شنبه, ۱۳ شعبان ۱۴۴۵هـ| ۲۰۲۴/۰۲/۲۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

رحمت پروردگار ما بیشتر از خشم او تعالی است

بسم الله الرحمن الرحیم

(ترجمه)

از ابی هریرة رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«لَمَّا قَضَى اللَّهُ الْخَلْقَ، كَتَبَ فِي كِتَابِهِ عَلَى نَفْسِهِ، فَهُوَ مَوْضُوعٌ عِنْدَهُ، إِنَّ رَحْمَتِي تَغْلِبُ غَضَبِي». صحيح مسلم(5070)

ترجمه: «هنگامی که الله متعال آفريده هايش را خلق کرد، در کتابی که بالای عرش نزد اوست، نوشت: رحمت من بر خشم من غالب است».

این حدیث شریف بیانگر میزان وسعت رحمت الله سبحانه وتعالی بر بندگانش می‌باشد، آن رحمتی‌که تمام اشیاء را دربر گرفته است؛ چنانچه الله سبحانه وتعالی پیش از این‌که مخلوقات را بیافریند در کتابی نزد خود نوشته است که رحمت من از خشم من سبقت گرفته است و این دلیلی بر بزرگی رحمت الله سبحانه وتعالی می‌باشد.

این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد که رحمت الله سبحانه وتعالی وسیع و فراخ است و الله سبحانه وتعالی می‌داند؛ بندگانی که خلق نموده ضعیف هستند و توان خشم و غضب او تعالی را ندارند، پس بندگان الله سبحانه وتعالی مستحق این نیستند که خشم و عذاب الله سبحانه وتعالی بر آنها نازل شده، آنان را دوباره به حالت اولی‌شان که مشت خاکی بودند باز گرداند؛ درحالی‌که هیچ توان و قدرتی در برابر عذاب الله سبحانه وتعالی ندارند، بلکه آنان مستحق رحمت الله سبحانه وتعالی هستند، به همین خاطر دروازه‌های رحمت خود را باز نموده است؛ تا توبه و استغفار بند‌گان خود را بپذیرد. پس توبه را برای کسانی که شیطان و هوای نفس بر آنها چیره نشده آسان گردانیده است.

ما باید یقین داشته باشیم که الله سبحانه وتعالی نسبت به بندگان خود مهربان است و ضمانت کرده که دروازۀ توبه را تا زمان طلوع خورشید از مغرب؛ باز نگهدارد چه این زمان طولانی باشد و چه کوتاه، پس باید به‌سوی دروازۀ توبه انجام اعمالی بپردازیم که ما را مستحق رحمت الله سبحانه وتعالی می‌کند و از اعمالی که باعث خشم الله سبحانه وتعالی می‌شود، پرهیز و دوری نماییم. ما از مقام و موقفی برخوردار نیستیم که الله سبحانه وتعالی را به چالش بکشیم؛ زیرا از آنانی‌که نافرمانی الله سبحانه وتعالی را کردند، عبرت‌های زیادی گرفته‌ایم.

از الله سبحانه وتعالی می‌طلبیم که ما را زیر سایۀ رحمت خود قرار دهد و از خشم و غضب خود ما را دور نگهدارد، اللهم آمین

نویسنده: ابومریم

مترجم: حسین صلحشور

ادامه مطلب...

چرا مردم غزه باید از گرسنگی بمیرند؛ در حالی که سرزمین‌های اسلامی مملو از ثروت‌های بی‌شمار است؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

(ترجمه)

خبر:

تدروس آدهانوم گبریسوس، دبیر کل سازمان بهداشت جهانی، گفت که تهدید قحطی در نوار غزه به دلیل ادامه جنگ در حال افزایش است. (اسکای نیوز عربستان)

تبصره:

الله سبحانه وتعالی به مردم غزه کمک کند، با توجه به تجاوز وحشیانۀ رژیم جنایت‌کار یهود؛ کسانی‌که در این جنگ توانستند از زیر باران از گلوله و موشک جان سالم بدر برند، از شدت سرما و گرسنگی می‌میرند. زیرا این رژیم خون خوار در این جنگ، از سیاست گرسنگی به عنوان یک سلاح علیه مردم غزه استفاده می‌کند. نانوایی‌ها را بمباران کرده و از ورود کمک‌ها به ویژه در مناطق شمالی پس از تبدیل شدن این منطقه به منبع اصلی غذا جلوگیری نمود و آن عده از مردم که داشتند سعی می‌کردند به کسان اندکی را ‌که وارد این منطقه می‌شوند رسیده‌گی کنند، به بارانی از گلوله بست.

در واقع این جنایات در حالی انجام می‌شود که مردم غزه توسط نظام‌های دست نشاندۀ اطرافش محاصره شده و از غذا، دارو و آب محروم ساخته شده اند. در عین حال به وضوح می‌بینیم که مواد غذای برای یهودیان توسط همین نظام‌ها تأمین می‌شود و هم‌چنین تمام این جنایات با حمایت جامعه بین‌الملل منافق و جنایتکار که مدعی انسانیت است، انجام گرفته است. زیرا با ایستادن در کنار این رژیم خون خوار و حمایت از او با پول و سلاح شریک این جرم محسوب می‌شود. در واقع حتی سازمان اونروا که به مردم غزه کمک می‌کرد، توسط همین نهاد جامعه بین‌الملل منافق به دلیل ادعای رژیم سفاک یهود مبنی بر وجود تروریست‌های از کارمندان این سازمان که در حمله 7 اکتبر 2023  حضور داشتند، تحت تحریم قرار گرفته و کارش متوقف شد!

اوضاع به جایی رسیده که مردم غزه علوفه حیوانات را آسیاب می‌کنند تا نانِ تهیه کرده و فرزندان خود را سیر کنند. مگر می‌شود سرزمین‌های اسلامیِ که سرشار از نعمت‌ها و ثروت بوده، این چنین مردمش در غزه از گرسنگی بمیرند؟! ای مسلمانان خصوصاً اهل مصر، اردن و سایر سرزمین‌های همجوار غزه، آیا این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم را نشنیده‌اید؟! که می‌فرمایند:

«مَا آمَنَ بِي مَنْ بَاتَ شَبْعَانَ وَجَارُهُ جَائِعٌ إِلَى جَنْبِهِ وَهُوَ يَعْلَمُ بِهِ»

ترجمه: به من  ایمان نیاورده است آن که شب را به شکم سیر به خوابد و همسایهاش گرسنه باشد؛ در حالیکه از حال او نیز واقف است.

ای مسلمانان! آیا راضی هستید به این که از امان الله سبحانه وتعالی بیرون شوید، به دلیل این که پشت برادران خود را در غزه خالی نموده و آن‌ها را گرسنه رها کردید! امام احمد در مسند خود از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند که ایشان چنین فرمودند:

«وَأَيُّمَا أَهْلِ عَرَصَةٍ أَصْبَحَ فِيهِمُ امْرُؤٌ جَائِعاً، فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُمْ ذِمَّةُ اللَّهِ»

ترجمه:  اهل هر محله‌ای که در میان آنها یک نفر گرسنه باشد، از حمایت الله عزوجل محروم شده اند.

پس ای امت اسلامی تا کی در برابر حکام مزدوری که، بر گلوی اهل غزه چنگ انداخته و از غذا، آب و دارو محروم شان کردند سکوت می‌کنید؟! آیا به امت اسلامی وقت آن نرسیده که بهترین امتان برای بشر باشد و غبار ذلت و رسوایی را از خود بتکاند و به نصرت مردم غزه شتافته و به ندای شان پاسخ دهد؟! در روز قیامت دست کودکی از غزه به گریبان شماست که برای رفع گرسنگی خود قطرۀ شیر و یا لقمۀ نانی پیدا نکرد، آیا آماده اید که با چنین وضعیتی در پیشگاه الله جبار  حاضر شوید؟!

نویسنده: براءة مناصرة

تاریخ: دو شنبه 24 رجب 1445هـ.ق. مطابق با 5 فبریه 2024 م.

مترجم: محمد یاسین سادات

ادامه مطلب...

حکام عرب و عجم پشت سرزمین مبارک فلسطین را خالی می‌کنند!

بسم الله الرحمن الرحیم

(ترجمه)

خبر:

در 18 جنوری 2024، شاخه رسانه‌ای ارتش در بیانیۀ مطبوعاتی خود به شمارۀ: PR-18/2024-ISPR، چنین اظهار داشت: "در ساعات اولیه 18 جنوری 2024، پاکستان حملات نظامی را در داخل ایران انجام داد، که این عملیات بالای مخفیگاه‌های مورد استفاده تروریست‌های مسئول انجام حملات اخیر در پاکستان صورت گرفته است. این حملات در خاک ایران به طور دقیق و با استفاده از پهباد، موشک، مهمات و تسلیحات دوربرد انجام گرفته و حد اکثر احتیاط برای جلوگیری از آسیب‌های جانبی اتخاذ شده است".

تبصره:

حملات پاکستان در داخل ایران دقیقاً یک روز پس از حملات ایران در خاک پاکستان صورت گرفت و اکنون ارتش‌های دو کشور به آمادگی کامل خود برای مبارزه با (تروریزم) افتخار می‌کنند! اما اعمال تروریستی که توسط رژیم اشغالگر صهیونیزم که بیش از 100 روز  است در غزه انجام می‌شود چی؟! حمایت از بیش از یک میلیون مسلمان آواره در گذرگاه رفح در مرز بین نوار غزه و مصر چطور؟! هر لحظه آنها به اثر گرسنگی، تشنگی، سرما، بمباران و تیراندازی مرگ را تجربه می‌کنند، در حالی‌که سیسی، فرعون مصر برای هر نفر در ازای عبور آنها هزاران دالر دریافت می‌کند!

آیا هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌ها فقط به سمت مسلمانان نشانه گرفته می‌شود؟ و نه علیه رژیم وحشی و صفاک یهود؟!

پس چگونه است که الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

 ﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ

ترجمه: محمّد صلی الله علیه وسلم فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛

آیا می‌توان امت اسلامی را از روزی محروم کرد، که هواپیماها و موشک‌هایش نیروهای یهود را نابود کنند؟! مسلم است که امت اسلامی و ارتش‌هایش فقط از رهبری فعلی احساس نا امیدی می‌کنند، و جای تعجب نیست که افسران مسلمان مجبور به ترک ارتش شوند و یا از روی عصبانیت و نا امیدی در انتظار  بازنشستگی سرهای خود را پائین اندازند. امروز ارتش‌های امت اسلامی به رهبریی نیاز دارد که قرآن کریم را حاکم نماید، نه آنکه فقط به تلاوت و حفظ آن تشویق نماید. الله سبحانه وتعالی چنین می‌فرماید:

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ

ترجمه: و آنها را [= بت پرستانی که از هیچ گونه جنایتی ابا ندارند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند [= مکه‌]، آنها را بیرون کنید!

به همین دلیل بود که صلاح الدین ایوبی پس از اتحاد مسلمانان، فلسطین را آزاد کرد، و همچنان به همین علت بود که سلطان عبدالحمید الثانی، بر عرب و عجم حکومت می‌کرد و با تمام قوا از امت اسلامی محافظت می‌نمود.

ای افسران نیروهای مسلح پاکستان! چه چیزی شما را از سرنگونی این حکام و بسیج شدن برای آزادسازی فلسطین باز می‌دارد؟! بدانید که اطاعت از رهبری فعلی، شما را از عذاب روز قیامت نجات نمی‌دهد، و بدانید که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ» رواه أحمد.

ترجمه: اطاعت کردن در کارهای معروف است نه منکر.

و می‌فرماید:

«لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اللهِ» رواه أحمد.

ترجمه: اطاعت کردن از مخلوق در کارهای که نافرمانی الله سبحانه وتعالی صورت می‌گیرد روا نیست.

و همچنان می‌فرماید: «مَنْ أَمَرَكُمْ مِنْهُمْ بِمَعْصِيَةِ اللهِ فَلَا تُطِيعُوهُ» رواه ابن ماجه.

 ترجمه: اگر کسی از ایشان(امیر) شما را به معصیت الله سبحانه وتعالی امر کرد از او اطاعت نکنید.

نگذارید این حکام خائن آخرت شما را تباه کنند و مانع اجابت شما به فرمان الله سبحانه وتعالی و رسیدن به پیروزی یا شهادت شوند. پس هر حاکمی را که در راه آزادسازی سرزمین مبارک فلسطین و حمایت از مردم مظلوم غزه بر سر راه شما قرار می‌گیرد سرنگون کنید، چه آن حاکم عرب باشد و یا هم عجم، علی الخصوص حکام کشورهای همسایۀ فلسطین.

شما فکر می‌کنید که در این حرکت تاریخی و قهرمانانه تنها خواهید بود؟ نه خیر. اگر برای حذف خائنانی که شما را به پشت مرزها مقید می‌کنند اقدام کنید، مطمئناً تنها نیستید! مهمتر از همه اگر فرمان الله سبحانه و تعالی را اجابت کنید، بدون شک او سبحانه وتعالی با شماست، و بدانید که حتی غیر مسلمانان نیز برای سرنگونی این حکام و بسیج شدن برای حمایت از غزه سوگواری نخواهند کرد، زیرا میلیون‌ها نفر از آنها در حال حاضر علیه جنایات یهودیان تظاهرات کرده‌اند. می‌ماند قضیۀ امت اسلامی، امت اسلامی از بی تحرکی شما هنوز در شوک قرار دارد، بنابراین امت اسلامی در صورت اقدام به تحرک از طرف شما با تمام وجود از شما حمایت خواهند کرد.

و در مورد رهبری سیاسی مورد نیاز برای برنامه ریزی و هماهنگی باید گفت که، شما به خوبی می‌دانید که حزب التحریر در اکثریت کشورهای اسلامی در تلاش گرفتن نصرت است تا بمجرد خلع یکی از حاکمان کشورهای اسلامی، بتواند دولت خلافت بر منهج نبوت را ایجاد کند. هنگامی که یکی از حاکمان مسلمان سرنگون شود، سقوط طبیعی خائنان یکی پس از دیگری به سرعت به وقوع خواهد پیوست. پس چرا شما اولین نیروهای مسلحی نباشید که خائنان را سرنگون می‌کند، و شما دومی، سومی و یا آخرین نفری‌هم نیستید که این کار را می‌کنید!

ای افسران نیروهای مسلح پاکستان! نبرد آغاز شده است و شما هنوز با دشمن درگیر نشده‌اید، یا فرمان رب العالمین را اجابت کنید و یا منتظر خشم الله سبحانه وتعالی که عذابش را بر شما نازل می‌کند، باشید. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ۚ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ ۞

 إِلَّا تَنفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴾ [توبه: 38]

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست! اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‌کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‌دهد؛ و هیچ زیانی به او نمی‌رسانید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست!

نویسنده: مصعب عمیر

تاریخ: دوشنبه 10 رجب 1445هـ ق.

 22 ژانویه 2024 م.

مترجم: محمد یاسین سادات

ادامه مطلب...

عادی‌سازی روابط تحت عنوان آبراهام و اتحاد استراتژیک خاورمیانه؛ رقابت بین‌المللی با محوریت اسرائیل!

  • نشر شده در سیاسی

خط انتقال انرژی و نقش محوری اسرائیل: تلاش‌ها برای احیای شماری از خطوط نفت و گاز جریان دارد و قرار است خطوط جدیدی نیز برای صادرات نفت و گاز خلیجی و عراقی به اروپا از دروازۀ دولت یهود(اسرائیل) احداث شوند که اروپا را از کانال سویس بی‌نیاز می‌کند. این در ضمن استراتژی آمریکایی برای رقابت با گاز روسی و کم ساختن تکیه اروپا بر روسیه در تأمین انرژی موردنیازش است.

احیای خط ایلات-عسقلان: آن لوله­ای است که از سوی ایران در زمان حاکمیت شاه با همکاری دولت یهود(اسرائیل) ایجاد شد. بهره‌برداری آن بعد از تجاوز سه‌جانبه (اسرائیل، فرانسه و انگلیس) بر مصر به پایان رسید و جمال عبدالناصر قیودی را بر کشتی‌رانی از طریق کانال سویس وضع کرد. در سال 1968م رژیم یهود و ایران مشارکت خط لوله‌های (ایلات-عسقلان) را به‌عنوان پروژه مشترک 50+50 به هدف انتقال نفت خام به اروپا به ثبت رساندند. در سال 1969م فاز اخیر پروژه به قُطر 42 اینچ به طول 255 کیلومتر کامل شد که از مسیر خاصی در بندر عسقلان به‌سوی بندر ایلات امتدادیافته است. این خط ظرفیت انتقال 1.2 میلیون بشکه را در روز دارد که از دریای سرخ عبور می‌کند و 400,000 بشکه را در روز از جهت معکوس انتقال می‌داد که اکنون برای انتقال گاز دولت یهود(اسرائیل) از آذربایجان و قزاقستان استفاده می­شود. این خط عمده‌ترین وظایف خویش را انجام می­دهد، چنانچه نفت تخلیه‌شده از کشتی‌های ارسال‌شده از سوی تولیدکننده‌ها را به انتقال‌دهنده‌ها در بندر ایلات پمپاژ می‌کند و از ایلات یک ناو نفت‌کش نفت را به چین یا کوریای جنوبی یا جاهای دیگر آسیا انتقال می‌دهد. برابر با این خطوط، خط دیگری محصولات نفتی مانند پترول و دیزل را حمل می­کند. اسرائیل در توسعه و گسترش خط ایلات-عسقلان می‌اندیشد و می‌خواهد خطوط نفت و گاز را در کشورهای خلیج بدان پیوند دهد و این از طریق سرمایه گذاری خلیجی بالای این خط به اعتبار عربی جدید انجام می‌شود.

طبق گزارشاتی‌که روزنامه "معاریف" اسرائیل به نشر رسانده است؛ اگر رؤیای اسرائیل متحقق شود این خط 17-12% از حجم گاز و سوختی را ‌که اکنون از کانال سویس وارد می‌شود، کم می‌کند و سبب خسارات جبران‌ناپذیری به مصر می‌شود که به‌طور عمده متکی بر عایدات کانال سویس است.

مجله "فورین پولیسی" آمریکایی از این واقعیت پرده برداشت که متضرر اصلی عادی‌سازی روابط میان امارات و اسرائیل در حقیقت کانال سویس مصری خواهد بود، آنچه تل‌آویو را در فعال نگه‌داشتن خط لوله­های نفت صحرایی که میان بندر ایلات و خلیج عقبه بر بحر احمر و ایستگاه نفت‌کش‌ها به عسقلان بر دریای میانه کمک می‌کند.

روزنامه‌ "میکور ریشون یهودی" از پیمان دو وزارت خارجه و دفاع در تل‌ابیب برای برگزاری یک سلسله گردهمایی‌ها برای بحث روی فرصت‌های انتقال نفت خلیجی پرده برداشت که در آن مسئولین بلندپایه از شرکت نفت دولتی (کاتشا) نیز شرکت داشتند. مطبوعات اسرائیل در اکتوبر 2020م از توافق سه‌جانبه امریکا، اسرائیل و امارات صحبت کردند که برای گسترش استراتژیک مشترک در خصوص انرژی انجام‌شده و شامل گسترش زیربناها برای انتقال گاز و نفت از آسیا و خاورمیانه به اروپا می‌شود. از جمله آن‌ها گسترش زیربنایی برای سرپا کردن لوله­ ایلات-عسقلان است. مطابق شرکت خط لوله­های نفت ایلات-عسقلان KSAA مشخصاً در مرحله اول از پروژه انتقال نفت از امارات به ایستگاه شرکت خط لوله‌ها در ایلات است و از ایلات به ایستگاه شرکت در عسقلان و از آنجا به مشتریان در نقاط مختلفی از دریایی میانه است. این امر برمبنای تفاهم‌نامه‌ای است که با شرکت RED MED امضاء کرده است. (منبع: شبکبه معلوماتی النبأ)

رئیس شرکت بندر سلطان احمد سلیم گفت: «اسرائیل در نهایت به خط ارتباطی منطقه­ای و استراتژیک با اروپا تبدیل خواهد شد.» و افزود: «رابطه میان امارات و اسرائیل منجر به تجارت به ارزش پنج میلیارد دلار میان دو طرف خواهد شد.» (منبع: قدس الاخباریه 7/ دسامبر 2020م)

مجله­ فورین پولیسی آمریکایی آورده است که اسرائیل در شرف ایفای بزرگ‌ترین نقش در تجارت انرژی و سیاست نفت در منطقه است. بعد از این‌که توافق امارات با اسرائیل در مورد خط لوله­ها محکم شود، ارتباط میان اسرائیل و ایران نیز به‌طور پنهانی اساس‌گذاری خواهد شد.

 شرکت خطوط لوله­ آسیا، که مدیریت این خط را عهده‌دار است، می‌گوید­: کانالی‌که طول آن به 254 کیلومتر از دریایی سرخ تا دریایی سفید میانه می­رسد، بدیل بهتر و ارزان‌تری از کانال سویس مصری است و گزینه­ای برای متصل شدن به خطوط لولۀ عرب است که نفت و گاز را نه‌فقط به منطقه؛ بلکه به بندرهای دریایی که جهان را بهره‌مند‌می کند، انتقال می‌دهد. بیانیه گفت: امتیاز این خط بر کانال سویس اینست که ایستگاه در عسقلان و ایلات ظرفیت جای دادن انتقال‌دهنده‌های غول‌پیکر که بر ناوهای نفتی امروزی تسلط دارند، اما این‌ها بزرگ‌تر از آن‌اند که کانال سویس آن‌ها را جای دهد. بنابر این، کار شرکت مذکور یکی از اسرار اسرائیل است که باید به شدت از آن محافظت شود.

مجله فورین پولیسی اشاره می‌کند: علی‌رغم نگرانی‌ها پیرامون توافق امارات و اسرائیل در زمینه‌های دیگری هم‌چون فنّاوری، توجه به صحت، آموزش و سیاست نیز متمرکز می‌باشد؛ زیرا خط لوله­­ی ایلات-عسقلان سمت دنیای نفت دست توافق دراز نموده که قلب تپندۀ اقتصاد خلیج است. این مجله افزوده است؛ فرصت‌های پیمان‌های انرژی عربی‌اسرائیلی فعلاً سودمند و وسیع شده است. از بهره‌برداری در خط لوله­ی اسرائیل گرفته تا نقل گاز طبیعی یا وصل آن به خطوط لوله سعودی از طریق سعودی و خاورمیانه پهناور. (منبع: فورین پولیسی / الجزیره نت)

روی همین ملحوظ است که گفتگو در مورد خطوط عربی که به خط ایلات-عسقلان مرتبط می‌شود جریان دارد. بر علاوه مجله فورین پولیسی آمریکایی که به این موضوع پرداخته ویکی‌پدیا نیز در سایت خویش این نظریات را آورده است.

طرح کشیدن لوله به سعودی: در 16 سپتامبر 2020م مجله گلوبس اسرائیلی این خبر را منتشر کرد که اسرائیل درصدد است تا از امارات متحده عربی بخواهد برای اجازه دادن شرکت لوله از طریق اسرائیل مملکت عربستان سعودی را قناعت دهد تا این شرکت بتواند از ایلات به پالایشگاه نفت در ینبع یا از خشکه از طریق اردن یا از طریق دریا برای انتقال نفت خام و محصولات این خطوط لوله را بکشد. اسرائیل چند ملاقات در سطوح بالا را میان اشخاص بلندپایه در وزارت‌های خارجه و دفاع با رئیس شرکت "اِرزکلفون" و رئیس اجرایی "اتسک لفی" برای مناقشه در مورد جزئیات این پیشنهاد ترتیب داده است. امتیاز این پیشنهاد اینست که مدت بارگیری نفت و هم‌چنین هزینه‌ها و خواسته‌های مالی و نظامی آن پایین‌تر است؛ زیرا آن از حمل‌ونقل از طریق تنگه هرمز و باب المندب و کانال سویس جلوگیری می­کند. (منبع: ویکی‌پدیا)

بنابر گزارش روزنامه اقتصادی گلوبس اسرائیلی در مورد پروژه­ سابق که تحت حمایت شرکت خط لوله­ "ایلات-عسقلان" قرار دارد، بحث جریان دارد تا آن را به سازمان انتقال نفت عربی و محصولات آن از عربستان سعودی پیوند دهد؛ زیرا این پروژه ظرفیت ارتباط جایگاه نفت مخصوص شرکت ایلات را به شبکه سعودی دارد؛ شرکتی‌که امروزه با مساحت هفت‌صد کیلومتری به جایگاه پالایش نفت در ینبع در جنوب بندر ایلات را می‌رسد. بنابر بیانیه این روزنامه­ انتقال نفت سعودی از منطقه بقیق در دورترین نقطه شرق سعودی به بندر ایلات انجام خواهد شد تا به اروپا و امریکای شمالی صادر شود.

سعودی برای اعلام افتتاح پروژه‌های با دولت یهود در زمان عادی شدن روابط منتظر فرصت است. مشاور ارشد رئیس‌جمهور امریکا گفته است: عادی شدن روابط میان اسرائیل و سعودی امر حتمی است. این امر بعد از یک روز از اعلام ازسرگیری روابط میان امارات و اسرائیل انجام خواهد شد. طرفین به این قناعت خواهند رسید؛ زیرا سعودی نقش محوری را در تشویق کشورهای مایل به امضای توافق‌نامه‌های آبراهام بازی می‌کند.

محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در مصاحبه­ای که در گذشته با مجله "آتلانتیک" آمریکایی اظهار داشت که هیچ مشکل دینی وجود ندارد که اسرائیلی­ها و فلسطینی­ها پهلوبه‌پهلو باهم زندگی کنند و کشورش با این توجه -که در حال رسیدن به صلح در منطقه است- منافع را با اسرائیل تقسیم می‌کند؛ زیرا منافع زیادی میان اسرائیل و کشورهای شورای همکاری­های خلیج است؛ آنچه سعودی را در پروژه­های مطرح‌شده در منطقه خوشنود می‌سازد.

کشیدن لوله به سوی امارات: در 21 اکتبر 2020م شرکت دولتی خط لوله ایلات-عسقلان (EAPC) اسرائیل اعلان نمود که به توافقی دست‌یافته که برمبنای آن خط لوله‌های کشیده خواهد شد که شهر ایلات بر دریای سرخ و عسقلان بر دریای میانه را به امارات ارتباط می‌دهد.

این شرکت تأکید کرد که روی تفاهم‌نامه‌ی که با شرکت (مید- ردلاندبردج) به امضاء رسانیده است و آن شرکت مشترک میان اسرائیل و امارات است که تحت ملکیت (پترومال) امارات قرار دارد و مقر آن در ابوظبی و هم‌چنین شرکت AF Entreprenurship و شرکت دولتی (لوبرلاینر) برای زیرساخت­ها و انرژی است. این توافق‌نامه پلی را برای ابوظبی فراهم می­کند تا سوخت فسیلی را به گونه مستقیم به اروپا انتقال دهد. این توافق‌نامه از مهم‌ترین اشکال همکاری شمرده می‌شود که از زمان اعلان ایجاد رابطه میان امارات و اسرائیل بین دو طرف دیده‌شده است. شرکت اسرائیلی به این اشاره نمود که امضای توافق‌نامه در حضور وزیر خزانه‌داری امریکا (استیفن منوتشن) و مسئولین آمریکایی و اماراتی دیگر انجام شد و اینکه ارزش آن میان 700 تا 800 میلیون دالر طی چند سال می‌رسد. لوله‌کشی‌ها از اوایل سال 2021م شروع خواهد شد. (منبع: ویکی‌پدیا)

خط لوله کرکوک – الحدیثه - عمان- حیفا یا موصل حیفا: بنابر گزارش و یکی‌پدیا خط لوله موصل حیفا خط قدیمی است که برای انتقال نفت خام استخراج‌شده از زمین‌های کرکوک که واقع در شمال عراق است -به شهر حیفای فلسطینی که اکنون در اسرائیل است هست و از سرزمین‌های اردن عبور می‌کند- قُطر این لوله به 305 ملی متر می‌رسد و به مسافت 942 کیلومتر امتداد می‌یابد تا به بندر حیفا برای صدور نفت به سایر نقاط جهان می‌رسد. آن‌ها شرکت نفت عراق در سال 1932م زمانی که انگلیس بر این سرزمین‌ها اشراف داشت، ساخت و کار ساخت آن سه سال طول کشید، در نهایت خط لوله در سال 1948م بعد از این‌که حکومت عراق به خاطر جنگ 1948م پمپاژ نفت را از این طریق متوقف کرد، این خط لوله از کار افتاد.

بعد از اشغال عراق در سال 2003 برخی از مسئولین اسرائیلی در مورد بازگرداندن کار این خط بعد از توقف 55 ساله آن شروع به گفتگو کردند. در مورد این‌که آمادگی‌ها برای چنین تغییراتی جریان دارد؛ چنانچه منابع سیاسی اسرائیلی تأکید کردند: با پیشرفت نیروهای آمریکایی و انگلیسی در عراق میانجی‌گری‌های دولتی عرب با دفتر نخست‌وزیر اسرائیل، آریل شارون ارتباطاتی را به هدف ازسرگیری فعالیت لوله نفت به‌سوی حیفا انجام دادند؛ چنانچه وزیر زیرساخت‌های اسرائیل، باریتسکی گفت: فعالیت لوله نفت میان موصل قیمت سوخت را تا 25% کاهش می‌دهد؛ درحالی‌که منبعی در وزارت زیرساخت‌های اسرائیلی در ماه آوریل 2005م اعلان کرده بود که اسرائیل گفتگوهایی را با مسئولین اردنی برای فعالیت لوله انجام داده که در آن زمان رهبران اردنی آن را رد کردند.

برحسب بیانات استیفن شیر، به نظر می‌رسد حالت بی‌ثباتی اوضاع در عراق احیای پروژه و بهره‌برداری از آن را برای اجتناب از تعطیلی آن برایش سرعت بیشتری بخشیده است. سایت خبری GSS فرانسوی از روی بیانیه یک روزنامه‌نگار آمریکایی (استیفن شیر) پرده برداشت، مبنی بر این‌که نیروهای امریکا تقریباً پنجاه‌هزار عسکر آمریکایی را در سه پایگاه نظامی (حیفا1 حیفا2 حیفا3) نزدیک خط لوله (کرکوک – حدیثه – عمان-) که طول آن به 942 کیلومتر می‌رسد، به هدف تأمین امنیت انتقال نفت عراق به اسرائیل در نظر گرفته است که از طریق سرزمین‌های اردن برای کاهش هزینه‌های هنگفت حمل‌ونقل انجام خواهد شد.

سایت خبری(GSS) فرانسوی از دیداری خبر داد که اداره شرکت محدود اسرائیلی (کوربوریشن "عیدان عوفر") از سرزمین‌های عراقی در ماه می سال 2010م برای امضای قرارداد پروژه­ی سری ساخت پالایشگاه نفت در شهر کرکوک ترتیب دادند که تقریباً در فاصله­ی 240 کیلومتری شمال شهر بغداد پایتخت واقع‌شده است. هم‌چنین از ملاقاتی خبر داد که کارفرمای اسرائیلی، عیدان عوفر و معاون اول دبیر اتحاد ملی کردستانی (کوسرت رسول علی) و برخی از رهبران عراقی همسو با انجام قرارداد، در شهر ثروتمند کرکوک با یکدیگر داشتند؛ شهری‌که 40% از نفت عراق را در خود جای ‌داده است و این ملاقات به هدف امضای پروژه مخفی انجام شد. (منبع: دنیا الوطن،5/2/2013م)

 انجمن فکری که ابتکاری از مؤسسه‌ سیاست خاورمیانه است، در 24/11/2020م، مقاله­ای را زیر عنوان چگونه می‎توان خط لوله‌ جدید حیفا را برای استفاده­ی عراق احداث کرد؟ به نشر رساند که فضاسازی و تبلیغ برای احیای خطوط لوله­ و ایجاد ایستگاه خط آهن و وراهای سریع با اسرائیل باشد تا هزینه‌ها زمان حمل‌ونقل را از اروپا به عراق کاهش دهد. بر علاوه فروش نفت، اسرائیل فراهم‌کننده مشتری برای نفت عراق از طریق تبلیغ آن در جهان باشد. از این ناحیه حق‌الزحمه دریافت کند و هم‌چنین نقش این پروژه‌ها ازجمله نقش احیاء و گسترش خطوط لوله در پایین آوردن اغتشاشات و آوردن صلح در منطقه که تمام این‌ها برای مبلغین پروژه است. در اینجا برخی نقل‌قول‌ها از مقالات دیگر برای این‌که اهمیت و اهداف پروژه را روشن کند، نقل‌ کرده است.

«...بنابراین خطوط نفت جامعه ثابتی را تشکیل می‌دهد که در آن امنیت، آرامش و همکاری در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی متحقق می‌شود و این بنابر قول رافائل کاندیوتی در کتابش بنام خطوط لوله­ نفت جوشان و سیاست مواد خام است که گفته "خطوط لوله نفت می‌توانند تنش‌های داخلی را کاهش داده و یا اینکه پایان دهد". در همین زمینه یک پروژه پیشنهادی و جود دارد که از زمان‌های بسیار دراز گمنام باقی‌مانده است و بنام خط لوله­ی الحدیثه-حیفا معروف است. این پروژه می‌تواند عامل مهم و محوری از عوامل امنیت و شکوفایی در منطقه باشد... زمانی‌که خنثی کردن تأثیرات نژادگرایی و ایدیولوژی‌های سیاسی ممکن باشد یا تغییر سیاست‌های استراتژیک با نقشه‌های بیشتر واقعی به هدف تحقق استقرار و ثبات در منطقه و تشویق به رشد دائمی امکان‌پذیر باشد، باید سیاسیون برای کنارگذاشتن تجربه‌های ملیت‌گرایی که بهای سنگین دارند تشویق کنند. زمانی‌که دست‌یابی بر یک رهبری که با اساس‌گذاری سیاست‌های همگام با جغرافیای عراق امکان‌پذیر است، پس تمدید خط لوله حیفا مفید خواهد بود... به نظر می‌رسد بعضی از تغییرات در این رویکرد برای توسعه جهت‌های کنشگر منطقه رونما گردیده است. لحظه­ کنونی برای استفاده از فرصت‌های محلی غنیمت شمرده‌شده و برای انجام کارهای دیپلماتیک لازم برای ایجاد خطوط لوله­ تلاش می‌شود. زمانی‌که همراه ایستگاه آهن راه‌های سریع پروژه‌ی خط لوله­ی کرکوک – حیفا از سر گرفته شود، کل منطقه شاهد تغییر اساسی در شرایط و ظروف سیاسی و اقتصادی خواهد بود... عراق بر راه‌هایی کوتاه‌تر و آسان‌تری به‌سوی بندرها دریایی سفید میانه دست خواهد یافت. آنچه راه‌های مستقیم بیشتری به‌سوی بازارهای اروپا و امریکا تأمین می‌کند، هزینه‌های انتقال واردات نیز کاهش خواهد یافت. به‌زودی پروژه‌های رسیدن واردات عراقی مستقیماً از مصادر اروپایی و آمریکایی به بندر حیفا اجازه خواهند یافت... اما با خطوط لوله، ایستگاه خط آهن و راه‌های سریع هزینه‌های حمل‌ونقل کاهش می‌یابد که مترتب بر این سفر است و زمان بارگیری و تخلیه را نیز کوتاه می‌کند. از آنجایی‌که 33% از واردات سالانه عراق از اروپا و امریکا است این کاهش هزینه‌ها و کوتاه شدن زمان بارگیری یک نعمت بزرگ بر اقتصاد عراق هست. علاوه بر این فروش 300 هزار بشکه روزانه از نفت عراق از طریق این خط لوله در بازار اسرائیل باقیمت‌های کنونی فراهم می‌شود... شرکت‌های متشبث اسرائیلی در این فرصت برای ترویج و تبلیغ نفت عراق رقابت خواهند کرد و برای آن بازاریابی خواهد شد؛ زیرا می‌تواند به‌آسانی به آن دست یابد و این به خاطر تقاضای کمسیون است... به‌طور کوتاه زمانی‌که پروژه در شرایط سیاسی آینده اجرا شود، می‌تواند فرصت را به روی فعالیت‌های اقتصادی و نیرومندی سیاسی کشورهای سه‌گانه اسرائیل، اردن و عراق باز کند. به‌طور عام این شکوفایی و همکاری که میان طرف‌های فعال در منطقه شاید منبع محوری برای صلح و امنیت در آن باشد.» نقل‌قول تمام شد.

درروند به‌هم‌پیوسته، عراق با اردن برای کشیدن خط لوله­ از بصره به العقبة پیمانی را به امضاء رسانیده‌اند. «تأکید نموده است که مرحله­ اول پروژه از جنوب عراق شروع‌شده و تا شهر الحدیثه که اجازه تکمیل آن از سوی دولت عراق صادر خواهد شد؛ درحالی‌که مرحله­ دوم آن‌که به بندر العقبه اردن می‌رسد، برای بهره‌برداری مطرح خواهد شد و افزوده است که اکنون کار برای دعوت شرکت‌های بهره‌برداری، آماده‌سازی آن‌ها برای مشارکت در مرحله­ از پروژه جریان دارد...» (منبع: اسکای نیوز 10 اپریل 2013م)

نکته‌ قابل‌توجه در طرح این پروژه هم‌زمان بودن آن با احیاء کردن خط لوله­­ حدیثه-حیفا است. پشتیبانی عراق تا خط لوله­ حدیثه به پایان می‌رسد؛ اما کشیدن لوله از حدیثه تا عقبه بنابر توافق اردن و عراق که 16میلیارد دلار هزینه دارد، برای بهره‌برداری خارجی است؛ مبلغی که اردن آن را در اختیار ندارد. آنچه پروژه را دارای ابعاد دولتی بخشیده و به اردن غیر از منفعتی که اردن آن را به‌عنوان یک عرب به دست می‌آورد، ارتباطی ندارد و این به خاطر عبورش از سرزمین‌های اردن است تا به اسرائیل برسد. هم‌چنین عقبه در تیررس خطوط لوله‌ی ایلات – عسقلان قرارداد.

برگرفته‌شده از شماره: 447 الوعی

نویسنده: نصر فیاض- سرزمین مبارک فلسطین

مترجم: حبیب اسلمی

ادامه مطلب...

حکام غرب و عرب -برخلاف ملت‌‌های تحت حکم‌شان- در یک مسیر راه می‌روند!

  • نشر شده در مقالات

(ترجمه)

به محض وقوع عملیات "طوفان‌الاقصی" سران دولت‌های غربی با تمام جدیت به دولت یهود(اسرائیل) سفر کردند؛ گویی این عملیات علیه خود آن‌ها راه‌اندازی شده بود... طوری‌که هریک از آن‌ها به چیزی آواز سرداده و اعلام داشتند که دست یهود را برای کشتن مسلمانان، بدون تفاوت بین نوزادان، زنان و یا کهن‌سالان و برای وارونه ساختن خانه‌ها، بمباردمانِ بیمارستان‌ها، ویران کردن شهرها و از بین بردن تمام منابع حیات در این شهرها، بدون پاسخگویی و حساب‌پرسی، آزاد گذاشته است.

بایدن: بایدن برای اعلام همبستگی کامل با اسرائیل به آن‌جا سفر نموده و خطاب به اسرائیلی‌ها گفت: «شما تنها نیستید.» چنان‌چه واشنگتن علاوه بر تخصیص کمک‌های اولیه به ارزش 10میلیارد دالر به اسرائیل، دو ناو هواپیمابر را با هزاران سرباز برای کمک به اسرائیل احضار کرد و با تمام سلاح‌هایی مورد نیاز جنگ، اشغالگر را مجهز نمود. بایدن تأکید کرد؛ وی تضمین می‌کند که اسرائیل آن‌چه را برای "دفاع از خود" نیاز دارد، در اختیار خواهد داشت. خطرناک‌تر از همه، قرار دادن دو هزار سرباز امریکایی برای "پشتیبانی" از جنگ زمینی نیروهای یهودی علیه غزه است.

سوناک: نخست‌وزیر انگلیس، موقف‌ها و داستان‌های اسرائیل را پذیرفته و خطاب به اسرائیلی‌ها گفت: «این نه تنها‌ حق شما، بلکه وظیفه شماست که امنیت را به کشورتان بازگردانید.» وی در ادامه گفت: «اسرائیل حق دفاع از خود را دارد.» هم‌چنان ابراز اطمینان کرد «تا زمانی‌که اسرائیل ربوده شده‌گان خود را بازپس گیرد، (انگلیس) به همکاری و حمایت‌های قاطع خویش از اسرائیل ادامه خواهد داد.» وی درحالی به این اظهارات پرداخته بود که پیراهن سفید و کراوات/نکتایی سفیدی را به رنگ پرچم دولت یهود پوشیده بود.

ماکرون: ماکرون خواستار گسترش دامنه ائتلاف بین‌المللی مبارزه با "تنظیم داعش در عراق و سوریه" برای پیوستن به ارتش دولت یهود در جنگ جاری‌اش در نوار غزه شد. وی شدیداً تاکید کرد که جنگ با حماس «باید بی‌رحمانه» باشد و وعده داد که اسرائیل را تنها نگذارد.

شولتز: صدراعظم آلمان  اولین کسی بود که پس از عملیات "طوفان الاقصی" برای از سرگیری همبستگی خود با تل آویو به اسرائیل سفر کرد. صدراعظم آلمان در بدو ورود به اسرائیل، پستی به زبان عبری در صفحه "اکس" اش گذاشته و در آن چنین گفت: «دیدار من از اسرائیل دیدار دوستان است و (این‌که) آلمان قاطعانه در کنار اسرائیل می ایستد.» و در ادامه گفت: «هرکس در آلمان یهودیان را مورد حمله قرار دهد، در واقع همه ما را مورد حمله قرار داده است.»

علاوه بر سفرهای وزرای خارجه و دفاع برخی از این دولت‌ها، اظهارات آن‌ها نیز از حمایت اسرائیل و دشمنی به اسلام چیزی را کم نگذاشته است.

تبصرۀ الوعی: دشمنی حکام غربی با مسلمانان و قضایای آنان، ناشی از ترس شدید آن‌ها از رقابت اسلام، با ایدیولوژی و تمدن آن‌هاست. اگرچه رابطه آن‌ها با حکام سرزمین‌های اسلامی، که ساخت و پرداخت دست خود آن‌هاست، خوب است؛ اما ترس آن‌ها از مسلمانان است؛ چون در واقع مسلمانان تنها در برابر الله سبحانه وتعالی سرخم نموده و بس و این‌که در واقع مسلمانان خریده و فروخته نمی‌شوند. لذا دغدغه همیشگی آن حکام و این حکام (حکام غرب و حکام سرزمین‌های اسلامی) اینست که همواره گردن مسلمانان را زیر شمشیر خود نگهدارند. موقف حکام غرب و حکام سرزمین‌های اسلامی‌ در مورد آن‌چه در غزه اتفاق می‌افتد، یکسان است. همه منتظرند این اند که دولت یهود مقاومت اسلامی غزه را از بین ببرد تا بتوانند به نقشه‌های صلح و تسلیم نمودن خود به امریکا درمنطقه... ادامه دهند.

از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم که قلوب گروهی از مؤمنین، از صاحبان قدرت و نیرو، از افسران ارتش‌ها درِ یکی از سرزمین‌های اسلامی را باز کنند تا علیه حکام خود شوریده، قدرت را به دست گیرند و به کسانی بسپارند که خویشتن را وقف حاکمیت الله سبحانه وتعالی بر روی زمین نموده اند.

﴿وَيَومَئِذٖ يَفرَحُ ٱلمُؤمِنُونَ(4) بِنَصرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلعَزِيزُ ٱلرَّحِيم﴾ [روم: 4-5]

ترجمه: در آن روز مؤمنان به سبب نصرت الله شادمان می‌شوند، هرکه الله بخواهد نصرت می‌دهد، بی‌گمان او پیروزمند و مهربان است.

برگرفته شده از شماره  448-449 مجله الوعی

جمادى الاول – جمادى الثانی 1445هـ.ق.

دسمبر 2023 – جنوری 2024م.

مترجم: محمد علی مطمئن

ادامه مطلب...

آیا وقت آن نرسیده که یهودیان را ادب کنید؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

(ترجمه)

خبر

 رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه از رژیم اشغالگر یهود خواست " یک بار دیگر به صدای جامعه بین الملل و نهادهای آن گوش داده و فوراًحملات و کشتارهای خود علیه فلسطینیان در نوار غزه را متوقف کند". ( آژانس آناتولی)

تبصره

ای اردوغان، این است پاسخ تو به این رژیم وحشی؟! کجاست ارتش تو، که یهودیان را به خاطر این قتل عام‌ها و وحشی گری‌هایش ادب کند؟!

این همه سکوت در برابر تمام جنایاتی که در حق برادران تان می‌شود کافیست. ارتش‌های خود را به حرکت درآورده و به وحشی گری‌های ارتش یهود پاسخ دندان شکن بدهید.

اگر خون تان از این همه اتفاقات به جوش نیاید پس چه وقت دست به کار خواهید شد؟!

دولت خلافت راشده به إذن الله سبحانه وتعالی در راه است، و آنگاه هر تجاوزگر جنایت پیشه را ادب خواهد کرد، و شما با چشم سر خواهید دید که پاسخ این همه جنایات چه خواهد بود.

آیا تاریخ امت اسلامی با دشمنانش را مرور نکرده اید؟!  به یاری و عنایت الله سبحانه وتعالی به زودی تجربه‌اش خواهید کرد.

نویسنده: عبد الملک عبدالجبار

تاریخ: چهار شنبه ۱۹ رجب ۱۴۴۵ هـ ق.

مطابق با ۳۱ ژانویه ۲۰۲۴ م.

مترجم: محمد یاسین سادات

ادامه مطلب...

رئالیسم شگفت انگیز دیوید کامرون!!

بسم الله الرحمن الرحیم

(ترجمه)

خبر

دیوید کامرون وزیر امور خارجه انگلیس گفت: " آتش بس در نوار غزه در حالی که جنبش مقاومت اسلامی حماس توانایی پرتاب موشک به اسرائیل را دارد غیر واقعی است، و افزود که کشورش از هر کاری که تل آویو انجام داده حمایت نمی‌کند".

                        (الجزیره نت)

تبصره

رئالیسم دیوید کامرون وزیر امور خارجه انگلیس شگفت انگیز است، طوری سخن می‌گوید که هرکسی سخنانش را بشنود فکر می‌کند که مجاهدین غزه کسانی هستند که به یهودیان حمله کرده و سرزمین یهودیان را اشغال کرده اند، و می‌خواهند یهودیان را از کشورشان بیرون کنند و نه برعکس!! گویی این انگلیس نبود که اعلامیه بالفور را صادر کرد و با یک توطئه‌ی بین المللی برای اجرای آن تلاش نمود!! گویی انگلیس نبود که خلافت اسلامی، دولت مسلمانان را نابود کرد!! و یا انگار این انگلیس نبود که سرزمین امت اسلامی را با فرانسه تقسیم کرده و استعمار نمود!! و غیره و غیره وغیره.

ای کامرون! ما می‌دانیم تو کی هستی و تو نیز می‌دانی که ما کی هستیم و می‌دانی که اگر توطئه و خیانت حکام ما نبود، کسی مثل تو هرگز جرئت نمی‌کرد که در مورد سرزمین ما این طور حرافی کند. اما این ایام، ایام غفلت امت اسلامی است که شما با تمام وقاحت و جنایت از آن بهره برداری می‌کنید. و بدان ای کامرون! که روزها زود گذر است و امت اسلامی به زودی با تأسیس دولت خلافت اسلامی بر منهج نبوت، دوباره گذشته سیاه تان را جلو چشمان‌تان قرار خواهد داد، انشاء الله.

نویسنده: خلیفه محمد

تاریخ: سه شنبه ۱۸ رجب ۱۴۴۵

هـ ق. ۳۰ ژانویه ۲۰۲۴ م.

مترجم: محمد یاسین سادات

ادامه مطلب...

منع فعالیت حزب‌التحریر در انگلیس به بهانۀ "تروریزم"

  • نشر شده در مقالات

﴿قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ؛ دشمنی از دهان آنان آشكار است، و آنچه در دل دارند بزرگ‌تر است [آل‌عمران: 118]

(ترجمه)

پارلمان انگلیس با تصمیمی مبنی بر ممنوعیت فعالیت حزب‌التحریر و قرار دادن آن در لیست "سازمان‌های ترورستی"، که توسط جیمز کلیرلی، وزیر داخلۀ انگلیس به پارلمان پیشکش شد، موافقت نمود. جیمز کلیرلی ادعا نموده که این حزب متهم به فعالیت‌های تروریستی و "یهودستیزی" می‌باشد. این تصمیم با موافقت تمام نمایندگان پارلمان انگلیس در نشست عمومی و نیز با موافقت لوردها در نشستی که سریع خوانده شد، به تصویب رسید. جیمز کلیرلی، وزیر داخلۀ انگلیس در بیانیه‌یی منصوب به خوداش، ادعا نمود که تصمیم جلوگیری از فعالیت حزب به این دلیل صورت گرفته که حزب‌التحریر حوادث هفت اوکتوبر را توجیه نموده و اقدامات مقاومت فلسطینیان علیه اهدافی در "اسرائیل" را با ارزش خوانده است. در بیانیۀ مذکور گفته شده «همین‌که حزب حوادث مذکور را تقبیح ننموده، خود به معنای تشویق به تروریزم، ترویج بنیادگرایی بوده و یهودستیزی به شمار می‌رود».

به این ترتیب، حتی پارلمان انگلیس که متشکل از قانون‌گذاران دموکراسی و آزادی‌ها و ناظرین ارزش‌های لیبرلیزم و سکولریزم می‌باشد، در تروریستی خواندن حزب‌التحریر با قوۀ اجرائیۀ انگلیس یکجا شده و اساسات، ارزش‌ها و فرهنگ دروغین‌شان را با صراحت تمام زیر پا نمودند.

حزب‌التحریر، که در بیشتر از 50 دولت در سراسر جهان فعالیت داشته و بیشتر از 70 سال از زمان تأسیس آن می‌گذرد، تا هنوز هیچ حکومت یا نظامی نتوانسته اتهام تروریزم و یا فعالیت‌ مادی و یا اقدام به خشونت را توسط حزب ثابت نماید. تمام دولت‌هایی که فعالیت حزب‌التحریر را ممنوع قرار داده و اعضای آن را تحت پیگرد قرار می‌دهند، همان دولت‌هایی اند که خود غرب آن‌ها را متهم به دیکتاتوری و خودکامه‌گی نموده و همین غرب است که با نظام‌های حاکم در آن دشمنی داشته و با آنان می‌جنگد. همین غرب، حکومت‌ها و نظام‌های مذکور را عقب‌گرا، پس‌مانده، دشمن دموکراسی و آزادی می‌خواند؛ مانند برخی از دولت‌های عربی، روسیه و دولت‌های آسیای میانه. هیچ دولتی تا کنون نتوانسته حتی یک مورد را من‌حیث نمونه مطرح نماید که نشانگر خروج فعالیت‌ حزب از میدان سیاسی، فکری و استدلال به میدان خشونت باشد؛ پس چه چیزی باعث شده سیاست‌مداران انگلیس دست به چنین اقدامی بزنند که با صراحت با قانون خودشان در تعارض قرار دارد؟ این سوال دقیقاً همان چیزی است که باید به آن توجه نمود و با دقت آن را بررسی کرد.

پیش از آن که به جواب این سوال بپردازیم، باید یادآور شویم که این نخستین باری نیست که حکومت انگلیس تلاش می‌کند فعالیت حزب را ممنوع قرار دهد، چنان‌چه تصمیم ممنوعیت فعالیت حزب روی میز بسیاری از رؤسای حکومت قرار داشت، از جمله: تونیبلر، دیوید کمرون و تریزامی. اما آنان از عملی نمودن این تصمیم به این دلیل خود داری نمودند که هیچ گونه سند قانونی و روشنی نداشتند تا هدف شان را توجیه نماید. اینک سوال این است که آیا در حال حاضر واقعاً دلیلی قانونی و موجه یافته اند؟

طبیعتاً نخیر؛ زیرا حزب‌التحریر نه طرز تفکر خود را تغییر داده، نه رفتارش، نه معتقدات و نه هم فعالیت‌هایش را و این موارد را هرگز تغییر نخواهد داد تا آن که الله سبحانه وتعالی زمان و زمینۀ حاکمیت‌اش را فراهم آورد و تا آن زمان هم‌چنان بر اساسات خود استوار خواهد ماند. پس نتیجه می‌گیریم که این خود آن‌هاستند که تغییر کرده اند و نه حزب‌التحریر.

آن‌چه را آنان این بار برای ممنوعیت حزب بهانه گرفته اند، اینست که حزب‌التحریر مجاهدین غزه را تأیید نموده و برای نصرت دادن به آنان و حمایت از آنان در برابر دشمن جنایت‌کار و و حشی "رژیم یهود" فراخوان می‌دهد. آنان این موقف حزب را یهودستیزی و تشویق به تروریزم تلقی نموده اند، اما روشن است که این ادعا و بهانه بسیار ناچیز بوده و اصلاً ارزش بررسی نمودن را ندارد. چگونه می‌توان تأیید و حمایت یک برادر از برادر دیگر را یهودستیزی تلقی نمود؟! آیا انکار نمودن کشتارهای وحشیانۀ مردم فلسطین توسط یهودیان یک موقف نژادپرستانه است؟ اگر چنین است، پس معیارهای عدالت، حق و حمایت از مظلوم چیست و کجاست؟ آیا حکومت انگلیس، ملیون‌ها انسانی را که در سراسر جهان، به شمول جهان غرب، در تظاهرات و راه‌پیمایی‌هایی‌که به خاطر تقبیح آن همه جنایت وحشیانۀ یهود به جاده‌ها آمدند، یهودستیزی می‌خواند؟  

در خصوص این‌که تأیید و فراخوان برای حمایت و نصرت دادن به غزه و مردم آن را تروریزیم بر می‌شمارند، باید پرسید که کدام یک بهتر است که تروریست خوانده شود: مسلمان ساکن در انگلیس که با زبان به حمایت از برادر هم دین و هم تمدن و هم فرهنگ‌اش پرداخته و از برادران مسلمان‌اش می‌خواهد برای نصرت و نجات مردم غزه در برابر کشتارهای بی رحمانۀ یهود بپا خیزند؟ یا آن فرد انگلیسی که به حمایت از رژیم یهود پرداخته و با انواع سلاح‌ها، ماین‌ها، طیاره‌های نظامی و معلومات استخباراتی از آن پشتیبانی می‌کند و در کشتار کودکان، زنان، مسنین و ویران نمودن مساجد، مدارس و شفاخانه‌ها بر سر ساکنین آن سهم گرفته و با افتخار از میان کمک‌های نظامی بارگیری شده در طیارۀ نظامی سراش را بلند می‌نماید؟! آیا کسی‌که در کنار مظلوم ایستاده و به قتل عام وحشیانه اعتراض می‌کند، تروریست بوده و کسی‌که در کنار جنایت‌کار و خون‌خوار ایستاده و با سلاح و امکانات و معلومات استخباراتی به آن کمک می‌نماید، صلح‌دوست و حامی انسانیت به شمار می‌رود؟!

بناءً روشن است که دلیل‌شان ناچیز بوده و از نظر قانونی هیچ توجیهی ندارد و این تصمیم، یک تصمیم سیاسی می‌باشد که توسط آن‌عده کسانی اتخاذ گردیده که قدرت را در اختیار دارند. آنان دیگر نتوانستند چهرۀ واقعی خود را پنهان کنند و به ادعای خویش مبنی بر حفظ آزادی‌ها و حقوق بشر ادامه دهند. در نتیجه، چنگ و دندان تیز نموده و پردۀ خویش را خود از هم دریدند. فعالیت‌های حزب‌التحریر اعم از برملا نمودن خیانت حکام جنایتکار و مزدوران‌شان در سرزمین‌های اسلامی و تحریک نمودن امت به پایین کشیدن این حکام مزدور از اریکه‌های قدرت و به حرکت در آوردن لشکرهای مسلمانان برای نصرت دادن به فلسطین، غزه و مسجدالاقصی و سایر فعالیت‌های حزب، دل‌های آنان را تنگ نموده و خشم شان بر انگیخته شد، از این‌که حزب‌التحریر جنایت‌های رژیم یهود و وحشی‌گری‎های حکام غرب را که از آن رژیم حمایت می‎نمایند برملا می‎کند و رسوایی‎های این حکام مبنی بر هم‌دست بودن با یهود در کشتارها و قتل عام را بر مبنای قوانین خودشان ثابت می‌کند. این‌ فعالیت‌های حزب، حکام مذکور را وادار نموده برخی از کینه‌توزی و عداوتی را که علیه اسلام و حزب‌التحریر در دل پنهان دارند آشکار نمایند؛ حزب‌التحریری که هیچ‌گاهی به آنان سر دوستی و وابستگی نشان نداده و هرگز نتوانسته اند امیدی به مهار و یا تأثیرگذاری بالای آن به دست آورند!

پس این موقف‌گیری‌های حزب در قبال طوفان اقصی و فراخوان امت و لشکرهای آن برای نصرت دادن به غزه و سهم‌گیری فعال آن در رسوا نمودن غرب و رهبران آن بود که کمر ریشی سوناک نخست‌وزیر انگلیس را شکست و وادار شد، دموکراسی‌اش را خود با خاک یکسان نموده و اساسات دروغین آزادی‌اش را زیر پا کرده و تصمیم به منع حزب بگیرد. اگر دستگاه قضائی انگلیس نیز با این تصمیم حکومت و پارلمان موافقت نموده و آن را تأیید نماید، در این صورت کاملاً روشن خواهد شد که این تصمیم کسانی است که پشت پرده حکومت را به پیش می‌برند و نه تصمیمی قانونی که زیر فشار اتخاذ گردیده و این که آنان حاضر اند برای آرام نمودن بغض و کینه‌های خویش، تمام ارزش‌های خود را قربانی کنند.

واقعیتی را که رهبران انگلیس و نیز سایر رهبران جهان به خوبی می‌دانند اینست که حزب‌التحریر هم‌چنان به فعالیت، کار و دعوت خود ادامه خواهد داد؛ بدون این‌که به این نوع ممنوعیت‌ها و یا جوازها اههمیتی بدهد؛ چنان‌چه فعالیت گستردۀ آن در سراسر جهان اسلام شاهد این مدعاست. حزب هیچ‌گاهی مفکوره و اساسات خود را به هدف هم‌سویی با نظام‌های حاکم و یا محافظت خود از شر آنان تغییر نداده و بعد از این نیز هرگز این کار را نخواهد نمود تا آن که الله متعال زمینۀ حاکمیت دین خود را فراهم آورد و حقانیت این فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم برای همه‌گان ثابت گردد که فرمود:

«لا تزال طائفة من أمتی علی الحقّ ظاهرین لعدوهم قاهرین، لا یضّرهم من خالفهم، إلّا ما أصابهم من لأواء، حتّی یأتیهم أمرالله و هم کذلک»

ترجمه: یک طائفه از امت من هم‌چنان برحق ثابت قدم بوده و بالای دشمن خود مسلط خواهند بود، بجز تنگ دستی و فشارهای زندگی، مخالفت مخالفان به آنان ضرری نمی‌رساند. این حالت آنان ادامه خواهد داشت تا آن که امر الله فرا رسد و آنان در این حالت قرار داشته باشند.

ما خود را همان گروه برتر می‌دانیم که به خواست الله سبحانه و تعالی به زودی نصرت داده خواهد شد.

جهان غرب و حکام مزدور دارند آخرین تلاش‌های خود را به کار می‌گیرند و شمار زیادی از آنان دیگر به این قناعت رسیده اند که آینده از آن اسلام و دولت خلافت راشده است و این آینده دور نیست؛ زیرا می‌بینند که امت اسلامی دیگر به ستوه آمده و حق و باطل به سرعت از هم جدا می‌شوند و راه به جانب رویارویی حتمی حق و باطل باز و بازتر می‌گردد.

انگلیس به صفت یک نمونه می‌داند که حساب‌اش با امت اسلامی و خلافت پیش‌رو بسیار سخت و دشوار خواهد بود؛ زیرا همین انگلیس بود که خلافت را سقوط داد و همین انگلیس بود که امت را پارچه پارچه نمود و سرزمین‌های آن را استعمار کرد و خون امت اسلامی را مکید، نیش‌های زهرآلود آن هنوز در جسد امت فرورفته و فساد افگنی‌های آن بیش از صد سال می‌شود که سراسر جهان اسلام را فراگرفته است. پس دشمنی میان امت اسلامی و انگلیس، دشمنی عمیق، دیرین و دارای ریشه‌های مستحکم می‌باشد و انگلیس خود این واقعیت را می‌داند و با تمام توان سعی دارد رویارویی با امت اسلامی را تا جایی ممکن به تأخیر اندازد و می‌داند که این رویارویی زمانی خواهد بود که امت اسلامی بتواند خلافت راشده را برپا نماید. بناءً با تمام توان به جنگ حزب‌التحریر برخاسته و به مکر و حیله می‌پردازد به این هدف که با این کار می‌تواند از برپایی خلافت جلوگیری کند، اما این یک گمان و توهم پوچی بیش نیست. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً﴾ [طلاق: 3]

‏ترجمه: الله فرمان خويش را به انجام می‌رساند و هرچه را بخواهد بدان دسترسی پيدا می‌كند . الله برای هر چيزی زمان و اندازه‌ای را قرار داده است.‏

برگرفته شده از: مجله الرایه، شماره 479

نویسنده: انجنیر باهر صالح

عضو دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-فلسطین

مترجم: عبدالله دانشجو

ادامه مطلب...

با اخلاق‌ترین ارتش دنیا(؟!)

(ترجمه)

خبر:

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم غاصب یهود، بر افریقای جنوبی که علیه اسرائیل در برابر محکمۀ بین‌المللی شکایت نموده بود، تاخته و چنین گفت: «فریادهای ریاکاریِ افریقای جنوبی به آسمان می‌رسد.» در ادامه نتانیاهو به این نکته اشاره می‌کند که ارتش اسرائیل با اخلاق‌ترین ارتش جهان است. (شبکۀ العربی)

تبصره:

فکر نمی‌کنم وقتی این خبر را از تلویزیون تماشا می‌کردم، تنها فردی بوده باشم که خندیدم. شاید خیلی‌ها با شنیدن این خبر خندیده باشند؛ بدترین مصیبتی‌که انسان را به خنده می‌آورد.

قبل از اظهار نظر در مودر این خبر مضحک باید اشاره نمود، که اگر شرارت و خیانت حکام عرب و مسلمان نمی‌بود، این شخص متکبر و بد اخلاق هرگز جرأت نمی‌کرد،صدایش را بالا برده و چنین حرافی کند!

این شخص فاجر از چه اخلاقی صحبت می‌کند؟ آیا منظورش از کشتن اطفال، زنان و افراد مسن است؟ یا در مورد تخریب خانه‌ها، مدارس و شفاخانه‌ها؟ و یا هم در مورد گرسنگی اطفال تا زمانی که از شدت گرسنگی بمیرند؟ یا شایدهم در مورد محروم کردن آن‌ها از دارو، آب، شیر، پوشاک و سرپناه؟ اگر این فاجر می‌توانست مردم مظلوم غزه را از آکسیجن محروم کند، حتماً این کار را انجام می‌داد!

آیا درمورد بزدلی، ترس و وحشتی که در دل او و سربازانش نهفته است، صحبت می‌کند؟ که حتی برخی از آن‌ها از شدت ترس سکته نمودند و یا در مورد آن افرادش که وحشت چشم و بینش آن‌ها را کور نموده و حتی از شدت ترس یکدیگر را به قتل رساندند؟

در واقع نتانیاهو فریب سراب قدرت مادیی را خورده که در عصر غفلت مسلماناها و خیانت حکام شان آن را بدست آورده و فکر می‌کند این قدرت به او حق تعیین معیارهای اخلاق را می‌دهد. اگر نتانیاهو فراموش کرده ما به او یادآوری می‌کنیم که شما قوم یهود ملتی هستید که به خاطر اخلاق بدتان از تمام دنیا رانده شدید! پس باید نفرینی را برای آن‌ها یادآوری کنیم که بخاطر انجام مداوم اعمال منکر شامل حال‌شان شد. این قوم قاتل پیامبران، شکننده عهدها و ناقض پیمان‌ها هستند، حتی بد اخلاقی این قوم به جای کشیده که به الله سبحانه وتعالی توهین می‌کنند... باز نتانیاهوی فاجر آمده و ندای اخلاق سر می‌دهد!

﴿قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ ۚ مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ ۚ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ﴾ [ مائده: آیه 60]

ترجمه: بگو: آیا شما را با خبر کنم از چیزی که پاداش بدتری از آن ( چیزهائی که بر ما خرده می‌گیرید) در پیشگاه الله دارد؟ (این کردار شما است، شما) کسانی هستید که الله آنان را نفرین و از رحمت خود دور ساخته است، و بر ایشان خشم گرفته و (مسخ قلوبشان) از آنان میمون‌ها و خوک‌هائی را ساخته است، و (کسانی را پدیدار نموده است که) شیطان را پرستیده اند. آنان (از هرکس دیگری) موقعیت و منزلتشان بدتر و از راستای راه منحرف‌تر و گمراهترند.

نویسنده: خلیفه محمد

تاریخ: دو شنبه 3 رجب 1445هـ ق.

15 ژانویه 2024 م.

مترجم: محمد یاسین سادات

 

ادامه مطلب...

جنگ غرب علیه مسلمانان جنگ دینی و صلیبی است!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

بدون شک، اصطلاح "جنگ علیه تروریزم" در حقیقت جنگ علیه اسلام و مسلمانان بوده و این بسان آفتاب است که به یک انگشت پنهان نمی‌شود. لذا مسلمانان نیاز به این ندارند تا بدانند که آیا جنگ کفار بر ضد مسلمانان جنگ دینی است یا خیر؟ زیرا الله سبحانه وتعالی این مسأله را در آیات قرآن کریم به صورت واضح و قاطع بیان نموده که مجالی برای توجیه و تأویل باقی نمی‌گذارد. سبحانه وتعالی حالت دشمنان را از زمان خلقت آدم علیه السلام معرفی نموده و فرموده است:

﴿وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ﴾ [بقره: 217]

ترجمه: آن‌ها پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دین‌تان بازگردانند.

و هم‌چنان فرموده است:

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ﴾ [انفال: 36]

ترجمه: کسانی‌که کفر ورزیدند، اموال خود را خرج می‌کنند تا مردم را از راه الله بازدارند؛ پس این اموال را خرج می‌کنند، اما مایه حسرت آنان خواهد شد و سرانجام شکست خواهند خورد و کسانی‌که کفر ورزیدند به دوزخ محشور می‌شوند.

جنگی‌که یهود به همکاری غرب صلیبی کافر با همراهی امریکا علیه مسلمانان غزه به پیش‌ می‌برد، جنگ صلیبی دینی بوده و روشن‌تر از آنست که در چشم دیده نشود و یا با حواس درک نگردد؛ چنانچه جنگ سوریه را به این قسم می‌بینیم و قبل از آن جنگ افغانستان و عراق یک جنگ دینی بود، با تفاوت این‌که بوش پسر از بالای کشتی -هواپیمابر- جهان را مخاطب قرار داد تا اعلان کند که او در این جنگ صلیبی پیروز شده است. به همین ترتیب، مشاورین و بزرگان ادارۀ آن مثل رامسفیلد و دیک‌چینی و دیگران خط و مشی آن را تعقیب نمودند. اما آن‌ها جنگ شان را علیه اسلام با پوشه‌های بسیاری مانند جنگ سیاسی بین استعمار قدیم و جدید و این‌که استعمار به هدف بدست آوردن داشته‌های آن سرزمین قدم گذاشته سرپوش می‌گذارند. اما در نهایت واقعیت و حقیقت مسألۀ استراتژی در نزدشان اینست که باید جهان در زیر چتر ارزش‌های غربی و ایدولوژیک و ارزش‌های دینی زندگی کند و غیر از این تمام ادعاهای شان فریب و دور از واقعیت است.

وقتی انقلاب بهار عربی در مصر، تونس و سوریه به وقوع پیوست، غرب فوراً در پی خاموش نمودن نتائج انقلاب در مصر و تونس شد؛ اما زمانی‌که دید مردم شعارهای فکری و دینی سر نمی‌دهند، به این معناست ‌که انقلاب شان مبدئی نبود. اما وقتی متوجه شد که در سوریه انقلاب فکری و مبدئی است، امریکا تمام اجیران، اوباش‌ها و هم‌پیمانانش را برای جنگ علیه اهل سوریه بسیج نمود؛ زیرا مردم سوریه شعار اسلام را سر داده و اسلام و خلافت را بدیل نظام حاکم می‌دانستند. به همین دلیل این مردم کشته شدند، ویران و متفرق گشتند و تمام این قتل و کشتارها به این دلیل بود که در این منطقه شعار اسلام و رأیۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم بر افراشته شده بود.

واقعاً در صدق کلام پروردگار ما هیچ شک و جای اختلافی نیست. اما سخن‌های حکام و وزرای خائن شان حقیقت دشمنی آنان را کم و تغییری نمی‌دهد؛ دشمنی را که  غرب کافر بر ضد امت اسلامی و عقیده و دین آن می‌پوشاند؛ بلکه دشمنی آن به جای رسیده که صهیونیست‌های مسیحی امریکا و سایر مکان‌ها کسانی‌که از آن‌ها به این باور اند که قیام رژیم یهود در فلسطین مقدمۀ بازگشت مسیحی است که به زودی مسلمانان را از بین برده و دیگر نسل را از آن‌ها باقی نخواهد گذاشت. صاحبان عقیدۀ مسیحی صهیونیستی که در امریکا و اروپا حکومت می‌کنند، چنین می‌پندارند که قیام رژیم یهود در فلسطین بشارت و مقدمۀ بازگشت مسیح است. بناءً جنگ‌شان بر ضد امت اسلامی جنگ دینی است که یک مسأله محسوس بوده و نیاز به اثبات ندارد.

بعد از این‌که امریکا از انزوا بیرون شد و در جنگ جهانی دوم پیروز گردید، در صدد آن شد تا جهان را مطابق به دیدگاه مشخص جهت داده و درپی جمع نمودن تمام قضایایی گردید که انگلیس بر آن متکی بود. از جملۀ این قضایا یکی قضیۀ فلسطین بود و تصور بر این بود که حل قضیۀ فلسطین بین‌المللی ساختن قدس است؛ به این معنی که باید مسجدالاقصی و قدس در زیر نظر بین‌الملل در آید تا رنگ و خصوصیت قدسیت آن از نزد مسلمانان برطرف گردیده و حتی ارتباط مسجدالاقصی و مسجدالحرام از ناحیه قدسیت از بین برود. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ﴾ [اسراء: 1]

ترجمه: منزه است آن‌که بنده‌اش را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامون آن را برکت بخشیدیم، سیر داد تا برخی از نشانه‌های خود را به او بنمائیم، مسلماً اوست که شنوا و بینا است.

امریکا برای قطع این رابطه تلاش نموده و در پی حمایت و به آغوش گرفتن رژیم یهود گردید و سپس در پی ایجاد سازمان آزادی‌بخش فلسطینی شد تا این قضیه را از رنگ و چهرۀ واقعی‌اش دور بسازد؛ قضیه‌ای که تنها متعلق به فلسطین نبوده؛ بلکه متعلق به تمام مسلمانان است؛ قضیه‌ای که اسلامی بوده، نه عربی و قبیلوی. تازمانی‌که به قضیۀ فلسطین و قدس به عینک حقیقی‌اش دیده نشود، خساره و ضرر حتمی برای مسلمانان است؛ زیرا سرزمین فلسطین ملکیت تمام مسلمانان و امت اسلامی است که گذشت از یک وجب آن هم جائز نمی‌باشد.

بدون شک، حملات صلیبی‌که اکثریت آن‌ها را غرب کافر رهبری نموده، بر بیت المقدس و مسجدالاقصی مسلط می‌باشد؛ مثلاً حملات‌شان به هدف بیرون کردن مسجدالاقصی از دست مسلمانان بوده و گفته می‌شود تعداد حملات آن‌ها بر بیت المقدس به ده مرتبه رسیده است. پس جنگ‌شان علیه مسلمانان جنگ دینی و عقیدتی است و آن‌ها این جنگ را پنهان نمی‌کنند؛ بلکه بر این جنگ‌شان افتخار دارند و هرگز از این‌که این جنگ‌های شان در زیر بیرق صلیب بوده انکار نمی‌کنند. گذاشتن بیرق صلیب بر پیشانی و لباس‌های شان و سراییدن قصائد، همه و همه انگیزۀ جنگ و حملات‌شان را آشکار می‌سازد؛ حتی در جنگ‌های صلیبی زین‌های اسپ‌های جنگی خود را مزین به نقش صلیب می‌کردند!

اما در مورد عصر کنونی باید گفت که فوکویاما در کتابش، "پایان تاریخ" و هانتینگتون در کتاب"برخورد فرهنگ‌ها" عقیده‌ای را که غرب به آن باور دارد، واضح نموده اند؛ اگرچه هانتینگتون از شاگردش صریح‌تر بیان نموده؛ مثلاً در حالی‌که فوکویاما به این باور بود که لیبرالیزم با ارزش‌ها و مفاهیم‌اش آنست که غرب کافر با افکار متعفن‌اش بر آن است، تاریخ به زودی متوقف خواهد شد و این قدرتی است که هیچ کس نمی‌تواند آن را رد کند. در حقیقت سقوط اتحاد جماهیر شوروی آن را مغرور ساخته بود؛ اما استاد آن، هانتینگتون واقع‌بین‌تر بوده و طبیعت جنگ‌های ایدیولوژی و دینی را در نزد بشر عمیق‌تر می‌داند. وقتی ما از این جنگ صحبت می‌کنیم، مربوط به هر دینی می‌باشد؛ پس چگونه خواهد بود جنگ در برابر اسلام؛ اسلام که منشأ آن وحی بوده و ربع ساکنین زمین به آن ایمان دارند، این‌جا که هانتینگتون از جنگ صحبت می‌کند، شامل جهان مسیحیت با ارزش‌های سکولری از یک جهت  و جهان اسلام از جهت دیگر  می‌باشد؛ بلکه خلاصۀ کتاب‌اش" جنگ آینده بین غرب با ارزش‌ها و افکار و مفاهیم‌اش و بین دولت‌های که اغلبیت شان مسلمانان هستند می‌باشد".

در حقیقت طبیعت جنگ بین غرب و امت اسلامی جنگ دینی و ارزشی است؛ اگرچه گاهی اوقات با غلاف و پوشۀ اقتصادی، سیاسی و یا مصلحتی پوشیده شده که سخت‌گیری بر مساجد و مؤسسات دینی و مراکز حفظ قرآن در دولت‌های غربی و شرقی چهرۀ واقعی این دشمنی را واضح می‌سازد. لذا اعمالی‌که دولت‌های سویدن و دنمارک انجام می‌دهند، در میدان‌های باز و آشکار قرآن را به آتش می‌کشند و به حمایت کسانی می‌پردازند که این عمل را انجام می‌دهند، و قبل از آن با کاریکاتور کشیدن، رسول الله صلی الله علیه وسلم را به استهزاء گرفتند؛ در حالی‌که اشخاصی‌که ارزش‌های یهودیت را به آتش بکشند و یا در این مورد مشکوک قرار گیرند، سخت مورد ممانعت قرار گرفته و حتی زندانی می‌شوند. پافشاری فرانسه بر منع حجاب در مدارس و دانشگاه‌ها/پوهنتون‌ها به معنی چیست؟! آیا جلوگیری از بلند شدن اذان در اروپا تفسیری غیر از جنگ دینی را دارد؟!

یقیناً سخن وزیر خارجۀ اردن و امیر قطر مبنی بر این‌که جنگ بین دولت‌های کفری، مردم غزه و مسلمانان جنگ دینی نیست، یک سخن بی‌اساسی است که هیچ ارزشی ندارد. یقیناً این موقف‌گیری و اظهارات‌شان ناشی از ترسی است که مبادا این جنگ شکل دینی و ایدیولوژیک بگیرد و ارزش‌ها و عقیده پاک اسلام در مقابل افکار و باورهای فرسودۀ ویرانگر قرار گیرد که غرب از آن‌ها دفاع می‌کند؛ این در حالی است که آن‌ها به خوبی می‌دانند که این دو عقیده هرگز باهم برابر نیستند و هرگز ادیان، ارزش‌ها و باورهای غربی در برابر ارزش‌ها و افکار اسلام ایستادگی کرده نمی‌تواند. به همین دلیل آن‌ها تلاش می‌کنند اصطلاح جنگ دینی را دور بسازند و حتی نمی‌خواهند حقیقت این جنگ در نزد احزاب راست‌گرای تندرو یهود برملا گردد؛ زیرا ایشان به خوبی می‌دانند که یقیناً بازندگان این جنگ آن‌ها هستند. پس در آن وقت که مسلمانان به اسلام و عزت و مجدشان برگردند و نظام اسلام را تطبیق نمایند؛ نظامی‌که الله سبحانه وتعالی برایشان پسندیده و خلافت بر منهج نبوت را بر پا دارند، در آن وقت، هرگز دشمنان با مسلمانان توان مبارزه را نخواهند داشت. در آن وقت است که برای غرب صلیبی گفته می‌شود: یا اسلام یا جزیه و یا هم جنگ، برای کسانی‌که در انتظارش هستند، آن روز نزدیک است.

برگرفته شده از شمارۀ 477 جریدۀ الرأیه

نویسنده: استاد ابوالمعتزبالله الاشقر

28 جمادی الثانی 1445هـ.ق.

10 جنوری 2024م.

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه