چهارشنبه, ۰۵ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۴/۲۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

قدس پایتخت دولت یهود نی؛ بلکه قبرستان آن‎هاست!

  • نشر شده در ترکیه

(ترجمه)

ترامپ رئیس جمهور کفر و استعمارگر امریکا، در بیانیۀ خود گفت: «قدس پایتخت اسراییل(دولت یهود) است.» نشان این دیوانگی که چند روز قبل ظهور کرد، هیچ تأثیری نکرده است. به تأسی اعلامیۀ ترامپ، حزب التحریر-ولایه ترکیه اعلامیۀ مطبوعاتی زیر عنوان "قدس پایتخت دولت یهود نی؛ بلکه قبرستان آن‎هاست" منتشر کرد. در این اعلامیۀ مطبوعاتی هزاران تن در ۱۵ شهر و ۱۶ مراکز مطبوعاتی اشتراک کردند.

اعلامیۀ مطبوعاتی شام پنجشنبه در مقابل قونسلگری امریکا در استانبول و در مرکز شهر بسره و روز جمعه در انقره، ادنانا، دیاربکر، ایرگانی، بیتلیس/تتوان، وان، میرسن، هتایا، کونیا، کهرمانمرس و سنلیورفا اعلام گردید. اعلامیۀ مطبوعاتی دیگری در یلووا و ایدین نیز شام جمعه منتشر خواهد گردید. طوری‎که قدس یکی از قضایای حاد مسلمانان جهان است و مسلمانان ترکیه برای آگاهی امت حرکت کرده‎اند، این حرکت نشان‎دهندۀ آنست که آن‎ها مالک قدس و مسجدالاقصی هستند.

در جواب اعلامیه ترامپ گستاخ و مغرور که گفت: «این وقتی است که بیت‎المقدس را به‎عنوان پایتخت دولت یهود(اسراییل) باید شناخت.» مردم ترکیه گفتند: «این وقتی است که خلافت راشده بر منهج نبوت را اعلام می‎کنیم.» اعلامیۀ مطبوعاتی با نعرۀ تکبیر "الله اکبر" و با شعارهای "خلافت می‎خواهیم"، پایان یافت. اعلامیۀ مطبوعاتی تأکید بر نکات آتی الذکر داشت:

ای مسلمانان! شما می‎دانید که قدس سرزمین اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه وسلم است. قدس قبلۀ اول مسلمانان است و این امانت پیامبر صلی الله علیه وسلم به ما است. بنابر این، قدس هیچ‎گاه پایتخت دولت یهود نخواهد بود و این را دوباره تأکید می‎ورزیم که قدس هیچ‎گاه پایتخت دولت یهود نی؛ بلکه قبرستان آن‎ها خواهد بود. در روشنانی این ابتکار بی‎باکانۀ امریکا، این اعلامیۀ مطبوعاتی، حاکمان سرزمین‎های اسلامی را که در محکوم نمودن امریکا، با هراس و درماندگی باهم پیوستند، مخاطب قرار داده‎ و بیان می‎دارد:

ای مسلمانان! آیا در موجودیت این حاکمانی‎که سرزمین اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه وسلم را یهود اشغال کرده‎اند، ضرورت آن‎ها در شرق میانه است؟  آن‎هایی‎که در انتظار فرصت‎هایی هستند که ارتباطات صمیمانۀ ‎شان را با این غاصبین بر قرار کنند، می‎توانند قدس را دوباره تصرف کنند؟ تا چی حد حکام می‎توانند ترامپ و یهودیانی‎که دشمن اسلام و مسلمانان اند، با این تقبیح ناچیز آن‎ها را باز دارند؟ آن‎چه را حکام سرزمین‎های اسلامی انجام می‎دهند، آیا تنها تقبیح و شکایت نیست؟ سازمان همکاری‎های اسلامی چی کرده می‎توانند، کدام نفوذ و صلاحیت را آن‎ها به جز از غذاخوردن شب و جلسات دارند، و کدام پاسخ را آن‎ها به کار کردهای ترامپ و یهود داده می‎توانند؟ آیا این‎ها کسانی هستند که از سرزمین اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه وسلم دفاع خواهند کرد؟ آیا این‎ها کسانی هستند که مسجدالاقصی را از چنگ یهود آزاد خواهند کرد؟

راه‎حل مسلمانان و آزادی قدس و مسجدالاقصی، فقط با آوردن رهبری مثل صلاح الدین ایوبی است که می‎گفت: «چگونه می‎توانم خوشحال باشم، غذا بخورم و از خواب لذت ببرم؛ در حالی‎که بیت‎المقدس در دست صلیبیان است؟» و با آوردن خلافت حقیقی؛ مانند: سیدنا حضرت عمر رضی الله تعالی عنه وقتی داخل قدس گردید، برایش گفت: «این سرزمینی است که شترها بی‎دست و پا گردیده‎اند و اگر با اسپ بروی، او خواهد گفت که الله سبحانه وتعالی ما را با اسلام عزت داده است و اگر عزت را در آن‎چه که الله سبحانه وتعالی به ما داده است، در غیر آن جستجو کنیم، ذلیل خواهیم شد.» و یا رهبران دانا و عاقلی؛ مانند: سلطان عبدالحمید که در مقابل یهود استادگی کرد و زمانی‎که یهودیان از وی خواستند تا قسمتی از زمین فلسطین را به آن‎ها بفروشد، وی در جواب به آن‎ها گفت: «من نمی‎توانم یک وجب این سرزمین را بفروشم.» با گفتن این سخنان معلوم می‎گردد که این سرزمینِ شخصی نبوده؛ بلکه مربوط به امت واحد که مسلمانان اند، می‎باشد. بلی، مسلمانان! قدس تنها به سخن آزاد نمی‎شود؛ بلکه به عمل از چنگال یهود آزاد می‎شود.

اعلامیۀ مطبوعاتی به تضرع آتی الذکر ختم گردید: "یا الله! خلافت راشده را به ما تأسیس کن و چنان خلیفه‎ای را به ما عطاء کن که از الله سبحانه وتعالی خوف داشته باشد؛ نه از کفر. حاکمی را به ما عطاء کن که ارتش اسلام را به حرکت بیاورد و به حرف اتکاء نداشته باشد. یا الله! حاکمی را به ما عطاء کن، تا زمانی خنده نکند که قدس را زیر تصرف خود نیاورد، و ارتش اسلام را به منازل‎شان باز نگرداند، تا آن‎که قدس را از یهود نجس تصفیه کند و ارتشی؛ مانند: حسن الانباشی که قدس را برای ۵۵ سال حفاظت کرد، ترتیب دهد. یا الله! صفوف و حروف مسلمانان را و  اعمال و دل‎های‎شان را با هم متحد بساز. یا الله! اهداف ما را متحد برای آوردن خلافت راشده بر منهج نبوت بساز. آمین!

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه ترکیه

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر با کمال افتخار و خورسندی اعلام می دارد که با نشر شدن هر شماره جدید جریده " الرایة " به هدف رسانیدن خیر ونیکی موجود در جریده از طریق این صفحه روی موضوعات آن تبصره می شود، پس با ما باشید..   

                                                                                            " جزء دوم " 

                                      برای مشاهده جزء اول این جا را فشار دهید

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

سخنرانی هفته وار دکتور  مصعب  ابوعرقوب ، عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه سرزمین مقدس ( فلسطین )

    چهار شنبه ، ۰۲ ربیع الآخر ۱۴۳۹.هـ مطابق با ۲۰ دسامبر ۲۰۱۷.م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تفسیر آیات (۲۳-۲۵) سوره مبارکه آل عمران : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ... 

                                     ارایه کننده : شیخ یوسف مخازرة ( أبو الهمام )   

                                          سه شنبه ، ۲۴ ربیع الاول ۱۴۳۹.هـ مطابق با ۱۲ دسامبر ۲۰۱۷.م 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش:

حریری از استعفای خویش انصراف داده و به تاریخ ۵ دسمبر ۲۰۱۷م، نشست وزرای کابینه به ریاست وی برگزار گردید و تصریح داشت، که حکومت توافق نموده تا از این پس به امور سایر کشورها مداخله نکند. هرگاه موضع‎گیری‎های حریری تعقیب شود، دیده می‎شود که آشفته و متناقض است؛ زیرا پس از خالی بودن پُست ریاست جمهوری برای بیش از دو سال، حریری به تاریخ ۲۰ اکتوبر ۲۰۱۷م نزد "میشل عون" رفته و با وی در تشکیل حکومت و ریاست جمهوری توافق کرد، وی به خوبی می‎دانست که عون و حزب الله با هم‎دیگر هم‎پیمان بوده و حزب الله عنصر اصلی این ائتلاف است. به تاریخ ۴ نومبر ۲۰۱۷م حریری استعفای خویش را در حالی اعلام نمود که در سعودی بسر می‎برد و به این ترتیب، خشم حزب الله را بر انگیخت.

حال با وصف آن‌که حزب الله در دولت سهیم است، حریری استعفای خویش را پس گرفته و در حکومت مشارکت ورزیده است، تحلیل این آشفتگی و تناقض چیست؟ آیا نگاه‎ها به کوتاه کردن نفوذ ایران و حزب‎اش دوخته شده است؟ و با بهره جستن شرایط کنونی، آیا انتظار می‎رود که دولت یهود بر لبنان و حزب الله هجوم برد؟ الله سبحانه وتعالی خیرتان دهد.

پاسخ:

به منظور وضاحت بیشتر، لزوماً واقعیت ارتباط بین خاندان حریری و دولت سعودی را بایداز نظر گذراند: حریری پیروی سعودی بوده و اگر حاکم سعودی پیروی انگلیس باشد، بازتاب آن را می‎توان در سیاست‎گذاری حریری در لبنان شاهد بود؛ هم‎چنان اگر حاکم پیروی امریکا باشد، در روشنایی آن می‎توان به شکل ذیل پاسخ ارائه کرد:

دورۀ ریاست جمهوری "میشل سلیمان رئیس جمهور اسبق لبنان" در ماه می ۲۰۱۴م به پایان رسید و شاه وقت سعودی "ملک عبدالله بن عبدالعزیز" بود؛ چون عبدالله پیروی انگلیس بود، حزب الله اصرار داشت که "عون" به حیث رئیس جمهور انتخاب شود. آشکار بود که عون و حزب الله از طرف ایران-طرف‎دار امریکا- حمایت می‎شدند. به این ترتیب، ملک عبدالله به انتخاب عون به حیث رئیس جمهور موافقت نکرد و "سعد حریری" را فرمان داد تا به نامزدی ریاست جمهوری عون مخالفت کند. از آن‎جایی‎که سعد حریری هم تابع سیاست‎گذاری سعودی-طوری‎که سیاست‎گذاری شاه وقت، "عبدالله" ایجاب می‎کرد- وی به انتخاب عون مخالفت کرد.

به این ترتیب، بعد از پایان ریاست جمهوری میشل سلیمان در می ۲۰۱۴م، به مدت تقریباً دونیم سال چوکی ریاست جمهوری لبنان بلا متصدی باقی ماند، تا این‎که ظهر روز دوشنبه مؤرخ ۳۱ اکتوبر ۲۰۱۶م پارلمان لبنان دایر شد و میشل عون به حیث رئیس جمهور آن کشور انتخاب گردید.

آن‎چه که روند انتخاب رئیس جمهور لبنان را کمک کرد،‌ تغییر حکومت سعودی بود؛ چنان‎چه ملک عبدالله به تاریخ ۲۳ جون ۲۰۱۵م وفات نموده و پس از آن زمام امور را برادرش "سلمان" به دست گرفت؛ چنان‎چه واضح است، وی طرف‎دار امریکا است. شاه سلمان به شکستن بال‎های وفاداران انگلیس؛ از جمله فرزندان شاه عبدالله و طرف‎داران سابق‎اش پرداخت تا فضای دولت‎اش ثبات یافت. پس از آن امریکا هم از طریق انتخاب عون به حیث رئیس جمهور خواهان ثبات اوضاع لبنان بود، وی از سلمان خواست تا به سعد حریری فرمان دهد که در انتخاب عون مخالفت نکند.

به این ترتیب حریری نزد عون رفته با وی توافق کرد و وی را به ریاست جمهوری نامزد نمود؛ یعنی مخالفتی را که سعد حریری در دوران عبدالله رهبری می‎نمود، در دوران سلمان پایان یافت. سعد حریری از "کاخ وسط" نامزدی میشل عون را به ریاست جمهوری در مقابل هم‎حزبی‎هایش، که در رأس‎شان "فواد سنیوره" و"بهیه حریری" نمایندۀ پارلمان حضور داشتند، اعلام نمود. سپس سخنرانی را ایراد نمود که در آن آمده بود: «بر اساس نقاط اتفاقی‎که  بدان رسیدیم، امروز در حضورتان تصمیم خویش را بر نامزد کردن میشل عون به پُست ریاست جمهوری اعلام می‎کنم.» (منبع: النهار ۲۰ اکتوبر ۲۰۱۷م)

سپس پارلمان به تاریخ ۳۱ اکتوبر ۲۰۱۶م عون را به حیث رئیس جمهور انتخاب نمود. قابل ذکر است که پس از بلامتصدی شدن پُست ریاست جمهوری به مدت دو سال و پنج ماه، بعد از پایان یافتن دورۀ ریاست جمهوری میشل سلیمان در ماه می ۲۰۱۴م، حمایت رئیس جریان مستقبل، سعدحریری، از کاندید شدن عون، برگزاری انتخابات را آسان نمود. (منبع: العربیه ۳۱ اکتوبر ۲۰۱۶م) به همین دلیل، عون به منظور سپاس‎گزاری از سعودی وارد این کشور شد. از آن‎چه گفته آمدیم، واضح می‎شود که حریری پیروی حکام سعودی بوده و بر حسب میل‎شان موافقت و مخالفت می‎کند.

پس از آن‎که ترامپ زعامت امریکا را در دست گرفت، به تاریخ ۲۰ می ۲۰۱۷م از سعودی دیدن کرد. در اجلاسی‎که سران کم خرد ۵۰ کشور اسلامی حضور داشتند، راجع به ایران و حزب الله اظهارات تُندی داشتند-که هدف آنان دور کردن نگاه‎ها از قضیۀ مسلمانان در فلسطین بود و توجه‎ها را به ایران متمرکز کرد- مقدمه‎ای بر پلان اعلام قدس به حیث پایتخت دولت یهود بود. واضح بود که هدف از این اظهارات، متشنج کردن اوضاع است؛ البته عربستان سعودی و سایر هم‎نوعانش این روش را در پیش گرفتند و چون نقش مرکزی در بازی منطقه‎ای، علی‎الخصوص با مداخله‎اش در سوریه را برای ایران، حزب الله لبنان به دوش دارد.

سعودی از حریری خواست که سیاست متفاوتی ضد ایران و حزب الله را به پیش گیرد، به این منظور وی را به سعودی دعوت نمود و از وی خواست تا استعفاء دهد و با اظهارات تُندی علیه ایران و حزب الله، دلایل استعفایش را عمل‎کرد آن‎ها قلمداد کند و چنین هم شد، که حریری به سعودی حاضر شده و اظهارات مگس‎گونه‎اش را بیان داشت و به تاریخ  ۴ نومبر ۲۰۱۷م از آن‌جا استعفای خویش را اعلام نمود.

امریکا به خوبی می‎داند که اظهارات‎اش علیه ایران و حزب الله به معنی قطع روابط با ایران و حزب‎اش نیست؛ بلکه به خاطر افزایش تنش بوده تا از آن به حیث ابزاری برای ترساندن کشورهای خلیج استفاده کند. امریکا از سعودی و حریری خواسته بود تا توسط اظهارات خویش پیامی را برسانند؛ نه این‎که از نقشۀ ترسیم شده پا را فراتر نهند. به عبارتی دیگر، امریکا نمی‎خواهد تا حزب الله را کاملاً از بین برده و اوضاع به شکلی تغییر کند که از کنترولش خارج شود؛ مگر صرفاً خواست تا پیامی را برایش بفرستد. به همین دلیل بود که از سعودی خواست تا اوضاع را آرام‎تر کند؛ یعنی حریری لحن آرام‎تری بگیرد.

چنان‎چه سایت "النشرة" به تاریخ ۴ دسمبر ۲۰۱۷م نوشت: «... شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد سعودی با هماهنگی مستقیم کامل کاخ سفید عمل نمود.» چنان‎چه پس از چهارمین دیدار "جرد کوشنر" داماد ترامپ و مشاور ارشدش در امور خاور میانه، از سعودی که پُشت درهای بسته و دور از دسترس رسانه‎ها صورت گرفت، کوشنر و هیئت همراهش چهار روز را در سعودی ماندند و پس از آن دیدارهایی سریعی از مصر، اردن و دولت یهود داشتند. تقریباً پس از دو هفته از خروج کوشنر، بحران لبنان و دستگیری‎های داخل سعودی آغاز شد.

در خلال بحران سیاسی شدیدی‎که لبنان را لرزاند، یک سلسله از مسائل واضح شد؛ مثلاً: بر اساس تفاهمی‎که در مورد لبنان بین کاخ سفید و ولیعهد سعودی وجود داشت، تحت عنوان فشار بالای "حزب الله" برای تغییر حجم منطقه‎ای‎اش، بعد از آن‎که زیاد بزرگ شده بود، تطبیق شد. تحت عنوان متذکره ولیعهد سعودی توسط نخست وزیر لبنان هجوم خویش را علیه دولت لبنان آغاز کرد و در نتیجه بعد از فروپاشی سازش سیاسیی که جنرال میشل عون توسط آن توانسته بود خود را به قصر "بعبدا" برساند؛ مگر عمل‌کرد سعودی خشونت‎آمیز و تهی از مهارت‎های دیپلوماتیک بود؛ زیرا ثبات داخلی لبنان را تهدید می‎نمود. در عین زمان مؤسسات امریکایی همواره به این باور بودند، فشارهایی‎که بالای حزب الله وارد می‎شوند، باید تا سقفی معین باشد؛ زیرا در غیر آن صورت امور از کنترول خارج خواهد شد. به محض این‎که اوضاع رو به وخامت می‎گرایید، مؤسسات امریکایی به دلیل این‎که ثبات لبنان در معرض خطر است، وارد عمل شدند. (منبع: سایت النشره ۴ دسمبر ۲۰۱۷م)

به این ترتیب، حریری به اساس فرمان سعودی لحن تُند خود را آرام کرد. سعودی به خاطر حفظ حیثیت و آبروی خویش از پا در میانی رئیس جمهور فرانسه استقبال کرد و همرایش گفتگو کرده و رئیس جمهور آن کشور با حریری نیز ملاقات نمود. سپس حریری به فرانسه و پس از آن به مصر سفر نمود و فضایی را ایجاد نمود که گویا برای گزینش موضعی مناسب سرگرم مشوره است؛ در حالی‎که قبل از سفرش موضع وی از پیش در سعودی ترسیم شده بود و آن این بود، که لحن خود را آرام‎تر کرده و استعفایش را پس بگیرد و این طور نیز شد؛ چون به تاریخ ۲۱ نومبر ۲۰۱۷م به لبنان بازگشت، سپس به تاریخ ۲۲ نومبر ۲۰۱۷م استعفای خویش را به حالت تعلیق در آورد.

سپس حریری در باره حزب الله تا حدی زیاد از لحن نرم‎تری استفاده نموده و تصریح داشته گفت: «ویژه‎گی حزب الله این است که سلاح خویش را در داخل استفاده نمی‎کند.» وی قبل از این‎که دیگران را فریب دهد، گویا خویشتن را فریب داد و استفاده از سلاح را توسط این حزب در داخل برای بارها فراموش کرده است، وی استعفای خویش را پس گرفت و اجلاس کابینۀ دولت به ریاست وی به تاریخ ۵ دسمبر ۲۰۱۷م برگزار گردید و در این اجلاس تصریح داشته گفت: «پس از توافق سران حکومت مبنی بر تمرکز به امور داخلی و عدم مداخله به امور سایر کشورهای عربی، اوضاع بهتر شده است.» وی این گفته‎ها را در حالی بیان داشت که ملیشه‎های حزب الله شب و روز در سوریه می‎جنگندند.

خلاصه این‎که حریری تابع امر و نهی دولت سعودی بوده و سیاست وی بازتابی از سیاست شاه سعودی و ولیعهدش می‎باشد و پنهان کردن این موضوع سودی نداشته و بر هر صاحب بصیرتی واضح است. اما آیا رویکردی برای کاهش نفوذ ایران و حزب‎اش وجود دارد؟ این‎کار امکان دارد، ولی انتظار می‎رود که رویکرد فوق بعد از نایل شدن به راه‎حلی در سوریه به مرحله‎ای که امریکا خواهان آن است، اتفاق افتد. وقتی نقش ایران و حزب‎اش در سوریه به پایان رسد، امکان دارد که از سوریه عقب‎نشینی داده شده و نقش نظامی ایران و حزب‎اش کاهش پیدا کند.

باید تذکر داد که حزب الله تابع حکومت ایران است، چنان‎چه حریری تابع حکومت سعودی است. بنابر این، انتظار می‎رود که موضوع سوریه به شکل منظم و معین با عقب‎نشینی ایران خاتمه پذیرد، که به پیروی آن حزب‎اش در لبنان نیز عقب‎نشینی خواهد کرد. اما آیا انتظار می‎رود که دولت یهود بر لبنان یا حزب الله حمله کند؟ این بستگی به تدارکات راه‎حل در سوریه دارد؛ یعنی وابسته به شرایط موجود و تحولات آینده است.

۲۱ ربیع الاول ۱۴۳۹هـ.ق

۹ دسمبر ۲۰۱۷م

ادامه مطلب...

انتقال سفارت امریکا در فلسطین از یک شهر اشغالی به شهری اشغالی دیگر، واکنش‎های تحقیرآمیز حاکمان را تحریک نمود!

(ترجمه)

خبر:

پس از به رسمیت شناختن بیت‎المقدس به عنوان پایتخت دولت یهود توسط دونالد ترامپ، به‎تاریخ ۱۳ دسمبر ۲۰۱۷م تظاهرات خشم‎گینی در ترکیه، اردن، لبنان و نیویارک برگزار گردید. مظاهره کننده‎گان مردم را برای ترتیب تظاهرات در مغرب و لندن نیز فراخوان دادند. صدها تن از تُرک‎ها در جاده‎های شهرهای ترکیه در میدان‎های عمومی، تظاهرات را به راه انداختند و در آن پرچم‎های ترکیه، فلسطین و سازمان حماس را در مقابل قونسلگری امریکا مقیم استانبول، برافراشتند.

هم‎چنان مظاهره‎کنندگان پلاکاردهایی(پوسترهایی) را که روی آن "مرگ بر دولت یهود" و "قدس سرزمین عربی و اسلامی است" نوشته شده بود، با خود حمل می نمودند. افزون بر این، آن‎ها شعارهای ضد امریکائی و دولت یهود را سر می‎دادند. بر علاوه، در عمّان پایتخت اردن مظاهرۀ دیگری نیز برگزار گردید، مظاهره‎کننده‎گان این تصمیم ترامپ را محکوم نمودند؛ چنان‎چه نماینده‎گان مجلس سرزمین اردن به منظور اعتراض در مقابل سفارت امریکا نیز گردهمایی کردند. (منبع: الجزيره نت)

تبصره:

تصمیم ترامپ رئیس جمهور امریکا در سطح جهانی، واکنش‎های رسمی را در پی داشت؛ اما در سطح جهان اسلام و به خصوص سرزمین‎های عربی، واکنش‎های حکامِ مناطق "سایکس-پیکو" بسیار شرم‌آور و تحقیرآمیز بود و تنها در حد هشدار مبنی بر این‎که سرانجام این تصمیم روابط صلح و دیپلوماتیک را بین آن‎ها و دولت یهود آسیب بزند، بود. این موضع‎گیری‎ها تأکید بر این داشته و هیچ جای شکی را باقی نمی‎گذارد که حکام مسلمین برده و مزدور استعمار اند؛ زیرا موضع‎گیری مردان آزاد، متناسب با رویداد است.

هم‎چنان واکنش طبیعی در مقابل تجاوز یهود بر فلسطین و قدس، اعلام جنگ‎های سهم‎گینی بود تا این‎که آن سرزمین به طور کامل آزاد گردد؛ اما اعتراض بر انتقال سفارت از یک منطقۀ فلسطین به قدس؛ مانند این است که کسی اعتراض بر این کند، که چرا غاصبان، سالون‎خانه‎اش را از طبقۀ دوم به طبقۀ اول انتقال داده است؟

بناً رسانه‎ها موفق شدند تا خیانت بسیج کردن مردم و محدود کردن مشکل در خصوص انتقال سفارت از یک شهر به شهر دیگری را مرتکب شوند، گویا قدس اشغال نشده است؛ بل این تظاهرات و راه‎پیمای‎هایی‎که به راه‎انداخته شد، در واقع انتقال سفارت را از یک شهر اشغالی به شهر اشغالی دیگر، محکوم  می‎نمودند. هم‎چنان شعاری را "قدس پایتخت دولت فلسطین است" سر می‎دادند، که گویا دولتی به نام فلسطین وجود دارد. در کل این تظاهرات، غیر از تخلیه کردن احساسات چیز دیگری را در قبال نداشت.

نویسنده: احمد ابوقدوم

ادامه مطلب...

شاید از هر نامی بهره‌ گرفت؛ مگر نه از اجلاس سران اسلامی در استانبول!

(ترجمه)

خبر:

روز چهارشنبه ۱۳ دسمبر ۲۰۱۷م در استانبول، به منظور پاسخ به تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در خصوص به رسمیت شناختن قدس اشغالی به عنوان پایتخت دولت یهود و انتقال سفارت امریکا در آن‎جا، اجلاس سران اسلامی برگزار شد، که این اجلاس شاهد غیابت بسیاری از رهبران کشورهای اسلامی و در رأس آن عربستان سعودی و مصر بود. با این حال، وزیر خارجه‎ی ترکیه متعهد شد که این اجلاس پیام قویی را در شأن قدس ارائه می‎کند. پیامی‎که روشن خواهد کرد که "ظلم یهودیان بالای مردم  فلسطین قابل سکوت نمی‎باشد." (منبع: شبکه الجزیره)

تبصره:

 سازمان همکاری‎های اسلامی در طول چهل و هشت سال از زمان تأسیسش تا اکنون، چندین اجلاس پی‎هم برگزار نموده است؛ اما این اجلاس‎ها هیچ قضیه‎ای از قضایای مسلمان‎ها را حل ننموده و هیچ شری را از آن‎ها دفع نکرده است، به خصوص قضایای مربوط به قدس و مسجدالاقصی، موضوعاتی‎که  دلیل تأسیس این سازمان در سال ۱۹۶۹م ادعاء می شد. اولین چیزی‎که در شأن این سازمان مناسب به گفتن است، این است که در اجلاس این سازمان، سست عنصران و دون‎مایه‎گان گرد آمده‌اند. اعضای این سازمان منفور القلوب بوده و مزدوران چند باداری بیش نیستند که بسیاری از آن‎ها از عدم وزن سیاسی در سیاست بین‎المللی و منطقوی رنج می‎برند. طوری‎که حضور یا عدم حضور آن‎ها در تصمیمات و اجرای برنامه‎ها یک‎سان بوده و هیچ تأثیری ندارد. شعارهای مکرر و زننده‎ی آن‎ها، هیچ چیزی به‎شمار نرفته و از تقبیح‎گویی و محکومیت‎گویی فراتر نمی‎روند.

دست‎آورد جدید آن‎ها در خصوص به رسمیت شناختن قدس اشغالی به عنوان پایتخت دولت یهود توسط ترامپ چه خواهد بود؟ آن‎ها برای حمایت از قدس چه عملکردی خواهند داشت؟ پیام قویی‎که ترکیه از طریق اجلاس اسلامی و از طریق عادی‎سازی روابط‎اش با دولت یهود است و علاوه بر آن، از طریق وفاداری خود به امریکا که متعهد به ارائه‎ی آن شده است، چه می‎تواند باشد؟ و یا این‎که بعد از آن این سخن: «بعد از امروز سکوت دیگر قابل تحمل نیست.» چه معنی خواهد داشت؟

آیا آن‎چه در فلسطین اتفاق افتاد، از سهل‎انگاری به غصب زمین‎ها، تجاوز به آبروها و هتک حرمت به مقدسات، خون‌ریزی‎های ناحق، زندان‎ها، کشتارها و قتل عام‎های بیش از هفتاد ساله، احتمال سکوت دوباره به آن‎ها نمی‌رود؟ آیا به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت یهودیان، احتمال سکوت را ندارد؟ پس از  سکوت چه خواهد بود، جزء سخنرانی‎‎ها و لفافه‎گویی‎های مکرر؟!

واقعاً خنده‌آور است، حکام مسلمان‎ها اجلاسی را برگزار می‎کنند، در حالی‎که همه‎ی آن‎ها در پرتگاه ذلت قرار دارند، پرتگاه ذلت و خواریی‎که برای غرب کافر استعمارگر و در رأس آن امریکای متکبر و پرتگاه نفاق سیاسی و توطئه‎ی بین‎المللی که علیه امت اسلامی و قضایای آن است، می‎باشد. با اعلام ترامپ، فروش بیت المقدس و سهل‎انگاری در خصوص  تجاوز بالای مسجدالاقصی و تمام سرزمین فلسطین، آشکار نشده است که امروزه مسئله‎ی لازم برای جلوگیری، ضرورت به اجلاس اضطراری و نیاز به تعهد و هشدارها داشته باشد؟ قضیه‎ی تازه پیش آمده‎ای که آن را در جدول برنامه‎های کاری-نابکار- خود قرار داده و برای حل آن شعار سرائی می‎کنند.

از اعلام پایتخت دولت یهود در بیت المقدس توسط ترامپ، سکوت حکام مسلمان‎ها در قبال اشغال قسمت اعظم از فلسطین توسط یهودیان در سال ۱۹۴۸م، و بعداً سکوت آن‎ها در قبال اشغال کل فلسطین در سال ۱۹۶۷م جنایتی بزرگ‎تر می‎باشد؛ چون بعد از کفر گناه مفهوم ندارد، لاکن بزرگ‎ترین گناه و بزرگ‎ترین جنایت حکام، زبونی آنان در حمایت از فلسطین و خودداری آن‎ها از به حرکت درآوردن ارتش‎های اسلامی برای آزادسازی فلسطین است.

راه‎حل شرعی این است که حکام مسلمان‎ها اراده‎ی خویش را برای تحکیم نظام الله سبحانه وتعالی جمع نموده و  برای امت این حق را بدهند که حاکم خویش(خلیفه‎ی راشده) را انتخاب کنند. حاکمی‎که به اساس اسلام بر آن‎ها حکومت خواهد کرد و سپس مسلمانان را در یک سرزمین  واحد که تنها بندگی به الله سبحانه وتعالی می‎باشد، گردهم آورده و ارتش‎ها را برای  آزادسازی سرزمین فلسطین، کشمیر، چچن، افغانستان، برما و... به حرکت در خواهد آورد.

حکام امروزی با چنین کانفرانس‎ها نمی‎توانند حاکمیت الله سبحانه وتعالی را اقامه نمایند. ای کاش اردوغان(نوه‎ی عثمانی‎ها) همان‎گونه که ادعاء می‎کند، فرموده‎ی سلطان عبدالحمید دوم را زمانی‎که گفت: «قطع بدنم برایم از این‎که یک وجب از سرزمین فلسطین را برای یهودیان ببخشم، آسان‎تر است.» گاهی به‎یاد آورد. بلی، چنین است زبان آزادگان، اما به زبان بردگان(اجلاس سران اسلامی) گویی نمایندگی از محکومیت می‎کنند. به روایت ابی علی ثمامة بن شفی از عقبه بن عامر، رسول الله صلی الله علیه وسلم بالای منبر چنین تلاوت کردند:

﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾

[انفال: ۶۰]

ترجمه: (برای مقابله با آن ها (دشمنان) هر چه می توانید از نیرو فراهم کنید

بعداً وی صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«أَلا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ»

(رواه مسلم)

ترجمه: آگاه باشید، منظور از نیرو تیراندازی است، آگاه باشید، منظور از نیرو تیراندازی است، آگاه باشید منظور از نیرو تیراندازی است.

نویسنده: نسرین بوظافری

ادامه مطلب...

آیا راهی دیگری برای نجات قدس از چنگال یهودی‎ها و جود ندارد؟!

  • نشر شده در ترکیه

(ترجمه)

دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا به تاریخ ۶ دسمبر ۲۰۱۷م اعلام کرد که بیت المقدس را به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی اسرائیل به رسمیت می‎شناسد. او هم‎چنان دستورهایی را برای انتقال سفارت امریکا از تل ابیب به بیت المقدس صادر نمود. ترامپ مفسد با تمام تکبر و گستاخی زیاد، وعده‎اش را با اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت دولت صهیونیستی یهود به پایان رساند؛ ولی از دیدگاه اسلام برای ما مسلمانان، این‎گونه گستاخی‎ها و لودگی‎های یهودی‌های نجس و ترامپ مفسد، یک امر باطل و بی‎اعتبار می‎باشد.

آن‎چه که ترامپ را به این امر گستاخانه ترغیب می‎کند، همانا خیانت، بی‎کفایتی و بزدلی حکام سرزمین‎های اسلامی می‎باشد که در دوستی با امریکا و یهودی‎های نجس، با هم‎دیگر به رقابت می‎پردازند. پس از فرمان ترامپ، این حاکمان بلافاصله تلاش نمودند تا احساسات عامه را تحت کنترول قرار دهند. ایشان کسانی‎اند که خیانت‎شان را با گفتن این‌که اعلام مذکور خلاف قطعه‎نامه‎های سازمان ملل می‎باشد، نشان داده‎اند؛ به گونه‌ای که حتی بعضی از آن‌ها گفته‎اند که این‎کار به صلح و راه‎حل دو جانبه آسیب وارد خواهد کرد و برخی از آن‎ها خواستار برگزاری نشست سازمان همکاری‎های اسلامی شدند که اصلاً راه‎حلی را در پی‎نخواهند داشت و با این حال، آن‎ها از پاپ‎های واتیکان، روسیه و ایران درخواست کمک می‎کنند که قاتل هزاران تن در سوریه اند.

همان طوری‎که این حاکمان قادر به حفاظت از مقدسات‎شان نیستند؛ تلاش دارند تا نقاط ضعف خود را با بیانیه‎ها و محکوم کردن‎های میان‌خالی سرپوش گذاری کنند، که نتیجۀ این همه تلاش‎های‎شان، هویت اصلی‎شان را برای تمام امت اسلامی نشان داده است. قابل ذکر است که مسلمانان در سراسر جهان به خاطر نشان دادن خشم‎شان علیه این اعلام احمقانۀ ترامپ، به جاده‎ها و خیابان‎ها ریخته و در مقابل سفارت‎خانه‎های امریکای کافر با شعار این‎که قدس یک سرزمین اسلامی می‎باشد، جمع شدند؛ در واقع این کار آنان نشان می‎دهد که مسجدالاقصی، سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم برای‎شان چقدر اهمیت دارد.

هم‎چنان مردم در هر گوشه و کنار و در هر مسجد و در هر سطحی‎که ممکن بود، خشم‎شان را نسبت به امریکا و یهودی‎های نجس، نشان دادند. آن‎ها نسبت به این درد بی‎قرار بودند و فریاد می‎زدند تا کسی مرحمی به زخم‎های‎شان نهد؛ اما هیچ رهبری، هیچ حاکمی و هیچ سربازی پیدا نشد که زخم‎های‎شان را التیام بخشد؛ مگر این‎که با زبان‎بازی‎ها و بیانیه‎های کاذبانه می‎خواستند تا مردم را در این زمینه منحرف سازند و اصلاً به دنبال راه‎حلی در این زمینه نبودند.

ای مسلمانانیکه قلبهایتان به خاطر محبت قدس میتپند! شما می‎دانید که موضوع قدس یک موضوع جدید نیست؛ ۵۰ سال است که قدس به شمول "الاقصی" تحت اشغال قرار دارد، به جزء قسمت‎های غربی آن، که از اشغال آن هفتاد سال می‎گذرد، در این مدت زمان، بسیاری از مسلمانان به خاطر این سرزمین مبارک جان‎های‎شان را از دست دادند. موضع‎گیری یهودی‎های غاصب تغییر نکرده است و هم‎چنان نمی‎توان موقف انگلیس‎ها را در این باره که دولت یهود را به عنوان کلان‎ترین مشکل در اطراف مسلمانان مسلط می‎کند، نادیده گرفت و پس از آن امریکا که موقفش را در حمایت از دولت یهود ادامه می‎دهد.

با این حال، حاکمان سرزمین‎های اسلامی؛ مانند بازیگران نمایشگاه تلاش می‎کنند تا راه‎حلی را در این زمینه دریافت نمایند، و کنفرانس‎ها برگزار می‎کنند تا به خاطر اغوای افکار عامه نشان دهند که آنان دست روی دست نمی‎گذارند؛ در حالی‎که روابط مستحکمی با این قدرت‎های غاصب و استعماری دارند و به دنبال راه‎حل‎های سازمان ملل هستند. سازمان مللی‎که از این دولت غاصب یهود حمایت می‎کند و به خاطر فریب مردم عامه، بیانیه‎های اغواگرانه و میان‌خالی را علیه عاملین وحشی خود منتشر می‎کند.

آیا این حاکمان چنین چیزها را به عنوان راه‎حلی در این موضوع بارها برای شما پیشنهاد نکرده‎اند؟ تا چی وقت در مقابل چنین بیانیه‎های میان‌خالی و اقدامات فریبنده سکوت اختیار می‎کنید؟ در حالی‎که شما به خوبی از این امر آگاه هستید، که موضع‎گیری‎های احمقانه و پیشنهادات بی‎اساس این حاکمان به منافع یهودی‎های نجس بوده و به این کارشان مشروعیت می‎بخشد. جزء این نیست که این کار آنان سبب تشویق یهودی‎ها، در ادامۀ استبداد وحشیانۀ‎شان می‎شود. آگاه باشید، این بهترین فرصت برای یک رادیکال(دگرگونی بنیادی) و آخرین راه‎حل می‎باشد.

حزب التحریر-ولایه ترکیه یک بار دیگر به شما یگانه راه‎حل رادیکالی(بنیادی) را در جهت آزادسازی قدس و تمام فلسطین ارائه می‎دهد. راه‎حل اساسی برای هر مشکل را می‎توان با بررسی عوامل اصلی آن و در نهایت از بین‎بردن این عوامل دریافت نمود. فلهذا یگانه راه‎حل اساسی در این زمینه این است که ریشۀ اصلی مشکل را عمیق‎تر تحت بررسی قرار داده و آن را شناسایی کنیم؛ سپس نظر به مشکل یک راه‎حل صحیح را مطرح کنیم.

1-      مسألۀ فلسطین تنها مشکل مردم فلسطین و یا اعراب نیست؛ بل این یک مسألۀ اسلامی است؛ مسألۀ یک سرزمین مقدس اسلامی که با حمایت امریکا و انگلیس و همکاری حکام خائن سرزمین‎های اسلامی توسط یهود غصب شده است، می‎باشد. فلسطینی‎که مسلمانان با مال و جان خود آن را فتح کردند و در هر نقطه آن خون یک شهید ریخته شده است و یا این‎که گَرد و خاک آن توسط اسپ یک مجاهد و قدم‎های یک مجاهد به فضاء بلند شده است، این سرزمین مقدس مربوط همه مسلمانان می‎باشد؛ واگذار کردن یک قسمت بسیار کوچک و یا بزرگ آن به غیرمسلمانان، خیانت بزرگ به الله سبحانه وتعالی، رسول الله صلی الله علیه وسلم و مؤمنان محسوب می‎شود.

2-      یهودیان فلسطین را به زور اشغال کرده‎اند؛ اما این‎گونه غصب نمودن‎ها، واقعیت مالکیت آن را تغییر نمی‎دهد، هرگز نمی‎تواند حق مالکیت آن را از مالک اصلی آن صلب کند و گذشت زمان نمی‎تواند این حق را به غاصبین دهد. حکم اسلام در موارد سرقت شده این است که مالک مال در مقابل غاصبین باید تا زمانی مبارزه نماید، که مال سرقت شده دوباره به صاحب اصلی آن برگردد و هر نوع عملی‎که از طرف سارق به خاطر مشروع ساختن مال سرقت شده صورت می‎گیرد، ممنوع و باطل می‎باشد.

3-      هر عملی‎که در مخالفت با اسلام قرار داشته باشد، باطل است؛ لذا هرگونه تسلیم‎دهی هر قسمت فلسطین باطل و فاقد اعتبار می‎باشد. هیچ نقطه و مرجعی در روی زمین وجود ندارد که آن‎چه را الله سبحانه وتعالی ممنوع قرار داده است، مشروعیت دهد؛ برای این‎که حرام الله سبحانه وتعالی تا روز قیامت حرام و حلال آن تا روز قیامت حلال می‎باشد.

4-      اسلام تقسیم‎بندی سرزمین‎های اسلامی و ایجاد مرز میان آن‎ها را ممنوع قرار داده است و این مرزهای فعلی توسط استعمارگران ایجاد شده است. استعمارگران سیاست تقسیم‎بندی را به کار می‎بندند تا قلمرو حکومت‎شان را در کشورهای مستعمره آسان نموده و نفوذشان را گسترش دهند. بر مسلمانان اجازه نیست تا در زمینۀ این تقسیم‎بندی‎ها خاموشی اختیار نموده و به خاطر از بین‎بردن آن دست روی دست گذارند. از سوی دیگر، قبول نمودن ادامۀ مرزبندی‎ها حرام قطعی می‎باشد.

یهود و نصارا از جمله دشمنان سرسخت مسلمانان می‎باشند. الله سبحانه وتعالی می‎فرماید:

﴿وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ

[بقره: ۱۲۰[

ترجمه: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد(تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی،

و) از آیین(تحریف یافتۀ) آنان پیروی کنی.

﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾

[ممتحنه: ٩]

ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) تنها شما را از دوستی و رابطه با کسانی نهی می‌کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند، یا به بیرون راندن شما کمک کردند و هرکس با آنان رابطۀ دوستی داشته باشد، ظالم و ستمگر است!

به این ترتیب، کسانی‎که با آن‎ها دوست می‎شوند، با آن‎ها همکاری می‎کنند و با آن‎ها متحد می‎شوند، در نادانی و سرافگندگی به سر برده و ظالمی بیش نیستند.

ای مسلمانان! مسألۀ فلسطین یک موضوع حیاتی می‎باشد و مکلفیت ما در قبال آن این است، که به خاطر رضای الله سبحانه وتعالی پیکار نماییم تا باشد که آن را از زیر سیطرۀ یهودیان غاصب نجات دهیم. الله سبحانه وتعالی می‎فرماید:

﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا﴾

 [ نساء: ٧٥]

ترجمه: چرا در راه الله(سبحانه وتعالی)، و(در راه) مردان و زنان و کودکانیکه(به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد(ستمدیده‌ای) که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر(مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما.

 

آزادسازی قدس و مسجدالاقصی، کار به خاطر باز گردانیدن این سرزمین مقدس و از بین‎‎بردن یهودی‎ها از این مکان مقدس، وجیبۀ شرعی تمام مسلمانان می‎باشد، حتی اگر به قیمت خون هزاران شهید تمام شود. بنابر این، یگانه راه‎حل برای از بین‎بردن اشغال فلسطین و آزادی آن، انسجام ارتش‎های اسلامی و سوق دادن آنان در مقابل دولت یهود می‎باشد؛ ولی متأسفانه امر ذلت‎بار این است که امروزه حکام و رهبران سرزمین‎های اسلامی، نیروهای مسلمان ما را به اساس فرمان ناتو و کفار استعمارگر حرکت می‎دهند؛ اما نه به خاطر فرمان الله سبحانه وتعالی، رسولش صلی الله علیه وسلم و آزادسازی قدس و فلسطین. الله سبحانه وتعالی در این مورد می‎فرماید:

﴿لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ﴾

[آل‌عمران: ٢٨]

ترجمه: افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‌ای با الله(سبحانه و تعالی) ندارد(و پیوند او بکلّی از الله سبحانه وتعای گسسته می‌شود).

آن‎ها هیچ رابطه‎ای با الله سبحانه وتعالی ندارند؛ زیرا آن‎ها کفار استعمارگر را به عوض مؤمنان به دوستی و هم‎پیمانی گرفته‎اند، جزء این نیست که آنان دشمنان الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم و مؤمنان بوده و هیچ‎گونه وفاداری با الله سبحانه وتعالی، پیامبر صلی الله علیه وسلم و مؤمنان ندارند. پس چی کسی می‎تواند، این سرزمین مبارک را از چنگال یهود نجات دهد؟ حقیقتاً یگانه کسی‎که می‎تواند آن را از اسارت یهودی‎ها نجات داده و آنان را از پا در آورد، همانا خلیفۀ اسلامی می‎باشد و بس؛ زیرا قدس توسط حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه فتح گردید، توسط صلاح الدین ایوبی یکی از رهبران خلافت اسلامی آزاد شد و توسط سلطان عبدالحمید آخرین خلیفۀ عثمانی، کسی‎که حتی یک توتۀ آن را به یهود تسلیم نکرد، محافظت گردید.

در نهایت، یگانه راه‎حل برای آزادسازی سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم و ریشه‎کن کردن کیان یهود، خلافت بر منهج نبوت است و بس. فلهذا کسانی‎که می‎خواهند قدس را آزاد سازند، باید به این امر پی‎برده و به خاطر تأسیس خلافت اسلامی دست به‎کار شوند.

حزب التحریر-ولایه ترکیه

ادامه مطلب...

حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش، راه‎پیمایی را به طرف سفارت امریکا در داکه بخاطر مخالفت در برابر به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایخت دولت صهیونستی یهود از طرف امریکای صلیبی، به‎راه انداخت

(ترجمه)

به تاریخ ۱۲ دسمبر ۲۰۱۷م، ساعت ۱۱ قبل از ظهر، حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش راه‎پیمایی را به‎طرف سفارت امریکا در داکه بخاطر مخالفت در برابر به رسمیت شناختن بیت‎المقدس به عنوان پایتخت دولت صهیونیستی یهود از طرف این کشور صلیبی، به‎راه انداخت. در این راه‎پیمایی بیش از یک‎هزار و پنج صد تن اشتراک ورزیده بودند. اعتراض کننده‎گان با بلند کردن پرچم‎های شهادت، راه‎پیمایی‎شان را از جادۀ ۲ گسلحان شروع کردند، بعد از آن با اظهار محبت و اشتیاق زیاد به سرزمین مقدس "القدس"، به طرف جادۀ مدنی، جایی‎که سفارت امریکا موقعیت دارد، به پیش رفتند.

راه‎پیمایان شعارهای "الله اکبر، الله اکبر، لااله الاالله محمدالرسول الله، مرگ به امریکا، حضور امریکا را در بنگله‎دیش نمی‎خواهیم، بیت المقدس را آزاد کنید، خلافت را تأسیس کنید" وغیره را سر می‎دادند. بعد از آن‎که به نزدیک سفارت امریکا رسیدند، بیرق‎های امریکا و دولت یهود را به آتش کشیده و بدین وسیله خشم‎شان را اظهار داشتند و راه‎پیمایی خود را بدون کدام خشونت به‎پایان رسانیدند. حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش، این عمل را بخاطر احساس مسئولیتی‎که در برابر بیت‎المقدس-سرزمین اسراء و معراج، قبلۀ اول مسلمانان و سومین مسجد، از جمله مساجدی‎که مسلمانان به آن سفر می‎کنند- دارد، به سر رساند. حزب التحریر یک رهبری و حرکت مخلصانه و آگاه امت بوده که همیشه افکار و احساسات‎شان را منعکس می‎سازد.

حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش و ۱۶۰ میلیون نفوس این کشور، به شدت حکام خائن عرب و جهان اسلام را محکوم کردند که به افرادی هم‎چو ترامپ فرصت می‎دهند تا احساسات مسلمانان را در قبال سرزمین مقدس "القدس" به بازی بگیرد. از اشغال "القدس" در سال ۱۹۴۸م بدین‎سو، تنها چیزی را که این حکام نابکار انجام داده‎اند، این بوده که مسلمانان را با سخنان میان‎تهی و آتشین‎شان و با محکومیت‎هایی‎که هیچ تأثیری را نداشته است، فریب داده‎اند.

حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش و مسلمانان بنگله‎دیش، تظاهرات و شعارهای بی‎تأثیر حکومت حسینه علیه اظهارات ترامپ را در مورد بیت المقدس، منفور دانستند. بدلیل این‌که در حقیقت امر حکومت حسینه نمایندۀ امریکا، انگلیس و هند بوده و هرنوع روابط دوستانه را با امریکای صلیبی تقویت می‎کند؛ حتی حکومت وی در همکاری‎های ظالمانه با امریکا که می‎خواهد به نام روابط سیاسی و نظامی بالای ارتش ما در بنگله‎دیش تسلط داشته باشد، نیز همدستی می‎کند. گفتگوهای استراتیژیک میان حکومت حسینه و امریکا چیزی جزء راهی‎که از آن در ساختن دسائس علیه اسلام و مسلمانان بنگله‎دیش استفاده می‎کند، نیست.

حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش کمپاین مداوم سیاسی را علیه تسلط امریکا بر سرزمین اسلامی بنگله‎دیش، با در نظر داشت تقاضاهای ذیل به راه خواهد انداخت:

1-  هر چه زودتر تمامی روابط نظامی با امریکا به‎صورت جدی قطع شده و به نظامیان امریکایی اجازۀ سلطه بالای نظامیان ما داده نشود؛

2-  گفتگوهای استراتیژیک و امنیتی با امریکا رد شود؛

3-  طرز زنده‎گی امریکایی(نظام دموکراتیک) طلاق داده شود؛

4-  شرکت‎های گاز و نفت امریکایی از بنگله‎دیش بیرون انداخته شوند؛

5-  سفارت امریکا بسته شده و تمامی روابط سیاسی با این کشور قطع گردد.

بخاطر عملی ساختن این تقاضاهای خود، ما(حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش) تلاش‎های خود را بخاطر تأسیس مجدد خلافت راشده که تنها دولت در دفاع از اسلام، امت اسلامی و سرزمین مقدس‎اش است، سرعت می‎بخشیم. ای مسلمانان! به نداهای ما لبیک گویید، "القدس" پایتخت آیندۀ خلافت طبق وعدۀ پیامبر محبوب ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم خواهد بود. بناً ما از شما می‎خواهیم که تلاش‎های شدیدتان را با حزب التحریر، در جهت آوردن خلافت راشده توانمند ثانی به خرچ دهید.

ما می‎خواهیم به ارتش مسلمان بنگله‎دیش یاد آور شویم؛ "القدس" سرزمینی است که توسط خلافت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه فتح شد و بار دوم صلاح الدین ایوبی رحمت الله علیه از دست صلیبی‎ها این‎جای مقدس را آزاد ساخت، این مکان برای تمام مسلمانان جهان یک امانت است، حفاظت از این امانت و حفاظت از محبتی‎که نسبت به حرمت "القدس" داریم، بدین معنی است که باید تمامی فلسطین را به شمول "القدس"، از اشغال صهیونست‎ها بیرون کنیم. جهت همین هدف، نصرت را به حزب التحریر بخاطر برپایی خلافت راشده تسلیم کنید. تنها خلافت شما و ارتش‎تان را به آزادی "القدس" سوق خواهد داد تا با دولت یهود بجنگید و با دستان‎تان پشت آنان را خورد کنید. ان‌شاء الله!

﴿قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ

[توبه: ۱۴]

ترجمه: (ای مومنان!) با کافران بجنگید تا الله(سبحانه وتعالی) آنان را به دست شما عذاب کند و خوارشان دارد و شما را بر ایشان پیروز گرداند و سینههای اهل ایمان را شفا بخشد.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه بنگله‎دیش

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه