- نشر شده در ویدیوها
چهار شنبه ، 11 ربيع الأول 1439هـ مطابق با 29نوامبر 2017م
چهار شنبه ، 11 ربيع الأول 1439هـ مطابق با 29نوامبر 2017م
ارایه کننده : شيخ أبو تقي الدين الداري
جمعة، 28 صفر 1439هـ مطابق با 17 نوامبر 2017م
(ترجمه)
در این شماره میخوانید:
سخن هفته: ای مردم سرزمین شام و ای مسلمانان سراسر جهان! دیدید که دشمنان شما با وجود امکانات فراوان مادی که در اختیار دارند، هرگز موفق نشدند که در جریان این سالها شما را وادار نمایند تا در برابر برنامهها و اهداف شوم شان سر تسلیم فرود آورید. استقامت و پایمردی شما به کمک و توفیق الهی ثابت نمود که عزم و ارادۀ دشمن بسیار شکننده و ضعیف است و با وجود برخورداری از امکانات هنگفت مادی، دلهای شان مملو از ترس و وحشتاند. آنان در رویارویی با شما ضعیف و بزدل اند؛ اما نباید فراموش نمود که انسانهای بزدل و ترسو میتوانند از شکافهایی که در دیوار دشمن خویش میبینند، استفاده نموده و زمینۀ فروپاشاندن این دیوار را فراهم آورند و سپس ادای شیر و شجاعت را در آورند، نه اینکه خود شجاعت شیر را داشته باشند؛ بلکه به دلیل اینکه توانستهاند، شکاف موجود در دیوار دشمن شان را بزرگتر نموده و زمینه فروپاشی آن را فراهم آورند.
میدانید که پیشوای صادق و مخلص هرگز به دنبالهروانش دروغ نمیگوید و حزب التحریر به عنوان چنین پیشوایی، به شما هشدار داده و شما را بیم میدهد که مبادا بگذارید این شکاف بزرگتر شود و دیوارتان از هم فروپاشد؛ بلکه هرچه عاجلتر این شکاف را با احکام ناب اسلام برای همیشه فروبسته و دیوارتان را استحکام بخشید. بدون شک صلاح کار آخر این امت همانی است که اول آن را اصلاح نمود. حاکمیتی که بر مبنای اسلام و لشکرهایی که در راه الله سبحانه وتعالی به حرکت در آورده شوند وبس.
برای دریافت این شماره به لینک ذیل مرجعه فرمایید:
http://www.hizb-ut-tahrir.info/ar/index.php/dawahnews/sporadic-news/29432.html
(ترجمه)
به تاریخ اول نومبر ۲۰۱۷م کانال "تلویزیونی۴ انگلیس" مستندی را تحت عنوان "حقیقت ازدواج اسلامی" به نشر رساند. درین مستند، با وارد نمودن این تهمت، که حقوق ازدواج زنان مسلمان تأمین نمیگردند، عقد نکاح اسلامی زیر سؤال برده شد. بنابرین، مسلمانان باید مجبور گردند تا به منظور تأمین حقوق زنان ازدواج شده بر اساس نظام حقوقی انگیس، مطابق به قوانین این کشور ازدواج کنند. با تدبر بیشتر بالای این مستند، میتوان به حقایق ذیل نائل شد:
درین برنامه کوشش شده تا با زیر سؤال بردن عقد نکاح اسلامی، ثابت نمایند که نکاح برای تأمین حقوق زنان مؤثر نیست. این در حقیقت نشان دهندهی نواقص قوانین سیکولری دولت انگلیس است که تا اکنون نتوانسته، میان قوانین مراسم ازدواج اسلامی و غیراسلامی تفکیک قائل شود.
وضعیت زنان مسلمانیکه از طریق عقد نکاح ازدواج نمودهاند و قادر نیستند تا حقوق ازدواجشان را بدست بیاورند، در واقع ناکارایی و نواقص نظام سیکولر انگلیس را نشان میدهد؛ نه از اسلام را؛ چون این نظام سیکولر انگلیس با تطبیقاش نتوانسته است، بالای تمام عقاید مؤثر تمام شود. همچنان نظامهای سیکولر غربی تحریمهایی را بالای بعضی از ارزشهای اسلامی؛ مانند: نقاب و حجاب تحمیل نموده است؛ در حالیکه اسلام با تطبیق نظامش توسط دولت خلافت به غیرمسلمانان اجازه میدهد تا مطابق عقاید و باورهای خویش بدون هیچگونه دخالت و مزاحمت، مراسم ازدواجشان را پیش ببرند؛ اما سیکولرهای غربی با بیشرمی تمام، این نوع نظام را برای تأمین و حفظ حقوق زنان، ظالمانه و عقبمانده تلقین مینمایند.
شایان ذکر است که درین برنامه اکثریت فرهنگیان، حقوقدانان و هیئت حقوقی کشور انگلیس اعتراف نمودند که این قوانین ساخته شدهی ازدواج در سال ۱۸۳۶م، سازگار با اهداف قرن ۲۱ نیست و نمیتواند مشکلات جامعههای تشیکل شده از عقاید مذهبی مختلف را حل نماید. این دلیل دیگری است که ضعف واقعی قوانین سیکولر و ساختهی دست بشر را نشان میدهد که از حل کردن مشکلات همه جانبه بشر در هر زمان و مکان عاجز مانده است، و بنابر بیکفایتی و ناکاراییاش، تغییر و تعدیل میگردد؛ اما بر عکس قوانین اسلامی ثابت و غیرقابل تغییر بوده؛ چون در هر زمان و مکان مطابق فطرت همه بشریت میباشد و نیاز به اصلاحات ندارد. این خصوصیت و کیفیت، تنها در نظامی نهفته است که توسط خالق همه کائنات و واقف از گذشته، حال و آینده میباشد، ساخته شده است. و او سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾
[حجرات: ۱۶]
ترجمه: بگو: آیا الله(سبحانه وتعالی) را از ایمان خود با خبر میسازید؟ او تمام آنچه را در آسمانها و زمین است، میداند و الله(سبحانه وتعالی) از همه چیز آگاه است.
موجودیت میزان گستردهی خشونت داخلی، مشکلات حقوق ازدواج زنان و بدرفتارییکه به صورت عموم زنان متاهل انگلیس را به ستوه آورده است، موضوعات چون: طلاق و از هم پاشیدگی خانوادهها، شواهد کافیاند تا ثابت نمایند که قوانین سیکولر این کشور از ساختن فضای ازدواجهای مؤفق در جامعه، نه تنها که عاجز مانده است؛ بلکه باعث بحران از هم پاشی زندگی خانوادگی نیز شده است. برعلاوه، عوامل مختلف دیگری نیز در افزایش این وضعیت کمک نموده است؛ اولاً آزادیهای جنسی، زمینه روابط نامشروع را فراهم ساخته است؛ ثانیاً مفکوره فیمینستی؛ مانند: مساوات جنسی بینظمی را در ارتباط به نقشی حقوق زنان و مردان در زندگیشان ایجاد نموده و به عوض کمک و همکاری در زندگی مشترک یکدیگر باعث ایجاد فضای رقابتی میان زوجها گردیده است.
زنانیکه طالب طلاق از شوهران خوداند، با مصارف هنگفت قانونی در محکمه رو برواند. همچنان مواردی؛ مانند: نارضایتی مردم از "نظام حفاظت حقوق اولاد و طلاق" در انگلیس و ترک زنان بدون پرداخت حقوق مالی آنها توسط شوهران، آشکار میسازد که نظام سیکولر این کشور شایستگی حفاظت و تأمین حقوق زنان را ندارد.
همچنان درین مستند، به طور شرم آوری کوشش شده است که نواقصی را در ازدواج اسلامی وارد و منتشر نمایند؛ اما حقیقت امر اینست که نظام خانوادگی و اجتماعی اسلام زمینه آسایش، همپذیری، حس احترام به شان و مقام عالی زنان، رفتار نیک، حق میراث، حق مهریه و دهها حقوق دیگر زنان را فراهم میسازد تا آنها در رفاه و آرامش از زندگی لذت ببرند. بنابرین، اگر عمیقاً تدبر گردد، نظام اسلام قرنها جلو تر از نظام سیکولری غرب قرار دارد. چنانچه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾
[نسا: ۱۹]
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! برای شما حلال نیست که از زنان، از روی اکراه(و ایجاد ناراحتی برای آنها) ارث ببرید و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها دادهاید(از مهر) تملک کنید؛ مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. با آنان بطور شایسته رفتار کنید و اگر از آنها(بجهتی) کراهت داشتید(فوراً تصمیم به جدایی نگیرید) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و الله(سبحانه وتعالی) خیر فراوانی در آن قرار میدهد.
همچنان درین برنامه بالای تعدد زوجات نیز حمله صورت گرفته و ادعاء نمودند که این کار بیعدالتی در مقابل زنان مسلمان محسوب میشد؛ اما ازین امر صرف نظر نمودند، مردیکه مطابق بر اسلام بیش از یک زن میگیرد، مکلف است تا بر تمام نیازمندیهای جسمی، غریزوی و مالی همه زنان خویش رسیدهگی کرده و با تمام آنها مساویانه و عادلانه رفتار نماید. این مستند ازین حقیقت نیز چشمپوشی نمود که مردان در جامعههای آزاد حق دارند تا با زنان بیشماری همزمان رابطه جنسی داشته باشد، هیچ مسئولیت و نیاز مندیهای جسمی، غریزوی و آسایش مالی آنها و اولادهایشان را به عهده نگیرند، احیاناً در هر ماه توسط صندوق پستی چک میفرستند.
محققین حاضر درین برنامه اعتراف نمودند که در سروی انجام شده، زنان مسلمانیکه در عقد نکاح یک مسلماناند، از زندگیشان بسیار خوشحال و راضیاند. در ضمن، آنهانگراناند که اگر دولت انگلیس داشتن تعدد ازدواج را منع کند، ازدواج آنها به مشکل مواجه گردیده و از هم میپاشند؛ ولی این برنامه به خاطر موضوعات فیمینستی از حقوق این زنان چشمپوشی نمود.
این مستند به راحتی ازین حقیقت چشمپوشی نمود که حفاظت و تأمین درست حقوق زنان در ازدواج، نیازمند نظامی است که قوانین اسلام را بطور جامع تطبیق و نظام قضائیاش از حقوق ازدواج زنان محافظت نماید. خلافت بر منهج پیامبر صلی الله علیه وسلم یگانه نظامی است که با وجود عدم موجودیتاش در سرزمینهای اسلامی، دارای قضایای بیشماری است که زنان به طور آزادانه توانستند، به حقوق خویش توسط آن برسند. این نقطه قابل تأکید است که زنان مسلمان نیاز مبرم به تأسیس این دولت مقتدر دارند تا از حقوقیکه الله سبحانه وتعالی برایشان داده است، بهرمند گردند.
بدین اساس، "عدم بیان حقیقت ازدواج اسلامی" برای کانال تلویزیونی انگلیس کار شرم آوری است و با این دروغ، که اسلام ناقض حقوق زنان است و زمینه بدرفتاری، سوء استفاده و بیعدالتی را برای آنها فراهم میکند، یک بار دیگر ارزش سیکولری خویش را به زمین زد. در واقع عکس العملها کار معمولی رسانهها بوده تا افکار و قوانین اسلامی را در کشورهای غربی ضعیف و با ایجاد شک و تردید مسلمانان را از دینشان منحرف نمایند. گرچه این موضوعات جوابهای دندان شکن برای سیکولرهای کم عقل بوده و ضمنااً آنها یک بار دیگر ورشکستگی نظام سیکولر، تعصب جاهلانه و منافقانه خویش را نسبت به اسلام ظاهر ساختند.
﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾
[صف: ۸]
ترجمه: آنان میخواهند نور الله(سبحانه وتعالی) را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی الله(سبحانه وتعالی) نور خود را کامل میکند، هر چند کافران خوش نداشته باشند.
داکتر نسرین نواز
رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
[آلعمران: ۱۱۸]
نشانههای دشمنی از دهان و کلام شان آشکار شده و آنچه در دلهایشان پنهان میدارند، از آن بزرگتر است.
(ترجمه)
به تاریخ ۱۶ نومبر ۲۰۱۷م، وزیر داخله کشور هندوستان؛ قانونگذار با نفوذ نسبت به ماهاراسترا، هانسراج و گانگارام، در جلسه امنیتی که توسط "آسوکام" ترتیب شده بود، گفت: «کشور بنگلهدیش چالش امنیتی بزرگ را به دلیل دخول غیرقانونی افرادش برای هندوستان نسبت به پاکستان و چین ایجاد کرده است.» وی با سخنان تمسخر آمیزش این کشور را "دوست" اما از طرف دیگر شهروندان آن را برای کشورش "تهدید" شمرد. سخنان تحقیر آمیز دشمن اسلام ما را متحیر نمیسازد، چون الله سبحانه وتعالی در بارهاش ما را چنین اخطار داده است که مشرکین را دوست خود اختیار نکنید.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ﴾
[آلعمران: ۱۱۸]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید! آنها از هرگونه شرّ و فسادی در باره شما، کوتاهی نمیکنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. نشانههای دشمنی از دهان و کلام شان آشکار شده و آنچه در دلهایشان پنهان میدارند، از آن بزرگتر است.
جای تعجب نیست که این دولت کفری در قضیه روهینگیا؛ مسلمانان بنگلهدیش را به باد فراموشی سپرده؛ در کنار دولت خونخوار میانمار ایستاده، آنها را مانند پرندهگان به قتل رساند و در مناطق سرحدی موانع را ایجاد کرد. اما باید تکان خورد و تعجب کرد؛ وقتیکه رژیم بیرحم "حسینه" با آگاهی کامل از این حقایق، هند را کشور "دوست و همسایه نزدیک" بداند. باید تعجب کرد؛ وقتیکه "حسینه" در صدد راضی نگهداشتن هند "طفل نامشروعی که از بطن غرب استعمارگر تولد شده است" باشد. باید تعجب کرد؛ وقتیکه دولت حسینه برای برآورده ساختن اهداف پلید هند، کوشش نماید. باید تعجب کرد؛ وقتیکه "حسینه" حالت خاموشی را در برابر سخنان تمسخر آمیز وزیر هند، اختیار کند.
ای مسلمانان! آیا خاموشی حسینۀ خاین، بیانگر همدستی و هم فکری وی با دولت هند نیست که در قتل خواهر مسلمان ما هند را یاری میکند و کشتن وی را جایز میداند؟ آیا جایز بود به بهانۀ دوری از خطر، ۱۴۰۰ افراد ملکی بنگلهدیشی توسط محافظان سرحدی هندوستان بیرحمانه کشته شوند؟!
ای مسلمانان! این را بدانید که هند در پی نابودی اسلام و مسلمانان بوده و چیزیکه در سینههای آنها نهان است؛ خطرناکتر از چیزیکه به زبان میآورند، میباشد. جای بسا شرم است که "حسینه" هندوهای مشرک را دوست گرفته؛ از هشدار و عذاب الله سبحانه وتعالی نمیهراسد و راه برآورده ساختن تمایلات و خواستههای مشرکین را در پیش گرفته است. برادران؛ پسران و پدرانی که شامل ارتش مسلمانان هستید! در از بین بردن طاغوت به خواستههای ما لبیک گویید.
ای افسران مخلص ارتش مسلمان!
حاکمیت ظالمانۀ منطقوی هند را از میان بردارید؛ نگذارید طفل نامشروع غرب(هند) که نتیجه عمل نامشروع لورد مونتباتن است؛ برادران و خواهران مسلمان تان را بیرحمانه از بین ببرند. بیاد بیاورید جنگ "پردیوا" را که محافظان سرحدی ما چگونه شبه نظامیان بزدل هند و تعداد زیاد قهرمانان آنها را در سال ۲۰۰۱م با شکست ننگین مواجه ساخته و همه آنها را از بین بردند. اما این را باید درک کنید که ضعف دولت بنگلهدیش، هند را قادر ساخته است تا ویروس "تفرقه" را در این منطقه ایجاد کند تا به بسیار سهولت این منطقه را از داخل بپاشد. لذا؛ بیایید به حاکمیت همه حکام فروخته شده "نه" گفته و حزب التحریر را در راستای تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت نصرت دهید؛ تا این دولت مقتدر(خلافت) زبان هند را از حلقومش کشیده و مانع از همپاشی و ظلم مسلمانان گردد.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه بنگلهدیش
(ترجمه)
در این شماره میخوانید:
برای دریافت این شماره به لینک ذیل مرجعه فرمایید:
(ترجمه)
خبر:
از ۱۲ نومبر ۲۰۱۷م بدینسو، زمانیکه اشتراک کنندهگان در کنفرانس "جوانان" در جمرود برای لغو "قوانین جنایی مرزی(FCR) صدا بلند نمودند و خواستار هرچه زودتر ادغام "مناطق قبیلهای فدرال(FATA)" با "خیبر پختونخوا" شدند، بحث و جدالهای شدیدی در ولایت خیبر پختونخوای پاکستان آغاز شد. حاجی شاه جی گل آفرید، عضو مجلس ملی، چنین اظهار نمود: «زمان آن رسیده است که با لغو قوانین جنایی مرزی ما "منطقه قبیلهای فدرال" را در مسیر اصلیاش بیاوریم.» وی تأکید کرد که متنفذین قبایل "قوانین جنایی مرزی" را رد کردند و خواستند که تحت قانون اساسی و رهبری کشور، این مناطق اداره شوند.
تبصره:
در واقع "مناطق قبیلهای فدرال" یک منطقه نیمه خودمختار در شمال غربی پاکستان است، که متشکل از هفت حوزه قبیلهای(ولسوالی) و شش منطقه مرزی است. تمام این مناطق مستقیماً از سوی دولت فدرال پاکستان توسط قوانین خاص تحت نام "قوانین جنایی مرزی (FCR)کنترول میشوند. این قوانین سختگیرانه توسط مستعمره سابق؛ یعنی راج انگلیسی در سال ۱۸۷۷م بالای مسلمانان هند؛ به منظور سرکوب مقاومت مجاهدین پشتون، که علیه اشغال خونین انگلیس مبارزه مینمودند، ایجاد گردید.
قوانین "FCR" بخاطر جرایم افراد خاص که مجموع از مجازات را بر فامیل و اعضای قبیله تحمیل مینمود، این قانون حتی حق محاکمه متهم را توسط قوه قضائیه رد میکند؛ بلکه این قانون به متهم مجازات میدهد. در دستور این قانون، رؤسای قبیله با داشتن اندکترین همدستی با مظنون؛ حتی بدون تثبیت جرم از سوی دولت فدرال به مجازات محکوم است. عدم پیروی از این قانون میتواند، رؤسای قبیله را تحت مجازات سنگین قرار دهد. با این حال، انگلیس هرگز به سرکوب مقاومت مجاهدین در منطقه پشتوننشین مؤفق نشد و این قانون منحیث یک سلاح قوی یا "بفر زون" برای ناامنی در افغانستان استفاده میشد. سرانجام، نیروهای نظامی انگلیس اخراج شدند و تا اکنون جرئت برگشت دوباره را ندارند.
بعد از تأسیس کشور پاکستان "منطقه قبیلهای فدرال" هنوزهم منحیث یک جبهه مقاومت و مبارزه علیه اشغال بیگانهها عمل میکند. مسلمانان منطقه قبیلهای فدرال در مقابل تهاجم اتحاد جماهیر شوروی، همانند امپراتوری انگلیس مقاومت نشان دادند، که تا اکنون جرئت برگشت را ندارند. پس از تهاجم نظامی امریکا، دوباره این "منطقه قبیلهای فدرال" مرکزی بود که از آنجا حملات بالای نیروهای ناتو در خاک افغانستان راهاندازی میشد. با این حال، در آن زمان حکام نوکر امریکا در رهبری پاکستان فرمان وضعی ستمگرانهای استعمارگران را پذیرفتند که بعداً ظلم و ستم و مجموعِ از مجازات را بر مسلمانان قبایلی پشتوننشین به منظور تضعیف مقاومتشان به راه انداختند.
این حکام نوکر، مناطق قبایلی را دگرگون نموده و باعث بحران مهاجرتهای گسترده شدند. فعلاً مقامات امریکایی خواهان افزایش سرکوب مقاومت مردم با استفاده از ترفند و بهانههایی؛ مانند اعزام دائمی دستگاه امنیتی فدرال در مناطق قبیلهای توسط از بین بردن "قوانین جنایی مرزی" که هدفشان آوردن مناطق قبیلهای تحت قوانین حکومتی است، هستند.
با وجود اجرای تمام پلانهای شوم امریکا، حکام پاکستان به نحو فریبنده آن را به نفع کشورشان تبلیغ نمودند و این بار طوری ادعاء میکنند که آنها میخواهند تمام مسلمانان اهالی منطقه قبیلهای فدرال را از حقوق قضایی یکسانیکه تمام کشور برخوردار اند، مستفید سازند. بنابر این، پس از ۲۴ جنوری ۲۰۱۷م، زمانیکه حکومت فدرالی در مورد یکجا شدن "خیبر پختونخوا" با "منطقه قبیلهای فدرال" تصمیم گرفت، رژیم پاکستان فورا ادعاء نمود که ما برای مسلمانان "منطقه قبیلهای فدرال" حقوقی شهروندی را اعطاء میکنیم که همهای کشور از آن برخوردار اند. سپس در ۱۷ اکتوبر ۲۰۱۷م، کمیته ملی اجرایی بر "منطقه قبیلهای فدرال" اصلاحاتی را به منظور تسریع تصویب این لایحه به وزیر امور خارجه از طریق هر دو مجلس پارلمانی دستور داد و همچنان اقدامات قانونی و اداری دیگر را به اجراء گذاشت تا قانون قضایی را هرچه زودتر به این مناطق قبایلی گسترش دهد.
یقیناً که ادعاء رژیم بیبنیاد و احمقانه است. این در سرتاسر پاکستان واضح است که مسلمانان از هیچ حقوقی بهرهمند نیستند. این در حالیست که نظام دموکراسی، خواه در داخل "منطقه قبیلهای فدرال" یا خارج از آن، یا تحت تطبیق "قوانین جنایی مرزی" یا عدم آن، مسلمانان را از حقوق اسلامیشان محروم میگرداند. قوانین قضای ساخته شده دست بشر، همراه با تأخیر حل دوسیه به سالها و دههها، این خود یک بیعدالتی برای مسلمانان محسوب میشود.
در کل اگر جمع آوری کنیم: حقوق تحصیلات عالی، دسترسی به مراقبت های بهداشتی و صحی، ثبات امنیت و زندگی معیاری به اکثریت عوام تحت نظام سرمایهداری غیر قابل دستیابی است؛ چون ثروت دولت به دست چند شخص محدود قرار دارد.
یقیناً مسلمانان شبهقاره هند برای ایجاد پاکستان زحمات زیادی کشیدند تا شریعت اسلامی در را در تمام ابعاد زندگی خود تطبیق و در سایه رحمت اسلام عزیز زندگی کنند. امروز زمان آن رسیده که مردم "منطقه قبیلهای فدرال"، "خیبر پختونخوا" و تمام مسلمانان پاکستان باید برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت فعالیت کنند. بعداً زمان آن خواهد رسید که هر شهروند از وظایف اساسی برخوردار و از مزایای حقوق انسانی خود مستفید خواهد شد.
﴿إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ﴾
[یوسف: ۶۷]
ترجمه: تنها حكم و فرمان از آن الله(سبحانه وتعالی) است.
نویسنده: شهزاد شیخ
معاون سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه پاکستان
دولت تلاش دارد تا رضایت باداران غربیاش را با پرداختن به اعتبارنامههای لیبرالی حاصل کند که تغیر قانون سوگند به ختم نبوت از جمله گام نخستشان در این زمینه میباشد
(ترجمه)
احسن اقبال وزیر امور داخله پاکستان با وعده تشکل کمیتهای برای بررسی ادعاهای معترضان، از آنها خواست تا به اعتراضاتشان در اسلام آباد پایان دهند. معترضان ادعاء میکنند که زاهد حمید وزیر قانون و عدلیه، قانون انتخابات را مبنی بر اینکه حضرت محمد صلی الله علیه وسلم آخرین پیامبر الله سبحانه وتعالی است، تغییر داده است. خطرناکتر این است که دولت در خصوص این امر بیتوجهی نشان داده و بدتر از آن میخواهد کسانی را که در دشمنی با اسلام و مسلمین، شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم را به عنوان آخرین پیامبر زیر سوال قرار دهند، بیگناه جلوه داده و قضیه را از دید افکار عامه پنهان کند.
دولت پاکستان پیوسته تلاش دارد تا خود و وزیرانش را از این معضل نجات دهد؛ در حالیکه مردم اسلام آباد و راولپندی در مشکلات دست و پنجه نرم میکنند، که از جمله آنها نمیتوانند، به بیمارستانها دسترسی پیدا کنند، اطفال نمیتوانند به مکاتب حضور یابند، کارمندان قادر نیستند که به دفتر کاریشان بروند و حتی جادهها کاملاً به روی ترافیک مسدود گردیده و مسافرین ساعتها در خیابانها انتظار میکشند.
جای شکی نیست که تغییر در نسخه خاتم نبوت اشتباه اداری نبوده؛ بل این دولت است که در جهت خوشساختن باداران غربیاش تلاش نموده و هویت لیبرالیاش را برای حصول اطمینان غرب، به ویژه ادامه همکاریهای امریکا، خصوصاً زمانیکه پاکستان در انتخابات سال آینده به آن مواجه میشود، نشان دهد. تصادفی نیست که تلاش برای تغییر نسخه خاتم نبوت در همان زمانیکه دولت پاکستان با شورای حقوق بشر سازمان ملل روابط برقرار کرد، اتفاق افتاده باشد.
دولت پاکستان در گزارش ملی خود که به تاریخ ۱۷ سپتمبر ۲۰۱۷م به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرد، با افتخار میزان گامهایی را برای ارتقای حقوق بشر بر اساس ارزشهای غربی لیبرال در پاکستان محاسبه کرد. در خصوص حقوق اقلیتها در این گزارش آمده است که: «به عنوان مثال، حکم محکمه ابتدایی در خصوص قوانین اهانت بر مقدساتیکه عاری از تبعیض باشد، توسط محکمههای عالی حفظ گردیده و هیچ کس تحت این قوانین مجازات نمیگردد.»
ماموریت امریکا در امور سازمان ملل در ژنیو، در حالیکه پاکستان در مورد بیانیه خود در ۱۳ نومبر ۲۰۱۷م اظهار نظر مینمود، به شرح زیر اشاه کرد: «ایالات متحده از هیئت پاکستان به گروهکاری UPR استقبال میکند و توصیه میکند که پاکستان باید صلاحیت قوانین و محدودیتها و استفاده از آنها را در برابر مسلمانان احمدی و دیگران متوقف کند.» و همچنان، از گزارشگر سازمان ملل خواست تا در زمینه ارتقاء و حمایت از حقوق فکری و آزادی بیان بازدید نماید. این بیانیه از سوی امریکا هنگامی مطرح میشود که مسئله رسالت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم به عنوان آخرین پیامبر در پاکستان حل و فصل شده است و کسانیکه مخالف این امر میباشند، مسلمان نبوده و کلمه مسلمان بر آنها اطلاق نمیگردد.
ای مسلمانان پاکستان! آیا این مسئله اصلاحی قانون در مورد نسخه خاتم نبوت، امری ناپسند نیست، که حق ایجاد قوانین را برای انسان فراهم می کند؟ آیا اکنون کاملاً روشن نیست و در مورد اینکه دموکراسی یک نظامی کفری بوده و هیچ رابطهای با اسلام ندارد، تردیدی وجود دارد؟ دموکراسی نظامی است که حق تقنین را به عوض قوانین الهی برای انسانها فراهم میکند. استعمارگران کافر، دموکراسی را به عنوان یک نظام حکومتی در سرزمینهای ما پس از فروپاشی بزگترین دولت اسلامی(خلافت) معرفی نمودند، و این دموکراسی است که نفوذ غرب را در سرزمینهای ما تأمین نموده و قوانین کفریاش را بالای ما تطبیق میکند. لذا این تنها در دموکراسی است که مسلمانان دست به اعتراضات، تحرکات و اعتصابها میزنند تا باشد نسبت به آنچه که برای آنها مقدس است، به هر قیمتیکه میشود، باید از آن محافظت صورت گیرد؛ اما فراتر از آن، کاری از دست آن ساخته نیست.
اما بر عکس، در نظامی اسلامی(خلافت) خلیفه مسئول است که شریعت اسلامی را تطبیق نموده و هرگز نمیتواند، به اساس علایقاش قانونگذاری کند. در ضمن خلیفه در نظام خلافت یگانه کسی است که حامی دین، عقیده و مقدسات میباشد. امروز ما مجبور هستیم که از وسایل نا مطمئن برای محافظت از عقیده خود در سرزمینهای خود، از عاملان غربی استفاده کنیم، در حالیکه در نظام خلافت، خلیفه کسی است که از اسلام و مسلمانان، اصول و مقدسات آن حتی در سرزمینهای خارج از قلمرو خود حفاظت میکند.
پس ای برادران! شما نباید تلاش کنید تا یک یا دو وزیر این دولت را حذف کنید؛ بل باید تمام تلاشتان را در زمینه از میان برداشتن دموکراسی به خرچ دهید؛ زیرا دموکراسی یگانه تهدید بزرگ برای اسلام، مسلمین ، عقیده و مقدساتشان میباشد. با کاروان حزب التحریر بپیوندید و دوشادوش هم در زمینه احیای خلافت اسلامی تلاش به خرچ دهید تا باشد، از این طریق بزرگترین حامی اسلام و مسلمین(خلیفه) را تعیین کنید، که وجودش بزرگترین تهدید برای دشمنان اسلام و مسلمین و دست نشاندههایشان باشد. خلیفهای که حب الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم را در دل داشته و از ارزشهای اسلامی با جان و دل دفاع کند و جزء بما انزل الله حکم نکند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:
«وَإِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»
ترجمه: امام(خلیفه) سپری است که از عقب آن جنگ کرده شده و به آن محافظت صورت میگیرد.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان
(ترجمه)
گزارش مؤسسه خیریه داکتران بدون مرز، نشان میدهد که بیش از نیمی از دخترانیکه در کمپهای پناهندهگان در بازار کاکس بنگلهدیش زیر درمان هستند، کسانی اند که مورد تجاوز، آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند. اکثریت این دختران زیر ۱۸ سال سن داشته و در بینشان دختران زیر ۱۰سال نیز به چشم میخورند. در ادامه این گزارش آمده است که دهها دختر در درمانگاههایی تخصصی و روانی در روهینگیا زیر درمان قرار گرفته و این درمانگاهها از کسانیکه مورد خشونت، آزار و اذیت جنسی قرار گرفتهاند، مراقبت جسمی و پشتیبانی روانی میکنند. این داکتران تأکید بر این دارند که اینها تنها بخشی از افرادی میباشند که مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفتهاند و این همه تجاوز، دستآورد لشکرکشی و قتل عام میانمار در روهینگیا بوده است. عده کثیری از این دختران و کودکان مظلوم برای نجات خویش از قتل و تجاوز این جنایتکاران شنیع، به طرف بنگلهدیش پا به فرار گذاشتند.
این جنایتکاران با حمله، تجاوز، خونریزی و آزار و اذیت لذت میبرند. یک متخصص در بخش خشونت مبتنی بر جنسیت در اردوگاه پناهندهگان روهینگیایی در بنگلهدیش به خبرگزاری نگاردین، بریتانیا گفت: «توسط سه سرباز میانماری مورد تجاوز قرار گرفته و بعد از خونریزی شدیدیکه داشت، تحت درمان قرار گرفت.» قتل، کشتار، تجاوز به جلو چشمان فرزندان، پدران و همسران ، بریدن سینه وتجاوز گروهی از طرف چندین سرباز تا هنگام هلاکت همه و همه حملات وحشیانهٔ است که نیروهای وحشی میانمار بالای زنان روهینگیایی انجام میدهند. اینها با داغ کردن اسلحه، چوب و دیگر اشیای نوک تیز، زنان امت را شکنجه میدهند.
در واقع اینها همه تلاشهایی است برای ترور نسل مسلمان، تا به این ترتیب مسلمانان روهینگیایی را در میانمار نابود کنند. همچنان گزارشهای مختلف نشان میدهند که زنان و دختران روهینگیایی بعد از تجاوز در خانهها بسته میشوند و بعد سربازان خبیث بودایی، خانهها را به آتش میکشند. لا حول و لا قوت الله با الله!
ای فرزندان ارتش امت مسلمه! چگونه میتوانید شاهد این ظلم بر خواهران، مادران و دخترانتان باشید که توسط قصابهای بودایی سلاخی میشوند.؟ چرا برای حفاظت از آنها کاری نمیکنید؟ آیا اشکها و فریادهای آنها شما را خشمگین نمیکنند و نفس را در گلوهایتان خفه نمیسازند؟ آیا شما منتظر کمکهای جامعهٔ بین المللی برای نجات آنها هستید؟همان جامعهٔ بین المللیکه چشمانش را بسته است؛ در حالیکه خواهران شما در سوریه، کشمیر، بوسنی، افریقا مرکزی و فراتر از آن توسط دشمنان اسلام کشته میشوند.
وظیفه شما دفاع از مؤمنان است و شما کسانی هستید که در برابر الله سبحانه وتعالی بخاطر امت مسئول بوده و از جانب الله سبحانه وتعالی مورد بازپرس قرار میگیرید. آیا خونتان از ظلم حکام ظالم به جوش نیامده است؟ هنوز هم در خدمتشان قرار دارید؛ در حالیکه آنها همواره به امت خیانت میکنند و امت را از حقشان محروم ساخته و آنها را در چنگال ظلم رها کردهاند.
حاکمانیکه در برابر گریه خواهرانتان بیتفاوت بوده و هرگز آنها را برای برآورده کردن نیازهای ضروری و حقوقشان یاری نرساندهاند. در عوض آنها را به کمپهاییکه مناسب حیوانات نبوده، چه رسد به اینکه مناسب انسانها باشد، رها کردهاند. آیا برایتان شرم آور نیست، اینکه حاکمان با باداران خارجیشان دست یکی نموده و شما را علیه خواهران و برادرانتان تحریک نموده و شما را علیه آن میجنگانند؟
ای جنرالان و افسران سر زمینهای امت مسلمه! اطفال مسلمان میانمار، فلسطین، کشمیر، افغانستان، افریقا مرکزی و سایر سر زمینهای اسلامی در انتظار شما هستند تا آنها را از این همه چالشهای ناامید کننده رهایی بخشید. چه پاسخی در روز آخرت به الله سبحانه وتعالی در برابر گریه و ترک امت در دستان ستمگران خواهید داد؟ این روز، روزی است که هیچ فرضی پنهان نمیماند. ما به شما با صدای رسا و آواز بلند میگویم که دست رد به سینه این رژیمهای مستبد بنید و هرگز به آنها وفادار نمانید؛ زیرا اینها هدیهٔ جزء رسوایی، درد، خونریزی، رنج، ترس و وحشت به امت به ارمغان نیاوردهاند.
ما از شما میخواهیم که با نصرت و یاری خود حزب التحریر را در راستای تأسیس دوباره خلافت راشده ثانی کمک نمایید تا بلا فاصله شما را برای دفاع و آزاد کردن امت بسیج کند. اینجاست که میراث شگفت انگیزتان را میپذیرید و مانند قهرمانان بزرگ و علمبرداران اسلام-خالد بن ولید، صلاح الدین ایوبی و محمد بن قاسم- افتخار این زندگی و بزرگترین پاداش در آخرت کسب را نمایید.
﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا﴾
[نسا: ۷۵]
ترجمه: چرا در راه الله(سبحانه وتعالی) و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانیکه میگویند: ای پروردگار ما! ما را از این شهریکه مردمش ستمکار اند، بیرون آور و از جانب خود برای ما(بیچارهگان) نگهدار و یاوری بفرست.
داکتر نسرین نواز
رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
پرسش:
سایت "مدن" به تاریخ ۱۹ اکتوبر ۲۰۱۷م نوشت: «تبلیغات مبارزه با فسادیکه هم اکنون در سعودی غوغاء برپا نموده است، ابتداء دامن دوایر نظامی را گرفت؛ چنانچه مسئول اطلاعرسانی مخصوص این دستگیریهای "مبارزه با فساد" در سعودی، مدعی شد که ۱۴ افسر بازنشسته که در وزارت دفاع کار میکردند و دو افسر گارد ملی با توجه به مشارکتشان در موارد فساد قراردادهای مالی، دستگیر شدند.
دستگیریها از تاریخ ۴ اکتوبر ۲۰۱۷م آغاز شد؛ چنانچه در همین تاریخ، ملک سلمان پادشاه سعودی کمیسیونی را به منظور مبارزه با فساد، به ریاست محمد بن سلمان ولیعهد، تشکیل داد، که هدف آن دستگیری دهها تن از وزرای سابق، تاجران بزرگ و مسدود کردن حسابهای بانکی خود و اقاربشان بود.
به نقل از خبرگزاری رویترز: «کمیسیون تحقیق فساد مالی، حساب بانکی شهزاده محمد بن نایف ولیعهد برکنار شده و یکی از بارزترین اعضای حاکم آل سعودی و همچنان، حساب بانکی اعضای فامیل نزدیک وی را مسدود نموده و ۱۱ شهزاده را دستگیر نمود. قبل از آنکه شاه سعودی پسر خود محمد بن سلمان را به حیث ولیعهد برگزیند، محمد بن نایف ولیعهد کشور بود.» (منبع: بی بی سی عربی ۸ اکتوبر ۲۰۱۷م) پس واقعاً چه چیزی در سعودی در حال جریان بوده و موقف امریکا در آن چیست؟
پاسخ:
به خاطر بهتر واضح شدن پاسخ، چکیدهای از تاریخچه آل سعود و روابطشان را بیان نموده و سپس به پاسخ پرسش بر میگردیم:
آل سعود از بدو اولین سرکشیشان از دولت اسلامی عثمانی، با کافر استعمارگر، انگلیس، ارتباط گرفته و در سال ۱۷۸۸م به کویت تاختند و در بین سالهای ۱۸۰۳-۱۸۰۴م به مکه و مدینه یورش برده و آن سرزمین را اشغال نمودند. در سال ۱۸۱۰م به دمشق هجوم آوردند؛ ولی با مقابله سرسخت اهالی آنجا رو برو شدند؛ مگر شهر حلب و چند شهری دیگر را اشغال نمودند، و در کارهایشان از مذهب وهابی بهره جسته و انگلیس هم از ایشان برای سرکوبی دولت اسلامی بهرهبرداری نمود. مگر پس از آنکه این جنبش سرکش را که آل سعود توسط "محمد علی" والی وقت مصر در سال ۱۸۱۸م رهبری میکردند و دولت عثمانی آنرا سرکوب نمود، در نهایت در قرن نزدهم یعنی سال ۱۸۹۱م بار دیگر این جنبش را انگلیس، برانگیخت؛ مگر باز هم توسط دولت عثمانی سرکوب گردید؛ ولی یک بار دیگر در سال ۱۹۰۱م انگلیس این جنبش را تحریک نمود.
پیوند و حمایت انگلیس از این جنبش، واضح و آشکار بود. انگلیس برای تحکیم موضع آل سعود، علیه اهل نجد و حجاز که جنگهای طولانیای با آل سعود داشتند، از ضعف دولت عثمانی و بعدها از وارد شدناش به جنگ جهانی اول بهره گرفته و آل سعود را کمک نمود تا بر این مناطق غلبه یافته و سپس توانست که مملکت خویش را به کمک وی در سال ۱۹۳۲م که در آن زمان انگلیس نیز ابر قدرت جهان بود، اعلام نمایند.
مگر پس از آنکه امریکا نفت را در این کشور کشف کرد و به محض دیدن این ثروت عظیم، بزاق دهانش سرازیر شد و برای ایجاد نفوذ سیاسی خویش در این کشور، تلاش زیاد نمود. به این منظور خواست تا افراد خانواده شاهی خصوصاً فرزندان شاه عبدالعزیز-مؤسس کشوریکه در سال ۱۹۵۳م فوت نمود- و کسانی را که وارث تاج و تخت شاهیاند، به خود جلب نماید، و این گونه بود که نبرد بین انگلیس و امریکا در این کشور آغاز شد.
اکنون سلمان مزدور امریکا مؤفق شد که زمام امور را به دست گرفته و به تصفیه مزدوران انگلیس و پیروان شان آغاز نموده است. عبدالله شاه قبلاً با انگلیس مرتبط بوده و تا قبل از وفات خویش نیز تلاش مینمود تا مزدوران انگلیس را بر گزیند. علیرغم اینکه میدانست، برادرش سلمان با امریکا مرتبط است؛ چون سنت فامیلی در امر واگذاری مناصب چنین ایجاب میکرد، به خاطر مصلحت حفظ استقرار امور خاندان سلطنتی، وی مجبور بود که سلمان را به حیث ولیعهد خویش برگزیند. به خاطریکه وی برای تضمین بقای نفوذ سیاسی انگلیس زیاد حریص بود؛ ولی ولیعهد-یک منصب جدیدی را که اصلاً سابقه نداشت- ایجاد نموده و برادرش "مقرن بن عبدالعزیز" را که در نوکری انگلیس همتای خودش بود، برای احراز این منصب تعیین نمود. گویا وی میدانست که "سلمان" مسن و مریض بوده و تا مرگ سلمان، مقرن مسلط و صاحب اختیار خواهد بود و به محض مرگ سلمان، مقرن به آسانی زمام امور را به دست خواهد گرفت.
چنانچه وقتی "فهد" سالخورده شد، خودش یعنی عبدالله که ولیعهد بود، در واقع قدرت را به دست گرفت و وقتی فهد در سال ۲۰۰۵م مُرد، عبدالله قدرت را به شکل کامل آن تسلیم شد؛ مگر بعد از وفات عبدالله در آغاز سال ۲۰۱۵م و به دست گرفتن قدرت توسط سلمان، آن چه اتفاق افتاد، در محاسبات عبدالله گنجانده نشده بود؛ زیرا سلمان "مقرن" را از ولیعهدی عزل نموده و "محمد بن نایف" را به عنوان ولیعهد تعیین نمود و پسر خویش "محمد" را به عنوان ولی ولیعهد، برگزید. تعداد زیادی را که عبدالله در پُستهای حساس گماشته بود، عزل کرده و به تحکیم سلطه فرزندش پرداخت تا اینکه به تاریخ ۲۱/۶/۲۰۱۷م محمد بن نایف را از سمت ولیعهدی برکنار نموده و پسرش را به عنوان ولیعهد خویش اعلام نمود و کسی را به عنوان ولی ولیعهد بر نگزید.
در پاسخ به پرسشیکه به تاریخ ۲۵ جنوری ۲۰۱۵م و پس از آنکه سلمان قدرت را بعد از وفات شاه عبدالله در دست گرفت، منتشر نموده بودیم، چنین تذکر دادیم: «و اما شاه فعلی(سلمان) از اعضای سازمان دفاع میباشد؛ بنابر این، انتظار میرود که نفوذ امریکا در جریان حکومت وی دست بالا را داشته باشد. ملک عبدالله این واقعیت را درک مینمود و به همین دلیل بود که رسم جدیدی را در انتقال قدرت در سعودی ابداع نمود و آن اینکه شاه نه تنها ولیعهد خویش را تعیین میکند؛ بلکه ولیعهد ولیعهد خویش را نیز مشخص می نماید. وی به خوبی میدانست که سلمان بن عبدالعزیز همپای امریکا در حرکت خواهد بود و برای اینکه سلمان نتواند بر اساس رسم و رواج قبلی خود ولیعهداش را برگزیند، شاه عبدالله، ولیعهد ولیعهداش را نیز خود تعیین نمود تا با این کار راه را بر شاه جدید ببندد تا نتواند ولیعهداش را از کسانی برگزیند که وابسته به امریکا باشد. بناءً به همین دلیل بود که شاه قبلی، مقر را به صفت ولیعهد سلمان بن عبدالعزیز برگزید.»
همچنین در همان پاسخ به پرسش گفته بودیم: «روشن است که مقرن وابسته به انگلیس است، چنانچه وی در انگلیس تحصیل نموده و از مکتب مشهور کرانویل در انگلیس فارغ التحصیل شد و وی مورد اعتماد عبدالله شاه سابق نیز بود؛ بلکه از جمله نزدیکان وی به شمار میرود. شاه سابق رسم جدیدیکه بر اساس آن شاه میتواند، ولیعهد ولیعهد خویش را نیز برگزیند، به این دلیل مطرح نمود که سلسلۀ نفوذ امریکا پس از سلمان بن عبدالعزیز در سعودی را قطع نماید و برای استحکام بیشتر، شاه عبدالله تعیینات جدیداش را با صدور یک فرمان ویژه مورد تأکید قرار داد و آن اینکه هیچ کس حق ندارد، ولیعهد ولیعهداش را بر کنار نماید.»
اما محاسبات و پیش بینیهای انگلیس نتیجه نداد، چنانچه سلمان رسم جدیدی را که شاه عبدالله تعریف نموده بود، زیر پا نموده و فرمان ویژهاش را پاره پاره نموده و مقرن را از سمت ولیعهد ولیعهد برکنار کرد و به جای وی محمد بن نایف را موقتاً به صفت ولیعهد خویش برگزید و دیری نگذشت که وی را نیز برکنار نموده و پسرش محمد را به صفت ولیعهد خویش تعیین کرد و صلاحیتها و مناصب مهم و زیادی را به وی تفویض نمود تا بتواند قدرت را به طور انحصاری در اختیار داشته باشد.
اعلام تشکیل کمیسیون عالی مبارزه با فساد به تاریخ ۴ اکتوبر ۲۰۱۷م توسط ملک سلمان به ریاست فرزندش محمد ولیعهد، که منجر شد نیروهای امنیتی ۱۱ شاهزاده و چهار وزیر برحال را فوراً از مناصبشان برکنار کرده و دستگیر کنند، دلالت بر این دارد که این امر عادی به نظر نرسیده و هیچ ارتباطی به مبارزه با فساد ندارد و بیشتر شبیه انقلاب است-شخصی را که دستگیر کرده و از وظیفه سبکدوش می نمایند، فوراً به وی تفهیم اتهام میکنند- چنانچه این دستگیریها شامل دهها تن از وزرای پیشین، تجار بزرگ و مسدود ساختن حسابهای بانکی خود و اقاربشان میشود؛ حتی این حسابهای بانکی بالغ بر ۱۷۰۰ حساب بوده و طبق گزارش "خبرگزاری رویترز" هنوز هم رو به افزایش است.
از جمله حساباتیکه مسدود گردید است، یکی هم حساب محمد بن نایف، شخصیکه در این اواخر از منصب "ولیعهد" برکنار شده و همچنان حساب یک تعداد از نزدیکان افراد فامیلاش نیز مسدود گردید. خبرگزاری فوق میافزاید: «مقامهای سعودی بیان داشتند که این دستگیریها شامل افراد بیشتری از خاندان سلطنتی و تاجران و شکمبزرگانی از مسئولان پایین رتبهتر، نیز خواهد شد. این خود تأکید بر این دارد که آنچه در سعودی اتفاق افتاده بیشتر شبیه انقلاب است.
این دستگیریها شامل فرزندان شاه سابق از جمله "متعب بن عبدالله" وزیر سابق گارد ملی که قوت دوم در کنار اردو میباشد و برادرش "ترکی بن عبدالله" امیر پیشین ریاض نیز شد. متعب بن عبدالله از فارغان اکادمی نظامی "ساندهرست" انگلیس بود و به رتبه "First Lieutenant" یا "لمړی بریدمن" از آن اکادمی فارغ شد و مسلماً که از این اکادمی مزدوران انگلیس فارغ میگردند و قبل از متعب نیز تعداد زیادی از امرای خلیج و و شاهان و امرای اردن نیز از آن فارغ شدند. برادر متعب "ترکی بن عبدالله" نیز به درجه ماستر در علوم نظامی و استراتیژی از دانشگاه "ویلز" انگلیس فارغ شده است. سلمان پس از آنکه منصب امارت ریاض را از وی تسلیم شد، از حکومت سبکدوش نمود.
پس واضح میگردد که امریکا به بهانه فساد، راهی برای تصفیه مزدوران انگیس یافته و سلمان و فرزندش محمد ولیعهد را امر نموده تا به این ترتیب-چنانچه نظامهای حاکم فعلی از این شیوه به منظور تصفیه دشمنان خویش سود میبرند-به خصوص اینکه تمام مسئولان حکومتی فعلی و سابق دستشان به اعمال فساد از جمله رشوت، اختلاس، خوردن مال عامه، وارد کردن پول به حساب نزدیکان خویش، با دَور زدن قانون پروژه گرفتن، خوردن مال دیگران، استبداد به عام مردم، سوء استفاده از مناصب خویش برای خشنودی خود و اطرافیانشان، آلوده است. چه فسادی بزرگتر است از اینکه ایشان به جای احکام الله سبحانه وتعالی، قانون کشورهای استعماری کافر را تطبیق میکنند؟!
ما شاهد بودیم که امریکا بر این کمپاین(مبارزه با فساد) و کسانیکه آن را پیش میبردند، مُهر صحه گذاشت؛ چنانچه رئیس جمهور امریکا به تاریخ ۶ اکتوبر ۲۰۱۷م در تویتر خویش چنین نوشت: «من به شاه سعودی و ولیعهد آن باور کامل دارم، ایشان آنچه را انجام میدهند، به خوبی میدانند.» و در تعقیقب آن در تویترش نوشت: «یک تعداد از اشخاصیکه از طرف ایشان(شاه سعودی و ولیعهدش) به شدت برخورد شدهاند، در طول سالهای متمادی کشورشان را چپاول نموده بودند.» همچنان خبرگزاری سعودی نوشت: «شاه سعودی روز یکشنبه مورخ ۵ اکتوبر ۲۰۱۷م پس از حوادث سیاسی و امنیتی اخیر در کشور، با رئیس جمهور امریکا تماسی تیلفونی داشت و هردو، بر همکاری بین دو کشور در زمینههای گوناگون و راههای پیشرفت آنها و همچنان اوضاع و تحولات منطقه و جهان بحث کردند.»
به نقل از رویترز، به تاریخ ۴ اکتوبر ۲۰۱۷م : «ترامپ همراه شاه سعودی در باره منظور کردن شرکت نفت سعودی آرامکو در نیویارک صحبت نموده و گفت" سپاسگذار خواهد شد؛ اگر سعودی سهام شرکت متذکره را در بازار بورس نیویارک مطرح کند. پاسخ شاه این بود که روی استفاده از بورسهای امریکایی مطالعه خواهد کرد.» همچنان خبرگزاری فوق به تاریخ ۷ اکتوبر ۲۰۱۷م به نقل از "هدر نوئرت" سخنگوی وزارت خارجه امریکا نوشت: «ما همچنان مقامهای سعودی را برای محاکمه مسئولان فاسد تشویق کرده و انتظار داریم تا این موضوع عادل و شفاف باشد.»
موارد فوق بر این تأکید دارد که امریکا در پس دستگیری اشخاص ذیل قرار داشته و آن را حمایت و توجیه میکند. کسانیکه امریکا با آنها علاقهای نداشته یا در دوستیشان با خود مشکوک بوده یا از مزدوران انگلیس میباشند، و یا هم کسانیکه از آنچه در کشورشان جریان داشته و شاه و پسرش ولیعهد، به سرعت سرسام آوری کشورشان را به امریکا میفروشند، راضی نمیباشند.
آنچه که تأکید بر سیاسی بودن این کمپاین دارد، این است که کمیسیون کار خود را فوراً بر دستگیریها و مسدود کردن حسابهای بانکی اشخاص کلیدی نظام و افراد فامیل و اقارب شاه آغاز نمود. محققاً که این موضوع سیاسی بوده و هیچ ارتباطی به فساد و اصلاحات ندارد؛ بخصوص اینکه سلمان و فرزندش هر دو غرق در فساد و هدر دادن اموال عام مردماند که یک نمونه آن، دادن ۴۶۰ ملیارد دالر به امریکا بود. لهجه اعلامیهایکه توسط آژانس خبرگزاری سعودی پخش شد، آنقدر قوی بود که گویی به سرکوب مخالفان نیروهایی بود که با دولت میجنگند؛
چنانچه در این اعلامیه آمده بود: «تشکیل کمیسیون به خاطر سوء استفاده از طرف بعضی از سُست عنصرانیکه مصالح شخصی خویش را بر مصالح عام ترجیح داده، بر اموال عام مردم صرف نظر از معیارهای دینی، وجدانی، اخلاقی و وطنی تجاوز نموده، از نفوذ، سلطه و اعتبار خویش در چپاول، اختلاس و سوء استفاده اموال استفاده نمودند و راههای مختلفی را برای سرپوش گذاشتن اعمال ننگین خویش بکار گرفتند. میباشد» و پس از تشکیل این کمیسیون به تاریخ ۴ اکتوبر ۲۰۱۷م، فوراً دستگیریها آغاز شد.
پس از آن و مشخصاً به تاریخ ۵ اکتوبر ۲۰۱۷م اعلام شد که منصور بن مقرن معاون امیر منطقه عسیر که همرایش یک تعداد دیگر از مسئولان بودند، در سقوط هلیکوپترشان مُردند. شک و گمانه زنیهایی وجود دارند که این خود نوعی از تصفیه باشد؛ به خصوص اینکه شخص مذکور فرزند "مقرن" ولیعهد سابقی بود که سلمان پس از به دست گرفتن قدرت، وی را برکنار کرد.
تعداد توقیف شدهگان بالغ بر صدها تن میباشد "سعودی المعجب" دادستان کل سعودی گفت: «در مورد تحقیقات فساد، ما ۲۰۸ تن را به منظور بازرسی جلب نمودیم تا از ایشان تحقیق شود و به خاطر عدم وجود دلایل کافی، 7 تن از ایشان را رها کردیم.» ارزش مالی پولهای هدر رفتهایکه در سالهای متمادی در جریان سوء استفاده و اختلاس اموال عام مردم به یغما برده شده، مطابق تحقیات ابتدایی بالغ بر ۱۰۰ ملیارد دالر امریکایی میشود. (منبع: الحیاة ۹ اکتوبر ۲۰۱۷م)
در سالهای گذشته نیز در پرونده اشخاصی از خاندان سلطنتی و صاحبنفوذان حکومتی جریان داشت و این مسئله دلالت بر تصفیه نمودن اشخاصی دارد که صاحب نفوذ بوده و در حکومت تأثیرگذار میباشند و اگر سلمان به تصفیه شان نپردازد، ممکن است جدول برای فرزندش ولیعهد دگرگون شود. به خصوص اینکه وی تغییرات غیر مأمول بر ساختار نظام و اجتماع کشور آورده است، به اضافه اینکه بر حسب سنتهای خاندان آل سعود، وی بدون اینکه مستحق باشد ولیعهد شده است.
به این ترتیب، آن چه در سعودی تحت نام مبارزه با فساد جریان دارد، به خاطر خشکاندن نفوذ انگلیس و وقایه کردن در مقابل تدبیر، تلاش برای انقلاب کردن علیه سلمان و فرزندش ولیعهد، و یا چیز شبیه آن میباشد. همچنان برای تحقق انتقال مسالمتآمیز قدرت به ولیعهد تا کسی با وی مخالفت نکند؛ چنانچه این پسر(محمد بن سلمان) بدون منازعه داخلی کمر همت را برای ارائه خدمت به مصالح امریکا بسته نموده و هرکسیکه در مقابلاش بایستد؛ ولو از خویشاوندانش نیز باشد، مقابله خواهد کرد و هیچ حریف خارجی به خصوص انگلیس باقی نخواهد ماند و نفوذ در شبه جزیره عرب برای امریکا باقی خواهد ماند. اينگونه ایشان خیانت میکنند:
﴿وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ﴾
ترجمه: و خداوند بیگمان نيرنگ نيرنگبازان را(به سوی هدف) رهنمود نمیكند(و به هدف نمیرساند؛ بلكه باطل و بيهوده میگرداند.
در اخیر باید گفت: با هر روزیکه میگذرد، این ثابت میشود که در این نظامها هیچ خیری وجود ندارد. نه در نظام آل سعود، نه در نظام ایران و نه هم در نظامهای دیگریکه در جهان اسلام حاکم میباشند. نه در کسیکه از این نظامها پیروی نموده و به دستوراتش عمل میکنند، خیری است؛ زیرا این نظامها از طرف غرب کافریکه میخواهد پیوسته بر ما مسلط بوده و توسط این تسلط، داراییهای ما را به یغما ببرد، هدایت میشوند. به این ترتیب، لزوماً باید یکی از اولویتهای بزرگ زندهگی ما، تغییر شرعی این نظامها باشد؛ نظامهاییکه همواره بر غرب كافر تكيه میکنند.
﴿وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ﴾
[هود: ۱۱۳]
ترجمه: و به كافران و مشركان تكيه مكنيد(اگر چنين كنيد) آتش دوزخ شما را فرو میگيرد، و(بدانيد كه) جزء الله(سبحانه وتعالی) دوستان و سرپرستانی نداريد(تا بتوانند شما را در پناه خود دارند و شر و بلاء و زيان و ضرر را از شما به دور نمايند) و پس از( تكيه به كافران و مشركان، ديگر از سوی الله سبحانه وتعالی) ياری نمیگرديد و(بر دشمنان) پيروز گردانده نمیشويد.
تنها در این صورت خواهیم توانست که از شر این بدبویی، فساد و تباهی نظامهای استعماری نجات بیابیم. چه امریکا باشد و چه هم انگلیس؛ زیرا کفار در دشمنی علیه اسلام و مسلمین، ملتی واحداند. هر کسیکه از این کشورهای کینهتوز پیروی نموده یا همرایشان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم پیمان بسته و نقشهها و پروژههایشان را تطبیق میکند و از نظامهای سیکولری حفاظت مینماید، وی مجرم بوده و عاقبت کارش رسوایی خواهد بود.
﴿...سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ﴾
[أنعام: ۱۲۴]
ترجمه: از سوی الله(سبحانه وتعالی) هرچه زودتر خواری و رسوایی(در دنيا) نصيب كسانی میگردد كه بزهكاری پيش میگيرند، و عذاب سختی(در آخرت) به سبب نيرنگیكه میورزند، بهره ايشان میشود.
تنها سقوط این نظامها و تأسیس خلافت بر منهج نبوت راهحلی برای مشکلات ما خواهد بود و جدا از آن، دیگر راهحلی وجود نخواهد داشت؛ ولو اراجیف بافان آن را دور پنداشته و سستعنصران آن را سخت پندارند؛ مگر اخلاص به الله سبحانه وتعالی در عمل و صدق در پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم، به فرمان او تعالی هر آنچه را که مردم تحققاش را دور میپندارند، نزدیک خواهد شد.
﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا﴾
[إسراء: ۵۱]
ترجمه: (آنان شگفتزده) خواهند گفت: چه كسی ما را باز میگرداند؟ بگو: آن پروردگاریكه نخستين بار شما را آفريد. پس از آن، سرهایشان را به سويت(به عنوان استهزاء) تكان میدهند و میگويند: چه زمانی اين(معاد) خواهد بود؟ بگو: شايد كه نزديك باشد.
سپس وعده الله سبحانه وتعالی نيرومند و چیره، محقق خواهد شد.
﴿...وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾
[روم: ۵-۴]
ترجمه: در آن روز مؤمنان شادمان میشوند(آري، خوشحال میشوند) از ياری الله(سبحانه وتعالی). الله(سبحانه وتعالی) هر كسی را كه بخواهد، ياری میدهد، و او بس چيره(بر دشمنان خود) و بسيار مهربان(در حق دوستان خويش) است.
۲ ربیع الاول ۱۴۳۹هـ.ق
۲۰ نومبر ۲۰۱۷م