وفاء ترامپ و وفاء حکام مسلمانها
- نشر شده در نقل قول های امیر
ای مردم مسلمان یمن، از الله سبحانه وتعالی بترسید و خود را قربانی منافع استعمارگران و عمالشان مگردانید!
(ترجمه)
تقریباً بیش از سه سال است که مردم یمن در اثر درگیریهای بیرحمانۀ انگلیس و امریکا در سرزمین خودشان دست و پنجه نرم میکنند و طوفان این جنگ همه چیز را به شمول محصولات و حیوانات نابود کرده است. علی رغم اینکه مردم یمن از گرسنگی، فقر، قطع خدمات اولیه، تعلیق حقوقشان، غارت کالاهای سرزمینشان، پخش امراض و افزایش قیمتها به شدت رنج میبرند. رهبران یمن در خدمت تأمین منافع استعمارگران و گسترش نفوذ آنان در این سرزمین قرار گرفته و اصلاً ارزشی برای مردم این آن قایل نیستند؛ زیرا آنان به خاطر خوشساختن باداران انگلیسی و امریکاییشان مردم یمن را به یک جنگ بی پایانی جهت میدهند.
انگلیس که از "حزب هادی" و همچنان از "حزب متوفی صالح" که از طریق امارات متحدۀ عربی حمایت میشود، هنوز هم در تلاش برای حفظ منافع خود از طریق مزدورانش در برابر نمایندگان ایرانی تحت حمایت امریکا؛ مانند حوثیها در شمال و جنبشهای جدای طلب در جنوب یمن میباشد. امریکا همچنان به عربستان سعودی مأموریت داده است تا عملیات شدیدی را به خاطر مشروعیت بخشیدن حوثیها و مظلوم قرار گرفتن آنها، پس از ظلمشان، راهاندازی نماید؛ زیرا این طوفان به خاطر از بین بردن حوثیها طراحی نشده بود.
امروزه میبینیم که چگونه نتیجه این طوفان وحشتناک برای تقویت حوثیها کار کرده است؛ خصوصً پس از اینکه آنان علی صالح، بزرگترین طرف دار انگلیس را از بین بردند، امارات متحدۀ عربی نقش قهرمانانهای را در خصوص سرنگونی حوثیها و همکاری با گروه دومی همکار با انگلیس؛ یعنی "حزب هادی" بازی کرده است؛ ولی با کشتن علی صالح امریکا این طرح را لغو کرد. به همین دلیل، انگلیس تنها با این یک حزب(حزب هادی) نتوانست در مقابل مزدوران امریکایی در یمن قرار گیرد.
علی صالح یک تن از طرفداران سرسخت انگلیس که ۳۳ سال در این سرزمین حاکم بود، با تمام توانش به خاطر تأمین منافع انگلیس کار کرده و فساد را در این کشور غنی و گسترش داد. در پهلوی اینکه رژیم وی از اسلام نیابت نمیکرد، بر عکس به عنوان یک نظام جمهوری در لباس سیکولریزم حاکمیت میکرد که مردم را از اسلام و قوانین بینظیر آن به دور نگهداشته و به یک جنگ بیپایان رهبری مینمود. مردم یمن به خاطر علی صالح منحیث یک فرد نه؛ بلکه منحیث یک رژیم، سوگوار بودند و عکس العمل شدیدشان را به سبب کشته شدن او به طور غیراخلاقی و احساساتی از طرف حوثیهاییکه در نظر مردم بدتر از او بودند، نشان دادند.
تمام احزاب ذیدخل در جنگ نسبت به اسلام علاقمند نیستند؛ به جزء اینکه با استفاده از اسلام شعارهای مسخرهآمیز فرقهگرایانه را به منظور انسجام پیروانشان در جنگ به کار میبرند، که با توجه به این برداشت، اسلام عبارت از عقیدۀ میباشد که تمام امور زندگی را تنظیم نموده؛ ولی اصلاً ارتباطی به این کار آنان ندارد. در عوض، احزاب ذیدخل تلاش دارند تا در این زمینه تحت شعار مبارزه علیه تروریزم، جهت بقای امریکا و غرب مبارزه نموده و با نظام جمهوری و دولت دموکراتیک مدنی سیکولر توافق کلی داشته باشند.
امریکا حوثیها را در فهرست تروریزم قرار نخواهد داد، همانگونه که قبل از این، ایران و حزب آن را در لیست تروریزم شامل نکرده بود و در مقابل، تمام جنایات آنها را نادیده گرفت و حال هم امریکا به خاطر مشروعیت دادن آنان به بهانۀ اقلیت بودن و مظلوم بودنشان، پیوسته تلاش میکند. بنابر این، مردم در مورد حوثیها دچار سوء فهم شده و فکر میکنند که اینها با روش پیامبر صلی الله علیهوسلم موازی در حرکت اند؛ در حالیکه اعمالی را که آنان مرتکب میشوند و نظامهاییکه با آن حاکمیت میکنند، مشابه نظامهایی است که قبل از آنها حاکمیت داشت و با اسلام ارتباطی نداشته و در عین حال-این نظامها از جمله نظامهای استبدادی است که در تناقض با اسلام قرار دارد؛ زیرا اینگونه نظامها چهرۀ اصلیشان را به عنوان پروژۀ جنگ، کشتار و اظهارات متناقض نشان داده است.
در مورد جنوب یمن باید گفت: جنبش جدائی طلبان طرفدار امریکا، همواره به دنبال تحریک جاسوسان انگلیس در مقابل حرکات اسلامی است. هرچند اقدامات امارات متحدۀ عربی برای آنان اهمیت داشته و آنها را تقویت مینماید تا بدانند، آنها چه برنامهای را روی دست دارند و چگونه باید برنامهریزیشان را خنثی کرد. بسیار شرم آور است که این جدائی طلبان در برابر موج امتی قرار میگیرند که تنها آرزویشان وحدت-برای از بین بردن مرزهای استعماری و آزادسازی مسجدالاقصی از زیر حاکمیت یهودیهای اشغالگر- میباشند. این در حالیست که آنان در این برهۀ حساس، خواهان جدائی و استقلال گردیده اند که از لحاظ شریعت اسلامی حرام بوده و واقعیت زندگی و عامه مردم آن را رد میکند. امید است که آنان در این زمینه عقلشان را به کار انداخته و هوشیار شوند.
ای اهل یمن! این جنگ زندگیتان را تباه کرده است و برای بیرونرفت از این بنبست، از دست شما چیزی حاصل نیست؛ جزء این نیست که آنان علیه منافع شما کار میکنند و به هیچوجه حاضر نیستند تا بر منفعت شما بیندیشند. بنابر این، آگاه باشید که این جنگ همه دار و ندارتان را خواهد گرفت و آنچه که در این سرزمین باقی است، به آتش مبدل خواهند شد. ما شما را به این امر فرا میخوانیم که به این جنگها و در گیریها با آگاهیتان که از ایمانتان نشأت کرده است و عقیدهای که به آن افتخار میکنید، نقطۀ پایان دهید. چه بسا تعجب آور است که اجازه میدهید تا فرزندانتان در این جنگها از بین بروند و همچو مردمان زمان جاهلیت، از ترس فقر آنان را تحت فشار قرار میدهید. تمام این فلاکتها از نتیجۀ بیکاری، فقر و قحطی میباشد که توسط این افراد ستیزهجو ایجاد گردیده و شما را در این وضع قرار داده است. آیا دلیلش این نیست؟
جنگهاییکه به خاطر قدرت و ثروت در این سرزمین راهاندازی میشوند، درد بیدرمانی است که از این طریق علاج ندارد. عاملین این جنگها کسانی اند؛ اگر با شما مخالف باشند، شما را خواهند کشت و اگر موافق باشند، ثروتتان را به تاراج برده و شما را گرسنه میگزارند. هیچ راهحلی سراغ نخواهید داشت؛ مگر اینکه به خاطر رستگاری و نجاتتان از این بنبست در زمینۀ احیای خلافت اسلامی بر منهج نبوت تلاش کنید؛ خلافتیکه به پراگندگی شما وحدت میبخشد، به تراژیدیهایتان نقطۀ پایان داده، نفرت و بد بینیِ که فرقهگرایی، قومیت و نژادپرستی را در قلوبتان کاشته است، از بین میبرد. گذشته از همه، حاکمیت الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم را به زندگیتان باز میگرداند تا رضایت الله سبحانه وتعالی و رسول او صلی الله علیه وسلم را حاصل نمائید و ساکنان آسمانها و زمین از شما راضی خواهند شد. در موقعیکه عقل و ایمانتان در نتیجۀ فاصله گرفتن از دین و آلوده شدن جو سرزمینتان با افکار منحط غربی و نظامهای فاسد آن، که ساحۀ ایمان و عقلتان را اشغال کرده است، به دنبال حکمت و ایمانتان باشید تا باشد که از جملۀ مردان عاقل و با ایمان قرار گیرید.
ای اهل یمن! مسئلۀ شما در جنگ با این قدرتها و قانون اساسی ساختگی نهفته نیست؛ بل در احیایی زندگی اسلامی و حاکمیت آن نهفته است. لذا به خواستهای سیکولریزم، دولت مدنی، فرقهگرایی، قومگرایی و نتایجیکه از طرف سازمان ملل برای شما به عنوان یک راهحل قرار میگیرد، اجازه ندهید؛ پس اگر چنین کنید، بدانید که الله سبحانه وتعالی استعمارگران را با رژیمهای استبدادیشان بر شما مسلط خواهد کرد و شما به گونهای متفرق خواهید شد که پیشینیانتان بدان دچار شده بودند.چنانچه که الله سبحانه وتعالی در موردشان میفرماید:
﴿فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾
[سبا: ١٩]
ترجمه: ولی(این ناسپاس مردم) گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفگن (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیاء سفر کنند و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند و ما آنان را داستانهایی(برای عبرت دیگران) قرار دادیم وجمعیتشان را متلاشی ساختیم؛ در این ماجرا، نشانههای عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.
مردم یمن به عنوان بخشی از امت اسلامی در سایۀ نخستین دولت اسلامی، که توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم تأسیس شده بود، زندگی میکردند و آن زمان امت اسلامی امت واحد تحت قیادت واحد و زیر پرچم واحد زندگی میکرد. این اسلام بود که با مفاهیم درست و قوانین کلیاش زندگی مردم یمن را تغییر داده و اینگونه فطرت سالم به آنان هدیه کرده بود؛ زیرا آنان در همان شرایط دشوار و با امکانات اولیهایکه در دسترسشان بود، زندگی آبرومندانه و با عزت داشتند و حقیقتاً که مردمان با ایمان، عاقل، دلسوز و مهربان بودند؛ اما پس از اینکه استعمارگران ظالم بر سرزمینهای ما هجوم آوردند و تمدنشان را بر ما تحمیل نمودند، زندگی ما تبدیل به آنچه که قبل از اسلام به آن بودیم، تغییر یافت.
ما از شما میخواهیم که برای یک تغییر رادیکالی در مقابل این افراد احمق، که با سرنوشت شما بازی میکنند و شما را به گمراهی میکشانند، بپا خیزید و نگذارید تا زندگیتان را به جهنم تبدیل کنند. با کسانیکه دست روی دست گذاشتند و خود را تسلیم یک واقعیت ذلتبار نمودند، هرگز تعامل نکنید و خود را به دست خود هلاک نکنید. ما شما را در این زمینه هشدار میدهیم که مبادا زندگیتان را در خدمت به کفار سپری کنید. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴾
[هود: ١١٣]
ترجمه: و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب میشود آتش شما را فرا گیرد؛ و در آن حال، هیچ ولیّ و سرپرستی جزء الله(سبحانه وتعالی) نخواهید داشت؛ و یاری نمیشوید!
حزب التحریر-ولایه یمن
وزیر مالیهی افغانستان اعلام کرده که عواید داخلی این کشور در سال جاری نزدیک به 170 میلیارد افغانی رسیده است. این رقم در شانزده سال گذشته بیسابقه بوده و بلندتر از هدف تعیین شده توسط نهادهای بینالمللی برای دولت افغانستان میباشد. وزارت مالیه این موضوع را یک "دستاورد" برای دولت افغانستان خوانده است.
ما افزایش عواید دولت را "دستاورد" نه؛ بلکه غارت جیب و دسترخوان مردم میدانیم. چون رقم ذکر شده توسط رشد واقعی اقتصادی، ایجاد زیربناهای حقیقی، افزایش تولیدات و خدمات برای رفاه و بلند بردن سطح زندگی مردم بدست نیامده. برعکس، اکثریت این عواید از درک محصولات گمرکی، مالیات بر شرکتها و اصناف جمعآوری گردیده که بار سنگین آن را مردم غریب میپردازند.
دولت افغانستان سال گذشته به توصیهی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، بستهای جدیدی از مالیات را از قبیل: 10 درصد مالیه بر کارتهای موبایل، دوبرابر ساختن نرخ مالیات بالای معاملات تجارتی، افزایش فیس حقالعبور هوایی و ازدیاد تعرفهها روی بعضی از محصولات گمرکی که ضرورت اولیه میباشند، وضع نموده است. این حالت، باعث ایجاد تورم، کاهش سطح سرمایهگذاریها، بلند رفتن نرخ بیکاری و فقر گردیده که تأثیرات مخرب آن در همه بخشها روی زندگی مردم محسوس است.
همچو ارقام به هر اندازهای که بلند برود صرف یک کمیت و سلسله اعدادی بیارزشِ است که افزایش آن تنها باعث کریدت گرفتن دولت نزد نهادهای بینالمللی گردیده و هیچ تأثیر مثبتی بالای وضعیت زندگی مردم ندارد و نوعی دزدی از جیب و دسترخوان مردم است.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان
رایه کننده : احمد الدویک
جمعه ، ربیع الثانی ۱۴۳۹.هـ مطابق با ۲۲ دسامبر ۲۰۱۷.م
آیت بیست و ششم سوره مبارکه آل عمران :
" قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ "
ارایه کننده : شیخ یوسف مخزرة ( ابو الهمام) سه شبنه . 01 ربيع الثانی ۱۴۳۹.هـ مطابق با ۱۹ دسامبر ۲۰۱۷.م
للشيخ نضال صيام (أبو إبراهيم)
جمعه ، ۰۴ ربیع الاخر ۱۴۳۹.هـ مطابق با ۲۲ دسامبر ۲۰۱۷.م
سخنان استاد اوكاي بالا نماينده مطبوعاتي حزب التحرير در هولندا
(ترجمه)
در این شماره میخوانید:
سخن هفته: ای مسلمانان! از این حاکمان و رهبرانِ ایرادگر، اندوهگین شونده و محکومگر(در قبال حوادثیکه در جهان اسلام رخ میدهد) هیچ فایدهای توقع نمیرود؛ زیرا تمامی آنها حامیان و تأمین کنندهگان منافع باداران غربی استعمارگر شان هستند، پس چه ماند که آنان فلسطین را از چنگال استعمارگران آزاد نمایند؛ زیرا آنان با بیحیایی قدس غربی را به یهودیان واگذار نمودند. تمام این حاکمان و رهبران با یک شخص از اشخاصی؛ همچون سلطان عبدالحمید-رحمه الله- برابر و مساوی نمیشوند. و بازهم بعد از هزار بلکه بعد از میلیون بار واضح گردید که آزادی الاقصی، آزادی قدس و آزادی فلسطین جز تحت سایۀ خلافت راشده بر منهج نبوت ممکن نیست؛ اگر این چنین است(و به این امر قناعت نمودهاید)، پس با جدیت و مخلصانه برای تأسیس خلافت بشتابید و مبادرت ورزید.
برای دریافت این شماره به لینک ذیل مراجعه فرمایید:
http://www.hizb-ut-tahrir.info/ar/index.php/dawahnews/sporadic-news/29432.html
در بارۀ خود و ملت خویش از الله سبحانه وتعالی بترسید!
(ترجمه)
قانونگذاران در پارلمان عراق تحت حاکمیت احزاب شیعههای بیخبر از سیاست، غارتگران ثروت ملت و دوستداران موقفهای دولتی، در مسایل مهم و حیاتی مانند سن ازدواج، خواستار تغییرات گردیدهاند. قانون ازدواج رایج درین کشور از سال ۱۹۵۹م به بعد تطبیق شده است، و تأکید قانونگذاران این کشور بر این است که مطابق شریعت سن ازدواج از ۱۸ سالگی غربی به ۹ سالگی تنزیل نماید. در ضمن این تغییرات بیان میدارند، هنگامیکه شخصی تغییر دین دهد، زنان اجازۀ ازدواج با غیرمسلمانان را نداشته و اطفال باید پیرو دین پدران خود باشند و از میراث خود بهرهمند شوند.
تلاش برای آوردن اصلاحات و تغییرات درین زمینه در عکسالعمل علیه مراجع تأثیرگذار دینی؛ مانند: حزب الفضله، حسن الشمری وزیر اسبق عدلیه-کسیکه خون هزاران مسلمان را نوشیده و جزاهای سنگینی؛ مانند اعدام را از روی کینه و تعصب اجراء کرده- و محمد یعقوبی و همکاران دیگرش که جامعه را بر اساس سیکولریزم و سازمانهای جامعۀ مدنی عیار میسازند، صورت گرفته است.
در واقع انتخابات پارلمانی، احزابی را روی صحنه آورد که نتوانستند از حقوق مردم محافظت کنند؛ اما بر عکس با عدم آگاهی کامل از دین و برای منفعتشان، با فتواهای مراجع خویش تحریک و به جز جلب حمایت افراطگراها چیزی دیگر انجام ندادند. اما وقتیکه زنگ رأی دادن به پارلمان زده شد، سیکولرها مسیر خویش را برای دادخواهی اصلاحات تغییر داده و از مردم خواستار تظاهرات گردیدند و شعارهای حمایت از زنان و حقوق بشر را سر دادند.
با تعمق بیشتر دانسته میشود که خواستهای آنها مختلف بوده و از طریق کنفرانسهای مطبوعاتی توسط زنانیکه طرفدار پارلماناند، صورت گرفته است. صباح التمیمی نائب پارلمان عراق درین مورد بیان داشت: «تغییر قانون سن ازدواج نمایانگر توهین بزرگ برای زنان عراقی میباشد.» همچنان این وکیل کردستانی علاوه نمود: «این کار، دختران خوردسال را تشویق به عروسی کرده و اعمال ناشایست آی اس آی اس را که با دختران موصل و سوریه انجام دادند، دوباره تازه میسازد.» در ضمن، ام پی کاظم الشمری و انجمن وکلاء از خطرهای این تغییرات هشدار داده و میگویند که این کار خشونتهای قانونی و اساسی را که ممکن عراق را ۱۰۰ سال عقب بزند، در پی خواهد داشت و نمایندگی از انحطاط عمیق در رابطه به تأسیس دولت مدنی بر اساس مدنیت گردیده و فرقهگرایی را مقدس میسازد.
بعضیها حالت عراق را تحت قوانین شیعهها و شهزادههای احمق چنین ارزیابی میکنند: «کشور دامنگیر جنگ و بحران بوده و بیشتر از ۴۰ درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند. از سوی دیگر، قرضه عامه به بیش از ۱۲۳ ملیارد دالر افزایش پیدا کرده و دست پارلمان این کشور با قوانینیکه استفادۀ جنسی اطفال و ازدواج آنها را مشروعیت میبخشد، آلوده است.»
با بررسی بیشتر میتوان نتیجه گرفت که هر دو گروه از حقیقت دور و در مورد الله سبحانه وتعالی دروغ بستهاند. آنها با مشروعیت دادن رأی در پارلمان، برتر دانستن پارلمان نسبت به احکام الله سبحانه وتعالی و با تعصب و منفعتجویی مرتکب گناه بزرگ شدند؛ در ضمن آنها این حق را به خود دادند تا از بعضی قوانین پیروی و از بعضی دیگر سرپیچی کنند و در پاسخ آنها باید بدین فرمودۀ الله سبحانه وتعالی توجه شود:
﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًاً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا﴾
[احزاب: ۳۶ ]
ترجمه: هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد، هنگامیکه الله(سبحانه وتعالی)ا و پیامبرش(صلی الله علیه وسلم) امری را لازم بدانند، اختیاری(در برابر فرمان الله سبحانه وتعالی) داشته باشد و هرکس نافرمانی الله(سبحانه وتعالی) و رسولش(صلی الله علیه وسلم) را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.
و کسانیکه با احکام الله سبحانه وتعالی مخالفت کنند، جرم آنها سنگینتر است؛ زیرا آنها قوانین الله سبحانه وتعالی را دلیل ظلم زنان و تحقیر آنان دانسته و علت عقبمانی مسلمانان را در ساختن ملتهای متمدن میدانند.
﴿كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا﴾
[کهف: ۵]
ترجمه: سخن بزرگی از دهانشان خارج میشوند، آنها فقط دروغ میگویند.
انگیزۀ آنان واضح است؛ زیرا آنها در آیین و مذهب باداران خویش و اشغالگران اند و در صدد تطبیق کامل نظام پلید دموکراسی هستند. در ضمن قانونگذاران با این کار خویش میخواهند، از قوانین الله سبحانه وتعالی برای تنظیم امور مردم جامعه و دولت ممانعت کنند و هراس ازین دارند که مردم به حاکمیت الله سبحانه وتعالی باز گردند. بنابر این، آنها کوشش میکنند که هرکس را ازین حقیقت دور ساخته و حکام مسلمانان را اجازه نمیدهند که حتی تصادفاً در مورد قوانین الله سبحانه وتعالی سخن گویند.
﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ﴾
[حج: ۸]
ترجمه: و گروهی از مردم بدون هیچ دانش و هیچ هدایت و کتاب روشنی بخشی، درباره الله(سبحانه وتعالی) مجادله میکنند.
در واقع اساساً مسلمان باید از خود بپرسد که کدام اوامر را مطابق به شریعت پیروی کند، از کدام آن اجتناب ورزد و آیا اجازۀ ترک آن را به اختیار خود دارد یا خیر؟ در ضمن، جایز نیست تا از افکار کفار اشغالگر پیروی نموده و خود را در معرض عذاب الله سبحانه وتعالی قرار دهد. همچنان اگر میخواهیم در مورد احکام اسلام بدانیم، باید در جستجوی علمای واقعی باشیم که بدون ترس از هیچ کس حقایق را به زبان میآورند و به غیر از الله سبحانه وتعالی از هیچ کس نمیهراسند.
﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾
[نحل: ۴۳]
ترجمه: اگر نمیدانید، از آگاهان بپرسید(تا تعجب نکنید از اینکه پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم از میان همین مردان برانگیخته شده است).
قبل از آنکه به نتیجهای برسیم، این فرض است تا احکام الله سبحانه وتعالی را در مورد ازدواج بیان کنیم. علمای اسلام به اتفاق آراء بر ازدواج دختر جوان قبل از رسیدن به بلوغیت موافقت کردند و چیزیکه بالای آن تأکید میگردد، تواناییهای فکری و حالت فزیکی یک دختر است. تعیین سن مشخص برای ازدواج فرض نبوده؛ ولی بستگی به شرایط خاص خود دارد. بعضی فقهاء؛ مانند: الجاسس از مذهب حنفی، ابن قدامه از مذهب حنبلی، النوی و السویوتی از مذهب شافعی، ابن المنذر از مذهب مالکی و دیگران، نظریات خویش را بر اساس این فرمودۀ الله سبحانه وتعالی استنباط نمودهاند.
﴿وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ﴾
[طلاق: ۴]
ترجمه: و از زنانتان، آنانیکه از عادت ماهانه مأیوساند، اگر در وضع آنها(از نظر بارداری) شک کنید، عدۀ آنان سه ماه است.
و جای استنباط حکم از فرمودۀ الله سبحانه وتعالی است(دخترانیکه به حالت حیض نرسیدهاند)، ثبوت دیگر این فرمودۀ الله سبحانه وتعالی است:
﴿قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ﴾
[نساء: ۱۲۷]
ترجمه: از تو دربارۀ حکم زنان سؤال میکنند؛ بگو: الله(سبحانه وتعالی) دربارۀ آنان به شما پاسخ میدهد: آنچه در قرآن دربارۀ زنان یتیمیکه حقوقشان را به آنها نمیدهید، و میخواهید با آنها ازدواج کنید.
نظر به آیت قبل، تنها حالت یتیم بودن قبل از سن بلوغیت مد نظر گرفته میشود. همچنان مثالهای از سیرت وجود دارد که قابل اهمیت است؛ مانند: ازدواج پیامبر صلی الله علیه وسلم با مادر مؤمنان، حضرت عایشه رضی الله عنها هنگامیکه وی ۹ سال داشت، ازدواج حضرت فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله علیه وسلم با حضرت علی رضی الله عنه در حالیکه حضرت فاطمه رضی الله عنها ۱۳ سال داشت و ازدواج دختر حضرت علی رضی الله عنه، ام کلثوم با حضرت عمر رضی الله عنه که وی نیز ۱۳ سال داشت.
حاصل سخن اینکه: سخنهای کافران و نوکرانشان را ترک گفته و چیزی را که الله سبحانه وتعالی نازل کرده است، قبول کنید، که سبب کامیابی و زندگی جاویدانی در روز قیامت میگردد. یاالله سبحانه وتعالی! نصرت خویش را نصیب ما کن تا شاهد بر افراشته شدن پرچم خلافت راشدۀ ثانی مطابق منهج پیامبر صلی الله علیه وسلم در سرزمین مسلمین باشیم و برای ما فخر، عزت، امنیت و زندگی با سعادت را نصیب بگردان! یا الله! تنها تو والای همۀ قدرتها هستی.
﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾
[روم: ۴-۵]
ترجمه: و در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد، به سبب یاری الله(سبحانه وتعالی) و او هر کس را بخواهد یاری میدهد و او صاحب قدرت و رحیم است.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه عراق
(ترجمه)
حکومت اردن از فیصلۀ اخیر مجمع عمومی سازمان ملل، به دلیل رد به رسمیتشناختن قدس توسط امریکا به عنوان پایتخت دولت یهود، ابراز شادمانی نمود. رسانههای متعدد حکومت اردن با نشر سخنانی از محمد مومنی وزیر امور اطلاعات این کشور، از این فیصله استقبال نمودند. مومنی فیصلۀ جدید مجمع عمومی سازمان ملل در مورد قدس را بیانگر ارادۀ قانون جهانی خواند و تأکید نمود که هرگونه تصمیمیکه به هدف تغییر وضعیت موجود این شهر مقدس اتخاذ گردد، غیرقانونی بوده و هیچگونه رسمیتی ندارد. مومنی تأکید نمود که بر اساس قانون بینالمللی، شرقِ قدس سرزمین اشغال شده بوده و شرط تحقق صلح فراگیر این است که شرق این شهر، پایتخت دولت مستقل فلسطین بر اساس مرزهای به رسمیت شناخته شده در سال ۱۹۶۷م باشد.
همچنان مومنی در ادامۀ سخناناش اشاره نمود: «صلح گزینهای است که جهان عرب آن را به عنوان یک انتخاب استراتیژیک برگزیده است.» حزب التحریر-ولایه اردن در خصوص این اظهارات حکومت اردن و شادمانی و استقبال آن از فیصلۀ سازمان ملل، به چند نکتۀ زیر اشاره نموده و تأکید میکند:
قوانین بینالمللی که سخنگوی حکومت اردن با آب و تاب از آن یاد نموده و آن را ملاک قرار میدهد، در هیچ قضیهای به مسلمانان توجه نمیکند؛ زیرا این قوانین قدرتهای کفر، زورگوئی و استعمار میباشد و همین قدرتها بودند که در سال ۱۹۲۴م، دست به دست هم داده و قدرت سیاسی و قانونی مسلمانان(دولت خلافت) را سقوط داده و اسلام را از صحنۀ جهانی دور نمودند.
سازمان ملل با تمام دستگاهها، مؤسسات و جلسات آن، سازمان استعماری کفار بوده و هیچ ارزش، وزن و اعتباری نزد مسلمانان نداشته و هیچ یک از فیصلههای صادره از آن یا مؤسسات و جلسات آن از هیچگونه رسمیتی نزد مسلمانان برخوردار نمیباشد؛ زیرا همین سازمان بود که با تصمیم تقسیم فلسطین، وجود دولت یهود را در این سرزمین مبارک که بخشی از سرزمینهای اسلامی است، به رسمیت شناخت و همین سازمان بود که دولتهایی را که استعمارگران پس از فروپاشی دولت خلافت عثمانی و پراگنده نمودن مسلمانان و تقسیم سرزمینهای آنان به دولتهای کوچک و ضعیف استعمار شده شکل دادند، به رسمیت شناخت.
بدون شک، فیصلۀ اخیر مجمع عمومی سازمان ملل، به معنای حمایت از قدس نبوده و به هیچ وجه به مصلحت مسلمانان نیست؛ بلکه به معنای تداوم تأکید حق وجود برای دولت یهود در سرزمین مبارک فلسطین و استحکام غصب شهر قدس توسط یهودیان میباشد. سراسر فلسطین و تمام شهر قدس؛ به شمول شرق، غرب، شمال و جنوب آن، بخشی از سرزمین پهناور اسلامی بوده و ملکیت تمام مسلمانان میباشد. بناً هیچ طرفی به هیچوجه حق ندارد؛ حتی یک وجب از آن را به دشمنان اسلام و مسلمانان واگذار نموده و به نمایندهگی از مسلمانان، از آن کوتاه بیاید.
حکام مسلمانان، اعم از عرب و غیرعرب، همه اصرارشان بر این است که آنچه یهودیان تا کنون اشغال نمودهاند، به شمول بخش بزرگی از شهر قدس را به آنان واگذار نموده و از آن دست برداریم. این حکام با تأیید نمودن فیصلههای قبلی سازمان ملل، که اشغال فلسطین توسط یهودیان را استحکام میبخشد، به این فیصلههای استعماری رسمیت بخشیده و در بخشی از سرزمین اسلامی به نفع یهودیان کوتاه آمدهاند.
اینکه خواهان حل قضیۀ فلسطین بر اساس راهحل تشکیل دو دولت یهودی و فلسطینی میشوند، اینکه غرب قدس را به عنوان پایتخت دولت یهود و شرق آن را پایتخت فلسطین میخوانند، اینکه تأکید دارند که به پیشنهاد صلح کشورهای عربی و فیصلههای صادره از کنفرانس کشورهای عربی و سازمان همکاریهای اسلامی، پایبند میباشند، همه و همه دلالت بر این میکنند که این حکام خائن دستشان با قدرتهای استعمارگر جهانی در یک کاسه بوده و مشترکاً با آنان علیه مسلمانان دسیسهسازی میکنند و به این ترتیب، در حق الله سبحانه وتعالی، رسولاش صلی الله علیه وسلم و مؤمنین خیانت میکنند.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾
[انفال: ۲۷]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! به الله(سبحانه وتعالی) و پیامبر(صلی الله علیه وسلم) خیانت نکنید! و(نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالیکه میدانید(این کار، گناه بزرگی است)!
بدون شک مسئولیت مسلمانان در برابر این فیصلهها و کوتاه آمدنهای حکام مسلمانان از وجب وجب خاک فلسطین و یا شهر مقدس قدس، این است که با تمام امکانات و به گونۀ متداوم برای پایان دادن به روند خیانت با الله سبحانه وتعالی، رسولاش صلی الله علیه وسلم و مؤمنین پایان داده و بساط دسیسهچینیها علیه اسلام، مسلمانان، سرزمینهای اسلامی و مقدسات آن را برچینند. یگانه طریقهای که میتوان با بهکارگیری آن مسئولیتهای فوقالذکر را به درستی اداء نمود، این است که امت اسلامی را از شر این حکام خائن نجات داده و دولت خلافت بر منهج نبوت را بالای ویرانههای نظامهای فرسوده، متلاشی، وابسته و مزدور به غرب کافر این حکام خائن، تأسیس نمائیم.
با وجود اینکه نظام حاکم در اردن میداند، که یکی از اهداف تصمیم اخیر امریکا مبنی بر به رسمیتشناختن قدس به عنوان پایتخت دولت یهود، هدف قرار دادن حکومت اردن است، باز هم بهجای اینکه در برابر برتری طلبیهای امریکا مقاومت نموده و نظام اسلام را به صورت کامل تبنی و با تطبیق احکام اسلام، به وابستهگیاش به غرب پایان دهد و معاهدۀ وادی عربه(معاهدۀ صلح میان اردن و دولت یهود) و تمام تعهداتی را که در آن داده شد، ملغاء اعلام نماید و به حالت جنگ با دولت یهود برگردد. میبینیم که بهجای چنین اقداماتی، از زبان سخنگوی رسمیاش اعلام میکند که ما به دولت یهود حق وجود قائل بوده و آن را همچنان به رسمیت میشناسیم.
این در حالی است که اردن نخستین حکومتی است که پس از تصمیم امریکا در مورد قدس، خواستار راهاندازی تظاهرات شده و کارمندان حکومتاش به شمول وزیران حکومت را به جادهها فرستاد و از مردم خواست تا با آنان یکجا شده و زیر عنوان دفاع از قدس دست به تظاهرات بزنند. این چه ذلت، گمراهی و چشمپوشی از واکنش درست شرعی در برابر دولت یهود و تصمیم رئیس جمهور احمق و سبکسر امریکاست که حکومت اردن از خود نشان میدهد؟!
سخن اخیر اینکه:
ای مسلمانان در سراسر جهان! چشم امید امت به لشکرهای شما دوخته شده است، تا گزینۀ درست و عملی را برگزینید، همان گزینهایکه در فریادهای شما از اندونیزیا تا المغرب شنیده شد؛ همان گزینهایکه کاملاً با گزینۀ نظامهای مزدور و خائن در تناقض قرار دارد و آن اینکه با تحرک فراگیرتان، قدس و تمام فلسطین را از چنگال یهود نجات دهید. این کار برای لشکرهای مسلمانان بسیار آسان بوده و به سادهگی میتوانند از عهدۀ آن بدر آیند؛ البته به شرط اینکه نخست حکام خائن و بزدلشان را که میان آنان و نابودی دولت یهود مانع قرار گرفتهاند، از سر راه خویش بردارند و سپس نفوذ غرب استعمارگر را از سرزمینهایمان برچیده و قدرت را از دست غاصبان آن بیرون کشیده و به امت، که صاحب اصلی آن می باشد، برگردانند؛ امتیکه شب و روز بیصبرانه در انتظار اعلام تأسیس مجدد دولت خلافت راشده بر منهج نبوت به سر میبرد.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن