پنجشنبه, ۰۹ ربیع الاول ۱۴۴۶هـ| ۲۰۲۴/۰۹/۱۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

اروپا روی سَندان ایران و زیر چَکش امریکا؛ سرنوشت توافقنامۀ هسته‌ای چه خواهد شد؟

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

مشخص است که برنامۀ هسته‌ی ایران را شرکت‌های فرانسوی و آلمانی در دوران شاه که تابع اروپا مخصوصاً انگلیس بود، ایجاد کردند؛ اما بعد از فروپاشی حکومت شاه در ۱۹۷۹م نفوذ اروپا نیز در ایران به نهایت رسید و ایران به دام امریکا افتاد. اروپا تلاش نمود تا راهی را برای اعادۀ نفوذ خود در ایران پیدا کند، از این‌رو مسئلۀ هسته‎‌ای ایران را بعد از این‎که در۲۰۰۳مخالفین ایرانی بعضی از فعالیت‌های هسته‌ای کشورشان افشا گردید، دامن زد. گفتگو‌ها میان ایران و مثلث اروپائی(انگلیس، فرانسه و آلمان) به علاوۀ روسیه و چین جریان یافت؛ چنانچه ایران در آن سال پروتوکولی را با پایگاه جهانی انرژی هسته‌ای به امضاء رساند که بر اساس آن اجازۀ تفتیش فوری انرژی هسته‌ای را داشت. این مسئله دوباره در ۲۰۰۵ بعد از این‎که ایران روند غنی‎سازی انرژی هسته‌ای را از سر گرفت، روی کار آمد. اروپا فشار وارد کرد تا قضیه به سازمان‎ملل راجع گردید که بعداً روسیه مخالفت نمود و پیشنهاد غنی‎سازی انرژی هسته‌ای را در کشور‎‌ش نمود و ایران در ابتدا سال ۲۰۰۶این مسئله را نپذیرفت.

این گونه این حالت تا سال‌های طولانی با فراز و نشیب‌های زیادی ادامه یافت و امریکا تلاش نمود تا این مسئله بدون حل باقی بماند تا این‎که اروپا را مشغول آن سازد و به وسیلۀ دروغینی دخالت را نپذیرفت که گویا هیچ علاقه‌ای با ایران ندارد و اروپا هم بدون امریکا توان حل این مسئله را نداشت تا این‎که در ۲۴ نوامبر۲۰۱۳توافق‎نامه میان ایران و کشور‌های پنچ به علاوۀ یک یعنی اعضای دائمی شورای امنیت سازمان‎ملل به اضافۀ آلمان در مورد برنامۀ هسته‌ای ایران به امضاء رسید. بناًء ایران برای رفع تحریم‎ها در مقابل امریکا کوتاه آمد تا این‎که به نفع امریکا در منطقه بعد از انقلاب‌ها در آن  نقش بازی کرد و مخصوصاً انقلاب سوریه که رنگ اسلامی گرفت و منافع امریکا را در منطقه به چالش می‎کشید؛ چنانچه اوباما به این موضوع اعتراف کرد.

 بناًء ایران با بی‎شرمی کامل شروع به تطبیق این نقش پلید نمود و اموالی را که از جانب امریکا بلاک گردیده بود، باز گردانیده و در این راه مصرف نمود تا این‎که هفت ملیارد دالر آن در امن قرار گیرد. حالاآنکه اروپا از این حالت راضی نبود؛ زیرا هدف امریکا را به خوبی می‎دانست و امریکا توافق نامه را با گفتگوهای مخفی همرای ایران به نتیجه نهائی رسانده بود و اروپا تلاش نمود تا آن‎ها را شکست دهد؛ اما زمانی‎که ناکام گردید، مجبور به موافقت شد تا تاثیر بین المللی‎اش را حفظ نماید و منافع آن محقق شود و فشار هایش را ادامه دهد تا دست آوردهای زیادتری را کسب نماید. تا اینکه به تاریخ ۲۰/۷/۲۰۱۵ توافق‎نامۀ جدیدی صورت گرفت؛ اگرچه این توافق‎نامه به نفع امریکا بود که اوباما آن را به عنوان یک عمل تاریخی لقب داد و تبلیغاتی بود برای کسب آرای دیموکرات‎ها در انتخابات ۲۰۱۶ و تحکیم نقش ایران در منطقه مخصوصاً در سوریه. اما اروپائی‌ها این فرصت را به هدف دست‌آوردهای اقتصادی غنیمت شمردند و جمهوری خواهان با این توافق‎نامه مخالفت نمودند؛ برای این‎که مخالفین‎شان در انتخابات پیروز نگردد.

بعد از این‎که جمهوری خواهان به قدرت رسیدند، ترامپ رئیس جمهور امریکا در ۸ می ۲۰۱۸م این توافق‎نامه را از بین برد، وی گفت: «چون شرایط در سوریه تغییر نموده و حالا خطر سقوط نظام وجود ندارد. بناءً نیازی به ایران در آن‎جا نیست.» روسیه و اردوغان نقش مهمی را بعد از ایران و حزب آن در لبنان به نفع امریکا در از بین بردن انقلاب اسلامی و تحکیم نظام سیکولار که مزدور امریکا بوده، انجام دادند؛ زیرا گمام می‎کردند که اروپا از این توافق‎نامه به نفع خود سود برده است. امریکا تصمیم گرفت توافق‎نامۀ دیگری را در ضمن جنگ اقتصادی که ترامپ به تاریخ ۲/۳/۲۰۱۸م بر دوست و دشمن اعلان نمود، با ایران امضاء کند که منافع اروپا را به خطر مواجه کند.

ایران با حملۀ امریکا سازگاری دارد و به نفع وی می‎چرخد و می‎داند که امریکا قوی‎ترین نفوذ بین‌المللی را در سطح جهان دارد. بناءً اروپا را با ترک گفتن از توافق‎نامۀ هسته‌ای تهدید می‎کند و برای اولین بار به تاریخ ۸/۵/۲۰۱۹م تحریم‎‌ها بر آن کاهش یافت، هم‎چنان برای بار دوم به تاریخ ۷/۷/۲۰۱۹م و برای بار سوم به تاریخ ۷/۹/۲۰۱۹م و از تاریخ ۶/۱۰/۲۱۰۹م برای چهارمین بار تهدید می‎کند تا تحریم‌ها کاهش یابد. هر اندازۀ که اروپا از لبیک گفتن به در خواست‌ها تأخیر می‎کند و امریکا تحریم‌هایش افزوده می‎گردد و تهدیدات ایران بالا می‎گیرد. همۀ این‎ها به نفع امریکاست که از بین بردن توافق‎نامه را هدف قرار داده است. اروپا تلاش نمود تا راهی را برای رسیدن به عواید نفتی‎اش خارج از نظام تحویلات مالی جهانی امریکائی پیدا کند.

هم‎چنان فرانسه تلاش نمود تا امریکا را قناعت دهد که ایران را اجازه دهد تا قدم اعتباری را به ارزش پانزده ملیارد دالر که معادل به حقوق چهار ماهۀ نفتی می‎شود، در مقابل پایبندی به توافق‎نامۀ هسته‌ای، ضمانت امنیت خلیج و گشایش مذاکرات در مورد امنیت منطقه و مرحلۀ بعد از سال ۲۰۲۵ در وقت انتهای بندهای توافق‎نامه بر دارد؛ اما امریکا این پیشنهاد را نپزیرفت و فال اروپا به نتیجه نرسید؛ بلکه امریکا تحریم‎های جدیدی را علیه ایران که شامل شانزده کیان، یازده کشتی و ده نفر در ایران می‌شد وضع کرد. این کار امریکا به چالش کشیدن واضح اروپا و به مخاطره انداختن منافع تجاری‎اش در ایران بود.

اروپا به توافق‎نامه متمسک می‎شود؛ زیرا این توافق‎نامه منافع اقتصادی و سیاسی او را فراهم می‎کند، به گونۀ که توانائی نشستن با امریکا را برای بستن توافق‎نامه پیدا کرده که قدرت بین‌المللی وی را بلند می‎برد. امریکا می‎خواهد دست آوردهای اروپا را از بین برده و او را به حاشیه براند تا دنبال امریکا روان باشد نه در ردیف وی؛ هم‎چنین با روسیه و چین نیز چنین می‎کند. بناءً امریکا می‎خواهد توافق‎نامۀ را تنها با ایران به امضاء برساند که چوکات آن را خودش مشخص نماید تا منفعت اصلی را برای خودش و آن‎چه باقی می‎ماند به دیگر کشورها برسد. این واضح است که امریکا در مذاکره با کوریای شمالی چین را به حاشیه می‎راند، در حالی‌که چین در در این منطقه صاحب نفوذ است؛ اما بخاطر ضعف سیاسی نتوانست امریکا را وادار نماید تا مذاکرات سه جانبه باشد.

هم‎چنین امریکا مذاکرات شش جانبه را همرای کوریای شمالی که در آن روسیه، چین و چاپان اشتراک می‎کردند، لغو نمود تا تنها تصمیم بگیرد و نکتۀ دیگر این‎که تأکید کند که او یگانه دولت بدون رقیب در سطح جهان است تا این‎که به تنهائی روابط بین‌المللی را مشخص نماید و دیگران به آن پایبند باشند، اگر چنین نکنند بر آن‎ها فشار آورده و تحریم وضع می‎کند تا افکار عمومی را علیه آن‎ها تحریک نماید؛ چنانچه در مسئله تروریزم همۀ کشورهای جهان مطیع آن شده و در جنگ با آن همگام شدند و قوانین آن را پذیرفتند و هرکسی‌که قوانین وی را نپذیرد او را به همکاری با تروریزم متهم نموده و بر وی تحریم وضع می‎کند تا مورد تنفر افکار عمومی قرار گیرد. پس این گونه امریکا در قضایا عمل می‎کند، سلطۀ و منافع خود را تحمیل تأمین می‎نماید.

از اینرو اواضح می‎گردد که تلاش‌های اروپا بسیار سست و ناکام است؛ زیرا گمان می‎رود که توافق‎نامه عملی نگردد و تنها در حد حرف باقی بماند، اروپا با این کار راضی می‎گردد تا این‎که در زمینه مهیا شود و بخاطر حفظ دست‌آوردهایش درنگ نماید، در حالی‎که امریکا می‎خواهد توافق‎نامۀ را با ایران به تنهائی منعقد نماید که دیگران را به حاشیه براند و ایران نیز با این کار امریکا هم‎خوانی دارد. ایران همیشه ناتوانی اروپا را به دلیل موقف امریکا از اروپا، حمله می‎کند؛ اما مشکلات دیگری نیز وجود د دارد که بستن قرار داد را به صورت داخلی و خارجی به تعویق می‎اندازد که بر آن غلبه می‎کند؛ زیرا ترامپ می‎خواهد کاری را انجام دهد که زمینۀ پیروز شدن وی را در انتخابت پیش رو فراهم سازد.

ایران یک دولت ملیت‌پرست است که اختلافات مذهبی را دامن زده و از آن بهره برداری می‎کند. وی در رکاب امریکا به دنبال فراهم کردن هدف خود می‌باشد و بخاطر منافع خود نفوذ امریکا را قوی می‎سازد. چنانچه از اعمال وی در سوریه، عراق و افغانستان واضح می‎گردد. حالآن‌که دولت خلافت راشده بر منهج نبوت است که به زودی اقامه خواهد شد و با هیچ کسی در مورد ساختار جنگی و اسلحۀ هسته‌ای خود مذاکره نمی‎کند و دخالت هیچ‌کسی را نمی‎پذیرد؛ بلکه آن‎چه را که شریعت امر نموده است، انجام داده و برای هراس دشمن امکانات فراهم می‎کند.

نویسنده: اسعد منصور

مترجم: رامین بارز

ادامه مطلب...

طبقۀ سیاسی فاسد در لبنان، برای خاموش ساختن انقلاب‌ مردمی، فرقه‌گرایی و تعصبات مذهبی را دامن می‌زند!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

از آغاز انقلاب مردمی در لبنان در 17 اکتبر 2019م  طبقۀ سیاسی فاسد در این سرزمین تلاش دارد تا برای خاموش ساختن این انقلاب‌، سیاست فرسودۀ خود را به‌کار گیرد. می‌خواهد خشمی را فرونشاند که سیاست‌های مبتنی بر فساد سیاسی و اقتصادی باعث تحریک آن شده است. سیاست‌هایی‌که سی سال است به‌گونۀ متوالی به‌وسیلۀ دولت اعمال می‌شود. بدهی‌هایی‌که برای این سرزمین به ارث مانده و از به کول کشیدن آن‌ها عاجز است، نزدیک به 90 میلیارد دالر می‌باشد. علاوه براین‌که تمام خدمات اساسی در این سرزمین؛ مانند: برق، آب و زیرساخت‌ها، در پایین‌ترین سطح  خود باقی مانده است. برای هرکسی‌که لبنان و وضعیت وخیم آن را می‌شناسد، واقعیت کنونی این سرزمین ریش‌خندی‌یی بیش نیست.

در این سی سال خشک و بی‌حاصل طبقۀ فاسد، در قدم اول سیاست‌مداران و در قدم دوم ذی‌نفعان در سیاست‌گذاری‌ها، رشد کردند. سیاست‌مداران تبدیل به معامله‌گران و یا تبدیل به شرکای آن‌ها شده، بانک‌های زیادی را صاحب و مفاصل اساسی این سرزمین را کنترل می‌کنند؛ طوری‌که لبنان تبدیل به مزرعه‌ای سودآور برای آن‌ها شده است؛ حتی گفته می‌شود که ثروت این قاچاق‌چیان در خارج از این سرزمین، نزدیک به 300 میلیارد دالر می‌رسد؛ رقمی‌که یک سوم و یا کم‌تر از آن تمام بدهی‌های لبنان را پرداخت می‌کند.

بنابراین انقلاب مردمی لبنان بیان واقعی فریاد از درد ظلم و بی‌عدالتی، فقر و فسادی است که جنبه‌های مختلف زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

این انقلاب از لحاظ  خروج مردم در برابر حکام و فرقه‌های ساخته و پرداختۀ آن‌ها از زمان تأسیس رژیم لبنان به نوع خود نخستین می‌باشد. درحالی‌که این انقلاب هنوزهم پابرجاست، قبیلۀ حاکم بازهم در تلاش اعمال رفتارهای وحشیانه می‌باشد. با وجود همه فسادهای موجود در این سرزمین، ما این را به خوبی متوجه می‌باشیم که در باز نمودن پرونده‌های قضایی‌که مردم را دچار توهّم نموده و کاملاً توهین‌آمیز است، هدف آن ایجاد درگیری‌ها بین انقلاب کنندگان می‌باشد. این درحالی‌ست که در این سرزمین بخش اعظم مقامات قضایی وابسته به حزب ایران در لبنان، کابینۀ ریاست جمهوری و جنبش وطنی آزاد هستند؛ بنابراین قرارات قضایی صادر شده یا پرونده‌های باز شده، علیه وزیر سابق فواد سنیوره و نخست وزیر پیشین نجیب میقاتی، کسانی‌که در این رژیم فرقه‌ای نسبت به "جامعه اهل سنت" در معرض تنفر وبدگمانی قرار دارند و هم‌چنان باز نشدن پرونده‌های دیگر فساد، نشان می‌دهد که قبیلۀ حاکم در تلاش ایجاد درگیری‌ها در بین تظاهرکنندگان در خیابان‌‌ها است، تا این‌که به مسلمانان؛ به‌ویژه به اهل سنت هشدار داده باشند که این یک جنگ علیه آن‌ها است.

این بازی مردم را فریب نداده و منجر به خاموشی انقلاب‌شان نخواهد شد. علاوه‌براین، رابطه بین مسلمانان اهل سنت و بین کسانی‌که ادعا می‌کنند رهبران اهل سنت در لبنان هستند، ضعیف و کاملاً سرد و خشک می‌باشد. دلیل آن این است که در این سال‌ها به اصطلاح، رهبران وعده‌های دروغین به توده‌های آن‌ها در خصوص بسیاری از پرونده‌ها داده‌اند؛ به‌ویژه پرونده‌های بازداشت‌شدگان اسلام‌گرایان، که سال‌هاست خودسرانه، بدون سرنوشت و بدون محاکمه، زندانی هستند و این درحالی می‌باشد که وعده‌های این طبقۀ فاسدی‌که ادعای رهبری اهل سنت را می‌کنند، برای پایان دادن به این پرونده‌ها هنوز ادامه دارد.

هم‌چنان آن‌چه را که رئیس جمهور میشل عون در سخنرانی خود در تاریخ 31/10/2019م اظهار داشت، بعید از این نیست؛ چنان‌چه گفت: (... من تعهد می‌سپارم که برای ایجاد دولت مدنی بیرون از فرقه‌گرایی و برای تصویب قانون یک‌پارچۀ احوال شخصی... تمام تلاش خود را انجام دهم... .) با آن‌که تعقیب‌کنندگان انقلاب مردمی می‌دانند که هدف انقلابیون پایان دادن به وضعیت فساد و از بین بردن مفسدین است. علاوه‌براین، خواستار اصلاحات اقتصادی و معیشتی نیز می‌باشند و اصلاً کدام اشاره‌ای به احوال شخصی و محاکم شرعی ندارند؛ به استثنای بگومگوهای ضعیفی‌که در خصوص این طرح از مدت‌ها قبل آدرس مشخص دارند. سعی می‌کنند از انقلاب مردم و نیازهای آن‌ها برای عبور از برخی این ایده‌ها سوء استفاده کنند. این طرحی‌که رئیس جمهور در سخنان خود در یک سیاق کاملاً ناسازگار با انقلاب مردمی مطرح نموده است، تا به‌سان مینی در میان انقلابیون این سرزمین انفجار کرده و آن‌ها را به قضیه‌ای که کاملاً حساسیت آن معلوم است، مشغول کند. می‌خواهد که "مراجع مذهبی" را تحریک کرده و احساسات اسلامی را بربی‌انگیزد و در نتیجه مشکلی را پدید آورد که از شدت انقلاب کاسته و باعث ایجاد شکاف بین انقلابیون و منجر به تقسیم آن‌ها شود. انقلابیونی‌که ترکیبی از همه "فرقه‌ها" بوده و بخش بزرگ آن‌ها از نقض قانون احوال شخصی خودداری می‌کنند و بعید نیست که برای قلقلک دادن احساسات سکولارهایی‌که در بین انقلاب وجود دارند؛ نیز تلاش صورت گیرد و این تلاش‌ها برای بهره‌برداری از روحیه و تمایل‌شان برای رد هر پدیده‌ای می‌باشد که رنگ و بویی دینی داشته باشد. لیکن همان‌طوری‌که معلوم است آمدن این واقعیت بر انقلابیون هیچ بعید نیست. این علامت خوبی برای هشدار مردم نسبت به فساد و تصرفات این طبقه است.

انقلاب هم‌چنان استمرار داشته و طبقۀ فاسد نیز اسالیب فاسدی را از جنس انقلاب به‌کار می‌گیرند و این بعید نیست که چوپان اصلی این سرزمین؛ یعنی آمریکا برای رام کردن اوضاع فقط راه‌های حل را پینه زده، به ایجاد هیچ راه حلی عجله نمی‌کند و از این‌که سر رشتۀ امور از دست‌اش در رود ترسی ندارد؛ زیرا طبقه سیاسی فاسدی‌که اکنون بالای این سرزمین حاکم است، در وفاداری‌های سیاسی خود تابع آمریکا بوده و در تحرکات و دستورالعمل‌های خود به آمریکا و به سفارت خانه‌های آن در لبنان متکی می‌باشند. علی‌رغم بیزاری مردم از اقتدار این حکام، آمریکا هم‌چنان این فاسدین را حکام و قدرت حاکم این سرزمین خطاب می‌کند. از استمرار این حرکت چنین بر می‌آید که امریکا تمایلی به حل این مسأله نداشته و میدان را به این فاسدین خالی گذاشته است. اما این فاسدین هم جز تحمیل فرقه‌گرایی و تحریک تعصبات مذهبی، اسالیب دیگری را نمی‌شناسند؛ چون توجیه کردن مسائل علیه یک گروه و ایجاد سوء ظن در میان انقلابیون این سرزمین، چیزی جز این نیست.

انقلاب مردمی لبنان، عراق، سودان و انقلاب مردمی مداوم الجزایر، ثابت‌کنندۀ این است که آگاهی و هوشیاری امت روزبه‌روز در حال افزایش است. انقلاب‌های بهار عربی در سال 2011م آغاز شد تا خواستار آزادی و اصلاحات شوند؛ اما به جنگ رژیم‌ها علیه مردم تبدیل شد. تمرکز بر سرنگونی رئیس جمهور بود؛ اما تمرکز انقلاب‌ها امروز توسعه یافته و انقلابیون خواستار براندازی کامل طبقات سیاسی می‌باشند. هم‌چنان افزایش آگاهی مردم در خصوص تلاش رژیم‌ها برای شیطنت در انقلاب‌ها، نوعی از توسعۀ آگاهی و هوشیاری در امت است.

بله! در مورد سرنگونی طبقۀ سیاسی فاسد رأی عام ایجاد شده و افکار عمومی خواستار چنین چیزی می‌باشند و این  چیزی‌ست که فروپاشی قبیلۀ حاکم سیاسی را در پیش دارد. اما تنها کاری‌که این امت باید انجام دهند این است که رهبری را دنبال کنند که آگاهانه و مخلصانه آنان را به سمت یک هدف روشن و منسجم هدایت نماید، تا در نتیجۀ آن، آگاهی عامی پدید آید که از آن رأی عامی ایجاد شده و به یک تغییر اساسی منجر شود، إن‌شاءالله! زیرا تغییر اساسی، کاری‌ست که نیاز به تلاش آگاهانه دارد. نیاز دارد تا یک‌جا با صفوف مردم گام برداشته شده، رهبری آن‌ها برجسته و مشخص شود؛ در عین‌حال روشن شود که منافع مردم فقط در صورت تحقق هدف مورد نظر تأمین می‌شود و بس.

نویسنده: المهندس مجدی علی

مترجم: علی مطمئن

ادامه مطلب...

حکم شرعی در بیع سلم و ارتباط آن به فروش منزل پیش از بنای آن!

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

برادر عزیز در پناه الله سبحانه و تعالی باشید! مطمئناً جواب کافی این سوال را از جناب شما درخواهم یافت.

آیا شرکت‌های قراردادی، شرکت‌هایی‌که منازل را قبل از بنای آن می‌فروشند، از جملۀ بیع سلم به شمار می‌رود یا خیر؟ و این‌که آیا چنین معامله‌ای شرعاً جایز است؟ فرح فرحات

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

شما از دو مسأله سوال کرده‌اید:

اول- آیا فروش منازل پیش از بنای آن از جملۀ بیع سلم به شمار می‌رود یا خیر؟ و ضمناً از سوال شما دانسته می‌شود که این معامله در صورتی‌که از جمله بیع سلم باشد، جائز است؛ چون‌که بیع سلم شرعاً جائز می‌باشد.

دوم- آیا فروش منازل پیش از بنا و آباد کردن آن شرعاً جائز است یا خیر؟

در جواب به سوال اول باید گفت که فروش منازل پیش از بنای آن از جمله بیع سلم به شمار نمی‌رود؛ زیراکه بیع سلم عبارت است از: "فروش چیز معلوم و مشخص با قیمت معلوم که مبلغ آن پیش از تحویل کالا دریافت شود." می‌باشد که چنین معامله‌ای شرعاً جائز است. این بیع در پیمانه، وزن و اشیای عددی می‌باشد؛ چنان‌چه در جزء دوم کتاب شخصیه اسلامی نیز در این خصوص چنین آمده:

«جواز بیع سلم در حدیث ثابت است. از ابن عباس روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مدینه آمد؛ درحالی‌که مردم خرما را تا دو الی سه سال آینده به صورت سلم «پیش پرداخت» معامله می‌کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرکسی چیزی را پیش فروش می‌کند، باید پیمانه، وزن و مدت آن معلوم باشد.» (این حدیث را مسلم روایت نموده است.)

از عبدالرحمن بن ابزی و عبدالله ابن ابی اوفی روایت است که گفتند: «اموال غنیمتی را که با رسول الله صلی الله علیه وسلم به دست می‌آوردیم با کشاورزانی‌که از شام می‌آمدند، با گندم، جو و کشمش بر اساس بیع سلم معامله می‌کردیم و زمان آن را تعیین می‌نمودیم. عبدالله گفت: از عبدالرحمن و عبدالله ابن ابی اوفی سوال کردم که آیا با کسانی‌که اصل جنس را در اختیار داشتند سلم می‌کردید؟ گفتند: ما از آنان در این مورد سوال نمی کردیم.» (این حدیث را امام بخاری روایت کرده است.)

در روایت دیگری آمده: «ما در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، ابوبکر و عمر، گندم، جو، خرما و کشمکش را بر اساس بیع سلم از مردمانی خریداری می‌نمودیم که این اشیاء در نزدشان وجود نداشت.» (این حدیث را ابو داوود روایت نموده است.)

این همه احادیث دلایل واضح بر جواز بیع سلم است. اما بیان این‌که در چه‌چیزها بیع سلم جایز و در کدام چیزها جایز نیست، در احادیث و هم‌چنین در اجماع واضح است؛ زیراکه سلم پیش فروش/پرداخت، چیزی است که هنوز تحت ملکیت فروشنده داخل نیست و یا این‌که ملکیت در آن کامل نگردیده است. این هر دو نوع، ممنوع می باشد؛ لیکن بیع سلم از این دو نوع در نص شرعی استثنا گردیده است؛ پس این ممنوعیت در غیرسلم صدق می‌کند. از این جهت آن‌چه که سلم در آن جایز می‌باشد باید در مورد آن دلیل شرعی وجود داشته باشد.

پس وقتی‌که به نصوص مراجعه می‌کنیم در می‌آبیم که بیع سلم در مکیلات و موزونات جائز است؛ همان‌گونه که در معدودات جائز می‌باشد. اما دلیل جواز مکیلات و موزونات از این حدیثی‌که ابن عباس روایت نموده، دانسته می‌شود. آن‌جاکه می‌فرماید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی به مدینه آمد که مردم آن‌جا، خرما را تا دو الی سه سال پیش فروش می‌کردند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرکسی چیزی را پیش فروش می‌کند، قیمت، وزن و مدت آن را باید معلوم کند.» (بدایة المجتهد و نهایة المقتصد لابن رشد الحفید) در روایت دیگری از ابن عباس آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «کسی‌که بیع سلم می‌کند باید در پیمانۀ معلوم، وزن معلوم و مدت معلوم باشد.» (این حدیث را بخاری روایت نموده است.) پس این حدیث دلالت بر این می‌کند که آن مالی که بر اساس بیع سلم معامله می‌شود باید از مکیلات (پیمانه) و موزونات (اشیاء وزنی) باشد و اما جواز بیع سلم در معدودات از اجماع ثابت شده است؛ یعنی اجماع بر این شده که بیع سلم در طعام جائز است و این اجماع را ابن منذر نقل نموده است. امام بخاری نیز به نقل از شعبه می‌گوید که محمد یا عبدالله ابن ابی مجالد به وی گفت: «ما در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، ابوبکر و عمر، در گندم، جو، کشمش و خرما بیع سلم می کردیم.» پس این حدیث بیان‌گر این است که بیع سلم در طعام نیز جایز می‌باشد؛ زیرا که طعام بیرون از مکیلات، موزونات و معدودات نیست. پس سلم به هر آن‌چه که طعام به آن مقدر و معین شود، به شمول کیل، وزن و عدد، ارتباط می‌گیرد؛ مانند ارتباط تسلیم شدن چیزهایی‌که حکم آن تنها زمانی محقق می‌شود که طرف مقابل آن را عملاً تسلیم شود؛ مثل هبه و مانند سود افزونی که زمانی شرعاً سود شمرده می‌شود که به کیل، وزن و یا عدد آن افزوده شود. حدیث مذکور در مورد وزن و کیل صراحت دارد و نه در معدود؛ لیکن جواز سلم در طعام توسط اجماع، معدود را نیز در بیع سلم داخل می‌گرداند. اما باید در نظرداشت که اشیای که در آن بیع سلم صورت می‌گیرد باید صفت آن معلوم باشد؛ مانند: گندم حورانی، خرمای برنی، پنبۀ مصری، ابریشم هندی و انجیر ترکی و نیز پیمانه و وزن آن نیز معلوم باشد؛ مانند: پیمانۀ شامی، وزن عراقی و مانند کیلو و لیتر؛ یعنی حتماً باید پیمانه و وزن آن معروف و مشخص باشد.» (از جزء دوم کتاب شخصیه اسلامی)

بناءً بیع سلم در پیمانه، وزن و عدد جائز می‌باشد؛ نه در غیر آن‌ها.

اما شناخت آن، چیزهایی از جمله: کیل، وزن و عدد می‌باشد که به درک و شناخت واقعیت اجناس ارتباط می‌گیرد؛ یعنی این‌که این اموال از جملۀ ذوات الأمثال  و یا از ذوات القیم می‌باشد.

ذوات الأمثال به اموالی گفته می‌شود که شبیه و مثل آن بدون تفاوت قابل ملاحظه‌ای در بازار یافت شود؛ مانند: گندم، که یک کیلو گرام معین شدۀ آن، دقیقاً مانند یک کیلوگرام دیگر از نوع همین گندم بدون کدام فرق قابل ملاحظه‌ای می‌باشد.

اما ذوات القیم عبارت از اموالی می‌باشد که شبیه و مثل آن دقیقاً با همان اوصاف معین شده در بازار یافت نشود؛ یعنی این اموال در صفات خود غیرقابل تکرار، برخلاف اموال مثلیه است. بناءً خانه از جملۀ ذوات القیم می‌باشد؛ نه ذوات الأمثال؛ زیراکه هر خانه در بسیاری از امور، با خانۀ دیگر فرق می‌کند؛ مانند: زمین، موقعیت، چگونه‌گی بنا وغیره.

مکیلات، موزونات و معدودات از جملۀ اموال مثلیه می‌باشد؛ مانند: خرما، گندم، جو، کشمش و مانند آن؛ زیرا شبیه و مثل این اموال در صورتی‌که اوصاف آن یکی باشد، وجود دارد و تفاوت قابل ملاحظه‌ای از هم‌دیگر ندارند. پس این‌گونه اجناس از جملۀ ذوات الأمثال می‌باشند؛ بناءً وقتی‌که در این اجناس بیع سلم صورت گیرد فروشنده تعهد می‌کند که برای مشتری بعد از مدت معلوم، مقدار معلومی از این اموال، اعم از کیلی، وزنی و یا عددی، به اوصاف معین شده بدون تعیین جنس خاص به خریدار تسلیم نماید؛ یعنی فروشنده تعهد به تسلیم مال موصوف مطابق صفت آن می‌کند؛ نه به تسلیم ذات معین؛ مثلاً: تعهد می‌کند که یک تُن گندم مشخص را، بدون در نظرداشت این‌که این گندم از کدام زمین حاصل گردیده، از کی خریداری شده و یا از کی تحفه گرفته شده وغیره، به خریدار تسلیم نماید. بناءً هیچ یک از این امور در بیع سلم اعتبار و ارزشی ندارد؛ بلکه آن‌چه که اعتبار دارد؛ همانا تسلیم کردن مال موصوف، در مدت معین و موافق با اوصافی‌که در حین عقد بیان شده بود، می‌باشد. امام نووی در صفحۀ 18-19 جزء پنجم کتاب روضه‌الطالبین خویش زیر عنوان «شناخت اموال مثلیه وجه دارد» پنج وجه ذکر نموده و در اخیر گفته: «وجه دوم بهتر می‌باشد؛ لیکن بهتر آن است گفته شود که مثلی آن است تا تحت پیمانۀ وزن داخل شده و در آن بیع سلم جایز گردد.»

به این اساس، ممکن نیست منازل در بیع سلم داخل باشد؛ زیراکه از جملۀ مکیلات، موزونات و معدودات نبوده و از قبیل اموال و اجناس مثلیه نمی‌باشد. پس هر منزلی‌که پیش از بنا فروخته شود؛ ولو که اوصاف آن دقیقاً بیان شود، مشابه منزل دیگری نیست؛ زیراکه باز هم در میان این منزل و منزل دیگر فرق زیادی باقی می‌ماند؛ مانند: موقعیت بنا، زمینی‌که در آن بنا می‌شود وغیره؛ یعنی منزل از جملۀ اموال مثلیه‌ای که بیع سلم در آن جایز است، نمی‌باشد؛ از این جهت در باب بیع سلم داخل نیست. بناءً منزلی‌که هنوز بنا نشده در باب سلم داخل نمی‌باشد و ادلۀ سلم هم بر آن تطبیق نمی‌شود. لذا فروش منازل قبل از بنای آن شرعاً جائز نیست و روا نیست که به بیع سلمی که شرعاً جائز است، قیاس شود.

اما در جواب به سوال دوم مبنی بر این‌که حکم فروش منازل قبل از بنای آن چیست؟ باید گفت که ما قبلاً جواب این سوال را به تاریخ 31 مارچ 2016م به شرح زیر داده بودیم:

"پیش فروش کردن آپارتمان‌ها قبل از بنای آن بر اساس نقشه‌های ترسیم شده:

أ‌.         فروش آن‌چه که زیر ملکیت شخص قرار ندارد، جائز نیست و در این مورد احادیثی زیادی روایت گردیده است، از جمله:

-          امام ترمذی در سنن خویش از حکیم ابن حزام روایت نموده که گفت: نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم و برایش گفتم: شخصی نزد من می‌آید و خریدار جنسی می‌شود که نزد من وجود ندارد؛ لیکن رفته و از بازار خریداری نموده؛ سپس برایش می‌فروشم، آیا این کار من جائز است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا تبع ما لیس عندک»

ترجمه: چیزی را که در اختیار نداری نفروش!

-          امام ترمذی از عبدالله بن عمرو روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:  

«لا یحل سلف و بیع، ولا شرطان فی بیع و لا ربح ما لم یضمن، و لا بیع ما لیس عندک»

ترجمه: بنابراین، فروش منازل و آپارتمان‌هایی‌که هنوز بنا نگردیده جایز نیست؛ زیراکه هنوز زیر ملکیت شخص قرار ندارد؛ بلکه مهم‌تر از آن این که هنوز وجود ندارد.

ب‌.    خلاصه این‌که فروش منازل و آپارتمان‌هایی‌که هنوز بنا نگردیده جایز نیست؛ زیرا که موجود نمی‌باشد. فروش آپارتمان‌هایی جائز می‌باشد که ارکان اساسی آن؛ مانند: ساختار، زیربنا، ستون، دیوار، سقف وغیره وجود داشته باشد که بیان‌گر وجود واقعی آن است و عرفاً به آن آپارتمان اطلاق شده و قابل تسلیم است. دلایل برتری‌که از نظر من می‌تواند نزاع را از میان بردارد؛ همین‌ها بود که گفته شد؛ چون این‌گونه قضایا، مشاکل زیاد و اختلافات بسیاری را در زمان تسلیم مبیعه میان دو طرف پدید می‌آورد.

ت‌.     در خاتمه باید گفت که معاملات صحیح و درست در اسلام آن است که از بروز نزاع و کشمکش جلوگیری نماید. از این‌رو باید جنس مورد معامله موجود و تحت ملکیت مالک آن باشد و بدون هیچ مانعی قابل تسلیم باشد. پس بر مشتریان لازم است که این امور را کاملاً در نظر گرفته و مراعات نمایند تا در آینده به مشکل و نزاعی مواجه نگردند. توفیق‌دهنده؛ فقط الله سبحانه و تعالی است." (نقل قول)

امیدوارم این جواب کافی بوده باشد و الله سبحانه و تعالی داناتر و با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابو رشته

 

ادامه مطلب...

هیچ چیز، جز دولت خلافت راشدۀ ثانی نمی‌تواند جلو کشتار‌های قبیلوی را بگیرد! Featured

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

رژیم قبلی و مزدور سودان، قبایل را چوب‌سوخت منازعات خویش ساخته است، بر علاوۀ این که تعیین وزیر در دستگاه دولت در چندین دهه بر اساس عرف‌های قبیلوی و منطقوی صورت گرفته است. در واقع؛ نه رژیم ملکی و نه رژیم نظامی از این حقیقت چشم‌پوشی می‌توانند و بدتر از همه این که در تمام این زدو بند‌ها، بازنده واقعی مردم خوب این قبایل اند. در اصلیت مردم عام تنها کسانی اند که در گذشته و در زمان حال قیمت گزاف این جنگ‌ها را با خون، جان و مال خود می‌پردازند. جنگ‌های قبایلی هیچ‌گاهی در سودان جامد باقی نماند، بلکه گوشه و کنار خود را نیز شعله‌ور ساخت که همۀ آن به خاطر قطبی‌سازی منافع میان عناصر مفسد دولت و جناح مخالف صورت گرفته است. از تازه‌ترین واقعۀ آن می‌توان از جنگ‌های قبایلی میان قبایل سودان‌شرقی در شهر سودان‌ساحلی نام برد.

حزب‌التحریر-ولایه سودان در روشنایی حوادث‌اخیر به موارد ذیل تاکید می‌ورزد:

اول) اسلام ریختن خون‌مسلمان و جنگ میان مسلمین را حرام کرده است. پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

«لا تَرْجِعُوا بَعْدي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقابَ بَعْضٍ»

ترجمه: بعد از من (بعد از مرگ من) با کشتن یک‌دیگر کافر نشوید.

و نیز می‌فرماید:

«إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ»

ترجمه: اگر دو شخص با شمشیر علیه یک‌دیگر جنگ کنند، درین صورت، هردو (قاتل و مقتول) داخل دوزخ می‌شوند.

دوم) اسلام جنگ زیر پرچم عصبیه را منع نموده است؛ گرچه برای قوم و یا وطن باشد. پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

«وَمَنْ دَعَا بِدَعْوَى جَاهِلِيَّةٍ فَهُوَ مِنْ جِثِيِّ جَهَنَّمَ. قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَإِنْ صَامَ وَصَلَّى؟ فَقَالَ: وَإِنْ صَلَّى وَصَامَ وَزَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ»

ترجمه: کسی که به جاهلیت دعوت کند؛ هیزم جهنم خواهد شد. مردی پرسید:" ای پیامبر الله! حتی اگر او نماز و یا روزه بگیرد؟" او صلی الله علیه‌و‌سلم گفت: حتی اگر و نماز و یا روزه بگیرد و ادعای اسلام کند.

سوم) در حقیقت، دولت و جناح‌مخالف هردو، دو رخ یک سکه اند و نباید از آن‌ها توقع داشت که این چنین درگیری‌ها و مشکلات را به شکل بنیادی حل کرد. در حالی‌که این جنگ‌ها را خود و حامیان‌شان شعله ور می‌سازند و تنها کاری‌که آن‌ها انجام می‌دهند خاموش‌ساختن بحران‌ فعلی‌ست که اثرات آن به زودی از بین رفته و دوباره به حالت قبلی برخواهد گشت.

پیام ما برای مردم سودان‌شرقی و مناطق دیگر اینست: باید درک کنید که دلیل اصلی بحران و مشکلات جاری، موجودیت دستۀ‌سیاسی فعلی‌ست که توان حل مشکل را ندارد؛ چون فاقد افکار‌سیاسی و آگاهی‌سیاسی اند. لهذا هیچ چیز، جز دولت خلافت راشده ثانی نمی‌تواند جلو خون‌ریزی و کشتار جنگ‌های قومی را بگیرد؛ زیرا بنیاد این دولت بر اساس عقیدۀ اسلام و دکترین اسلامی بنا یافته است. تنها دولت اسلام‌ ست که توانایی ذوب ملت‌ها را بر اساس دکترین‌اسلامی دارد؛ لهذا این وجیبۀ تمام مسلمین است تا برای ایفای چنین مسؤلیت بزرگ و احیای دولت‌مقدر کار کنند.

﴿ إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ

[انبیا: 92]

ترجمه: این (پیامبران بزرگ و پیروان‌شان) همه امّت واحدی بودند (و پیرو یک هدف) و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید.

ابراهیم عثمان (ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر-ولایه سودان

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

سِیداو جنایت قرن علیه زنان مسلمان کمپاینی است که توسط دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر راه‌اندازی می‌شود

(ترجمه)

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

برادران و خواهران عزیز ! آگاه باشید!که در حال حاضر، کمپاین‌های شدیدی توسط دولت‌های سیکولار، سازمان‌های فمینیستی زنانِ رادیکال، سازمان‌های گوناگون غیردولتی و سازمان ملل راه‌اندازی می‌شوند تا از یک‌سو هویت اسلامی زنان مسلمان را از میان بردارد و از سوی دیگر آن‌چه که از قوانین اجتماعی اسلامی و ساختار خانوادۀ اسلامی باقی مانده است را در سرزمین‌های ما به طور کلی نابود کنند.

این یورش بر دین ما به رهبری CEDAW )کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان( صورت می‌گیرد. سیداو یگانه میثاق بین‌المللی است که در 1979م از طرف سازمان ملل ایجاد و توسط 189 کشور از جمله اکثریت کشورهای اسلامی به تصویب رسید. سازمان مذکور از امضاء کنندگان دولتی می‌خواهد که "برابری جنسیتی" را در قوانین داخلی خود وارد نموده و هرگونه قوانین، آداب و رسومی را که به عنوان تبعیض در برابر زنان و یا هم در تناقض با برابری جنسیتی قرار می‌گیرد، لغو نمایند.

در کنار این، سیداو به عنوان " لایحه بین‌المللی حقوق زنان" توصیف شده است؛ اما شما خواهران وبرادران آگاه باشید که این گونه کلمات به ظاهر شیرین شما را نفریبد... زیرا [هدف] از سیداو این نیست که زنان به حقوق اقتصادی‌شان برسند یا حق آموزش درست را داشته باشند و یا هم از آن‌ها در برابر هرگونه خشونت حمایت شود... نه، هرگز! بلکه از مادۀ اول این کنوانسیون به وضوح دانسته می‌شود که تبعیض علیه زنان را به هر گونۀ که باشد؛ چی تمایز جنسیتی، محرومیت و یاهم محدودیت بر مبنای جنسیت که منجر به زیان _در خصوص برابری مردان، زنان و آزادی‌های بنیادی در راستای سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ ویا هر زمینۀ دیگری که باشد_ می‌شود.

پس خواهران و برادران عزیز! این به چی معنی می‌تواند باشد و دورنمای آن چیست؟ جز این نیست که این امر، فراخوانی به پذیرش آزادی‌های لیبرال‎جنسی در جوامع اسلامی است و حق زنان و مردان برای داشتن روابط نامشروع از جمله: زنا، روابط هم‌جنس‌گرایی که از نظر اسلام تمام این‌ها مردود است، می‌باشد. این به معنی منسوخ کردن قوانین اسلامی است که در آن بین زنان و مردان اختلافاتی در ازدواج، طلاق، میراث، حضانت فرزندان یا تعدد زوجات وجود دارد. و به معنی کنار گذاشتن حقوق اسلامی و نقش همسران در ازدواج و زندگی خانوادگی می‌باشد. از این‌رو، پایان دادن به سرپرستی مرد بر بالای زن، خانواده، وجایب و مسئولیت‌های اسلامی او در خصوص تأمین آن‌ها و باطل کردن نسخۀ اسلام از نقش اصلی زن به عنوان همسر و مادر و تأکید اسلام بر اهمیت و جای‌گاه مادر بودن را از بین می‌برد... در حالی‌که کلیه حقوق، نقش و قوانین توسط الله سبحانه‌وتعالی پروردگار جهانیان، رب و خالق ما وضع شده است!

هدف از سیداو چنان‌چه که در مادۀ دوم این لایحه مجدداً بیان شده است، این است که دولت‌های عضو باید کلیه قوانین، مقررات، آداب و رسوم را به شمول قوانین دینی و مذهبی که در تناقض علیه حقوق زنان قرار می‌گیرد و یاهم علیه زنان تبعیض را به وجود می‌آورد، کنار گذاشته و قوانین بین‌المللی را جای‌گزین آن کنند. علی‌رغم آن، کتب درسی و روش‌های تدریس در مکاتب در مطابقت با سیداو قرار داشته باشد تا فرزندان ما بر مبنای آن آموزش داده شوند؛ این‌ همه تنها و تنها به هدف از میان برداشتن و سؤ شکل نشان دادن زندگی اجتماعی و خانوادگی اسلامی به پیش برده می‌شود. این لایحه هم‌چنان منجر به افزایش سقط جنین و قانونی شدن فحشا در کشورهای اسلامی گردیده است. از سوی دیگر، ازدواج زودهنگام را جرم پنداشته و به گونه‌ای که در برخی از کشورها کسانی که قبل از سن 18 سالگی می‌خواهند ازدواج کنند تا خواسته‌های جنسی‌شان را از راه حلال تحقق بخشند، به حبس محکوم می‌شوند. لذا، در تحت این کنوانسیون از فحشا و بی‌بندوباری تجلیل به عمل آمده، مشروعیت بخشیده می‌شود؛ در حالی‌که اخلاق، پاکیزگی و نجابت به کورۀ باطل انداخته شده، زشت جلوه داده می‌شود.

آنانی‌که از سیداو و برابری جنسیتی حمایت می‌کنند، مدعی اند که این امر ما را به عنوان زنان در برابر خشونت محافظت نموده؛ مورد احترام قرار می‌دهد؛ جایگاه اقتصادی ما را بلند می‌برد و عدالت و دسترسی به آموزش لازم و مراقبت صحی را برای ما فراهم می‌کند. ولی باید گفت که این سرابی بیش نیست و رؤیایی‌ست که برای ما به عنوان زنان مسلمان در چهل سال گذشته فروخته شده است؛ چون سیداو و قوانین بیشماری نظیری آن در خصوص برابری جنسیتی در سرزمین‌های ما مسلمانان تصریح شده است. این قوانین نه تنها میزان خشونت، سؤاستفادۀ جنسی، فقر بیش از حد، فاسد شدن نظام آموزشی و مراقبت پزشکی، بی‌عدالتی سیاسی و ظلم و ستم را برای زنان مسلمان در سرزمین‌های اسلامی بلنده برده است و حتی در غرب، در هرکجایی که صدای برابری جنسیتی بلند شد، زنان در تحت استبداد نظام‌های سیکولاریستی قرار گرفتند؛ طوری‎که آنان به انواع گوناگون بیماری‌های همه‌گیر خشونت، آزار جنسی، استثمار، نابرابری و افزایش سطح فقر دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند. جای تعجب نیست، چرا که این مشکلات ناشی از نتیجۀ عدم مساوات میان زن و مرد از دیدگاه حقوق، نقش و قوانین نیست؛ بلکه این‌ها از نتیجۀ فسادی ارزش‎های غیر اسلامی، لیبرال-کپیتالیست و غیره در سرزمین‌های ماست که زنان را دچار مشکلات جنسیتی کرده و به تباهی کشانده است و افزون بر این، در زمینۀ تأمین نیازهای اساسی اقتصادی، آموزشی و بهداشتی زنان و مردان کوتاه آمده و اصلاً کارایی‌ ندارد.

علاوه بر این، چه نوع پیشرف را سیداو در جامعه شما به ارمغان آورده است، وقتی‌که آزادی جنسی را از بند عقاید آزاد و قانونی کرد، ضربه محکمی را بر ساختار خانواده‌گی وارد نمود که این امر آیا به جز اندوه و بدختی چیزی دیگری را به ارمغان آورد؟

و چگونه زندگی زنان سودمند بوده می‌تواند در جامعه‌ی که جنسی‌شدن آنان را می‎پذیرد و مردان را برای اشباع هوا و هوس‌شان تحت برچسپ آزادی شخصی تشویق می‌کند که این امر ذاتاً امنیت زنان را به خطر مواجه می‌سازد و مانع تعامل آن‌ها با مردان و بهره برداری مردان از زنان در محیط کار و آموزش می‌شود؟

واقعاً تا چه اندازه نهاد سیداو زندگی زنان مسلمان را بهبود بخشیده؛ حالآنکه‌ این نهاد به علت تساوی نقش زنان و مردان ما را از هر امر قانونی محروم می‌سازد، در حالی که اسلام مسئولیتی را بردوشِ مردان گذاشته تا همیشه شوهران و اقارب مرد باید زنان را تامین مالی بکنند؟

و این چگونه عدالت است که از یک‌سو توقع دارند که زنان حمل کنندۀ اطفال بشریت باشند و در عین‌حال نان آوران برای خانواده‌های‎شان باشند که این امر توانایی و قدرت مادری زنان را صلب می‎کند؟

نخیر! نخست نهاد سیداو گرگ بودنش را در لباس میش به اثبات رسانده است و ثانیاً ذهن زنان را با وعده‌های‌ کاذب بخاطر حفظ حرمت و بهبود بخشیدن زند‌گی‌شان شستشو می‌کند؛ حال آن‌که در اصل به بسیار سادگی می‌خواهد معیارهای سیکولاریستی و فمینیستی را در میان زنان در سرزمین‌های اسلامی تحمیل بدارد. هم‎چنان در سال‌های اخیر، آجندای این نهاد از تونس شدت گرفت _جایی‌که دولت‌اش ازدواج زنان مسلمان را با مردان غیر مسلمان قانونی ساخت_ و در تلاش است تا قوانین وراثت اسلامی را لغو نماید؛ ‏در فلسطین جایی که محدودیت سنی برای ازدواج اخیراً توسط محمود عباس رئیس جمهور این کشور به 18 سالگی تعیین شده است؛ در عربستان سعودی جایی‌که به مفهوم اسلامی منجمله سرپرستی مرد از خانواده‌اش حمله‌ی مفاهیمی و ثقافتی صورت می‌گیرد؛ در سودان جایی‌که دولت انتقالی با نهایت افتخار سند نهاد سیداو را امضاء نمود و پس از فشار‌های شدید از سوی "سازمان‌های غیر دولتی(NGOs)" و سازمان‌های زنان، خواست که تمام قوانینی که مخالف این نهاد باشد را حذف کند.

یقیناً، نهاد سیداو یک جنایتی مخرب علیه زنان مسلمان و اسلام است. این یک ساختار غربی‌ست، تباه کننده و ضد خانواده‎ها می‌باشد که اسلام مطلقاً آن را حرام می‌داند. ‏هدف شان این‌ست که زنان مسلمان را از راهی که الله سبحانه‌و‌تعالی برای آنان ترسیم نموده منحرف سازند و ساختار خانواده مسلمان را که توسط قوانین الله سبحانه‌وتعالی تعریف شده است، به شدت فاسد بسازند.

فلهذا، من از شما خواهران و برادران می‌پرسم! کی بهتر می‌داند که چگونه امور زن و مرد را به شیوه‌ی درستش سازمان‌دهی کند تا رضایت خالق‌ و مخلوق‌اش در آن نهفته باشد؟ کیست که به بهترین وجه می‌داند که من‎حیث یک زن مصلحت و نفع ما در چه چیزی نهفته است و چگونه حرمت و احترام و هم‌چنین حقوقی که واقعاً شایسته ماست را تآمین بکند، آیا رب مان یا بشریت؟ یقیناً، این الله سبحانه‌و‌تعالی است که حکیم و دانای همه امور است! پس چگونه سیکولاریست‌ها، فمینیست‌ها و رژیم‌های مسلمان خدمت‌گذار به غرب به خود جرات می‌دهند که آنان همه امور را بهتر از هر کس می‌دانند!

بناً، خواهران و برادران گرامی، به شما خطاب و ندا بلند می‌کنیم تا از کمپاین جهانی ما که توسط دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر تحت عنوان "سیداو(CEDAW)، جنایت قرن علیه زنان مسلمان!" به راه انداخته شده است با استفاده از هشتگ انگلیسی #WeRejectCEDAW از ما حمایت نمایید.

بدین‌ملحوظ، از شما می‌خواهیم از تأسیس یگانه نظامی حمایت کنید که به راستی توانایی بلند بردن وضعیت زندگی، حفاظت از حقوق و آینده روشن و مؤفق را برای تمامی زنان - خواه مسلمان و غیر مسلمان باشد- در سرزمین‌های مان دارد، آن نظام همانان خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت است. الله سبحانه‌وتعالی در سوره بقره می‌فرماید:

﴿....قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ﴾

[بقره: 120]

ترجمه: ....بگو: تنها هدایت الله هدایت است و اگر از خواست‌ها و آرزوهای ایشان پیروی كنی، بعد از آن‌كه علم و آگاهی یافته‌ای (و با دریافت وحی الهی، یقین و اطمینان به تو دست داده است)، هیچ سرپرست و یاوری از جانب الله(سبحانه‌وتعالی) برای تو نخواهد بود (و الله تو را كمك و یاری نخواهد كرد).‏

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان در دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

مترجم: حذیفه مستمر

ادامه مطلب...

شما دولت یهود را تهدید نمی‌کنید، مگر جهت امتیازگیری در بین جناح‌های درگیر

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

عبدالملک الحوثی به روز شنبه، ۹ نوامبر ۲۰۱۹م، سخنرانی تلویزیونی طولانی را جهت تجلیل از میلاد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای طرفداران‌اش در میدان ۷۰ (صنعا) برگزار کرد و طی آن اظهار داشت: «اگر اسرائیل اقدامی احمقانه علیه ملت ما مرتکب شود، ما از اعلام جهاد در راه الله سبحانه‌وتعالی، و وارد کردن ضرباتی مرگ‌بار به اسرائیل و حمله به اهداف فوق حساس‌اش دریغ نخواهیم کرد.»

شعار راهپیمایی قرآنی که در سال ۲۰۱۴ م از صنعا شروع شد، "آزادسازی مسجد‌الاقصی" از چنگال یهودیان بود. اما با این حساب، چه چیزی این معادله را تغییر داده و باعث شده‌است که حملات دولت یهود را بر خویشتن تحمل کنید و سپس فقط با حمله به برخی اهداف حساس، بدون نابودسازی کامل‌شان، آن را پاسخ دهید؟! سیاست‌مداران حوثی، چه جوان و چه پیر، مدت‌هاست که از دخالت دولت یهود در ائتلاف جنگ یمن سخن به میان می‌آورند. آزادسازی مسجدالاقصی شعاری بیش نیست که برای ترغیب و تشویق طرفداران‌شان، جهت عزل کسانی‌که مانع رسیدن آن‌ها به مسجدالاقصی می‌شوند، از آن کار می‌گیرند. آیا آنان تنها می‌توانند دولت یهود را با شعار نابود کنند؟!

مقصود این نوع تهدیدات، خواه از جانب عبدالملک الحوثی باشد یا دیگر رهبران دست‌نشانده، صرفاً تحقق اهداف سیاسی داخلی و بالا بردن سهم آن‌ها در قدرت است. از همان شب نشر تهدیدات عبدالملک الحوثی در جریان سخنرانی‌اش، اظهار نظرات تحلیل‌گران سیاسی نیز برای توضیح مطالب و اسرار نهفته در این بیانیه از طریق رسانه‌ها آغاز شد. سپس در روز بعد، این اظهارات در صفحات روزنامه‌های مختلف نشر شد تا طرفداران بیچارۀ‌شان با خواندن‌اش فکر کنند که واقعی است. اما با کمال تعجب، این درحالی‌ست که حتی دولت یهود نیز در بازی جنگ یمن شرکت کرده‌است و شاید حتی امریکا نیز از حوثی‌ها به‌دلیل آسیب نرساندن به دولت یهود قدردانی کند.

هدف از این کارزار رسانه‌ای، برجسته‌سازی عبدالملک و معرفی او در لباس کسی‌که رهایی‌بخش مسجدالاقصی است می‌باشد. درحالی‌که او نه مرد این کار است و نه ارادۀ آن‌ را دارد. بنابراین، به ماه‌های آینده بنگرید و ببینید که چگونه رسانه‌ها از این تهدیدات عبدالملک الحوثی برای بزرگ‌سازی و معرفی وی به عنوان قهرمان، بدون این‌که حتی مویی از دولت یهود کم و یا خطری متوجه‌اش شود، استفاده خواهند کرد.

در یک کلام، دولت یهود نه صرفاً با تهدیدات محض، بلکه با به حرکت درآوردن ارتش‌های مسلمانان و جنگ با یهودیان ظالم، تحت پرچم اسلام، نابود می‌شود؛ در تأیید این سخن رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم:

«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا الْيَهُودَ حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ وَرَاءَهُ الْيَهُودِيُّ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ وَرَائِي فَاقْتُلْهُ»

ترجمه: قیامت برپا نمی‌شود تا هنگامی‌که شما با یهودیان بجنگید؛ تا زمانی‌که حتی سنگی‌که در عقب‌اش یک یهودی پنهان شده‌است، بگوید: « ای مسلمان! در عقب‌ام یک یهودی پنهان شده‌است. پس او را بکش.

و این تنها در موجودیت دولت خلافت راشدۀ ثانی محقق خواهد شد. رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند:

«... ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: سپس، خلافت به‌طریقۀ نبوت قائم خواهد شد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر - ولایه یمن

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...

راه‌پیمایی‌های حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش در اعتراض به ساخت "معبد رام" در مکان مسجد بابری

(ترجمه)

حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش، امروز، ۱۵ نومبر / نوامبر ۲۰۱۹ م، پس از ادای نماز جمعه راه‌پیمایی‌هایی را از چندین مسجد در داکا و چیتاگونگ، در اعتراض به اقدام تجاوزکارانۀ هندوتوای هند برای ساخت معبد رام به جای مسجد بابری، و فروتنی رژیم حسینه در برابر این تجاوز، راه‌اندازه کرد. این تظاهرات از مقابل مساجد شروغ شد و در خیابان‌های گوناگون خاتمه یافت. همچنان، نمازگذاران حمایت‌شان را از این راه‌پیمایی اعلان کردند و با سردادن شعار خشم‌شان را از تجاوز هندوتوای هند و سلطه‌پذیری رژیم حسینه در برابر این تجاوز ابراز کردند.

سخنرانان پس از این راه‌پیمایی‌های گفتند: این مزدور غرب، یعنی هند، می‌خواهد به بهانۀ ایدیولوژی هندوتوا به آرمان شوم‌اش برسد، و زیر حمایت کامل امریکا به یک قدرت منطقوی، همانند قدرت دولت نامشروع یهود در خاورمیانه، تبدیل شود. همان‌گونه که غرب استعمارطلب چهرۀ دولت ضعیف و نامشروع یهود را به کمک حکام مسلمان خائن شکست‌ناپذیر جلوه داده‌است، اکنون همین استراتیژی را به همراه این خائنین برای به‌تصویر کشیدن چهرۀ هند بزدل به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای پیاده می‌کند؛ تا امت تن به شرایط کنونی دهند و هرگونه روزنۀ امید را برای بازگشت خلافت راشدۀ ثانی بسته ببینند. . بناءً، هند نقشه‌های شوم‌اش را یکی پی دیگری علیه مسلمانان راه‌اندازی می‌کند، درحالی‌که حکام خائن و بی‌جرأت مسلمانان به اقدامات‌اش مشروعیت می‌دهند.

دیدیم که چگونه حاکم خائن امارات، چند روز پس از الحاق کامل کشمیر به هند، بالاترین مدال کشوری را به مودی سفاک اعطاء کرد. همچنان، می‌بینیم که چگونه خائن دیگر، عمران خان، نیروهای نظامی قدرت‌مند پاکستان را در مقابل تجاوز هند بی‌حرکت نگه داشته‌است، درحالی‌که می‌کوشد با حرف‌ها و تویت‌های مفت و پوچ، توجه امت را از این آشفتگی‌ها منحرف کند. ویا هم حکومت حیله‌گر حسینه، که به‌عوض بلند کردن صدایی در حمایت از امتی که در خصوص قضیۀ مسجد بابری بی‌تابی می‌کنند، آن را موضوع داخلی هند خواند و گفت که تحمل هیچ‌گونه درگیری را در رابطه به این قضیه ندارد!!

سخنرانان از نقش رژیم حسینه را شدیداً انتقاد کردند و با فراخواندن مسلمانان به تأسیس مجدد خلافت راشده گفتند: باوجود جان‌های بیش از ۲۰۰۰ مسلمانی که برای مسجد بابری قربانی شده‌اند، بازهم ساخت یک معبد در مکان این مسجد از نظر رژیم حسینه موضوع داخلی هند است!! خون، حرمت و مکان‌های مقدس مسلمانان از نگاه این مزدور امریکا، بریطانیا و هند، نسبت به خوشنودی بادار مشرک‌اش، هند، بسیار بی‌ارزش است. آنان از ما می‌خواهد که سلطۀ خیالی هند را بپذیریم و در برابر هژمونی هندوتوا در منطقه خاموش باشیم.

بناءً، براندازی رژیم خائن حسینه یگانه راه بازگرداندن شأن و شوکت‌مان از این حقارت است، رژیمی که از هژمونی هند تبعیت، و از این مشرک برای دست‌یافتن به منافع استعماری‌اش در جنگ‌اش علیه مسلمانان پشتیبانی می‌کند و آن را یاری می‌رساند. بنابرین، یک تنها ساعت کافی است تا برای تأسیس مجدد خلافت همراه حزب‌التحریر فعالیت کنید.

ای مسلمانان! دولت خلافت قریب‌الوقوع سرزمین‌های مسلمانان را متحد و ارتش نیرومندش را برای تصرف هند اعزام خواهد کرد. آنگاه شکست و حقارت این دشمن مسلمانان، دولت هند، را خواهید دید، و مژدۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم در خصوص "فتح هند" (غزوۀ هند) به اذن الله سبحانه و تعالی محقق خواهد شد. از ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت است که فرمود:

«وَعَدَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَزْوَةَ الْهِنْدِ فَإِنْ أَدْرَكْتُهَا أُنْفِقْ فِيهَا نَفْسِي وَمَالِي وَإِنْ قُتِلْتُ كُنْتُ أَفْضَلَ الشُّهَدَاءِ وَإِنْ رَجَعْتُ فَأَنَا أَبُو هُرَيْرَةَ الْمُحَرَّرُ»
[سنن نسائی]

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه و سلم برای‌مان وعدۀ حمله به هند را دادند. اگر تا آن زمان زنده ماندم، جان و ثروت‌ام را در آن راه فدا خواهم کرد. اگر کشته شدم، از زمرۀ بهترین شهداء خواهم بود؛ و اگر (زنده ماندم و) پس برگشتم، ابوهریرۀ محرر خواهم بود. (محرر کسی است که از آتش نجات یافته‌است.)

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

حکومت اردن بر ضد حاملین دعوت پنجه خم نموده و آنان را دستگیر می‌کند؛ حالان‌که از افراد مفسد و فساد در حکومت، حمایت می‌کند

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

یک‌شنبه شام، نیروهای امنیتی یک‌تن از شباب حزب‌التحریر را به‌نام انور حلمی الخواجا (ابو صهيب) همراه با پسر جوانش به‌طور مکارانه، کذب و بی‌رحمانه بازداشت نمودند. نهاد امنیتی با انور حلمی در حالی تماس گرفت که موترش در یک‌ منطقه‌ی شهر حادثه ترافیکی کرده بود و ازش خواستند که برای تحقیق به مرکز امنیتی تشریف بیاورد، ولی هنگامی‌که جناب انور حلمی الخواجا رسیدند، نیروهای امنیتی وی را همراه پسر جوانش دستگیر نمودند. از سوی دیگر، نیرو‌های امنیتی بانهایت بی‌شرمی به خانه‌اش یورش برده و تمام‌ خانه‌اش را تفتیش و جست‌و‌جو نمودند. ولی هنگامی‌که فرزندان و خانواده‌اش برای جویا شدن احوال‌شان از اداره پولیس/بازرس رصيفه پرسیدند، آن‌ها حضور وی را در رصيفه رد کردند و گفتند این افراد درین‌جا نیست.

این عمل پست و خسیسی‌که توسط حکومت و نهاد امنیتی‌اش صورت گرفت، هرگز نمی‌تواند حاملین دعوت را از بیان حق علی‌رغم تمام موانع  قانونی در دسترس دولت، باز دارد؛ ثانیاً حکومت نمی‌تواند عزم راسخ و تصمیم قاطع دعوت‌گران‌ را خنثی و بشکند. ‏رژیم بدانند که‌ ما در گلوی حکومت خاری باقی خواهیم ماند، شب‌های پر از اضطراب و بی‌خوابی را برای شان تقدیم می‌کنیم، توطئه‌های حکام را توسط افشاء نمودن  دسیسه‌ها، خیانت و ایجاد ناامیدی به امت و دین‌شان بیان می‌نمایم و هم‌چنین به‌طور فرومایه حقیر و تسلیم شدن آن‌ها را به دشمنان امت و همدستی با پلان‌های شوم کفار آشکار می‌کنیم. ‏ما در عهد خود برای دعوت بر فرض الهی که همانا تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت می‌باشد ایستاد می‌باشیم و فعالیت می‌کنیم، مهم نیست که شما چقدر توطئه می‌کنید و به چه اندازه جرایم را علیه حاملین دعوت و تمام افراد مخلص این سرزمین انجام می‌دهید، ولی ما از این راه دست بر نمی‌داریم. 

فردای روشن برای صابران نزدیک است و کسانی‌که ظلم و ستم کردند، می‌دانند که چه عاقبت بدی در انتظار‌شان است:

﴿إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُور﴾

[حج: 38]

ترجمه: قطعاً الله از كسانى‌كه ايمان آورده‏ اند، دفاع می‌كند؛ زيرا الله هيچ خيانت‌كار ناسپاسى را دوست ندارد.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن

مترجم: زکریا وهاج

ادامه مطلب...

ای مسلمانان! عزت و احترام را به مسجد بابری برگردانید Featured

(ترجمه)

حال‌آن‌که هنوز در شوک اشغال و تجزیۀ کامل کشمیر قرار داریم، هند بزدل با سپردن مکان مسجد باستانی بابری به هندوهای افراطی به‌منظور ساخت "معبد اسطوره‌ای رام"، گام دیگری را برای سرکوب و ناامیدی مسلمانان هند برداشته‌است. واضح است که امریکا می‌خواهد هند را به بهانۀ ایدیولوژی هندوتوا به آرمان شوم‌اش برساند و برایش قدرتی در سطح منطقه، همچون قدرت دولت نامشروع یهود در خاورمیانه، بدهد. همان‌گونه که غرب استعمارگر چهرۀ دولت ضعیف و نامشروع یهود را به کمک حکام مسلمان خائن شکست‌ناپذیر جلوه داده‌است، اکنون همین استراتیژی را به همراه این خائنین برای به‌تصویر کشیدن چهرۀ هند بزدل به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای پیاده می‌کند؛ تا امت تن به شرایط کنونی دهند و هرگونه روزنۀ امید را برای بازگشت خلافت راشدۀ ثانی بسته ببینند. بناءً، هند نقشه‌های شوم‌اش را یکی پی دیگری علیه مسلمانان راه‌اندازی می‌کند، درحالی‌که حکام خائن و بی‌جرأت مسلمانان به اقدامات‌اش مشروعیت می‌دهند.

دیدیم که چگونه حاکم خائن امارات، چند روز پس از الحاق کامل کشمیر به هند، بالاترین مدال کشوری را به مودی سفاک اعطاء کرد. همچنان، می‌بینیم که چگونه خائن دیگر، عمران خان، نیروهای نظامی قدرت‌مند پاکستان را در مقابل تجاوز هند بی‌حرکت نگه داشته‌است، درحالی‌که می‌کوشد با حرف‌ها و تویت‌های مفت و پوچ، توجه امت را از این آشفتگی‌ها منحرف کند. ویا هم حکومت حیله‌گر حسینه، که به‌عوض بلند کردن صدایی در حمایت از امتی که در خصوص قضیۀ مسجد بابری بی‌تابی می‌کنند، آن را موضوع داخلی هند خواند و گفت که تحمل هیچ‌گونه درگیری را در رابطه به این قضیه ندارد!!

ای مسلمانان! باوجود جان‌های بیش از ۲۰۰۰ مسلمانی که برای مسجد بابری قربانی شده‌اند، بازهم ساخت یک معبد در مکان این مسجد از نظر رژیم حسینه موضوع داخلی هند است!! خون، حرمت و مکان‌های مقدس مسلمانان از نگاه این رژیم، نسبت به خوشنودی بادار مشرک‌اش، بسیار بی‌ارزش است. آنان از ما می‌خواهد که سلطۀ خیالی هند را بپذیریم و در برابر هژمونی هندوتوا در منطقه خاموش باشیم.

بناءً، براندازی رژیم خائن حسینه یگانه راه بازگرداندن شأن و شوکت‌مان از این حقارت است، رژیمی که از هژمونی هند تبعیت، و از این مشرک برای دست‌یافتن به منافع استعماری‌اش در جنگ‌اش علیه مسلمانان پشتیبانی می‌کند و آن را یاری می‌رساند. بنابرین، یک تنها ساعت کافی است تا برای تأسیس مجدد خلافت همراه حزب‌التحریر فعالیت کنید. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»
[مسلم]

ترجمه: همانا حاکم (مانند) سپری است که از عقب‌اش جنگ و به او پناه برده می‌شود.

در واقع، رسول الله صلی الله علیه و سلم حقیقت را گفتند! تنها خلیفه می‌تواند از خون، عزت و مساجد مسلمانان پاسداری کند؛ همان‌گونه که سلطان عبدالحمید از سرزمین مقدس فلسطین حفاظت کرد. یهودیان میلیون‌ها سکۀ طلا را به خزانۀ دولت پیشنهاد کردند، ولی او در برابر فشارهای قابل‌ملاحظۀ بین‌المللی سر خم نکرد و دادن سرپناه به یهودیان را نپذیرفت. وی با این بیانیۀ تاریخی پاسخ داد: «یهودیان آن میلیون‌ها سکۀ طلا را برای خودشان نگه دارند. اگر روزی خلافت نابود شد، آن زمان می‌توانند فلسطین را بخرند. اما تا زمانی‌که من زنده‌ام، ترجیح می‌دهیم با شمشیر کشته شوم، ولی سرزمین فلسطین را منقطع و سوا از دولت خلافت نبینم.»

ای مسلمانان! دولت خلافت قریب‌الوقوع سرزمین‌های مسلمانان را متحد و ارتش نیرومندش را برای تصرف هند اعزام خواهد کرد. آنگاه شکست و حقارت این دشمن مسلمانان، دولت هند، را خواهید دید، و مژدۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم در خصوص "فتح هند" (غزوۀ هند) به اذن الله سبحانه و تعالی محقق خواهد شد. از ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت است که فرمود:

«وَعَدَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَزْوَةَ الْهِنْدِ فَإِنْ أَدْرَكْتُهَا أُنْفِقْ فِيهَا نَفْسِي وَمَالِي وَإِنْ قُتِلْتُ كُنْتُ أَفْضَلَ الشُّهَدَاءِ وَإِنْ رَجَعْتُ فَأَنَا أَبُو هُرَيْرَةَ الْمُحَرَّرُ»
[سنن نسائی]

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه و سلم برای‌مان وعدۀ حمله به هند را دادند. اگر تا آن زمان زنده ماندم، جان و ثروت‌ام را در آن راه فدا خواهم کرد. اگر کشته شدم، از زمرۀ بهترین شهداء خواهم بود؛ و اگر (زنده ماندم و) پس برگشتم، ابوهریرۀ محرر خواهم بود. (محرر کسی است که از آتش نجات یافته‌است.)

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

دروغ‌های رژیم بجوا–عمران درخصوص بهبود اوضاع اقتصادی برملا شده‌است

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

خودستایی‌های رژیم بجوا-عمران درمورد بهبود اوضاع اقتصادی، همچون ریختن نمک بر روی زخم‌های مردم پاکستان است. ادعای خیالی مشاور تصویب‌شدۀ صندوق بین‌المللی پول برای نخست وزیر که گفت هر کیلوگرام گوجه‌فرنگی در بازار به قیمت ۱۷ روپیه در دسترس است، مسخرۀ عام شده‌است، چون در همان روز گوجه‌فرنگی به قیمت ۳۰۰ روپیه به فروش می‌رسید. اساساً، این دموکراسی است که با مردم هیچ‌گونه ارتباطی ندارد و فقط جهت تأمین منافع قدرت‌مندان به‌کار می‌رود. دموکراسی بهبود اقتصادی را نه تأمین نیازهای اساسی هر یک از اعضای جامعه، مانند: غذا، پوشاک و سرپناه، بلکه دستیابی به اهداف بزرگ اقتصادی که صندوق بین‌المللی پول تعیین کرده‌است می‌داند. حتی اگر این اهداف با سرقت جیب‌های مردم عام و یا هم وضع مالیات سنگین بر آنان تأمین شود، درحالی‌که تفریح‌های مالیاتی عظیمی را برای شرکت‌ها و مؤسسات مالی استعمارگر فراهم و خزائن‌شان را از طریق پرداخت‌های مالیاتی کمرشکن پر می‌کند.

طی پانزده ماه گذشته، رژیم بجوا – عمران اهداف صندوق بین‌المللی پول را، مبنی بر کاهش کسر تجاری برای ایجاد ذخایر ارزی خارجی، به‌طور چشم‌گیری دنبال کرده‌است. با این‌حال، دلیل اصلی این مشکل، وابستگی شدید واحد پول‌مان به دلار و پذیرش دلار آمریکایی به عنوان ارز تجارت بین‌المللی است. افزایش میزان واردات نسبت به صادرات برای مدت طولانی سبب تخلیۀ ذخایر ارزی خارجی کشور می‌شود. راه علاج صندوق بین‌المللی پول به مرضی‌که با قرار دادن دالر منحیث پشتوانۀ تجارت بین‌المللی ایجاد کرده‌است، عبارت از فشردن اقتصاد کشورها با اعمال تعرفه بر واردات اساسی، اعطای قرضه‌های سودی بیشتر، اصرار بر خصوصی‌سازی جریان‌های اصلی درآمد برای خزانۀ دولت، و بازسازی اقتصاد از حالت مصرف‌کننده به سوی یک اقتصاد مبتنی بر صادرات برای کسب دلار می‌باشد. بناءً صندوق بین‌المللی پول به‌صورت مؤثری با حاکمیت دولت‌های مقصودش کنار می‌آید، طوری‌که وابستگی اقتصادی از نوع الگوی مصرفی را، که سبب تحکیم سلطه‌گری اقتصادی جهانی تعدادی از دولت‌های استعمارگر می‌شود، بر عده‌ای از دولت‌ها تحمیل می‌کند.

کسر تجاری در اسلام منجر به بحران نمی‌شود، چون ارز اسلامی برپایۀ طلا و نقره، و نه اسعار کاغذی داخلی و خارجی، است. خلافت باید کسر تجاری را با کاهش انتقال طلا و نقره به خارج از دولت مهار کند، چون طلا و نقره، برعکس اسعار کاغذی در نظام کفری فعلی، نمی‌تواند به‌سادگی چاپ شود. بناءً خلافت، به‌عوض ایجاد یک صنعت صادراتی شکننده، بر تولید محصولات مورد ضرورت داخلی تمرکز می‌کند. بنابرین، اسلام یک اقتصاد باثبات و مستقل را می‌سازد که زیر نفوذ و ثأثیرات خارجی قرار نخواهد داشت.

برعلاوه، چون مفکورۀ توزیع سرمایه در دیموکراسی جایی ندارد، بناءً محصول ناخالص داخلی رژیم تنها سبب تمرکز ثروت در دست یک عدۀ معدود می‌شود؛ چنان‌که از گزارش اخیر آکسفام پیداست، ۲۶ میلیاردر از ۵۰ درصد کل فقرای جهان ثروت‌مندتر اند. در مقابل، توزیع ثروت در اسلام برای تأمین پاکیزگی، زمنیۀ درمان ارزان، تعلیم و آموزش رایگان و امنیت باثبات، به‌عنوان معیارهای اجتماعی و نه رویاهای فریبنده، انجام می‌شود. در حقیقت، این برای قدرت‌مندان بهترین فرصت است تا نصرت را به‌منظور تأسیس مجدد خلافت به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم به حزب‌التحریر بدهند تا سرانجام احیای واقعی اقتصادی رخ دهد، همان‌گونه که در طول سیزده قرن گذشته، یعنی دوران حاکمیت قوانین الله سبحانه و تعالی، وجود داشت. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾

(الملک: ۱۴)

ترجمه: آیا آن کسی‌که موجودات را آفریده از حال آن‌ها آگاه نیست؟! درحالی‌که او (از اسرار دقیق) باخبر و آگاه است!

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه