- نشر شده در ویدیوها
پیامی از مسجد در پایتخت تونس تحت عنوان "رمضان... احیاء (و زنده داری) احکام قرآن"
جمعه، 16 رمضان مبارک 1439هـ / 01 جون 2018م
پیامی از مسجد در پایتخت تونس تحت عنوان "رمضان... احیاء (و زنده داری) احکام قرآن"
جمعه، 16 رمضان مبارک 1439هـ / 01 جون 2018م
از حضرت انس بن مالك رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود:
«لَغَدْوَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ رَوْحَةٌ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا»
(رواه البخاری)
ترجمه: يک صبح تا ظهر و يا يک ظهر تا غروب(که از خانه به قصد جهاد) در راه الله(سبحانه وتعالی بيرون برويد) بهتر و ارزشمندتر است از دنيا و هر آن چه در آن است.
امام ابن حجر در شرح این حدیث فرموده است: "وَالْغَدْوَةُ" به فتحه، یک مرتبه بیرون شدن از اول روز الی نصف روز را گویند؛ در هر موقعیکه باشد. "وَالرَّوْحَةُ" یک مرتبه بیرون شدن بعد از زوال الی غروب آفتاب را گویند؛ در هر موقعیکه باشد، و مراد از "فِي سَبِيلِ اللَّهِ" یعنی جهاد در راه الله سبحانه وتعالی میباشد. اما مفهوم لفظ: "خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا" را ابن دقیق العید چنین شرح نموده است: «این لفظ دو احتمال دارد:
۱. بنابر نفس تحقیق، از باب تنزیل غائب به منزلۀ محسوس میباشد؛ زیرا دنیا در نفس خود محسوس بوده و طبیعتاً قابل تعظیم میباشد، لذا طبق این واقعیت، فضیلت بر آن داده شده است؛ در غیر این، معلوم و هویداست که تمام دنیا به یک ذرۀ آنچه در جنت است، مساوی شده نمیتواند.
۲. اینست که این مقدار از ثواب بهتر است؛ از ثواب کسیکه کل دنیا برایش میسر باشد و آن را در طاعت الله سبحانه وتعالی انفاق کند. همین قول دوم را در حدیث مرسل حسن که ابن مبارک در کتاب "الجهاد" روایت کرده است، تائید میکند. چنانچه فرموده است:
«بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ جَيْشًا فِيهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَوَاحَةَ، فَتَأَخَّرَ لِيَشْهَدَ الصَّلَاةَ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ مَا أَدْرَكْتَ فَضْلَ غَدْوَتِهِمْ»
ترجمه: رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لشکری را آماده ساخت که در آن عبدالله بن رواحه حضور داشت؛ وی بخاطر شرکت در نماز با رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تأخیر کرد؛ نبی کریم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ برایش فرمود: قسم است به ذاتیکه نفسم در اختیار اوست؛ اگر آنچه در روی زمین است، در اختیارت باشد و آن را در راه الله(سبحانه وتعالی) انفاق کنی، فضیلت و ثواب یک مرتبه برامدن در صبح گاهی در راه جهاد را را نمی یابی.
به هرحال در این حدیث خفت یا سبکی امور دنیا و ارزش و بزرگداشت امر جهاد بیان شده است، لذا برای کسیکه به اندازۀ یک تازیانه(قمچین) جای در بهشت نصیبش شود، گویا که چیزی بسیار عظیم وبزرگی را نصیب شده باشد که بالاتر از دنیا و آنچه در دنیاست میباشد.
نکته جالب در این رابطه آنست که سبب تأخیر در این جا عبارت از میل به سوی سببی از اسباب دنیا میباشد، لذا تأخیر کننده را تنبیه میکند که این مقدار کم و ناچیز جنه افضل وبهتر است از جمیع آن چه در دنیا میباشد.»
سخن حق این جاست که مسلمانان نزدیک به صدسال می شود که توسط حکامیکه فرضیت جهاد را ضایع کرده اند، ابتلاء میشوند. حقیقت کلام این است که هرگاه یک بر آمدن صبحگاه و شامگاه جهاد در راه الله سبحانه وتعالی این قدر فضل و مکانتی را برخوردار باشد، پس حتمی و لازمی است بر مسلمانان تا هم حکام خود را و هم معاملۀ خود را با آنها تغییر دهند و برای خود حاکم واحدی را تعیین کنند که بالایشان به اساس کتاب الله و سنت رسول اللهﷺ حکم نماید و شرایع اسلام را برای شان اقامه نماید که جهاد فی سبیل الله کوهان آن شریعت میباشد.
بنابر این، ای مسلمین جهان شما را دعوت میدهیم بر اینکه بیائید با عاملین برای اقامۀ شرع الله سبحانه وتعالی در روی زمین همکاری نمائیم و با اقامۀ دولت اسلامی و نصب خلیفۀ واحد برای مسلمین همه یک جا باهم از عقب آن خلیفه جنگ و مقاتله نموده و خود را از عذاب پروردگار نجات دهیم.
هفتاد سال بر فاجعه و روز سیاه سرزمین مبارک فلسطین(غصب و اشغال فلسطین و تأسیس دولت یهود) گذشت و تا هنوز از همین زخم درد میکشد، دردِ از دست دادنِ قطعهای از سرزمین اسلامی و اشغال شدن آن، درد توطئه علیه سائر اکناف این سرزمین مبارک(فلسطین)، درد مصیبتهاییکه به سبب آن کسانی هستند که پناهجویان نسل پس از نسل مینامند، درد حالت مسلمانانی که نه این سرزمین را آزاد کردند و نه بر دشمن هجوم برده و آنها را مهار کردند، و نه به برادران خویش-که از ظلمِ یهود و کشورهای غربی استعمارگر و حکام جبریۀ پست و فرومایه که با یهود همکاری مینمایند، به آنها پناه بردند- مهربانی ورزیدند و نه قرابت و خویشاوندی و عهد و پیمان را مراعت نمودند.
در یادبود هفتادومین سالروز فاجعۀ سرزمین مبارک(فلسطین)، حزب التحریر-ولایه لبنان کنفرانس سیاسی را در اردوگاه عین الحلوه زیر نام "هفتاد سال فاجعه... آیا اصل قضیه واضح گردیده است؟!"-که این کنفرانس را استاد توانا احمد القصص ارایه مینماید- برگزار مینماید.
حمزه پارسا
حزب التحریر-ولایه سودان به روز سیزدهم رمضان مبارک 1439هـ.ق افطاری رمضانی را با حضور پر شکوه علمای کرام، سیاستمداران، خبرنگاران و اهل رسانه برگزار نمود. حزب همه ساله افطاری دائر مینماید؛ اما این افطاری از سائر افطاریها از لحاظ شکل، محتوا و حاضرین متمایز بود. استاد ابراهیم عثمان ابوخلیل سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان به سخنرانی پرداخته و مهمترین مشکلات این سرزمین(سودان) را مورد بررسی قرار داد؛ سپس به حاضرین سه پیام ذیل را ارایه نمود:
در پیام اولی علمای کرام را این چنین مورد خطاب قرار داد: «باید علماء در رأس قافلۀ بیان حق و رهبری امت قرار داشته و مسلمانان را به برپایی خلافت تشویق نمایند، و همچنان قدرتمندان و نیرومندان را به سوق دادن امت برای برپایی خلافت و بیعت با خلیفه، فرا خوانند.» در پیام دومی؛ رهبران سیاسی را مورد خطاب قرار داده و برایشان تذکر داد که: «آنها مسلمان و فرزندان مسلمان هستند و باید در طرحهای خویش پابند به اسلام عظیم بوده باشند.» و در پیام سومی خبر نگاران و اهل رسانه را مورد خطاب قرار داده و به آنها این چنین نصیحت فرمود: «باید انعکاس دهندۀ اوضاع امت، زبان حق و صداقت امت باشید؛ نه بوق غرب با ادعای بیطرفی.»
سپس به مهمانان عزیز فرصت داده شد تا در مورد سخنان ابوخلیل تبصره داشته و نظریات خویش را ارایه نمایند. اولین تبصره از سوی دکتور ابراهیم احمد الکاروری دبیرکل هیئت علمای سودان با این محتوا ارایه گردید: «کسیکه حزب التحریر را مورد بررسی قرار دهد، حزب را از لحاظ ثبات، استقامت و فعالیت از سائر احزاب متمایز مییابد و از خلال کارکردهای حزب، ثابت گردیده است که نسبت به سائر احزاب در این سه چیز برتری دارد. بنابر این، حزب در اسلامیت، زحمات و موضع گیریهایش اصیل و بینظیر است.» سپس دکتور عوض حسن ناظر کل اخوان المسلمین-سودان نظریات خویش را ارایه نموده و از سخنان ابوخلیل قدردانی نمود و در حق حاضرین دعای خیر نمود. همچنان دکتور محمد عبدالله الغبشاوی-یک تن از اعضای رهبری علمای سودان- صحبت نموده و در سخنان خویش به میان آوردن نسل جدیدیکه با عزت و کرامت مزین بوده و از سرخمی، ناتوانایی و خواری به غرب دور بوده باشد، فرا خواند.
استاد عثمان ادریس ابورأس معاون رئیس حزب سوسیالیستی رستاخیزعربی-شاخۀ سودان- نیز صحبت نموده و در سخناناش بیان نمود: «باید این نظام فاسد از میان برداشته شود؛ زیرا در حق اسلام بزرگترین خیانت را مرتکب شده است.» همچنان استاد عادل هلال-خبرنگار- این چنین نظریات خویش را ابراز نمود: «حزب التحریر نه تبدیل شده و نه در آن تغییر آمده است؛ بلکه بر مبدئی خود ثابت و پابرجا است... اگر تمام احزاب سیاسی بتوانند به مبدئیکه حزب التحریر بواسطۀ آن متمایز گردیده است، استوار باشند، اوضاع این سرزمین بهتر خواهد شد.» سپس استاد حسن السمانی رئیس جنبش اصلاح، از فرصت استفاده نموده و حاضرین را به کار نمودن برای تغییر نظامیکه تهداب این سرزمین را تخریب نموده است، فرا خواند.
قابل ذکر است که حضور پرشکوه علماء و سیاسیون؛ از جمله: دبیرکل هیئت علمای سودان و پروفیسور محمد عثمان صالح رئیس هیئت علمای سودان، استاد محمد امین عبد الرزاق دبیر سیاسی حزب کنگرۀ ملی، استاد فضل السید شعیب رئیس حزب حقیقت فدرال، شیخ عبدالرسول النور فرماندار سابق کردفان، استاد حسن عبدالحمید نمایندۀ پارلمانی اخوان المسلمین، استاد حامد تورین رئیس حزب نیروهای متحد سودان، دکتور یوسف الکوده رئیس حزب اعتدال اسلامی، دکتور عبد العزیی دبیرکل ارگان منبر وحدوی، دکتور محمد الجزولی نمایندۀ ویژۀ حزب امت واحده و جمعی فراوانیکه در رأس آنها استاد رشید و احمد محمد و تعدادی از رؤسا و مسئولین روزنامهها و خبرنگارانِ رسانههای محلی و جهانی قرار داشتند، این افطاری را ویژه و متمایز ساخته بودند.
و در پایان افطاری سالانۀ حزب التحریر، حاضرین با یکدیگر در منظرۀ مملوء از الفت و دوستی با هم دیگر خدا حافظی نموده و یک دیگر را در آغوش گرفتند، که این خودش بیانگر قادر بودن اسلام بر متحد ساختن فرزندان امت در یک صف و یک پارچه ساختن امت مسلمه تحت قیادت اسلام عظیم است. والحمد لله رب العالمین.
حمزه پارسا
حکام دمبریدۀ پاکستان تحت فرمان دونالد ترامپ، راه را برای قرار دادن هند به عنوان قدرت منطقوی هموار میسازند
(ترجمه)
به تاریخ ۲۸ می ۱۹۹۸م، پاکستان هفت آزمایش اتومی را موفقانه انجام داد که به هند جواب دندانشکنی محسوب میشد و آن روز را به نام "یوم تکبیر" مسمی کرد. لیکن امسال در سالروز بزرگداشت از همین روز وزارت خارجۀ پاکستان پیشنهاد "حداقل مدافعتی(minimum deterrence)" را داد. این امر تصدیق میکند که حکام پاکستان امریکا را در راستای قرار دادن هند به عنوان یک قدرت منطقوی، همکاری میکنند. حکام پاکستان به منظور اینکه حمایت واشنگتن را بر تداوم قدرت شان کسب نمایند، همواره خصومت هند را با صلح و آشتی جواب داده اند. حالآنکه هند مسلمانان کشمیر اشغالی را قتل عام مینماید، که هیچ معیاری به زنان، اطفال و بزرگسالان قرار نداده و هیچ ترحمی بر قتل آنان نمیکند. اما رهبران سیاسی پاکستان مصلحت را بر تواناییهای اتومی و همچنین با اعطای مجموعهای از امتیازات و توافق اقتصادی، به هند پیشکش میکنند، اما با وجود این همه، هند تروریزم را در مرز "مناطق قبایلی فدرالی(FATA) و بلوچستان" حمایت میکند و سرزمین ما را در خط کنترولاش قرار میدهد.
سران ارتش حکومت پاکستان هنوزهم تمایل به گفتوگو و مذاکره را با هند به سلسله صحبتهاییکه با "بجوا" داشته اند، دارند؛ در حالیکه پاکستان برای علمیات نظامی مشترک "سازمان همکاری شانگهای(SCO)" در سپتمبر سال جاری همراه نیروهای نظامی هند در روسیه آمادهگی میگیرد. حکام پاکستان بطور شیطنتانگیز " کتاب جاسوسی" را باز نموده تا آتش عادیسازی روابط و مباحثات را به طور گسترده شعلهور سازند، که با استفاده از این ترفند فضای مذاکره را بعد از انتخابات اعم در هند و پاکستان آماده میسازند.
ای مسلمانان پاکستان! بدانید که حکام شیطان صفت هند همواره خاموشی شما را با تجاوز فاحش و ضرر به امور تان جواب داده اند. سردمداران هندو سزاوار این نیستند که برای اداره و زمام امور منطقه گفتوگو کنند، که امریکا و غلامهایش در رهبریت پاکستان بخاطر این روند فعالیت و عرق ریزی میکنند؟ قبل از اینکه دروازۀ اسلام به این سرزمین گشاده شود، حکام هند مردم خود را مورد ظلم و ستم و تحت سرکوب قرار میداد. زمانیکه انگلیس به آنان تهاجم کرد، آنها همدست و بازوی استعمارگران برای ظلم و ستم انگلیس بودند. پس از مرزبندی میان هند و پاکستان، آنان از هیجچ فرصتی برای ضرر رساندن ما دریغ نکردند. آنان حتی نتوانستند که عدالت را برای مسلمانان داخل سرحد هندوستان برقرار کنند؛ بنابر این، چگونه آنان توانائی برقراری صلح و امنیت را برای مسلمانان بنگلهدیش، کشمیر اشغال شده، افغانستان و پاکستان دارند؟ درحالیکه حکام پاکستان در راستای تأسیس آخند بهارت(هند بزرگ) خود را خم کرده و تن به این ذلت داده اند، حال آنکه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنْ الْحَقِّ﴾
[ممتحنه: ۱]
ترجمه: ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خویش را به دوستی نگیرید؛ شما نسبت بدیشان محبت میكنید و مودت میورزيد، در حالیكه آنان به حق و حقیقتی ايمان ندارند كه برای شما آمده است.
این حکام پست فطرت، امتیازهای را به دولت هندو اعطا مینمایند که حتی توسط جنگ نمیتوان آن را اینقدر به مشکل به دست آورد، حال آنکه الله سبحانه وتعالی چنین میفرماید:
﴿إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُواْ لَكُمْ أَعْدَآءً وَيَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ﴾
[ممتحمه: ۲]
ترجمه: اگر بر شما دست یابند، دشمنان شما میگردند، و دست تعدی به سویتان دراز میكنند، و زبان را در حق شما به بدی میگشایند، و آرزو میكنند كه كاش میشد كافر شوید!
دیگر از این حکام دمبریده و زشت فطرت پیشتبانی نکنید و برخیزید برای به قدرت در آوردن اسلام در منطقه توسط تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی برمنهج فعالیت نمایید.
ای افسران نیروهای مسلح پاکستان، ای قایم مقامان و جانشینان محمد بن قاسم، غزنوی، غوری و اورنگزیب! حکام خائن پاکستان برای مطیعسازی مسلمانان پاکستان به دولت هندو تلاش میورزند و ای افسران دلیر! شما یگانه خار سد راه آنان هستید. هندوهایکه با بیش از صدها هزار تن در کشمیر نتوانستند حتی چند صد مجاهدین نیروهای مسلح ضعیف را شکست دهند؛ لذا آیا آنان توانائی مقابله با شما را خواهند داشت؟ ابرقدرت امروزی امریکا، کاملاً وابسته به شما است که اکنون در منطقه پایگاه دارند، در هراس اند تا مبادا از آنان دست کشید و اخراج شان کنید، همانگونه که در سابق ابرقدرت جماهیر شوروی را اخراج کردید. دولت یهود از کوچکترین حرکت شما در هراس است تا مبادا به ندای کمکخواهی از سوی فلسطینیان بخاطر آزادسازی مسجدالاقصی لبیک گفته و نیروهای مسلمان را به این خاطر بسیج نموده و رهبری نمایید. تنها یک قدم شما، راه را برای تمام امت مسلمه بخاطر رهاییشان از این ظلم و ستم هموار میسازد. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يا أيها الذين ءامنوا قاتِلوا الذين يَلونكم من الكفار وَلْيجِدوا فيكمْ غِلْظَةً واعْلَموا أنَّ اللّـهَ مع المتقين﴾
[توبه: ۱۲۳]
ترجمه: ای مؤمنان! با كافرانی بجنگید كه به شما نزديکتر اند، و باید كه(در جنگ) از شما شدت وحدت(و جرئت و شهامت) ببینند، و بدانید كه الله(سبحانه وتعالی یاری و لطفش) با پرهیزگاران است.
ای حکام! به مسیر غدر و خیانت تان توسط اعطای نصرت به حزب التحریر برای "تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت" نقطه پایان بگذارید، تا باشد که ما شاهد صلح، رفا و امنیت در سرزمینمان در پرتو نور عدالت اسلام باشیم.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان
تنها راهحل برای جامعۀ بدون مواد مخدر، آموزش اسلام با دید سیاسی و هدف زندگی به جوانان است، چیزیکه دموکراسی"پوچ" نمیتواند آن را تأمین کند
(ترجمه)
از تاریخ 4 می 2018م و با اعلام شیخ حسینه مبنی بر "ادامۀ عملیات نیروی خاص علیه مواد مخدر مثل ستیزهجویی" دولت، دست به اعمال بزرگی علیه مواد مخدر زده که البته نه بهخاطر ساختن یک جامعۀ واقعی بدون مواد، بلکه بهخاطر بدست آوردن محبوبیتی ارزان با درنظرداشت انتخابات است. مردم خوب میدانند که در پشت ورود، پخش و توزیع مواد به جوانان سندیکاهای مورد حمایت رژیم قرار دارند، که هر رژیمی این نقش کلیدی را بازی کرده است. پس سخن گفتن از کنترول پخش مواد مخدر از طرف آنها(دولت) یک فریب واضح است.
با تعداد مجموعی افرادیکه بدون محاکمه در مدت کوتاه از شروع این"جنگ علیه مواد" کشته شده اند، دولت ریکاردهای خود را در کشتار مردم شکسته و در حال شکستن ریکاردهای جهانی است. مثل هر زمان دیگری، ادارات اجرای قانون کشتارها را با جواب همیشهگی از پیشساخته شدۀ "تبادل آتش بین اعضای آنها و افراد مظنون در شورشها" توضیح میدهند. در حالیکه اعضای فامیلهای بسیاری از کشته شدهگان به رسانههای خبری گفته اند که قربانیها قبلاً توسط افسران ساده برده شده و از آنها پول خواسته شده که بعداً آنها را کشته اند.
اگر دولت در مورد نابودی مواد مخدر از جامعه صادق میبود، تمام ادارات نظم و قانون همراه با جناحهای سیاسی لیگ عوامی دولت تا کنون با کشته شدن و دستگیر شدن بسیاری از اعضایش بهخاطر نقش داشتن در قاچاق مواد مخدر سقوط کرده بود. مقدار عظیم تابلیت میتامورفین-که به "یابا" شهرت دارد- و فینسیدایل(شربت ضد سرفه کودئین) از مرز میانمار و هند به بنگلهدیش در طول سال در پیش چشم طبقۀ حاکم و ادارات نظم و قانون مورد حمایت رژیم، وارد بنگلهدیش میشوند. به عنوان مثال "عبدالرحمن بودی" قانونساز "کاکس بازار-4" که به پدر یابا معروف است، با وجود متهم بودن دوامدار به ارتباط داشتن با سندیکاهای یابا در کشور، هنوز دستگیر نشده است. همچنان تمام زندانها در بنگلهدیش به تجارت یابا آلوده اند.
برید جنرال سید افتخارالدین مفتش عمومی زندانها اذعان کرده که علیالرغم تدابیر امنیتی شدید، مواد مخدر به زندانها داخل میشوند. (منبع: داکه تریبیون 4 اپریل 2018م) این نشان دهندۀ رابطۀ مخوف مواد مخدر در بنگلهدیش با اعضای تاثیرگذار حزب، پولیس و ادارات تأمین نظم و قانون است که عمیقاً بهخاطر منفعت زیاد در آن داخل میباشد. بههمینگونه، اگر دولت حسینه در نیتاش صادق میبود، باید قدمهایی را برای از بین بردن شبکه-که اغلباً اعضاء یا پایههای اصلی حزب و رژیم سیاسیاش مصروف آن اند- برمیداشت، و با رسیدن انتخابات عمومی، این دولت مافیایی چنین قدمهای "انتحاری" را که پایههایش را ضعیف نماید، برنخواهد داشت.
ای مردم بنگلهدیش! بدون شک اعتیاد به مواد مخدر در میان جوانان به یک مرحلۀ بحرانی رسیده است، ولی شما نباید به اینکه این مشکل با "سرکوبی" که جریان دارد، ازبین برده میشود، فریب بخورید. این نظام دموکراتیک سیکولر مشکل اعتیاد بهمواد مخدر را زنده نگهداشته و دولت مافیایی عوامی لیگ از جوانان بهعنوان بازوی قدرت از همۀ تجارتهای غیرقانونی برای سیاستهایش استفاده میکند. این مثل روز واضح استکه عامل اصلی اعتیاد در میان جوانان، ناامیدی و کمبود انگیزه است. نظام سیاسی فعلی بنگلهدیش(دموکراسی سیکولر) از پیشکشکردن راه واضح برای زندگی به آنها با ایجاد نابرابری و بیعدالتی عاجز است، که همین عاملی برای ناامیدی و افسردهگی است که آنها را قربانی شبکۀ شیطانی سیاسی میکند.
ای اهل بصیرت، متوجه باشید! نبود نظام سیاسی جامع اسلام دلیل اصلی سقوط غمانگیز جوانان شما است. در این نظام، جوانان نه دید مستنیری از هدف زندگی پیدا میکنند و نه رابطۀ با زندگی آخرت. بدینگونه جوانی آنها کاملاً ضایع میشود. ولی با تعلیم و تربیه و آموزش نظامی توسط خلافت راشده برمنهج نبوت است که میتواند قدمهای عملی برای احیای دوبارۀ جامعه با یک دید فعال و ثمربخش-برای فتح دنیا جوانانتان را برای یافتن ماجرا در میدان نبرد؛ نه برای مواد مخدر- بردارد.
نظام خلافت همیشه با منبع مشکلات اجتماعی مبارزه میکند، و عقوبات آخرین انتخاب است. این نظام، نظامی نیست که بالای اعدامهای بدون محاکمه تکیه کند؛ در حالیکه ریشۀ مشکل را زنده نگهدارد. ما فرمودههای صحابۀ پیامبر محبوبمان صلیالله وعلیه وسلم، حضرت عمر ابن سعد انصاری را بهشما یاد آور میشویم که در هنگام مقرر شدن بهحیث حاکم حمص در شام گفت: «قدرت سلطان(خلیفه) نه از فلک کردن با چوب میآید، نه از کشتن با شمشیر؛ بلکه از حکم کردن به عدالت و محکم گرفتن حقیقت.»
ای مردم! نگذارید که این نظام جوانان فامیلهای شما را فاسدنماید. آنهارا نگذارید که طعمهای برای سیاسیون سیکولر برای آوردن بدبختی به فامیلهایتان باشند. بگذارید که پسران و دخترانتان بهسختی با حزب التحریر برای دوباره آوردن نظام حکومتداری خلافت وعده داده شده که برایشان دید و آرزوی بنیانگذاری یک جامعۀ پر از آرامش را مثلیکه در دوران خلافت راشده بود، بیاورد.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾
[تحریم: 6]
ترجمه: ای مؤمنان! خود را حفظ کنید و خانوادۀتان را از آتشیکه درگیران(هیزوم) آن مردم و سنگها هستند، بر آن آتش فرشتگانی درشتخو و سخترو گمارده اند، از الله(سبحانهوتعالی) در آنچه فرمانشان داده است، نافرمانی نمیکنند و هرچه بهآنان فرمان داده میشود، انجام میدهند.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه بنگلهدیش
(ترجمه)
پس از تحریم کلی انتخابات شهرداری در سراسر کشور و پس از اینکه اکثر احزاب و اتحادیۀ تجاران، سند کارتاژ را که در مورد تغییر گسترده در دولت از جمله رئیس جمهور این کشور بود، به امضاء رساندند، به روز دوشنبه 28 می سال روان تعلیق مذاکرات مربوط به آن سند، نگهداشتن یوسف چاهد به حیث نخست وزیر این کشور، برای دورۀ آینده اعلان گردید.
با وجود تمامی تلاشها و تصامیمیکه از خود شخص حاکم به عنوان نخست وزیر گرفته میشود، وی منحیث مشاهده کنندۀ دخالت سفیران قدرتهای استعمارگر در امور داخلی، از همچو موضوعات آگاه است که این همه در عقب انقلاب جنجالبرانگیز بالای سند کارتاژ دوم، اختلاف مصنوعی میان جنبش النهدا و دیگر احزابیکه جزء یک تغییر محض وظایف برای زوال رسانههای محلی، چیزی بیش نیست. با استخدام نمودن کارمندی سفارت امریکا منحیث وزیر خارجه و علیالرغم تمام عواقب فاجعهبار ناشی از او، این در اصل ثبوت دیگری است که آنها حس رهبری کردن را ندارند و وظیفۀ فعلی آنها تطبیق پالیسی خارجیها-که توسط اتحادیۀ اروپا یا صندوق وجهی پولی تصویب گردیده است- میباشد.
ما در حزب التحریر-ولایه تونس این را تأیید میکنیم که آنچه اتفاق میافتد، همانا منحرف کردن افکار عمومی با مسئلۀ پایداری نخست وزیر و نادیده گرفتن میلیونها تن از تونسیهایی است که انتخابات اخیر را تحریم کرده اند؛ زیرا آنها کسانی اند که به این نظام سیاسی، که سراپا آلوده با فساد است، اشتغال و حمایت از منافع استعماریکه به قیمت خون ملت تمام میشود، ندارند.
ما خطاب به مردم خود میگوییم: مسئلۀ اساسی مردم تونس در تغییر و تبدیل کردن اشخاص نهفته نیست؛ بلکه آزاد کردن این سرزمین از تمام انواع استعمار و اطاعت آنها است. مردم تونس زمانی از این مشکلات رهایی مییابند که نظام سیاسی این کشور را به اساس خلافت اسلامی برمنهج نبوت تأسیس نماییم؛ زیرا این یگانه نظامی است که از حقوق و عزت مردم این سرزمین حفاظت خواهد کرد.
دفتری مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه تونس
(ترجمه)
روزی یکی از صحابی بهنام نسیبه بنت کعب از حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید: چرا در قرآن تنها مردان مخاطب هستند و اغلب زنان از هر مسائل با اهمیتی محروم اند؟ همان بود که این آیه نازل شد:
﴿إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً﴾
[احزاب: 35]
ترجمه: همانا کلیۀ مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس خاشع و مردان و زنان خیرخواه، مسکین نواز و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان باحفاظ و خوددار از تمایلات حرام و مردان و زنانیکه یاد الله(سبحانه وتعالی) بسیار کنند، بر همۀ آنها الله(سبحانه وتعالی) مغفرت و پاداشی بزرگ مهیاء ساخته است.
این آیه بیانگر برابری اجر و پاداش از طرف الله سبحانه وتعالی برای مرد و زن مؤمن میباشد. همچنان نشاندهندۀ این است که نزد او سبحانه وتعالی، مسئلۀ جنسیت مهم نبوده؛ بلکه چیزیکه باارزش، متقی بودن یک شخص میباشد که چه قسم تمام زندگی خویش را در این دنیا بر اساس قوانین و نظام الهی تنظیم کند. با توجه به این نکات، زنان مسلمان باید آگاه باشند که ماه مبارک رمضان هم برای مردان و هم برای زنان ماه ویژه و خاص میباشد. هدف از این ماه متبرک، تهیه کردن بهترین غذا نیست، بلکه هدف از آن کسب رضامندی الله سبحانه وتعالی و اجر و پاداش زیاد است؛ چون در این ماه تمام اعمال نیکو ثوابش 70 مرتبه زیادتر نسبت به دیگر ماهها بوده و انشاالله اشخاص صالح و متقی قسمیکه در آیه فوق ذکر شده و کسانیکه الله سبحانه وتعالی برایشان وعدۀ مغفرت و اجر زیاد را داده است، تمام آن پاداش را از آن خود میکنند.
با نگاه گذرا به تاریخ اسلام و زندگی صحابه و زنان صحابه، در مییابیم که آنها چه قسم از این ماه استقبال میکردند. آنها نیز مانند ما روزه میگرفتند، در شب نماز میخواندند، به فقراء و روزهداران طعام میدادند، صدقه میکردند و در این ماه متبرک جهاد نموده و ممالک را فتح و جزء قلمرو خلافت اسلامی میساختند، اعمال سیاسی انجام داده و امور داخلی امت اسلامی را نیز مراقبت میکردند.
برخی از پیروزیهای مسلمانان درین ماه مبارک رمضان، که خیلی چشمگیر بودند، عبارت اند از: جنگ بدر، که در روز جمعه هفدهم ماه مبارک رمضان، سال دوم هجری به وقوع پیوست که در آن الله سبحانه وتعالی پیروزی بزرگی را نصیب مسلمین نمود. همچنان فتح مکه در بیستم رمضان سال هشتم هجری صورت گرفت، زمانیکه مشرکین مکه پیمان صلح حدبییه را نقض نمودند، شرایط برای پیامبر صلی الله علیه وسلم مساعد شد تا مکه را بدون خونریزی فتح نماید. پیروزی دیگر فتح اسپانیا در سال 92هـ.ق مخصوصاً زمانیکه این کشور در زیر ظلم پادشاه رودریک وزیگوت قرار داشت صورت گرفت. طارق بن زیاد لشکر وزیگوت را شکست داده و عصر طلایی اندلس را آغاز نمود که مسلمانان در آنجا بیشتر از 700سال حکمروای نمودند. شکست مغول در ماه مبارک رمضان سال 658هـ.ق به وقوع پیوست. مغولها بهسوی ممالک آسیایی تاخته و هرچیزی را که جلو حرکت شان بود، نابود میساختند. الله سبحانه وتعالی، سیف الدین قوتوز کسیکه لشکر مسلمین را متحد نمود، برگزید و این لشکر مغولها را در منطقۀ عین جالوت شکست داد. فتح فلسطین در سال 582هـ.ق، جاییکه صلاح الدین ایوبی مهمترین نبرد را در تاریخ اسلام رقم زد و در یک روز لشکر اسلام تمام صلیبیها را از پا درآورد و فلسطین را از چنگ آنها آزاد نمود.
اصحاب کرام و زنان شان در این رویدادهای بزرگ نیز اشتراک داشتند. از آنجمله زن دانا رفیدا بنت سعدالاسلمیه که در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم زیست مینمود و منحیث اولین پرستار در اسلام یاد شده است، در طول جنگ بدر، که در ماه مبارک رمضان رخ داده بود، مجروحین را کمک و معالجه مینمود. مثال دیگر لیلاالغفیره که در جنگهای زیادی اشتراک نموده بود و برای مجاهدین آب میداد و پرستاری آنها را نیز مینمود. همچنان زن صحابۀ دیگریکه در جنگهای اسلامی سهم میگرفت، ام ضحاک بنت مسعود که همانند مردان به عنوان پاداش برایش غنیمت داده میشد. مثال دیگر از زنان مسلمان امسلمه میباشد، کسیکه افتخار اشتراک در جنگهای مشهور تاریخ اسلام را داشته است. امسلمه در طول جنگهای بنی مصطلق، طایف، خیبر، عنین و فتح مکه، که در ماه مبارک رمضان رخ داده است، پیامبر صلی الله علیه وسلم را همراهی نموده بود. همچنان در وقت امضای پیمان تاریخی حدیبیه یا بیعت رضوان وی نیز حضور داشته که طبق آن با پیامبر صلی الله علیه وسلم بیعت صورت گرفته بود.
البته اینها فقط چند مثالی است که نشان میدهد زنان صحابه که برای ما الگو هستند، زنان شجاع، مخلص و متقی که همواره در تمام مراحل زندگی بهشمول ماه مبارک رمضان خواهان پیاده نمودن اسلام در زندگی خویش بودند. در گذشته مسلمانان مراحل زندگی خویش را مطابق به میل و خواست خود طبقهبندی نمیکردند. همچنان آنها تمام وقت خویش را به نماز خواندن و روزه گرفتن و تلاوت کردن بهخاطر اشباع غریزۀ تدین سپری نمینمودند، بلکه اسلام را منحیث نظام زندگی خویش پذیرفته اجر و پاداش این ماه مبارک را دقیق میسنجیدند. بناءً این ماه برای آنها خیلی گرامی و متبرک بود و در این ماه و هم در دیگر ماهها از دستورات الهی اطاعت همهجانبه مینمودند.
بنابر این، امت مسلمه باید مسیر متقیان را طی نموده و همانند صحابه و زنان صحابه رضی الله عنه در زمان رسولالله صلی الله علیه وسلم معنی واقعی رمضان را درک نمایند. در نتیجه کار کردن بهخاطر اعادۀ زندگی اسلامی به روش نبوت در طول رمضان و بعد ازآ ن، با توجه به اینکه امروزه امت بدون سپر و محافظ اند، برای مرد و زن مسلمان یک امر ضروری میباشد.
نوشته شده برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
نویسنده: آمنه عابد
(ترجمه)
چهاردهمین دور انتخابات مالیزیا به تاریخ 19 می 2018م، به پایان رسید و این کشور شاهد یک رویداد تاریخی بود. حزب جبۀ ملی که 61 سال از عمر آن گذشته لغو شد و در عوض آن ائتلاف جدیدی از "اتحاد امید" به رهبری "مهاتیر محمد" نخستوزیر اسبق این کشور-که فعلاً به عمر92 سالهگی بار دوم به حیث نخست وزیر مالیزیا تعیین گردیده- تشکیل یافت. حزب جبۀ ملی 79 کرسی رقابتی پارلمان را به دست آورد، در حالیکه حزب مردمی-که نمایندهگی آن را "پرومبی پورسیتو مالیزیا" مینماید، حزب عدالت مردمی، حزب کارگر دموکراسی و حزب امانت ملی به آن متحد شده اند- به 113 کرسی دست یافتند، اما 18 کرسی را حزب اسلامی مالیزیا، 8 کرسی را حزب واریسان در ایالت صباح و فقط 1 کرسی را حزب تضامن در دست گرفت. نمایندهگان مستقل از احزاب 3 کرسی را در دست گرفتند که تمامی اعضای پارلمان متشکل از 58 نمایندۀ مسلمان و 66 نمایندۀ غیر مسلمان تشکیل یافته است.
بعد از آنکه مهاتیر مقام هفتمین نخستوزیر مالیزیا را در دست گرفت، رویدادهاییکه انتظار آن میرفت، رخ داد و انور ابراهیم معاون اسبق زندانیاش را-که رهبر حزب کارگر بود- طی یک فرمان شاهی قبل از ماه مبارک رمضان مورد عفو قرار داد و برایش اجازه داد که به فعالیتهای سیاسیاش اقدام کند، چنانچه مهاتیر موافقت نمود که وی به نفع انور ابراهیم کنار خواهد رفت و در عوضاش انور ابراهیم را به عنوان نخستوزیر تعیین خواهد نمود و "وان عزیزه وان اسماعیل" خانم انور ابراهیم-که رئیس حزب کارگر بود- به حیث معاون نخستوزیر تعیین گردید. مهاتیر در صدر تعیینات وزارتی جدید، از تشکیل مجلس بزرگان اعلان کرد که مشاورین خاص حکومت در مسایل اقتصادی باشند. پنچ عضو این مجلس، شخصیتهای معروف و آگاه مسایل نظام اقتصادی سرمایهداری اند و این موضوع بیانگر آن است که حکومت مالیزیا به صورت قاطعانه و جدی خواستار روی کار آمدن نظام اقتصادی غربی کافر میباشد.
"نجیب رزاق" نخست وزیر اسبق این کشور که از آن زمان از مقام بلند حزب خود(سازمان اتحاد ملی مالیزیا) کناره گرفته و به صفت معاون مجلس نمایندهگان تعیین گردیده بود، از سوی کمیتۀ مبارزه علیه فساد در پی رسوائی فساد مالی "امدیبی" مالیزیا و دیگر قضایای مرتبط به آن مورد بازجوئی قرار گرفت. پولیس مالیزیا تا اکنون 284 صندوق حاوی کیفهای دستی و غیردستی که مملو از جواهرات و ساعت های طلائی و پولهای نقدی بوده در جریان بازرسی سه خانۀ مسکونی متعلق به "نجیب رزاق" را به دست آورده و گفته شده که بیشتر از 100 ملیون رینگیت(واحد پولی مالیزیا) معادل 30 میلیون دالر امریکائی نقده و بیشتر از 100 کیلو گرام طلا را نیز به دست آورده اند، اما پولیس ارزش این اموال را افشاء نکرده و گفته: بسیار مشکل است که تمامی قیمت و ارزش اموال و اجناسیکه به دست آمده محاسبه شود. به همین ترتیب تعداد دیگری از رهبران تحت تحقیق و بازجوئی کمیتۀ امنیتی نظامی قرار گرفته و توقع میرود تعدادی دیگری نیز به این سرنوشت مواجه گردند.
مالیزیا از زمان استقلالاش در سال 1957م، اولین باری است که شاهد رهبری احزاب مخالف در مجلس کابینه میباشد، رهبرانیکه متعلق به احزاب مسلمان و غیرمسلمان میباشند. لازم به ذکر است که تمامی اعضای حکومت جدید؛ اعم از مسلمان و غیرمسلمان، همه داعیان دموکراسی میباشند و این، واقعیت تمام اعضای پارلمان میباشد. در نتیجه تمام آنها حامی و طرفدار نظام دموکراسی اند، نه نظام اسلام. آنها در مشارکتشان درین نظام، خود را مسلمانان متمدن میدانند؛ در حالیکه واضح است که مفهوم لیبرال-دموکراسی، این کشور را متأثر ساخته و در کشور مالیزیا بیشتر ازین دموکراسی و لیبرالی رشد خواهد کرد و برخوردهای فکری بین اسلام و کفر بالا میگیرد.
با این وضع هرگز تغییری در نظام مالیزیا نیامده، هرچند حکومت جدید وعده داد که به زودی بعضی از قوانین سختگیرانه و ظالمانه را از نظام سابق ملغی اعلان میکند، چنانچه طبق وعدهاش 6درصد از مالیات و کارهایی را که نظام سابق وضع کرده بود، لغو کرده؛ اما با آن هم تمامی مالیاتی را که از منظر اسلام ممنوع و غیرجائز است، بر نداشته است.
مهاتیر وعده داد که حاکمیت قانون را حفظ میکند، قانونیکه اصرار دارد حاکمیت بر اساس قوانین دموکراسی استوار باشد، اما در عین حال مردم را به سوی قرآن و سنت نیز فرا میخواند. بدون شک قانون اساسی فدرالی-که از زمان های سابق از انگلیس به ارث مانده- واضحاً خلاف قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است.
در اخیر خوب است تذکر دهیم که "معالی کامل شیرین خضیر" سفیر امریکا در مالیزیا به تاریخ 21 می 2018م اجلاس یک ساعتهای را با مهاتیر برگذار نموده و سپس به تاریخ 24 می 2018م طی یک دیداری با وزیر دفاع جدید این کشور ملاقات کرد که به گرمی از سوی آن استقبال گردید و این دو ملاقات برای کسانیکه صاحب بینش و بصیرت هستند، اشارهای بر دخالت واضح و آشکار امریکا در امور مالیزیا است.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: استاذ عبد الحکیم "عثمان"
سخنگوی رسمی حزب التحریر-مالیزیا
(ترجمه)
پس از کشتار وحشتناک اهل غزه توسط دولت یهود در امتداد دیوار مرزی غزه که زیر عنوان "راهپیمایی برای بازگشت" تظاهرات کردند تا رأی و دیدگاه خود را برای بازگشت سرزمین مبارک فلسطین و اظهار تنفر را در مقابل توافقنامهای خائنانۀ تقسیم سرزمین مبارک فلسطین-بین سالهای 48 و 46 که نخست دولت یهود را به رسمیت شناخت و دوم یک دولت ناتوان را به نام فلسطین برای آنها وطن ساختند- اظهار بدارند.
پس از حملات بزدلانهای که دهها کشته و هزارها زخمی بجا گذاشت، حکامِ مزدور در سرزمینهای اسلامی به زعم خود صدای نصرتِ غزه وقدس را بلند کردند. ادعای آنها منتهی به "اجلاس سران" گردید؛ جلسهای در اسلامبول که بوی اسلام در آن حس نمیگردید. اجلاس در جایی برگزار گردید که عموریۀ معتصم و قسطنطنیۀ محمدِ فاتح برای نجات از قدس و غزه نزدیکتر بود؛ ولی پس از جلسۀ پایانی، نتیجهای ملموسیکه به حیث نمونه در مقابل دشمنان استفاده گردد، بدست نیامد.
آنچه توقع میرفت، تصامیم اجلاس استانبول تحقق نیافت؛ بلکه تصامیم خائنانهای صادر گردید که بجای اعلان دشمنی با یهود و جمعآوری نیرو برای محو یهود-که یگانه راه عملی نجات سرزمین فلسطین و راه آزادی بندهگان و اماکن مقدس میباشد- اجلاسِ سران در روز روشن از وظیفۀ اصلی خود، شانه خالی کرده و از سازمان ملل خواستار کمک شدند، در حالیکه این سازمان خود ممثل و مشوق اصلی است تا پارچههای باقیماندۀ معراج رسول الله ﷺ به دولت یهود ملحق گردد.
بناءً این اجلاس نه تنها یک اجلاسِ اظهار عجز، بلکه بهتر است اجلاس خیانت خوانده شود. چگونه است که 57 کشوریکه دارای ارتش قوی هستند، نمیتوانند برای آزادی قدس به تحریک در بیایند و دولت یهود را ریشهکن ساخته و تا با رعب نصرت داده شوند؟ چرا اینگونه کشورها حمایت سرزمین فلسطین را از غرب و سازمانهای استعماری آن میخواهند؟! آیا نمیدانند که همین غرب و سازمان آن بود که اشغال سرزمین فلسطین را برای یهود قانونی خواند و در طول چندین دهه جنایات آن را رهبری کرد؟ مانند ضرب المثل مشهور عربی: "وهل یستجار من رمضاء نار" یعنی امکان دارد که در مقابل گرمی آفتاب از آتش کمک گرفت؟
برعلاوه، فرومایهگی اجلاس بجای رسید که از خون مسلمانان چشمپوشی کرده، خواستار کمیسیون حقیقتیاب شدند تا جرائم یهود به ضد تظاهراتچیان را برسی کند. گویا کشتار علنی اهل غزه-که از طریق دوربین رسانهها، جهان شاهد آن بود- میخواهند قاتل را شناسائی کنند؟ هرگاه چنین کمیسیونی ساخته شود، پس کیها رهبری آن را بدوش دارند؟ آیا آنها قصاص و یا دیت اهل غزه را میگیرند و یا تنها به اظهار اندوه و تقبیح خواندن-که دردی را دوا نمیکند- اکتفاء خواهند کرد؟
همچنان اجلاس بر راهحلهای استعمارگران و بر تصامیم ظالمانۀ سازمان ملل تأکید کرده و بر پلانهای شوم امریکائی(تشکیل دو دولت یهود و فلسطین) و بالای صلح با یهود تأکید کردند. اشتراک کنندهگان زیر چتر اجلاسیکه به زعم خود برای دفاع "شرافت و کرامت مسلمانان در قدس و قبۀ صخره" جمع شده بودند، جرئت تصمیم ناچیز-اخراج سفرای کشورهای را که قدس را پایتخت یهود شناختند و یا اخراج سفرای دولت یهود- قطع روابط با آن را نتوانستند اتخاذ نمایند؛ بلکه آنها تنها اکتفاء به اتخاذ قطع روابط تجاری با کشورهای شدند که قدس را پایتخت یهود پذیرفته اند. این موقفگیری تمام سروصدای دروغین آنها را ثابت ساخته و واقعیت حکام را افشاء میسازد که آنها از خود موقفی ندارند و هرآن موقفگیریی که دارند، به فرمایش رهبران غربی خود اتخاذ میکنند.
اشتراک کنندهگانِ اجلاس استانبول هیچ هماهنگی برای آزادی غزه، قدس و فلسطین را نداشتد و خود آنها عامل اصلی تضعیف آزادی اند و هرکدام با استفاده ازین اجلاس، اهداف آقای غربی خود را تقویه و اظهار داشتند. از جمله: برخی با استفاده ازین کنفرانس برای انتخابات آتی کشورش برای خود کمپاین کرد تا اهداف امریکا را درست تطبیق کند و برخیها تلاش کردند تا بالای پلان معروف امریکا "معاملۀ قرن" فشار وارد کنند. برخی را اروپا فراخواند تا سیاست امریکا را به چالش بکشانند که میخواهد در منطقه با استفاده از فسخ توافقنامۀ هستهای ایران، سهمیۀ بزرگی از اقتصاد منطقه را بدست داشته و اروپا را کنار بزند. غزه، شهداء، زخمیها قدس و مشکلات آن را شامل سیاستهای اساسی خود نکردند، مگر اظهارات میانخالی مانندیکه تیر از کمان میبرآید از دین خارج گردیدند.
بر امت است، زمانیکه معاملهگری حکام مزدور خود را میبنند، برای سقوط آن دست بکار شده و آنها را نگذارند تا از خون امت به نفع اهداف استعماری غرب استفاده نمایند، و بالای فرزندان خود در ارتشهای اسلامی فشار بیاورید تا این نظامها را سقوط داده، قدرت غصب شده را بازگردانند و دعوتگران خلافت راشده برمنهاج نبوت را نصرت داده و با خلیفه(سپر) که از عقب وی جنگ پناه گرفته میشود، بیعت صورت گیرد تا در نتیجه ارتش منظمی را برای آزادی معرج رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام بلاد غصب شده گسیل دهد. هیبت و قدرت مسلمانان را بازگردانند و کسانیکه نیت شوم به سوی ما دارند، درس فراموش ناشده دهند.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾
[محمد: 7]
ترجمه: ای مؤمنان، شما اگر الله(سبحانه وتعالی) را یاری کنید(یعنی دین و پیغمبر الله سبحانه وتعالی را) الله(سبحانه وتعالی) هم، شما را یاری میکند و ثابت قدم میگرداند.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: علاء ابوصالح
عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحرير-سرزمین مبارك فلسطين