جمعه, ۲۹ شعبان ۱۴۴۶هـ| ۲۰۲۵/۰۲/۲۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

انتشار شماره جدید جریده «الرایه» به زبان فارسی – شماره ۵۳۵

???? در این شماره می‌خوانید:

???? سفر خفت‌بار پادشاه اردن به آمریکا | چرا این سفر نه عزت، بلکه ذلت را به همراه دارد؟

???? اظهارات مصر درباره طرح ترامپ | آیا این یک مانور سیاسی است یا موضعی اصولی؟

???? ساختار دولت در سوریه | آیا باید تنها بر پایه عقیده اسلامی بنا شود؟

???? ای غزه، عزت و افتخار! | تاریخ به یاد خواهد داشت که ایستادگی چگونه معنا می‌شود...

???? آیا سیاست قرقیزستان وابسته به چین است؟ | بررسی روابط پشت پرده

???? جریده «الرایه»، نبض امت اسلامی را منعکس کرده و با تحلیل واقعیت‌های سیاسی، راه‌حل‌هایی مبتنی بر احکام اسلامی ارائه می‌دهد.

ادامه مطلب...

حکام دولت هندو با قانون سرکوب‌گر ۱۹۶۷، اسلام و مسلمانان و به‌طور خاص شباب حزب‌التحریر را آماج حملات خود قرار داده‌اند!

(ترجمه)

آژانس تحقیقات ملی هند در ادامه‌ی کارزار خود علیه حزب‌التحریر، بافا بحرالدین و کبیر احمد علی‌یار را در تاریخ ۳ فبروری ۲۰۲۵م پس از ماه‌ها آزار و اذیت دستگیر کرد. رسانه‌های هندی گزارش دادند که آن‌ دو «با دیگران تبانی کردند تا مبدأ و اندیشه‌ی حزب‌التحریر را که یک سازمان ممنوعه است، در ایالت تامیل نادو ترویج کنند ». سپس مقامات، پرونده‌ی آن‌ها را به پرونده‌ی در حال بررسی دکتر حمید حسین بر اساس قانون جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی سال ۱۹۶۷م مرتبط کردند.

اما دکتر حمید حسین، فردی با مدرک دکترا در رشته‌ی انجنیری میخانیک و یک عضو محترمِ جامعه است. او در ماه می ۲۰۲۴م به دلیل ابراز دیدگاه‌های خود درباره‌ی رد دموکراسی از جانب اسلام، رفتار آرمانی دولت خلافت در رسیدگی به امور اتباع خود بدون در نظر گرفتن نژاد یا دین و راه‌حل اسلامی برای ظلمی که اقلیت‌های قومی و طبقات پایین جامعه‌ی دالیت با آن مواجه‌اند، دستگیر شد. با این حال، علی‌رغم دیدگاه‌های مثبت و سازنده‌اش، وی متهم اصلی در پرونده‌ای بر اساس قانون جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی سال ۱۹۶۷م است!

این قانون، قانونی ظالمانه است که حاکمان هندو برای جلوگیری از پاسخگویی از آن استفاده می‌کنند. این یک قانون سرکوب‌گر است که در آن، فرایند بازداشت و محاکمه، خود مجازاتی به شمار می‌آید. این حقیقت از نرخ وحشتناک پایین محکومیت که تنها ۲٪ است، کاملاً آشکار می‌شود. در دوره‌ی ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰م، تعداد ۵۰۲۷ پرونده بر اساس این قانون علیه ۲۴۱۳۴ نفر ثبت شده که از این میان، تنها ۲۱۲ نفر محکوم و ۳۸۶ نفر تبرئه شده‌اند. این بدان معناست که در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰م، حدود ۹۷.۵٪ از افرادی که بر اساس این قانون دستگیر شده‌اند، در زندان در انتظار محاکمه باقی مانده‌اند! آیا این سابقه‌ی تاریک برای لغو این قانون ظالمانه کافی نیست؟

با وجود این سابقه‌ی فاجعه‌بار، حاکمان هندو در جنوری ۲۰۱۹م لایحه‌ی اصلاحیه‌ی قانون جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی را ارائه کردند که اوضاع را از قبل هم بدتر کرد. این قانون اصلاح‌شده به مقامات اجازه می‌دهد افراد را بدون رعایت دادرسی قانونی به‌عنوان «تروریست» طبقه‌بندی کنند. این طبقه‌بندی به منزوی شدن اجتماعی فرد و از دست دادن شغل او منجر می‌شود. نه لایحه‌ی اصلاحی و نه قانون اصلی، هیچ تعریف مشخصی از تروریسم ارائه نمی‌دهند. از این رو، این لایحه‌ی اصلاحی به مثابه‌ی یک چک سفید برای حکومت است تا مردم را به بهانه‌ی حفظ نظم عمومی سرکوب و وحشت‌زده کند. این ظلمی است که با قوانین ظالمانه‌ی استعمارگران بریتانیایی در دوران اشغال استبدادی هند رقابت می‌کند.

حاکمان فرقه‌گرای هند از قانون اصلاحیِ جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی ۲۰۱۹م برای ایجاد وحشت در میان صدها میلیون مسلمان در هند استفاده می‌کنند.

زمانی‌که مسلمانان علیه اجرای قانون تبعیض‌آمیز اصلاح تابعیت ۲۰۱۹م صدای اعتراض خود را بلند کردند، حاکمان هندو در پاسخ، دانشجویان و فعالان مسلمان، از جمله یک زن باردار را بر اساس قانون جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی بازداشت کردند. بسیاری از مسلمانان هم‌چنان بدون محاکمه در بازداشت به سر می‌برند. سپس، در اکتبر ۲۰۲۴م، دولت هندو با انتشار اطلاعیه‌ای در روزنامه‌ی رسمی، حزب‌التحریر را تحت قانون جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی ۱۹۶۷م ممنوع اعلام کرد.

ای مردم هند به‌طور عام و ای فعالان حقوقی و سازمان‌های حقوق بشری به‌طور خاص! حاکمان هند برای شما ویرانی، فقر، ناامنی، تبعیض، بی‌عدالتی و اختلافات اجتماعی را به ارمغان آورده‌اند. سپس، هرگاه یکی از شما برای حق خود صدای اعتراض بلند کند، مورد مجازات این حاکمان قرار می‌گیرد. آیا این همان چیزی است که نیاکان شما هنگام مبارزه برای استقلال از ظلم استعمار تصور می‌کردند؟! آیا این نمونه‌ای است که می‌خواهید در برابر جهانیان به نمایش بگذارید؟ هیچ قانونی، نه الهی و نه بشری، چنین ظلمی را نمی‌پذیرد.

ای مردم هند! چشم‌پوشی از ظلم، ظالم را به ادامه‌ی ستم‌گری تشویق می‌کند، اما ایستادگی در برابر او، آغاز پایان ظلم است.

ای مسلمانان هند به‌طور عام و ای علمای مسلمانان به‌طور خاص! به رنج و فقر و تنگدستی مردم پیرامون خود بنگرید. آیا دین شما مسئولیتی در قبال آن‌ها بر دوش شما نگذاشته است؟! الله سبحانه وتعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را جز به‌عنوان رحمتی برای جهانیان نفرستاده است.

اجداد شما صدها سال با عدالت اسلامی بر مردم هند حکومت کردند و امنیت و رفاهی را برای آن‌ها فراهم کردند که پیش از اسلام هرگز ندیده بودند و پس از آن نیز هرگز تجربه نکردند. امروز نیز تنها دین اسلام است که می‌تواند مردم هند را از ظلم نظام سکولار نجات دهد.

آیا درست است که نگاه شما تنها به مشارکت در این نظام ظالمانه محدود شود، با این امید که اندکی آسایش برای خود فراهم کنید؟! آیا درست است که برای به دست آوردن چند کرسی در پارلمان رقابت کنید؛ در حالی‌که باید برای بازگرداندن اسلام به‌عنوان نظام حاکم در هند تلاش کنید؟! آیا درست است که ظالمان برای خاموش کردن دعوت اسلامی تلاش کنند و شما در برابر آن سکوت کنید؟!

شما نه کم‌تعداد هستید و نه ضعیف؛ بلکه اگر به دین خود چنگ بزنید و بر الله سبحانه وتعالی توکل کنید، پرشمار و نیرومند خواهید بود. تنها دعوت به دین حق، اسلام است که شما را گرد هم می‌آورد تا به نیرویی مؤثر برای تغییری که هند به‌شدت به آن نیاز دارد، تبدیل شوید. برخیزید، ای مسلمانان هند، که الله سبحانه وتعالی با شماست.

﴿يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾ [توبه: 32]

ترجمه: ‏آنان می‌خواهند نور الله را با (گمان‌های باطل و سخنان ناروای) دهان خود خاموش گردانند (و از گسترش اين نور كه اسلام است جلوگيری كنند) ولی الله جز اين نمی‌خواهد كه نور خود را به كمال رساند (و پيوسته با پيروزی اين آئين، آن را گسترده‌تر گرداند) هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.‏

 دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

 18 شعبان سال 1446هـ.ق.

 17 فبروری 2025م.

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...

مسئولیت جوانان در وحدت امت اسلامی و پیوستن به حزب‌التحریر برای اقامه خلافت راشده ثانی

  • نشر شده در مقالات

در دوران معاصر، جهان اسلام با بحران‌های متعددی مواجه است که نتیجه آن تفرقه و ضعف در قدرت مسلمانان است. برای مقابله با این چالش‌ها و احیای مجدد قدرت و وحدت امت اسلامی، نقش جوانان حیاتی است. حزب‌التحریر به‌عنوان حزب پیشگام در تلاش برای اقامه خلافت راشده ثانی، فرصت‌ها و مسئولیت‌های جدیدی را برای جوانان مسلمان فراهم کرده و آنان را برای ادای مسئولیت و نقش حیاتی شان فراخوانی می‌کند.

مسئولیت جوانان در وحدت امت اسلامی: جوانان به‌عنوان نسل آینده و عاملان تغییر، نقش کلیدی در ایجاد وحدت و همبستگی در میان مسلمانان دارند. این مسئولیت از مبانی اسلامی نشأت می‌گیرد، چنانکه الله سبحانه وتعالی فرموده:

﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾[آل عمران: 103]

ترجمه: و همگی به ریسمان الله چنگ زنید و پراکنده نشوید (و بدانید که وحدت و دوری از تفرقه مکلفیت شماست).

این آیه تأکید می‌کند که مسلمانان باید به حبل الله که به معنای دین الله سبحانه وتعالی یعنی محور وحدت است تمسک ورزند.

﴿وَذُرِیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ﴾ [آل عمران: 34]

ترجمه: آنان فرزندانی بودند که (چه از نظر پاکی و تقوا و چه از نظر دودمان) برخی از برخی دیگرند.

این آیه بر اهمیت وحدت و پیوستگی مسلمانان به‌عنوان خانواده‌ای واحد تأکید دارد. از رسول الله صلی الله علیه وسلم در این باره نیز احادیث زیادی روایت شده است از جمله:

«المؤمنونَ كجسدٍ واحدٍ، إذا اشتكى عينٌ اشتكى كلُّه، وإذا اشتكى رأسٌ اشتكى كلُّه» (المعجم الکبیر للطبرانی)

ترجمه: مؤمنان مانند یک پیکر اند، هرگاه چشمش به درد آید، تمام بدن به درد می‌آید و هرگاه سرش به درد آید، تمام بدن ناراحت می‌شود.

این حدیث نشان‌دهنده‌ی ضرورت وحدت و کمک به یکدیگر در جامعه اسلامی است.

جوانان با توجه به انرژی و ظرفیت بالای خود، می‌توانند به‌عنوان پیشگامان وحدت عمل کنند و با استفاده از ابزارهای مدرن ارتباطی، پیام‌های وحدت و همبستگی را به‌طور مؤثر منتشر کنند.

پیوستن به حزبالتحریر و اقامه خلافت راشده ثانی: حزب‌التحریر به‌عنوان یک جنبش اسلامی، هدف اصلی خود را در اقامه خلافت راشده دوم بر مبنای اصول اسلامی قرار داده است. جوانان مسلمان با پیوستن به این حزب، می‌توانند به‌طور مؤثر در تحقق این هدف مشارکت کنند:

اهداف حزب التحریر:

الف) اقامۀ خلافت راشده: حزب‌التحریر به‌طور خاص به دنبال بازگرداندن خلافت اسلامی به‌عنوان نظام سیاسی و اجتماعی بر مبنای شریعت است. خلافت راشده، با اصول عدالت، برابری و پیروی از احکام اسلامی، می‌تواند به بهبود وضعیت امت اسلامی و بازگرداندن جایگاه برتر آن در جهان کمک کند.

ب) احیای اصول اسلامی: حزب‌التحریر به احیای ارزش‌های اسلامی و ایجاد جامعه‌ای بر پایه این اصول  دینی متعهد است. جوانان با پیوستن به این حزب، به ترویج و اجرای اصول اسلامی در جامعه کمک می‌کنند.

مسئولیت جوانان در پیوستن به حزب التحریر: جوانان از آن‌جائی‌که نقش کلیدی و حیاتی در راستای احیای خلافت و حاکمیت اسلام دارند، حزب‌التحریر از آنان می‌خواهد که برای ایفای نقش و ادای مکلفیت خود بدون هیچ نوع تأخیری به برادران دعوت‌گر خود در این حزب بپیوندند. جوانان نباید که کورکورانه قضاوت کنند و از ورود به این حزب متردد گردند. جوانان باید مخلصانه با مطالعه و آگاهی از اهداف و اصول حزب‌التحریر، به‌طور دقیق به تحلیل و بررسی این حزب بپردازند و وقتی به حقیقت و حقانیت این حزب پی بردند باید که هرچه عاجل‌تر برای ادای نقش خود در احیای زندگی اسلامی با برپایی دولت اسلامی در کنار این حزب وارد عمل شوند. جوانان باید با استفاده از ابزارهای مدرن ارتباطی، اهداف حزب‌التحریر را به طور مؤثر تبلیغ کرده و به آگاهی‌رسانی و ایجاد رأی عام بپردازند.

نتیجه‌گیری

جوانان مسلمان با مسئولیت‌پذیری و تعهد به اصول اسلامی، می‌توانند نقشی مؤثر در وحدت امت اسلامی و تحقق اهداف حزب‌التحریر در اقامه خلافت راشده ثانی ایفا کنند. با پیوستن به این حزب و فعالیت‌های مؤثر، جوانان نه تنها به ایجاد وحدت و همبستگی کمک می‌کنند، بلکه در مسیر تحقق عدالت و اصول اسلامی نیز پیشگام خواهند بود. این مسئولیت نیاز به آگاهی، تلاش و استقامت دارد تا با همراهی و همکاری، به ساخت آینده‌ای بهتر برای امت اسلامی کمک کنند.

نویسنده: محمد مزمل

ادامه مطلب...

زمان قیام؛ آیا زمان پایان دادنِ سلطه خائنان نرسیده؟

  • نشر شده در مقالات

(ترجمه)

بیش از یک سال از وقایع هفتم اکتبر ۲۰۲۳ می‌گذرد و از آن زمان تاکنون، جهان در شوک و سکوت، قتل‌عام‌های وحشتناکی را که رژیم یهود مرتکب می‌شود، نظاره می‌کند. اخیراً زمانی‌که اعلام شد توافقی برای آتش‌بس صورت گرفته است، مردم غزه و تمام جهان از این خبر خوشحال شدند. مردم غزه سرانجام فرصت کوتاه برای استراحت از فجایعی که یهود علیه آن‌ها مرتکب می‌شود، یافتند.

اما این توافق به معنای توقف کامل خشونت و جنایات نیست، زیرا گزارش‌های متعددی همچنان از ادامه جنایات در کرانه باختری حکایت دارند. در همین حال، اظهارات دونالد ترامپ و اقدامات بنیامین نتانیاهو نشان می‌دهد که این فجایع متوقف نخواهند شد.

در طول این نسل‌کشی، حُکّام سرزمین‌های اسلامی بی‌تفاوتی و سکوت ذلیلانه از خود نشان دادند. امت، آنان را فراخواند و از ایشان خواست که برای آزادسازی فلسطین، سرزمین و مردمش، ارتش‌ها را بفرستند، اما آن‌ها هیچ اقدامی نکردند. در عوض، تنها به صدور بیانیه‌های ضعیف و مبهم بسنده کردند و در آن، جنایات رژیم یهود را محکوم نمودند، در حالی که هم‌زمان روابط تجاری و دیپلماتیک خود را با این رژیم ادامه دادند. پس از همه این‌ها، راه‌حل "قانونی" را با ایجاد رژیم یهودی پذیرفتند که نه به قوانین بین‌المللی پایبند است و نه به عرف‌های جهانی توجهی دارد.

بارها این پرسش را مطرح کرده‌ایم: چگونه ممکن است این حُکّام در برابر این قتل‌عام‌ها سکوت کنند، در حالی که قلب‌های ما از رنج و مصیبتی که بر سر برادران‌مان در فلسطین می‌آید، به درد آمده است؟ اما این تحولات سیاسی حقیقتی تکان‌دهنده و هولناک را آشکار ساخت؛ این حُکّام را چیزی جز منافع‌شان به حرکت وا ‌نمی‌دارد. آنان همگی، به‌ نوعی، از ادامه این فجایع سود می‌برند؛ خواه از طریق حمایت مستقیم از رژیم یهود باشد، خواه از طریق ائتلاف‌شان با امریکا. دلیل دیگر این خیانت آن است که این حُکّام، چنانچه منافع‌شان ایجاب کند، خود نیز آماده‌اند تا مرتکب چنین جنایاتی شوند.

برای مثال؛ در سوریه گزارش‌ها فجایعی را که رژیم جنایتکار علیه مردم خود مرتکب شده است، برملا کرده‌اند. مردم آنجا جمله‌ای معروف داشتند: "دیوارها گوش دارند"، که اشاره به شبکه گسترده اطلاعاتی و امنیتی رژیم، معروف به استخبارات، داشت. این سیستم نظارتی، هرگونه انتقاد از رژیم را به خطری مرگبار تبدیل می‌کرد که می‌توانست به ناپدید شدن فرد در یکی از بازداشتگاه‌های متعدد یا زندان‌های مخفی منجر شود. یکی از این زندان‌ها، زندان صیدنایا "سرخ" بود که به "کشتارگاه انسانی" شهرت یافت؛ مکانی که در آن شکنجه سیستماتیک و قتل به‌ طور سازمان‌یافته انجام می‌شد. این زندان به‌ ویژه پس از آغاز انقلاب سوریه در سال ۲۰۱۱، برای سرکوب مخالفان سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

از جمله روش‌های شکنجه‌ای که در این زندان‌ها اعمال می‌شد، روش "دولاب" بود، که طی آن زندانی را وادار می‌کردند تا درون یک حلقه لاستیک بزرگ خم شود و سپس به‌شدت شلاق می‌خورد. روش دیگر "فَلَقه" بود، که در آن کف پای زندانیان با کابل‌های سنگین و ضخیم به‌شدت ضربه می‌خورد.

علاوه بر این، زندانیان را از مچ دست یا بازوهای‌شان برای مدت‌های طولانی آویزان نگه می‌داشتند، که این امر باعث در رفتگی مفاصل و ایجاد آسیب‌های دائمی می‌شد. بازداشت‌ شدگان گزارش داده‌اند که آن‌ها عمداً در معرض گرسنگی شدید قرار می‌گرفتند، یا مقدار بسیار کمی غذای فاسد و غیرقابل مصرف به آن‌ها داده می‌شد. همچنین، محرومیت از نور طبیعی خورشید منجر به سوء‌ تغذیه شدید، بیماری‌های پوستی و سایر مشکلات جسمی خطرناک می‌شد. مراقبت‌های پزشکی تقریباً به‌ طور کامل متوقف شده بود، حتا در مواردی که زندانیان در وضعیت بحرانی قرار داشتند، که این مسئله به مرگ بسیاری از آن‌ها بر اثر بی‌توجهی پزشکی انجامید. افزون بر این، خشونت جنسی نیز به‌ عنوان ابزاری برای تحقیر، شکنجه و تسلط بر زندانیان مورد استفاده قرار می‌گرفت. (منبع: الجزیره)

همچنین گزارش‌هایی وجود دارند که به‌ تفصیل چگونگی همکاری مصر با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) را شرح می‌دهند، جایی که مصر به‌عنوان یکی از مراکز اجرای "شکنجه نیابتی" مورد استفاده امریکا قرار گرفته است. (منبع: تایم)

اما در اردن، پس از حوادث یازدهم سپتامبر، مقامات تدابیر سخت‌گیرانه‌ای را به بهانه مبارزه با تروریسم اعمال کردند. آنان تعریف تروریسم را در قوانین اردنی گسترش دادند و شمار جرایمی را که مجازات آن‌ها اعدام یا حبس ابد است، افزایش دادند. دولت اردن اخیراً پیش‌نویس قانونی برای مبارزه با تروریسم ارائه کرده است که در حال حاضر در پارلمان اردن تحت بررسی و بحث قرار دارد. تصویب این قانون به محدودیت‌های بیشتر بر آزادی‌های عمومی و حقوق بشر منجر خواهد شد.

سازمان عفو بین‌الملل گزارش‌های متعددی دریافت کرده است که نشان می‌دهد افرادی به دلیل اعتقادات اسلامی خود بازداشت شده‌اند و تحت شکنجه و بازداشت‌های طولانی‌مدت بدون محاکمه قرار گرفته‌اند. در حقیقت، شکنجه در اردن تنها به پرونده‌های سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه مظنونان جرایم جنایی عادی را نیز شامل می‌شود.

یک مقام ارشد سابق در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) اظهار داشت: «اردن در صدر فهرست شرکای خارجی ما قرار دارد... آن‌ها آماده‌اند تا به هر شکل ممکن همکاری کنند.» همچنین، یک مقام دیگر گفت: «اگر زندانی‌ای را به اردن بفرستید، بازجویی بهتری دریافت خواهید کرد.» (منبع: سازمان عفو بین‌الملل)

در ترکیه، سازمان دیده‌بان حقوق بشر موارد متعددی از نقض حقوق بشر و جنایات جنگی را توسط گروه‌های مسلح مورد حمایت ترکیه در شمال سوریه ثبت کرده است. این تخلفات شامل آدم‌ربایی، بازداشت‌های خودسرانه، حبس غیرقانونی، خشونت جنسی و شکنجه بوده و در برخی موارد، عناصر امنیتی ترکیه نیز در این اقدامات دست داشته‌اند. این سازمان همچنین دخالت نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی ترکیه را در اجرای این تخلفات و نظارت بر آن‌ها افشا کرده است. این نقض‌ها شامل مصادره اموال، اخاذی و سرقت بوده و عدم موفقیت در محدود کردن این تخلفات یا ارائه هرگونه جبران خسارت به قربانیان را نیز در بر می‌گیرد.

آدام کوگل، معاون مدیر بخش خاورمیانه در سازمان دیده‌بان حقوق بشر، اظهار داشت: «تا زمانی که ترکیه مسئولیت این نقض‌ها را نپذیرد و برای متوقف‌کردن آن‌ها اقدام نکند، نقض حقوق افرادی که تحت حاکمیت ترکیه در شمال سوریه زندگی می‌کنند، از جمله شکنجه و ناپدیدشدن‌های اجباری، ادامه خواهد داشت.» وی افزود: «مقامات ترکیه تنها ناظران این نقض‌ها نیستند، بلکه به‌عنوان نیروی اشغالگر، مسئولیت دارند و در برخی موارد، به نظر می‌رسد که مستقیماً در جنایات جنگی دخیل بوده‌اند».

در مورد فلسطین، همواره تشکیلات خودگردان فلسطین با ارتش اشغالگر هماهنگی امنیتی داشته و از روش‌های سرکوب مشابهی استفاده کرده است. این امر به‌ وضوح در سرکوب‌های جنین نمایان شد؛ جایی که محاصره‌ای شدید اعمال شد، آب و برق قطع گردید و از ورود مواد اساسی جلوگیری به‌عمل آمد. همچنین، نیروهای امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان تک‌تیراندازانی را بر روی پشت‌بام‌ها مستقر کرده و موانعی برای محدودکردن حرکت مقاومت ایجاد کردند. علاوه بر این، بازداشت‌ها و شکنجه‌های مستند‌ شده‌ای علیه بسیاری از دستگیرشدگان صورت گرفت.

در عربستان سعودی، جهان از جنایاتی که این کشور در یمن مرتکب شده است، آگاه است. همچنین، قتل فجیع جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی، همچنان در اذهان باقی است.

در پاکستان، داکتر عافیه صدیقی بیش از ۲۰ سال است که به اتهامی که مرتکب نشده، در زندان به ‌سر می‌برد. پاکستان نه‌ تنها او را رها کرد، بلکه در تحویل او به امریکا نیز همدستی داشت. او در آنجا تحت شکنجه قرار گرفت و تا به امروز به ‌طور نا عادلانه در زندان است.

تمامی این نمونه‌ها تنها قطره‌ای از دریای فجایعی است که حاکمان امروز مرتکب می‌شوند. در اینجا به‌صراحت می‌پرسیم: آیا این واقعیت ما را وادار نمی‌کند که درباره دلیل پذیرش حاکمیت این ستمگران بیندیشیم؟ چرا اجازه می‌دهیم آن‌ها قدرت خود را بر ما تحمیل کنند، درحالی‌که علیه مردان، زنان و کودکان امت ما مرتکب جنایات می‌شوند؟ آیا این به دلیل ترس است؟

اگر چنین است، باید به یاد داشته باشیم که هر آنچه به ما می‌رسد، به اراده الله سبحانه وتعالی است و آزمایشی از سوی اوست. ما باید یقین کامل داشته باشیم که بلا و مصیبت، آزمونی از جانب اوست تا صابران را به درجات عالی برساند. الله سبحانه وتعالی در قرآن کریم می‌فرماید:

﴿قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ [توبه: 51]

ترجمه: بگو: هرگز چیزی (از خیر و شرّ) به ما نمی‌رسد، مگر چیزی که خدا برای ما مقدّر کرده باشد. (این است که نه در برابر خیر مغرور می‌شویم و نه در برابر شرّ به جزع و فزع می‌پردازیم، بلکه کاروبار خود را به خدا حواله می‌سازیم، و) او مولی و سرپرست ما است، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند و بس.

﴿وَإِن يَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ [انعام: 17]

ترجمه: اگر الله زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی‌تواند آن را برطرف سازد، و اگر خیری به تو برساند (هیچ کس نمی‌تواند از آن جلوگیری کند)، چرا که او بر هر چیزی توانا است.

چگونه می‌توانیم از این حاکمان ستمگر بترسیم؟ آیا نباید همان‌گونه که از دیدن جنایات اشغالگران در فلسطین خشمگین می‌شویم، از اعمال این حاکمان نیز احساس خشم و انزجار کنیم؟

اگر چنین احساسی داریم، چرا این خشم ما را به برکناری این حاکمان که مانع حمایت ما از برادران و خواهران مسلمان‌مان می‌شوند، ترغیب نمی‌کند؟ چرا به آن‌ها اجازه می‌دهیم که ادعای وفاداری ما را داشته باشند؟ چرا آن‌ها را به‌ عنوان حاکمان خود می‌پذیریم؟

این‌ها سؤالاتی است که باید به آن‌ها بیندیشیم. با تأمل در این پرسش‌ها، باید از خود بپرسیم: صبر ما تا کی ادامه خواهد داشت و چه زمانی کاسه صبرمان لبریز خواهد شد؟

نویسنده: فاطمه مصعب

مترجم: پارسا امیدی

ادامه مطلب...

رقابت آمریکا و چین در تکنولوژی هوش مصنوعی؛ فرصتی برای پیشتازی مسلمانان

(ترجمه)

خبر:

وال استریت ژورنال در ۱۷ فوریه ۲۰۲۵ گزارش داد؛ شرکت چینی DeepSeek نه تنها باعث کاهش ۲.۶۳درصدی سود خالص شرکت Nvidia نشده؛ بلکه همچنان امیدواری‌ها برای سالی پربار از موفقیت را تقویت کرده است. با این حال امیدهای واقع‌بینانه‌تر می‌توانند برای این غول هوش مصنوعی در مسیر دشوار پیش رو مفید باشند.

افشای دستاوردهای شرکت نوپای چینی (DeepSeek) در ماه گذشته، ارزش بازار Nvidia را در کمتر از یک هفته حدود ۷۵۰ میلیارد دالر کاهش داد. هرچند سهام این شرکت تا حدی بازیابی شده است، اما تا پایان روز جمعه هنوز 6% پایین‌تر از عملکرد پایدار نزدک درهمین دورۀ باقی مانده است.

تبصره:

در واکنش به رشد سریع چین در حوزۀ هوش مصنوعی دونالد ترامپ، گاوچران آمریکایی سیاست‌های مداخله‌جویانۀ دولت آمریکا را تشدید کرده است. آمریکا همواره سیاست مهار چین را دنبال کرده و تلاش داشته تا از گسترش قدرت این کشور در خارج از منطقۀ خود به ویژه حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و صنعت نیمه‌هادی‌ها جلوگیری کند؛ از سلطۀ شرکت Huawei بر صنعت مخابرات، تا پیشرفت‌های DeepSeek در هوش مصنوعی و از توسعۀ نیمه‌هادی‌ها تا تولید تراشه‌های نانومتری پیشرفته. این رقابت در حقیقت نبردی جهانی برای تسلط فناوری است.

آمریکا برای مهار پیشرفت چین، تحریم‌های گسترده‌ای را بر صنایع فناوری اطلاعات و نیمه‌هادی‌های این کشور اعمال کرده است. در دورۀ نخست ریاست جمهوری ترامپ، شرکت‌های کلیدی چینی در لیست سیاه قرار گرفتند و در دوران بایدن این محدودیت‌ها شدیدتر شد. بایدن در اکتبر ۲۰۲۲م، فروش فناوری‌های پیشرفتۀ نیمه‌هادی را به چین ممنوع کرد که به افزایش تنش‌ها انجامید، اما بدون توجه به این‌که بایدن در رأس قدرت باشد یا ترامپ، در سیاست مهار چین ثابت و تغییرناپذیر بوده است.

با وجود این محدودیت‌ها، چین اخیراً به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است. این کشور با سرمایه‌ای تنها ۶ میلیون دالری، مدل هوش مصنوعی "DeepSeek R-1" را توسعه داد، در حالی که شرکت‌های آمریکایی با صرف میلیاردها دلار نتوانستند به چنین نتایجی دست یابند. همچنین چین موفق به توسعۀ تراشۀ 3 نانومتری شده است، تکنولوژی‌ای که پیش‌تر در انحصار شرکت تایوانی TSMC بود. در ضمن این‌که شرکت‌های آمریکایی از ابررایانه‌های عظیم با ۱۶,۰۰۰ تراشه‌ای پیشرفته استفاده می‌کنند، DeepSeek توانست با تنها ۲,۰۰۰ تراشۀ قدیمی Nvidia به نتایج مشابهی دست یابد که بیانگر بهره‌وری بالای سخت‌افزاری است.

این تحولات ضرر مالی سنگینی را به شرکت‌های آمریکایی وارد کرده است، به‌ویژه Nvidia که در تولید تراشه‌های نانویی پیشتاز است. این بحران موجب دخالت آشکار دولت آمریکا شد؛ تا این‌که ترامپ در ۳۱ ژانویه با مدیرعامل Nvidia دیدار کرد تا دربارۀ چالش DeepSeek بحث و گفت‌وگو کنند.

چین برخلاف آمریکا هدف خود را تنها به رقابت اقتصادی محدود کرده است. هرچند این کشور در  عرصۀ اقتصاد جهانی بر حضور فعالی دارد، در منطقۀ خود تا حدی زیادی رویکرد دفاعی دارد، چنانچه  بر حفظ ثبات داخلی و گسترش اقتصادی خود بدون ورود به درگیری‌های مستقیم تمرکز دارد.

رقابت آمریکا و چین نشان‌دهندۀ اهمیت نقش دولت‌ها در پیشبرد تکنولوژی است.  با نیز به صفت مسلمان باید این وضعیت را تغییر دهیم و با برپایی دولت اسلامی (خلافت) باید جایگاه خود را در رأس پیشرفت تکنولوژی بازپس گیریم. چراکه اسلام مسلمانان را به رهبری جهان در تمامی عرصه‌ها دعوت کرده است.

الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾

ترجمه: اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همل ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوشنود نباشند.

اساسی‌ترین عنصر برای پیشتازی در جهان، تقویت صنایع نظامی است که شامل پیشرفت مداوم در عرصۀ تکنولوژی می‌شود. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ﴾

ترجمه: هر آنچه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده بسیج کنید تا دشمنان الله و خود را بترسانید.

مسلمانان قرن‌ها در صنعت نظامی پیشرو بودند که همین امر موجب توسعۀ گستردۀ دیگر صنایع شد. خلافت اسلامی بار دیگر این مسیر را احیا خواهد کرد و جهان اسلام را به استقلال و قدرت واقعی خواهد رساند.

خلافت راشده جهان اسلام را متحد خواهد کرد و منابع عظیم آن را برای توسعۀ فناوری‌های پیشرفته و دستیابی به خودکفایی کامل به‌کار خواهد گرفت. این دولت سلطه‌ قدرت‌های جهانی را به چالش خواهد کشید و اسلام را بار دیگر با عدالت و اقتدار به عنوان نیروی پیشرو در جهان مطرح خواهد کرد. رهبری قدرتمند در سایه‌ی خلافت، نه‌تنها یک ضرورت سیاسی، بلکه یک واجب شرعی بر عهده‌ی امت اسلامی است.

نویسنده: زکریا عمران – ولایه پاکستان

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: طه خالد

23 شعبان 1446ه.ق.

22 فوريه 2025م.

ادامه مطلب...

فروپاشی دموکراسی؛ آمریکا نماد یک الگوی شکست‌خورده!

(ترجمه)

خبر:

چندین ایالت آمریکا شاهد تظاهرات گسترده‌ای علیه رئیس‌جمهور دونالد ترامپ بودند. به گزارش وب‌سایت آمریکایی «آکسیوس»، هزاران نفر در واشنگتن و سراسر ایالات متحده در اعتراض به سیاست‌های ترامپ، از جمله تلاش‌های دولت او برای کاهش گسترده بودجه آژانس‌های دولتی و اعمال فشار برای اخراج مهاجران غیرقانونی دست به تظاهرات زدند.

معترضان همچنین تابلوهایی در اعتراض به ایلان ماسک، میلیاردر نزدیک به ترامپ که ریاست وزارت کفایت دولتی را بر عهده دارد در دست داشتند. معترضان اعلام نمودند که این تظاهرات در اعتراض به «اقدامات ضد دموکراتیک و غیرقانونی دولت ترامپ و متحدانش» برگزار شده است.

تبصره:

هنوز دو ماه از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ نگذشته بود که موجی از اعتراضات علیه سیاست‌های او در آمریکا شکل گرفت. گزارش‌ها حاکی از آن است که مردم نگران تخلفاتِ قانونی متعددی هستند که ترامپ مرتکب شده و ممکن است این اقدامات پیامدهای جدی برای آینده سیاسی آمریکا داشته باشد. به گزارش وب‌سایت رسمی این جنبش، حتی جنبشی مردمی با نام 50501 برای مقابله با سیاست‌های دولت ترامپ شکل گرفته است.

اما آیا دموکراسی راه‌حلی برای عبور از چنین شرایطی دارد؟ آیا می‌توان رئیس یک کشور را صرفاً به این دلیل که سیاست‌هایی ناپسند برای گروهی از مردم یا اکثریت، اتخاذ کرده است برکنار نمود؟ بر چه اساسی می‌توان این سیاست‌ها را غیرقابل‌قبول دانست؟

اگر با دقت به نظام دموکراتیک نگاه کنیم درمی‌یابیم که این نظام در اساس خود شکست‌خورده است. به‌محض اینکه رئیس دولت انتخاب شود امکان برکناری او وجود ندارد؛ حتی اگر قوانین کشور را تغییر دهد یا سیاست‌هایی برخلاف روال معمول در پیش بگیرد. به همین دلیل سخنگوی کاخ سفید در واکنش به این تظاهرات گفت که ترامپ «حمایت قاطعی از سوی مردم آمریکا دریافت کرده است».

از سوی دیگر قوانین در نظام دموکراتیک، ساختهٔ دست بشر است و هیچ مرجع واقعی برای سنجش درستی یا نادرستی آن‌ها وجود ندارد. حتی قانون اساسی نیز در این نظام‌ها ساختهٔ بشر است و قابل تغییر می‌باشد. حاکم وقت می‌تواند هر سیاستی را که بخواهد اجرا کند و قوانینی را مطابق با دیدگاه خود وضع نماید. در حقیقت، دموکراسی یعنی تعیین حاکمانی که برای مدت محدود چهار یا پنج سال قدرت مطلق دارند و هرگونه که بخواهند حکومت می‌کنند!

نذیر بن صالح - ولایه تونس

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

23 شعبان 1446ه.ق.

22 فوریۀ 2025م.

ادامه مطلب...

خیانت تشکیلات خودگردان هم ترامپ را راضی نکرد؛ کمک‌ها قطع شد!

(ترجمه)

خبر:

دولت آمریکا شامگاه چهارشنبه ۱۹/۰۲/۲۰۲۵ اعلام کرد که تمامی کمک‌های مالی اختصاص‌یافته به نهادهای امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین را متوقف کرده است. مقامات تشکیلات خودگردان در گفت‌وگو با روزنامۀ واشنگتن‌پست گفتند که این تعلیق به توانایی نیروها در میدان آسیب می‌رساند و بر برنامه‌های آموزشی و مراکز نیروهای امنیتی فلسطینی تأثیر می‌گذارد. یک منبع از رژیم یهود در گفتگویی با واشنگتن‌پست اظهار داشت که این اقدام بر هماهنگی امنیتی بین رژیم یهود و تشکیلات خودگردان فلسطین نخواهد داشت؛ زیرا "حامیان مالی جدیدی" پیدا شده‌اند که حاضرند خلأ ناشی از توقف کمک‌های آمریکا را پر کنند. (خبرگزاری معا، با اندکی تصرف، ۱۹/۰۲/۲۰۲۵)

تبصره:

اگرچه در واقع ترامپ با ذهنیت یک تاجر به سیاست نگاه می‌کند نه یک سیاستمدار. او از همان ابتدا اعلام کرده بود که هدفش کسب درآمد و کاهش هزینه‌هاست و سیاست را مثل یک شرکت تجاری می‌بیند که بر اساس سود و زیان اداره می‌شود. این سیاست باعث شد که بسیاری از نهادها، سازمان‌ها و حتی کشورهایی که به کمک‌های آمریکا وابسته بودند، متضرر شوند. اما این تصمیم پیام‌ها و پیامدهای دیگری نیز دارد که می‌توان به برخی از آن‌ها اشاره کرد:

۱- کمک‌های مالی آمریکا به تشکیلات خودگردان فلسطین عمدتاً برای تأمین بودجۀ نیروهای امنیتی این نهاد اختصاص داده می‌شد. این نیروها وسیله‌ای برای حفظ سلطۀ آمریکا و اجرای سیاست‌های آن در فلسطین بودند و مهم‌ترین مأموریت‌شان، حفظ امنیت رژیم یهود بود. همان چیزی که به آن "هماهنگی امنیتی" گفته می‌شود و در واقع رگ حیات تشکیلات خودگردان محسوب می‌شود. بناءً این پول‌های ناپاک، در خدمت اهداف ناپاک بودند؛ نه خیری در آن‌ها بود، نه در کسانی که آن‌ها را می‌فرستادند و نه در کسانی که آن‌ها را خرج می‌کردند.

۲- اولین طرفی که از توقف این کمک‌ها آسیب خواهد دید، نه تشکیلات خودگردان بلکه رژیم یهود است. چراکه نیروهای امنیتی فلسطینی، در واقع برای محافظت از صهیونیست‌ها و رژیم‌‌شان فعالیت می‌کنند. آنچه در جریان عملیات طوفان الاقصی و طی ۱۶ ماه گذشته، به‌ویژه در دو ماه اخیر رخ داده، این حقیقت را ثابت می‌کند. تشکیلات خودگردان هماهنگی امنیتی را تشدید کرده، مبارزان فلسطینی را تعقیب و بازداشت کرده و حتی برخی از آن‌ها را به قتل رسانده است، مانند اتفاقی که در اردوگاه‌های جنین و طولکرم رخ داد. این اقدامات دیگر هیچ پوششی برای همکاری این نهاد با رژیم صهیونیستی باقی نگذاشته است.

۳- به احتمال زیاد، ترامپ تشکیلات خودگردان فلسطین و نیروهای امنیتی آن را به‌طور کامل رها نخواهد کرد، زیرا آن‌ها در خدمت منافع آمریکا و رژیم یهود هستند. بلکه اما او تلاش خواهد کرد که منابع مالی آن را از طریق حاکمان دست‌نشانده‌ی خود، مانند حکام سعودی، امارات و قطر، تأمین کند. به این ترتیب، ترامپ تشکیلات خودگردان را با پول مسلمانان علیه اسلام و مسلمانان به کار خواهد گرفت.

۴- اما اگر ترامپ تصمیم بگیرد هیچ جایگزینی برای تأمین مالی تشکیلات خودگردان فراهم نکند، پیامی روشن به تشکیلات خودگردان خواهد داد که باید از مردم فلسطین تغذیه کنید. یعنی، مالیات‌ها، عوارض و فشارهای اقتصادی را بر مردم دوچندان کنید تا آن‌ها را وادار به مهاجرت نمایید. به این ترتیب آمریکا و رژیم صهیونیستی با یک تیر دو نشان خواهند زد: هم تشکیلات خودگردان برای بقا چاره‌ای جز سرکوب مردم نخواهد داشت و هم روند کوچاندن فلسطینی‌ها تسریع خواهد شد.

اما در تصمیم ترامپ برای تمام مزدوران و خیانات‌کاران درسی وجود دارد؛ اینکه سرنوشت نهایی‌ آن‌ها چیزی جز ذلت و شکست نخواهد بود. و آن‌چه در آخرت در انتظار آن‌هاست به مراتب وحشتناک‌تر از این است؛ چنانچه الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَٰلَهُمْ حَسَرَٰتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنَ النَّارِ﴾ [سوره بقره: ۱۶۷]

ترجمه: و آنان که پیروی کردند می‌گویند ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتیم تا همان‌گونه که اینان (از ما) بیزاری جستند، ما نیز از آن‌ها بیزاری می‌جستیم. این‌گونه الله اعمالشان را به‌عنوان حسرتی برایشان می‌نمایاند و آن‌ها هرگز از آتش بیرون نخواهند آمد!

نویسنده: مهندس باهر صالح

مترجم: طه خالد

22 شعبان 1446ه.ق.

21 فوريه 2025م.

ادامه مطلب...

رویکرد ترامپ قارۀ پیر را به لرزه درآورد!

(ترجمه)

خبر:

امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه سران کشورهای اروپایی را به نشستی اضطراری درباره جنگ اوکراین دعوت کرده است. این نشست پس از آن برگزار می‌شود که مقامات آمریکایی اعلام کردند اروپا هیچ نقشی در مذاکرات برای پایان دادن به این درگیری نخواهد داشت.

کاخ الیزه روز یکشنبه اعلام کرد که مکرون این نشست را برای رایزنی در مورد تغییر رویکرد آمریکا نسبت به اوکراین و پیامدهای امنیتی آن برای اروپا برگزار می‌کند. (الجزیره نت)

تبصره:

طوفانی که در افق در حال شکل‌گیری بود، به ‌یک‌باره با روی کار آمدن دونالد ترامپ مسیر خود را تغییر داد. در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن نگرانی اصلی این بود که روسیه در صورت شکست در برابر اوکراین به استفاده از سلاح هسته‌ای متوسل شود یا در صورت شکست اوکراین، روسیه مسیر خود را برای حمله به اروپا هموار سازد. اما ترامپ به یک‌باره و برخلاف انتظار مسیری متفاوت در پیش گرفت و در مدتی کوتاه، باعث نگرانی تمام کشورهای اروپایی شد. ترامپ مستقیماً با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه تماس گرفت و موضع خود را برای آغاز مذاکرات صلح اعلام کرد؛ مذاکراتی که اروپا در آن هیچ جایگاهی نخواهد داشت. این مسئله موجب شد که اروپایی‌ها دریابند که این توافق به ضرر اوکراین تمام خواهد شد. به‌عبارت‌دیگر کریمه و سایر مناطقی که روسیه تاکنون اشغال کرده در کنترل این کشور باقی خواهد ماند. تحلیلگر سیاسی روسی النا سوبونینا نیز تأکیدکرد که روسیه حاضر به مذاکره بر سر این مناطق نخواهد بود و ترامپ نیز به‌خوبی از این مسأله آگاه است.

اما چرا اروپایی‌ها نگران این مذاکرات هستند؟

اروپا بیم دارد که اوکراین حدود بیست درصد از خاک خود را از دست بدهد که معادل 113 هزار کیلومتر مربع است.اما از نظر اقتصادی شرایط وخیم‌تر است؛ چرا که منطقۀ دونباس به‌تنهایی ۳۰ درصد از صادرات اوکراین را پیش از جنگ تأمین می‌کرد. همچنین منطقه خرسون و زاپوریژیا ۲۰ درصد از تولید گندم این کشور را تأمین می‌کردند. علاوه بر این دریای آزوف دراختیار روسیه قرار خواهد گرفت و بحث درباره کریمه که اکنون خودمختاری دارد به‌طور کامل از دستور کار خارج خواهد شد.

از سوی دیگر این تحولات بی‌قدرتی دولت‌های اروپایی را در برابر مردم‌شان آشکار خواهد کرد، زیرا نشان خواهد داد که آن‌ها هیچ استقلال سیاسی و حاکمیتی ندارند و کاملاً تابع تصمیمات آمریکا هستند؛ در نتیجه اروپا بیش از پیش به آمریکا وابسته خواهد شد. اما بعید به نظر می‌رسد که آمریکا راه‌حلی دائمی برای این جنگ پیدا کند، چراکه چنین توافقی می‌تواند موقعیت ناتو را تضعیف نماید. زیرا اگر آتش‌بس دائمی برقرار شود که روسیه را از تهدید اروپا بازدارد، این مسئله موقعیت ناتو را زیر سؤال خواهد برد.

از این‌رو گمان نمی‌رود که آمریکا به هیچ شکلی از اشکال حاضر به تضعیف ناتو شود؛ بنابراین یا توافقی حاصل خواهد شد که اروپا را همیشه در دامن ناتو نگهدارد، یا در غیر این صورت جهان شاهد سقوط تدریجی قواعد سازمان ملل خواهد بود، قواعدی که مدت‌ها پیش به فراموشی سپرده شدند، اما اکنون این بحران دامن کشورهای اروپایی را هم گرفته است. همۀ این نشانه‌ها حاکی از روزهای سختی برای اروپا است و با توجه به این‌که اتحادیه اروپا تاکنون نتوانسته اتحاد واقعی را میان اعضای خود برقرار کند، تفرقه در میان آن‌ها قطعی به نظر می‌رسد. والله اعلم. 

ای مسلمانان! حوادث اخیر این دیدگاه سیاسی را تقویت می‌بخشد که نظام فرسودۀ کنونی جهان رو به سقوط است و باید مبدأ جدیدی پا به صحنۀ جهان بگذارد که بتواند نظام سرمایه‌داری را به‌طور کامل و نهایی از میان بردارد. پس با توجه به این‌که هیچ مبدئی جز اسلام توان انجام چنین کاری را ندارد، وظیفه ماست که از همین امروز متحد شویم و با جدیت برای برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت تلاش کنیم، تا امت اسلامی بار دیگر جایگاه واقعی خود را در معادلات بین‌المللی بازیافته و جهان را از ویرانی سرمایه‌داری نجات دهد.

الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾ [محمد: 7]

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر الله را یاری کنید، او نیز شما را یاری خواهد کرد و گام‌های‌تان را استوار می‌سازد.

نویسنده: نبیل عبدالکریم

مترجم: طه خالد

21 شعبان 1446ه.ق.

20 فوريه 2025م.

ادامه مطلب...

ملت کفر در یک جبهه هستند!

(ترجمه)

خبر:

بنیامین نتانیاهو روز شنبه از "حمایت مطلق" دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا از تصمیمات این رژیم دربارۀ نوار غزه، پس از انجام ششمین دور تبادل اسرا و زندانیان با جنبش حماس، قدردانی کرد.

تبصره:

اول: ترامپ پیش از این اعلام کرده بود که "بر اساس طرح او، فلسطینیان حق بازگشت به نوار غزه را نخواهند داشت، زیرا این منطقه تحت کنترل آمریکا قرار خواهد گرفت."

این رئیس‌جمهور که تحت تأثیر اندیشه‌های دینی و پیش‌بینی‌های گروه‌های مسیحیان انجیلی درباره ظهور مسیح و جنگ آرماگدون قرار دارد، مواضع خود را بر اساس منافع آمریکا و از منظر یک نگرش صلیبی خصمانه اتخاذ می‌کند. از این رو اقداماتی مانند به رسمیت شناختن الحاق قدس و جولان به رژیم یهود، توسعه این رژیم از طریق الحاق مناطق "ج" که ۶۰ درصد از باقی‌مانده کرانه باختری را شامل می‌شود و کوچاندن فلسطینیان از سرزمین‌شان، بخشی از سیاست‌های اوست که شکلی دیگر از جنگ علیه اسلام و مسلمانان به شمار می‌رود. حمایت او از رژیم یهود محدود به این موارد نیست، بلکه در تمامی مسائل مرتبط با جهان اسلام ادامه دارد.

دوم: واضح است که سیاست ترامپ بر افزایش یهودی‌سازی سرزمین‌های فلسطینی برای جلب رضایت نتانیاهو و تیمش متمرکز خواهد بود. این امر زمانی آشکار شد که مجوز ارسال محموله‌های بزرگ و خطرناک تسلیحات به رژیم یهود را صادر کرد و تلاش نمود تمام خواسته‌های آن‌ها را برآورده سازد، در حالی که در تلاش است مسأله فلسطین را به ضرر مسلمانان به پایان برساند.

میمی بیر، مشاور ارتباطات و روابط عمومی در یک شرکت یهودی، اروپا را به دلیل پذیرش مهاجران مسلمان مورد انتقاد قرار داده و اظهار داشته است که "پذیرش مهاجران مسلمان، شهرهای اروپایی را تغییر داده است و سیاست تسامحی که در ابتدا اتخاذ شد، به تسلیم تبدیل گردیده است، زیرا بسیاری از دولت‌های اروپایی تمایلی به مقابله با افراط‌گرایی در درون مرزهای خود ندارند." او همچنین گفته است که این دولت‌ها تسلیم ملاحظات سیاسی شده‌اند.

به باور میمی بیر، بازگشت ترامپ به کاخ سفید برای رژیم یهود و جهان یک تحول مثبت خواهد بود، زیرا برخلاف اروپا که مبارزان فلسطینی را "رزمندگان آزادی" می‌نامد و ارتش رژیم یهود را به "نسل‌کشی" متهم می‌کند، ترامپ از رژیم یهود حمایت کامل خواهد داشت.

سوم: این جنگ نشان می‌دهد که رژیم یهود در میدان نبرد تنها نیست، بلکه یک ائتلاف بزرگ از دولت‌های کفر به رهبری آمریکا پشت سر آن قرار دارد. این مسئله صرف نظر از جنایات و نسل‌کشی‌هایی که رخ می‌دهد، امر مسلم است؛ زیرا ارتباط میان دولت‌های کفر یک ارتباط عمیق و ناگسستنی است و حمایت آمریکا از رژیم یهود بخشی ثابت از راهبرد سیاسی آن محسوب می‌شود که شامل تأمین پوشش کامل سیاسی و نظامی برای این رژیم است.

در پایان: با وجود این طاغوت و همکار جنایت‌کارش نتانیاهو، در نهایت پیروزی از آنِ اسلام خواهد بود، هرچند که درد و رنج و فداکاری‌هایی در این مسیر وجود داشته باشد. مسلمانانِ نخستین، هرگاه در پیروزی تأخیر می‌دیدند، به درون خود می‌نگریستند و گناهان و کاستی‌هایشان را بررسی می‌کردند، چرا که یقین داشتند که وعدۀ الله سبحانه وتعالی هرگز تخلف نمی‌کند. اگر پیروزی نصیب آن‌ها نمی‌شد، علت را در خطاهای خود جستجو می‌کردند، چنانچه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ [آل عمران:165]

ترجمه: آیا هنگامی که مصیبتی به شما رسید (در حالی که خود دو برابر آن را به دشمن وارد کرده بودید) گفتید: این از کجا آمد؟ بگو: این از سوی خود شماست، به درستی که الله بر هر چیزی تواناست.

چه گناهی و چه جرمی بالاتر از این که مسلمانان از وجود دولت اسلامی محروم هستند، کتاب الله سبحانه وتعالی و سنت پیامبرش صلی الله علیه وسلم بالای آن‌ها تطبیق نمی‌شود؟! در حالی که اگر مسلمانان دولتی داشتند، کفار هرگز جرأت نمی‌کردند به آنان حمله کنند. آیا امت اسلامی، خطر نبود دولت خود را درک می‌کند و برای بازگرداندن آن تلاش خواهد کرد تا از این ذلت و خواری رهایی یابد؟

نویسنده: عبدالحکیم عبدالله

مترجم: طه خالد

20 شعبان 1446ه.ق.

19 فوریۀ 2025م.

ادامه مطلب...

ای انقلابیون شام! پیروزی نزدیک است، گام‌های‌تان را محکم بردارید!

(ترجمه)

خبر:

یوسف حمرا، حاخام اعظم یهودیان سوری مقیم آمریکا پس از دهه‌ها دوری از زادگاه خود به دمشق بازگشت. او به همراه پسرش هنری حمرا از محلۀ یهودیان در مرکز دمشق دیدن کرد. (منبع: بی‌بی‌سی عربی، ۱۹ فوریه ۲۰۲۵)

تبصره:

آیا رژیم یهود قصد دارد با بازگرداندن یهودیان سوری، نفوذ خود را در سوریه گسترش دهد؟

در این گزارش و ویدئوی منتشرشده، حاخام حمرا و پسرش در کنیسۀ دمشق از خاطرات‌شان در این منطقه صحبت می‌کنند. همچنین پسرش در سخنانش اشاره می‌کند که دولت جدید سوریه به آن‌ها اجازۀ بازگشت به این سرزمین را داده و آن‌ها می‌توانند املاک خود را بفروشند و دوباره در سوریه ساکن شوند. اگر این رویداد را در کنار خبری که در همان تاریخ در شبکۀ العربیه منتشر شد قرار دهیم که گزارش داده بود رژیم یهود هفت پایگاه نظامی جدید در سوریه برای استقرار بلندمدت خود ایجاد کرده است، به‌وضوح می‌توان دید که رژیم یهود برنامۀ مشخصی برای گسترش حضور خود در سوریه دارند.

این تحولات نشان می‌دهد که انقلاب شام تهدیدی جدی برای حضور آمریکا و غرب در منطقه محسوب می‌شود و علی‌رغم تلاش‌های چهارده سالۀ خود هنوز نتوانسته‌اند این انقلاب را سرکوب کنند.

ای مسلمانان، این حقیقتی است تمام مسلمانان در سراسر جهان از شرق تا غرب، از اندونزی تا مراکش، باید آگاه باشند که انقلاب شام در مسیر درستی در حرکت است. این حرکت با عنایت الهی پیش می‌رود و هدف نهایی آن برپایی حکومت اسلامی یا همان خلافت موعود است، متوقف نخواهد شد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند:

« ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: سپس خلافتی بر منهج نبوت برپا خواهد شد.

پس ای مسلمانان و ای پیشگامان امت اسلامی در شام! در مسیر خود استوار گام بردارید. در برابر توطئه‌ها و سختی‌هایی که دشمنان خارجی و مزدوران داخلی بر سر راه‌تان می‌گذارند، صبر کنید. با تمام توان برای پیروزی نهایی، تحقق وعدۀ الهی، اخراج کامل استعمارگران از سرزمین‌های اسلامی و ریشه‌کن کردن ابدی آن‌ها تلاش کنید.

﴿وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللهِ﴾

ترجمه: پیروزی تنها از جانب الله (سبحانه وتعالی) است.

نویسنده: محمد الحمدانی – ولایه عراق

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: طه خالد

22 شعبان 1446ه.ق.

21 فوریۀ 2025م.

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه