شنبه, ۲۵ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۳/۱۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

دموکراسی؛ پاکستان را در دریایی از قرضه‌های سودی غرق خواهد کرد

هیچ چیزی؛ جز خلافت اسلامی نمی‌تواند دست گدایی پاکستان و امت مسلمه را از دراز شدن به دیگران نجات دهد

(ترجمه)

رهبران پاکستان برای مردم‌شان در بارۀ این‌که آن‌ها پاکستان را از این‌که دستش به دیگران دراز باشد، نجات خواهند داد، جز دروغ چیزی دیگری نمی‌گویند. آن‌ها کسانی اند که یکجا با صندوق بین‌المللی پول(IMF) کار کرده و پاکستان را در یک گودالی از قرض‌داری غرق ساخته‌اند. این در حالی‌ست که قرض خارجی پاکستان به ۸۸.۹ میلیارد دالر صعود کرده است؛ درحالی‌که پول دست‌داشته‌ای بانک دولتی پاکستان به ۱۱.۹ میلیارد دالر زوال کرده است. برعلاوه، این وام‌ها از قبیل وام‌هایی پرداخت‌ناشده از دهلیز اقتصادی پاکستان و چین(CPEC) است که حالا آن هم بالای مبلغ مذکور علاوه می‌گردد. حالا نه تنها این‌که بودیجۀ پاکستان در دادن وام‌ها به مصرف می‌رسد؛ بل پاکستان از خاطر خلاص کردن بدهی‌هایش به گرفتن قرض از دیگران می‌پردازد.

تحت نظارت کامل صندوق بین‌المللی پول(IMF) و با هدیۀ دموکراسی، دولت پاکستان دست به گرفتن قرض‌های زیادی بر اساس سود زد تا بتواند بدین‌وسیله ذخیرۀ پولی‌اش را در بانک دولتی این کشور صحنه‌سازی کرده و به آن ببالد. دموکراسی و علمکرد‌های این رژیم بعد‌ها زراعت و صنعت را از پا در آورد، که بدین‌وسیله پاکستان بیشر از پیش بر واردات خارجی وابسته شد و فشار سنگینی بر ذخایر ارز خارجی وارد کرد.

بنابر این، رژیم فعلی پاکستان مانند رژیم‌های مشرف و زرداری، بخاطر منافع خود، این کشور را در بدهی‌های مبتنی بر سود غرق می‌کند تا خیال برنده شدن در انتخابات را تنها با قرض‌گیری‌های از عملکرد اقتصادی بهبود بخشد. با پرداخت سود، نه تنها که این رژیم خود را در گودال معصیت فرو می‌برد، بلکه سود یگانه دلیلی است که پاکستان همانند سایر کشورهای بدهکار، وام‌های زیادی را پرداخت کرده است؛ ولی با آن‌هم پیوسته در گروِ وام‌های بزرگی قرار گرفته است.

این است نتیجۀ مشروعیت دادن دموکراسی در خصوص قرارداد با استعمارگرانی‌که این کشور را درگیر اعتیاد وام‌های فعلی قرار داده است. وب وام‌های مبتنی بر منافع استعمارگران، یک میکانیزم عمدی استعمارگرایانه برای جایگزین ساختن استعمار رسمی نظامی همراه با استعمار اقتصادی و سیاسی بطور پوشیده می‌باشد. استعمارگران، چی امریکایی و چی چینایی، هردو به حکام فاسد پیوسته همکاری می‌نمایند تا این کشور‌ها را در گیرو‌دار وام‌های بیش از حد برای پروژه‌های مانند CPEC قرار دهند تا سرمایه‌داران استعمارگر از آن بهره‌مند شوند؛ در حالی‌که آن‌ها تحت شرایط این‌گونه وام‌ها اقتصاد محلی را از بین می‌برند.

بنابر این، با هزینه‌های زیادی برای پاکستان، حکام پاکستان با باداران خود همکاری نمودند تا مشتریان درازمدت را برای صنعت بانکداری استعماری آن‌ها جذب نمایند و در کنار آن، مشاغل مشاورۀ استعماری، شرکت‌ها برای پروژه‌های تأیید شدۀ قرض، روابط مستقیم استعماری با سیاسیون و بروکرات‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن آن‌ها در این خصوص، اهرم اقتصادی و سیاسی از طریق حمایت از بدهی‌ها، افزایش مالکیت استعماری منابع عظیم پاکستان و افزایش تسلط استعماری بازار‌های پاکستان را برای باداران استعمارگر خود فراهم کنند. شکی نیست که دموکراسی هرگز اجازه نخواهد داد تا پاکستان از گودال این‌گونه وام‌ها یا وابستگی به این وام‌ها، چه تحت حاکمیت حکام فعلی و چه حکام بعدی، فرار کند. لذا چرا باید ما دوباره لذت تلخی دموکراسی را بچشیم و توسط دموکراسی از یک سوراخ دوبار گزیده شویم؟ چیزی جز تطبیق همه‌جانبۀ اسلام در چهارچوب خلافت واقعی برمنهج نبوت، توانائی شکستن کاسۀ گدائی پاکستان را نخواد داشت؛ زیرا این اسلام است که دولت را مجبور می‌سازد تا عواید و مصارف را بر اساس قرآن و سنت تنظیم نماید و این یگانه راه‌حل واقعی برای مدیریت مالی دولتی است.

این خلافت اسلامی است که کاسۀ گدایی را واقعاً می‌شکند. خلافت است که دولت‌های را که در گرو بدهی‌ها جا مانده‌اند، وادار می‌سازد تا از پرداخت دوبارۀ قرضه‌ها به سازمان‌های مالی استعماری، که در اصل بدهی‌های‌شان را برای این سازمان‌ها پرداخته اند، ولی استعمارگران به خاطر حفظ منافع خود آن‌ها را هنوزهم در گرداب بدهی‌ها قرار داده اند، دست‌بردار شوند و هرگز به استعمارگران پول ندهند تا آن‌ها منافع خبیث‌شان را تأمین کنند. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا﴾

[بقره: ۲۷۵]

ترجمه: آن‌ها می‌گفتند: داد و ستد هم مانند ربا است و(تفاوتی میان آن دو نیست)؛ در حالی‌که الله(سبحانه و‌تعالی) بیع را حلال نموده و ربا را حرام گردانیده است.

الله سبحانه و‌تعالی هرنوع توافق و معامله با کفار استعمارگر حربی را ممنوع قرار داده است و جلوگیری از سلطۀ آن‌ها بالای ما، وجیبه‌ای‌ست که بر گردن همۀ ماست؛ زیرا الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾

[نساء: ١٤١]

ترجمه: الله(سبحانه و‌تعالی) هرگز کفار را بر مؤمنان تسلطی نداده است.

خلافت اسلامی به مالکیت خصوصی خارجی و محلی ذخایر انرژی و معدنی سرشار پاکستان، که ارزش صد‌ها میلیار دالر را دارد، پایان خواهد داد. اسلام همه‌ای این داشته‌ها را به عنوان اموال عمومی منصوب کرده است؛ زیرا مزایای آن تماماً برای نیازمندی‌های ما به مصرف می‌رسد. رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِي ثَلَاثٍ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ»

(رواه احمد)

ترجمه: مسلمانان در سه چیز  آب، چراگاه و آتش(انرژی) شریک می‌باشند.

خلافت اسلامی از طریق لغو شرکت‌های سهامی مشترک سرمایه‌داری، به مالکیت خصوصی شرکت‌های متمرکز سرمایه از قبیل:  صنایع سنگین، ساخت و ساز بزرگ و حمل و نقل و ارتباطات پایان خواهد داد و بجای آن، به تطبیق قوانین بی‌نظیر اسلام در خصوص شرکت‌ها خواهد پرداخت، که از یک‌سو، مالکیت خصوصی شرکت‌های متمرکز سرمایه را محدود می‌سازد و از سوی دیگر، به دولت اجازه می‌دهد تا سکتور‌های بزرگ را تحت سلطۀ خود قرار دهد؛ بطوری‌که بتواند به گونۀ بهتری آن از امور مردم مراقبت نموده و از دست به دست شدن ثروت به دست چند نفر محدود جلوگیری نماید. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾

[حشر: ۷]

ترجمه: تا(این اموال عظیم) در میان ثروت‌مندان شما دست به دست نگردد.

فلهذا خلافت واقعی نه تنها این‌که از نیازمندی برای قرضه‌های استعماری جلوگیری می‌نماید؛ بل بر وضع مالیات کمرشکن بالای نیاز‌های ما-که شریعت اسلامی در هر حالتی آن را ممنوع قرار داده است- پایان خواهد داد. رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ صَاحِبُ مَكْسٍ»

(رواه احمد)

ترجمه: داخل نمی‌شود در جنت، جمع کنندۀ مالیات نامشروع.

از این‌رو، اکنون بهترین فرصت آن فرا رسیده است که ما به تأسیس دوبارۀ خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت مبادرت ورزیم تا مردم ما بتوانند بطور کلی از مزایای منابع ما در روشنایی اسلام بهره‌مند شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: حذیفه مستمر

ادامه مطلب...

و سر انجام نقاب از چهرۀ وکلای امریکا(اردغان، روحانی و پوتین) در سوریه برداشته شد

  • نشر شده در حزب

این سه چهره وظیفه دارند از حکومت مزدور سوریه به نفع امریکا دفاع نمایند، تا امریکا فرصت داشته باشد به بحران کوریا و چین رسیدهگی نماید

(ترجمه)

رؤسای جمهور روسیه، ایران و ترکیه به تاریخ 4 اپریل 2018م، در انقرۀ ترکیه کنار هم جمع شده و بیانیه‌ای را منتشر نمودند، که هم متن و هم مفهوم آن، به وضوح بیانگر ارادۀ قاطع این سه تن به استفاده از تمام توان‌شان در محافظت از حکومت مزدور امریکا در سوریه و قرار گرفتن در برابر تحرکات مردم شام در جهت برپائی حاکمیت اسلام بود. جزئیات بیشتر قرار ذیل است:

اردوغان: اردوغان از همان ابتدای انقلاب تا کنون پیوسته با مردم شام و انقلابیون آن دغل‌بازی و نیرنگ‌کاری می‌کند؛ چنان‌چه با به راه‌اندازی عملیاتی زیر نام سپر فرات، بسیاری از انقلابیون را سرگرم این "سپر" خویش نمود تا زمینۀ سقوط حلب و تسلیم نمودن آن به حکومت بشار فراهم گردد و چنین هم شد؛ سپس عملیات دیگری را به نام شاخۀ زیتون راه‌اندازی نموده و تعداد دیگری از انقلابیون مسلح را به سوی عفرین فرا خواند تا باز زمینۀ سقوط جنوب ادلب و سپس غوطۀ شرقی را در دست حکومت بشار فراهم نماید، که بازهم چنان شد، که می‌خواست. اینک بار دیگر "سپرها و شاخه‌های" دیگری را سر مکارش می پروراند تا با استفاده از آن، شمار دیگری از انقلابیون مسلح را به جای دیگری بیرون از ادلب سوق دهد تا باشد که ادلب نیز از دست برود.

روحانی-خامنه‌ای: برکسی پوشیده نیست که ملیشه‌های تا دندان مسلح‌اش، اعم از سپاه، حزب ایران در لبنان و سایر جیره‌خوارانی را که از این‌جا و آن‌جا جمع نموده، در کوه و بیابان سوریه منتشر شده و همه با تمام توان سعی دارند، برای حفاظت از حاکم ظالم شام، بی‌رحمانه مردم را به قتل برسانند.

و اما پوتین: جنایت‌ها و کشتارهای دسته‌جمعی‌اش در سوریه، بر هیچ صاحب چشم‌وگوشی پوشیده نیست؛ البته تفاوت پوتین در این قضیه با اردغان و روحانی در این است که پوتین نیازی به توجیه جنایت‌هایش و نیرنگ ندارد، زیرا او به صراحت با اسلام و مسلمانان دشمنی می‌کند، اما اردغان و روحانی، که با صدای بلند خودشان را مسلمان می‌خوانند، باید برای فریب اذهان مسلمانان از انواع و اقسام نیرنگ و دسیسه استفاده نمایند.

شکی نیست که این سه تن در سوریه، سرگرم تلاش برای جلوگیری از سقوط حکومت مزدور امریکا در این سرزمین استند و برای این‌کار، از ارتکاب هرگونه جنایت و کشتار وحشیانه‌ای‌که در توان‌شان باشد-و حتی فراتر از توان خویش- دریغ نمی‌کنند. آنان به خوبی می‌دانند که امریکا در تار و پود حکومت سوریه نفوذ دارد و آنان به نیابت از امریکا می‌جنگند تا فرصت داشته باشد، به بحران‌های شرق آسیا "کوریای شمالی و چین" رسیده‌گی کند. اگر این سه تن اندکی درک و درایت می‌داشتند، نباید چنین وکالتی را می‌پذیرفتند و چنین راهی را می‌پیمودند؛ اما واقعیت این است که شیطان دوستان‌اش را چنان احاطه می‌کند که هیچ چیزی را نمی‌بینند.

با این همه، نباید فراموش نمود که این جنایتکاران، چه این سه حاکم فریب‌خورده و چه خود امریکا که پشت پرده آنان را جهت می‌دهد؛ اگر آن عده از گروه‌های انقلابی فریب‌خورده به سیاست‌های تهدید و تطمیع دشمن، فریب پول‌های کثیف و آلودۀ دشمن را نمی‌خوردند؛ هرگز موفق نمی‌شدند دست به این‌همه جنایات زده و تا این حد پیشروی داشته باشند. آری، اگر آن فریب‌خورده‌گان نمی‌بوند، قطعاً دشمنان جنایتکار تا کنون از پای درامده بودند. اگرچه حزب التحریر از همان نخستین روزهای آغاز انقلاب، پیوسته با تمام توان تلاش نمود، چشم‌وگوش گروه‌های انقلابی فریب‌خورده را به سوی آن‌چه در ما حول‌شان جریان داشت، باز نماید؛ اما آنان گوش دادن‌شان را به فریبکاران این‌گونه توجیه می‌نمودند: آنان با امکانات و سلاح‌شان از ما حمایت می‌کنند، کاری‌که حزب از عهدۀ آن برنمی‌آید و تنها به ارائۀ نصیحت اکتفاء می‌کند و این نصیحت‌ها به هیچ‌وجه از ما در برابر شمشیر دشمن حفاظت نمی‌کند. بی‌خبر از آن‌که شمشیر در دست صاحب‌اش دارای دو لبه است؛ اگر حامل آن آگاهانه عمل نماید، این شمشیر از او در برابر دشمن‌اش حفاظت نموده و ابزار مستحکمی برای شکست‌دادن دشمن خواهد بود؛ اما همین شمشیر در دست فریب‌خورده‌ای‌که دنبال کمک‌های جنایتکاران می‌دود، ابزاری‌ست که قبل از دشمن، حامل‌اش را از پای درمی‌آورد.

اینک خطاب به آن‌عده گروه‌های نظامی‌که از راهنمایی‌های ما سرباز زده و نمی‌پذیرفتند که زیر پوشش فکری ما قرار داشته باشند و می‌گفتند: این‌ها سخنانی است که در میدان جنگ هیچ مشکلی را حل نمی‌کند؛ ما نیاز به کمک‌های مالی و تسلیحاتی داریم و آن را در نزد مسلمانان خائن، اعم از عرب، ترک و فارس و حتی در برخی موارد در نزد روس‌ها و امریکائی‌های جنایتکار می‌یافتند و گمان می‌کردند که گرفتن این مال‌های کثیف از آن کفار و خائنین به هیچ‌وجه مانع جنگیدن‌شان برای دفاع از شما نخواهد شد. ما اینک خطاب به آنان(گروه‌های نظامی) می‌گوییم: حالا نتیجۀ آن سخنان و افعال‌تان را به خوبی می‌بینید؛ چنان‌چه شما را وادار به مهاجرت نموده و حتی از خانه و کاشانۀ تان نیز بیرون رانده شدید.

اما نباید فراموش کنیم که با وجود فریب‌هایی‌که برخی‌ها دیروز خوردند و با وجود وضعیتی‌که امروزه داریم، باز هم این امت هرگز به خواست الله سبحانه وتعالی شکست نخواهد خورد؛ زیرا روزگار همواره در تغییر است و این امت بارها با چنین مشکلاتی و حتی شدیدتر از آن دست و پنجه نرم نموده، چنان‌چه با صلیبیان و تاتارها، که یک‌بار دیگر به پا خواستند و آنان را ریشه‌کن نموده و جهان را مجدداً رهبری نمود. شاید برخی بگویند: دلیل بیداری مجدد امت و شکست‌دادن دشمن در آن زمان این بوده که حاکمیت اسلام در آن زمان برپا بود و خلافت، اگرچه ضعیف شده بود، باز هم وجود داشت و مسلمانان کسی را داشتند که آنان را کنار هم جمع نموده و علیه دشمن انسجام بخشد و حق را برپا و باطل را نابود نماید؛ اما امروزه اسلام حاکمیتی ندارد و خلافت برپا نیست، پس چه کسی مسلمانان را برای جنگیدن با دشمن جمع خواهد نمود؟ این سخنی است دقیق و پرسشی است کاملاً مطابق واقعیت، اما بخش دیگر واقعیت اینست که کار برای تأسیس خلافت با قوت تمام در جریان بوده و در حال حاضر، تبدیل به خواستۀ اساسی مسلمانان در بسیاری از سرزمین‌ها گردیده و در گفتار و کردار خویش از آن حمایت می‌کنند و تلاش دارند آن روزهای سیاهی را که امت در 26، 27 و 28 رجب 1342هـ.ق تجربه نمود، روزهایی‌که شاهد دسیسه‌ها و جنایت‌هایی بود که منجر به سقوط خلافت گردید، تلاش دارند تا آن روزها را معکوس نموده و روزهای روشنی را با تأسیس مجدد خلافت در زمانی برگردانند که الله سبحانه وتعالی آن را پیشاپیش تعیین نموده و این‌کار برای الله عزیز و توانا دشوار نیست. آنگاه است که ظالمان، خائنان و جنایتکاران به واقعیت اعمال‌شان پی‌برده و خواهند دید که چه روزگار سخت و دشواری در انتظارشان به سر می‌برد!

ای مسلمانان! آگاه باشید که این سه خائنی‌که از هیچ‌گونه دسیسه و جنایتی در حق سوریه کوتاهی نکرده‌اند، چه کافر و چه مسلمان‌شان(اردغان، روحانی و پوتین)، آنان هرگز به خاطر جنایت‌ها و کشتار بی‌رحمانه‌ای مردم شام، روی آرامش و آسوده‌گی خاطر را نخواهند دید و عذاب دردناک از جایی به سراغ‌شان خواهد آمد که هرگز انتظار آن را نداشته باشند. درست مانند یاران و هم‌فکران‌شان، که در گذشته باعث ابتلای سخت مردم سرزمین شام شده و سپس هلاک گردیدند، اینک نیز تاریخ تکرار شده و اینان همانند گذشته‌گان‌شان به خواست الله سبحانه وتعالی به درک واصل خواهند شد.

﴿إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا﴾

[طلاق: 3]

ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) فرمانش را به انجام رسانده است. به راستى الله(سبحانه وتعالی) براى هرچيزى اندازه‏اى مقرر كرده است.

در اخیر، روی سخن مان با لشکرهای مسلمانان است که در قرارگاه‌های‌شان خوابیده‌اند: ما از واقعیت شما سخت در تعجبیم؛ هرگاه حکام خائن شما را به کشتن مسلمانان دستور دهند، فوراً دست به‌کار می‌شوید، اما هرگاه مسلمانان شما را به کمک و دفاع از خویش فراخوانند، از آنان و جنایت‌هایی‌که در حق‌شان صورت می‌گیرد، چشم‌پوشی نموده و روی برمی‌گردانید و به‌سان مرده‌گان سکوت اختیار می‌کنید. دلیلی را که ارائه می‌کنید، اطاعت از فرماندهان تان است، در حالی‌که اطاعت نمودن از چنین سران و فرماندهانی، راهی است آشکارا به سوی منفور شدن در دنیا و عذاب دردناک در آخرت، که آنگاه به هیچ‌وجه از شما دفاع نخواهند نمود، حتی اگر شما برای دفاع از آنان دست به کشتارهای بی‌شمار زده و خودتان در دفاع از آنان کشته شوید؛ چنان‌چه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا﴾

[احزاب: 66-67]

ترجمه: روزی‌که چهره‌های‌شان را در آتش زیر و رو می‌کنند، مى‏گويند: ای کاش ما الله(سبحانه وتعالی) را فرمان می‌بردیم و پیامبر او(صلی الله علیه وسلم) را اطاعت می‌کردیم. پروردگارا ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند.

اما با وجود همه، باید گفت که شما هنوز فرصت دارید تا غفلت‌ها و اعمال گذشتۀ تان را با نصرت دادن دین الله سبحانه وتعالی، جبران نمایید و برای اعادۀ حاکمیت اسلام در زمین سعی و تلاش کنید؛ روابط خویش با ظالمان و منافقان و کفار استعمارگر قطع نمایید تا شاید این‌کار کفاره‌ای به اعمال گذشتۀ تان باشد؛ چنان‌چه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى﴾

[طه: 20]

ترجمه: و به يقين من آمرزندۀ كسى هستم كه توبه كند و ايمان بياورد و كار شايسته نمايد و به راه راست راهسپر شود.

سخن دیگر مان متوجه عامۀ مسلمانان است که مبادا از رحمت الله سبحانه وتعالی ناامید شوید! سرزمین شام هم‌چنان سرزمین شام باقی خواهد ماند؛ زیرا این شام به فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم، مرکز و پایگاه اصلی دار اسلام است:

احمد در مسندش از جبیر بن نفیر روایت نموده که سلمه بن نفیل به آنان گفت: من نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم و وی به من فرمود:

«أَلَا إِنَّ عُقْرَ دَارِ الْمُؤْمِنِينَ الشَّامُ»

ترجمه: آگاه باش که مرکز اصلی دار اسلام، شام است.

و در روایت دیگری از نعیم بن حماد و وی از کثیر بن مره پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«عُقْرُ دَارِ الْإِسْلَامِ بِالشَّامِ»

ترجمه: مرکز اصلی دار اسلام، شام است.

آخرین سخن این است: شک نکنید که حزب التحریر پیشگامی است که هرگز به دنباله‌روان‌اش دروغ نمی‌گوید، همگام و در میان امت به راه و فعالیت‌هایش ادامه می‌دهد، به فضل و مرحمت الله سبحانه وتعالی هم‌چنان برحق ثابت و استوار باقی خواهد ماند و فکره و طرقه‌اش را هرگز تغییر نداده و تغییر نخواهد داد؛ زیرا از حقانیت آن مطمئن است، به قدرت پروردگارش تکیه نموده و عزت را در دین خویش جستجو می‌کند و از الله سبحانه وتعالی عاجزانه می‌طلبد تا وعده‌اش را با دستان حاملین این حزب محقق نماید، آن‌جا که می‌فرماید:

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...﴾

[نور: 55]

ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين(خود) قرار دهد، همانگونه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين(خود) قرار داد... .

و بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم برای حزب و حاملین آن و تمام مسلمانان جهان تحقق پیدا نماید؛ ابوداوود طیالسی به نقل از حذیفه می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«...ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: ...سپس حکومت جبری بوده و تا زمانیکه الله(سبحانه وتعالی) بخواهد، باقی خواهد ماند؛ سپس هرگاه خواست آن را از میان برمیدارد، سپس خلافت برمنهج نبوت خواهد بود.

راوی می‌گوید: رسول الله پس از گفتن این سخن، سکوت نمود. احمد این چنین روایت نموده:

«... ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ ثُمَّ سَكَتَ.»

ترجمه: ...سپس حکومت جبری بوده و تا زمانی‌که الله(سبحانه وتعالی) بخواهد، باقی خواهد ماند؛ سپس هرگاه خواست آن را از میان برمی‌دارد، سپس خلافت برمنهج نبوت خواهد بود و پس از آن سکوت نمود.

حزب مطمئن است که نصرت الله سبحانه وتعالی سر انجام فراخواهد رسید و الله سبحانه وتعالی تنها انبیاء و رسولان را نصرت نمی‌دهد؛ بلکه مؤمنین صادق را نیز نصرت می‌دهد و این‌که نصرت الله سبحانه وتعالی تنها در آخرت نه، بلکه در دنیا نیز عائد حال مؤمنین خواهد شد. او تعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾

[غافر: 51]

ترجمه: در حقيقت ما فرستاده‌گان خود و كسانى را كه گرويده‏اند، در زندگى دنيا و روزىكه گواهان برپاى مى‏ايستند، قطعاً يارى مى‏كنيم.

آن روز، مسلمانان شادمان از نصرت الله سبحانه وتعالی بوده و آنانی‌که جنایت کرده‌اند، در دنیا طعم تلخ ذلت را چشیده و در آخرت با عذاب دردناک الهی مواجه خواهند شد، زیرا الله سبحانه وتعالی انتقام گیرنده‌ای جبار، عزیز و مقتدر است.

حزب التحریر

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

آیت 44 سوره مبارکۀ آل عمران: "ذَلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ"
ارایه کننده: شيخ يوسف مخارزة (ابو الهمام)
سه شنبه، 25 جمادى الثانی 1439هـ / 13 مارچ 2018م 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

سخنان استاد احمد حميدة تحت عنوان "شروط پیروزی!".
 
یک شنبه، 21 رجب 1439هـ / 08 اپريل 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

سخنان استاد معاويه عبد الوهاب تحت عنوان "پسری که طغیان گران را به مبارزه می‌طلبد!".
 
شنبه، 20 رجب 1439هـ / 07 اپريل 2018م

ادامه مطلب...

حکم مال یافت شده

دوستان عزیز، هرجایی‌که هستید، به حلقۀ جدیدی از برنامه(باحدیث شریف باشید) خوش آمدید!

برنامه را با تحیۀ السلام علیکم و رحمت الله و برکاته، آغاز می‌کنیم:

«عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده قال: سئل رسول الله صلى الله عليه و سلم عن اللقطة فقال «ما كان في طريق مأتي أو قرية عامرة فعرفها سنة فإن جاء صاحبها وإلا فلك وما لم يكن في طريق مأتي ولا في قرية عامرة ففيه وفي الركازِ الخمس»

(رواه النسایی)

ترجمه: عمرو بن شعیب از پدر و جدش روایت نموده که از پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در مورد مال یافته شده پرسیدند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: آن‌چه در راه عبور و مرور ویا در قریه‌ای مسکونی یافته شود، یک سال باید اعلان و معرفی شود تا صاحبش پیدا شود(و مال خود را تسلیم شود)؛ اگر در جریان یک سال صاحبش پیدا نشد، مال مربوط یابنده است(اگر فقیر باشد)؛ اما آن‌چه در غیر راه عبوری و قریۀ مسکونی یافت شود و از(رِکاز) چیزهای یافته شده از بطن زمین، خُمس(پنج یک) حصه آن به بیت المال داده می‌شود.

مفهوم حدیث:

مراد از رِکاز چیزهایی است که از گذشته‌ها در زمین دفن شده باشد؛ خصوصاً از دوران جاهلیت و بعداً در زمین شخصی کسی یافت شود، و خمس در آن بخاطری در بیت‌المال داده می‌شود که چیزهای قیمتی می‌باشند و به آسانی بدست می‌آیند و این عملیه یکی از مجرای تملیک است که شریعت اسلام آن را سبب ملکیت شخص قرار می‌دهد، و آن اسخراج چیزی‌ست که در بطن زمین باشد. استخراج معادنی‌که از بطن زمین بدست می‌آید، به دو شرط مربوط حکم رکاز می‌شود:

۱- این‌که کمیت آن محدود باشد و بزرگ بودن کمیت نسبت به فرد معتبر نیست، یعنی آن‌چه باقی ماندنی نیست، به حساب نمی‌آید.

۲- دیگر این‌که زمینی‌که از آن گنج یا معدن استخراج می‌شود، ملکیت خود شخص باشد، یعنی راه‌های عمومی و زمین‌های خشک و بی‌آب و علف یا لامزرع  و مانند آن نباشد.

در حکم چیزهایی‌که از بطن زمین استخراج می‌شود، آن‌چه‌که از هوا استخراج می‌شود؛ مانند: اکسیجن وغیره نیز شامل "قیاس" می‌شود، و نیز استخراج آن‌چه را که استفادۀ آن را شریعت اسلام مباح قرارداده، مشمول این حکم است.

والسلام علی من اتبع الهدی

ادامه مطلب...

شمارۀ 176 جریدۀ الرایه به نشر رسید

  • نشر شده در مرکزی

(ترجمه)

در این شماره می‌خوانید:

سخن هفته: یمن، سرزمینی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را به سرزمین ایمان و حکمت وصف نموده است، عاری از مردان مؤمن، صادق و مخلص نیست؛ بلکه اهل آن در مقابل کسانی‌که به کفار استعمارگر سر تعظیم فرود برده‌اند، می‌ایستند و جلو آن‌ها را می‌گیرند، و به اذن الله سبحانه وتعالی یمن را به دارالاسلام-که تحت سایۀ پرچم اسلام، خلافت راشده برمنهج نبوت، که عزت یمن را باز گرداند- مبدل خواهند نمود. رسول الله صلی الله علیه وسلم در وصف اهل یمن فرموده است:

«أَتَاكُمْ أَهْلُ الْيَمَنِ هُمْ أَرَقُّ أَفْئِدَةً وَأَلْيَنُ قُلُوبًا ، الْإِيمَانُ يَمَانٍ وَالْحِكْمَةُ يَمَانِيَةٌ»

(رواه بخاری و مسلم)

ترجمه: اهل یمن به سوی شما آمدند، آن‌ها قلب‌هایی بسیار نرم و دل‌هایی سرشار از مهربانی دارند، ایمان، یمنی و حکمت یمانی است.

- سرمقاله: اهل فلسطین؛ تازمانی‌که ارتش امت به ندای آنان اجابت نکند، قربانی‌ها متوقف نمی‌شود!

- انتخابات ریاست جمهوری مصر؛ آیندۀ آن چیست؟!

- قدس به گوسفندان تابع غصب کننده‌گان قدس نه؛ بلکه به شیرهای آزاد کنندۀ قدس ضرورت دارد!

- حزب التحریر-ولایه سودان: شیربچه‌های خلافت، واجب بودن اقامۀ خلافت برمنهج نبوت را برای امت تذکر می‌دهند!

- فاجعۀ غوطه؛ ادامۀ پراگندگی تا این‌که فسطاط(مرکزیت) ایمان ایجاد گردد!

- اخراج صدها دیپلومات در جنگ سرد جدید؛ بعد از انتخاب مجدد پوتین به عنوان رئیس جمهور!

- مقامات فلسطینی بر فاسدساختن اهل فلسطین و تخریب مفاهیم‌شان اصرار می‌ورزند

- حزب التحر تا آن‌که وعدۀ الله سبحانه وتعالی-برپایی خلافت راشده برمنهج نبوت- محقق گردد، به راه خویش ادامه می‌دهد!

- کسانی‌که حزب التحریر را تنها گذاشته و یاری ننموده و کسانی‌که بر حزب تهمت روا داشته است، زیانی رسانده نمی‌تواند!

- تحصن در ترابلس لبنان؛ درخواست برای آزاد شدن زندانیان اسلامگرا

- نشست‌های مخفیانه میان افسران امنیتی سوریه و امریکا 

- سازمان ملل در قتل اهل سوریه و گرسنه نگهداشتن آنان سهم می‌گیرد

- سفر رئیس جمهور کوریای شمالی به چین و رابطۀ دیدار وی با ترامپ!

- درس‌های در الکرامه؛ در یادبود از معرکۀ الکرامه!

- فرق میان قاتل مسلمانان در سوریه و فلسطین چیست؟!

- مشکل امریکا در اساس و مبدئی‌شان است؛ نه فقط در قوانین‌شان!

برای دریافت این شماره به لینک ذیل مراجعه فرمایید:

http://www.hizb-ut-tahrir.info/ar/index.php/dawahnews/sporadic-news/29432.html

ادامه مطلب...

دیدار یک هیئت حزب التحریر-ولایه لبنان با فواد سینیورا نخست وزیر پیشین این کشور

  • نشر شده در لبنان

(ترجمه)

هیئتی از کمیتۀ‌ ارتباطات مرکزی حزب التحریر-ولایه لبنان به رهبری داکتر محمد جابر به همراهی انجینر صلاح الدین ادادا با فواد سینیورا نخست وزیر پیشین این کشور در محل اقامت‌اش به روز جمعه ۳۰ مارچ ۲۰۱۸م در مورد حالات لبنان و منطقه و شایستگی انتخابات پارلمانی آیندۀ این کشور، ملاقات کردند. این هیئت، موقف حزب التحریر را در مورد استفادۀ فرقه‌گرایی در سیاست و به خصوص در انتخابات آیندۀ این کشور ابراز کرد. هم‌چنان، هیئت دیدگاه حزب را در مورد حالات فعلی لبنان و بحرانی‌که در آن قرار دارد، ضرورت بیرون‌رفتی‌که ناشی از ساختار فعلی کشور و روابط خارجی آن است، ابراز کرد و پیشنهاد راه‌حلی مشکل این کشور را فقط با اسلام ارائه کرد، نه با ساختار منحصر فعلی و ارتباطات خارجی.

هیئت اعزامی حزب التحریر به موضوعاتی؛ از قبیل: اهمیت نقش سیاسیون و به خصوص مسلمانانی‌که برای تأسیس دوبارۀ خلافت، که امری واجبی بالای آن‌ها و تمام مسلمانان است و ضرورت این‌که نقش مؤثری در شرایط و اوضای موجوده در خصوص امور مسلمانان داشته باشیم و برای منافع مسلمین تلاش نماییم، پرداخت.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه لبنان

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه