چهارشنبه, ۱۱ ربیع الاول ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۰/۱۰/۲۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

گفتگو‌های تجارتی میان امریکا و چین هیچ کمکی به حقوق زنان‌مسلمان نمی‌کند!

(ترجمه)

خبر

شبکه CNBC به تاریخ 14 سپتمبر 2020 ارزیابی را که CEO "چوی‌هینام" رئیس املاک اتحادیه سرمایه‌گذاری کوریا، تهیه کرده بود، چنین گزارش داد: سرمایه‌گزاران نباید در مورد مارکیت‌‌ها بی‌نهایت خشن باشند؛ حتی‌ اگر تنش‌ها میان ایالات‌متحده و چین افزایش یابد. طور‌ی‌که این کشمکش‌ها بر اساس مشکلات‌ساختاری است؛ نه بر اساس منافع‌‌سیاسی. این مشکل من‌حیث یک تهدید‌اقتصادی‌جهانی ادامه خواهد‌یافت، اما سر انجام مخرب نخواهد بود.

تبصره

مقامات‌فیدرال‌نیو یارک در ماه جون سال 2020 یک بار ِکشتی به مقدار 13 تُن ‌‌موی انسان را دست‌گیر نمودند؛ گمان می‌رود که از زنان مسلمان اویغور که در پناه‌گاه غیر‌نظامیان چین بازداشت هستند، گرفته و تهیه شده است. محافظت‌گمرک و سرحدات ایالات‌متحده به تاریخ اول ماه می سال 2020 تحریماتی را بالای محصولات‌موی هیتین‌هاولین بعد از این‌که به کارگران  مسلمانان‌اویغور ارتباط داده شد، وضع نمودند. ترسناک‌تر این‌که مدارک فعالان‌حقوق‌بشر نشان می‌دهد که موی ممکن از هزاران زن شهید مسلمان جمع‌آوری شده باشد که بخاطر نگهداری اعضای بدن‌شان مانند حیوانات نگهداری می‌شوند.

بهترین تحلیل‌گران اقتصادی این واقعیت را درک‌کرده اند که بازی‌های سیاسی با سوء استفاده  شدید حقوق‌بشر جریان دارد و نشان می‌دهد که در واقع این تجارت‌معمول با جنایت‌کار‌ترین نهاد‌ها بستگی دارد. ما هرگز نمی‌توانیم که تحت سلطه نظام سرمایه‌داری حقوق‌بشر را نسبت به منافع‌اقتصادی اولویت دهیم. واقعیت منطقه امن،‌خاموش و دور از امکانات وارسی بازداشتگاه که از فضاء معلوم می‌شود، پیام واضح را می‌رساند که مسلمانان چین کاملاً آرزوی‌شان را از دست داده اند که از نفرت و بد‌رفتاری دولت‌شان بتوانند نجات پیدا کنند.

رهبران مسلمان ما این مسئله را نا دیده گرفته و در مقابل، خریداری ابزار‌جنگی را از شرکت‌های سلاح‌سازی‌غربی افزایش می‌دهند و بدین وسیله اقتصاد قاتلین مسلمانان را حمایت می‌کنند. در ضمن تدارکات عساکر شان به خوشی داده می‌شوند؛ در حالی‌که می‌فهمند این عساکر در یمن، سوریه و در برابر هر مسلمان دیگر هنگام ضرورت استفاده می‌گردند. در واقع، نمی‌توانیم با این خائنان بوده و در برابر شکنجه و معیوب‌سازی خواهران و برادران عزیز ما خاموش بمانیم. ما نمی‌توانیم زیر سایه شیطان بزرگ زنده‌گی کنیم که از یک طرف شعار آزادی را  به مردم می‌رساند و از سوی دیگر زندان‌های باز را در چین و فلسطین قبول می‌نماید.

ما تمام مسلمان را فرا می‌خوانیم تا برای تأسیس خلافت‌اسلامی کار کنند؛ طوری‌که الله سبحانه و‌تعالی دستور داده است، باید رهبری بر اساس قرآن و سنت را داشته باشیم تا امت رنج‌دیدۀ خود را آزاد سازیم. ما این کار را بدون ترس و تأخیر انجام می‌دهیم؛ طوری‌که در این زمان ضرورت مبرم ماست و ما خود را در این راه از تمام دروازه های غلط این دنیا متمایز می‌سازیم.

﴿ كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ[آل عمران: 110]

ترجمه: شما بهترین امتی بودید که به سود انسان‌ها آفریده شده اید چون امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به الله ایمان دارید.

نویسنده: عمرانه محمد عضو  دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب التحریر

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

مترجم: بنیامین سادات

ادامه مطلب...

توافقنامه‌ امارات و بحرین با دولت یهود، خیانت عظیم برعلیه فلسطین است! حزب التحریر-ولایه بنگله‌دیش تظاهراتی را برضد این توافقنامه برگزار نمود

(ترجمه)

حزب التحریر-ولایه بنگله‌دیش امروز، جمعه مورخ 25 سپتامبر 2020م، پس از ادای نماز جمعه تظاهراتی را در مساجد مختلف شهر داکه و چیتاگونگ علیه امضاء "توافقنامه‌ی خیانت" امارات و بحرین با دولت یهود، به‌راه انداخت. ‏سنخگویان در این راه‌پیمایی گفتند که: «سه‌شنبه گذشته مؤرخ 15 سپتامبر 2020م، امارات متحده عرب و بحرین در واشنگتن، توافقنامه‌‌ای خیانت عظیم برحق اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم را بدون خشیه از الله سبحانه وتعالی، رسول الله صلی الله علیه وسلم و مؤمنین به امضاء رساندند!» ‏با آشکار نمودن چهره سایر حکمرانان مسلمان، سخنگویان هم‌چنین افزودند: «علاوه بر این، کسانی‌که تا هنوز توافقنامه‌های اعلام شده را امضا نکرده اند، کمتر از سطح امضا کننده‌گان نیستند، مثلاً عمان که به میزبانی دولت یهود دعوت می‌شود و قطر که یک میانجی بی‌طرف بین یهودیان و غزه است!» هم‌چنین رژیم سعودی در سرزمین دو مسجد مقدس(الحرمین) فضای هوایی خود برای طیاره‌/هواپیماهای جنگی دولت مسخ‌(هیولا) باز نموده و از سوی دیگر، رژیم‌ ترکیه تاکنون دولت یهود اشغال‌کننده‌ی فلسطین را به‌رسمیت می‌شناسد!

سنخگویان در ادامه گفتند: «این فلسطین ارض مبارک است، سرزمین القدس، سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم است! این سرزمین در قلب مسلمانان جای دارد. ‏فلسطین و قدس‌اش در واقع فلسطین مسلمانان است و خواهد ماند و این ارض مبارک نه مربوط حکمرانان خائن می‌شود و نه این قدس مال آنان است. ‏عادی‌سازی روابط‌شان با دولت یهود و غصب خاک فلسطین، به این حکمرانان تاج و تخت مملو از ذلت و گمراهی مهیا خواهد کرد.»

با خطاب قرار دادن مسلمانان، سخنگویان چنین فرمودند: ریشه‌کن نمودن کیان یهودی و دوباره بازگرداندن فلسطین به اهل‌اش تنها از طریق حاکمیت آن‌چه الله سبحانه وتعالی نازل کرده و توسط افواجش که دشمنان الله سبحانه وتعالی را به لرزه می‌آورند، امکان پذیر است. ‏بناءً این امر تنها توسط تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت، به‌دست خواهد آمد. فلهذا، بإذن الله سبحانه وتعالی این دولت بسیار زود نصرت حاصل خواهد نمود؛ زیرا این امر با دلایل قطعی توسط چهار بنا تاکید و ثابت شده است:

اول: الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ...﴾ [آل‌عمران: 110]

ترجمه: شما (ای پیروان محمد صلی الله علیه وسلم) بهترین امتی هستید که به سود انسان‌ها آفریده شده اید...

اهل این دولت هرگز در مقابل بی‌عدالتی صبر نخواهند کرد، زیرا به این خاطر که آنان هرگز قدس‌شان را فراموش نکردند، به آنان هیچ فرقی نمی‌کند که این حکمرانان خائن چه اعمال ناشایسته‌ی را انجام می‌دهند، بلکه آنان یک‌روزی این خائنین را در زیری پای‌شان لگدمال خواهند کرد...

دوم: وعده استخلاف و جانشینی در زمین از جانب الله سبحانه وتعالی.

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ﴾ [نور: 55]

ترجمه: الله به آن دسته از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، وعده(و نوید) می‌دهد که حتماً در زمین به آنان خلافت(جانشینی و حکمرانی در زمین) می‌بخشد...

هم‌چنین بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بازگشت و تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت.‌

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ...» (رواه احمد)

ترجمه: ...و سپس خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد...

سوم: قول و حدیث رسول الله صلی الله علیه و سلم در خصوص قتال و جنگ با یهودیان.

«لَتُقَاتِلُنَّ الْيَهُودَ فَلَتَقْتُلُنَّهُمْ، حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: شما تا زمانی با یهودیها خواهید جنگید که حتی سنگها صدا میکنند: ای مسلمان بیا، درین‌جا یک یهود است(که در عقب من پنهان شده)، او را به قتل برسان.

چهارم: یک حزب صادق و مخلص بإذن الله بخاطر تحقق وعده الله سبحانه وتعالی و بشارت رسولش صلی الله علیه و سلم، فعالیت و دعوت اسلام را حمل خواهد نمود. ‏این حزب، با چشم و بصیرت امت را به خیری هدایت می‌کند که عزت و پیروزی‌شان را دوباره احیاء می‌کند.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾ [روم: 4-5]

ترجمه: در آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند. ‏( آری! خوشحال می‌شوند) از ياری الله. الله(سبحانه‌و‌تعالی) هر كسی را كه بخواهد ياری می‌دهد، و او بس چيره (بر دشمنان خود) و بسيار مهربان (در حق دوستان خويش) است.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه بنگله‌دیش

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

تبدیل گیلگیت – بالتیستان به ولایت/استان؛ خیانتی علیه کشمیر اشغالی و تقویت قلاب مودی!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

رژیم باجوا – عمران در خیانت علیه کشمیر اشغالی، پا از تمام حدود فراتر گذاشته‌است. این رژیم انکارگر با تضمین این تجزیۀ دوجانبه، از آزادسازی کشمیر اشغالی با بسیج نیروهای مسلح مشتاق و توانای پاکستان ممانعت و علناً قضیۀ کشمیر را برای همیشه دفن کرده‌است. جنرال باجوا ملاقاتی را برای این هدف نفرت‌انگیز با رهبری سیاسی دموکراتیک ترتیب داد تا گیلگیت – بالتیستان را به پنجمین استان/ولایت پاکستان، و خط کنترل را عملاً به مرز دائمی پاکستان و هند تبدیل کند، و بر ادعای ظالمانه مودی در مورد کشمیر اشغالی که بخش جدایی‌ناپذیر از هند است صحت بگذارد. پیش از این ابتکار خیانت‌کارانه نیز وضع قانونی جداگانه‌ای به گیلگیت – بالتیستان و کشمیر آزاد داده‌شد، و این واضحاً این پیام را می‌رساند که تمام کشمیر - از جمله کشمیر اشغالی – زخمی باز در کنار پاکستان است، و تا زمانی‌که تمام کشمیر به بدنش بازگردانده نشود، هرگز بسته نخواهد شد. ایجاد گیلگیت – بالتیستان به عنوان استان/ولایت پنجم، چیزی کم‌تر از هدیه‌ای از جانب رژیم باجوا – عمران به دستور امریکا نیست که به مودی تحویل داده‌است.

رژیم باجوا – عمران با این کار آشکارا از دستورات الله سبحانه وتعالی و رسول‌اش صلی الله علیه و سلم برای مبارزه با کسانی‌که سرزمین‌های مسلمانان را اشغال می‌کنند و آن‌ها را اخراج می‌کنند، سرپیچی می‌کند. این رژیم با این کار بی‌رحمانه، پیوند قدرت‌مند برادری اسلامی را که برای دهه‌ها مسلمانان پاکستان را به مبارزه با هند بر سر کشمیر واداشته‌است، پایمال می‌کند؛ پیوندی‌که باعث شده‌است فرزندان‌شان را در این جهاد قربانی کنند و برای برافراشتن پرچم اسلام بر سریناگار به دعا بپردازند. در واقع، از زمانی‌که مودی کشمیر اشغالی را در ۵ آگست/اوت ۲۰۱۹ م به زور ضمیمه کرد، این رژیم مدام مسلمانان را فریب می‌دهد. این رژیم از همان ابتدا به دستور واشنگتن با دولت هندو همکاری کرد و موضوع کشمیر را به خاک سپرد تا هند بتواند نیروهای خود را برای حضور در چین دوباره جابه‌جا کند. اکنون پس از تبدیل شدن گیلگیت – بالتیستان به استان/ولایت پنجم، همه می‌دانند که خیانت این حکام رو به تکمیل شدن است. جز کسانی‌که چشمان‌شان را بسته اند.

ای مسلمانان نیروهای مسلح پاکستان! رژیم باجوا – عمران آشکارا هرگونه حمایت مسلحانه از مسلمانان کشمیر را به عنوان اقدامی خصومت‌گرانه و تروریستی اعلام کرده، و آن‌ها را وادار کرده‌است تا خودشان را به‌شکل فجیحی تسلیم دشمنان کنند. تجاوز مودی در ۵ آگست/اوت ۲۰۱۹ م  فرصتی طلایی بود که الله سبحانه وتعالی فراهم کرد تا هر فرماندۀ نظامی مخلص پوز نیروهای خسته و بی‌روحیۀ هندو را بشکند. حتی اکنون نیز یک فرصت طلایی وجود دارد، چراکه کشمیر اشغالی خواهان آزادی است. واضح است که امریکا تمایلی به مبارزه در جنگ‌های پُرهزینه در اوراسیا ندارد؛ دولت‌های کافر درحال رقابت با یکدیگر اند و دولت هندو با شدیدترین بحران اقتصادی تاریخ خود مواجه است.

پس چرا اکنون کشمیر اشغالی را به مودی تسلیم کنیم؟ کافی است، کافی! شما باید این رهبری خیانت‌کار را تصاحب، و آن‌ها را به زباله‌دان تاریخ پرت کنید، زیرا این‌گونه نصرت را برای احیای خلافت بر منهج نبوت فراهم می‌کنید. همین حالا حرکت کنید تا خودتان را از خشم الله سبحانه وتعالی برهانید چود شما اهل قدرت استید و کاملاً توان از بین بردن این رژیم خائن را دارید. بیعت خود را به خلیفه‌ای اعطا کنید که شما را در جهاد برای آزادی کشمیر اشغالی و مسجد الاقصی رهبری خواهد کرد و به دنبال خوشی الله سبحانه وتعالی و تأمین موفقیت‌تان در دنیا و آخرت است. الله سبحانه وتعالی می‌‌فرماید:

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَیثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ﴾ (البقره: ۱۹۱)

ترجمه: و آن‌ها را هر کجا یافتید، به قتل برسانید؛ و از آن‌جا که شما را بیرون کردند [مکه‌]، آن‌ها را بیرون کنید؛ و فتنه  از کشتار هم بدتر است.

 دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: صالح مصلح

ادامه مطلب...

بدگمانی سیاسیون فرانسه نسبت به حجاب؛ نمونه‌ای از اسلام‌هراسی و تحمل‌ناپذیری دینی سکولاریزم! Featured

(ترجمه)

یوم پنج‌شنبه، ۱۷سپتامبر ۲۰۲۰ م، نماینده‌گان پارلمان فرانسه در اعتراض به حضور نمایندۀ دانشجویان با پوشش خِمار (روسری اسلامی)، با ترک جلسۀ تحقیقی که در پارلمان فرانسه برگذار شده‌بود، یک‌بار دیگر ماهیت نژادپرستانه و اسلام‌هراسانۀ نظام افراطی سکولار فرانسه را نمایان کردند. ابتدا کریستین لانگ، نمایندۀ حزب حاکم رئیس جمهور ماکرون، مجلس را ترک کرد و سپس سایر نماینده‌گان حزب راست‌گرای جمهوری‌خواه لِس نیز از وی حمایت کردند. لانگ بعداً در یک ویدئویی‌که در توییتر منتشر شد اظهار داشت: «من نمی‌توانم بپذیرم كه در مركز مجلس ملی، قلب تپنده دموكراسی، شخصی در برابر كمیته تحقیق مجلس با حجاب ظاهر شود.» وی هم‌چنان در توییتی نوشت: «به عنوان فمنیستی‌که به اساسات نظام جمهوری، سکولاریزم و حقوق زنان ارزش قایل است، نمی‌توانم بپذیرم که شخصی برای حضور در مجلس شورای ملی با پوشش حجاب، که برایم معنی سلطه‌پذیری را می‌دهد، ظاهر شود.» خانم مریم پوگوتوکس، رئیس اتحادیه ملی دانشجویان فرانسه (UNEF)، با پوشش خِمار در اجلاس دادرسی پارلمان فرانسه حضور داشت تا به تأثیرات بحران کوید – ۱۹ بر جوانان و کودکان بپردازد.

هم‌چنان این خواهر مسلمان قبلاً در سال ۲۰۱۸م نیز توسط شخصیت‌های مختلف سیاسی؛ از جمله وزیر داخله/کشور و وزیر برابری جنسیتی، به دلیل تصدی سِمت رهبری بخش سوربن اتحادیۀ ملی دانشجویان فرانسه، درحالی‌که لباس مذهبی بر تن داشت، مورد حمله قرار گرفت. برعلاوه، در ماه اکتبر سال گذشته نیز مادری مسلمان که همراه پسرش از طرف مدرسه به  پارلمان منطقۀ بورگن – فرانش – کامته در شرق فرانسه سفر کرده‌بود، در جریان جلسه توسط یک سیاست‌مدار راست افراطی مورد دشنام و حملات لفظی قرار گرفت. او از این خواهر مسلمان‌مان خواست که خِمارش را "به‌نام اصول سکولاریزم" بردارد. هم‌چنین در همان سال، جرارد لارچر، رئیس مجلس سنای فرانسه، با اشاره به "حجاب" اظهار داشت که او مخالف «همه نوع پوششی است که زنان را در خود حبس می‌کند.»

به‌نظر می‌رسد سیاست‌مداران سکولار افراطی فرانسه، از هر رنگ و فرقۀ سیاسی، هم‌چنان مصمم اند که به روایت کاذب مهندسی استعماری غیرمجاز مبنی بر سرکوب "حجاب اسلامی" بر زنان ادامه دهند. آیا زمان آن فرا نرسیده‌است که آن‌ها به قرن بیست و یکم قدم بگذارند و بفهمند که این بیانیه‌ها، اقدامات و قوانین اسلام‌هراسانۀ آن‌هاست که زندگی عمومی زنان مسلمان را بد جلوه می‌دهد، به حاشیه می‌کشد و محدود می‌کند، و آن‌ها را به شهروندان درجه دوم جامعه تبدیل می‌کند؛ و یا آن‌ها را به زنده‌گی در اطاعت از دستورات نژادپرستانۀ سیاست‌مداران فرصت طلبی وامی‌دارد که برای گرم نگهداشتن بساط انتخاباتی‌شان، با آبرو و حقوق اقلیت مسلمان بازی می‌کنند؟! برعلاوه، این وسواس سکولار در برابر حجاب چیزی جز نژادپرستی و بیگانه‌ستیزی محض نیست که در پشت نقاب سخنان فمینیستی و حراست حقوق زنان پنهان شده‌است! فرانسه در اسلام‌هراسی سابقۀ بد و ننگین دارد؛ درواقع، از زمان اعلام وضعیت اضطراری فرانسه در ماه نوامبر ۲۰۱۵ م، بیش‌از ۵۰۰۰ خانه، کسب‌وکار وعبادت‌گاه هدف یورش‌های متعدد تبعیض‌آمیز علیه مسلمانان و بازداشت‌های خانگی قرار گرفته‌است.

مسلمانان در بسیاری از کشورهای سکولار دیگر نیز – چه در شرق و چه در غرب – تحت سیاست‌ها و قوانین اسلام‌هراسی، تبعیض‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ای مانند منع حجاب و نقاب قرار دارند. همۀ این‌ها یک‌بار دیگر نشان می‌دهد که تحمل‌ناپذیری مذاهب در DNA این نظام سکولار نهفته است. بناءً کدام نظام سیاست‌مدارانی را تربیه می‌کند که یک لباس مذهبی را خطرناک‌تر از عواقب یک بیماری همه‌گیر جدی می‌پندارند؟ برعلاوه، کدام ایدیولوژی مضحک است که به ابراز عفت توهین می‌کند، حال‌آن‌که انتشار انواع مفاهیم و تصاویر ناپسند و شهوت‌پرستانه، مانند پورنوگرافی، را در جامعه ضمانت می‌کند؟ این دیدگاه اخلاقی در سخنان ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، که با خوشحالی از انتشار مجدد کاریکاتورهای زننده و توهین‌آمیز نشریۀ شارلی ابدو علیه پیامبر عزیزمان صلی الله علیه وسلم، مبنی بر اصل آزادی بیان سکولاریزم، دفاع می‌کرد کاملاً هویدا است؛ چنان‌چه اظهار داشت که حجاب (لباس عفت و حیاء) «مطابق با تمدن کشور ما نیست.»

مطمئناً این برای ما مسلمانان باید یک گوش‌زد جدی باشد که نظام سکولار یک نظام ناقص، تفرقه‌افگن و ضداسلامی است و در مخالفت عمیق با دین ما قرار دارد؛ بناءً باید از اجرای آن در سرزمین‌های خود ممانعت کنیم! در واقع، نظام خلافت بر منهج نبوت تنها نظام مورد قبول الله سبحانه وتعالی است، که از پوشش اسلامی و همه اعتقادات ارزش‌مند اسلامی‌مان دفاع خواهد کرد. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینِ﴾ (آل عمران: ۸۵)

ترجمه: و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیان‌کاران است.

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

آیا سنت «فعلی متواتر» و سنت «قولی متواتر» هردو یک‌چیزاند و یا با هم تفاوت دارند؟

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

 در کتاب شحصیه اسلامی، جزء سوم، صفحۀ 82 چنین آمده است:

1- حدیث متواتر آن است که به طور قطعی از نبی کریم صلی‌الله‌علیه‌وسلم ثابت شده، افادۀ علم یقین را می‌دهد و در تمامی موارد واجب‌العمل می‌باشد؛ چه سنت قولی، فعلی و یا هم سکوتی باشد. از جملۀ احادیث قولی متواتر این قول رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌باشد:

«مَن كَذَب عليّ متعمداً فليتبوأ مقعده من النار»

ترجمه: شخصی عمداً به من  دروغی را نسبت دهد، باید جای خویش را از آتش انتخاب نماید.

ازجملۀ سنت فعلی متواتر، نمازهای پنج‌گانه و تعداد رکعات نمازها و هم‌چنین آن‌چه که دربارۀ کیفیت نماز، روزه و حج  وارد شده است، می‌باشد.

سوالم پیرامون «سنت فعلی متواتر» است که چه تعریف دارد؟ آیا عبارت از تواتر اخبارِ عملی است که رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم انجامش داده است؟ و یا تواتر اعمالی است که مردم از زمان او صلی‌الله‌علیه‌وسلم تا امروز طبقه بعد از طبقه انجام داده‌اند؟

بعضی محققین آن‌چه را که «تواتر عمل» یا «تواتر توارث» می‌نامند را بخشی از اقسام تواتر شمرده‌اند. چنان‌که شیخ شبیر احمد عثمانی در مقدمۀ کتاب خود «فتح الملهم» صفحۀ 18 نگاشته است: "و قسم سوم: تواترعمل و تواتر توارث می‌باشد، آن عبارت از عمل‌کرد تعدادی زیادی از عاملین در هر قرن است، ازعهد صاحب شریعت تا زمان ما، به‌گونه‌ای‌که از دید عرف و عادت توافق ایشان بر دروغ یا غلط غیرممکن به نظر برسد؛ به‌طورمثال: مسواک در وضوء که سنت است و اعتقاد سنت بودنش فرض است؛ چون به تواتر عملی ثابت بوده و انکار از آن کفراست... و نمازهای پنج‌گانه نیز از همین قبیل است؛ زیرا بدون اختلاف مومنی یا کافری و بدون شک احدی، رسول الله این نمازه را به اصحاب در اوقات معینۀ روز و شب اداء کرده است و آنانی‌که از دین او صلی‌الله‌علیه‌وسلم پیروی نمودند، درهرجایی‌که بودند به همین منوال هرروز ادا نمودند، تا امروز کسی شک ندارد که ساکنین سند چنان می‌خوانند؛ چنان‌چه که ساکنین اندلس می‌خوانند و طوری‌که یمنی‌ها می‌خوانند مردم ارمنستان نیز می‌خوانند."

پس آیا تواتر عمل و تواتر توارث و آن‌چه که «سنت فعلیه متواتره» می‌گوییم، نام یک چیزاست؟ یا دوچیز جدااند؟ پس اگر دوچیز متفاوت بوده باشند؛ درآن‌صورت آیا آن‌چه را که تواتر عمل می‌نامند، بپذیریم یا رد کنیم؟

بعض محققین اصحاب حدیث؛ مانند: ابن حجر، نووی، سیوطی وغیره حدیثِ قابل قبول را به «صحیح لذاته و صحیح لغیره» و «حسن لذاته و حسن لغیره» تقسیم نموده‌اند. درحالی‌که در کتاب شخصیه اسلامی، جزء اول و سوم وارد شده است که ما به «صحیح» و «حسن» اکتفا نمودیم. آیا این اختلاف تنها در اصطلاح بوده؛ ولی در معنی و مسمی اتفاق است و یا در معنی نیز اختلاف وجود دارد؟ الله به شما برکت دهد!

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

سنت متواتره؛ چه قول باشد یا فعل یا تقریر قول و یا تقریر فعل، تنها درصورتی متواتر محسوب می‌شود که به تواتر از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم نقل شده باشد.

اما قول به این‌که: "گویا اعمال  درآن‌صورت نیز به سنت فعلی متواتر تبدیل می‌شود که جمعی در دورۀ رسول الله و جمعی در دورۀ تابعین وتبع تابعین به آن اقدام کرده باشند؛ اگرچه از عمل و یا تقریر رسول الله به شکل متواتر ثابت هم نباشد" قول نادرستی است؛ بناءً متواتر همان است که به تواتر ثابت گردد که رسول الله آن را انجام داده است و یا انجام‌اش را مورد تائید قرار داده است.

آن‌چه که اصحاب این نظریه می‌گویند، از جملۀ امور فرضی است. دلیل آن‌ها این است که مثال‌های‌که آورده‌اند؛ از قبیل: نمازهای پنج‌گانه، نمازهای پنج‌گانه از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به تواتر ثابت است و دربارۀ مسواک از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم احادیث صحیح  وارد شده است، حکم به تواتر این احادیث متکی به سند آن می‌باشد؛ پس اگر به نقل تواتر ثابت شد، متواتر است و اگر در سند به شکل آحاد نقل شده باشد، دیگر متواتر شده نمی‌تواند؛ یعنی در روایت، سند آن از رسول الله مدار اعتبار است.

پس این قول ایشان که نمازهای پنج‌گانه در ایالت سند، اندلس، یمن و ارمنستان بدون کدام اختلاف، پنج وقت خوانده می‌شود؛ اگر از رسول الله به تواتر ثابت نمی‌شد، به هیچ‌صورت نمازهای متذکره را متواتر نمی‌گرداند. چیزی‌که این نمازها را متواتر گردانیده است، ثبوت نقل آن از رسول الله به شکل تواتر است.

خلاصه این‌که معیار اعتماد، تواتر سند است؛ پس اگر نقل متواتر بود، اعتماد کرده می‌شود؛ اگر نقل متواتر نبود، سندش دیده می‌شود و نظر به آن شناخته می‌شود. طوری‌که گفتم، سخن آن‌ها یک ادعای فرضی است؛ چون مثال واحدی را آورده نمی‌توانند که تنها از عمل مسلمانان ثابت باشد و از عمل رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم ثابت نباشد.

اما صحیح لذاته، صحیح لغیره، حسن لذاته و حسن لغیره... مسأله‌ای قابل تحقیق است، موضوع را به اختصار و بدون تعرض به برخی جوانبِ اختلاف، چنین توضیح خواهم داد.

حدیث صحیح عبارت از حدیثی است که راوی عادل و دارای ضبط تام از رسول الله نقل نموده باشد و سندش متصل بوده و معلل و شاذ نباشد. این را حدیث صحیح  یا حدیث صحیح لذاته گویند. مراتب حدیث صحیح با تفاوت اوصاف‌اش فرق می‌کند؛ از همین‌جاست که صحیح البخاری مقدم شناخته شده و باز مسلم و سپس شروط این دو کتاب.

 بنابراین؛ اگر تمامی شروط  حدیث صحیح موجود باشد؛  ولی ضبط پنهان مانده باشد، آن را حسن لذاته گفته می‌شود و اگر طرق صحت حدیث حسن زیاد بوده باشد، قوت صحت حدیث حسن زیاد می‌شود که درآن‌صورت صحیح لغیره گفته می‌شود. اگر سند، شروط صحیح و حسن را تکمیل نکرد آن را حدیث ضعیف می‌گویند. هنگامی‌که با روایات دیگری از لحاظ نفس معنی ضعیف می‌باشند تقویت شد؛ درآن‌صورت حسن لغیره است.

بناءً نزد ضعیف، ضعیف است با تقویه ضعیف دیگر و علاوه نمودن ضعیف دیگر حدیث ضعیف حسن نمی‌گردد؛  بلکه هم‌چنان ضعیف باقی می‌ماند. این صنف «حسن لغیره» در قرون اولی در علم حدیث مشهور نبود، نخستین کسی‌که از این اصطلاح سخن گفت، امام بیهقی رحمه الله بود که در چندین جای کتب خود یاد کرده است. طوری‌که برخی مصادر را نقل نمودم. دربارۀ «حسن لغیره»؛ یعنی: تقویه ضعیف با ضعیف از حیث عمل، اختلاف است، تعدادی محدثین قبول دارند و تعدادی دیگری رد نموده و ضعیف را ضعیف شمرده‌اند که همین راجح است؛ طوری‌که اکنون گفتیم. این همان تقسیم احادیث است که ما در کتب خود نگاشتیم؛ چون حدیثی را که «حسن لغیره» می‌نامند، عبارت از حدیثی است که از لحاظ سند ضعیف است. بناءً «حسن لغیره» نوعی جدیدی نمی‌باشد.

برادرتان عطاء بن خلیل ابورشته

مترجم: محمد مسلم

 

ادامه مطلب...

صلح افغانستان، گروگانِ انتخابات و اهداف استراتیژیک امریکا!

خبر:

بعد از سه هفته بن‌بست، مذاکرات بین‌الافغانی در قطر و اوج بی‌پیشینه‌یی خشونت‌ها در جبهات جنگ، زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه‌ی ایالات متحده امریکا در سفری به دوحه در تویترش نوشت که به منطقه می‌رود تا با طرف‌های دخیل در این روند در مورد مذاکرات صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها و چشم‌اندازهای افزایش ارتباط منطقه‌یی، تجارت و توسعه پس از توافق صلح گفتگو کند. خلیل‌زاد می‌افزاید که افغان‌ها و جامعه‌ی جهانی به دقت گفتگوهای صلح را زیر نظر دارند، و انتظار می‌رود که این مذاکرات به سوی تهیه‌یی یک نقشه‌ی راه برای آینده سیاسی افغانستان و آتش‌بس دایمی و همه جانبه منجر شود.

تبصره:

درحالی‌که امریکا از توافقنامه‌یی صلح با طالبان، در افکار عامه‌ی ایالات متحده و جهان به حد کافی استفاده می‌کند، اما سرنوشت مذاکرات بین‌الافغانی را طوری‌که خواسته با بن‌بست مواجه نموده است، تا طبق سنت دیرینه‌ی استعماری‌اش، نخست مشکل را خلق و سپس به‌حیث میانجی خیّر به حل آن بپردازد تا از یک‌سو تسلط بر پروسه و از جانب دیگر احساس نیاز به امریکا در حل مشکلات را حفظ نماید. 

رهبرانِ طرف‌دار صلح در امریکا می‌گویند؛ گروه تروریستی‌یکه ۱۹ سال با نیروهای امریکا و ناتو در جنگ و دشمنی قرار داشت، اکنون به دوست و هم‌پیمان استراتیژیک آن‌ها مبدل گردیده و ظاهراً علیه نیروهای خارجی جنگ خود را متوقف نموده است. هم‌چنان تضمین شده است که هیچ گروه تروریستی نمی‌تواند از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدینش استفاده کند. هر دو مورد فوق سبب شده تا برای خروج نیروهای امریکای زمینه مساعد شده و مصارف امریکا در جنگ افغانستان به گونه‌یی بی‌سابقه‌ای کاهش یابد. به همین خاطر نیروهای امریکایی در حال برگشت به خانه‌های خود هستند. به این معنا که ایالات متحده درحال به پایان رسانیدن طولانی‌ترین جنگ تاریخ‌اش می‌باشد.

این درحالیست که امریکا درین جنگ از دیدگاه نظامی آشکارا شکست خورده است، به همین خاطر در تلاش است تا از طریق پروسه‌یی صلح شکست خود را به موفقیت تبدیل نموده و قضیه را طوری جلوه دهد که گویا ریشه‌های جنگ افغانستان در فطرت مردم‌اش بوده است، و امریکا نمی‌تواند سرشت آنان را از جنگجویی به صلح‌خواهی تغییر بدهد. امریکا یک قسمت از اهدافی را که از طریق دولت دست نشانده افغانستان دنبال می‌نمود به آن دست یافته است، و اهداف باقی‌مانده‌ی منطقه‌یی‌اش را از طریق روابط سیاسی، اقتصادی، استخباراتی و دیپلماتیک با نظام آینده در افغانستان دنبال خواهد کرد.

بیش از سه هفته از افتتاحیه مراسم مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه می‎‌گذرد، اما گروه‌های تماس هر دو هیأت بیش از ده بار با هم دیدار داشته‌اند، ولی تا اکنون هر دو طرف حتی روی تدوین طرزالعمل پیش‌برد مذاکرات به نتیجه‌ای محسوس دست نیافته‌اند. درحالی‌که جبهات جنگ میان دولت افغانستان و طالبان در سراسر این سرزمین به گونه‌یی بی‌پیشینه گرم شده است.

امریکا از پیش‌برد پروسه‌یی صلح‌یکه تنها قیمت آن خون افغان‌ها است، از یک‌سو از مردم مسلمان و مجاهد افغانستان در بدل تقریباً دو دهه جهاد علیه اشغال این سرزمین انتقام می‌گیرد، و از سوی دیگر می‌خواهد نشان دهد که صلح موضوع داخلی خود افغان‌ها است؛ از نگاه امریکا این افغان‌ها اند که در سرشت و فطرت خود جنگ‌جو هستند. از این‌رو قصد دارد تا تصویر نادرست را به افکار عامه‌ای امریکا و جهانیان ارایه نماید. درحالی‌که مانند اظهارات خلیل‌زاد که در فوق از آن تذکر به عمل آمد و اظهارات «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه که در مراسم افتتاح مذاکرات بین‌الافغانی گفت: روابط و همکاری‌های آینده‌ی امریکا با افغانستان مشروط به نوع نظام سیاسی می‌باشد که از طریق مذاکرات فعلی میان افغان‌ها به وجود می‌آید. این نوع اظهارات نشان دهنده‌یی مداخله مستقیم امریکا در پروسه‌یی صلح افغانستان می‌باشد. اما مداخله‌ی امریکا درین حد محدود نبوده، بلکه بمباردمانی که اکنون در جبهات جنگ به نام نیروهای دولتی ادامه دارد و مردم ملکی همواره در آن قربانی می‌شوند توسط اهداف، تمویل و دستور مستقیم نیروهای امریکا صورت می‌گیرد.

این درحالیست که همه می‌دانند یک طرف اصلی جنگ (دولت افغانستان) توسط خود امریکا به میان آمده است. چنانچه آن را مستقیماً تمویل و رهبری می‌کند. تمام حرکات مدنی و سیکولار دیگر را نیز در زیر چتر همین نظام منسجم ساخته تا برای تحقق ارزش‌های غربی درین سرزمین اسلامی، خصوصاً در جریان گفتگوهای بین‌الافغانی صدا بلند کنند، و برای یک نظام لیبرال و کثرت‌گرا که در آن حقوق تمام اقلیت‌ها مانند؛ همجنس باز، افراد مرتد شده و حامی امریکا تضمین شده باشد، و لو زیر نام دولتی در آینده باشد که در پیشوند و پسوند نام و قوانین آن نیز اسلام درج شده باشد.

بناً برای تمام جهت‌های مسلمان دخیل در قضیه حتمی‌ است تا چهره اصلی امریکا را درست درک کرده و پلان‌های خبیثانه‌اش را توسط وحدت شان بر اساس اسلام به ناکامی روبرو سازند. گفتگوهای صلح را فوراً متوقف نموده، جبهات جنگ را در برابر یکدیگر ترک کرده و علیه اشغال‌گران در یک صف مرصوص به جهاد بپردازند. به این معنا که جبهه‌ی جنگ، جهاد و دفاع را چنان گرم و داغ نگهدارند تا امریکای مکار در طولانی‌ترین جنگ تاریخ خود به زانو درآمده و شکست خود را علناً بپذیرد که دیگر نتواند بحران‌های داخلی و جهانی را همزمان مدیریت کند، تا این‌که منجر به شکست جهانی و تجزیه‌ای داخلی آن گردد. در چنین شرایط زمینه ظهور دولت خلافت راشده که آرزوی هر مسلمان است نیز در یکی از سرزمین‌های اسلامی ممکن خواهد شد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ [٨:٢٤]

ترجمه: ای مؤمنان! فرمان الله را بپذیرید، و دستور پیغمبر او را قبول کنید هنگامی که شما را به چیزی دعوت کند که به شما زندگی (مادی و معنوی و دنیوی و اخروی) می‌بخشد!

سیف الله مستنیر

رییس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر – ولایه افغانستان

 

ادامه مطلب...

توقع صلح و آرامش از امریکا همانند توقع هدایت از شیطان است! Featured

در هنگامی‌که گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی در دوحه قطر جریان دارد، جنگ در داخل افغانستان افزایش یافته و در آخرین مورد در انفجارهای مرگ‌باری در ولایت‌های شرقی ننگرهار و لغمان حداقل ۲۳ تن کشته و بیشتر از ۹۰ تن دیگر زخم برداشته‌اند. دو طرف، جنگ و گفت‌وگو را برای تفوق بر یکدیگر همزمان به پیش می‌برند. این در حالی‌ست که وزیر خارجه امریکا گفته است که آن‌ها بار جنگ افغانستان را از شانه‌های شان پایین آورده‌اند. زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی خاص امریکا برای صلح افغانستان نیز در اظهاراتی افزده است که پس از این افغان‌ها نمی‌توانند امریکا را ملامت و سرزنش کنند. او حتی گفته است که هیچ تضمینی برای کامیابی گفت‌وگوهای بین‌الافغانی وجود ندارد و اگر این گفت‌وگوها به نتیجه‌ی مطلوب نرسد، احتمال جنگ داخلی همانند دهه 90 میلادی در افغانستان متصور است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان برای روشن شدن ابعاد مختلف قضیه، ذکر نکات ذیل را مهم می‌پندارد:

اول: امریکا جنگ خونین را در افغانستان آغاز نمود، به خاطر منافع خود دو دهه آن را دوام داد و حالا ظاهراً آن را طوری به پایان می‌رساند که تنها منافع خودش تضمین گردد. حتی اگر افغانستان در آتش جنگ هم بسوزد، ولی به منافع ملی، تأسیسات نظامی، ادارات ملکی و زندگی اتباع امریکایی صدمه نرسد، امریکایی‌ها خود را مسوول احساس نمی‌کنند.

دوم: موقف امریکا در قضیه‌ی صلح نیز منافقانه و دوگانه است. گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را طوری مدیریت می‌کند که منجر به کشمکش‌ها و اختلافات جدی میان دو طرف مذاکره کننده شده و آخرالامر در نقش میانجی وارد قضیه می‌شود تا اختلافات را حل کند. امریکا با این کارش می‌خواهد پیامی به جهانیان ارسال نماید که عامل اساسی مشکل در افغانستان امریکا نه؛ بلکه خود افغان‌ها اند که در مسائل مهم به تفاهم نمی‌رسند و اگر مداخله امریکا نباشد، آن‌ها از سروسامان بخشیدن به امور شان نیز عاجز هستند. در حالی‌که امریکا یکی از طرف‌های اصلی جنگ چهل سال اخیر در افغانستان می‌باشد که با سیاست‌های چندگانه‌اش این سرزمین را به بحران و تفرقه سوق داده است.  

مردم مسلمان و مجاهد افغانستان نباید فریب شعارهای صلح‌ و ختم جنگ را خورده و همواره به یاد داشته باشند که توقع صلح و آرامش از امریکا همانند توقع هدایت از شیطان است. به این معنا که صلح امریکا صفحه‌ی دیگری از جنگ است. در واقع، جنگ افغانستان تنها با انجام مذاکرات و امضای توافق‌نامه‌ها حل نمی‌گردد، چون مشکل افغانستان یک مشکل داخلی نه، بلکه یک مشکل منطقوی و جهانی است و تا زمان حضور امریکا در منطقه، این جنگ دوام می‌داشته باشد. این مسوولیت مردم مسلمان افغانستان و گروه‌های اسلامی است تا نفوذ سیاسی، نظامی، استخباراتی و اقتصادی امریکا و غرب را در منطقه از بین برده و  و با جمع شدن زیر یک چتر واحد -دولت خلافت راشده- سرنوشت خویش را بدست گرفته و وحدت فکری و سیاسی خویش را تضمین کنند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

چون غیب را نمی‏دانیم، تعقل و فکر عمیق به‌کار است!

(ترجمه)

سعید ابن‌مسیب از ابوهریره رضی‌الله‌عنه روایت نموده که گفت: رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود:

«لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلاً وَلَبَكَيْتُمْ كَثِيرًا» (رواه الترمذي وقال: هذا حدیث صحیح.)

ترجمه: اگر آن‌چه من می‌دانم، شما می‌دانستيد کم‌تر می‌خنديديد و بيشتر گريه می‌کرديد.

توضیح حدیث

مراد از علم دانستن آن‌چه که در آن نافرمانی الله شود و یقین داشتن به عذابی‌که در وقت نزع، در قبر، و در روز قیامت واقع می‏شود می‌باشد. مناسبت کثرت گریه و قلت خنده در این حالات واضح است؛ هم‌چنان واضح است که مقصد این حدیث تخویف می‌باشد. در حدیث طبرانی از ابن‌عمر روایت است که رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به‌سوی مسجد روان بود ناگاه نظرش به قومی افتید که سخن می‌گویند و خنده می‌کنند؛ پس فرمود: قسم است به ذاتی‌که نفس‌من در قدرت اوست و سپس همین حدیث را بیان کرد.

از حسن‌بصری روایت است: "هرکس بداند که مرگ به‌وی آمدنی‌ست و قیامت وعده‌گاه اوست و ایستاد شدن به حضور الله سبحانه‌وتعالی مشهد اوست، بجا و مناسب است که وی در دنیا زیادتر محزون باشد."

کرمانی فرموده است: در این حدیث صنعت بدیع به‌کار رفته است، مقابل خنده، گریه و مقابل قلت، کثرت واقع شده که هر یک از این‌ها باهم مطابقت دارد. شکی نیست که موضوع بسیار خطرناک است؛ لذا هول‌وهراس روز قیامت بس بزرگ و عظیم است و مناسب است که به تفصیل به آن پرداخته شود، در حالی‌که امروز مسلمانان در هم‌چو امور بسیار کم می‌اندیشند و هیچ شکی نیست که مسلمانان امروز زیادتر به چیزهای مصروف‌اند که هیچ عاقلی نباید به چنین چیزها با این‏قدر تعمق بیندیشد، از آن جمله می‏توان مصروف شدن به مسابقات فوتبال و افراد کم‌شخصیتی‌که مثل ماده‌شتران سرکش در میدان‏های بازی این‌طرف و آن‌طرف می‌دوند و بقیه مردم از آن لذت برده و اوقات گران‏بهای خویش را صرف نموده و به نام‏های آن بازی‏گران افتخار می‌کنند و با کنترول، نظارت و تربیه این ورزش‌ها و استفاده از لباس‏های اغیار و خلاف شریعت‌اسلامی و سرودن ترانه‏ی تیم‌های ورزشی و تربیه ممثلین و هنرمندان بی‌پروا به دین را تشویق و تکریم نموده؛ بدون این‏که به ارزش‏های زندگی دنیا و حساب آخرت خود بیندیشند.  

پس اگر مسلمانان از امور غیب و آخرت آگاه می‏بودند، چنان‌چه رسول‌شان صلی‌الله‌علیه‌وسلم آگاه شده بود؛ یقیناً کم می‌خندیدند و بسیار می‌گریستند. اگر مسلمانان از شأن غیب و آخرت می‏دانستند هرگز حیات خود را وقف امور دنیا نمی‌کردند و هرگز در این دنیا مصروف به بنای قصرهای مجلل و سوار بر موترهای مدل‌بالا و فاخره... نمی‌شدند.

اگر مسلمانان از شأن امور غیب و آخرت می‌دانستند، هرگز موافق به ازدواج‏های پر مصرف و جمع اموال نمی‌شدند، اگر از شأن امور غیب و آخرت می‎‌دانستند، به‌حال خویش تأثر و افسوس می‏کردند و به گریه اطفال مسلمین و زنان‌شان و پیرمردان‌شان دل می‌سوختاندند.

اگر مسلمانان از شأن امور غیب و آخرت می‌دانستند، بخاطر نجات امت‌خود از کام اژدهای غرب‌کافر که شب‌وروز تلاش دارند تا امت را غرق در منجلاب فکری و فرهنگی نمایند، می‌کوشیدند. اگر مسلمانان از شأن امور غیب و آخرت می‌دانستند، هرگز از همکاری با عاملینی‌که بخاطر اعاده مجدد و عظمت اسلام یعنی اعاده خلافت بار دوم بر منهج‌نبوت باز نمی‌ایستادند.

در نهایت باید گفت که از علم‌غیب کسی آگاه شده نمی‌تواند؛ اما تعقل و فکر عمیق بکار است بر این‌که نجات مسلمانان در اعاده خلافت اسلامی (بر منهج‌نبوت) نهفته است، از همین لحاظ علماء قضیه اعاده خلافت را قضیه سرنوشت‏ساز می‌گویند. بار الها! امت را با اعاده خلافتی‌که در آن عزت و وقار امت‌اسلامی حفظ گردد، متحد ومتفق بگردان! اللهم آمین آمین!

ادامه مطلب...

ساکت نباشید؛ نارضایتی خود را از قانون تخریب خانواده اعلام کنید!

(ترجمه)

خبر

خبرگزاری فلسطین به روز یک‌شنبه ۲۰ ماه جاری در صفحۀ فیس‌بوک خود اعتراضی را منتشر کرد که توسط فدراسیون جوامع توسعۀ فمینیستی در بیت‌الحم صورت گرفته‌بود. چنان‌چه برگزار کنندۀ این اعتراض گفت که او اعتراضی علیه قتل در هفتۀ گذشته و تقاضای تطبیق قانون حمایت از خانواده ترتیب داده‌است.

تبصره

ابعاد این خبر متعدد است، بناءً سعی می‌کنم به‌صورت مختصر و واضح در مورد آن‌ها اظهار نظر کنم و الله المستعان:

  • اعتراضی‌که شرکت‌کننده‌گان آن حداکثر از صد نفر نمی‌گذرد، از بسترهای رسانه‌ای و حمایت دولت برخوردار می‌شود و خیابان‌ها در مقابل‌اش با گل فرش می‌گردد؛ هرچند خواسته‌های‌شان مخالف عقیدۀ مردم این سرزمین است. بودجۀ مشکوک‌شان را خارجی‌ها تأمین می‌کنند و خصومت‌شان با دین الله سبحانه وتعالی هویداست. اما زمانی‌که توده‌هایی از مردم این سرزمین، فرهنگیان و افراد سرشناس‌اش – اعم از مردان و زنان – به‌خاطر دفاع از ناموس‌شان و مبارزه با هر نوع تلاش جهت آسیب رساندن به دین و ارزش‌های‌شان گردهم آمدند، همانطور که همه دیدند، با سرکوب و دستگیری افراد مخلص و با شرافت پاسخ داده‌شد! رویکرد نظام و حقیقت نقش‌اش را نه‌تنها معاملۀ زمین با هماهنگی اشغال در جبهۀ امنیتی، بلکه معاملۀ نوامیس با هماهنگی نهادها و سرمایه‌گذاران زنان نیز روشن می‌کند. بناءً واضح می‌شود که این نظام فقط به فکر افزایش درآمد رجال خود، به قیمت مردم این سرزمین متبرک، دین، ​​ناموس و سرزمین‌شان می‌باشد.

  • قتلی‌که رخ داد، اعم از زن و مرد قربانی برجا گذاشت. ما این‌جا جزئیات آن‌چه را که اتفاق افتاده و منجر به این جنایت شده‌است بیان نخواهیم کرد. چیزی‌که ما را مخصوصاً نگران می‌کند، بهره‌برداری از فمینیست‌ها در این حادثه است، که هم‌چون همیشه برای تحت فشار قرار دادن و مطالبۀ قانون حمایت از خانواده انجام می‌شود. مسئول محافظت بیت‌ا‌‌لحم با صراحت تمام گفت: «ما از قانون حمایت خانواده می‌خواهیم که زنان را از این خشونت محافظت و این وضعیت هرج و مرج را متوقف کند.» او می‌خواهد با نادیده گرفتن حضور دو مردی‌که قربانی این حادثه بودند، از زنان محافظت کند. اما فمینیست‌ها عادت کرده‌اند از آب گِل آلود ماهی بگیرند، و از هر جنایتی برای به چالش کشیدن جامعه و اعتقادات آن استفاده کنند و خواستار اجرای قوانینی هستند که با قانون الله سبحانه وتعالی مطابقت ندارد و واقعیت کنونی را معالجه نمی‌کند.

  • اگر قانون الله سبحانه وتعالی تطبیق می‌شد، قتلی اتفاق نمی‌افتاد. بناءً هنگامی‌که ما سیداو و مولود مسخ‌شده‌اش، یعنی قانون حمایت از خانواده را رد کنیم، بدین معناست که آن‌ها و تمام اعمال زشتی را که درپی دارد، از جمله: قتل و کشتار انسان‌ها، بازی با ناموس مردم و تساهل در برابر تجاوز بر آبروی مردم، با تمام اشکال‌اش رد کرده‌ایم. اما آیا این نهاد‌هایی‌که ادعا می‌کنند به این وضعیت هرج و مرج پایان می‌دهند و از زنان محافظت می‌کنند جرئت دارند؟ آیا آن‌ها جرئت خواستار قصاص شرعی، یعنی قتل قاتل را دارند، که عملاً جرائم قتل را پایان می‌بخشد و زندگی همۀ مردم را از هرگونه هرج و مرج محافظت می‌کند؟ یا این برخلاف دستور کار سرمایه‌داران است؟

  • اهل حق به این اصرار و ماندگاری عجیبی‌که افراد باطل تحمل می‌کنند، باوجود ناامیدی‌شان برای ترویج باطل، سزاوارتر اند. اصل بر این است که مسلمانان بیش‌تر از عکس‌العمل نشان دادن، عمل کنند. مردم آزاده و باغیرت فلسطین در عهده‌دار شدن رهبری دفة برای دفاع نوامیس‌شان سزوارترند و تا زمانی‌که احساس خطر کنند خسته نشوند و آرام نگیرند. الله سبحانه وتعالی ما را کرامت داده و تا روز قیامت در سرزمین جهاد قرار داده‌است. پس در آن روز، درحالی‌که به تنهائی در مقابل الله سبحانه وتعالی ایستاد شویم و مالک چیزی غیر از اعمال‌مان نباشیم، آن‌گاه که از ما بپرسد "برای جلوگیری از تطبیق این قانون و سایر توافق‌نامه‌هایی‌که با دین الله سبحانه وتعالی می‌جنگد و به‌دنبال پخش و نشر فساد اخلاقی در سرزمین‌های‌مان است، چه کاری انجام داده‌اید! " چگونه موقف و پاسخی خواهیم داشت؟ سیدنا عمر از حاکمیت فاجر و ضعف اعتماد، به الله سبحانه وتعالی پناه می‌برد. پس از جملۀ درمانده‌گانی نباشید که قدرت‌شان از دست رفته‌است؛ از الله سبحانه وتعالی یاری بخواهید و موقفی را انتخاب کنید که مورد رضایت او سبحانه و تعالی قرار گیرد، نه‌تنها با انکار در قلب‌های‌تان، بلکه با انکار توسط زبان و دست و به هر روشی که می‌توانید. شما مردم این سرزمین هستید و قدرت در دست شماست، و هیچ‌کس نمی‌تواند قوانینی را بالای‌تان بقبولاند که نمی‌خواهید. شما در مواردی مانند قانون ضمانت و وقف تمیم الداری ثابت کرده‌اید که وقتی در مسیر حق متحد می‌شوید، افراد باطل نمی‌توانند با شما مقابله کنند.

﴿وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ فَینَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ‏﴾ (توبه: ۱۰۵)

ترجمه: ‏بگو: (هرچه می‌خواهید) انجام دهید (خواه نیك، خواه بد. اما بدانید كه) الله (سبحانه وتعالی) اعمال (ظاهر و باطن) شما را می‌بیند (و آن‌ها را به حساب شما می‌گیرد) و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) و مؤمنان اعمال (ظاهر) شما را می‌بینند و (به نسبت خوبی و بدی، با شما دوستی یا دشمنی می‌ورزند. این در دنیا، و اما) در آخرت به سوی الله (سبحانه وتعالی) برگردانده می‌شوید، كه آگاه از پنهان و آشكار (همگان و دیدنی و نادیدنی جهان) است و شما را بدان‌چه می‌كنید مطلع می‌سازد (و پاداش و پادافره اعمال و اقوال شما را می‌دهد).

  • در گذشته، ترس از فرزندان و خانواده برای بسیاری‌ها بهانه‌ای بود که از محاسبۀ ستم‌گران عقب ماندند، به‌خاطر ترس از مردم از گفتن حق سکوت کردند و فراموش کردند که مردم هیچ نفع و ضرری بر ما رسانده نمی‌توانند. بناءً برای کسی‌که نفس‌اش از روی ترس چیزی برای او گفته‌است این فرمودۀ الله سبحانه وتعالی را یادآوری می‌کنیم:

﴿وَلْیخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیةً ضِعَافاً خَافُواْ عَلَیهِمْ فَلْیتَّقُوا اللّهَ وَلْیقُولُواْ قَوْلاً سَدِیداً﴾ (النساء: ۹)

ترجمه: ‏بر مردم لازم است (كه بر یتیمان ستم نكنند و) بترسند از این‌كه انگار خودشان دارند می‌میرند و فرزندان درمانده و ناتوانی از پس خود برجای می‌گذارند و نگران حال ایشان می‌باشند (كه آیا دیگران درباره آنان چه روا می‌دارند؟ پس هم اینک آن‌چه از مردم انتظار دارند كه در حق فرزندان‌شان انجام دهند، خودشان در حق یتیمان مردم روا دارند و بالِ مهر و محبت بر سر نوباوگان بی‌پناه بكشند). پس از الله (سبحانه وتعالی) بترسند و با یتیمان با متانت و محبت سخن بگویند.

 پس برای شما می‌گوییم: فرزندان‌تان، که از آسیب رسیدن به آن‌ها می‌ترسید، کسانی استند که مورد هدف قرار می‌گیرند و خانواده‌های‌تان، که برای محافظت از آن‌ها در برابر باطل سکوت می‌کنید، همان‌های اند که تیرهای دشمن در پیش چشمان‌تان به آنان اصابت می‌کند.

  • پروردگارمان ما را با چیزی بهتر از قانون حمایت خانواده بی‌نیاز کرده‌است، شریعت عدالت و رحمتی‌که او سبحانه وتعالی نازل کرده‌است؛ باشد که "ایشان مسرور شوند و غمگین نگردند، و جمله‌گی بدان‌چه بدیشان می‌دهی خوشنود باشند. او ذاتی است که مسیر داستان زندگی نبی را طوری رقم زد که چشم یک زن روشن گردد و غمگین نباشد و موسای شیرخوار را به مادرش باز گرداند.

  • خطاب به آن‌عده از فرزندان مسلمانان که فریاد این قانون ویران‌گر را سر می‌دهند، اما نیت‌شان محافظت از زنان در برابر آسیب‌ها و بی‌عدالتی‌هایی است که در معرض آن‌ها قرار دارند و پروردگار جهانیان به آن راضی نیست و شریعت‌اش آن را تعیین نکرده‌است، می گوییم: چرا شریعت الله سبحانه وتعالی را فریاد نمی‌زنید، همان چیزی‌که رحمتی برای جهانیان است و غیر از آن برای شما پسندیده نیست؟!

ابن تیمیه رحمه الله علیه فرمود: «تا هنگامی‌که قرآن بهترین کلام در میان‌تان باشد، پس خود را از پیروی غیر آن باز دارید، الله سبحانه وتعالی فرموده‌است:

﴿أَوَلَمْ یكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ یتْلَى عَلَیهِمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ﴾ (عنکبوت: ۵۱)

ترجمه: ‏آیا همین اندازه برای آنان كافی و بسنده نیست كه ما این كتاب را بر تو نازل كرده‌ایم و پیوسته بر آنان خوانده می‌شود (و دائماً در طی قرون و اعصار، همه‌گان را به مبارزه می‌خواند و معجزه جاویدان یزدان می‌ماند؟) مسلّماً در (نزول) این (كتاب) رحمت بزرگی (در حق بندگان) و تذكر سترگی است (برای كسانی كه درهای قلب خود را به روی حقیقت می‌گشایند).

نسائی و دیگران از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت کردند که ایشان چیزی از تورات در دست عمر بن خطاب دیدند، سپس فرمودند:

‏«أَفِی شَكٍّ أَنْتَ یا ابْنَ الْخَطَّابِ، أَلَمْ آتِ بِهَا بَیضَاءَ نَقِیةً؟ لَوْ كَانَ مُوسَى حَیاً ثُمَّ اتَّبَعْتُمُوهُ وَتَرَكْتُمُونِی لَضَلَلْتُمْ»

ترجمه: آیا در شک قرارداری که من برای‌تان شریعت واضح و روشنی را نیاوردم؟ اگر موسی زنده می‌بود و شما از وی پیروی کرده مرا ترک می کردید، یقیناً که گمراه می‌شدید.

آیا در انصاف دین الله سبحانه وتعالی در مورد زنان و مراقبت او از تمام خانواده شک دارید، تا از دشمنانی قانون بخواهید که از شما راضی نمی‌شوند؛ مگر این‌که از دین‌شان پیروی کنید؟! من این فرمودۀ پروردگارمان سبحانه وتعالی را برای‌تان یادآور می‌شوم:

﴿أَفِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ یخَافُونَ أَن یحِیفَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾ (النور: ۵۰)

ترجمه: آیا در دل‌های‌شان بیماری (كفر) است؟ یا (در حقانیت قرآن) شک و تردید دارند؟ یا می‌ترسند الله (سبحانه وتعالی) و پیامبرش (صلی الله علیه وسلم) بر آنان ستم كنند؟  (بلی! ایشان دچار بیماری كفر و گرفتار شک بوده و از داوری پیامبر كه برابر احكام الهی است هراسناک می‌باشند. خوب می‌دانند كه الله (سبحانه وتعالی) و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) ستم‌گر نیستند و حق كسی را حیف و میل نمی‌كنند) بلكه خودشان ستم‌گرند.

روزی‌که با رسول الله صلی الله علیه وسلم ملاقات کنید، جواب شما چیست؟ و او صلی الله علیه وسلم شما را سرزنش می‌کند که چرا آن‌چه را برای‌تان آوردم ترک کردید و آن‌چه دشمن‌ام و دشمن‌تان برای شما آورد پیروی کردید؟ و روزی‌که در پیش‌گاه الله سبحانه وتعالی تنها می‌ایستید چه جوابی دارید؟ و او از شما خواهد پرسید: «آیا نعمت‌ام را برای شما تمام نکردم و اسلام را به عنوان یک دین برای شما نپسندیدم؟ پس چگونه به قوانینی غیر از آن راضی شدید، چنان‌که برای حمایت زنان و فرزندان‌تان به آن حکم می‌کردید؟!

  • در پایان، سخن‌ام را به این نهادها و حمایت‌گران‌شان معطوف می‌کنم: قطعاً الله سبحانه وتعالی در این جهان سنت‌های غیرقابل تغییری دارد و مبارزۀ حق و باطل از مهم‌ترین سنت‌های دنیایی او سبحانه وتعالی است. ما می‌دانیم که قطعاً الله سبحانه وتعالی دین خود را نصرت می‌دهد و حق را آشکار می‌کند، اگرچه کافران و آنانی‌که پروژه‌های‌تان را برای شما تأمین مالی می‌کنند و مواضع‌تان را به شما دیکته می‌کنند متنفر باشند. ما بدون هیچ‌گونه تردید به این یقین داریم. این باعث می‌شود که مواضع محکمی را برای رد هر منکری در اختیار داشته‌باشیم، و به امید الله سبحانه وتعالی قانون حمایت از خانواده که می‌خواهید، تصویب نخواهد شد. ما مردمی استیم که جهت رضای الله سبحانه وتعالی عمل می‌کنیم و چشمان ما انتظار بهشتی را دارد که پهنای آن به اندازۀ آسمان‌ها و زمین است، نه برای دالر و رضایت کسانی‌که حتی پدرشان را هم نمی‌شناسند!!

پس به امت خود برگردید قبل از آن‌که قافله را از دست دهید، امت مقتدرتان را بازیابد و همه کسانی را که با پاهای خود با آن دشمنی کردند لگدمال کنید و در زباله‌دان‌های تاریخ بیاندازد.

﴿یرِیدُونَ أَن یطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾ (توبه: ۳۲ – ۳۳)

ترجمه: آنان می‌خواهند نور الله (سبحانه وتعالی) را با (گمان‌های باطل و سخنان ناروای) دهان خود خاموش گردانند (و از گسترش این نور كه اسلام است جلوگیری كنند) ولی الله (سبحانه وتعالی) جز این نمی‌خواهد كه نور خود را به كمال رساند (و پیوسته با پیروزی این آئین، آن را گسترده‌تر گرداند) هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.‏ الله (سبحانه وتعالی) است كه پیغمبر خود (محمد صلی الله علیه وسلم) را همراه با هدایت و دین راستین (به میان مردم) روانه كرده‌است تا این آئین (كامل و شامل) را بر همه آئین‌ها پیروز گرداند (و به منصه ظهورش رساند) هرچند كه مشركان نپسندند.

نویسنده: بیان جمال

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

آیا کسی هست که از شرافت رسول الله صلی الله علیه وسلم دفاع کند؟ ادامۀ نفرت سکولارها با بهره‌برداری از خلای رهبری سیاسی اسلام در جهان امروز!

(ترجمه)

هرچند وقت یک‌بار، مدافعان نفرت‌آور سکولاریسم توهین به مسلمانان را با سوزاندن قرآن‌های طبع‌شده و انتشار کاریکاتور‌های استهزاءکنندۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم را حق خود می‌دانند. در حقیقت، آنان کسانی استند که از دروغ ساخته شده‌اند و خیلی خوب می‌دانند که از نظر عقلی حتی توان به چالش کشیدن عقاید اسلامی را نیز ندارند، چه رسد به دفاع از ایدیولوژی دروغین خویش. در طول تاریخ، شاهد تلاش‌های بی‌شماری از چنین فاسدان بوده‌ایم که معیشت‌شان به فساد، استثمار و بدبختی دیگران بستگی داشته‌است، تا بدین‌گونه شهرت شرافت‌مندانۀ پیامبران علیهم السلام را لکه‌دار نمایند، با این امید بیهوده که شاید بتوانند از افشای فسادشان در برابر مردم عادی جلوگیری کنند. پیامبران به امت خویش حقایق را گفتند و آن‌ها را به سمت عدالت و زندگی خوب فراخواندند، در حالی‌که نخبه‌گان فاسد با آن‌ها مخالفت کردند،‌ ایشان را توهین کردند، و خواستند با دروغ‌های شریرشان آن‌ها را بدنام کنند.

پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم عزت و شرافت‌مان است و آخرین پیامبر بشریت می‌باشد. پیام اسلام‌اش عدالت حقیقی را برای تمام فعالیت‌های امروزی – چه شخصی، اجتماعی، اقتصادی، شرعی و سیاسی – شامل می‌شود. سکولارهای امروزی هیچ ادعایی برای اثبات باور دروغین خود ندارند، ‌لذا آن‌ها به اسلام حمله‌ور می‌شوند و می‌کوشند آن را بدنام کنند. با این حال، ‌آن‌ها با توهین با جامعۀ مسلمانان در سراسر جهان، فقط ناامیدی خود را در به چالش کشیدن ادلۀ فکری اسلام آشکار می‌کنند.

به نظرمی‌رسد این هدف عمدی باشد، ‌چراکه صرفاً بخشی از ادامۀ سیاست‌های رسانه‌ها و حکومت‌ها را تشکیل می‌دهد. ‌آن‌ها برنامۀ کاری زشت خویش را پیش می‌برند تا تلقین کنند که مسلمانان چیزی را به‌جز فساد برای ارائه به جهانیان ندارند. دقیقاً به همین دلیل ایدیولوژی سرمایه‌داری سیکولار منشأ همۀ بدبختی‌ها و فساد در جهان امروزی است، و به همین دلیل می‌خواهند توجه مردم را از واقعیت‌ها دور کنند. سپس مدافعان سطحی‌نگرشان این کار را دنبال می‌کنند، گاه کینه‌توزی خود را در خیابان‌ها، ‌به صورت آنلاین یا چاپی را اظهار می‌کنند و ‌گاه حتی علیه نمازگزاران بی‌گناه مساجد اسلحه برمی‌دارند؛ دستور کار‌شان مشابه و یکسان است.

با این حال ما دوباره این‌جا هستیم، هنوز بدون رهبری سیاسی که  شریعت اسلامی را تطبیق کند و جهان را به عدالت و هدایت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرا خواند. در عوض، تمام رهبران جهان اسلام بزدلانه هنجارهای بین‌المللی را آن‌طورکه غرب به آن‌ها فرمان داده‌است می‌پذیرند و برای دفاع از شرافت و عزت مسلمانان و پیامبرشان به‌سختی اعتراض می‌کنند. آن‌ها حتی حاضر نیستند که از زندگی زنان و کودکانی‌که در کنارشان سلاخی می‌شوند دفاع کنند. پس چه امیدواری وجود دارد که شجاعت پیدا کنند و برای کسانی‌که جرئت تمسخر رسول الله صلی الله علیه وسلم را به‌دست آورده‌اند یک چالش قوی بسازند. متأسفانه برخی افرادی‌که در دام‌های غربی افتاده‌اند، ‌از مقیاس و ریشۀ واقعی مسئله بی‌خبر اند. بنابراین تمام فعالیت‌ها را به‌دست می‌گیرند و همیشه به‌جای درست‌کاری، بیش‌ترین ضربه را می‌زنند.

الله سبحانه وتعالی بشریت را بدون هدایت نگذاشته‌است طوری‌که او سبحانه وتعالی رسول الله صل الله علیه وسلم را برای راهنمایی ما فرستاد. او ما را به حال خودمان رها نکرد تا آخرین پیام‌اش برای بشریت را فراموش کنیم، بلکه حاملین دعوت را فرستاد تا آن را در سراسر جهان حمل کنند. او ما را بدون دولتی‌که مدافع ما و عزت‌مان، و نماد عدالت اسلام باشد رها نکرد، بلکه خلفای راشدین را به‌عنوان اسوه حسنه برای ما قرار داد تا از آن‌ها پیروی کنیم.

آن‌چه که امروز گم‌شده و کاپیتالست‌های نخبه و متنفرین اسلام به بهره‌گیری از ضعف ما ادامه دهند، تمایل رهبران است که واحد شوند و کسانی را که از حدود تجاوز می‌کنند به چالش بکشند تا ما به عنوان یک امت با هم یک‌جا شویم و خلافت به منهج نبوت را باز گردانیم.

ما از مسلمانان می‌خواهیم که برای اسلام، برای خلافت و برای آزادسازی بشریت کار کنند. در سال ۲۰۰۴ م هنگامی‌که آخرین‌بار در ملأ عام به مسلمانان توهین شد، نیز ما با انتشار یک اعلامیۀ مطبوعاتی آن را محکوم کردیم، همین‌گونه‌که امروز باید محکوم شود.

لطفاً به لینک ذیل مراجعه کنید:

http://www.hizb.org.uk/media/press-releases/hizb-ut-tahrir-britain-denounces-the-republication-of-cartoons-insulting-prophet-muhammad/

یحیی (نسبیت)

نمایندۀ مطبوعاتی حزب‌التحریر – بریطانیا

مترجم: صالح مصلح

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه