که نماز جمعه و جماعت را منع نموده؛ بناءً لازم است که همیشه مساجد برای نمازها باز باشند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان کرده است.
  • وقتی دولت نمازگذاران را از ادای نماز به کیفیت و طریقه رسول الله صلی الله علیه وسلم منع کرد و نماز گذاران را ملزم ساخت تا یک متر و یا دو متر در صف‌های شان فاصله بگیرند، مخصوصاً که اعراض و علائم مریضی دیده نشود، این گناه بزرگی است.

این حکم شرعی است که آن را در این مسئله ترجیح می‌دهم. الله سبحانه وتعالی از همه عالم‌تر و با حکمت‌تر است، از الله سبحانه وتعالی می‌خواهم که مسلمانان را به راه راست هدایت نموده تا اوتعالی را طوری‌که امر کرده مطابق به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم عبادت کنند، و شریعت حنیف را بدون کم و کاست و بدون کجی با اقامت خلافت راشده تطبیق نمایند. بدون شک به یاری الله سبحانه وتعالی در اقامۀ خلافت خیر و پیروزی بوده و او سبحانه وتعالی را هیچ چیزی در آسمان و زمین عاجز نساخته او ذات شکست نا پذیر و با حکمت است.» پایان.

چهارم: از آنچه گذشت واضحاً معلوم می‌شود که نماز جمعه فرض عین و لازم بوده که این نماز با کیفیتی‌که رسول الله صلی علیه و سلم بیان  کرده با ارکان و شرائط صحت‌اش و با پیوست‌گی صف‌های نماز به طریقۀ شرعی‌اش طوری‌که در جواب گذشته بیان کردیم، اداء گردد؛ اما منع نمودن حکام از نماز به این طریقه گناه بزرگی است که بر ذمه‌ای حکام مانده، برابر است که این منع نمودن با بسته نمودن مساجد و یا با منع نمودن مردم از نماز خواندن به طریقه‌ای شرعی آن باشد.

دیگر این‌که نماز جمعه فرض عین بوده و بر هر مسلمان مکلفی لازم است که برای ادای نماز جمعه تلاش و آن را به طریقۀ شرعی با همه ارکان و شرائط صحت‌اش در حالی‌ اداء نماید که صف‌ها پیوند باشد و اگر به دلیل مانع جسمی و یا حاکم ظالمی بود که مسلمان را از ادای نماز به طریقۀ شرعی‌اش منع می‌نمود و نمازگذاران را مجبور می‌ساخت تا بدعت را انجام داده و فاصله و جدائی بین صف‌ها را اجبار می‌کرد، در این صورت نماز را حسب توان خود اداء نموده و خود حاکم ظالم گنهکار می‌شود. در روایتی‌که بخاری و مسلم رحمهما الله از ابوهریره روایت نموده رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ»

ترجمه: وقتی شما را به کاری دستور دادم، هر قدر که توان دارید از آن دستور را انجام دهید. (لفظ از بخاری است)

بناءً وقتی مسلمان توان این را داشت که نماز جمعه را به صورت پیوسته در صف‌ها بخواند لازم است که به همان صورت بخواند، زیرا فاصله در صف‌ها تا زمانی‌که توان انجام‌اش را داشته باشد بدعت است، اما درصورتی‌که به اثر جبر حکام گنهکار، توان ادای نماز را به طریقۀ شرعی‌اش نداشت، در این صورت نماز را حسب توانش بخواند. نووی متوفی سال ۶۷۶ هـ.ق در کتابش «منهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج» در خصوص شرح این حدیث به لفظ مسلم گفته است: از ابوهریره روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«فإذا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ»

ترجمه: وقتی شما را به کاری دستور دادم، هر قدر که توان دارید از آن دستور را انجام دهید. (لفظ از بخاری است)

نووی در شرح این حدیث گفته است: وقتی شما را به چیزی امر می‌کنم، آن حکم را به هر قدر می‌توانید انجام دهید، این از قواعد مهم اسلام و سخنانی است که بیان شده در تحت این قاعده احکامی‌که شمرده نمی‌شود، مانند نماز با تمام انواعش که وقتی شخص از بعضی ارکان‌ و شرائط صحت‌اش عاجز شد، بقیه آن را انجام دهد. الله سبحانه وتعالی از همه عالم‌تر است.» پایان.

پنجم: به این ترتیب بر همه‌ای برادران سوال کننده لازم است که با سعی و جدیت‌شان نماز جمعه را اداء نمایند، چون نماز جمعه فرض عین است:

﴿يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! هنگامی‌که برای نماز روز جمعه آذان گفته شود، به سوی ذکر الله (سبحانه وتعالی) بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید!

 از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که او صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«الْجُمُعَةُ حَقٌّ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ فِي جَمَاعَةٍ إِلَّا أَرْبَعَةٌ: عَبْدٌ مَمْلُوكٌ، أَوِ امْرَأَةٌ، أَوْ صَبِيٌّ، أَوْ مَرِيضٌ»

ترجمه: ادای نماز جمعه با جماعت بر هر مسلمانی واجب است، مگر این‌که شخص غلام، زن، طفل و یا مریض باشد.

(حاکم گفته است این حدیث بر شرط شیخین صحیح است)

 یعنی آن‌که نماز را به طریقۀ ‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم در صفوف پیوسته بیان کرده اداء کند، اما در صوورتی‌که ادای نماز را به دلیل منع نمودن حکام و اجبار نمودن‌شان با فاصله بین صف‌ها، می‌توانست اداء کند، پس در این صورت حسب توان خود نماز را با همان حالت بخواند؛ اما در عین حال باید برای اقامه‌ای خلافت راشده به صورت جدی کار کند تا آن‌گاه به توفیق و یاری الله سبحانه وتعالی احکام شرعی را طوری‌که هست تطبیق نماید.

امیدوارم که در همین حد جواب شما کافی باشد، الله سبحانه وتعالی از همه عالم‌تر و با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

۲۷ صفر ۱۴۴۲هـ.ق

۱۴سبتمبر ۲۰۲۰م

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

امواج الکترو مقناطیسی

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

عمل‌کرد امواج الکترو مقناطیسی موجود در هوا، مانند کشتی‌های شناور در داخل بحرها می‌باشد؛ زیرا فضا، دریاها و موارد دیگری از چیزهایی‌که ماهیت شکل‌گیری آن از داشتن تصرف اشخاص جلوگیری می‌کند، همه آن‌ها ملکیت عامه می‌باشد. بناءً با در نظرداشت سه مورد زیر، برای دولت، شرکت‌ها و افراد جائز است تا در دریا کشتی و در فضا امواج الکترو مقناطیسی داشته باشند:

1-       استفاده از این امواج نیازی به نصب پایه‌ها در ملکیت عامه همانند جاده‌ها را نداشته باشد.

2-       هنگامی‌که ملکیت عامه مانع استفاده از دیگران گردد و یا آسیبی به آنان رساند، در این صورت وظیفه‌ی دولت است که این معضل را به گونه‌ی اداری حل نموده و امکان بهره‌مندی از ملکیت عامه را برای همگان تضمین کند. بناءً دولت بخاطر مراقبت از امور عامه، مسیر کشتی‌ها را در رود خانه‌ها و دریاها و هم‌چنان مشکل ترافیک را در جاده‌ها تنظیم می‌کند. چنانچه در صحیح بخاری آمده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«الإمام راعٍ ومسئول عن رعيته»

ترجمه: امام [به مثابه‌ی] چوپان بوده و [در قبال] رعیت‌اش مسئولیت دارد.

3-       اگر استفاده از ملکیت عامه باعث آسیب رساندن به فرد، دولت یا جامعه شود، مطابق قاعده‌ی [ضرر] از این استفاده جلوگیری می‌شود. (هر مباحی‌که باعث آسیب گردد، از آن جلوگیری شده و باقی مباحات به حالت اباحت خود باقی خواهد ماند.)

بدین اساس، اگر پایه‌ها در ملکیت عامه احداث نشده باشند و یا هم در ملکیت افراد این شرکت‌ها احداث شده باشند، در مورد داشتن امواج الکترو مقناطیسی باید موارد زیر را در نظر گرفت:

1-       در اختیار داشتن این ملکیت‌ها بخاطر تنظیم بهره‌برداری از باب استفاده‌ای ملکیت عامه، تنها با اجازه‌ی دولت مجاز خواهد بود تا استفاده از ملکیت عامه را دولت به گونه‌ای تنظیم کند که همه افراد بتوانند به شکل درست از آن استفاده نمایند.

2-       دولت باید استفاده از هر گونه امواج الکترو مقناطیسی مباح را که باعث آسیب به دیگران می‌شود، ممانعت کند. مثلاً اگر کسی بخواهد تا با استفاده از امواج الکترو مقناطیسی برای بر قراری ارتباطات جاسوسی از مسلمانان و امثال آن استفاده نماید، لازم است تا دولت مانع آن گردد. اما اگر در بهره‌برداری از امواج الکترومقناطیس نیاز به احداث پایه‌ها در ملکیت عامه باشد، این استفاده برای شرکت‌ها مجاز نبوده؛ بلکه تنها دولت می‌تواند از آن بهره ببرد.

مترجم: عمر موحد

ادامه مطلب...

تجلیل از میلاد النبی در صنعا؛ ‌جشنی خالی از محتوا

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)  

پنج‌شنبه، دوازدهم ربیع الاول ۱۴۴۲ﮪ.ق، مطابق با بیست و نهم اکتبر۲۰۲۰ م از میلاد النبی در پایتخت صنعا و متباقی ولایات تحت کنترول حوثی‌ها بزرگ‌داشت به عمل آمد. احتمالاً برگزار کننده‌گان این مراسم همان افرادی بودند که در این اواخر در انتخابات و جشن‌های ریاست جمهوری تحت فرمانروایی مرحوم علی صالح در میدان السبعین تجمع کرده بودند. آیا این جمعیت انبوه فکر می‌کنند که اسلام در سیاست، ‌اقتصاد و روابط بین‌المللی‌شان سیطره ندارد و این‌که الله متعال رسول الله صلی الله علیه و سلم را فرستاده‌است که آن‌ها تولدش را تجلیل کنند.

﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾ (مائده: ۴۴)

ترجمه: و هرکس به احکامی‌که الله (سبحانه وتعالی) نازل کرده‌است حکم نکند، کافر است.

﴿الْفَاسِقُونَ﴾ (مائده: ۴۷)  ترجمه: فاسق است. و ﴿الظَّالِمُونَ﴾ (مائده: ۴۵)  ترجمه: ظالم است.

رسول الله صلی الله علیه و سلم توسط دولتی‌که در مدینۀ منوره تأسیس کرده بودند به تطبیق اسلام پرداختند. ولی امروزه حکمروائی متعلق به مردم است نه شریعت. دولت داخلی که دین را از زندگی جدا کرده‌است ثروت‌مندتر می‌شود. بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول با دادن قرضه‌ها/وام‌های سودی و آموزش معامله با سود می‌خواهد اقتصادمان را تأمین مالی کند. سیاست خارجی‌مان بر اساس قوانین بین‌المللی به‌پیش می‌رود، مواد درسی‌مان را یونسکو فراهم می‌کند. ...!

آیا برگزار کننده‌گان این مراسم فکر می‌کنند که از حکمیت اسلام در امورات مختلف زندگی‌شان دور رانده شده‌اند، و با جایگزین کردن آن با این نمایشات بی‌محتوا، فکر می‌کنند همان کاری را انجام داده‌اند که الله سبحانه تعالی ایشان را بدان مکلف کرده‌است. الله سبحانه وتعالی فرموده‌است که حضرت عیسی پسر مریم علیه السلام به بنی اسرائیل گفتند:

﴿إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ﴾ (صف: ۶)

ترجمه: من فرستادۀ الله (سبحانه وتعالی) به سوی شما استم، تصدیق کنندۀ تورات پیش از خود و بشارت دهندۀ رسولی که بعد از من خواهد آمد که نام‌اش احمد است.

آن‌ها ایمان نداشتند و او را پیروی نکردند و رفتند تا تولدش را جشن بگیرند و دین خود را از زندگی جدا کردند. اما الله سبحانه وتعالی به رسول‌اش محمد صلی الله علیه و سلم دستور داد و فرمود:

﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ﴾ (آل عمران: ۳۱)

ترجمه: بگو اگر شما چنین استید که الله (سبحانه وتعالی) را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا الله (سبحانه وتعالی)  شما را دوست بدارد.

بعضی از مسلمانان پراکنده شدند و رفتند تا مولودش را جشن بگیرند، و به حاکم کردن آن‌چه با خود آورده بود توجه نکردند. عمل پیروان هردو پیامبر در مخالفت از پیروی از دساتیرشان یکسان است. مسیحیان کافر شدند. مسلمانان با حفظ عقایدشان، از پیروی منهج رسول الله صلی الله علیه و سلم کناره گرفتند.

امروزه نصارا کجاستند که از تولد حضرت عیسی علیه السلام جشن بگیرند؟ دور از چیزی‌که به او علیه السلام نازل شده‌بود. همین‌طور مسلمانان حاکمیت اسلام را جایگزین نظام جمهوریت کرده و به تجلیل از میلاد رسول الله صلی الله علیه وسلم پرداخته‌اند. الله سبحانه وتعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را فرستاد و به او دستور داد تا با تأسیس دولت در مدینۀ منوره، بر اساس اسلام حکم کند. الله سبحانه وتعالی او صلی الله علیه وسلم را با وحیی که برایش نازل کرده‌بود در رأس نظام سیاستی، اقتصادی و ارتباطات خارجی دولت قرار داد. این مسیر توسط خلفای بعدی ادامه یافت تا وقتی‌که آن نظام نابود و از نظر مسلمانان غایب شد. لذا تأسیس خلافت بر منهج نبوت واجب است طوری‌که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده‌اند:

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ...» (احمد)

ترجمه: ... و سپس خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد...

الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ﴾ [آل عمران ۳۱]

ترجمه: بگو اگر شما چنین اید که الله (سبحانه وتعالی) را دوست دارید پس مرا پیروی کنید تا الله (سبحانه وتعالی) شما را دوست بدارد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه یمن

مترجم: صالح مصلح

ادامه مطلب...

غلیان ظرف تغییر در سرزمین‌های اسلامی وحشت را در بند بند ماکرون، رئیس جمهور فرانسه ایجاد می‌کند!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

نه، آقای ماکرون! با چنین مزخرفاتی وحشت خود را از ما پنهان نکن...!

تو دچار وحشت شده‌ای و تعادل خود را از دست داده‌ای، به دلیل این‌که آینده برایت سقوط پیروزمندان و ظهور شکست خوردگان را بشارت می‌دهد! چیزی پیدا نکردی که بتوانی این وحشت را از ظهور اسلام پنهان کنی، به جز این کلمات که واقعیت کنونی آن را انکار می‌کند، مطالعات و گزارش‌ها نیز آن را نپذیرفته و مخالف آنچه تو ادعا می‌کنی می‌گوید و معلوم می‌شود که اسلام در صعود دوامدار قرار دارد و سرعت افزایش و گسترش آن در جهان برای دشمنان آن شگفت انگیز و آزار دهنده است!

آقای ماکرون! بیداری اسلامی، در حال گسترش و فعالیت مداوم است، که به هر پیرو صاحب نظری الهام می‌کند! آینده از تمدن اسلامی خواهد بود برخلاف تمدن غرب که پیروانش تأکید دارند در شرف نابودی است!

آقای ماکرون! تمدن تو تمدنی است که امروز بحران‌های حادی را تجربه می‌کند و هیچ راه‌حل و درمانی ندارد. زیرا بیماری مهلکی که در آن وجود دارد، ترشحی از بذر ایدیولوژی سرمایه‌داری بوده که تمدن شما بر آن بنا شده است. روز به روز فرسایش می‌یابد تا به گرد و غباری تبدیل گردد که توسط طوفان‌های تغییر پراکنده می‌شود سپس چیزی از آن باقی نمی‌ماند، مگر آنچه در کتاب‌های تاریخ نقل شده است مانند آنچه تاریخ اجداد رومی تو  برای تو بازگو می‌کند!

آقای ماكرون! تو ترسیده‌ای، زیرا می‌بینی كه ظرف تغییر در سرزمین های‌ اسلامی در حال غلیان است، و این پخت نزدیك به پختگی است، اما از مواد سوختی‌كه در زیر آن است و جوشش آن را تقویت می‌كند، غفلت كرده‌ای! به همین دلیل است كه خودت مواد سوختی ساخته‌ای كه غلیان آن را افزایش می‌دهد.

آقای ماکرون! در ظرف، پروژۀ تغییری وجود دارد که تو را می‌ترساند. پروژۀ اسلامی با تمام ارکان و ساختار آن، پروژۀ تمدنی‌که به لطف تمدن اسلامی، طعم زندگی را از طعم تلخ ناشی از تمدن غرب به طعمی شیرین تغییر می‌دهد.

مواد سوختی‌که در زیر ظرف قرار دارد هیزم و بنزین است. اما هیزم آن عبارت از حاکمان مسلمانان از عرب و عجم است. یعنی آن مستبدانی‌که بعد از رفتن تان از سرزمین‌های ما به زور بر ما تحمیل کردید تا جانشین شما در برده گردانیدن ما شوند و آنچه را که شروع کرده‌اید ادامه دهند و آنچه را که به آن‌ها دستور می‌دهید، عملی کنند و آن‌ها را چون دیوانه‌گانی ساخته‌اید تا در مقابل ما با آهن و آتش بایستند تا ما را از دین و شریعت ما منع کنند! آن‌ها مواد سوختی هستند که توسط بی‌عدالتی، استبداد، جنایت، آزار و اذیت خود در زیر ظرف تغییر آتش می‌افروزند.

اما بنزینی‌که هیزم را مشتعل می‌کند، شما هستید که حاکمان سرزمین‌های استعمارگر و احزاب خصمانه با اسلام و مسلمانان می‌باشید و رسانه‌های فاسد شما هیچ کاری جز به چالش کشیدن اسلام و متنفر ساختن مردم از آن ندارند! شما همانطور هستید که هستید هر وقت دیدید آتش زیر ظرف فرو نشست، بنزین بیشتری روی آن ریختید تا بیشتر و بیشتر شعله‌ور گردد.

بلی، تو آقای ماکرون! کسی هستی که با حملات بی وقفۀ خود بالای ما، سبب بلند رفتن غلیان این ظرف گردیده‌ای! سرزمین‌های ما را اشغال می‌کنید، ما را می‌کشید، ما را آواره می‌کنید! بر دختران و زنان ما تجاوز می‌کنید، زندگی ما را نابود می‌سازید، به پیامبر ما توهین نموده، قرآن ما را می‌سوزانید، اسلام ما را تحریف می‌کنید، ما را به تروریسم، افراط گرایی و تعصب متهم می‌نمائید و در هر جنبه از اسلام حتی در ساده‌ترین مظاهر اسلام با ما مبارزه می‌کنید! امروز تو بر آتش زیر این ظرف افروختی آن هم با سخنانی که غلیان را افزایش می‌دهد تا جایی‌که بوی آن در سراسر سرزمین‌های اسلامی پیچیده است و پاسخ‌های طاقت فرسا از آن‌ها به تو وارد می‌شود.

آقای ماکرون! تو غلیان ظرف را چنان افزایش دادی که خودت هم نمی‌دانی، پوتین قیصر روسیه و ترامپ امپراطور آمریکا نیز مانند تو عمل می‌کنند و نمی‌دانند.

آقای ماکرون! آئینۀ تو نشانه‌های وحشت را در چهرۀ تو برای ما نشان می‌دهد! تو ترسیده‌ای، زیرا در یک بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به سر می‌بری با وجودی‌که دولت استعماری تو تا امروز ادامه داشته و بر مستعمرات قدیمی خود تسلط دارد، سرمایه‌های دیگران را غارت می‌کند و ثروت خود را بدون وقفه تخلیه می‌نماید! با این حال مردم تو از درد و رنج سیاسی و اقتصادی شکایت دارند، چی فکر می‌کنی اگر بیداری اسلامی روی پاهایش بایستد، رهبری جهانی از شما سلب ‌شود، راه‌های غارت اموال مردم آسیب پذیر را از شما قطع کند و آن‌چه را که با قدرت تفنگ و توپ از آن‌ها گرفتید به آن‌ها بازگرداند... زندگی شما در آن زمان چگونه خواهد بود؟!

قطعاً کابوس قرون وسطی، دوران خشکسالی، فقر، ناآگاهی و عقب ماندگی، با تصاویر وحشتناکی بالای سر تو ظاهر می‌شود و به آن چیزی فکر می‌کنی که سیراک قبل از تو فاش کرد وقتی صریح گفت: "فرانسوی‌ها باید بدانند آن اموالی که در دست دارند از لطف غارت‌های است که از آفریقا دزدیده ایم". به همین دلیل تو ترسیده‌ای، زندگی شما چگونه خواهد بود؟ اگر روزها بر شما برگردد به آن روزهای که بین ما و شما دورۀ متمایز بود، آن زمانی‌که تمدن اسلامی در اوج ترقی خود بود و پرتو نور آن تاریکی اروپا را در زمان قرون وسطی از بین می‌برد. همانطور که می‌دانی ما در زمینه‌های مختلف دانش که از ما به ارث برده اید پیشرفته بودیم و در تمام فنون مخترع بودیم، در حالی‌که شما در دریای از تاریکی جهل و بی‌سوادی شنا می‌کردید و فقط با خرافات و افسانه‌ها زندگی می‌کردید. حتی به دلیل جهل خود، مردم بیمار خود را می‌سوزاندید زیرا معتقد بودید که جن و شیاطین آن‌ها را به تسخیر خود درآورده‌اند.

آقای ماکرون! اگر فکر می کنی که بر اسلام پیروز شده‌ای و صفحۀ آن را برای همیشه بسته‌ای، پس اشتباه می‌کنی و شاید پیروزی موقتی تو بر نسلی ضعیف از مسلمانان، این توهم را برایت بوجود آورده است. بر تو لازم است تا تفاوت قائل شوی، میان اسلام به عنوان یک تمدن و ایدیولوژی زندگی و بین مسلمانان به عنوان یک امت انسانی که گاهی درست عمل می‌کند و گاهی خطا می‌نماید قوی می‌شود و ضعیف می‌گردد.

اسلام از زمان خروجش به سوی مردم هرگز شکست نخورده است، زیرا این یک ایدیولوژی صحیح است که تمام آموزه های فکری و فلسفی نتوانسته اند از آن بهتر عمل کنند و این یک دین با ثبات است که عقل را قناعت داده و به قلب اطمینان می‌بخشد و هیچ دین و اعتقادی در جهان وجود ندارد که در استدلال‌های قناعت بخش آن برای عقل و دلایل روشن آن برای باطل، شبیه آن بوده و با آن رقابت کند و این دینی است که زندگی را برای مردم به ارمغان می‌آورد، زیرا هر کسی‌که نزد شما نتواند به سعادت برسد و بدبخت گردد و در آستانۀ نا امیدی متوقف شود و - با وجود پول و شهرت - در فکر خودکشی باشد، زمانی‌که اسلام را پیدا می‌کند زندگی با بهار، درخشش رنگ‌های آن و گل‌های معطر به آن باز می‌گردد و برای تو شواهد کافی وجود دارد! در مورد درصد بالای کسانی‌که در میان مردم شما به اسلام می‌آیند به ویژه در میان زنان، با وجود تلاش‌های ناامید کنندۀ شما برای متقاعد کردن آن‌ها به این‌که اسلام بر زنان ستم می‌کند. این از نظر اسلام به عنوان یک آموزه و یک نظام زندگی است، شما بر آن غلبه نخواهید کرد.

اما در مورد مسلمانان، این سنت الهی در مورد انسان ها و جانشینی نسل‌ها یکی پس از دیگری است. هرگاه اسلام نسلی قدرتمند داشت که بزرگی خود را حفظ می‌کرد، از خانه‌های خود دفاع می‌نمود و فتوحات خود را گسترش می‌داد، شما فروکش کرده عقب نشینی می‌کردید و از سرزمین‌های آن دور می‌شدید و هرگاه یک نسل ضعیف جانشین او گردید شما حرکت کردید، با او مبارزه نمودید، بر آن هجوم آوردید و پیروز شدید تا این‌که الله سبحانه وتعالی بر شما نسل دیگری صاحب نیرو و قدرت بفرستد تا شما را از همان جای که آمده‌اید برگرداند و خانۀ خود را از نجاست شما پاک کند و وسوسه‌های شیطان را از یادتان ببرد.

تاریخ اجداد خود، صلیبی‌ها را جستجو کن و ببین هر زمانی‌که آن‌ها مسلمانان را شکست دادند، به قلعه‌های آن‌ها حمله کردند، سرزمین‌های آن‌ها را اشغال کردند و بیت المقدس را تصرف نمودند. بعد از آن ببین که آن‌ها با تحقیر، سر و گردن پائین افتاده، در حالی بیرون شدند که شکست و ناامیدی را به دنبال خود می‌کشیدند، و هم‌چنین تاریخ مغول را با مسلمانان مشاهده کن که با چه نسلی توانستند جهان اسلام را کنترل کنند و مسلمانان را تسخیر کنند. و با چه نسلی خوار و حقیر بیرون آمدند؟

این‌چنین نسل‌ها در طول تاریخ بین قدرت و ضعف در نوسان هستند و خوب است که به یاد شما آورم روزهای شکوه و قدرت و آن‌چه که در آن از اخبار شما آمده است، آن‌زمانی‌که از خلیفۀ مسلمانان درخواست کمک نمودید تا سرزمین شما را که در اسارت دشمنان شما بودند آزاد سازد و به سلطنت شما باز گرداند و خلیفه در خواست شما را لبیک گفت و بر آن نیز افزود و برای شما امتیازاتی داد که برای هیچ ملت اروپائی قبل از شما نداده بود، اما شما امروز این لطف را با بمب، موشک و گازهای سمی پاسخ می‌دهید.

پیروزی امروز شما بر ما فقط به دلیل ضعف نسلی است که قبل از ما وجود داشته است، علاوه بر کمک خائنینی‌که از داخل شما را قادر به سرنگونی دولت ما (خلافت عثمانی) کردند و تو امروز تولد نسل جدیدی را مشاهده می‌کنی که به دنبال ایجاد خلافت دوباره پس از از دست دادن نسل اول هستند.

آقای ماکرون! بدان تا زمانی‌که اسلام وجود دارد -اگر چه دولت هم نداشته باشد- برای زنده شدن چندین نسل کافی است. هرگاه نسلی از آن عقب بیفتد، نسل دیگری بعد از آن به وجود می‌آید تا امت را بعد از سقوط آن بر پا دارد و این موضوع تا پایان زندگی ادامه خواهد یافت. توهم و خیالات، تو را دور نبرد و در خواب‌های دروغین خود که غیرممکن‌ها را به تصویر می‌کشند فرو نرو!

آقای ماکرون! ما بزودی مجد، عزت و رهبری خود را به جهانیان باز خواهیم گرداند، ان شاءلله. و الله سبحانه وتعالی اين روزهاي پيروزي و شكست را در ميان مردم دست به دست مي‌گرداند (گاهي بهرۀ اينان و گاهي نصيب آنان مي‌نماید).

خلاصه بعد از همۀ این‌ها، تو ترسیده‌ای و دچار بحران شده‌ای، و ما آن‌طور که تو ادعا می‌کنی نیستیم!

نویسنده: خالد العمراوی

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

زنان و اطفال ما در معرض زندانی شدن و بازداشت هستند، حال‌آن‌که حکمرانان مسیر عادی‌سازی(روابط با دولت یهود) و غدر را دنبال می‌کنند!

(ترجمه)

در طول ماه اکتبر گذشته، مقامات اشغالگر صهیونیستی دستگیری(مردم بی‌گناه) فلسطینیان را افزایش دادند، طوری‌که "مرکز اسیران فلسطین(Palestine Center for Prisoners)" تقریباً 410 مورد بازداشت را گزارش داد که شامل 46 کودک و 8 زن بود. این اشغالگران با سوء استفاده و بازداشت در واقع زنان و اطفال فلسطینی را هدف قرار می‌دهند. فلهذا، تعداد زندانیان زن به 40 نفر از جمله مادران، همسران، دانشجویان و دختران جوان و از جمله بیماران و زخمی‌ شده‌گان رسیده است. همه‌ی این‌ها در شرایطی هم‌چو ظلم شدید، پیچیده‌گی(اوضاع)، تحقیر و مراقب‌های ضعیف، اتفاق می‌افتد. اخیراً مركز حنظلة، در روز به اصطلاح "روز ملی زنان فلسطینی" گفت: این زندانیان در حال حاضر در زندان "دامون" در رنج، افسرده‌گی و بیحالی قرار دارند که ساختمان زندان توسط اشغالگران بریتانیایی در جنگل‌های الکارمل ساخته شده است و طوری طراحی/دیزاین شده بود تا در طول سال مرطوب باقی بماند؛ زیرا به عنوان انبار دخانیات مورد استفاده قرار می‌گرفت. مقامات اشغالگر هیچگونه حریم خصوصی زندانیان زن، خواه مربوط به نیازهای خصوصی و یا عمومی باشد را در نظر نمی‌گیرند و آن‌ها را با همان روش‌های وحشیانه‌ای که با زندانیان به کار می‌برند، در همان مراکز تحت شکنجه قرار می‌دهند.

حتی در پرتو شیوع وبای ویروس کرونا، اقدامات پیشگیرانه واقعی علیه این ویروس در زندان وجود نداشت. ‏از سوی دیگر اداره زندان، از جمله زندان دامون، مانع خرید زندانیان از بسیاری اجناس از جمله کالاهای تمیز کننده از فروشگاه سربازخانه شده بودند که این امر سلامتی زندانیان زن و تمامی زندانیان را به تهدید مواجه ساخته و آنان را در معرض خطر ویروس قرار داده است.

*****

در مورد کودکان، مرکز مطالعات زندانیان فلسطینی نشان داد که واحدهای ویژه سرکوبی اداره زندان‌ها، به  دیپارتمنت‌ها و زندان‌ها نفوذ کرده و به تجاوز و سوء استفاده‌ی زندانیان ادامه می‌دهد. این مرکز گزارش داده است که طی ماه گذشته حدود 16 حمله انجام شده است که به‌طور برجسته مهم‌ترین آن یورش به بخش زندانیان کودک در زندان عوفر و انتقال 45 کودک و نماینده‌گان آنها به بند یا بخش 18 و مصادره بسیاری از املاک آنان است. سازمان "نجات کودکان(Save the Children)" گزارشی را درباره پیامدهای روان‌شناختی (psychological) و انسانی در نتیجه دستگیری و بازداشت کودکان فلسطینی صادر کرد. این سازمان دریافت کرد ‏بیش از 90 درصد از بازداشت شده‌گان اسبق، که از برنامه های توان‌بخشی پس از سانحه(post-traumatic rehabilitation)  که برای بازداشت شده‌گان فلسطینی در کرانه باختری دایره شد، بهره‌مند شده بودند، تااکنون از بیماری روانی به‌نام "اختلال اضطراب پس از سانحه(PTSD)" رنج می‌رند. ‏این آسیب/اضرار‌های(روحی و روانی) مربوط به مدت زمان بازداشت نیست، زیرا نفس تجربه نمودن بازداشت یا دستگیری صرف نظر از مدت زمان آن، یک "ضربه/سانحه(Trauma)" شدید است.

این تنها نمونه‌ی کوچکی از مشکلات بزرگ‌تر و پنهانی است که کودکان و زندانیان زن فلسطینی در زندان‌های اشغالگران تحت این شرایط بد قرار دارند. این مقامات در پرتو سکوت بین‌المللی، عربی و حکومت داخلی گوش‌های شان را از گریه‌ و رنجش‌های مسلمانان به کری انداخته اند و همدستی حکومت دایتون و غفلت‌شان از این رنج‌ها و فجایع، و با توجه به تقلای رژیم‌های مطیع تا این‌که با وقاحت و گستاخی تام، به‌طور علنی با نهاد یهودی روابط‌شان را عادی نمایند.

اما دوام هرگونه حالت ناگوار محال است و الله سبحانه وتعالی به کسانی نصرت عطاء خواهد نمود که (به دین) او سبحانه وتعالی نصرت می‌دهند و الله سبحانه وتعالی کسانی‌ را دشمن می‌گیرد که او سبحان وتعالی خیانت کرده اند. بناءً ظالمان می‌دانند که چه عاقبتی به سوی آنان خواهد آمد و این امر به الله سبحانه وتعالی آسان است تا آنان را نابود کند. الله سبحانه وتعالی به کسانی‌که برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت دعوت و فعالیت می‌کنند نصرت خواهد داد که این دولت اسلامی به زندانیان زن کمک خواهد نمود تا از چنگ ظالمان آزاد شوند و این دولت کودکان و تمامی اسیران را از چنگ اشغالگران نجات خواهد داد و این دولت سرزمین‌های اسلامی و اهلش را به اذن الله سبحانه وتعالی آزاد خواهد کرد. 

و(َمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) [أنفال: 10]

ترجمه: الله، نزول فرشتگان را فقط نوید و مژده‌ای برای شما قرار داد تا بدین سان دل های‌تان آرام گیرد؛ بدانید که یاری و پیروزی(نصرت) تنها از سوی الله می باشد. همانا الله توانای حکیم است.

بخش زنان در دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه