سه شنبه, ۱۳ جمادی الثانی ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۱/۰۱/۲۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

چه قدرحکام مزدور کنونی با خلفای مسلمین تفاوت دارند!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

نیروهای آزادی و تغییر در سودان، به وزیرمالیه آن، "هبة محمد"، پیشنهاد کردند که برای جبران کسر بودجۀ مالی، از بودجۀ اختصاصی2021م هیئت حاکمه، 40 درصد کاهش دهد. روزنامۀ "الانتباهة" صادرۀ تاریخی 27/12/2020م در یک گزارشی خود اشاره براین داشت که این وزیر در ابتداء، اطلاع ا"ئتلاف حاکم" را نسبت به این بودجه، انکار نمود است. آن‌ها از وزیر خواستند که از  نخست وزیر اجازۀ این امر را دریافت نماید که ائتلاف بعدا این اجازه را دریافت نمود. روزنامۀ "الانتباهة"طبق اطلاع رسانی‌های منابع خود، خبر از ایجاد راه حل‌هایی می‌دهد که روی دست گیری آن‌ها منجر به کاهش کسر بودجه از 300 ملیارد جنیه به 100 ملیارد جنیه، در بودجۀ 2021م می‌شود. هم‌چنان این روزنامه، از دریافت کمک‌های مالیاتی و اقتصادی 4800 ملیارد دالری دولت‌های خلیج به این بودجه، خبر می‌دهد. روز نامه یادآور شده که  که وزیر از "ائتلاف حاکم" خواست که از نخست وزیر درخواست نمایند تا در قسمت پیشنهاد کاهش 40 درصدی بودجۀ اختصاصی 2021م شورای رهبری، اقداماتی را روی دست گیرد، این در حالی می‌باشد که به دلیل افزایش مالیات گمرکی از 75 ملیار جنیه به 100ملیارد جنیه، تلاش‌ها به شکست مواجه شدند. به تاریخ 26/8/ 2019م روزنامۀ "السودانی" گزارش داد که برای تمام اعضای هیئت حاکمه وسایل نقلیه‌ای با مارک ((Infinity اخصاص داده شده است. در کاخ ریاست جمهوری پروتکل تخصیص اسکورت خصوصی و وسایل نقلیه برای اعضاء هیئت به امضاء رسید، همان گونه که در همان روز روند توزیع دفاتیر ویژۀ اعضاء در دو قصر آغاز یافت.

در ماه فبروری 2020م روزنامۀ "مصادر" گزارشی را نشر نمود که در آن چنین آمده: دولت انتقالی، در قسمت حقوق وزرای فدرال و معاونین وزرا، تعدیلات جدیدی را اعمال نموده است. حقوق هر وزیر فدرال را به 150000 جنیه و حقوق معاوین وزیر را به 900000 جنیه افزایش داده است. طبق معلومات این روز نامه حقوق وزراء و معاونین شان از طریق کانال مرکزی در شورای وزراء، مستقیم به حساب‌های خصوصی شان منتقل می‌شود. برخلاف رویش دوران دولت نجات ملی که حقوق مشروطه‌خواهان همراه با حقوق کارمندان ارشد هر ادارۀ دولتی پرداخت می‌شد.

در زمانی‌که حقوق یک کارمند دولت پاین‌تر از 3000 جنیه می‌باشد، وزیر آن 150000 هزار جنیه در خواست می‌کند؛ در حالی‎که مردم این سرزمین در تنگناه ترین حالت زندگی  به سرمی‌برند، گرانی قیمت مواد خوراکی بی‌سابقه بوده و مردم با بحران‌های کوبنده دست و پنجه نرم می‌نمایند؛ حکام آن را می‌بینید که بدون اندک توجه به وضعیت مردم، از مال و سرمایۀ مردم بیشترین سهمیه را می‌قاپند، درحالی‌که بدلیل سیاست‌های فلج کنندۀ شان، که کاملاً عاری از ارشادات رحمانی بوده و در مسیر شیطانی قرار دارد، مردم در بدترین حالت فقر و تهیدستی و در سخت‌ترین حالت زندگی و بی‌چارگی به سرمی‌برند. حاکمیت شان بر اساس مشروعیت طاغوتی استوار بوده و فرمانبرداری بدون چون وچرای شان را از طاغوت، شیطان آسان ساخته و برای شان می‌آراید. وای بر شما با این وضعیتی‌که مردم دارند، چه‌گونه به خود اجازه  می‌دهید که چنین حقوقی را دریافت نمائید؟ در عوض شما می‌بایست برای رسیدگی به وضعیت مردم از حقوق خویش کاسته و دارائی‌های تان را برای آسودگی مردم به کارمی‌گرفتید!

البته در ارتباط به کسانی‌که منصب و حکومت را تنها غنیمتی قراردادند که هر کدام شان به  طمع به دست آوردن آن نشسته اند تا قسمت بزرگ آن را بقاپند، چنین تصرفاتی جای شگفت ندارد. نه بسان اسلام که منصب و حکومت را امانتی عنوان می‌کند که در روز رستاخیز خواری و پشیمانی را به در پی دارد، مگر برای کسانی‌که حق مسئولیت آن را اداء کرده و پاداش‌شان را از الله سبحانه وتعالی می‌خواهند! بسان کسانی‌که شریعت الله سبحانه را مسیر خویش و امانتی قرار داده و با جان شان از آن پاسداری می‌نمودند، بسیار از آنان عهده‌داری منصبی را به دلیل ترسی‌که نسبت به مسئولیت خطیر و بزرگ آن داشتند، نمی‌پزیرفتند. کسی‌که عهدار منصبی می‌شد، حق آن را اداء می‌نمود. خلفاء و والیای مسلمانان اولین کسانی‌بودند که گرسنه بودند و آخرین کسانی‌بودند که سیر می‌بودند، از جنس امت بوده، امت آنان را دوست و آن‌ها امت را دوست داشتند، خواب بر چشمان شان نمی‌آمد اگر یک تن از رعیت شان گرسنه و مریض‌می‌بود، تا این‌که‌ نیاز و مشکل‌اش را بر طرف می‌ساختند. از آن‌جای‌‌که عقیدۀ اسلامی را اساس و مبنای حاکمیت خویش قرار داده بودند، به بهترین الگوها برای ما تبدیل شده اند، مانند "سعید بن عامر والی حمص در دوران خلافت عمر رضی الله عنه" خلیفۀ مسلمانان عمر رضی الله عنه سعید بن عامر را بر ولایت حمص می‌گمارد، مدت زیاد نمی‌گذرد که گروهی از مردم حمص نزد امیرالمؤمنین می‌آیند، امیر المؤمنین برای شان می‌گوید: "نام‌های فقرای خویش را بنویسید تا از دارائی مسلمانان به آن‌ها اعطاء کنم". بنا براین آن‌ها نام‌های فقرای خویش را نوشته و در میان آنان نام سعید بن عامر والی حمص را نیزمی‌نویسند." عمر رضی الله عنه پرسان می‌کند: "سعید بن عامر کیست؟" می‌گویند: " او امیر ما می‌باشد." عمر رضی الله عنه باز پرسان می‌کند که "امیر شما فقیر است؟" می‌گویند: " بلی قسم به الله روزهای زیادی سپری می‌شود که در خانۀ وی آتشی روشن نشده و طعامی پخته نمی‌شود. اشک در چشمان امیر المؤمنین جاری شده و گریان می‌نماید، سپس هزار دینار را در کسیه نهاده می‌گوید: این مال را برایش بدهید تا از آن امرار معاش کند." زمانی‌که آن گروه به حمص بازمی‌گردند، کسیه را به سعید داده و سعید می‌گوید: " إنا لله و إنا إلیه راجعون!" گویا که به وی کدام مصیبتی فرا رسیده باشد. همسرش از وی می‌پرسد: " چه خبر است؟ آیا کدام اتفاق بدی برای امیر المؤمنین افتاده است (آیا امیرالمؤمنین درگذشته است)؟" سعید می‌گوید: "اتفاقی بزرگ‌تر ازاین رخ داده است! دنیا بر من روی آورده تا آخرتم را فاسد سازد." همسرش می‌گوید: "خود را از آن نجات بده!" او در مورد دینارها چیزی نمی‌داند. سعید می‌گوید: "آیا کمکم می‌کنی تا خود را از آن نجات دهم؟" همسرش می‌گوید: "بلی." همین می‌شود که سعید هزار دیناری را که امیرالمؤمنین برایش فرستاده بود، بین فقرای مسلمین توزیع می‌نماید.

نویسنده: عبد الخالق عبدون

مترجم: علی مطمئن

ادامه مطلب...

پیامی به خواهرمان در سریلانکا

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

با سلام و درود آن دینی شما را خوش‌آمدید می‌گویم که ما و شما را جمع کرده و از ما جسم واحد ساخته است؛ جسمی‌که اگر عضوی از آن به درد آید دیگر اعضای بدن با بیدارماندن و تب‌داشتن با او شریک هستند. بلی، ما با سلامِ اسلام شما را خوش‌آمدید می‌گوییم؛ درود، رحمت و برکتِ الله سبحانه و تعالی بر شما...!

هرچند مرزهای مصنوعی یک‌دیگر مان را از هم جدا ساخته، اما رنج مان واحد است و دردی‌که به شما اتفاق می‌افتد و متحمل می‌شوید، ما هم رنج می‌بریم و درد می‌کشیم. همین‌طور اگر دولتی‌که ما را متحد می‌کند و ما را از دست هیولاهای وحشی و مست که اجساد و اعضای مسلمانان را به دندان می‌گیرند و تمام توجه‌شان پیروز گردانیدن اعضای خودشان است، نجات می‌دهد. بدون شک که در قیام آن دولت مقتدر اسلامی این دشمنان نابود می‌شوند.

بلی، پس این جسد هنوز یکی است، مهم نیست که به چه بیماری‌های مبتلا شده، بلکه درد هر عضوی آن متوجه همۀ اعضایش می‌شود. پس رابطۀ مان قوی و متین است و این رابطه توسط مرزها و مسافات و تحول دولت‌ها و حکومت‌ها قطع نمی‌گردد و قلوب مان به یک دیگر متصل است. آن‌چه که برای هر یک از اعضای این بدن اتفاق می‌افتد در درد و رنج آن خود را شریک می‌‌‌داریم و برای افشا و کشف آن‌چه نظام فاسد سرمایه‌داری از اقدامات جنایتکارانه و وحشیانه نسبت به مسلمانان پنهان می‌کنند، تلاش کنیم. اگر این نظام جهانی سعی کند جنایات دولت‌های دست‌نشاندۀ خود را پنهان کند و یا آن‌ها را به بهانه‌های واهی؛ چون مبارزه با افراطی‌گرایی و تروریسم توجیه کند، رسانه‌های بدیل ما آنان را افشا کرده، اظهارات و اتهامات دروغین‌شان را برملا و نفرت و انزجارشان را نسبت به مسلمانان آشکار می‌کنند.

مصیبت شما برادران‌، مصیبت ما است و این که کفار از نظر تخلف و ظلم نسبت به شما چه می‌کنند از ما پوشیده نیست و ما با قلب‌های شکسته و چشم‌های پر اشک آن‌چه را که برای شما انجام می‌دهند دنبال کردیم، با رعب و وحشت، که با زنده‌ها و مرده‌های مان کردند زندگی می‌کنیم. اخبار شما به ما رسید و دانستیم از آن‌چه که آن‌ُها به دست بودایی‌های جنایتکار به شما کردند نشانگر تنفرشان نسبت به اسلام و مسلمانان است. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ﴾ [بروج: 8]

ترجمه: شکنجه‌گران هیچ ایرادی، عیبی و جرمی برمؤمنان نمی‌دیدند جز این‌که ایشان به الله قادر و چیره و شایسته‌ای هرگونه ستایشی، ایمان داشتند!

برای ما واضح شد که آن‌ها از این دین نفرت دارند و برای گسترش نفرت و خشونت علیه شما تلاش می‌کنند و وحشت را در قلب‌های‌تان گسترش می‌دهند تا از بازدید مساجد خود ترسیده و مساجد را ترک کنید؛ زیرا از اقدامات تلافی‌جویانه، به خصوص پس از حملات عید فصح (عید ترسایان) در اپریل/آوریل 2020، که انگشت اتهام را به سمت شما گرفتند دست بکشید.

حالت خواهرِ مان «زارینا بیگم» 60 ساله قلب‌های مان را به درد آورد و «ما در خانه‌های خود تقبیح کردیم و از ترس او را ترک کردیم.» برای ما بی‌عدالتی و ظلم‌شان واضح شد، ولی آن‌چه برای تان اتفاق افتاده است و به خصوص برای اجساد میت‌های تان که برخلاف اعتقادات اسلامی که باید دفن می‌شدند، حرمت اجساد را نقض کردند و به دلایل واهی سوزانده شد. حتی ما هم این درد که به شما وارد کردند، چشیدیم و این وضع قلب مان را به درد آورد و به همین خاطر بیشتر تلاش می‌کنیم که صدای مظلومیت تان را و ظلمی‌که به شما روا داشته‌اند را به دولت سریلانکا برسانیم، تا زمانی‌که حکومت از تصمیمات که با احکام دین حنیف مان مغایرت دارد دست بکشد. بنابراین ما کرامت جسدها را با دفن کردن می‌دانیم نه در سوزاندن‌شان و آن‌چه برای خواهر مان «فاطمه رینواز» اتفاق افتاده است، خبر داریم و از الله سبحانه و تعالی خواستاریم که از او قبول کند و مورد رحمت خود قرار دهد. به فرزندان، شوهر و همه خانواده‌اش، صبر و آرامش توفیق دهد و الله سبحانه وتعالی  برای مان کافی است و این مجرمین نه تنها بدن او را سوزاندند؛ بلکه اعضای بدنش را جداجدا ساختند. هم‌چنان از مسلمان دیگر هم خبر شدیم که جسد او را بدون نماز جنازه سوختاندند و باعث خشم مسلمانان آن‌جا شد که در نتیجه قبل از سوختاندن مسلمان دیگر اجازه دادند که نماز‌اش خوانده شود. سیاستی را انتخاب کردند که آن‌چه در دین مقدس اسلام ذکر شده، توجه نمی‌کنند، خصوصیات و احکام آن را نادیده می‌گیرند.

در حقیقت مقامات حکومتی در مورد زنده‌ها و مرده‌های شما جنایت کردند و در توجیه‌شان آمده است که به بهانۀ محدود کردن شیوع بیماری کوید-19 اجساد کشته شدگان شما را که به این اپیدمی آلوده شده‌اند یا مشکوک به ابتلا به آن هستند، توسط سریلانکا به عنوان اقدامی پیشگیرانه گرفته شده و این کار را به اساس شروط بقیه کشورهای جهان و شروط سازمان صحت/بهداشت جهان که اجازه دفن اموات را داده است انجام می‌دهیم.

ما، برادران تان در حزب التحریر  از دولت سریلانکا خواستاریم که از سیاست سوزاندن مرده‌های مسلمان دست کشیده و میت‌ها را تسلیم به خانواده‌های‌شان دهید تا بتوانند جسدهای خود را با احترام به نماز دفن کنند و در قبرستان خود بگذارند. ما خواهان آن هستیم که با شما به خوبی و انصاف رفتار کنند تا در روز تأسیس دولت خلافت برای‌شان شاهد پیدا شود. دولتی‌که هرکسی که مورد ظلم قرار گرفته باشد چه مرد و یا زن مسلمان باشد، انتقام آن را خواهد گرفت.

ما به شما اطلاع می‌دهیم که درد و رنجِ مان مشترک می‌باشد و از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم دولت مان را برپا دارد و از همه کسانی‌که به اسلام و مسلمانان آزار و اذیت رسانده‌اند، انتقام بگیرد و دوباره شکوه مجد، عزت و وحدت‌مان را بازگرداند.

در این‌جا به ارتش‌های امت و فرزندان مخلص‌شان از اهل قوت و متنفذ جامعه صدا می‌کنیم که بگذارید دست حمایت و حمکاری را با حزب التحریر در رسیدن به هدف و تأسیس خلافت؛ دولتی‌که به یک واقعیت ضروری و اجتناب ناپذیر برای گسترش صلح، امنیت و امان در سراسر جهان تبدیل شده و از این جهت نظام سرمایه‌داری موجود آزار می‌بیند. هم‌چنان علماء امت را متوجه می‌سازیم که با اراده‌ای خود، راه صحیح و راه نجات را انتخاب کنید تا که جهان را از تاریکی به نور اسلام تبدیل کنیم.

ای دوستان، ما به شما می‌گویم! ما از الله سبحانه وتعالی صبری مانند صبر آل یاسر را برای تان خواهانیم و الله سبحانه وتعالی یاری دهندۀ ما و شما بر دشمنان خود و دین خود است. الله سبحانه وتعالی نور (آئین) خود را کامل می‌گرداند، هرچند کافران دوست نداشته باشند.

# StopMuslimCremation

#سوزاندن-اجساد-مسلمانان-را-متوقف-کنید

#MüslümanCenazeleriYakmayaSon

نویسنده: زینت صامت

مترجم: پارسا "امیدی"

ادامه مطلب...

حزب عدالت و توسعه مراکش از عادی‌سازی روابط حمایت می‌کند!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

اخوان المسلمین (حزب عدالت و توسعه) در مراکش از جنبش (امیرالمومنین!) در اتحاد مراکش حمایت می‌کند، حتی اگر این امر به ازای هزینۀ فلسطین با عادی‌سازی روابط با رژیم یهود باشد. بخش دعوتی و جنبش جوانان این موضوع را رد می‌کند، اما کسانی‌که مسئولیت مدیریت جنبش را از نظر سیاسی و حکومتی در دولت دارند، پشتیبانی می‌کنند(امیر المؤمنین مفدی!).

شاهین‌ها، کبوترها و بال‌های تبلیغاتی، نظامی و سیاسی؛ اما یکسان؛ متأسفانه اندیشۀ اخوان المسلمین در حال فروکش قرار دارد و این سابقۀ طولانی، قدیمی و جدید است: هرکسی‌که در شورای اشغال شدۀ بریمر در عراق بنشیند، کسی‌که تسلط پوتین را بر چچن تبریک بگوید و این‌که یک مسئلۀ داخلی روسیه است؛ کسی‌که رژیم هاشمی اردن را با اظهارات رهبران‌شان برای دهه‌ها حمایت کند؛ کسی‌که تحت سلطۀ اسلو که فلسطین را فروخت، بپیوندد... این همان عقلیۀ عملی است که طبق آن (به من مقداری قدرت دهید و من  و حتی مکه را به شما می‌دهم!) به پیش می‌رود.

از طرفی دیگر پادشاه مراکش از چی وقت امیر المومنین شد؟! آیا این پادشاه که بر اساس اسلام حکومت نمی‌کند و غرب او را بر گردن مسلمانان مراکش تحمیل کرده و پیش از او پدر و پدربزرگش را تحمیل کرده بود، امیر المومنین شده و باید از او حمایت و پشتیبانی شود؟! این فهم و این رویکرد از کجا به وجود آمد؟! این چه اتکا به ستمگران است؟!

اخوان المسلمین و حرکت‌ها، احزاب و دولت‌های در حال گسترش شان در سرزمین‌های اسلامی احزاب عمل‌گرایی می‌باشند که به دنبال منافع حرکت‌شان هستند؛ در هر منطقه‌ای که این حرکت در آن حضور داشته باشد و متأسفانه آن‌ها منافع حرکت در آن سرزمین یا ناحیه را همان منافع اسلام می‌دانند. هرگاه با نصوص واضح و محکمی برخورد کنند که با مسیرشان در تناقض باشد می‌گویند که این نصوص جامد و خشک است و در هر عصری نیاز است که کسی به تأویل آن بپردازد و مصلحت مسلمانان را در آن ببیند. بنابر این براساس آن‌چه این حرکت مصلحت فوری خود ببیند، نصوص تحریف و تبدیل می‌شود. این چشم‌پوشی از نصوص واضح شرعی در مورد نگذشتن از فلسطین -که دلایل فراوانی برای آن و جود دارد که در این‌جا قابل ذکر نیست و از آن‌جا که لزوماً در دین شناخته شده و معلوم است- همه این نصوص به دلیل منافع حرکت‌های اخوان، احزاب و دولت‌های این‌جا و آن‌جا برای تغییر و تبدیل عرضه گردیده است.

این عمق نفوذ غرب به گروه‌های اسلامی در سرزمین‌های‌ ما را نشان می‌دهد، به این معنی که موضوع یک اندیشه و یک منهج است، نه یک لغزش، اشتباه یا خطا. موضوع جدی می‌باشد، زیرا در این کار تحریف دین و دور شدن از نصوص ثابت شدۀ آن است. بنابراین، ضروری است که حرکت‌های اخوان المسلمین، دولت‌ها و احزاب آن‌ها در این اندیشه و منهج که احکام الله سبحانه وتعالی را با توجه به منافع و مصالح تغییر می‌دهد که هیچ ارتباطی با مصلحت اسلام و مسلمانان ندارد، از الله سبحانه وتعالی بترسند.

بگذارید همه بدانند که امت اسلامی امروز دیگر فریب ریش یا عمامه را نمی‌خورند. بلکه هرکسی‌که احکام الله سبحانه وتعالی،   شریعت و منهج وی را تغییر دهد، قطعاً تحت محاسبه و پاسخگویی قرار خواهد گرفت، گذشته از خشم الله سبحانه وتعالی و مجازات او دربارۀ کسانی‌که قضایای مسلمانان را تحریف، تحقیر و معامله می‌کنند. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ﴾ [سوره مائده آیه 52]

ترجمه: مي‌بيني كساني‌كه بيماري (ضعف و شكّ و نفاق) به دل دارند(در دوستي و ياري با يهوديان و مسيحيان) بر يكديگر سبقت مي‌گيرند.

هم‌چنین فرموده است:

﴿وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ﴾ [سوره هود آیه 113]

ترجمه: و به كافران و مشركان تكيه مكنيد (كه اگر چنين كنيد) آتش دوزخ شما را فرا مي‌گيرد.

نویسنده: دکتر فرج ممدوح

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

1. حدیث: «حتماً‌ هفتاد تن از کافران را مُثله میکنم» 2. عورت کنیز

  • نشر شده در فقهی

پاسخ به پرسش ام احمد

پرسش
السلام عليكم ورحمة الله وبرکاته!

الله سبحانه وتعالی شما را حفظ نموده واز خطا های شما درگذرد. درمورد حدیثی واقفم سازید که در کتاب شخصیه، جزء دوم، درس سیاست جنگی، ص ۱۹۲ آمده که: «درمورد چیزی قسم می‌خورم که اگر الله سبحانه وتعالی من را بالای کفارکامیاب و غالب بگرداند، من یقیناً هفتاد تن از آنان را مُثله خواهم کرد.» هنگامی‌که سند حدیث را جستجو کردم، متوجه شدم که آن حدیثی ضعیف است و هیچ‌کس آن را صحیح نگفته است و هیچ‌کس آن‌را دلیل هم نگرفته است. آن‌چه من می‌دانم این است که ما حدیث ضعیف را دلیل نمی‌گیریم، سبب استدلال دراین حدیث ضعیف چیست؟ یا کدام مفهوم دیگری را افاده می‌کند که دراینجا بکار گرفته شده است؟ برداشت من از این حدیث این است که این حکم از حدیث گرفته نشده بلکه از آیه شریفه گرفته شده است: (وإن عاقبتم فعاقبوا....) إلى آخر الآية (و اگر کفار شما را مجازات نمودند، شماهم آنان را طوریکه مجازات نمودند، مجازات کنید... .)، مگر با آن حدیث چرا استناد و استشهاد صورت گرفته است؟ آیا شما ما را در زمینه رهنمای و توصیه نمودید؟ الله سبحانه وتعالی به شما پاداش نیک را عنایت فرماید!

و سوال دیگری نیز در همین کتاب در مورد برده‌داری و حکم آن وجود دارد؛ مگر سوال از عورت کنیز است که آیا شما می‌توانید موضوع را بیشتر برای ما توضیح دهید که در کتاب ذکر نشده است؛ مگر جریان بحث بیشتر به طرف جدل و مناقشه رفته و نظر علماء در زمینه مختلف می‌باشد؛ بنابراین آیا شما صحیح ترین نظر را برای ما توصیه می‌کنید؟ الله سبحانه وتعالی برای شما پاداش نیک  نصیب فرماید!

پاسخ
وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

دربخش نخست: شما در پرسش اول تان مورد حدیث طبرانی گفتید که «در کتاب شخصیه، جزء دوم، درس سیاست جنگی، ص ۱۹۲ آمده: که درمورد چیزی قسم می‌خورم که، اگر الله سبحانه وتعالی مرا بالای کفارکامیاب و غالب بگرداند، یقیناً هفتاد تن از آنان را مُثله خواهم کرد... .»

پاسخ سوال مذکور متصلاً در جزء دوم کتاب شخصیه، ص ۱۹۲، به شرح زیر ذکر شده است: «سبب نزول این آیه مبارکه چنین روایت شده است که: مشرکین در جنگ احد، مسلمانان را مثله(اعضای بدن شان قطع، شکم‌های شان را پاره، بینی وآلهء تناسلی شان را بریدند، هیچ کس را بدون مثله نگذاشته بودند؛ مگر فقط حنظله بن راهب را. رسول الله صلی الله علیه وسلم بالای سر حضرت حمزه رضی الله عنه وقتی استاد شد که از طرف مشرکین مثله شده بود و این صحنه‌ی وحشتناک را مشاهده نمودند که شکم حضرت حمزه رضی الله عنه پاره شده و بینی شان از بیخ بریده شده بود، در این هنگام فرمودند: «درمورد چیزی قسم می‌خورم که اگر الله سبحانه وتعالی مرا بالای کفارکامیاب و غالب بگرداند، یقیناً هفتاد تن از آنان را مُثله خواهم کرد.» این حدیث را طبرانی درسیرالکبیر روایت نموده که آیه مبارکه فوق درهمین باره نازل شده است...» و بس.

بلی، در آنجا این حدیث ضعیف آورده شده که دقیقاً که ضعیف است؛ زیرا در سلسله انتقال و سند آن، صالح المری وجود دارد که حافظ بن کثیردر ۲/۵۹۲ چنین گفته است: «و درسند این حدیث ضعیفی وجود دارد؛ زیرا صالح ابن بشیر المری شخصی است که در نزد ائمه محدثین ضعیف شناخته شده است. مگراز طرف دیگر، می‌توان موارد زیر را در نظر گرفت:

۱-  روایت صالح المری، را حاکم در مستدرک خود به استناد صحیحین در سیرالکبیر، برای طبرانی نسبت داده است و تصریح فوق در واقع روایت حاکم است(۱۱/۲۲۵ شماره ذیل مکتبه الشامله است).

۴۸۸۲ - ابوبکر بن اسحق، از محمد بن احمد بن النضر، او از خالد بن خداش، او ازصالح المری، او از سلیمان التیمی، او از ابو عثمان النهدی و او از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم رو به طرف حمزه رضی‌الله عنه نموده دیدند که حضرت حمزه شهید ساخته شده و مُثله گردیده است و منظره‌ای را مشاهده نمودند که پیش از این هرگز چنین صحنه را که قلب را بیازارد و به وحشت بیاندازد، ندیده بودند، به همین خاطر فرمودند: «الله تعالی رحمت خویش را شامل حال تو گرداند! تو صله‌رحمی می‌نمودی، اعمال نیک را انجام می‌دادی و اگر وفات تو هیچ نوع غم و اندوهی را به همراه نمی‌داشت، حتماً دعاهایی‌که توسط دهن‌های مختلف صورت می‌گرفت، خوشحال می شدم.» سپس در حالی قسم یاد نمودند که جابجا ایستاد بودند: «قسم به الله که هفتاد تن از کفار را  در عوض تو مُثله نمایم" فلهذا رسول الله صلی الله علیه وسلم هنوز از جای شان حرکت نکرده و آنجا را ترک نگفته و بالای حضرت حمزه رضی الله عنه ایستاد بود که این آیه ی از قرآن کریم نازل شد: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ... تاختم سوره﴾(اي مسلمانان!) هرگاه خواستيد مجازات كنيد(كساني را كه به حقوق شما تعدّي و تجاوز كرده اند)، تنها بدان اندازه مجازات كنيد و كيفر دهيد كه درباره شما روا شده است (و از حدّ آن فراتر نرويد و برمگذريد) و اگر شكيبائي پيشه ساختيد (و به خاطر الله مجازات نكرديد و كيفر نداديد) حتماً شكيبائي براي شكيبايان (حق پرستي چون شما كه از دل فرمان نمي‌بريد و به راهنمائي الله سبحانه وتعالی گوش فرا مي‌داريد، در دنيا و آخرت ) بهترخواهد بود. رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم از قسم‌شان کفاره دادند و از آن‌چه نسبت به کفار تصمیم گرفته بودند، باز ایستادند.

حاکم درمورد این حدیث ساكت بوده؛ نه او را ضعیف دانسته و نه هم موثق... با وجود آن، در مستدرک خود با استناد از صحیحین تخریج نموده است.

۲-  حدیث را که برخی از فقها در کتب خود مورد اعتماد قرار داده اند:

الف) ابوبکر الشافعی آن را در "الفوائد، معروف به غیلانیات" ذکر کرده است؛ زیرا او آن را به شاگرد خود ابوطالب محمد بن غیلان تلقین می‌نمود... ذهبی در این باره در العبر "27" فرمود: «و ابن غیلان شخصی دیگری است که درباره ی اجزاء این حدیث گفته است که بلندی این حدیث مثل آسمان است» و الکتانی در این باره در الرسالة المستطرفة  "ص 93" گفت: «این حدیث از جمله عالی‌ترین و بهترین حدیث است.»

این همان چیزی است که در کتاب الفوائد آمده است:

۲۳۲-  ابوبکر الشافعی در اظها رات خود در روز جمعه، سوم محرم سال ۳۵۴هـ ق گفت: حامد بن محمد، او از بشربن الولید، او از صالح المری، او از سلیمان التیمی، از ابو عثمان النهدی و او از حضرت ابی هریره رضی الله عنه روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در جریان بازدید از شهدای اُحد بالای جسد حضرت حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه که در جمله شهداء بود، توقف نمودند و چشم‌شان به چیزی سرخورد که قبلاً هرگز به چنین چیزی سرنخورده بود، و قلب شان بدرد آمد و دیدند که تمام بدن حمزه رضی الله عنه مُثله شده بود، در این هنگام فرمودند: «الله تعالی تو را رحمت کند! زیرا من جز از اعمال نیک و صله رحم چیزی دیگری از تو به یاد نمی‌آرم؛ اگر بعد از من، غمگینی نسبت به تو نمی‌بود، دعاهایی‌که از دهن‌های مختلف جمع می‌شد، من را خوشحال می‌نمود؛ مگربا وجود آن‌هم به الله سوگند می‌خورم که هفتاد تن از کفار را حتماً مُثله خواهم نمود.» راوی می‌گوید حضرت جبریل علیه السلام فرود آمد؛ درحالی‌که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم بالای جسد حضرت حمزه رضی الله عنه از:﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ...﴾ تا ختم سوره ای نحل ایستاد بود" بعد از نزول این آیه مبارکه رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم صبرنموده و از حانث شدن قسم شان کفاره دادند و از آن‌چه نسبت به کفار تصمیم گرفته بودند باز ایستادند.

ب) عین حدیث را ابومحمد حنفی بدرالدین عینی متوفی (۸۵۵هـ.ق) در کتاب البنایه شرح الهدایه بروایت دیگر از حضرت ابی هریره رضی الله عنه روایت نموده است: «مگردرمورد این قول باری تعالی فعاقبوا ...  : امام طحاوی - رحمه الله علیه - از مقسم، او از ابن عباس و از ابوهریره – رضی الله تعالی عنهم – روایت نموده است که: هنگامی‌که حضرت حمزه رضی الله تعالی عنه به شهادت رسانیده شده و اعضای بدن شان قطع کرده شده بود، رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم فرمودند: "اگر بالای کفار کامیاب و غالب شوم هفتاد نفر تن از آنان را حتماً مُثله خواهم کرد." و در روایت دیگر: " قسم به الله، هفتاد تن از کفار را حتماً مُثله خواهم کرد." بعداز آن الله تعالی این آیه کریمه را نازل فرمود: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ﴾ [النحل: 126]" و رسول الله صلی الله علیه وسلم صبرنمودند و از سوگندشان کفاره دادند." بناءً دانسته شد که این آیه مبارکه درهمین مورد نازل شده است...»

از تمامی مباحث فوق تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که: استدلال به حدیث مثل سبب نزول آیه مبارکه درباب سیاست جنگی جزء دوم کتاب شخصیه آمده است،  درست می‌باشد.

در بخش دوم: سوال دوم مربوط به عورت کنیز چنین است:

در ابتداء باید گفت که: من نمی‌دانم چرا این سوال را می‌پرسید! در کل اگرآدم ببیند امروزه هیچ زن برده‌ای وجود ندارد! به هر صورت، فقهای کرام در مورد عورت کنیز در نزد مردان اجنبی اختلاف نظر دارند. برخی از فقهاء عورت کنیز را مثل عورت زنان حره قرارداده اند و برخی از آنان مثل عورت مرد قرار داده اند و برخی دیگری‌شان مثل عورت زنان که در پیش روی محارم‌شان باشد قرار داده اند و این رأی احناف است. اجتهاد هرکدام دلیل برای خودشان می‌باشد. من نسبت به رأی که تمایل دارم همانا رای احناف است که عورت کنیز در پیش روی مرد اجنبی مثل عورت زن در پیش روی محارم خود می‌باشد و ما این مسئله را به تفصیل در کتاب نظام اجتماعی بیان نموده ایم که: «اعضای بدن که عادةً زینت داده نمی‌شود، که از طرف پیش رو: از زانو تا انتهای گردن از گردن بند و از طرف عقب از زانو تا قسمت بالای پشت زن، عورت می‌باشد.» تمام این‌ها برای کنیز عورت می‌باشد. یعنی از جمله این اعضاء بدن، نشان دادن پاچه، گردن، مو و بازوها جائِز است و درست نیست این‌که بالاتر از زانو تا قسمت پایانی گردن از طرف پیش رو و بالاتر از زانو تا زیر گردن از طرف پشت سر دیده شود. تمام بدن کنیز عورت است؛ مگر به استثنائی موی، گردن، پاچه و هردو بازوی کنیز که عورت نیست از این بیشتر نیاز برای تفصیل دلائِل وجود ندارد، زیرا خلیفه حکم شرعی را تبنی می‌کند که قول راجیح را داشته باشد، هروقتی این را تبنی کرد که عورت کنیز مثل عورت زن حره است؛ پس آن قابل اجراء می‌باشد و اگراین را تبنی کرد که عورت کنیز مثل عورت زن در پیش روی محارم خود می‌باشد و این چیزی است که من نسبت به این مسئله تمائِل دارم؛ پس این قابل اجراء است. الله سبحانه وتعالی داناتر وباحکمت تراست.

برادر تان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مشتاق حنیف

ادامه مطلب...

حکام دون‌مایه جز خیانت بر همه‌چیز پشت می‌نمایند!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

به الله قسم: هرگز حکام مفسد و مضر در میان ما نخواهد بود، مگر در زمان سختی و پریشانی مان؛ خائن ترین و بدترین کسانی‌که امانت‌های ما به آن‌ها سپرده شده است؛ کسانی‌که با ما در دنیا و آخرت، دین، زبان و تاریخ مان در تناقض اند، تمام سیاست‌گذاری‌های شان، فقط برای بربادی قضایا و مصالح ما می‌باشد. سیاست‌گذاری‌های آنان، آن‌قدر نفرت‌انگیز است که حتی از جانب نزدیک‌ترین و عزیزی‌ترین بستگان، خواهران‌شان، مورد نفرین قرار می‌گیرند.

ما بخوبی می‌دانیم که این حکام و نظام‌های‌شان برمبنای خیانت ساخته شده و به شدت در مزدوری برای دشمنان مان غوطه‌ور اند تا بوده آن‌ها خائن و مزدور بودند، چراکه نه تنها آن‌ها زاده‌‌ی رحِم ننگین سایکس پیکو، ایویان و ایکس لیبان اند، زشت‌ترین، بدنام‌ترین و استوارترین‌ کسان در خیانت ‌اند؛ کسانی‌که غرب آنان را بسان ویروس همه‌گیر در میان ما پرتاب کرده است. آن‌ها سیاست‌های غربی را حتمی و لازم الاجراء دانسته، قضایا و مصالح مان را یک امر منتفی، بی‌ارزش و غیر ضروری می‌دانند، آن‌قدر که خواهان تأمین منافع غرب اند، یک صدم آن در خصوص مصلحت مان نمی‌اندیشند.

آن‌چه به بدی خیانت‌ها و جنایات‌شان می‌افزاید، قیام‌های اسلامی و بیداری دور از انتظار امت اسلامی و حالت سردرگمی سیاسیی بود، که داشتند در آن پایمال می‌شدند، در حالی‌که در فصل پایز از عمرهای بدیمن خویش قرار داشته و با نابودی حتمی خویش دست و پنجه نرم می‌نمودند؛ کفار غربی آنان را سنگرهای پیشاهنگ جنگ خویش علیه اسلام و اهل آن قرار داده و آنان را در ته گودال کاروزار مخشوش ساختن چهرۀ درخشان مقدسات امت اسلامی، انداخته است.

هم‌چنان این بی‌سرو پایان دون‌مایه و مزدور، درتلاش اند تا خیانت را برای خویش آیین قراردهند، به حدی‌که هیچ قیمتی برای خویش، حتی درحد قیمت یک حیوان، باقی نگذاشته اند! زبان حال‌شان بر تمام خیانت‌های‌شان اعتراف می‌نماید، از مسیر غرب به هیچ وجه منحرف نخواهندشد. غرب حامی و دوست صمیمی آن‌هاست؛ پس بدانید که با هلاک شدن غرب آن‌ها هلاک شده و با ناامیدی و محرومیت غرب آن‌ها نیز محروم و ناامید خواهی شد. هم‌چنان این حکام دون‌مایه خنجر‌های زهراگین، بمب‌های مملو از کفر و خیانت اند، کفار غربی آنان را در مرغ‌داری‌های خویش تربیه و در انبارها و دام‌داری‌های خویش پرورش و سپس برای اجرای سیاست‌هایش، آنان را در میان ما فرستاده است.

عجله و اصرارشان برای خوش‌خدمتی به یهود و رژیم زشت آن، یک مورد از سیاست‌های مذکور ؛ در ضمن آخرین جنگ تمدنی کفری غربی با اسلام و اهل آن می‌باشد. کفار غربی به وسیلۀ یهود اقصی و سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم را غصب و مقدسات مان را هتک حرمت نمودند، میکروب و خنجر زهراگینی‌ را در قلب سرزمین‌های‌مان فروبردند تا از وحدت مان جلوگیری نموده و مانع ارتباط متمدینانۀ مان شوند، با این توهم که شاید جلوی توسعۀ قضیۀ سرنوشت ساز مان را گرفته و ما را از هداف مان دور سازند.

پس از حکام دون‌مایۀ امارات، بحرین، سودان و پیش از آن مصر و اردن، اینک دون‌مایگان مراکش، دارند مصیر ننگین شان را بار دیگر پیموده، به بدترین خیانت‌های شان به گونۀ علنی می‌پردازند، و آن‌چه را که در ارتباط شان با یهود پنهانی داشتند، آشکار می‌نمایند. این دولت حاکم در مراکش از همان اوایل تأسیس‌اش در زمان استعمار فرانسه، با رژیم یهود روابط مستحکمی داشت، در دهۀ شصت قرن گذشته، در سال‌های 1961 تا 1964 م، زمینۀ تسهیل مهاجرت 97 هزار چریک و جاسوس یهودی مقیم در مراکش را به سمت فلسطین فراهم نمود و در عوض این خیانت، نیم ملیون دالر را به عنوان اولین پرداخت دریافت کرد. در سال 1965م به جاسوسان موساد اجازه داده تا وارد نشصت دولتک‌های مضر در "دارالبیضاء"، شوند، و خیانت‌های از این قبیل... .

روابط این‌نظام بایهود جزء عادات دیرینۀ آن می‌باشد. این نظام در تسهیل دیدارهای‌ سادات حاکم مصر بایهود که منجر به توافق‌نامۀ کام دیوید بدیمن درسال1978م شد. در سال 1986م از شمعون بیریز نخست وزیر رژیم یهود در رباط پایتخت مراکش استقبال گرمی شد. در سبتمبر 1994م به بازکردن دفاتر برای رژیم یهود در المغرب، یک گام پیشرفته در مسیر خیانت‌اش برداشت. سپس دیدار سلیوان شالوم وزیرخارجۀ رژیم یهود در سال 2003. همان‌طور دیدار هیئتی از کنیسۀ یهود در مراکش در سال 20012م، و خیانت‌های از این قبیل... .

آنچه‌که امروز در ارتباط با ایجاد روابط بایهوید بطور آشکار اظهار می‌شود، چیزی نیست جز خیانتی‌که حکام دون‌مایۀ مراکش از گذشته‌گان خویش به ارث بردند. همان‌خیانت‌های پنهان گذشته، امروز علنی شده است، روابطی‌که در خانه‌های پشتی اداره می‌شد، اکنون تبدیل به روابط رسمی شده است. اگر دیروز روابط از طریق مکاتبه‌ها صورت می‌گرفت، اکنون از طریق سفارت‌خانه‌ها، کنسول‌ها و دستگاه‌های رسمی صورت می‌گیرد.

این نظام پس از این‌که این خیانت ننگین خویش را علنی ساخت، برای پایمال نمودن بدی‌ها و پنهان ساختن زشتی‌های آن، صدای رسانه‌های مزدور آن بالاشده، و "در ارتباط به عادی‌سازی روابط یهود با مراکش و این‌که پیشنهاد دولت مستقل و توسعه یافته، تنها اساس و راه‌حل عادلانه و مستمر برای حل قضیه صحراء می‌باشد و این‌که رئس جمهور در حال زوال امریکا ترامپ قصد دارد فرمانی‌ را برای افتاح قنسولی در آن مناطق صادر نماید"، وزیر خارجۀ مراکش در خواندن تویت‌های آن، خوش‌لحنی می‌کند. درحالی‌که تلاش این نظام برای تبرئه یافتن از این بدترین و زشت‌ترین خیانت، خود بدترین و زشت‌ترین خیانت است. آن‌ها می‌خواهند بگویند: ای مسلمانان! ما اقصی و سرزمین مبارک اسراء و معراج شما را با به رسمیت شناخته شدن احتمالی صحرای مراکش به وسیلۀ سرکردۀ کفر امریکا، معامله نمودیم.

اما در ارتباط به این رسمیت شناسی احتمالی که یک اعلان بیش نبود، چیزی‌که حکام می‌خواهند بدان عورت‌خویش را به پوشانند، باید گفت که این موضوع در میان دو امر که هر دو شر می‌باشند قرار دارد: تصمیم ترامپ که تنها چند هفته به پایان دورۀ ریاست جمهوری‌اش فاصله دارد، قابل درک نیست، مگر در سیاق اختلافات و درگیری‌های داغ در میان جمهوری خواهان و دیموکرات‌ها و سرمایه‌داران، هردو جناح، کسانی‌که در سیاست کنونی امریکا نقش تأثیرگذاری دارند. از آن‌جای‌که شرکت‌های نفت و گاز و اکتشافی امریکا، پایۀ مالیاتی مبارزات انتخاباتی ترامپ می‌باشد، دیدگاه استراژیک آنان، پس از خسارات شکست شان در انتخابات، بهره‌برداری از ادارۀ ترامپ تا آخرین نفس می‌باشد. آن‌ها می‌خواهند که با زمان رقابت کرده و پروندهای خویش را بر روی میز رئیس جمهور دیموکرات‌ها –بایدن- بگذارند تا در آینده بخشی از سیاست‌های وی شود. از آن‌جای‌که می‌دانند بیابان مراکش با وسعتی در مساحت 266 کیلومرت مربع، غنی از معادن فسفات، زخایر دست نخوردۀ نفت و گاز، و معادن کمیاب، می‌باشد. این تصمیم امریکا برای باز گذاشتن منطقه در خدمت شرکت‌های نفت، گاز و انکشافی امریکا می‌باشد تا دست‌اش را بر دارائی‌های منطقه دسترسی پیداکند، همان‌طور دفترکنسول امریکا در آن‌جا صرفا برای اداره منافع امریکا و شرکت‌ها خواهد بود.

یعنی پس از این‌که مشکل همراه فرومایۀ از مهرهای امریکا "پولیساریو" می‌باشد، امریکا تحت نام توسعه سرمایه‌گذاری، با بار و بند خویش وارد منطقه می‌شود. همان‌طور طرح دولت مستقل، توسعه یافته و بدیمن، چیزی جز دروازۀ مشروعی برای تقسیم نیست. بنابراین باوجود پستی این حکام دون‌مایه حاکم بر ما، مصیبت ما چه قدر شدید است، آن‌ها به بدی شان به خیانت به الله سبحانه وتعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم و مؤمنین در سرزمین اسراء و معراج بسنده نکرده، بلکه در ویرانی مردم مراکش، بخشیدن سرزمین اسلامی به سرکردۀ کفر، به‌ این خیانت ننگین خویش می‌افزایند. یا این‌که عمر این اعلان در گروی چندهفتۀ باقی مانده از دورۀ ریاست جمهوری ترامپ، می‌باشد، همان‌طورکه این اعلان حتی به سطح یک پیمان، و یا یک فرمول قانونی لازم الاجراء که توسط سناء در کنگره تصویب شود، هرگز ارتقاء نخواهد یافت. این اعلان هرزمان‌که بایدن خلاف آن را تصمیم گرفت، ملغاء خواهد شد و خائنین در فضای باز همچنان به خیانت شان ادامه خواهند داد.

ای مسلمانان! این است وضعیت شما، در دوران حاکمیت دون‌مایه گان! خیانت‌های شان، شما را به جای بدتر از جایگاهی‌که الآن دارید پرتاب خواهد کرد! به الله قسم که وجود این‌ها در میان مان جز شر محض چیزی دیگری نیست، گویا که این فرموده را الله سبحانه وتعالی در مورد آنان وحی نموده است:

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ﴾ [سوره ابراهیم آیة 28]

ترجمه: آیا ندیدی کسانی را که نعمت الله را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟!.

ای مسلمانان! آیا زمان آن فرا نرسیده که در محضر الله سبحانه وتعالی از خیانت‌های آنان خویشتن را تبرئه کنید، غبار رسوایی را از خویش زدوده، لباس ذلت و خواری را از تن کشیده، زنجیرهای ستمگری را برهم شکنید؟! در حالی‌که هرگز چنین نخواهی توانیست؛ مگر این‌که حاکم ساختن شریعت پروردگار خویش را قضیۀ سرنویشت ساز خویش انتخاب نکنید! هرگز چنین نخواهی توانیست؛ مگر با گرفت اقتدار به زور گرفته شده از این دون‌مایگان و بیعت با امام راشد بر مبنی کتاب الله سبحانه وتعالی و سنت نبی‌اش صلی الله علیه و سلم، خلیفه‌ای که طبق سیرت خلفای راشدین رضی الله عنهم درمیان تان سیاست‌گذاری خواهد نمود، شریعت پروردگارتان را در میان تان به اجراء در آورده، حقوق تان را برای باز پس گرفته، از شما حمایت، برای تان عزت به ارمغان آورده، دشمنان تان را خار زبون کرده و آن‌ها را دچار رعب و حشت می‌نماید! شما ای مسلمانا مستحق شرف بزرگواری خویش می‌باشید!

﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ﴾ [سوره آل عمران آیه 110]

ترجمه: شما بهترین امتی بودید که به سود انسا‌‌ن‌ها آفریده شده‌اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به الله ایمان دارید.

شما را به سوی نورالله سبحانه وتعالی فرا می‌خوانیم، پس این فراخوان را ایجابت کنید! این تنها راه نجات تان خواهد بود.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾ [سوره الانفال آیه 24]

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت الله و پیامبرش را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد!

نویسنده: مناجي محمد

مترجم: علی مطمئن

 

ادامه مطلب...

اعلان عادی‌سازی روابط با رژیم یهود خنجر مسموم بر پشت مردم فلسطین و به رسمیت شناختن حاکمیت مراکش بر صحراء، هدیۀ مسموم توسط امریکا، برای پوشیدن زشتی‌ها!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

دولت المغرب به تاریخ 10/12/2020م، به شکل رسمی اعلان نمود که پس از سال 2002 روابط خود را با رژیم یهود از سر آغاز می‌کند که این روابط شامل بازگشائی دفاتر اتصال، تسریع در افتتاح سفارت‌های متقابل و هم‌چنان تسهیل پروازهای مستقیم برای انتقال یهودیان مغربی و سیاحان رژیم یهودی به مراکش می‌شود.

طبق معمول رئیس جمهور امریکا مؤظف به اعلان توافقنامه شده تا بتواند وضع موجود (روابط با رژیم یهود) را در سرزمین‌های مسلمانان محکم سازد.

برای سرپوش گذاشتن این عمل شنیع و زشت امریکا دستور به رسمیت شناختن حاکمیت مراکش را بر سرزمین‌های مورد مناقشه صحراء که از سال 1957 باقی مانده بود داده است.

در پاسخ به آن می‌گویم:

1. به رسمیت شناختن حاکمیت مراکش بر صحراء آن هم از طرف رئیس جمهور مستعفی حاصل شد که دورۀ حاکمیت آن ختم شده و چقدر آسان خواهد بود که رئیس جمهور بعدی از آن کناره‌گیری کند و از محتوای این توافق بیرون شود و یا از اجرای الزامات به تعویق بیندازد؛ چون می‌داند که پولیساریو ساخت امریکا است و تا زمانی‌که امریکا حاجت و منافع آن بر آورده نشود آن را رها نخواهد کرد. آیا مراکش از تصمیم خود برای عادی‌سازی با رژیم یهود در صورت عقب‌نشینی امریکا منصرف خواهد شد؟

2. مراکش از ابتداء به این رسمیت شناختن نیاز نداشت؛ چون 45 سال است که در زیر حاکمیت‌اش قرار دارد و جدا ساختن آن بسیار مشکل است. آیا پادشاه مراکش کسی نیست که مدت‌ها پیش گفت: «تا زمانی‌که الله کسی دیگری را وارث آن بگرداند، مراکش در صحرای خود است و صحراء در مراکش است.» پس چی‌شد که به رسمیت شناختن صحراء توسط امریکا خاک مقدس بیت المقدس را با هزینۀ متروکه عوض کرد؟

به رسمیت شناختن توسط امریکا قسمی‌که در تویت رئیس جمهور امریکا آمده است بیان می‌کند که پیشنهاد مراکش برای گسترش حاکمیت تنها اساس یک راه‌حل عادلانه و پایدار برای حل قضیه است به این معنی که حاکمیت مراکش ناقص است. استقلال طولانی مدت اختیارات بسیار گسترده‌ای را به صحراء می‌دهد و آسان‌تراز تغیرات جدایی طلبانه می‌باشد.

3. چه اتفاقی در قضیه فلسطین و چه تحول در سلوک رژیم یهود افتاده که مستحق است که همراه آن دولت‌های عربی یک به یک به روند عادی‌سازی می‌پیوندند؟ آیا از ریختن خون مسلمانان و غصب زمین‌های‌شان دست کشیده و یا از تخریب و تعذیب کودکان؟ پس به خاطر این هدیه مجانی چگونه خود را برائت می‌دهید؟ یا این‌که فروتنی در برابر فشار امریکا و عدم توانائی در مواجه به آن و در خواست امنیت از او از مقدس ترین قضایائی مسلمانان دست می‌کشید؟

به درستی همه می‌دانند که عادی‌سازی روابط دیپلوماتیک و تجارتی بین مراکش و رژیم یهود در سال 2002 متوقف نگردیده بود، آن زمان که خبر تعطیلی دفتر ارتباطات رژیم یهودی را در رباط اعلان کرد؛ بلکه از آغاز تأسیس رژیم یهودی همه می‌دانستند که تماس‌ها بین رژیم یهود و دولت مراکش موجود بوده و در توافق‌نامه کمپ دیوید بین مصر و رژیم یهود، مراکش نیز کار خود را اتمام کرده بود.

بلی، همه این را می‌دانستند؛ اما نظام از ترس واکنش مردم جرئت نمی‌کرد که در مورد آن رک و پوست‌کنده باشد؛ زیرا  میزان تمایل مردم را نسبت به بیت المقدس می‌داند که خود را برای آن فدا می‌کنند؛ اما امروز این جرئت را دارند، این قدم شنیع را بر می‌دارند و خنجر جدید را در پشت مسلمانان می‌کارند و این انتخاب به شکل واضح نشان می‌دهد که به طرف دشمنان امت هستند.

امروز چگونه است، زمانی‌که پادشاهان تفرقه‌انداز همراه با کفار برای جنگ علیه برادران خود متحد شدند و بهای اتحاد خود را فروختن شهر و قلعه‌های مسلمانان تعیین کردند و گذشته چگونه بود، هنگامی‌که حاکمان دولت ایوبی بیت‌المقدس را از دست صلیبی‌ها و بخاطر برادران خود با آن‌ها جنگ کرد تا بیت‌المقدس را آزاد کرد که امروز ما هم با همان واقعیت زندگی می‌کنیم. بنابر این امریکا به خاطر شناخت حاکمیت مراکش بر صحرا‌ خودش به دنبال پیروزی بر دشمنان مسلمان خود (پولیساریو/الجزایر) بودند که مراکش روابط خود را با فلسطین تیره و با متجاوز عادی سازد.

امریکا مسئله صحرا را یافت تا از این طریق از مراکش اخاذی کند و به مراکش نفوذ و از آن طریق به شمال افریقا دسترسی پیداکند. خلاصه افتادن در دامان امریکا و امید صداقت به وعده‌های ناقص آن در زیر سایه حاکمیت فعلی که نوید پیروزی آن را داده است، در حقیقت این ضربه‌ای است که امریکا وارد کرد و از این طریق داخل اضطرابات سیاسی شد که نتیجه‌اش نفاق‌ها وجدای خواهد بود. تاریخ گواه است که به رسمیت شناختن حاکمیت رؤیایی استقلال را ایجاد نساخته؛ بلکه راه استعمار را هموار نموده است.

مسئله فلسطین بخش جدا ناپذیر از باور‌ها و عقیده مسلمانان است که الله آن را به مسجدالحرام پیوند داده و هیچ کس نمی‌تواند  در ذهن مسلمانان وارد شود تا از حمایت و یا خودداری آن چشم پوشی کنند و یا نصرت و تلاش مردم برای آزادی کامل آن وجوبیت ندارد. پس هیچ تفاوت بین اشغال 48 و 67 وجود ندارد و الله سبحانه وتعالی هریک از متخاذلین آخر را افشا ساخته و طیب را از خبیث جدا ساخته است؛ چنانجه مردم می‌دانند که فایده و امید از دولت‌های ظالم نیست و این دولت‌های از زاویه دید عاقلان ساخته و پرداخته استعمار کافر است. از شرق الی غرب دولت‌های ایجاد شده اند که برای حفظ منافع و توطئه علیه مسلمانان تلاش دارند و خدمت به مردم نکرده اند، این دولت‌ها چیزی را مالک نیستند؛ الا مقداری‌که ارباب‌شان تعین نموده و قدرت انحراف یک انچ را از چیز تعین شده ندارند. در حقیقت همه ترس‌ها و طمع و جاطلبی‌ها و لو خفیف تاج تخت را بخاطر اطمینان و ضمانت سند حمایت امریکا انجام می‌دهند، این‌ها از مردم مسلمان مراکش برائت حاصل نمی‌کنند و از نفرین دوملیارد مسلمان که به خیانتکاران بیت‌المقدس حواله دارند و قلب‌های شان معلق به آن است و چشم‌های‌شان در انتظار طلوع آزادی آن است، برائت حاصل نخواهند کرد.

بنابر این، با چنین رسمیت شناختن از طرف امریکا دولت مراکش در زیر شمشیر باجگیری آن باقی خواهد ماند؛ چون رژیم بیشترین حرص را در عدم مخالفت با امریکا دارد که سخن‌اش را نقض و پس نگیرد و طرح منجمد نشود.

ای مسلمانان! در واقع ما شدت غم و اندوهگینی مخلصین تان را می‌دانیم؛ اما نگذارید ناامیدی به قلب شما وارد شود و نه بگذارید که حزن و بار ملامت نظام باطل بر شما غلبه کند؛ زیرا حق اعلی و ماندگار می‌باشد و کسی‌که ضن این را دارد که باطل پیروز است، در حقیقت گمان سوء به الله سبحانه وتعالی نموده است. اگر فعلاً فکر ایجاد دولت دیگری را دارید؛ پس به راه‌حل بنیادی و اساسی توجه نمائید که همیشه شما را به آن دعوت کرده‌ایم، یعنی خلافت راشده بر منهج نبوت که وعده الله سبحانه وتعالی و بشارت رسول وی است که در چند ساعت یهود را از زمین ریشه‌کن می‌کند و در میان تان شریعت الله سبحانه وتعالی را برپا می دارد و شما را از ظلم حکام فاسد و مفسد خلاص می‌کند و زندگی سازگار و گوارا و نیز کریمی را خواهید داشت که عزت دنیا و نیکی ثواب آخرت را هم خواهید داشت.

نویسنده: خالد رضوان

مترجم: پارسا امیدی

 

ادامه مطلب...

به جای تشویش از رشد حزب‌التحریر، نگران این باشید که اشغال و ارزش‌های غربی با «سرزمین مقاومت» چه کرده و می‌کند! Featured

روزنامه‌ی هشت صبح مطلبی را تحت عنوان «حزب‌التحریر در سرزمین مقاومت» به تاریخ ۱۴ جدی ۱۳۹۹ به نشر سپرده است. نوشته‌ی که سراسر پُر از اتهامات بی‌اساس و عقده‌گشایی علیه حزب‌التحریر است. باوجودی‌که دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریرـ ولایه افغانستان محتویات این نوشته را حتی قابل پاسخ نمی‌داند، اما برای جلوگیری از اغوای افکارعامه نکات ذیل را لازم به یادآوری می‌داند:

یکم: این چندمین نوشته در مورد حزب‌التحریر از آدرس روزنامه‌ی هشت صبح بوده که خالی از هرگونه معیارهای عقلی، شرعی و روزنامه‌نگاری می‌باشد. از مقاله واضح می‌شود که نویسنده آن‌چنان هم با مسلک نویسندگی و اصول قضاوت نمودن آشنایی ندارد و با آن بیگانه است. از محتوا و ساختار متن واضح است که نویسنده از حقیقت حزب‌التحریر آگاه نبوده، و بدون تحقیق و تفحص مخلصانه ادعاهای خود را مبتنی بر قضاوت‌های بی‌اساس دیگران استوار کرده است. در زمانی‌که بخش عظیمی از مردم مسلمان افغانستان با دعوت حزب‌التحریر از نزدیک آشنایی دارند، به سادگی به بطلان همچو ادعاها و اتهامات پی می‌برند.

دوم: در نوشته از ارزش «سرزمین مقاومت» یادآوری شده است، اما نویسنده نمی‌داند که ارزش اصلی این سرزمین در جهاد با اشغال شوروی و مبارزه علیه ارزش‌های کمونستی گره خورده و امروز نیز بنابر همین خصلت است که مردم شریف این سرزمین حزب‌التحریر را به آغوش باز پذیرفته‌اند. آنانی‌که عزّت را در نظم امریکایی جست‌وجو کردند و دموکراسی را راه نجات پنداشتند، سرنوشت شان به کجا انجامید؟ اکنون مردم مجاهد پنجشیر به‌خوبی می‌دانند که عزّت آن‌ها در جهاد و مبارزه علیه افکار وارداتی و غیر اسلامی می‌باشد، نه در وابستگی به اشغال و ارزش‌های آن. امروز که نسخه‌ی سیکولاریزم و برنامه‌های غربی یکی پی دیگر ناکام گشته و اشغال امریکایی تیر زهراگینش را به سُوی بزرگان مجاهدین پیشین نشانه گرفته است تا آن‌ها را از صحنه منزوی و حذف نمایند؛ این حزب‌التحریر است که مردم مسلمان و مجاهد افغانستان را برای احیای عزت و قدرت از دست رفته‌ی شان بر اساس اسلام دعوت می‌کند. پس نویسنده فکر نکند که مردم شریف پنجشیر نمی‌دانند و تنها اوست که می‌داند!

سوم: خطاب ما به روزنامه‌ی هشت صبح این است که با نشر چنین نوشته‌های عقده‌یی، یک‌جانبه و سطحی ‌نه‌تنها این‌که سطح اعتبار خود را پایین آورده و توازن نشراتی را از دست داده است؛ بلکه بیشتر از آن به تریبون عقده‌گشایی علیه اسلام و گروه‌های اسلامی مبدل گردیده است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

ای اردوغان ... فریب و نیرنگ دیگر بس است مبارزه ما با یهود ادامه دارد و هر نوع روابط با آن خیانت است!

(ترجمه)

خبر

به تاریخ 25/12/2020 روزجمعه رجب طیب اردغان، رئیس جمهور ترکیه در سخنانیِ اعلام کرد که روابط ترکیه با اسرائیل متوقف نخواهد شد، امیدواریم این روابط به سطح بهتر آن تغیر یابد. او افزود: با رهبران سیاسی این کشور با بعضی از چالش‌ها مواجه استیم و نقطه خلاف ما این است که سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطین به ما قابل قبول نیست، به جز این ما خواهان روابط بهتر با اسرائیل هستیم. (منبع: خبرگزاری اناضول)

تبصره

این اظهارات رئیس جمهورترکیه پرده را از چشم‌ها دور ساخته. نظام سیکولار ترکیه فریب و نیرنگی را که با استفاده از نرمش و تسامح در قبال قضیه فلسطین به راه انداخته است، آشکار می‌سازد. این نظام سیکولار گمان می‌کند مدافع فلسطین و مردم آن سرزمین است و سیاست‌های دولت یهود را در قبال فلسطین "خط قرمز" به شمار می‌برد؛ چه بسا "خطوط قرمزی" بوده که بخاطر تامین منافع بادارش (امریکا) تغییر خورده و رنگ باخته است و ما این همه را به وضوح در سوریه، لیبیا و آذربایجان مشاهده نمودیم.

این اظهارات در حالی بیان می‌شود که نظام سیکولارترکیه سروصداهایی را درجهان به راه انداخته و ازعادی‌سازی روابط سازمان‌های عربی با یهود انتقاد کرده و آن را خیانت شمرده است و سقوط این سازمان‌ها را در ادامه عادی‌سازی روابط دانسته است. این در حالی است که خود این نظام اعلان کرده که در صدد عادی‌سازی روابط با خائن بزرگ یعنی یهود است. پس روابط این نظام سکولار با یهود با وجود این همه برخوردها و فعالیت‌های ظالمانه و مجرمانه این رژیم در مقابل مردم فلسطین متوقف نخواهد شد. این روابط از زمان اعلان موجودیت این رژیم غاصب سرزمین فلسطین ادامه داشته است.

ای اردوغان! لباس روباه را از تن بیرون کشیده و فریب نیرنگ را بس کن! اگر واقعاً در دفاع از فلسطین؛ سرزمین اسراء و معراج صادق هستی، پس به خاطر نجات امت و آزادی این سرزمین از جنایت‌های یهود و برداشتن ظلم از مردم فلسطین و متحقق شدن عدالت چنانچه در گذشته ادعا می‌کردی، لشکری را درحرکت بیاور! اگر معذور و عاجز هستی و استدلال می‌کنی، پس باید از شما بپرسیم که آیا قدس مستحق نصرت و به حرکت در آوردن لشکر نیست؟ چنانچه در یک شبانه روز در قرباغ لشکری را به حرکت در آوردی همانگونه که در شام، عراق و لیبیا انجام دادی یا این‌که اگر خواست و منافع امریکا نباشد، لشکرتان به حرکت درنمی‌آید؟

پس امت اسلامی باید بداند که جنگ آن‌ها با یهود جنگ دائمی است و بقای این رژیم وابسته به موجودیت و بقای حکومت‌ها و سازمان‌های حاکم در سرزمین‌های اسلامی می‌باشد و به حمایت این سازمان‌ها ارتباط دارد. به امت اسلامی اجازه داده نمی شود که به خاطر نجات و خلاصی خود از چنگ این رژیم به شکل قاطعانه و جدی تحرک و مبارزه نمایند. امت اسلامی باید بداند که راه آزادی این سرزمین مبارک به سقوط همین سازمان‌ها و آزادی از زیر سلطه آن‌ها و بلند نمودن صدا در مقابل شرارت این نظام‌ها و عدم اعتماد به حکام این نظام‌ها آغاز می‌شود. از چرب‌زبانی و حرکات نمایشی این حکام باید برحذر بود، چون این حکام نسبت به امت به دشمن امت نزدیک تر اند. پس بر امت اسلامی واجب است که عزت و قدرت را خود دوباره اعاده نمایند و نظام خلافت را که عصر فاتحین و آزاده‌گان را زنده می‌کند، اقامه نمایند، دم یهود واجیرانش را از مستعمرین گرفته تا ابزار استعمار را قطع نمایند.

نوسنده: استاد خالد سعید

مترجم: محمد فاتح

ادامه مطلب...

کارزار بین‌المللی بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر: مسلمانان سریلانکا هم از زنده‌گی و هم از مرگ خود درد می‌کشند! Featured

(ترجمه)

بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر یک کارزار بین‌المللی را جهت افزایش آگاهی جهانیان از بی‌عدالتی‌ها و بدرفتاری‌های حکومت سریلانکا نسبت به مسلمانان این کشور و پایان دادن به سیاست ننگین‌اش برای سوزاندن اجباری اجساد مسلمانان قربانی کوید – ۱۹ در این کشور به‌راه انداخته است. از اپریل/آوریل امسال تاکنون، اجساد ده‌ها تن از مسلمانانی‌که آزمایش ویروس کرونای‌شان مثبت شده‌بود، برخلاف اعتقادات اسلامی‌شان که باید دفن می‌شد، سوزانده شد. حتی بعضی از مسلمانانی‌که اجسادشان سوزانده شده‌بود آزمایش کوید هم نشده بودند و یا آزمایش کویدشان منفی بود. در ۹ دسمبر/دسامبر، یک طفل مسلمان۲۰ روزه‌ای که به علت مثبت شدن آزمایش ویروس‌اش فوت شده‌بود، بدون گرفتن رضایت والدین‌اش سوزانده شد. در اول دسمبر/دسامبر، محکمه/دادگاه عالی سریلانکا ۱۲ عریضه/دادخواستی را که خانواده‌های مسلمانان و مسیحیان عرضه کرده‌بودند مسترد کرد و حتی از گوش دادن به قضایای‌شان امتناع ورزید، بی‌آن‌که هیچ دلیلی برای تصمیم‌اش بیاورد؛ این امر انعکاس‌گر میزان ضعف و درمانده‌گی مظلومان برای دور کردن بی‌عدالتی‌ها از خویشتن در نظام‌های دموکراتیک سکولار می‌باشد.

رژیم نشنلیست و کمونیست‌فکر بودایی سریلانکا سیاست کوید خود را تصویب و حاکم کرده‌است، درحالی‌که می‌داند مسلمانان سوزاندن مرده را بی‌حرمتی به بدن انسان تلقی می‌کنند. آنان حتی به اعلامیۀ محققین مشهور ویروس‌شناسی و واگیری‌شناسی جهان و سازمان صحت/بهداشت جهانی، که تدفین امن قربانیان کوید – ۱۹ را در صورت به مخاطره نینداختن صحت/بهداشت عمومی تأیید کرده‌بودند، هیچ اعتنایی نشان ندادند. بناءً این یک سیاست اسلام‌هراسانه است که علیه مسلمانان و به هدف ضربه زدن به عمیق‌ترین نقاط حساس‌شان تطبیق می‌شود. در حقیقت، حکومت سریلانکا می‌کوشد تا از این واگیری برای کسب حمایت بیش‌تر عناصر ضدمسلمان بودایی نشنلیست جامعه برای تحکیم حاکمیت و تطبیق برنامه‌های اسلام‌ستیزانه‌اش در این کشور بهره گیرد.

سال‌هاست که مسلمانان سریلانکا با تبعیض، شیطان‌صفتی و خشونت ناشی از افزایش افراطیت نشنلیزم بودایی در این کشور مواجه اند، مخصوصاً از جانب گروه‌هایی همچون "بودا بالا سنا" (نیروی قوت بودایی) و راهبان بودایی افراطی که از آزار و اذیت‌های همتاهای میانماری‌شان در قبال مسلمانان روهینگیا الهام گرفته‌اند. در حقیقت، یک تعهد ضداسلامی نیز میان بودا بالا سنا و "جنبش مسلمان‌ستیز ۹۶۹" میانمار، که مسئول شعله‌ور کردن آتش خشونت علیه مسلمانان روهینگیا شناخته شده‌بود، نیز وجود دارد. هردوی این سازمان‌ها متعهد به تشکیل اتحادی استند که قصد دارد سایر گروه‌های بودایی منطقه را نیز علیه اسلام و مسلمانان گردآورد. مسلمانان در سال‌های اخیر با هر نوع آزار و اذیت مواجه شده‌اند، مثلاً: زنان مسلمان محجبه مورد اذیت قرار گرفته‌اند و برای‌شان گفته‌شده‌است که هنگام ورود به بعضی فروشگاه‌ها، ادارات حکومتی، مکاتب/مدارس و حتی شفاخانه‌ها/بیمارستان‌ها باید لباس اسلامی‌شان را بیرون کنند؛ قانون منع نقاب وضع شده‌است، از مردم خواسته اند تجارت‌ها و بازارهای مسلمانان را تحریم کنند، زدن برچسب حلال بر محصولات منع شده‌است، صدها مورد بازداشت بی‌دلیل مسلمانان و تفتیش/بازرسی تبعیض‌آمیز خانه‌های‌شان برای مواد اسلامی اتفاق افتاده، و ده‌ها حملۀ وحشت‌ناک گروهی بر مساجد، خانه‌ها و دوکان‌ها/مغازه‌های مسلمانان شکل گرفته‌است. اکنون، در کنار همۀ این‌ها، مسلمانان حتی نمی‌توانند آخرین شعایر دینی‌شان را بر عزیزان خود اجرا کنند و با عزت بمیرند.

همان‌گونه که انتظارش را داشتیم، حکومت‌های جهان، به‌شمول رژیم‌های سرزمین‌های اسلامی، در امر یاری رساندن به مسلمانان سریلانکا و مسلمانان مظلوم سراسر جهان ناکام مانده‌اند. ولی ما امت مسلمه هرگز برادران و خواهران مسلمان‌مان را در سریلانکا تنها نمی‌گذاریم. ما در حزب‌التحریر در حمایت از آنان و علیه بی‌عدالتی‌های گسترده‌ای که از آن رنج می‌برند در سرتاسر جهان صدا بلند می‌کنیم و با تمام توان برای تأسیس مجدد پاسدار، سپر و حافظ‌شان، نظام الله سبحانه وتعالی یعنی خلافت به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم، کار خواهیم کرد؛ نظامی‌که پناه‌گاه مظلومان خواهد بود و از حقوق و دین مسلمانان در گوشه گوشۀ این کرۀ خاکی پاسداری خواهد کرد. ما از همۀ کسانی‌که برای برپایی عدالت می‌ایستند دعوت می‌کنیم تا از این کارزار مهم حمایت کنند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ﴾ (انفال: ۷۲)

ترجمه: و اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری طلبند، بر شماست که آن‌ها را یاری کنید.

این کارزار را می‌توانید از آدرس: 

http://www.hizb-ut-tahrir.info/en/index.php/hizbuttahrir/20600.html

و صفحۀ فیسبوک:

https://www.facebook.com/womenscmoht/

دنبال کنید.

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

اگر نظام همین‌گونه باقی بماند، چگونه تغییر ایجاد گردد؟ تنها دولت خلافت می‌تواند با تطبیق اسلام به بدبختی‌های اقتصادی نقطه پایان بگذارد! Featured

(ترجمه)

اخیراً، حاکمان پاکستان از کاهش زیان‌های تجاری، افزایش ذخایر ارزی، افزایش حواله‌های خارجی و فعالیت در برخی از صنایع را محنیث نمادهای از پیشرفت اقتصادی در این کشور عنوان می‌کنند. پیش از این، حاکمان افزایش تولید ناخالص داخلی، پروژه‌های کلان و کاهش تورم را به عنوان شواهدی برای موفقیت نیز عنوان می‌کردند. با این حال، این شاخص‌های نام‌نهاد نه شکم‌ها را پر می‌کنند و نه بدبختی‌های اقتصادی را کاهش می‌دهند. در دموکراسی سرمایه‌داری به طور ناخواسته قیمت‌های برق، نفت و گاز، مبتنی بر بدهی ملی، مالیات سنگین و تورم فلج کننده افزایش می‌یابد؛ به گونه‌ای که واحد پولی به طور مداوم کاهش می‌یابد.

نظام اقتصادی سرمایه‌داری دموکراسی شکست خورده است؛ زیرا فقط بر افزایش تولید تمرکز دارد، بدون این‌که روی توزیع ثروت تمرکز کند. اگرچه امریکا بزرگترین اقتصاد در جهان را داراست که فقط ۳۳۰ میلیون نفر جمعیت دارد، ۶۱ درصد از شهروندان این کشور در خصوص نابرابری در ثروت مخالفت می‌کنند. در دموکراسی سرمایه‌داری فقط ۴ درصد مالیات از طریق افراد فوق العاده ثروتمند تأمین می‌شود. بر اساس گزارش نهاد آکسفام کاناد بتاریخ ۱۹ جنوری ۲۰۲۰ میلادی آمده است: اختلاف ثروت به حدی است که ثروتمندترین افراد جها ن که حدود ۱ درصد می‌باشند، بیش از دو برابر ۹.۶ میلیارد نفر ثروت دارند. در سطح جهانی و در حامل استاندارد خود نظام سرمایه‌داری امریکا نتواسته بی‌عدالتی اقتصادی را کاهش دهد. بنابراین بدون در نظر داشت تولید ناخالص داخلی، حواله‌ها، کسر تجارت و ذخایر ارزی در پاکستان چگونه می‌توان تغییر را به میان آورد؟

اسلام مکلف است نیازهای اساسی تک تک شهروندان را برآورده نماید و گردش ثروت را برای تضمین کاهش فقر تضمین نماید. الله سبحانه‌و تعالی فرموده است:

﴿كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنكُمْ﴾ [حشر: ۷]

ترجمه: بدان خاطر است كه اموال تنها در ميان اشخاص ثروتمند شما دست به دست نگردد( و نيازمندان از آن محروم نشوند).

با اطمینان از توزیع ثروت، الله سبحانه‌و تعالی به مسلمانان امر کرده است که افزایش زکات بر روی گله‌های حیوانات، محصولات و میوه‌ها، ارز و کالاهای تجاری، اخذ خراج در زمین‌های کشاورزی و عشر بر تولید محصولات کشاورزی، و نياز اطمینان از نظارت دولت بر برق، نفت و گاز، مواد معدنی به عنوان اموال عمومی نموده و هرگز آنان را خصوصی‌سازی نمی‌کند. از طلا و نقره به عنوان مبنای ارز از بین بردن سود مطلق، از بین بردن مالیات ظالمانه مانند مالیات بر درآمد و مالیات فروش عمومی که بار سنگین بر دوش فقیر، نیازمند و بدهکار می‌گیرد و نیز اخذ جزیه از مردان توانای غیر مسلمان، جمع‌آوری ثروت کسب شده در زمان جهاد، ترکیب ساختارهای شرکت اسلامی برای تولید و تجارت و اطمینان از مالکیت دولت در صنایع پر مصرف اطمینان می‌دهد. این اقدامات هرگز توسط دموکراسی سرمایه‌داری اجرا نخواهد شد. بنابراین امیدی به دولت مردان فعلی و یا مخالفان وجود ندارد. خلافت به روش نبوت به تنهایی دستورات الله سبحانه‌وتعالی را در زمینه اقتصاد، با جمع‌آوری منابع عظیم آن بدون تحمیل فشار به مردم اجرا خواهد کرد که در نتیجه یک اقتصاد قوی و پر جنب و جوش مانند قرن‌های قبل تضمین گردد. در واقع شبه‌قاره هند تحت اسلام ۲۳ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار داشت که در زمان اورونگزیب عالم‌گیر به حداکثر ۲۷ درصد رسید.

روی این ملحوظ، بازگشت ما به حاکمیتی مبتنی بر آن‌چه که الله سبحانه وتعالی نازل کرده، یگانه گزینه است که به فلاکت و بدبختی‌های فعلی که برخاسته از قوانین و تصامیم است و از عقل محدود انسان سرچشمه گرفته خاتمه می‌دهد. پس بیایید به دموکراسی پشت پا زده و در جهت تأسیس دوبارۀ خلافت تلاش کنیم.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: عمر مسلم

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه