- مطابق
سنتهای الهی نه دگرگون میشوند و نه تغییر میپذیرند!
(ترجمه)
خواهر نویسنده، سُلافه شومان، پس از آنکه آخرین نوشتهاش را به مجلهٔ «الوعی» فرستاد، به رحمتِ الله سبحانه وتعالی پیوست؛ نوشتهای که همچون «مِسکِ ختام» بر پایان مسیر فکری و دعوتیِ او قرار گرفت. او -رحمهالله- از نویسندگان ثابتقدم و خانوادهٔ این مجله بود؛ با قلم صادقانه، دردهای امت را بازتاب میداد و از وعی راشد آن تعبیر مینمود. ما به خانواده و نزدیکانش صمیمانهترین تسلیتها را تقدیم میکنیم و از الله سبحانه وتعالی، اللهِ بلندمرتبه و عظیم، میخواهیم که او را با قبولی نیکو بپذیرد، جایگاهش را گرامی گرداند و او را از گناهان و لغزشها پاک سازد و به بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل عطا کند!
حمد و سپاس فراوان و پاک و مبارک از آنِ الله است؛ حمدِ شایستهٔ جلال ذات و عظمت فرمانروایی او. درود و سلام بر سرور پیامبران، امام آنان، سیدِ ما محمد صلی الله علیه وسلم و بر خاندان و یارانش و هر که تا روز قیامت از او پیروی کند و راه او را پاس دارد! الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَلَو قَاتَلَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوَلَّوُاْ ٱلأَدبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾ [الحشر: ٢٢]
ترجمه: و اگر کافران با شما بجنگند، بهزودی پشت به شما کرده میگریزند؛ آنگاه هیچ سرپرست و هیچ یاوری نخواهند یافت.
سُنّت در لغتِ عرب: «سُنّة»؛ سین و نون بر یک اصل ثابت دلالت میکند و آن جریان داشتن و استمرار یافتن چیزی با آسانی است. جمع آن «سُنَن» است و چندین معنا دارد: به معنای طریقه و روش و سیره میآید، چه پسندیده باشد چه ناپسند. «سنت» همچنین به معنای عادت است. «سنتِ الله» یعنی حکم او در میان آفریدگانش؛ یعنی احکامی که بر خلق خود جاری کرده است. هنگامی که در شرع بهکار برده میشود، مقصود از آن آنچیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بدان فرمان داده یا از آن نهی کرده یا به آن ترغیب نموده، چه در گفتار و چه در کردار، از آنچه در کتاب عزیز نیامده است. به همین دلیل ادلهٔ شرع گفته میشود: کتاب و سنت؛ یعنی قرآن و حدیث.
«سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم» در اصطلاح محدثان عبارت از هر چیزی است که به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود، از قول یا فعل یا تقریر یا صفتهای ظاهری و اخلاقی، یا چیزی که به صحابی یا تابعی نسبت داده شود، از آنچه که در آن جای رأی وجود ندارد. «سنت» در شرع به معنای عملِ ستودهٔ دینی است که نه فرض است و نه واجب. «سنت» همچنین به معنای طبیعت، آفرینش، چهره و صورت میآید. گفته میشود: «فلانی از نظر سنت بیشتر شبیه اوست»؛ یعنی طبیعت و سیمایش همانند اوست. «اهل سنت» در برابر «اهل بدعت» قرار دارند.
اما در مورد موضوع ما: هیچ معنای اصطلاحیِ برای واژهٔ «سنن» بهگونهای شایع نشده که برابر با «قوانین اشیای مادی» باشد. پس معنای لغوی همچنان همراه آن باقی است. دیدیم که قرآن و حدیث، «سنت» و «سنن» را برای دلالت بر شیوهٔ رفتار یا تأثیرپذیری جوامع انسانی پس از انجام اعمال معینی بهکار بردهاند. پس الله عزوجل سنتهایی را برای مردم قرار داده و از مسلمانان خواسته است آنها را بشناسند یا کشف کنند.
معنای مورد نظر این است که سنت، حکمِ الله سبحانه وتعالی است و سننِ الهی احکامی است که او بر خلق خود طبق قوانین معین جاری کرده است. از خلال آیهٔ کریمهای که موضوعام را با آن آغاز کردم درمییابیم که برای الله سبحانه وتعالی در این جهان سننی است که آن را مقرر کرده؛ یعنی احکام و قوانینی مشخص که نه تغییر میکنند و نه دگرگون میگردند؛ زیرا تقدیرِ الله سبحانه وتعالی است، و آیهٔ کریمه بر این موضوع دلالت میکند.
موضوع آیه، سنتِ الله سبحانه وتعالی در یاریرسانی به مؤمنان است؛ بشارت به آنان برای پیروزی و استوار شدن، به شرط پایبندی به ایمان، و طلب یاری از الله و استنصار به او. این آیه برای مسیر دعوت و سرنوشت آنان پیامی از بشارت و هشدار و انگیزهای برای نیکو انجام دادن عمل دارد. در این آیهٔ کریمه، الله سبحانه وتعالی به رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب میکند -و خطاب به رسول الله صلی الله علیه و سلم، خطاب به امت او نیز هست- که اگر اجازهٔ جنگی میان او، یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم و یارانش، با کافران قریش داده میشد، آنهم در سال ششم هجرت؛ زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و یارانش برای زیارت بیتالله الحرام بیرون رفتند و از سوی مشرکان بازداشته شدند؛ اگر جنگی رخ میداد، غلبه و پیروزی از آنِ مسلمانان، اهل حق، بر اهل باطل و کافران قریش میبود. سپس در آیهٔ بعدی تأکید میآید که این حکم -پیروزی حق بر باطل و غلبهٔ ایمان بر کفر- یکی از سننِ الهی است؛ یعنی حکم و قانون الله در میدان نبرد میان حق و باطل؛ مادامی که اهل حق در معیت و یاریِ الله باشند. تأکید میشود که این سنن و احکام نه تغییر میکنند و نه دگرگون میگردند.
پند و عبرت از سنّتهای الله سبحانه وتعالی در عقوبتِ تکذیبکنندگان این است که تکذیب پیامبران از سوی متکبّران و فریفتگی آنان به دنیا، خود یک «سنت» است. در این سنن، عبرتی است برای آنان؛ زیرا کسانی که پیش از ایشان بودند و از آنان نیرومندتر و سختگیرتر بودند، عذاب آنان را دربر گرفت. این تصویری از مبارزه و کشمکش میان حق و باطل است. آیات قرآن کریم بسیار تکرار شده که این معنا را تثبیت و تأکید میکند. چنانکه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَنتَهُوا يُغْفَرْ لَهُم مَا قَدْ سَلَفَ وَإِن يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ﴾ [الأنفال: 38]
ترجمه : به کافران بگو: اگر دست بردارند، آنچه گذشته بر آنان آمرزیده میشود و اگر بازگردند، سنّت پیشینیان (عقوبت الهی) پیش از این جاری شده است.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ﴾ [الحجر: 9–13]
ترجمه: ما این ذِکر را نازل کردیم و خود نگهبان آن هستیم. پیش از تو در میان امتهای گذشته پیامبرانی فرستادیم. هیچ پیامبری نزدشان نیامد مگر آنکه او را به ریشخند گرفتند. همینگونه (انکار و استهزا) را در دلهای مجرمان وارد میکنیم. آنان ایمان نمیآورند، و سنّت پیشینیان (عقوبت الهی) نیز پیش از این سپری شده است.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَإِن كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا وَإِذًا لَّا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلَا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلًا﴾ [الإسراء: 76–77]
ترجمه: نزدیک بود که تو را وادار سازند تا از سرزمینت بیرونت کنند و آنگاه خودشان بعد از تو جز مدت کمی نخواهند ماند. این سنت کسانی است که پیش از تو از پیامبران ما فرستادیم و برای سنت ما هیچ دگرگونی نخواهی یافت.
سنّت اجتماعی به ما نشان میدهد که مبارزه میان حق و باطل، از مرتبهٔ صرفِ دشمنی و کراهتِ حق، به مرحلهٔ اعلانِ خصومت و مبارزه با صاحبان دعوت منتقل میشود. باطل حتی به وجودِ حق هم راضی نیست؛ زیرا یقین دارد که حق دارای قدرتی درونی و پویا است؛ نیروی که ساکن نمیماند، بلکه میخواهد گسترش یابد، توسعه پیدا کند، اثر بگذارد، یاران و پیروان بیافریند و به تمکین و سلطه برسد. سنّتِ الله این است که حق پیروز میشود؛ اگرچه پس از مدتی و اگر روزی باطل دولتی برپا کند، این دولت پایدار نیست؛ زیرا باطل بهسرعت از میان میرود و حق جای آن را میگیرد؛ حتی اگر دعوتگران را از سرزمینشان بیرون کنند، یا زندانی کنند، یا بکشند، باز هم باطل هرگز جایگزین حق نمیشود. این سنّتی ثابت است که نه تغییر میپذیرد و نه دگرگون میگردد. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا﴾ [الأحزاب: 38]
ترجمه: بر رسول الله (صلی الله علیه وسلم) هیچ تنگی و سختی نیست در آنچه الله (سبحانه وتعالی) بر او واجب گردانیده؛ این سنتِ الله در میان کسانی است که پیش از این سپری شدند، و فرمان الله (سبحانه وتعالی) تقدیری حتمی است.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءهُمْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا﴾ [فاطر: 42–43]
ترجمه: و به الله سخت سوگند خوردند که اگر بیمدهندهای نزدشان بیاید، هدایتیافتهتر از هر امتی خواهند بود؛ اما هنگامی که بیمدهنده آمد، جز بر گریز و دوریشان نیفزود. به سبب تکبّر در زمین و نیرنگ بد و نیرنگ بد جز دامنِ نیرنگزنندگان را نمیگیرد. آیا جز انتظار سنّت پیشینیان را میکشند؟ هرگز برای سنت الله نه تبدیلی خواهی یافت و نه دگرگونی.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿أَفَلَم يَسِيرُوا فِي ٱلأَرضِ فَيَنظُرُوا كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبلِهِمۚ كَانُوا أَكثَرَ مِنهُم وَأَشَدَّ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلأَرضِ فَمَآ أَغنَىٰ عَنهُم مَّا كَانُوا يَكسِبُونَ فَلَمَّا جَآءَتهُم رُسُلُهُم بِٱلبَيِّنَٰتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلعِلمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَستَهزِءُونَ فَلَمَّا رَأَوا بَأسَنَا قَالُوا ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَحدَهُ وَكَفَرنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشرِكِينَ فَلَم يَكُ يَنفَعُهُم إِيمَٰنُهُم لَمَّا رَأَوا بَأسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَد خَلَت فِي عِبَادِهِۦۖ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلكَٰفِرُونَ﴾ [غافر: 82–85]
ترجمه: آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند چگونه شد؟ آنان از ایشان بیشتر و نیرومندتر و دارای آثار بیشتری در زمین بودند؛ اما آنچه به دست میآوردند برایشان سودی نداد. چون پیامبرانشان با دلایل روشن به سویشان آمدند، به دانشی که نزد خود داشتند شاد شدند، و آنان را چیزی فرا گرفت که مسخرهاش میکردند. و هنگامی که عذاب ما را دیدند، گفتند: به الله یگانه ایمان آوردیم و آنچه را شریک میگرفتیم انکار کردیم. اما ایمانشان هنگامی که عذاب ما را دیدند سودشان نداد؛ این سنتِ خداست که در بندگانش گذشته است؛ و در آنجا کافران زیانکار شدند.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَسَارِعُوا إِلَى مَغفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُم وَجَنَّةٍ عَرضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلأَرضُ أُعِدَّت لِلمُتَّقِينَ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلكَٰظِمِينَ ٱلغَيظَ وَٱلعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلمُحسِنِينَ وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَٰحِشَةً أَو ظَلَمُوا أَنفُسَهُم ذَكَرُوا ٱللَّهَ فَٱستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَمَن يَغفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَم يُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُم يَعلَمُونَ أُوْلَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِم وَجَنَّٰتٞ تَجرِي مِن تَحتِهَا ٱلأَنهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَنِعمَ أَجرُ ٱلعَٰمِلِينَ قَد خَلَت مِن قَبلِكُم سُنَنٞ فَسِيرُوا فِي ٱلأَرضِ فَٱنظُرُوا كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ ٱلمُكَذِّبِينَ﴾ [آل عمران: 133–137]
ترجمه: بهسوی آمرزش پروردگار خود و بهشتی بشتابید که پهنای آن آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است؛ آنان که در آسایش و تنگدستی انفاق میکنند، و خشم خود را فرو میبرند، و از مردم در میگذرند؛ و الله نیکوکاران را دوست دارد. و آنان که چون کار زشتی انجام دهند یا بر خود ستم کنند، الله (سبحانه وتعالی) را یاد میکنند و برای گناهان خود آمرزش میطلبند، و جز الله (سبحانه وتعالی) چه کسی گناهان را میآمرزد؟ و با آنکه میدانند، بر گناه پافشاری نمیکنند. پاداش آنان آمرزش پروردگارشان و باغهایی است که نهرها از زیر آن جاری است، و همیشه در آن میمانند؛ و چه پاداش نیکویی برای عملکنندگان است. پیش از شما سنّتهایی گذشته است، پس در زمین سیر کنید و بنگرید سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بوده است.
از خلال این آیات کریمه و با تدبّر در آنها درمییابیم که سُنّتِ الله یا سُننِ الهی، احکام و قوانین الله سبحانه وتعالی است که آنها را بر بندگانش در این زندگی جاری ساخته است؛ و این احکام نه تغییر میکنند و نه دگرگون میگردند.
نخست) جانشینی انسان در زمین؛ مقدمهای برای سنتِ مبارزه میان حق و باطل: استخلاف و جانشینگردانیدنِ انسان در زمین، برای آباد ساختن آن بر اساس منهج و برنامهٔ الله سبحانه وتعالی است. از جملهٔ این مسئولیت، عبادتِ الله یکتا است که هیچ شریک ندارد. چنانکه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَإِذ قَالَ رَبُّكَ لِلمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلأَرضِ خَلِيفَةٗۖ قَالُوٓا أَتَجعَلُ فِيهَا مَن يُفسِدُ فِيهَا وَيَسفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَۖ قَالَ إِنِّيٓ أَعلَمُ مَا لَا تَعلَمُونَ﴾ [البقرة: 30]
ترجمه: و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی میگمارم. گفتند: آیا در آن کسی را قرار میدهی که در آن فساد کند و خونها بریزد، در حالیکه ما تو را با حمدت تسبیح میگوییم و تو را تقدیس میکنیم؟ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید.
و نیز میفرماید:
﴿وَمَا خَلَقتُ ٱلجِنَّ وَٱلإِنسَ إِلَّا لِيَعبُدُونِ﴾ [الذاريات: 56]
ترجمه: من جنّ و انسان را نیافریدم مگر برای آنکه فقط مرا عبادت کنند.
و میفرماید:
﴿وَمَآ أُمِرُوا إِلَّا لِيَعبُدُوا ٱللَّهَ مُخلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤتُوا ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلقَيِّمَةِ﴾ [البينة: 5]
ترجمه: و به چیزی فرمان نیافته بودند مگر آنکه الله (سبحانه وتعالی) را عبادت کنند در حالیکه دین را برای او خالص سازند، و بر آئین توحیدی باشند، و نماز را برپا دارند و زکات بدهند؛ و این همان دینِ استوار است.
این آیات تأکید میکند بر یکی از سنّتهای الهی و آن اینکه الله سبحانه وتعالی انسان را در این زندگی بیهوده نیافریده، بلکه برای هدفی بزرگ و غایتی بلند که شأن انسان را بلند میگرداند و او را در «پایینترین مرتبه» مانند حیوان رها نمیکند. این هدف عبارت است از آباد کردن زمین بر اساس منهج الله سبحانه وتعالی و نیز اخلاص در عبادتِ الله سبحانه وتعالی، با غایتی والا که همان جلب رضای الله سبحانه وتعالی و سپس فوز و رستگاری در بهشت آخرت است. همچنین این هدف والا سببِ تحقق کرامت انسان، به عنوان یک انسان میگردد. چنانکه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَلَقَد كَرَّمنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلنَٰهُم فِي ٱلبَرِّ وَٱلبَحرِ وَرَزَقنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلنَٰهُم عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّمَّن خَلَقنَا تَفضِيلٗا﴾ [الإسراء: 70]
ترجمه: و بهراستی فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکبها) حمل کردیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدههای خود برتری آشکار دادیم.
دوم) سُنّتِ ابتلاء: آن برای این است که مؤمن از کافر، فرمانبردار از نافرمان یا فاسق و پاکیزه از ناپاک جدا گردد. در نتیجه اهل حق از اهل باطل تمیز یابند تا اهل حق، در دنیا سزاوار پیروزی و تمکین شوند و در آخرت سزاوار بهشت و اهل باطل، در دنیا مستحق عذاب و در آخرت سزاوار آتش باشند. الله سبحانه و تعالی میفرماید:
﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلمَوتَ وَٱلحَيَوٰةَ لِيَبلُوَكُم أَيُّكُم أَحسَنُ عَمَلٗاۚ وَهُوَ ٱلعَزِيزُ ٱلغَفُورُ﴾ [الملك: 2]
ترجمه: اوست که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارتر هستید؛ و اوست عزیز و آمرزنده.
و میفرماید:
﴿الٓمٓ أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُترَكُواْ أَن يَقُولُوآاْ ءَامَنَّا وَهُم لَا يُفتَنُونَ وَلَقَد فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبلِهِمۖ فَلَيَعلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَلَيَعلَمَنَّ ٱلكَٰذِبِينَ﴾ [العنكبوت: 1–3]
ترجمه: الف، لام، میم. آیا مردم پنداشتند که رها شوند به اینکه بگویند ایمان آوردیم و آزموده نشوند؟ و بهراستی کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم تا الله آنان را که راست گفتند معلوم بدارد و دروغگویان را نیز معلوم کند.
این سنن، از علّیت، شرطیت و دلالتهای آیات در موارد مختلف قرآن استنباط میشود. از حکمتهای ابتلاء، محک خوردنِ صبر مؤمن، صدق ایمان، ثبات و استقامت او است؛ و نیز استحقاق او برای پیروزی در دنیا و رسیدن به بالاترین درجات در آخرت میباشد. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿أَم حَسِبتُم أَن تَدخُلُواْ ٱلجَنَّةَ وَلَمَّا يَأتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَواْ مِن قَبلِكُمۖ مَّسَّتهُمُ ٱلبَأسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ﴾ [البقرة: 214]
ترجمه: آیا پنداشتید که داخل بهشت میشوید، در حالیکه هنوز مانند حال کسانی که پیش از شما بودند به شما نرسیده است؟ به آنان سختی و زیان رسید و آنچنان لرزیدند که رسول الله و کسانی که با او ایمان آوردند گفتند: یاریِ الله (سبحانه وتعالی) کی خواهد آمد؟ آگاه باشید که یاریِ الله نزدیک است.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿أَم حَسِبتُم أَن تُترَكُواْ وَلَمَّا يَعلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُم وَلَم يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَا رَسُولِهِۦ وَلَا ٱلمُؤمِنِينَ وَلِيجَةٗۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعمَلُونَ﴾ [التوبة: 16]
ترجمه: آیا گمان کردید رها خواهید شد، در حالیکه هنوز الله (سبحانه وتعالی) آنان را که در میان شما جهاد کردند و جز الله (سبحانه وتعالی) و پیامبرش و مؤمنان را دوست و محرم اسرار نگرفتند معلوم نگردانیده است؟ و الله (سبحانه وتعالی) به آنچه انجام میدهید آگاه است.
سنت ابتلاء برای ما رحمت و کرم و عدالتِ الله سبحانه وتعالی را دربارهٔ بندگان مؤمنش آشکار میسازد؛ زیرا اگر مؤمن ابتلاء را با صبر و رضایت به قضای الله سبحانه وتعالی و قدر او مواجه شود، آن ابتلاء سبب کفارهٔ گناهان او میگردد. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿مَا كَانَ لِأَهلِ ٱلمَدِينَةِ وَمَن حَولَهُم مِّنَ ٱلأَعرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ…﴾ [التوبة: 120–121]
ترجمه: اهل مدینه و بادیهنشینانی که پیرامون آنان بودند، سزاوار نبود که از رسول الله صلی الله علیه وسلم باز بمانند.
ادامهٔ آیه، فضیلت سختیها و رنجهایی را که در راه جهاد میکشند، بیان میکند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«ما يصيب المؤمنَ من نصب ولا مرض ولا همٍّ ولا حزن ولا أذى ولا غمٍّ، حتى الشوكة يشاكها، إلا كفّر الله بها خطاياه»
ترجمه: هیچ رنج و بیماری و اندوه و غم و آزاری بر مؤمن نمیرسد، حتی خاری که به او میخلد، مگر اینکه الله (سبحانه وتعالی) با همان، گناهانش را پاک میکند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«لا يصيب المؤمنَ شوكةٌ فما فوقها إلا نقص الله بها من خطيئته»
ترجمه: هیچ خاری بر مؤمن نمیرسد، یا چیزی بالاتر از آن، مگر اینکه الله (سبحانه وتعالی) بهوسیلهٔ آن از گناهش میکاهد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«ما يزال البلاء بالمؤمن والمؤمنة في نفسه وولده وماله، حتى يلقى الله وما عليه خطيئة»
ترجمه: آزمون و ابتلاء پیوسته مؤمن و مؤمنه را در وجودشان، فرزندانشان و داراییشان فرا میگیرد تا آنگاه که الله را ملاقات کنند و بر آنان هیچ گناهی نباشد.
آیهٔ کریمه در سورهٔ بقره، این سنت الهی را بهروشنی تأکید کرده است. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَلَنَبلُوَنَّكُم بِشَيءٖ مِّنَ ٱلخَوفِ وَٱلجُوعِ وَنَقصٖ مِّنَ ٱلأَموَٰلِ وَٱلأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيهِ رَٰجِعُونَ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيهِم صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِم وَرَحمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلمُهتَدُونَ﴾ [البقرة: 155–157]
ترجمه: و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش مالها و جانها و ثمرات میآزماییم؛ و بشارت بده شکیبایان را؛ آنان که وقتی مصیبتی به آنان برسد، میگویند: ما از آنِ خداییم و بهسوی او بازمیگردیم. اینانند که بر آنان درودهایی از پروردگارشان و رحمتی است و اینان هدایتیافتگاناند.
سوم) اینکه الله سبحانه وتعالی انسان را توانِ انتخابِ حق و باطل داده است: الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿قَد خَلَت مِن قَبلِكُم سُنَنٞ فَسِيرُوا فِي ٱلأَرضِ فَٱنظُرُوا كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ ٱلمُكَذِّبِينَ﴾ [آل عمران: 137]
ترجمه: پیش از شما سنّتهایی گذشته است؛ پس در زمین بگردید و بنگرید سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بوده است.
﴿قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَنتَهُوا يُغفَر لَهُم مَّا قَد سَلَفَ وَإِن يَعُودُوا فَقَد مَضَت سُنَّتُ ٱلأَوَّلِينَ﴾ [الأنفال: 38]
ترجمه: به کافران بگو: اگر بازایستند، آنچه گذشته بر آنان آمرزیده میشود و اگر بازگردند، سنّت پیشینیان (عقوبت) پیش از این جاری شده است.
﴿وَمَا يَأتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَستَهزِءُونَ كَذَٰلِكَ نَسلُكُهُ فِي قُلُوبِ ٱلمُجرِمِينَ لَا يُؤمِنُونَ بِهِ وَقَد خَلَت سُنَّةُ ٱلأَوَّلِينَ﴾ [الحجر: 11–13]
ترجمه: هیچ پیامبری به سویشان نمیآید مگر آنکه او را مسخره میکنند و اینگونه (انکار) را در دلهای مجرمان وارد میکنیم؛ آنان به آن ایمان نمیآورند و سنّتِ پیشینیان (عقوبتِ الهی) نیز گذشته است.
این آیات کریمه یک حقیقتِ ثابتِ کونی و قانون الهیِ تغییرناپذیر را آشکار میسازد و آن سنّتِ مبارزه دائمی میان حق و باطل است. سنّتهای امتهای پیشین چنین بود و نشان داد که الله سبحانه وتعالی چگونه تکذیبکنندگان را عقوبت کرد تا عبرتی باشد برای هر تکذیبکننده در هر زمان و تا مؤمنان بدانند که راه بهشت با ابتلاء، استهزاء، تکذیب و بازداشتن همراه است و دلهای مجرمان، بر اثر کردارشان، به سوی کوری از ایمان رانده میشود، پس ایمان نمیآورند.
الله سبحانه وتعالی انسان را قادر ساخت که حق یا باطل، ایمان یا کفر، راه خیر یا راه شر را انتخاب کند؛ پس او را مُخیّر ساخت که هرکدام از دو راه را بپذیرد: یا از اهل حق شود یا از اهل باطل. پس انسان بر اساس انتخاب خود محاسبه میشود. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿لَآ أُقسِمُ بِهَٰذَا ٱلبَلَدِ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا ٱلبَلَدِ وَوَالِدٖ وَمَا وَلَدَ لَقَد خَلَقنَا ٱلإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ أَيَحسَبُ أَن لَّن يَقدِرَ عَلَيهِ أَحَدٞ يَقُولُ أَهلَكتُ مَالٗا لُّبَدًا أَيَحسَبُ أَن لَّم يَرَهُۥٓ أَحَدٞ أَلَم نَجعَل لَّهُ عَينَينِ وَلِسَانٗا وَشَفَتَينِ وَهَدَينَٰهُ ٱلنَّجدَينِ﴾ [البلد: 1–10]
ترجمه: نه، سوگند به این شهر! و تو در این شهر حلال هستی و سوگند به پدر و آنچه زایید. بهراستی انسان را در رنج آفریدیم. آیا میپندارد کسی بر او توانایی ندارد؟ میگوید: مال بسیاری تلف کردم. آیا میپندارد کسی او را ندیده؟ مگر برای او دو چشم قرار ندادیم؟ و زبانی و دو لب؟ و او را به دو راه (راه خیر و راه شر) هدایت نکردیم؟ «نجدان» یعنی: راه خیر و راه شر.
الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿هَل أَتَىٰ عَلَى ٱلإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهرِ لَم يَكُن شَئٗا مَّذكُورًا إِنَّا خَلَقنَا ٱلإِنسَٰنَ مِن نُّطفَةٍ أَمشَاجٖ نَّبتَلِيهِ فَجَعَلنَٰهُ سَمِيعَۢا بَصِيرًا إِنَّا هَدَينَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرٗا وَإِمَّا كَفُورًا﴾ [الإنسان: 1–3]
ترجمه: آیا زمانی بسیار بر انسان گذشت که چیزی یادکردنی نبود؟ ما انسان را از نطفهٔ آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم؛ پس او را شنوا و بینا ساختیم. ما راه را به او نشان دادیم: یا سپاسگزار میشود یا ناسپاس.
این، عرصهٔ تکلیف و محاسبه برای انسان است؛ جاییکه الله سبحانه وتعالی به او دامنهای از اختیار داده است تا میان راه خیر و شر، حق و باطل، پیروی از دین و منهج الهی یا پیروی از هوای نفس انتخاب کند. سپس استحقاقِ ثواب یا عقاب بر اساس همین انتخاب است: اگر راه حق را برگزیند، نصرت الله و تمکین در دنیا و رضای الله سبحانه وتعالی، مغفرت و جنّاتی به وسعت آسمانها و زمین در آخرت نصیب او میشود. اگر راه باطل، کفر، ناسپاسی و فساد در زمین را برگزیند، جزای او غضب الله سبحانه وتعالی در دنیا و آخرت است. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿قُلنَا ٱهبِطُوا مِنهَا جَمِيعٗاۖ فَإِمَّا يَأتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدٗى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوفٌ عَلَيهِم وَلَا هُم يَحزَنُونَ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بَِٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُم فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾ [البقرة: 38–39]
ترجمه: گفتیم، همه از آنجا فرود آیید. پس اگر از جانب من هدایتی بهسوی شما آمد، هرکه از هدایتم پیروی کند، بیمی بر آنان نیست و غمگین نمیشوند و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل آتشاند و در آن جاودانه خواهند بود.
چهارم) مبارزهٔ دائمی میان حق و باطل: مبارزه و کشمکش دائمی میان حق و باطل -که جز با برپایی قیامت پایان نمییابد- میان راه خیر و راه شر و میان اهل حق و اهل باطل، مبارزهی حتمی است که به هیچ وجه ممکن نیست این دو گروه در آن با یکدیگر سازش یابند یا در یک نقطه جمع شوند. بر همین اساس، رابطهٔ میان اهل حق و اهل باطل، رابطهٔ دشمنی است و برای اهل حق جایز نیست که اهل باطل را جز دشمن خود بدانند. نتیجهٔ طبیعی این مبارزه، پیروزی حق بر باطل است مادامی که اهل حق در معیت و یاریِ الله سبحانه وتعالی باشند. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿ٱلمُنَٰفِقُونَ وَٱلمُنَٰفِقَٰتُ بَعضُهُم مِّن بَعضٖ يَأمُرُونَ بِٱلمُنكَرِ وَيَنهَونَ عَنِ ٱلمَعرُوفِ وَيَقبِضُونَ أَيدِيَهُم نَسُواْ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُم إِنَّ ٱلمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلفَٰسِقُونَ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلمُنَٰفِقِينَ وَٱلمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسبُهُم وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُم عَذَابٞ مُّقِيم ﴾ [التوبة: 67–68]
ترجمه: مردان و زنان منافق، همه از یکدست و همجنساند؛ به کار زشت فرمان میدهند و از کار نیک بازمیدارند، و دستهایشان را (از انفاق و کمک) فرو میبندند. آنان الله (سبحانه وتعالی) را فراموش کردند، پس الله (سبحانه وتعالی) نیز آنان را فراموش کرد. بیگمان منافقان همان فاسقاناند. الله (سبحانه وتعالی) مردان و زنان منافق و همچنین کافران را به آتش دوزخ وعده داده است؛ در آن جاودانه خواهند بود. همان دوزخ برایشان بس است. الله (سبحانه وتعالی) آنان را از رحمت خویش دور کرده و برای آنان عذابی پایدار است.
و میفرماید:
﴿وَٱلمُؤمِنُونَ وَٱلمُؤمِنَٰتُ بَعضُهُم أَولِيَآءُ بَعضٖۚ يَأمُرُونَ بِٱلمَعرُوفِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَيُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ سَيَرحَمُهُمُ ٱللَّهُۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾ [التوبة: 71]
ترجمه: مردان و زنانِ مؤمن، یار و یاور یکدیگرند؛ به کار نیک فرمان میدهند و از کار بد بازمیدارند، نماز را برپا میدارند، زکات را میپردازند و از الله (سبحانه وتعالی)و پیامبرش محمد (صلی الله علیه وسلم) فرمان میبرند. این گروه همان کسانیاند که الله (سبحانه وتعالی) بهزودی به آنان رحمت خواهد کرد، زیرا الله توانا و حکیم است.
از تأکیدات دیگر این مبارزه و دشمنی آن است که کفار پیوسته میکوشند اسلام و اهل آن را نابود کنند؛ حتی اگر ناچار شوند اموال و تلاشها و زمان خود را در این راه هزینه کنند. چنانچه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَموَالَهُم لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيهِم حَسرَةٗ ثُمَّ يُغلَبُونَ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحشَرُونَ ﴾ [الأنفال: 36]
ترجمه: بیگمان کسانی که کفر ورزیدند، اموالشان را خرج میکنند تا مردم را از راهِ الله بازدارند. امّا بهزودی همهٔ آن اموال را هزینه خواهند کرد، سپس این خرجکردن مایهٔ حسرتشان میشود، و سرانجام شکست خواهند خورد. و کسانی که کفر ورزیدند، به سوی جهنم گرد آورده خواهند شد.
ببنیم که قرآن چگونه این مبارزه و این دشمنی را با تأکید بیان کرده است. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَلَن تَرضَىٰ عَنكَ ٱليَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۗ قُل إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلهُدَىٰ وَلَئِنِ ٱتَّبَعتَ أَهوَآءَهُم بَعدَ ٱلَّذِي جَآءَكَ مِنَ ٱلعِلمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ﴾ [البقرة: 120]
ترجمه: هرگز یهود و نصارى از تو راضی نخواهند شد، مگر آنکه از آیین آنان پیروی کنی. بگو: هدایت، تنها هدایتِ الله است. اگر پس از آن دانشی که به تو رسیده، از خواستهها و تمایلات آنان پیروی کنی، در برابر الله هیچ سرپرست و یاوری نخواهی داشت.
بر این اساس، مسلمان رابطهٔ میان مسلمانان و غیرمسلمانان را رابطهٔ دشمنی و مبارزه حتمی میداند. از همینرو، فرمان پروردگار عزوجل در تحریمِ دوستی و ولایتِ کفار آمده است. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُم أَولِيَآءَ تُلقُونَ إِلَيهِم بِٱلمَوَدَّةِ وَقَد كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلحَقِّ يُخرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُم أَن تُؤمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّكُم إِن كُنتُم خَرَجتُم جِهَٰدٗا فِي سَبِيلِي وَٱبتِغَآءَ مَرضَاتِيۚ تُسِرُّونَ إِلَيهِم بِٱلمَوَدَّةِ وَأَنَا۠ أَعلَمُ بِمَآ أَخفَيتُم وَمَآ أَعلَنتُمۚ وَمَن يَفعَلهُ مِنكُم فَقَد ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ﴾ [الممتحنة: 1]
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خودتان را بهعنوان دوست و ولیّ خود مگیرید؛ شما به آنان اظهار دوستی میکنید، در حالیکه آنان به آنچه از حق بر شما آمده کفر ورزیدهاند، و رسول الله صلی الله علیه وسلم و شما را (از دیارتان) بیرون میرانند تنها به سبب اینکه به الله که پروردگار شماست ایمان آوردهاید. اگر واقعاً برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من بیرون آمدهاید، پس چرا پنهانی به آنان اظهار محبت میکنید؟ در حالیکه من به آنچه پنهان میکنید و آنچه آشکار میسازید داناترم. و هر کس از شما این کار را انجام دهد، بیتردید از راه راست منحرف شده است.
پنجم) فتنهٔ ابلیس (شیطان): الله سبحانه وتعالی ابلیس و پیروانش از شیاطین را آفرید، و او از عالم جنّ است. پس از آنکه از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد، آنگاه که از سجده بر آدم خودداری نمود. الله سبحانه وتعالی او را از رحمت خویش راند. پس در درون خویش سوگند یاد کرد که برای گمراه کردن انسان و دور ساختن او از راه حق تلاش کند و این خود آزمونی برای انسان در قوّت و صدق ایمانش و میزان حرص او بر اطاعتِ الله سبحانه وتعالی است. فتنهٔ ابلیس، هیچ حجّت و عذری برای انسان در پیروی از گامهای شیطان باقی نمیگذارد؛ زیرا الله سبحانه وتعالی، رحیم و عادل است. از همینرو میبینیم که الله سبحانه وتعالی در کتاب و سنت، انسان را بارها از پیروی گامهای شیطان برحذر داشته است. همزمان تأکید کرده که شیطان بر انسان سلطه ندارد و هر که از او پیروی کند، این بهسبب ارادهٔ خود او و ضعف ایمان اوست. اما مؤمنِ راستین که در ایمانش صادق باشد، شیطان هیچ راهی بر او نمییابد. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَٰتِ ٱلشَّيطَٰنِۚ وَمَن يَتَّبِع خُطُوَٰتِ ٱلشَّيطَٰنِ فَإِنَّهُ يَأمُرُ بِٱلفَحشَآءِ وَٱلمُنكَرِۚ وَلَولَا فَضلُ ٱللَّهِ عَلَيكُم وَرَحمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّن أَحَدٍ أَبَدٗا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾ [النور: 21]
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از گامهای شیطان پیروی نکنید و هرکه از گامهای شیطان پیروی کند، بیگمان او به کارهای ناشایست و منکر فرمان میدهد. اگر فضل الله و رحمت او بر شما نمیبود، هرگز هیچیک از شما پاک نمیشد؛ ولی الله هرکه را بخواهد پاک میسازد؛ و الله شنوا و داناست.
و میفرماید:
﴿أَلَم أَعهَد إِلَيكُم يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعبُدُوا ٱلشَّيطَٰنَۖ إِنَّهُ لَكُم عَدُوّٞ مُّبِينٞ وَأَنِ ٱعبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّستَقِيمٞ وَلَقَد أَضَلَّ مِنكُم جِبِلّٗا كَثِيرًاۖ أَفَلَم تَكُونُوا تَعقِلُونَ﴾ [يس: 60–62]
ترجمه: آیا به شما، ای فرزندان آدم، عهد نسپردم که شیطان را عبادت نکنید؟ زیرا او برای شما دشمنی آشکار است. اینکه مرا عبادت کنید که این راه راست است و بهراستی او از شما گروه بسیاری را گمراه ساخته است؛ آیا عقل به کار نمیبردید؟
و میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلحَيَوٰةُ ٱلدُّنيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلغَرُورُ إِنَّ ٱلشَّيطَٰنَ لَكُم عَدُوّٞ فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوّٗاۚ إِنَّمَا يَدعُوا حِزبَهُ لِيَكُونُوا مِن أَصحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ [فاطر: 5–6]
ترجمه: ای مردم! وعدهٔ الله حق است؛ پس زندگی دنیا شما را فریب ندهد و فریبدهنده شما را دربارهٔ الله نفریبد. بیگمان شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید؛ او تنها حزب خود را میخواند تا از یاران آتش سوزان باشند.
و میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي ٱلأَرضِ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَٰتِ ٱلشَّيطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُم عَدُوّٞ مُّبِينٞ إِنَّمَا يَأمُرُكُم بِٱلسُّوٓءِ وَٱلفَحشَآءِ وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعلَمُونَ﴾ [البقرة: 168–169]
ترجمه: ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ همانا او برای شما دشمنی آشکار است. او فقط شما را به بدی و زشتی و اینکه چیزی را به الله نسبت دهید که نمیدانید فرمان میدهد.
تعاملِ مسلمان با این سنن
الله سبحانه وتعالی انسان را با طبع و سرشتی ویژه آفریده است که دگرگون نمیشود؛ به این معنا که انسان دارای نیروی حیاتی است که او را طبیعتاً به تعامل با مخلوقات و سنن موجود در این جهان سوق میدهد تا نیازها و غرایزش را ارضا کند. افزون بر آن، انسان از عقل برخوردار است که او را از تمام موجودات دیگر متمایز میسازد و همین عقل، مبنای تکلیف است. پس انسان ناگزیر است با این سنن تعامل داشته و از آنها تأثیر بپذیرد. پس تأثیر این سنن بر زندگی انسان چیست؟
آنچه در این موضوع برای ما اهمیت دارد، انسانِ مسلمان است. چون رفتار هر انسان، بر اساس مفاهیم او یعنی بر پایهٔ عقیدهٔ او در زندگی است و چون عقیدهٔ اسلامی، عقیدهٔ صحیح میباشد. پس ایمان به سنن و اینکه دگرگون نمیشوند، بخشی از همین عقیدهٔ بزرگ است؛ عقیدهای که امت اسلامی بر اساس آن شکل گرفت و این عقیده اساس وحدت، قدرت، فرهنگ، تمدن و ریشهداری امت بود. در نتیجه سرچشمهٔ عزّت، پیروزی و سیادت آن در بیش از هزار سال است و سنن الله سبحانه وتعالی هیچ مانعی در برابر مسلمان جهت تلاش او در این زندگی نیست؛ زیرا الله سبحانه وتعالی انسان را در زمین جانشین ساخت تا در آن عبادت و آبادانی کند مطابق منهج ربانی که برای ما پسندیده است. ایمان استوارِ مسلمان به الله سبحانه وتعالی و تمام اصول عقیده، از جمله اینکه برای الله سنن ثابت و تغییرناپذیر است، او را به تلاش در این زندگی سوق میدهد؛ برای تحقق آنچه رضایت الله سبحانه وتعالی در آن است و در نتیجه فوز به مغفرت و دخول بهشت.
از آنرو که مسلمان میداند برای آبادانی زمین و عبادت الله سبحانه وتعالی آفریده شده است و اینکه بر هر عملش محاسبه میشود، این فهمْ او را به کار و تلاش با تمام توان و عزم وامیدارد، در راه تحقق این هدف و همواره آخرت را با حساب و جزایی که در آن است پیشِ روی دارد. پس خسته و سست نمیشود. نمونهٔ بندهٔ مخلص و فعّال در تمام زندگی خویش است، مجسّمکنندهٔ سخن علی بن ابیطالب کرمالله وجهه که گفت: «برای دنیایت چنان کار کن که گویی همیشه میمانی و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا میمیری» مسلمان مانند آن کسی نیست که الله سبحانه وتعالی دربارهاش میفرماید:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعجِبُكَ قَولُهُۥ فِي ٱلحَيَوٰةِ ٱلدُّنيَا وَيُشهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلخِصَامِ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلأَرضِ لِيُفسِدَ فِيهَا وَيُهلِكَ ٱلحَرثَ وَٱلنَّسلَۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلفَسَادَ وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتهُ ٱلعِزَّةُ بِٱلإِثمِۚ فَحَسبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئسَ ٱلمِهَادُ﴾ [البقرة: 204–206]
ترجمه: و از مردم کسی هست که گفتارش در این زندگی دنیا تو را به شگفت میآورد و حتی الله را بر آنچه در دل دارد گواه میگیرد، اما او سرسختترین دشمنخصمهاست. هنگامی که روی برمیگرداند و قدرت مییابد، در زمین تلاش میکند تا فساد برپا کند و کشت و نسل را نابود سازد و الله فساد را دوست ندارد. چون به او گفته شود: از الله بترس! غرورِ آمیخته با گناه او را میگیرد. پس جهنم برای او بس است و چه بد بستری است!
بلکه مسلمان همان است که الله سبحانه وتعالی دربارهاش میفرماید:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشرِي نَفسَهُ ٱبتِغَآءَ مَرضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلعِبَادِ﴾ [البقرة: 207]
ترجمه: برخی از مردماند که جان خود را برای طلب رضای الله میفروشند و الله نسبت به بندگان مهربان است.
و فرمودهٔ الله سبحانه وتعالی:
﴿قُل إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلعَٰلَمِينَ﴾ [الأنعام: 162]
ترجمه: بگو: نماز من، قربانی من، زندگی من و مرگ من، همه برای الله پروردگار جهانیان است.
همچنین ایمانِ مسلمانان به حتمی بودنِ وجود دو راه، راه حق و راه باطل و حتمی بودنِ مبارزه میان آن دو، و حتمی بودنِ پیروزی حق، و اینکه نصرت بهدستِ الله سبحانه وتعالی است، مسلمان را وادار میکند که همواره در جستوجوی حق باشد و دربارهٔ آن تحقیق کند؛ سپس آن را بپذیرد و بدان ملتزم گردد. تنها به این بسنده نمیکند، بلکه برای انتشار اسلام میکوشد؛ زیرا الله سبحانه وتعالی بر ما واجب کرده که به اسلام دعوت کنیم. مسلمان حرص میورزد که همواره در معیتِ الله سبحانه وتعالی باشد و تمام اسبابی را که نصرت را تحقق میبخشد و الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم به آن توصیه و امر کردهاند، بهکار گیرد. مسلمان از یأس و سستی بهدور است؛ بلکه در کار خود پیشقدم، با انگیزه، امیدوار به نصرت و فلاح است؛ زیرا میداند وظیفهٔ او عمل است، و نتیجه از نصرت و موفقیت بهدستِ الله سبحانه وتعالی است.
همچنین ایمانِ مسلمان به سنت ابتلاء، او را انسان صبور و مطمئن نسبت به عدالتِ الله سبحانه وتعالی میسازد و او را راضی به قضای الهی میکند؛ زیرا میداند ابتلاء دارای حکمت و رحمت است. از خلال ابتلاء، مردم متمایز میشوند: نیکان از بدان و صدق ایمان از نفاق یا ضعف آن. این نیز رحمت است؛ زیرا مسلمان میداند که رضایت او به قضای الله سبحانه وتعالی و صبرش بر ابتلاء، سبب کفارهٔ گناهان و بالا رفتن درجات او نزد الله سبحانه وتعالی میگردد. این او را انسانی مثبت و سازنده میسازد؛ بهگونهای که هرچه الله سبحانه وتعالی او را بیشتر بیازماید، ایمان، توکل و حسنظنّ او به الله سبحانه وتعالی افزایش مییابد و از یأس بهدور میماند و با عزم و اراده به پیمودن راه ادامه میدهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«عجباً لأمر المسلم، إن أمره كله خير، وليس ذلك لأحدٍ إلا للمسلم؛ إن أصابته سرّاء شكر فكان خيراً له، وإن أصابته ضرّاء صبر فكان خيراً له»
ترجمه: شگفتا از کار مسلمان! که همهٔ کارهایش برای او خیر است و این تنها برای مسلمان است: اگر نعمتی به او رسد، شکر میکند و این برای او خیر است و اگر سختی به او رسد، صبر میکند و این نیز برای او خیر است.
و الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجرَهُم بِغَيرِ حِسَابٖ﴾ [الزمر: 10]
ترجمه: شکیبایان پاداش خود را بدون حساب دریافت میکنند.
و میفرماید:
﴿وَإِذ تَأَذَّنَ رَبُّكُم لَئِن شَكَرتُم لَأَزِيدَنَّكُم وَلَئِن كَفَرتُم إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾ [إبراهيم: 7]
ترجمه: و (به یاد آورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد: اگر شکر کنید، قطعاً نعمت شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی ورزیدید، بیگمان عذاب من بسیار سخت است.
مسلمان از خلال این سنت الهی درمییابد که حقیقت دنیا چیست: اینکه دنیا سرای ابتلاء است و مرحله گذرا که پایان مییابد تا انسان به زندگی جاودانهٔ آخرت منتقل شود؛ پس دنیا راهی به سوی آخرت است. بنابراین کار او در دنیا برای آخرت است و حتی اگر از دنیا نصیب چندانی نگیرد برایش اهمیتی ندارد، زیرا سرانجام او آخرت و پیروزی در آن است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«موعدي معكم ليس الدنيا، موعدي معكم الآخرة»
ترجمه: موعد من با شما دنیا نیست؛ موعد من با شما آخرت است.
پس مسلمان انسانی تلاشگر، مخلص و جدّی است، پهلوانی پیشتاز و شجاع در جهاد با دشمنان است، از مرگ نمیهراسد؛ زیرا یقین دارد که زندگی و مرگ بهدستِ الله سبحانه وتعالی است. او در کنار این، عابدی اهل عبادت است؛ چراکه صفت مسلمانان چنین است: «سوارانِ روز و راهبانِ شب»
در پایان، مناسب نمیبینم که این موضوع را جز با این حدیث جامع و کامل به پایان برم؛ حدیثی که ما را همیشه به یاد سنن الهی در خلقت میاندازد و در دلِ مسلمان عقیدهٔ توکّل بر الله سبحانه وتعالی، سپس استعانت از او و حرص بر رضای او و پایبندی به اوامر و نواهیاش همراه با احساس عزّت و نترسیدن جز از الله سبحانه وتعالی را زنده میسازد.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت: روزی پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم، فرمود:
«يا غلام، إني أعلّمك كلمات: احفظ الله يحفظك، احفظ الله تجده تجاهك، إذا سألت فاسأل الله، وإذا استعنت فاستعن بالله، واعلم أن الأمة لو اجتمعت على أن ينفعوك بشيء لم ينفعوك إلا بشيء قد كتبه الله لك، ولو اجتمعوا على أن يضرّوك بشيء لم يضرّوك إلا بشيء قد كتبه الله عليك، رُفعت الأقلام وجفّت الصحف»
ترجمه: ای پسرک! برایت چند جمله میآموزم: الله را حفظ کن (فرمانش را نگاهدار) تا تو را نگهدارد؛ الله را حفظ کن تا او را پیش روی خود بیابی؛ اگر چیزی خواستی، از الله بخواه و اگر یاری جستی، از الله یاری بجوی و بدان که اگر همهٔ امت گرد آیند تا به تو سودی برسانند، سودی نخواهند رساند؛ مگر آنچه الله برایت نوشته است و اگر گرد آیند تا به تو زیانی برسانند، زیانی نخواهند رساند؛ مگر به چیزی که الله برایت نوشته است؛ قلمها برداشته شد و صحیفهها خشکید. (روایت ترمذی)
وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين!
برگرفته از شماره ۴۷۱ مجلهٔ الوعی-سال سیونهم
نویسنده: سُلافة شومان رحمها الله رحمة واسعة
مترجم: احمدصادق امین



