پنجشنبه, ۱۸ ربیع الثانی ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۰/۱۲/۰۳م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

حق مغزِ سرِ باطل را از هم پاشیده است!

  • نشر شده در سیاسی

وقتی در حال غرق‌شدن باشی دست‌وپاچه می‌شوی و به هر سو دست‌وپا می‌زنی؛ گمان می‌کنی نجات می‌یابی اما این عملت نه تنها که خیال خام است بلکه غرق‌شدن و هلاکت‌ات را سریع‌تر می‌سازد. اقدامات و افواهات اخیر معاونیت اول ریاست جمهوری افغانستان که در مقابل حزب‌التحریر اتخاذ نموده است دقیقاً به مثل همین خیال خامِ یک غریق در آب است. حکومت افغانستان در اقدامات اخیری که علیه برخی‌ها انجام داده است به سبب این می‌باشد تا برای نظام نیم‌بند خویش هویت‌بخشی نماید و درین سلسله، خواسته است که علیه حزب‌التحریر نیز حملاتی را انجام دهد تا مشروعیت خویش را ثابت نماید؛ نادانسته از اینکه قضیه حزب‌التحریر متفاوت از همه قضایا است و این سال‌ها به سان سال‌های قبل نیست که کلمه حزب‌التحریر یک کلمه نا آشنا برای مردم بوده و بتوان به سادگی آنرا تهدید و بدنام کرد، چون حزب‌التحریر عقل‌های مردم خویش را مخاطب قرار داده و در دل‌های شان مسکنت می‌جوید. این کورخواندگی معاونیت اول در حقیقت به «تُف سربالایی» می‌ماند که دوباره به روی خودش می‌چسبد و مشروعیت اش را نزد مردم بیشتر از پیش زیر سوال می‌برد.

جهان طعم نشنلیزم، کمونیزم، دموکراسی و دکتاتوری را چشید و اما امروز شاهد آن استیم که خصوصاً در جهان اسلام مردم دوباره به اسلام و حاکمیت آن متمایل گشته‌اند. این از یکطرف مربوط می‌شود به ناکارایی نظام‌های سیکولار و از سوی دیگر هم به قدرت اندیشه‌ی اسلامی برمی‌گردد. و اینجا در افغانستان نیز گراف توجه به نظام سیاسی اسلام رو به صعود است که به مذاق سیکولارها و کسانی که با اسلام چندان سرِ سازش ندارند خوش نمی‌خورد. برای همین است که از اسالیب متفاوتی از جمله ترور، تهدید، توهین و حملات نرم و رسانه‌ای استفاده می‌برند تا دعوت برای حاکمیت اسلام ضربه خورده و شعله اش خاموش شود؛ که نخواهد شد. از موقف‌های اخیر حکومت افغانستان از جمله معاونیت اول آن در قبال حزب التحریر به همین دلیل برمی‌گردد.

نظام‌های جمهوری در هر نقطه‌ی از جهان که حاکم‌اند با مسلمانان نفاق‌گونه عمل می‌کنند. در جمهوریت تحت نام آزادی‌بیان، مردم می‌توانند به ادیان و پیامبران توهین نمایند و حتی انجمن‌های همجنسگرایی را شکل دهند و اما اگر یک حزب سیاسی مبتنی بر اندیشه اسلام قد علم کند جمهوریت دیگر تحمل اش را ندارد. در افغانستان نیز چنین است. همین جمهوری و تطبیق‌کننده‌های آن تحت نام‌های آزادی‌فردی، آزادی‌عقیده و آزادی‌بیان مجال این را برابر نمودند تا در جریان ۱۹ سال سیکولارها رشد نموده، به دین توهین شود، باورمندی به سیاسی بودن اسلام را افراطیت بخوانند و تحت نام حقوق زن و حقوق‌بشر، زنان و مردان جامعه را به غیر از اسلام دعوت نمایند، اما حزب‌التحریر که یک حزب سیاسی اسلامی است را تحمل نمی‌توانند. در حقیقت این عقده‌ی شان با اسلام است که حزب را با اتهامات و افواهات متفاوتی چون افراطیت، رادیکالیزم، تروریزم و غیره می‌خواهند سرکوب نمایند.

این حکام فراشوتی باید تاریخ را درست و با چشمان باز مرور نمایند. افغان‌ها از آوانیکه برای اسلام لبیک گفتند در مقابل هر آنچیزیکه با اسلام در تقابل بود ایستادگی نمودند. مردم غیور افغانستان در مقابل اشغالگران جنگیدند تا اسلام را رعایت کرده باشند. یعنی مقابله با انگلیس، شوروی و امریکا نه تنها به سبب نپذیرفتن حضور فیزیکی آنها بود بلکه آنها با جان و مال خود در مقابل فرهنگ و اندیشه‌های استعماری ایستادند؛ چیزی که اسلام آنها را مأمور ساخته بود. همین مردم امروز حزب‌التحریر را به آغوش خود پذیرفته‌اند، چون که در عقیده و اهداف با هم مشترک می‌باشند. و همین گونه است که افغان‌ها تمام آنچه را که از اسلام خارج باشد را ارزش‌های بیگانه و بیرونی دانسته و در مقابلش تا پای جان مقابله می‌کنند. پس حکومت امروز باید بداند که آنها هیچ‌گاهی با افراد فراشوتی و ارزش‌های وارداتی شان (جمهوریت، سیکولاریزم، جامعه‌مدنی، آزادی‌های دیموکراتیک، فمینیزم...) در میان مردم جا نخواهد داشت چون مردم کسانی را در میان خود می‌پذیرند که از نظر عقیده، فکر و احساس با آنها مشترک باشند.

لذا این دولت که در سایه اشغال ایجاد شده، در سایه اشغال رشد کرده و ارزش‌های اشغالگران را حمل و تطبیق می‌کند، در برابر مردمی که از روز اول علیه اشغال مبارزه کرده، به فرامین الله سبحانه وتعالی و رسول اش صلی الله علیه وسلم چنگ زده و درین مسیر شهید و یتیم و بی‌خانمان شده، جنگِ مغزها و قلب‌ها را باخته است. و این سنت الله متعال است که همواره حق را به جان باطل می‌اندازد و مغزِ سرِ باطل را از هم می‌پاشد.

بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ﴿الأنبياء: ١٨﴾

بلکه ما حق را به جان باطل می‌اندازیم، و حق مغز سر باطل را از هم می‌پاشد و باطل هرچه زودتر محو و نابود می‌شود. وای بر شما (ای سیکولارها) به سبب توصیفی که (بر افراطی بودن و غیر سیاسی بودن اسلام) می‌کنید!

سیف الله مستنیر

رییس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر – ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

دوستی انصار نشانه ایمان است، پس کجاست انصار امروز؟

(ترجمه)

از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«آيَةُ الإِيمَانِ حُبُّ الأَنْصَارِ، وَآيَةُ النِّفَاقِ بُغْضُ الأَنْصَارِ» (رواه البخاری)

ترجمه: دوستی انصار علامت و نشانه ایمان است و کینه ورزیدن با انصار از علامت نفاق می باشد.

از عُبادةَ بن صامت (بَدری) رضی الله عنه كه در شب پیمان عقبه یکی از بزرگان قوم بود روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم در حالی‌که گروهی از صحابه رضي الله عنهم در اطرافش قرار داشتند فرمود:

«بَايِعُونِي عَلَى ألا تُشْرِكُوا بِاللَّهِ شَيْئًا، وَلا تَسْرِقُوا، وَلا تَزْنُوا، وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ وَلا تَأْتُوا بِبُهْتَانٍ تَفْتَرُونَهُ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَأَرْجُلِكُمْ، وَلا تَعْصُوا الله فِي مَعْرُوفٍ، فَمَنْ وَفَى مِنْكُمْ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ، وَمَنْ أَصَابَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئًا، فَعُوقِبَ فِي الدُّنْيَا، فَهُوَ كَفَّارَةٌ، وَمَنْ أَصَابَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئًا ثُمَّ سَتَرَهُ اللَّهُ فَهُوَ إِلَى اللَّهِ، إِنْ شَاءَ عَفَا عَنْهُ، وَإِنْ شَاءَ عَاقَبَهُ». فَبَايَعْنَاهُ عَلَى ذَلِك» (رواه البخاری)

ترجمه: با من بيعت نمایید بر اين‌كه با الله چیزی را شریک مقرر نكنيد، دزدی و زنا نكنيد، فرزندان تان را نكشيد، به كسی تهمت و بهتان نزنيد، و در امور خير از الله متعال و رسول او نافرمانی نكنید، هركس از شما به اين وعده ها وفا كند الله متعال پاداش اعمالش را خواهد داد و هر كس مرتكب عملی از اعمال فوق شود و در دنيا مجازات گردد، اين مجازات باعث كفاره گناهانش می‏شود؛ و اگر مرتكب اعمال بدی شد و الله متعال گناهانش را پنهان كند، پس او موكول به الله است، اگر خواست او را می بخشد و اگر نخواست مجازاتش می‌كند. عباده رضی الله عنه می گويد: همه‌ی ما بر امور فوق با رسول الله صلى الله عليه وسلم  بيعت كرديم.

توضيح حديث

مهلب می‏گوید، مراد از این‌که دوستی انصار نشانه ایمان است، در حدیث انس بیان شد، اما در حدیث عباده رضی الله عنه فضیلت انصار بیان شده است، زیرا آنان در بیعت با رسول الله صلی الله علیه وسلم سبقت نمودند و مستحق چنین فضیلتی گردیدند و بیعت آن‏ها (بيعت عقبه اول) اولین بیعتی بود كه بخاطر اسلام در مكه صورت گرفته است، و در آن به جز دوازده نفر از انصار کسی دیگری موجود نبود. این موضوع را ابن اسحاق چنین بیان داشته است.

هم‌چنان عباده رضی الله عنه در حدیث فوق بیان كرده: در اطراف پیامبر صلی الله علیه وسلم گروهی از صحابه موجود، بود با وصف این‌که مهاجرین در مکه بودند و ايمان آورده بودند، اما چنین بیعتی با رسول الله صلی الله علیه وسلم نكرده بودند. بنابر این انصار همان مردمان اولی اند که در اعلان توحید و شریعت الله سبحانه وتعالی با رسول خدا تا هنگام مرگ بیعت نمودند. بدین اساس دوستی انصار نشانه ایمان هر مؤمن است. لذا انصار را باید شناخت که چه کسانی هستند؟

تعریف انصار: انصار جمع انصاری بوده و انصار به کسی گفته می‏شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم را نصرت و یاری نموده و بر نصرت اسلام و یاری رسول الله صلی الله علیه وسلم با او بیعت نموده است.

پس نصرت (نصره) به کار بردن قوت و نیروی دست داشته، همراه با عقیده‌ی کسانی‏که به آن ایمان آوردند و نصرت کردند. بنابر این نصره حکم شرعی و از احكام طریقه اسلامی می‏باشد، زیرا مبدأ از فکره و طریقه تشکیل گردیده، البته فکره عقیده و معالجه برای مشکلات انسان است و طریقه، بیان کیفیت حفظ عقیده و طریقه حمل (دعوت و رساندن آن برای مردم) و کیفیت تطبیق معالجات انسان می‏باشد، پس برای هر مبدأ عناصری لازم است که وجود آن را در واقعیت زندگی نظم داده و از آن محافظت نمایند، حمل و تطبیق آن را به عهده گیرند. بنابراین نصرت از زمره احکام طریقه جهت بیان کیفیت ایجاد مبدأ در زندگی عملی محسوب می‏گردد تا توسط آن نظامی برپا گردد که مبتنی بر اساس عقیده بوده و عقیده را محافظت، حمل، تطبیق و مشکلات انسانی را حل نماید.

بدین اساس، این شرافت (بیعت و نصرت) برای چند تن محدود از انصار نصیب گردید، آن ها کسانی بودند که رسول الله صلی الله علیه وسلم را  در مدینه منوره پناه و یاری دادند و با تمام نیرو و قوت دست داشته خود از عقیده و آن چه بر رسول الله صلی الله علیه وسلم نازل گردیده بود، پاسداری کردند، و در این راه هرچه در ملکیت خود داشتند قربانی دادند تا این‌که دولت اسلامی استقرار یافته و به بزرگی و وسعت خود نایل گردید.

پس به این مناسبت بر ما لازم است که بپرسیم کجا هستند انصار امروز؟ کجا هستند اهل قوت و شأن و شوکت از بندگان مخلصین که جهت نصرت و اقامه دولت اسلامی و دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت سعی و تلاش مخلصانه نمایند؟ و مستحق چنان شرف و عزت بزرگی شوند که در اوائل انصار رضی الله عنهم گردیدند.

یا الله! مارا با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفید بگردان! اللهم آمین آمین!

ادامه مطلب...

قوت مسلمانان و ضعف غرب!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

هر باری‌که بسوی برپایی دولت خلافت راشده بر منهج نبوت و بسوی تطبیق شریعت الله سبحانه وتعالی فرا بخوانیم، اشخاصی از جنس و زبان خود ما پدیدار گشته و ما را به این سخن‌شان جواب رد می­دهند: غرب کافر بسیار قوی­ست! و به مجرد این­که دولت خلافت را اعلام نمایید تمام دولت­ها بر شما حمله­ور خواهند شد و سپس هرگز توان نخواهید داشت که بواسطه آن به پا خیزید!

بلی این چنین می­گویند! و سرچشمه این سخن‌شان به ضعف، عدم معرفت دشمن‌شان به شکل صحیح و دقیق و دوری‌شان از این مفهوم که نصرت به دست الله سبحانه وتعالی است بر می­گردد.

ما می­گوییم: الله سبحانه وتعالی برای مان وعده­ی نصرت داده است و إن شاء الله نصرت آمدنی است، و این برای ما و نزد ما یک امر حتمی است! همین­طور برای هر مسلمان لازم است که بداند: رزق، نصرت، مرگ و... به دست الله سبحانه وتعالی است:

﴿وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ [آل عمران: 126]

ترجمه: و نصرت جز از سوی الله شکست ناپذیر با حکمت و دانا نیست (و اراده و مشیت او بالاتر از همه اسباب ظاهری و باطنی است).

این‌که نصرت بدست الله سبحانه وتعالی است؛ به این معنا نیست که اسباب را به کار نگیریم و دشمن خود را بطور واقعی و درست به بررسی نگیریم.

ما می­گوییم: فکره‌ای که غرب حامل آنست، فکره‌ای‌ست که إن شاء الله بزودی از صحنه حیات برچیده خواهد شد! غرب فاقد رابطه واقعی و درستی است که بتواند به واسطه آن روابط میان مردم را به شکل صحیح بر قرار سازد. رابطه فعلی حاکم در جوامع غربی که جوامع‌شان را با سیاست بین‌المللی ربط می­دهد؛ رابطه مصلحت است و زندگی‌شان بر اساس همین مصلحت استوار بوده و دیدشان نسبت به زندگی یک دید مادی و منفعت­گرایانه می­باشد.

بنابرین، تعجب‌آور نخواهد بود اگر روزی ببینیم که غرب در کنار دشمن خود ایستاده و بدون کدام مشکلی از آن جانب­داری می­کند، چرا که اساس نزد دولت­های غربی منفعت و مصلحت می­باشد و برای متحقق ساختن این مصلحت و منفعت در صورتی­که ناچار شوند در کنار دشمن هم خواهند ایستاد. به عنوان مثال می­توان جنگ جهانی اول را خاطر نشان ساخت؛ آن­گاه که آلمان در کنار دولتی مخالف عقیده خود ایستاد؛ دولت خلافت عثمانی و بر ضد کی؟ بر ضد برادران عقیدتی خود، آن­هم اگر این تعبیر درست باشد.

برای وضاحت بیشتر اشکالی ندارد؛ اگر مثالی زنده­ای را بیان نماییم و آن حادثه تحریم و مقاطعه می­باشد، چرا مسلمانان در تحریم خرید و فروش اجناس فرانسه و قطع رابطه کردن با آن دست به دست هم دادند؟ چون­ رابطه‌ای که مسلمانان را به هم دیگر مرتبط می­سازد؛ مصلحت و منفعت نبوده؛ بلکه عقیده اسلامی و فکره حلال و حرام می­­باشد. به همین سبب جای تعجب نیست که ببینم غنی و فقیر، ضعیف و قوی، سیاه و سفید، عرب و عجم با وجود دولت­ها و حکام دست‌نشانده در برابر فرانسه دست به دست هم داده و با آن قطع رابطه کرده اند. اما به فضل الله سبحانه وتعالی امت اسلامی به حکام‌شان اعتنایی نداشته؛ بلکه به دین‌شان تمسک ورزیده و آن را نصرت می­دهند! و لله الحمد و المنة! و به دنبال این همه برای آنانی­که ضعیف القلب هستند می­گوییم که در طرز تفکرشان از الله سبحانه وتعالی بترسند.

﴿أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾ [التوبه:13]

ترجمه: آیا از آنان(دشمنان) می­ترسید (و به جنگ آنان نمی­روید)؟ در صورتی­که سزاوارتر آن است که از الله (سبحانه وتعالی) بترسید (و از کیفر نافرمانی او بهراسید) اگر واقعاً ایمان دارید (ومؤمنان راستین هستید).

نویسنده: محمد دردة

مترجم: محمد مزمل

 

ادامه مطلب...

رژیم فرمان‌بردار اردن؛ نفع‌گیرندۀ نمایش مضحک انتخابات پارلمانی

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

نظرسنجی مرکز مطالعات استراتیژیک دانشگاه اردن به‌تاریخ ۶ اکتوبر/اکتبر ۲۰۲۰ م تحت عنوان "نبض خیابان اردن – ۲۴" نشان می‌دهد که نصف مردم اردن (۵۰٪) گفته‌اند در انتخابات پارلمانی پیش‌رو شرکت نمی‌کنند، درحالی‌که تنها ۱۷٪ تأیید کرده‌اند درصورت برگزاری انتخابات پارلمانی آینده، در آن سهم خواهند کرد. از جمله مهم‌ترین دلایل مردم اردن به‌خاطر شرکت نکردن در انتخابات پیش‌رو، به‌ترتیب عبارت بود از: عدم اعتمادشان به پارلمان، عدم اطمینان‌شان به درستی و تمامیت انتخابات، و نبود کاندیدای رقیب – جالب این‌که وضع همه‌گیری ویروس کرونا در میان دلایل تأثیرگذار بر اکثریت وجود نداشت.

باوجود وخیم‌تر شدن وضع صحی/بهداشتی و همه‌گیری، تصمیم‌گیرندۀ با اشاره به آمار مرگ و میر، گسترش همه‌گیری، بستری شدن بیماران، مراقبت از مردم و کاهش حجم اقتصاد تأکید می‌کند که این انتخابات برگزار نشود، حال‌آن‌که حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات بنابر هدایت و دستور سران رژیم می‌کوشند تا انتخابات را مطابق با جدول زمان‌بندی‌شدۀ خود برگزار کنند. اکنون بحث‌های رسانه‌ای رسمی در خصوص اهمیت شرکت در انتخابات به‌شدت در جریان است و مردم را تحت نام استحقاق قانون اساسی و حق آنان در انتخاب نمایندۀشان به این کار ترغیب می‌کند؛ باوجود آن‌چه در نظرسنجی قبلی نشر شد که کاملاً در تضاد با رأی عام خیابان اردن قرار داشت، و باوجود بحث‌های هجوآمیز گسترده در رسانه‌های اجتماعی گوناگون که شرکت در این انتخابات‌ها را رد می‌کند.

اتخاذ چنین اقدامات انتخاباتی، برجسته کردن ویژه‌گی‌هایش در میدان عمل و تلاش برای رونمایی کردن از آن‌ها در رسانه‌های رسمی به‌خاطر نگرانی رژیم اردن نیست، چون این رژیم می‌خواهد برگزاری انتخابات مجلس قانون‌گذاری جدید را، که به مراتب بدتر و فاسدتر از پیشینیان‌شان است، با فعال کردن حق قانون اساسی توجیه کند. بلکه این همه اقدامات به‌خاطر نقش جدیدی است که این نظام مطیع و مزدور بر دوش خواهد گرفت؛ و آن احتمالاً فرمان‌برداری از کشورهای کافر غرب، ایجاد توافق‌نامۀ خائنانۀ تازه‌ای در مسائل اقتصادی و عادی‌سازی روابط با دولت یهود، ویا سهم‌گیری در یک معاملۀ بین‌المللی تازه میان رقبای استعمارگر اروپایی (مخصوصاً انگلیس) و امریکا روی این سرزمین، این امت، ثروت‌اش و عقیده‌اش خواهد بود.

این مزیت امریکاست که نظام همۀ این‌ها را زیر چشم رئیس جمهورهای امریکا، خواه ترامپ یا بایدن، و پیش گوش سفیر جدیدش، هنری ووستر، انجام می‌دهد تا اطاعت خود را با سخنان خود ثابت کند. چنان‌چه مجبور شد انتخابات را به بهانۀ اوضاع بحرانی همه‌گیری به تعویق بیندازد تا برای خود فرصتی دست و پا کند که بر اوضاع بین‌المللی نگاه دقیق‌تری داشته باشد؛ این‌که آیا رژیم اردن باید نقش بریتانیا یا امریکا را بازی کند، و یا انتخاباتی را برگزار کند که بی‌تردید به ایجاد یک خانۀ نماینده‌گان ضعیف با نماینده‌گی ضعیف انتخاباتی منتج خواهد شد؛ نماینده‌گانی‌که برای تطبیق برنامه‌های امریکا، مانند حمایت از راه‌حل‌ها و شروط امریکا برای قضیۀ فلسطین، قسم خورده‌اند. برعلاوه، موظف است تا قانون انتخاباتی جدیدی را مسوده‌سازی کند که موجب سلطۀ قانون اساسی، ایجاد حکومت پارلمانی و نماینده‌گی واقعی مردم می‌شود؛ باشد که این مجلس جدید تا ختم دوره‌اش به کار خود ادامه دهد و یا در کوتاه مدت به بهانۀ عدم نماینده‌گی واقعی از رأی دهنده‌گان منحل شود، و سپس مجلس جدیدی مطابق این قانون انتخابات جدید روی کار آید.

رژیم‌های حاکم در سرزمین‌های اسلامی برای ماندن بر سر قدرت نیاز دارند از دشمنان امت فرمان‌برداری و از دساتیر و برنامه‌های‌شان اطاعت کنند. آنان با اسلام و پیروان‌اش به جنگ برخاسته اند و اوامر باداران‌شان را از طریق توافقات خائنانه تطبیق می‌کنند. آنان به وجود این‌گونه مجالس قانون‌گذار، که به‌دروغ می‌گویند از مردم نماینده‌گی می‌کند، ضرورت دارند تا مسئولیت این اعمال ناشایست را بر مردم بیندازند و آنان را به‌خاطر این خیانت‌ها سرزنش کنند. بهترین نمونه‌اش پیمان وادی عربه است که توسط این مجالس به تصویب رسید، طوری‌که نماینده‌گان "اسلام‌گرا" نیز بخشی از این مجالس بودند.

اسلام با برگزاری انتخابات موافق است، و دولت خلافت آینده نیز، ان‌شاءالله، برای انتخاب نماینده‌گان مردم در مجلس امت انتخابات برگزار خواهد کرد. نماینده‌گان و وکلای مردم در دولت خلافت موظف اند که بر مبنای احکام اسلام نظر بدهند و حاکم را بر مبنی احکام اسلام محاسبه کنند، بر اقدامات‌اش نظارت داشته باشند و نگذارند به سمت بی‌عدالتی و انحراف میل کند. این موارد با آن‌چه در انتخابات پارلمانی نظام دموکراتیک کپیتالیزم وجود دارد متفاوت است؛ زیرا در نتیجۀ این انتخابات نماینده‌گانی روی کار می‌آیند که دولت را بر مبنای قانون اساسی بشری مصوب خودشان محاسبه می‌کنند. بناءً خانۀ نماینده‌گان چیزی جز مجلس تقنینی مبتنی بر احکام مغایر اسلام نیست. این بدان خاطر است که قانون‌گذار در اسلام تنها الله سبحانه وتعالی است و بدان خاطر که اسلام مسلمانان را از تقنین منع می‌کند، چون الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ﴾ (مائده: ۴۹)

ترجمه: و در میان آن‌ها (اهل کتاب) طبق آن‌چه الله (سبحانه وتعالی) نازل کرده‌است داوری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و از آن ها برحذر باش، مبادا تو را از بعضی احکامی‌که الله (سبحانه وتعالی) بر تو نازل کرده است منحرف کنند.

بنابرین، سهم‌گیری در این‌گونه انتخابات‌ها به هیچ وجه جایز نیست، نه منحیث نامزد و نه منحیث رأی‌دهنده.

ای مردم اردن!

اکنون شما بدین سطح از آگاهی رسیده اید که عدم مشروعیت پارلمان و عدم وفاداری‌اش به آرمان‌ها و طرح‌های بهبودبخش‌تان را درک کنید، و بدانید که آنان تنها از منافع نظام حاکم و تحکیم سلطه‌پذیری‌اش نماینده‌گی می‌کنند، نه از شما. تاریخ همۀ پارلمان‌ها از ابتدای تأسیس‌شان دال بر همین واقعیت است. اکنون زمان آن فرا رسیده‌است که تمام افراد مخلصی‌که قصد شرکت در این انتخابات‌ها را دارند، از آن فاصله بگیرند و به تبلیغات دولت برای انتخات گوش ندهند، حقیقت را بدانند و به‌صورت واقعی از مردم نماینده‌گی کنند، زیرا آنان خواستار تطبیق طرح‌های بهودبخش‌شان از طریق دولت خلافت اند؛ دولتی‌که دولت یهود را ریشه‌کن می‌کند و کفار استعمارگر را از سرزمین‌های‌مان بیرون می‌راند. آنان به تمام منابع دولتی دست‌برد زده‌اند و بر سر ثروت‌اش می‌جنگند. بناءً زمان آن فرا رسیده‌است که دیگر در چنین انتخابات‌های پارلمانی که موجب تحکیم حاکمیت‌های خائن می‌شود شرکت نکنیم. پس به اکثریتی بپیوندید که سفاهت و عدم مشروعیت این انتخابات‌ها را دانسته و برای تغییر این واقعیت تشکیل شده‌است و با آنانی همراه شوید که برای آوردن تغییر به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم، با حمل دعوت اسلام و تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت، فعالیت می‌کنند.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾ (انفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه وتعالی) و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) را اجابت کنید هنگامی‌که شما را به‌سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد.

حزب‌التحریر – ولایه اردن

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

آگاهی عمومی و تأثیر آن بر روند تغییر صحیح

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

در این شکی وجود ندارد که تغییر جوامع روندی آسان نبوده و این کار به سخت‌کوشی و تلاش فراوان احتیاج دارد. مانند سنگ تراشی از صخره‌هاست و تیشۀ کارگرانی مخلص، محکم و ظریف می‌خواهد. افراد نمی‌توانند این کار را انجام دهند. بنابر این فقط حزب ایدیولوژیک که شب و روز برای رسیدن به هدف تلاش کند می‌تواند این کار را به پیش ببرد. بدون ایجاد آگاهی عمومی نسبت به آنچه در جامعه قرار است ایجاد شود، نمی توان یک تغییر بنیادی صحیح به وجود آورد و این موضوع یکی از احکام طریقه در روند تغییر شرعی است که نقض یا انحراف از جزئیات آن مجاز نیست؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم جهت آماده‌سازی فضا برای تأسیس دولت اسلامی در مدینۀ منوره این طریقه را طی کرده بودند و مرحلۀ تفاعل برای ایجاد افکار عمومی ناشی از آگاهی عمومی یکی از دشوارترین، سنگین‌ترین و مهم‌ترین مراحل است، زیرا این امر در مؤفقیت روند تغییر و تأسیس دولت و بعد از آن در دوام آن تأثیرگذار می‌باشد.

آنچه باید روشن شود این است که طلب نصرت به خودی خود یک مرحلۀ مستقل نیست، بلکه در پایان مرحلۀ تفاعل به وجود می‌آید و اگر در ایجاد آگاهی عمومی از افکار اسلامی موفق نشویم، نصرت صورت نمی‌گیرد و باید بدانیم که طلب نصرت به معنای واقعی کلمه یک کودتای نظامی نیست. ممکن است این نصرت دادن توسط اهل قدرت و قوت بدون نیاز به کودتای نظامی حاصل شود و این همان اتفاقی است که برای پیامبر بزرگوار ما صلی الله علیه وسلم رخ داد... انصار به او حاکمیت دادند؛ زیرا آن‌ها اهل قدرت و قوت بودند و هیچ نیرویی وجود نداشت که بتواند در مقابل ارادۀ آن‌ها بایستد، و گاهی ممکن است این کار به کودتای نظامی نیاز داشته باشد، اما در این حالت، افکار عمومی برای اسلام و روند تغییر باید قوی باشد.

در طول تاریخ پیامبران بزرگوار و بندگان صالح الله سبحانه وتعالی، متوجه شده‌ایم که چگونه رغبت به نفوذ در افکار عمومی و تلاش برای آگاهی ایشان مورد توجه بوده است. به عنوان مثال، موسی علیه السلام مشتاق بود تا مبارزۀ خود را از حلقۀ گفتگو با فرعون و نخبگان وی به افکار عمومی منتقل کند. بنابر این در مقابل مردم با جادوگران مقابله کرد. وی علاقۀ زیادی به این کار داشت و گفت:

﴿قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى‏﴾ [سورۀ طه آیه 59]

ترجمه: ‏(موسي) گفت: ميعاد ما و شما روز جشني است كه در آن خود را مي‌آرايند. بايد مردم در چاشتگاه گرد آورده شوند (تا ماجرائي را ببينند كه ميان ما و شما مي‌گذرد).

بناءً این فراخوان برخلاف میل فرعون و نخبگان وی گسترش یافت و به گوش مخاطبان رسید که هدف اساسی بود. در حقیقت، سخنان پیامبران با اقوام‌شان با استفاده از ابزار ندایی: (ای قوم من!)، بیانگر این است که آن‌ها مردم را در گردهمایی شان مورد خطاب قرار می‌دهند و این همان چیزی است که توسط نوح علیه السلام بیان شده است که گفت:

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَنَهَاراً ‏** ‏ فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَاراً ** وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَاراً ** ‏ ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً ** ‏ ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً﴾ [سوره نوح آیه 5]

ترجمه: نوح گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (به سوي ايمان به تو) فرا خوانده‌ام.‏ امّا دعوت و فرا خواندنم تنها بر گريز ايشان افزود!‏ من هر زمان كه ايشان را دعوت كرده‌ام تا (ايمان بياورند و) تو آنان را بيامرزي، انگشت‌هاي خود را به گوش‌هاي‌شان فرو كرده‌اند (تا نداي حق را نشنوند) و جامه‌هاي‌شان را بر سر كشيده‌اند (تا قيافه مرا نبينند) و (در فسق و فجور و ظلم و زور بيشتر فرو رفته‌اند و بر كفر) پافشاري كرده‌اند و سخت سركشي نموده و بزرگي فروخته‌اند.‏ سپس من آنان را آشكارا و با صداي بلند (به يكتاپرستي و ايمان راستين) دعوت كرده‌ام.‏ گذشته از اين، به گونه علني و (جمعي)، و به صورت نهاني (و فردي، دعوت آسماني را) بديشان رسانده‌ام.

دعوت قوم به صورت مخفیانه نبود؛ بلکه به صورت آشکار و اعلان و خطاب تمام مردم یعنی قوم انجام می‌شد. مانند این حالت در مورد حرص شخص مؤمنی از خاندان فرعون و شخص مؤمن در سورۀ یاسین گفته شده که برای تأثیرگذاری بر نخبگان و عموم مردم و رساندن رسالت واضح خالی از شبهات و گمراهی تلاش داشتند، و پیامبر ما برای رساندن دعوت به سوی الله سبحانه وتعالی در مجالس و موسم‌ها و رساندن آن برای تمام انسانیت از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان و ارتباط مستقیم با بزرگان و هم‌چنان استفاده از تمام اسالیب سخنرانی، شعر، نامه‌نگاری و تبلیغ تلاش می‌کردند.

تثبیت و ساختار افکار عمومی به طور مداوم از طریق توضیح دعوت و رساندن آن به هر روشی به همراه آمیزش دعوت کلامی و دعوت تطبیقی و انتشار آن به گونه‌ای که ابلاغ بصیرت آمیز باشد و بر آن گواه باشند: " ألا هل بَلَّغتُ؟" یعنی آگاه باشید آیا به شما پیام حق را رساندم؟

در مورد دستیابی به این آگاهی عمومی، بدون شک وضاحت افکار اصلی اسلام است که بر اساس آن می‌توان تغییراتی را در ذهن مردم ایجاد کرد. عقیده و احکام مربوط به عموم مردم در جامعه؛ یعنی آگاهی از افکار کلی اسلام در نزد عموم جامعه، و این افکار کلی مانند وحدانیت الله سبحانه وتعالی و این‌که او تنها قانونگذار است و گرفتن قانون از غیر آن جایز نیست، و قانون‌گذاری غیر الله سبحانه وتعالی کفر است که هرگز پذیرفته نمی‌شود. هم‌چنین آگاهی از این‌که امت اسلامی یک امت است و جدا از مردم دیگر، برادری اسلام آنان را رهبری می‌کند و عقیدۀ اسلامی فراتر از قومیت‌ها و مناطق ایشان را پیوند می‌دهد و این‌که دولت اسلامی عنوان این وحدت و عنوان قدرت مسلمانان است و این یک فریضه بر امت اسلامی و یک قضیۀ سرنوشت ساز آن می‌باشد. امت بدون آن ضایع و ضعیف است، گذشته از این‌که در دایرۀ خشم الهی سقوط می‌کند. آگاهی کلی از این‌که کفار دشمنان امت هستند و خواهان خیر برای امت نمی‌باشند و برای عدم بازگشت اسلام از طریق بازگشت وحدت امت، تلاش دارند؛ یعنی با بازگشت دولت اسلامی.  آن‌ها برای جلوگیری از آن مراقب هستند و با تمام قدرت و قوت خود کار می‌کنند و آگاهی از این‌که طریقۀ احیای امت اسلامی از طریق ایدئولوژی و افکار آن است، نه از طریق افکار غربی و نه از طریق جنبش‌ها یا احزاب مزدور و وابسته به غرب، حتی اگر اسلامی باشند.

از این رو، ما باید تلاش کنیم تا افکار عمومی را در مورد موضوعات اساسی که مورد توجه امت بوده و نیاز به همکاری پیرامون آن است، شکل دهیم و از افکار عمومی که قبلاً در مورد یک موضوع شکل گرفته حمایت کنیم تا جامعه از همان دیدگاهی‌که تشکیل شده است دور نگردد؛ زیرا افکار عمومی ممکن است به سبب فراموشی مردم و نبود آن چه توجه شان را به این موضوع بر انگیزد، از بین رفته یا هم به سبب مشغول شدن‌شان به چیزهای دیگر باشد. در واقع این فلز داغی است كه باید کوبیده شود. ماهیت افكار عمومی ماهیتی موقت و پویا است كه در صورت عدم بهره‌مندی یا رشد آن، ممكن است محو و نابود گردد. بنابر این اگر این گمراهی کشف نشود، می‌تواند بعضی اوقات سبب گم شدن افکار گردد.

حرکت امت متوقف نخواهد شد و به اذن الله سبحانه وتعالی، تمام محدودیت ها و سدهایی را از بین می‌برد که توسط حاکمان ایجاد شده، آن هم برای نرسیدن امت به سطح آگاهی عمومی صحیح از دین و واقعیت‌شان و احزاب صادقی‌که می‌خواهند واقعیت شان را احیا و تغییر دهند. حاکمان رسوا گشته اند و افکار ناچیز آن‌ها در برابر مردم‌شان آشکار شده است! واضح شده که ضعیف‌تر و سست‌تر از تار عنکبوت است و در میان این حوادث پی در پی و شتابان، مردم به زودی به یک قناعت کامل می‌رسند که نجات آن‌ها در اندیشه‌های دروغین و سست غربی مانند دموکراسی و آزادی نیست؛ بلکه فقط در افکار پاک و عالی اسلام است.

بنابر این، بر حاملین دعوت اسلامی لازم است تا در آگاه‌سازی تمام مسلمانان در مورد افکار و احکام اسلام ادامه دهند تا آگاهی عمومی برای امت دربارۀ احکام و نظام‌های اسلامی افزایش یابد تا امت بتواند اسلام را در واقعیت زندگی، جامعه و دولت تطبیق کند، زیرا این قضیة سرنوشت ساز امت است.

نویسنده: حامد عبدالعزیز

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

معاونیت اول اشتباه می‌کند؛ راه نجات دولت افغانستان از میان اتهامات بی‌بنیاد علیه حزب‌التحریر نمی‌گذرد! Featured

اخیراً معاونیت اول ریاست‌جمهوری افغانستان در اعلامیه مطبوعاتی در مورد وضعیت ولایت کاپیسا گفته است که «حزب‌التحریر/ حزب نه بلکه مکتب ابتدایی تروریسم است. ریاست امنیت ملی این ولایت مکلف است تا تمام افراد حزب ‌التحریر که علیه نظام اسلامی افغانستان در ولایت کاپیسا صدا بلند می‌کنند و این نظام را نامشروع میدانند را شناسایی و هرچه عاجل به چنگ قانون بسپارند.» همچنان او در مورد ولایت تخار گفته که «به تعداد ۶۳ تن افراد حزب‌ تحریر را تثبیت کردیم و معلومات کامل در باره‌شان وجود دارد.»

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان نکات ذیل را پیرامون این گفته‌ها قابل ذکر می‌داند:

یکم: معاونیت اول اشتباه می‌کند، حزب التحریر مکتب نه؛ بلکه یک حزب سیاسی است که ریشه در امت دارد، و هم‌اکنون در بیشتر از ۶۰ کشور جهان مبارزه فکری و سیاسی آن برای برپایی دولت خلافت بر منهج نبوت جریان دارد. حزب‌التحریر همواره از هر نوع ترور و وحشت اعلام برائت کرده است. ازینرو قدرت‌های بزرگ همواره توسط نظام‌های مزدور خود تلاش نموده‌اند تا جلو فعالیت‌های حزب را بگیرند، اما در این راه ناکام مانده‌اند؛ و از فرط درماندگی فکری و سیاسی به اتهامات بی‌بنیاد متوسل می‌شوند.

ما معاونیت اولِ ریاست‌جمهوری افغانستان را دعوت می‌کنیم که قبل از اتخاذ چنین تصامیم عُقده‌یی، حزبی و بی‌بنیاد یک‌بار سرنوشت کسانی را ‌که جلو دعوت به سوی تحکیم اسلام از طریق نظام سیاسی اسلام (خلافت بر منهج نبوت) ایستاده‌اند، مطالعه نمایند. به عنوان مثال، دیکتاتوری‌های خون‌آشام جهان عرب و آسیای‌میانه از صدام حسین تا حسنی مبارک و از معمر قذافی تا اسلام‌کریموف با همکاری معتبرترین سازمان‌های استخباراتی جهان تلاش نمودند تا جلو این دعوت خیر و عظیم بایستند، اما ذلیل و نابود شدند؛ و این حزب‌التحریر است که هنوز هم قوی‌تر از گذشته در صحنه‌ی سیاسی جهان به مبارزه خود ادامه می‌دهد.

دوم:  حزب‌التحریر در میان مردم مسلمان و مجاهدپرور افغانستان از جایگاه خاصی برخوردار است. از هرات تا بدخشان و از مزار تا خوست و قندهار و در سرتاسر افغانستان جوانان، متنفذین، رهبران اقوام، علما و بزرگان این سرزمین حزب را به درستیِ آن می‌شناسند و این شناخت شان باعث شده است که با حزب رابطه‌ی ناگسستنی داشته باشند. بناءً اتهامات بی‌مورد در مقابل چنین حزب بزرگ که ریشه در عقاید، افکار و احساسات مردم مسلمان دارد جز عقده‌گشایی شخص معاون اول چیز دیگری نمی‌باشد.

سوم: دولت افغانستان در شرایط کنونی به‌سان موجودی می‌ماند که در حال غرق شدن است و برای نجات و بقای سیاسی‌اش به هر س‍ُو دست و پا می‌زند. برای این کار، گاهی به اتهامات ناحق پناه می‌برد و گاهی نیز برای انحراف افکارعامه از مشکلات اساسی، دست به خلق ماجرا می‌زند. وارد نمودن اتهامات بی‌بنیاد علیه حزب‌التحریر و جمع‌آوری معلومات در مورد اعضای حزب، ریشه در همین دست و پا زدن‌ها دارد که پروسه‌ی غرق شدن‌اش را سرعت می‌بخشد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

رويارويی اسلام با سكولاريزم

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

اسلام با اديان، عقاید و افکار دیگر در حالت مبارزه نیست؛ چون مفهوم و مصداق مبارزه طوری است که طرف و یا اطراف او با یک‌دیگر هم‌‌وزن و هم‌کُف باشند یا لااقل طرف‌های مقابل با یک‌دیگر از نگاه قوت، نزدیک باشند. مثلاً در یک میدان کشتی، قرار دادن طفل کوچک در  مقابل مشت‌زن حرفوی یا کشتی‌گیر جهانی كه نام آن را جدال یا مبارزه نام بگذاریم مطابق به عقل نیست. پس اسلام با غیر خود از ادیان، عقاید و افکار که زادۀ فکر بشر می‌باشد در حالت مبارزه نیست و آن‌ها را هیچ در نظر ندارد؛ چه به این برسد ‌که با آن‌ها مبارزه کند و فقط اسلام شاهد بر تمام عقاید و ادیان میباشد. الله سبحانه وتعالی می‎فرماید:

﴿ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ(توبه: 33)

ترجمه: تا آن را بر سایر ادیان غالب و پیروز بگرداند اگر چه برای مشرکان ناخوشایند باشد.

پس پیشرفت، طرح‌ها، سخنانِ باطل و بیهوده، حتی دین، عقیده و قوانينی کفار که توسط کفار وضع شده باشد؛ همتای اسلام قرار گرفته نمی‌تواند و چه برسد که در میدان مبارزه با آن قرار گیرد و تنها عدالت با غرب و شرق پایانی خوبی می‌باشد که ما با آن داشته باشیم و لازم است دست شخص نادان و سبک را مانند سرپرستِ و هدایت‌گری عاقل بگیریم تا این‌که نادانی و جهالت آن زایل شود.

انگیزه و سبب نوشتن این مقاله تعرض شخص نادان فرانسه ماکرون است، حاکم دولت استعماری که قوانینش به آن‌ها اجازه داده است که قوانین و روش خود را همتا و هم‌کُف در مقابل اسلام قرار دهد. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَ کَانَ الکَافِرُ عَلَی رَبِّهِ ظَهِیراً﴾ (فرقان: 55)

ترجمه: و کافر همواره در برابر پروردگارش پشتیبان و یار (شیطان) است.

به درستی با بررسی طرح‌های کفری در قرآن دیده می‌شود که الله سبحانه وتعالی هرگز به چنین طرح‌های ارزش نداده است و نه ارزش علمی دارند که مستحق وقت‌گذاشتن زیاد را داشته باشند؛ چون این حماقت‌ها و زیاده‌روی‌ها ارزشِ نظرانداختن را ندارد. اشخاص عاقل و هوشیار و صاحبان بصارت قبول نمی‌کنند، مثلاً الله سبحانه وتعالی در رد گفته‌های کسانی‌که قایل به خدای خیر و شر بودند، چنین می‌فرماید:

﴿ إِذاً لَّذَهَبَ کُلّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعضُهُم عَلَی بَعضٍ سُبحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ﴾ (مؤمنون: 91)

ترجمه: (اگرجز این بود) هر معبودی آفریده‌هایش را (به سوی خود) می‌برد و بر یک‌دیگر برتری می‌جستند. الله از توصیفی‌که بیان می‌کند پاک و منزه است.

و نیز دیده می‌شود که سخنان کسانی‌که نسبت ولد را به الله سبحانه وتعالی می‌دهند متوقف نمی‌گردد و الله سبحانه وتعالی در رد این گفته‌ها می‌فرماید:

﴿لَو أَرَدنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهواً لَّاتَّخَذنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن کُنَّا فَاعِلِینَ﴾ (انبیاء: 17)

ترجمه: گر مى‌خواستيم كه بازيچه‌اى بگيريم. اگر [مى‌خواستيم چنين] كنيم آن را فراخور خود بر مى‌گرفتيم.

هم‌چنان به رد گفته‌های ستمگرانه و تقسیم‌بندی ظالمانۀ کسانی‌که ملائکه را به نام بنات (دختران) الله قایل بودند؛ الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿ تِلکَ إذاً قِسمَةٌ ضِیزَی﴾ (نجم: 22)

ترجمه: آن‌گاه این تقسیم ناعادلانه‌ای است.

و نیز به رد گفته‌های کسانی‌که ادعا داشتند که مسیح علیه السلام را به صلیب‌کشیدند، الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَإِنَّ الَّذِینَ اختَلَفُوا فِیهِ لَفِي شَکٍّ مِّنهُ مَا لَهُم بِهِ مِن عِلمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِیناً﴾ (نساء: 157)

ترجمه: و کسانی‌که در مورد قتلش با هم اختلاف ورزیدند در این باره در شک و تردید به سر می‌برند و جز پیروی از گمان و وهم، هیچ آگاهی و علمی به آن ندارند و به طور قطع او را نکشته‌اند.

پس قرآن کریم بر رد عقاید ابله‌هان و افکار مریض، طریقۀ خاص دارد و این افکار مریض تبلیغ نمی‌گردد به جز از طرف افراد صاحب عقلِ فاسد و مجنون و یا افرادی نادانی‌که حتی ضعیف‌ترین دلیل بر گفته‌های‌شان ندارند.

به درستي كه مبارزۀ امت اسلامي با كفار؛ مبارزه‌ای است به خاطر حق مطلق که آن را امت حمل می‌کنند و مصدر آن الله سبحانه وتعالی است. مبارزه‌ای که عقل‌ها را قانع می‌کند و مطابق فطرت سلیم انسانی است و دولت آینده به خواست الله سبحانه وتعالی هرگز زمان زیادی را در بحث با چنین حماقت‌های صرف نخواهد کرد؛ یعنی شما وقت نخواهد گذاشت، همانطوری که گفته شد (دیدگاه دیگر) را فهم کنید؛ چون صاحبان این دیدگاه‌ها بی‌خرد و نادان هستند! درنتیجه یا دست‌شان را می‌گیرید که به هوش می‌آیند و در غیر این صورت آن‌ها عمیقاً پشیمان می‌شوند و گریزگاهی جز ندامت و پشیمانی ندارند. آن‌چه ماکرون و باورهای سیکولارستی و رسامی‌های او که در مورد مسلمانان انجام دادند؛ چیزی در عقاید و دین آن‌ها نیست.

ختم می‌کنیم قسمت پایان را با تغییر ملایم قرآنی از مکالمۀ موسی علیه السلام با فرعون و برخی از موارد اعتقادی صحیح را برای او توضیح می‌دهد و این‌که او یعنی موسی علیه السلام فرستاده شده‌ای از جانب الله است و سپس از جانب فرعون که به هامان گفت:

﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ36 َسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا﴾ (غافر: 36-37)

ترجمه: و فرعون گفت: ای هامان! بُرجی برایم بساز تا به دروازه‌های آسمان برسم. به دروازه‌ها و راه‌های آسمان دست یابم و به خدای موسی بنگرم؛ هرچند موسی را دروغگو می پندارم.

درمی‌یابید که او (فرعون) به دلیل حماقت ذهنی، نتایجی را قبل از آماده کردن مقدمات می‌خواست:

﴿وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا...﴾ (غافر: 37)

ترجمه: هرچند موسی را دروغگو می پندارم ...

بنابراین، فرعون به دلیل حماقت بیش از حد ادعا کرد که خدا ناقص است و این ادعا در برابر عقل سلیم دلیل شده نمی‌تواند. چرا فرعون از هامان خواست ساختمانی بلند را بسازد که حقیقت خالق را بداند؟ و چرا ارتفاع می‌سازد و چرا در زمین حفری نمی‌کند درحالی‌که این از آن بهتر است؟

لذا کفر یک مرض ذهنی است که مهتاج به مراکز روان‌شناختی و آسایشگاه‌های روانی دارد و ما به عنوان یک مسلمان فکر و عقیده‌ای را نمی‌بینیم که ما را در حالت مبارزه قرار دهد؛ چون دین ما شاهد بر تمام عقاید و ادیان دیگر است و هیچ نقص در آن وجود ندارد؛ الا دولتی‌که آن را حمل کند. دولتی‌که مناطق زمین را نورافشانی می‎‌کند، عدالت و خیر را در بین مردم نشر می‌کند و این همانا دولت خلافت اسلامی است. این دولت حتماً به کفار آشکار می‌گردد و مردم همراه با خانواده و یاران خود اسلام را حمل می‌کنند و تنها مثال در انتشار نور اسلام و فتوحات اسلامی، ابن سرین و موسی بن نصیر نیست. اگر کفار عقل داشته باشند باید بدانند که بلادشان فتح می‌شود و از آن‌ها اسلام و پیروان آن است. اگر بعد از مقاتله با امت اسلامی فرار کنند، برای‌شان رنج است اما بهترین‌ها و خوبی‌ها ىرپخش عقاید و احکام اسلام است.

نویسنده: خالد الأشقر (أبو المعتز بالله)

مترجم: پارسا "امیدی"

ادامه مطلب...

القواعد من النساء

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته!

شيخ بزرگوارما، الله به شما برکت را نصيب نموده، علم‌تان را بيفزايد و عافيت بدنی را برای‌تان عطا فرمايد! دوست دارم راجع به تفسير سوره نور که الله متعال فرموده است: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم:

﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ﴾

ترجمه: و (پیر) زنان (یائسه) از کار افتاده‌ای که امید ازدواج ندارند، بر آن‌ها گناهی نیست که لباس‌های (رویین) خود را بگذارند، در صورتی‌که زینت (و زیبایی خود) را آشکار نکنند و اگر خوداری کنند (و خود را بپوشانند) برای آن‌ها بهتر است، و الله شنوای داناست .

این چنین زن‌ها کی‌ها اند؟ احکام ویژه آن‌ها کدام است؟ پس اگر مراد از "لا يرجون نكاحا" گذشت عمر باشد، مقياس عمری آنان چه است؟ و اگر ارتباط به تغيير بيولوژيکی بدنی که برای زن پيش می‌آيد، شامل آیه گردد، پس این حالت یأس بوده و مخصوص به سن مشخصی نمی‌گردد. الله به شما پاداش نيکو عطا فرموده، نصرت را به شما نصيب نمايد!

پاسخ

وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

در مورد سوال تان از آيت کريمه ﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ﴾ به نکات ذيل اشاره می‌شود:

1- طوری‌‌که می‌دانيد طريقه تفسير اين است که اول استناد به حقيقت شرعی که در نص وارد شده می‌شویم، اگر يافتيم آن را می‌گيريم و اگر نيافتيم  به لغت عربی استناد می‌نماييم؛ به خاطری‌که قرآن به زبان عربی نازل شده؛ چنان‌که الله متعال می‌فرمايد:

﴿وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ﴾ [شعراء: 92-95] ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾ [یوسف: 2]

 قسمی‌که می‌دانيم در مورد تفسيرکدام نص شرعی نيامده است؛ پس در تفسير "قواعد" استناد به لغت می‌نماييم. حسب لغت قواعد به زنان استعمال می‌شود و مفرد آن قاعد است؛ مثلاً می‌گوييم إمرأة قاعد(زن باز نشسته) نساء قواعد (زنان باز نشسته) و معنای آن باز نشستن به سبب گذشت سن و سال است و اگر إمرأة جالسة  مقصد مان باشد، به جای "قاعد" قاعدة  ذکر می‌گردد؛ پس معنای "القواعد من النساء" به زنانی گفته می‌شود که در اثر گذشت عمر از ازدواج باز مانده اند. يا به عبارت ديگر قواعد زنان ناتوان وضعيف اند که از حيض، تولد وازدواج باز مانده اند که نه کسی به آن‌ها علاقه نشان می‌دهد و نه آن‌ها به کسی علاقه‌مند اند. ايشان جوان نيستند که ازدواج نمايند. هدف از قواعد تنها زنان "یأسن" ناامید از حیض و ولد نیست؛ چنان‌که می‌گويند؛ سن يأس و نااميدی بعد از چهل ساله‌گی و پنجاه ساله‌گی شروع می‌شود؛ اما آن‌ها درین سن و سال علاقه به شوهر دارند و شوهران به آن‌ها نیز علاقه دارند. معنای قواعد در آيت کريمه ﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ﴾ زنان پیری است که از حيض و تولد باز نشسته اند که شوق و اشتیاق به از دواج نيز ندارند و دیگران نیز به آن‌ها علاقه نداشته باشد و به ايشان قواعد گفته می‌شوند.

توضيح معنای القواعد در لغت و در تفسير:

اول:  "قواعد" در زبان وقتی در خصوص زنان استعمال گردد.

درلسان العرب آمده است:

«وقَعَدَتِ المرأَةُ عَنِ الْحَيْضِ والولدِ تَقْعُدُ قُعوداً، وَهِيَ قَاعِدٌ: انْقَطَعَ عَنْهَا، وَالْجَمْعُ قَواعِدُ» زن از دیدن حيض و فرزند آوردن بازماند و این کلمه بدان معنی همیشه "قاعد" می آید. جمع آن قواعد است. چنان‌که در قرآن کريم آمده است: ﴿وَالْقَواعِدُ مِنَ النِّساء زجاج در تفسير آيت فوق گفته است: آن‌ها از از شوهران باز نشسته اند. ابن سکيت گفته: زن که از حيض قعود نموده است. ابوهيثم گفته است: قواعد از صفات اناث می‌باشد، گفته نمی‌توانيم رجال قواعد، مردان باز نشسته. قواعد جمع قاعد بوده زنان را گویند که به از کبر سن بازنشسته اند. در زبان عربی هرگاه حالت فاعل بودن یعنی حالتی زن بخواهد بنشیند را به عربی ذکر کنیم صیغه قَاعِدَةٌ  استعمال می‌گردد و جمع آن نیز قواعد است.»

درتاج العروس صفحه 9/49 آمده است:

«از نظر مجاز: القاعد من النساء زنی‌که از اولاد، از حيض واز شوهر نااميد شده باشند، جمع آن قواعد است. ابن اثير فرموده است: قواعد جمع قاعد است که زن کلان سال را می‌گويند و قاعد بدون "ها" تانیث، زنان بازنشسته را گویند و اما قاعِدةٌ حالت فاعلی آن است که عرب ها گویند: قَدْ قَعَدَتْ قُعُوداً و جمع حالت فاعلی هم قواعد می‌آید.»

دوم: معنای قواعد در تفاسير:

در تفسير قرطبی آمده است: (سوره نور آيت  60)

قول الله تعالی: (وَالْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ)  الْقَوَاعِدُ ومفرد آن قَاعِدٌ است، بدون ها که حذف آن  دلالت به سن بالا می‌نمايد، آن به زن ناتوان گفته می‌شود که نااميد از تولد وحيض شده باشد. نظر اکثر علماء چنين است.

در تفسير نسفی‌ وارد شده است:

«قواعد جمع قاعد و آن عبارت از صفات مخصوص زنان است؛ مانند: طالق و حائض که از حيض و تولد از جهت سن بالا باز مانده باشند و حالت آن‌ها مطابق به آیت این است که علاقه‌ای به ازدواج نداشته باشند.»

سوم: خلاصه اين‌که قواعد به زنان پیری گفته می‌شود که از خاطر کلان‌سالی از حيض و تولد بازمانده باشند و حامله نمی‌شود و اميدوار ازدواج نباشند؛ نه آن‌ها اشتیاق شوهر را داشته باشند و نه بسوی آن‌ها کسی اشتیاق داشته باشد؛ یعنی از تمام کارها بازمانده باشند. آرزو دارم که موضوع واضح شده باشد.

برادرتان عطاء بن خليل ابوالرشته

مترجم: بدرالدين "حسينی"

ادامه مطلب...

حفاری جوبایدن روی صخره و بنّائی آن در هوا! تبصره­ی در مورد مقاله جوبایدن: «برای چه امریکا باید مجدداً رهبری نماید؟»

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

بحران­های فراوانی سراسر جهان را فرا گرفته است که مرکزش امریکا از آن استثنا نیست؛ از جمله می­توان به بحران­های هم‌چو فکری، اقتصادی، اخلاقی، معنوی و صحی اشاره نمود. دیگر این­که آشوب­های تکان دهندۀ مالی از نگونسار شدن و افت شهرت و عظمت ابرقدرت جهان پر آوازه‌تر نبوده است. شکوه و هیبت امریکا و اخلاقیات آن به نهایت پستی خود رسیده است. نه تنها این بلکه امریکا شر و بلایی شده که مورد انتقاد تمام قاره­ها قرار گرفته است.

حتی اوضاع داخلی امریکا را اگر دقت نماییم؛ خواهیم دید که شگاف طبقاتی بین اقشار جامعه وسعت یافته است تا جائی­که قشر متوسط جامعه در ما بین دو قشر ثروتمند و فقیر نیست و نابود گشته است. صدای نژادپرستانه و نژادپرستان بالا گرفته است تا در اذهان تصویر طفل سیاه‌پوستی را که در قفس است و به عنوان بازیچه‌ای به دست فرزندان داده می­شود تا با آن سرگرمی نمایند، خاطر نشان سازد! ناگفته نماند که در آنجا احساس و عواطف، در قدم نخست بخاطر عدم عدالت و ثانیاً به خاطر عدم وجود عاطفه­ی مردمی از میان رفته است و این بیانگر احساس حاکم در جامعه امروزی امریکا به شمار می­رود.

با وجود این­که هر دو حزب: جمهوری­ خواهان و دیموکرات­ها از عمق این بحران­هایی‌که تمام عرصه­ها و زمینه­های زندگی را در امریکا و تمام کشورهای غربی فرا گیر شده است، آگاه هستند، بازهم دیموکرات­ها و در رأس آن جوبایدن در تلاش اند تا برای رسیدن به هدف خود، مجدداً بازی را آغاز نمایند و سعی بر این دارند که بازی را به تنهایی خود به پیش ببرند و بر این باور هستند که جهان در هر صورت نیاز به رهبری دارد و در این راستا کسی مستحق­تر و شایسته­تر از امریکا وجود ندارد؛ با آنکه وضعیت جهانی امریکا متزلزل شده است. اما سراسر جهان نیاز به رهبری دارد که برای­‌شان گوش فرا دهد و همه شان را در برگیرد و لو رهبری باشد که مصالح و منافع‌شان را محقق نسازد! این در حالی‌ست که جهان در زمان ترامپ یک دورۀ از حیاتش را در قلدری بسر برده است. هم‌چنین باورمند هستند که جهان نیاز به یک رهبری دارد که به سخنان‌شان گوش فرا دهد و وعده­ها نماید و سخنان دلشینی ایراد نماید! رهبریی باشد، که مردم جهان پیرامونش گرد آیند؛ اگرچه با چوب و هویچ باشد! چنین رهبریی اگر کسی حامی آن هم نباشد؛ بازهم از سوی جهان کنونی که در آن بسر می­بریم، مورد تایید قرار گرفته و از آن پذیرایی به عمل خواهد آمد.

اما جوبایدن در تلاش است که از دو نکته مهم چشم‌پوشی نموده و آن‌ها را نادیده بگیرد:

نخست: امریکا به اعمال زیادی پرداخته است که مختص به جمهوری خواهان و دیموکرات­ها نبوده، بلکه انجام این اعمال سیاست اساسی و اصلی امریکا نزد هردو حزب بشمار می­رود. دشمنی امریکا خاص با مسلمانان بوده و هدفش جانب­داری از یهود خبیث در فلسطین می­باشد. آیا بارک اوباما زادۀ حزب بایدن نیست؛ همان­که سال­ها علیه سوریه یکی پی دیگری پلان‌ریزی می­کرد و پلان­هایش را همواره تغییر می­داد؟ آیا هدف رهبری دیموکرات­ها در مصر سقوط دادن مرسی نبود؟ مثال­ها از جنایت‌های دیموکرات­ها بسیار است که مجال نام بردن از همۀ آن­ها وجود ندارد. پس جوبایدن از کدام رهبری سخن می­زند؟!

ثانیاً: بایدن بسیار تلاش می­ورزد تا ضرر استراتیژیکی وارده به مبدأ سرمایه‌داری و افکار آزادی ناشی از آن را، پنهان نماید. فروپاشی بزرگی‌که سراسر غرب و در رأس آن امریکا را فراگیر شده است، همان فروپاشی و اضمحلال اساسات تمدن و فرهنگ می­باشد. لذا جوبایدن به کسی می­ماند که روی صخره حفاری می­کند و یا کسی می­ماند که وعدۀ آب آوردن را از صحرای سوزان و آتشین می­دهد!

دو چیزی‌که باید مسلمانان بدان توجه نموده و با اهمیت بشمارند:

نسخت: این­که زمان برپایی اسلام و تمدن آن و زمان روی کار آمدن دولت خلافت راشده بر منهج نبوت فرا رسیده است و تنها خلافت می­تواند که جهان را رهبری درست نماید و به جهانیان؛ خیر و رحمت، سعادت و امنیت بار آورد.

ثانیاً: مسلمانان باید بدانند که دیموکرات­ها، جمهوری خواهان، ترامپ یا بایدن، بوش یا کلینتون و یا هم بارک اوباما؛ همه این­ها دو روی یک سکه اند؛ همه این­ها دشمنان امت اسلامی و دشمنان عقیده اسلامی می­باشند. تنها تفاوتی‌که دارند اینست که جمهوری خواهان بدون این­که چاقو را پنهان کنند، ما را به قتل می­رسانند و دیموکرات­ها بر عکس.

این یک چیز مهم و حیاتی بشمار می­رود که دشمن خود را به هریک از دو حالت شناسایی نموده و واقعیت آن را دریابیم و ساده لوح نباشیم تا در دام مکر و فریب شان گیر آییم.

نویسنده: دکتور فرج ممدوح

مترجم: محمد مزمل

 

ادامه مطلب...

آیا اداره اوقاف در جنوب هبرون به یک دستگاه امنیتی تبدیل شده است که با الله و پیامبرش می‌جنگد؟!

(ترجمه)

ظهر یک‌شنبه نیروهای امنیتی پنچ تن از اعضای حزب‌التحریر را از شهر دورا، جنوب هبرون دستگیر کردند. در بین آن‌ها داکتر مصعب ابو ارقوب، عضو دفتر مطبوعاتی-سرزمین مبارک فلسطین بعد از ادای نماز ظُهر در مقابل مسجد بزرگ دورا نیز بازداشت می‌شود. اعضای حزب‌التحریر توسط نیروهای امنیت با تمام وحشی‌گری و گردن‌فرازی مورد حمله قرار گرفت. قبلًا عده‌ای از آن‌ها توسط پولیس و دیگران توسط سازمان اطلاعات بازداشت شده اند.

چند روز قبل خدمات امنیت در اطراف مسجد بزرگ دورا به همکاری نثار عبدالعزیز دودین مدیر اوقاف در جنوب هبرون؛ کسی‌که با اظهار الفاظ زشت برای یک مسلمان سخن ناروا گفت بود جمع شده بودند. بنابرین کسی‌که مسئول مساجد است چرا در این امر سکوت نموده و مدیر اوقاف را که در مورد یک مسلمان سخنان نامناسب گفته بود، مواخذه نمی‌شود! این عمل مدیر اوقاف و خدمات امنیت بیان‌گر عمق نفرت و عداوت آن‌ها نسبت به عاملین دعوت و پی‌گیری بی‌رحمانه‌شان جهت تخریب خانه‌های الله سبحانه‌و‌تعالی و جلوگیری از بیان سخن حق در خانه الله سبحانه وتعالی است.

﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ [بقره: 114]

ترجمه: و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام الله در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه بر خود ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلت و خواری نصیب است و در آخرت عذابی بزرگ.

ما به گونه پرسش از مراد طالب شلادیح مدیر امنیت دورا می‌پرسیم، آیا شما کسی هستید که امر محاصره مسجد و بازداشت و هم‌چنین حمله بر اعضای حزب التحریر را صادر نمودید، یا کسی دیگری بود که شما را بر این امر دستور داده بود؟ هم‌چنین ما در خصوصِ نقش خالد عبدالعزیز دودین معاون والی برادر مدیر اوقاف جنوبی می‌پرسیم، این‌که آیا او و برادرش هر دو از اسلام از موقعیت خود و با هماهنگی کامل مبارزه می‌کنند؟! ممکن است ما در مورد نقش والی، نقش محمد شتایه صدراعظم دولت فلسطین و وزیز اوقاف در همه امور پرسشی داشته باشیم؟! ما از همه‌ی آن‌ها می‌پرسیم که برای منافع کی‌ها شما این حرکت‌ها و دستگیری‌ها را انجام می‌دهید؟ این مساجد از پول مسلمانان جهت ذکر نام الله سبحانه‌و‌تعالی بخاطر جلال اسلام و برای این که سخن حق در آنجا بیان گردد، بنا گردیده است. آن‌ها برای منافقان یا مزدوران ساخته نشده بودند که به وفاداری به دشمنان اسلام عجله می‌کردند!

در خاتمه ما به حکومت فلسطین می‌گویم: شما مانند ابر تابستان هستید و عبور می‌کنید؛ در حالی‌که اسلام و حاملین دعوت آن مانند یک درخت راست با ریشه‌های ثابت خود و شاخه‌های آن در آسمان باقی خواهند ماند و شما قیمت جرایم خود را پرداخت خواهید کرد: شرم در این جهان و شکنجه دردناک در آخرت.

﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ﴾ [شورا: 227]

ترجمه:  آن‌ها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشت‌شان به کجاست!

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-سرزمین مبارک فلسطین

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه