جمعه, ۱۴ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۵/۰۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

  •   مطابق  
بسم الله الرحمن الرحيم

مذاکرات امریکا و ایران؛ راهی برای عزت یا سقوط؟

(ترجمه)

می‌توان گفت که مذاکرات، به دولت فریبکار این امکان را می‌دهد که آنچه را که نتوانسته در میدان نبرد به‌دست آورد، از طریق آن به دست آورد. بنابراین، چگونه باید امت اسلامی به تلاش‌های امریکا برای مذاکره با ایران نگاه کند، در حالی‌که مسلمانان ایران بارها اعلام کرده‌اند که امریکایی‌ها در خواسته‌های خود اغراق می‌کنند، مواضع‌شان تغییر می‌کند و از فریب و دروغ‌گویی آشکار استفاده می‌کنند.

اولاً) موضوع مذاکرات خود بخودی: قدرت‌های استعمارگر غربی زمانی به مذاکرات روی می‌آورند که شکست‌شان در میدان نبرد نزدیک باشد. امت اسلامی هرگز توافقات خیانت‌آمیز دوحه در مورد افغانستان را فراموش نمی‌کند، به‌ویژه زمانی که امریکا نظارت بر روابط میان پاکستان و افغانستان را تحت عنوان مبارزه با تروریزم به عهده گرفت. این مداخلات باعث درگیری‌های مسلحانه میان دو ملت مسلمان شد و این روند هنوز ادامه دارد. ترامپ علناً هدف خود را بازپس‌گیری کنترل پایگاه هوایی بگرام از امریکا اعلام کرده است. پس از شکست امریکا در تسلیم کردن مسلمانان افغانستان، علی‌رغم جنگ بیست‌ساله و ائتلاف گسترده غربی، امریکا به حکام مسلمانان روی آورد تا مذاکراتی با طالبان ترتیب دهد و بدین‌وسیله منافع خود را پس از خروج تحقیرآمیز حفظ کند.

ثانياً) شکست در میدان نبرد امریکا را مجبور به مذاکره کرد: جنگ‌ها در سومالی، افغانستان، عراق و حالا ایران، توان نظامی واقعی امریکا را آشکار کرده‌اند که توسط ترس سربازانش فلج شده است. ترامپ پیش‌بینی کرده بود که جنگ تنها چهار روز طول خواهد کشید، اما پایداری ایران تمام پیش‌بینی‌های او را به هم ریخت و او را مجبور به تغییر مهلت‌های زمانی، اهداف و مراحل اعلام‌شده کرد. هدف استراتژیک جنگ علیه ایران تبدیل آن به یک دولت وابسته است که منافع خود را به نفع منافع امریکا قربانی کند، پس از آن‌که ایران برای دهه‌ها در مدار امریکا قرار داشت. با این حال، ترامپ به‌شدت شکست خورد؛ زیرا جنگ باعث وحدت مردم ایران حول ارتش‌شان شد و فرماندهی نظامی توانست کنترل تصمیم‌گیری‌ها را به دست بگیرد. بنابراین، مانند همیشه، امریکا به مذاکره روی آورد تا اهداف استراتژیکی را که نمی‌تواند از طریق جنگ به‌دست آورد، محقق سازد یا وقت بخرد تا حمله نظامی دومی ترتیب دهد.

ثالثاً) خروج اروپا نیز امریکا را مجبور به مذاکره کرد: ترامپ بارها از بی‌میلی متحدان سنتی امریکا در اروپا نسبت به استقرار به‌موقع نیروها و کشتی‌های جنگی در منطقه و همچنین مخالفت‌شان با استفاده از پایگاه‌های نظامی‌شان توسط امریکا ابراز نارضایتی کرد. ترامپ به‌دنبال ایجاد یک ائتلاف بزرگ غربی علیه ایران بود، همان‌طور که بوش  پدرعلیه عراق در سال ۱۹۹۰ و بوش  پسر علیه افغانستان در سال ۲۰۰۱ اقدام کرد. با این حال، این ائتلاف به‌ثمر نرسید و بلکه اروپا، تحت رهبری بریتانیا، تلاش کرد تا دلایل و روایت‌های امریکا را تضعیف کند. همچنین باید به این نکته توجه داشت که روسیه و چین از درگیری امریکا در باتلاق طولانی مدت بهره می‌برند، همان‌طور که امریکا در اوکراین روسیه را فرسوده کرد و در چین نقاط رقابت و تنش ایجاد کرد.

رابعاً) استمرار تسلط رهبری نظامی در ایران بر هدایت امور، در حالیکه مذاکرات به تقویت رهبری سیاسی منجر میشود: ترامپ افرادی در درون رهبری سیاسی ایران داشت که آماده بودند این کشور را به تابعیت امریکا درآورند. به همین دلیل امیدوار بود که یک حمله محدود به صف رهبری عالی‌رتبه بتواند خلایی ایجاد کند که افراد او آن را پر کنند. اما رهبری نظامی ایران قدرت را در دست گرفت و آماده نبود در مسائل امنیتی حیاتی مانند توانمندی‌های هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز کوتاه بیاید. علاوه بر این، ادامه جنگ، حتی اگر طولانی و کم‌میزان باشد، به تقویت کنترل رهبری نظامی خواهد انجامید. از این‌رو، امریکا به حکام مسلمانان روی آورد تا درب مذاکرات را باز کند و فرصتی فراهم سازد تا افراد ترامپ در رهبری سیاسی مسیر کشور را هدایت کنند. از این رو، جای تعجب نیست که رسانه‌های ایرانی از تنش‌ها میان شخصیت‌های سیاسی و رهبری نظامی عالی‌رتبه پرده بردارند.

خامساً) حقیقت درگیری نه میان دو طرفی است که به طور مشروع در پی دستیابی به توافق هستند، بلکه میان یک متجاوز که حقوق را غصب میکند و کسانی که حق مشروع دارند: امریکا هیچ‌گونه حقی در دخالت در امور امت اسلامی ندارد، نه در کنترل گذرگاه‌های آبی استراتژیک آن، نه در توسعه توانایی‌های نظامی دفاعی یا حتا تهاجمی‌اش. امریکا یک دولت متجاوز است که ابتدا از جنگ برای سلب حقوق مردم ایران و نقض حریم‌های آنان استفاده کرده است و اکنون مذاکرات فریبکارانه را به‌کار می‌برد تا به همان هدف برسد. بنابراین، وظیفه امت اسلامی است که در کنار مردم ایران بایستد، به‌ویژه در برابر متجاوز و به دفاع از حقوق آنان بپردازد، پس از آن‌که امت در حمایت از مردم غزه کوتاهی کرده و آن‌ها را به مذاکراتی رها کرده که برای تحمیل اخراج، خلع سلاح و گسترش اشغال به‌کار گرفته شد. امت اسلامی نباید در این تقصیر گناه‌آلود ادامه دهد، بلکه باید مسلمانان ایران را به رد مذاکره با متجاوز فریبکار تشویق کند و ارتش‌های خود را به برپایی خلافت راشده دوم فرمان دهد که ارتش‌های مسلمانان را علیه دشمنان متحد کند و آنان را به شکست سختی برساند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ﴾ [عمران: 12]

ترجمه: به کسانی که کفر ورزیدند بگو: شما شکست خواهید خورد و به جهنم رانده خواهید شد و چه بد جایگاهی است.

ای امت اسلامی! حزب‌التحریر از شما درخواست یاری دارد تا خلافت راشده بر منهج نبوت را حاکم  سازد. دروازه‌ها را برای جوانان آن باز کنید تا به فرزندان، برادران، پدران و اجداد شما در نیروهای مسلح دسترسی پیدا کنند.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ [أنفال: 24]

ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که الله و رسولش شما را به چیزی دعوت میکنند که زندگی شما در آن است، دعوت آنها را اجابت کنید و بدانید که الله میان انسان و قلبش حائل میشود و شما به سوی او محشور خواهید شد.

مصعب عميرولاية باكستان

مترجم: پارسا امیدی

Last modified onجمعه, 01 می 2026

ابراز نظر نمایید

back to top

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه