- نشر شده در ویدیوها
ارايه كننده : شيخ أبو حمزة المقدسي
جمعة، 25 ربيع الثانى 1439هـ مطابق با 12 جنورى 2018م
ارايه كننده : شيخ أبو حمزة المقدسي
جمعة، 25 ربيع الثانى 1439هـ مطابق با 12 جنورى 2018م
حزب التحریر-ولایه ترکیه کنفرانسی را در شهر "دیاربکر" تحت عنوان "ما امت واحد هستیم" دایر کرده که جمع کثیری از مسلمانان به شمول سیاسیون و افراد منسوب به جامعۀ مدنی نیز در این کنفرانس اشتراک ورزیده بودند.
در کنفرانس مذکور استاد محمود کار رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه ترکیه، استاد آیدن أوسالب و استاد عبدالله اماماغلو هریک به نوبت سخنرانی نمودند.
برای جزئیات بیشتر به لینک ذیل مراجعه کنید:
http://www.hizb-ut-tahrir.info/ar/index.php/dawahnews/turkey/49149.html
(ترجمه)
در این شماره میخوانید:
سخن هفته: بدون شک اجرا شدن برنامههای استعمارگران امریکایی و اروپایی بر ما مسلمانان، قضای مقدر ما نیست؛ بلکه امت اسلامی میتواند، برنامههایشان را به خاک یکسان نموده و مکر آنان را به خودشان برگردانده و آنان(استعمار گران) را ناکام کنند. اما اینکار توسط حکام اجیر، مؤسسات استعماری بینالمللی و میانجگریهای بینالمللی ممکن نیست؛ زیرا تمامی اینها اساس مشکلات و سبب مصیبت است، و ممکن نیست که آنان سبب پیروزی امت گردند. بنابر این، باید امت به ریسمان الله سبحانه وتعالی چنگ زده و به شریعت الهی پابند بوده و نیز به اسباب پیروزی و قدرتمندی چنگ زند و با کسانیکه در تلاش برپایی خلافت بر منهج نبوت هستند، کار و تلاش نماید؛ با اینکار مسلمانان عزتمند و پیروز میشوند و اینکار بر الله سبحانه وتعالی مشکل و سنگین نیست.
-سرمقاله: جنبش مردمی ایران و ارادۀ امت برای تغییر؛
-چرا تا هنوز سرزمینهای ما به خواستههای استعمارگران لبیک میگویند؟!
-مسلمانان پاکستان میخواهند انتقام قدس را بگیرند؛ اما مقامات دولتی پاکستان به اعتبار اینکه برای آزادی کشمیر دست به اعمال تروریستی زده اند، آنان را سرزنش میکنند!
-حکومت اردن قدس را یاری ننموده و مانع دعوت به یاری قدس میگردد؛
-قطع کمکهای مالی امریکا به مقامات فلسطین؛ تهدیدیکه به حد چشمپوشی از نابودی قدس نمیرسد!
-بهار کُردها با صفحۀ "تنظیم دوله" آهسته آهسته آغاز میگردد؛
-خلافت زادۀ عقل و ذهن بشر نه؛ بلکه وحی الهی است!
-اگر حکام پاکستان خائن نمیبودند، مسلمانان پاکستان میتوانستند با امریکا دشمنی کنند؛
-رهبران پاکستان خودشان را به تأمین منافع و بر آورده شدن اهداف امریکا وقف نموده اند؛
-انقلاب شام ضرورت به رهبری سیاسی دارد که در حالت ضعف و قوت با آن حرکت نماید؛
-اوغلو(وزیر خارجه ترکیه): روابط ترکیه با اسرائیل بنابر منافع مشترک ادامه خواهد داشت!
-حکومت سودان سخنگوی رسمی و چهار تن شباب حزب التحریر-ولایه سودان را بازداشت نمود.
برای دریافت این شماره، به لینک ذیل مراجعه فرمایید:
http://www.hizb-ut-tahrir.info/ar/index.php/dawahnews/sporadic-news/29432.html
(ترجمه)
بهتاریخ ۴ دسمبر۲۰۱۷م در هوتل "سکاندیک" واقع پایتخت سوئد "استاکهلم"، نشستی میان سفیر ازبکستان در اروپا و مهاجران ازبکستانی برگزار شد. در این نشست، نمایندۀ رژیم دیکتاتوری ازبکستان، عظیم جان آزادوف قونسولسفارت آن در آلمان و مهاجران ازبکستانی؛ از جمله: روزنامهنگاران، کارگران، دانشجویان و سیاستمداران به استثنای جاسوسان امنیت ملی ازبکستان، حضور داشتند.
از همان آغاز این نشست، "قونسول ازیمجون ازدوف" بر این تأکید داشت که وضعیت سیاسی کشور در حال تغییر بوده و فضای سیاسی بهتر، نیازمند بازگشت مهاجرین میباشد، زیرا در آن صورت برای همهگان این امکان خواهد بود تا از ازبکستان بازدید کنند؛ اما سفارت ازبکستان برای رسیدن به این هدف، برای اعطای گواهینامه به مهاجرین به جمع آوری اسناد نیاز دارد. با توجه به بیانات قونسول "ازیمجون ازدوف" کسانیکه گذرنامه ندارند و یا گذرنامههای منقضی شده و یا تابعیتهای دوگانه دارند، میتوانند مطابق با قوانین جاری جمهوری ازبکستان، گواهینامههایی را بدست آورند که به اساس آن بدون هیج مانع از ازبکستان بازدید کنند.
بسیاری از حاضرین، قدردانی عمیق خود را از برگزاری این نشست ابراز داشتند. برخی از مهاجران از قونسول ابراز سپاسگزارکرده، افراطانه به شخص ازیمجون ازدوف محبت میورزیدند. یکی از حاضرین مکرراً تصمیم خویش را برای کمک به باز شدن دفتر سفارت ازبکستان در سوئد مطرح کرد، بلکه متعهد شد که برای تطبق این برنامه، امضاهای بسیاری را جمع آوری خواهد کرد، و نیز کسانی دیگریکه به شدت رژیم دیکتاتوری ازبکستان را به دلیل سیاست پیش گرفتهاش، میستودند، آن شخص را همراهی میکردند.
اما از طرفی هیچ یک از مهاجرانیکه به علت آزار و اذیت مقامات به دلیل اعتقادات مذهبی و سیاسی خود از کشور خارج شده بودند، در این نشت حضور نداشتند. با این حال، برخی از مخاطبان در مورد کسانیکه کشور را به دلایل سیاسی و مذهبی ترک کرده اند، سوالات مطرح کردند-مثلاً من خودم که به عنوان عضوی از حزب التحریر و بقیه اعضای حزب حین آزادی زندانیان سیاسی و مذهبی، مورد آزار و اذیت قرار میگرفتیم و در مورد، از قونسول خواستار جواب شدیم؛ اما قونسول "ازیمجون ازدوف" به پرسشهای ما پاسخ ارایه نکرد-.
یکی از برادران این سوال را مطرح کرد که آیا اطمینان وجود دارد، کسانیکه میخواهند از خانههای خود بازدید کنند، دستگیر و محاکمه نخواهند شد؟ اخیراً گروهی از کارگران مهاجر که به خانههای خود بازگشته اند، به بهانۀ مشارکت در سازمانهای ممنوعه دستگیر شده و علیهشان پروندههای جنایی ساخته شده اند. قونسول به این سؤالات نیز پاسخ نداد، حتی در برخی از موارد ابراز عصبانیت کرده و از پاسخ دادن به این سوالات اباء ورزید.
من معتقدم که این رویداد به هدف قدرتهای غربی، به ویژه دولت سوئد بستگی داشته و میخواهند از این طریق نشان دهند که تغییر قدرت در ازبکستان، در حال باز گشت دادن فضای سیاسی به جهت مطلوب آن و به نفع همه میباشد، بهگونهایکه حتی مهاجران ازبکستانی در کشورهای مختلف در چنین جلساتی گرد آمده و از تلاشها و مساعدتهاییکه باعث برگشت آنها به وطنشان میشوند، قدر دان میباشند.
چنانچه نشستهای مشابه در امریکا و سایر کشورها برای مهاجرین ازبکستانی در نظرگرفته شده بود؛ اما مثل یک عرف عام، کسانیکه به دلیل انگیزههای سیاسی و مذهبی مورد آزار و اذیت قرار گرفته و مجبور به ترک کشور شده بودند، در این نشستها شرکت نکردند. این بدان معنی است که هیچ چیز در ازبکستان تغییر نکرده است، مگر اینکه ستمکار اول، کریموف، از بین رفته و ستمکار جدید در جایش قرار گرفت. ستمکاری میرزایوف یک موضوع تعجب آوری نیست، زیرا که رئیس جمهور جدید ازبکستان میرزایوف، بیش از ۱۵ سال در کنار کریموف ستمگر قرارداشته و شریک جنایاتش علیه مردم مسلمان ازبکستان بود. حال چگونه تغییر وضعیت در کشور ممکن است، در حالیکه جنایتکاران همدوش کریموف ستمگر مرتکب جنایات بیشماری شدهاندُ همچنان زمام امور را در دست داشته و به جنایات خود مستمر می باشند؟
اعمال سیاست تروریزم علیه اسلام و مسلمانان در ازبکستان همچنان ادامه دارد و حتی هر بار بدتر از قبل میشود. این وضعیت تنها زمانی تغییر خواهد کرد که نظام حاکم در از بکستان تغییر کند، زمانیکه مسلمانان این نظام را از میان بردارند، زمانیکه مسلمانان بر جنایتکاران واقعی مسلط و آنان را بازداشت و روانۀ زندان نموده و در عوض زندانیان مسلمان را آزاد سازند. چنین کار زمانی محقق میشود که مسلمانان ازبکستان برای اقامۀ خلافت راشدۀ دوم بر منهج نبوت به برادران خود در حزب التحریر، بپیوندند.
برگرفته از جریده الرایه
نویسنده: ایلدر خمزین
(ترجمه)
عمرو بن هشام مشهور به ابوجهل، از جمله پرقدرتترین و سرسختترین دشمن الله سبحانه وتعالی و پیامبر ﷺ، کسیکه در مقابل رسول الله ﷺ و اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین از هیچ نوع جنایت و استبدادی دریغ نکرد؛ ولی کسی به یاد ندارد که دختر پیامبر ﷺ را تهدید و یا بازداشت کرده باشد؛ اما دستگاه امنیتی اردن با پیروی از حماقتها و جنایات دستگاه امنیتی نظام مستبد بشار الاسد در سوریه، به تاریخ ۱۷ جنوری ۲۰۱۸م خواهر معزز مان، نجاح یوسف السباتین الدوایمة، فعال اجتماعی و یک تن از اعضای حزب التحریر را در شهر مادبا از خانهاش دستگیر کرده و به ساختمان اطلاعاتی در مادبا منتقل نمودند.
به مجردیکه خبر دستگیری نجاح یوسف السباتین الدوایمة منتشر شد، و پس از اینکه خانوادۀ او، همسایهها و اعضای قومش به مکانیکه او بازداشت شده بود، رفته و خواهان آزادی فوری او شدند، دستگاه امنیتی اردن او را به متصرفیۀ در ناعور تغییر مکان داد؛ ولی با آنهم خانوادۀ او، عمو زادههایش و اعضای قومش به تعقیب او پرداخته و خواهان آزادیاش شدند، که در نتیجه، فرماندار دستګاه امنیتی آنجا تصمیم گرفت تا او را طی ضمانت آزاد کند.
حزب التحریر در این زمینه تأکید میکند که دستگاه امنیتی اردن از ارتکاب همچو حماقتها و لودهگیها به خاطر منفعتشان با تخطی از حدودیکه اسلام آن را حرام قرار داده است، به هدف تحقیر، خاموش کردن احساسات اسلامی مردم و خدشهدار کردن عزت آنان مرتکب میشود، دست بردارد؛ زیرا نتیجۀ اینکار جز ویرانی و گسترش ناامنی چیزی در پی نخواهد داشت.
ای مسلمانان اردن! حزب التحریر نخست به الله سبحانه وتعالی و سپس به شما تعهد مینماید که به مبارزۀ خود ادامه میدهد تا رهبری باشد، که به مردمش هرگز دروغ نگوید و در پرتو قرآن و سنت صادقانه عمل نموده و به حمل دعوت و افشاسازی توطئههای کفار و دست نشاندههایشان علیه شما مردم مسلمان، سرزمین شما و منابعتان بپردازد، و برای از سرگیری زندگی اسلامی به واقعیت آن در چهارچوب یک دولت اسلامی(خلافت) بر منهج نبوت پیوسته تلاش میکند و از هر مزدور و دست نشاندۀ دشمن اسلام و مسلمانان هراسی هم ندارد.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن
(ترجمه)
امریکا با توجه به آزادیهای مذهبی، سودان را در فهرست کشورهای "نگران کنندۀ ویژه" قرار داده است. غریب الله خضیر سخنگوی وزارت خارجه سودان در بیانیهای که توسط وبسایت رسمی تریبیون سودان به نشر رسید، به روز یک شنبه ۷ جنوری ۲۰۱۷م در خرطوم گفت: «این اعلام با آنچه سودان از طرف نخبهگان، رؤسای نهادهای مذهبی دنیا، رؤسای بزرگ کلیسا، کمیشنری آزادیهای مذهبی اتحادیه اروپا و نمایندگان کانگریس امریکا که از سودان بازدید کردهاند، در تناقض قرار دارد.»
سخنگوی وزارت خارجۀ سودان به بازدید یان تورنر نمایندۀ امریکا برای آزادیهای مذهبی بینالمللی و مسئول کلیسای ایتوپیا که از اجتماع مردم اتوپیایی در سودان بازدید کرده بود، اشاره کرده و از سطح امنیت، آزادی و احترام به حقوق عیسویان در سودان توصیف کرد. او افزود که در سودان ۸۴۴ کلیسا، ۳۱۹ نهاد تعلیمی و ۱۷۳ مراکز فرهنگی و صحی را تمویل میکند. حکومت سودان، واقعیت آزادی مذاهب را خوب میداند، که آزادی مذاهب از نظر امریکا به دو چیز تمرکز دارد:
اول: از بین بردن قوانین الهی(احکام شریعت)، از جمله قوانین جزاء؛ مانند: دره زدن و یا سنگسار کردن زناکار، جزای مرتد شدن، قانون میراث، قانون حجاب و دیگر قوانینی را که قرآن مجید و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم به طور قطعی مشخص کرده است.
دوم: اجازه به کفر و الحاد و حفاظت از آنها در سودان، طوریکه بر اساس قانون نافذۀ امریکا با توجه به قانون "فرانک ولف" هر فرد میتواند از دین خود برگردد و هیچکس حق مجازات برگشت وی از دین را ندارد.
اعلامیۀ وزارت خارجه سودان در این مورد، حاکی از فرمانبرداری و شرمندهگی این رژیم است که نشان میدهد کشور تا چیحد برای رضایت کفار تلاش نموده و از احکام الهی تجاوز میکند تا رضایت امریکا را حاصل کند. امریکا نمیخواهد، که دین زندگی امت را تنظیم کند؛ ولی این را میخواهد که با استفاده از نظام سیکولر حکام را توسط برگهای توتزمینی بپوشاند، که ما بارها این موضوع را به تفصیل و با ثبوت بیان کردهایم.
معاون وزارت خارجه امریکا در بازدید خود بهتاریخ ۱۶ جنوری ۲۰۱۷م از حکومت سودان تقاضاء کرد که حدود و احکام شریعت را به شمول سنگسار کردن، مرتد شدن، میراث وغیره تغییر دهد. صحفۀ نظارت از حقوقبشر بهتاریخ ۳۱ می ۲۰۱۶م زیر عنوان "سودان سنگسار کردن را بند کند" و همچنان دانیل بکیل رئیس نظارت از حقوقبشر افریقا گفت: «هیچ کسی نباید توسط سنگسار به قتل برسد. بنابر این، سودان باید فوراً قوانین تبعیض آمیزش را تغییر داده و آن را اصلاح نموده و در عین حال، هر دو؛ جزای سنگسار کردن و جزاهای جسمی را از میان بردارد.
همچنان، بهتاریخ ۱۷ دسمبر ۲۰۱۷م سفیر امریکا در خارطوم از حکومت سودان تقاضاء کرد که ماده ۱۵۲ قانون جزایی در مورد بیحجابی را اصلاح و یا از میان بردارد. حکومت سودان در حقیقت در این مورد اقدام عملی کرده است. وزیر عدلیۀ سودان بهتاریخ ۲۳ می ۲۰۱۷م معلومات مفصلی را پیرامون تلاشهای حکومتیاش در خصوص تغییر اصلاحات در بعضی قوانین جزاء که مطابقت با قانون اساسی سودان و پیمانهای بینالمللی، بهشمولی قانون حجاب و مادۀ ۸ قانون آزادی مذاهب و عبادات میباشد، بیان نمود.
وزیر عدلیه فعلی سودان، جزای زنا را از سنگسار کردن به حلقه آویز کردن تبدیل کرد، و وزیر عدلیه قبلی، بحث آزاد اسلامی را در مارکیت و جاهای عمومی منع قرار داده است. با در نظر داشت تلاشهای فوق، حالا از هر طرف تقاضای تغییرات در قوانین جزای کشور سودان شده است. تمام این جستجو، انعکاس از دولت سودان است، با هر قیمتیکه میشود، باید در قوانین نافذهاش تغییرات بیاورد، که این امر دروازۀ بیباکی را بطوری وسیع برای تغییرات در احکامی اسلامی باز کرده است؛ طوریکه جوانی از منطقۀ اومدورمان در سودان، بهتاریخ ۷ می ۲۰۱۷م از محکمه درخواست نمود تا از دینش مرتد شود. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿ولن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ﴾
]بقره: ۱۲۰[
ترجمه: یهود و نصاری هیچگاه راضی نمیشوند؛ مگر اینکه از دینشان پیروی کنی!
ای مردم شریف سودان! با گذشت حالات هر روز، حزب التحریر-ولایه سودان تکرار میکند و رهنمای مخلص، قبول کردن قضایای امت و برملا ساختن بد نیتی دشمن را به شما نشان میدهد. چرا شما به مشورههای ما پاسخ نمیدهید تا عزت دنیا و آخرت نصیب حال شما گردد؟ جلوگیری از دشمنی امریکا توقف شده نمیتواند؛ مگر اینکه حکومتی باشد که به الله سبحانه وتعالی ایمان داشته باشد و زندگیشان را به اساس قرآن تنظیم نماید. بنابر این، برای تغییر این زندگی ذلتبار به یک زندگی حقیقی، حزب التحریر را برای تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت و قطع دستهای پلید امریکا برای جاگزین ساختن احکامی الهی، نصرت دهید. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾
[توبه: ۱۰۵]
ترجمه: بگو(هرچه میخواهيد) انجام دهيد(خواه نيك، خواه بد)، امّا بدانيد كه الله(سبحانه وتعالی) اعمال(ظاهر و باطن) شما را میبيند(و آنها را به حساب شما میگيرد) و پیامبر(صلی الله علیه وسلم) و مؤمنان، اعمال(ظاهر) شما را میبينند و(به نسبت خوبی و بدی، با شما دوستی يا دشمنی میورزند. اين در دنيا، و امّا) در آخرت به سوی الله(سبحانه وتعالی) برگردانده میشويد، كه آگاه از پنهان و آشكار(همهگان و ديدنی و ناديدنی جهان) است و شما را بدانچه میكنيد، مطلع میسازد(و پاداش اعمال و اقوال شما را میدهد).
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سودان
(ترجمه)
خبر:
در ماه دسمبر ۲۰۱۷م، دستگیریهای جمعی فلسطینیان توسط دولت یهود بطور وسیعی افزایش یافته است. چنانچه که کمیسیون امور بازداشت شدهگان فلسطین در این زمینه شواهدی را مبنی بر این که ۹۰ درصد از این زندانیان جوانان هستند، ارائه کرد. کمیتۀ مذکور اشاره نمود: «نیروهای اسرائیلی صرف نظر از تفاوت سنی افراد، شروع به خشونتها و بازداشتهای خودسرانۀ جوانان میکنند.» طوریکه کمیتۀ فلسطینیان گفت: «یک جوان فلسطینی ۱۷ ساله بنام احمد سامیرات از روستای یاتای شهر الخلیل، توسط ۱۲ عساکر یهودی بطور وحشیانه مورد حمله قرار گرفته و او را ناخودآگاه به مدت پنچ ساعت تحت بررسی و شکنجه قرار دادند.» (منبع: (Middle East Monitor Online
به تاریخ ۱۹ دسمبر ۲۰۱۷م، احد تمیمی دختر ۱۶ ساله از منطقۀ نبی صالح، پس از آنکه پسر کاکایش محمد با اصابت گلولۀ الاستیکی به صورتش به مدت ۲۷ ساعت در حالت کوما رفت، توسط نیروهای یهودی در نیمهی شب از خانهاش اختطاف شد. (منبع: شبکه الجزیره)
تبصره:
به قول نهاد "دفاع از کودکان بینالمللی"، کودکان فلسطینی از لحظۀ دستگیریشان به بدرفتاری و شکنجه توسط نیروهای سفاک یهودی مواجه میشوند، که در این میان از هر چهار طفل، سه طفل در جریان دستگیری و بازجویی مورد خشونت جسمی قرار میگیرند. اکثر نهادهای حقوق بشر اشاره به بازداشت تعداد نگران کنندهای اطفال زیر سن ۵ سال را نمودهاند که بدون هیچ جرمی و بدون هیچ نمایندۀ رسمی، در زندانهای دولت صهیونیستی یهود بازداشت شدهاند. این از جمله جنایتهایی است که متأسفانه عساکر اشغالگر یهودی این اطفال را و به خصوص دختران را به بدترین شکل، مورد سوء استفاده و آزار و اذیت جنسی قرار میدهند.
در عین حال، امریکای که برای حقوق کودکان در جهان داد میزند و میجفد، حتی در برابر این نیروهای اشغالگر یک اقدامی اندکی هم از خود نشان نداد و با این حال، حتی خود را در این خصوص به کوری انداخته است. حالت اسفناکتر اینکه حکام مسلمانان به خصوص اردوغان، به مردم "اشک تمساح" ریخت؛ مگر در برابر دولت یهود حتی یک اقدام محسوسی را هم انجام نداد تا به دولت یهود عبرتی میبود که قبل از انجام این همه قصاوت و جنایات، یکبار با خود فکر میکرد.
اخیراً ما شاهد دختر شجاعی بنام "احد تمیمی" هستیم که سرخط خبرهای بیشتری از رسانهها شده است، که از خانهاش ربوده شد، و این به ما امت تعجب آور نیست که ما حتی یک بیانیۀ میان خالیی از زبان رئیس جمهور فلسطین در این خصوص نشنیدیم؛ چون حکام به این سکوت عادت کردهاند، که این حالت باعث ناامیدی و تضعیف انگیزۀ جوانان مسلمان در زندانهای دولت صهیونیستی یهود میشوند. این تنها حکایت یک قضیه بود، بههر حال، صدها طفل دیگر زیر سن ۵ سال نیز در چنگال آنها بوده و بدون آنکه در معرض دید رسانهها قرار گیرند، یا از سوی دولت اقدام قانونی برای آنها صورت بگیرد، بازادشت شدهاند.
بازجوییهای جنایی دولت یهود در برابر جوانان، به منظور آسیب زدن روانی علیه آنها بکار گرفته میشوند. در عین حال، تعداد اندکی از بچههای کوچکی را که با دوچرخه و یا توپ فوتبال خود بازی میکنند، از آنها تصاویر اخذ شده و در رسانههای اجتماعی ارسال میکنند که گویا به اطفال چیزی رخ نداده است. در حقیقت پسران و دختران از خانههایشان ربوده میشوند، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و بالایشان تجاوز میشوند و در عین حال، عساکر یهودی از آنها تحت فشار و ظلم اعترافات جعلی اخذ میکنند و سپس با این اعترافات جعلی، آنان را محکوم به حبس میکنند.
واقعیت امر این است که این کودکان افتخار ما بوده و بر ماست تا مسئولیت خود را در قبال آنان به درستی انجام دهیم؛ اما در این خصوص کاهلی کردهایم و مسئولیتمان را به صورت باید و شاید انجام ندادهایم. سوال اینجاست، که آیا ما از این امر عاجز ماندهایم که نمیتوانیم، حتی از اطفال خود محافظت کنیم؟ و یا اینکه ترس ما را احاطه کرده است تا به این کار مبادرت نورزیم؟! کسانی را میبینیم که از تجاوزات گستردۀ این هیولاهای یهودی تصویربرداری نموده و نشر میکنند تا دیگران هم شاهد حال این مردم بیگناه شوند؛ در واقع این کافی نیست که در محدودۀ پوشش خبری قرار گیریم؛ بلکه باید با قاطعیت تمام دست به عمل شویم. در قدم نخست برماست تا جوانان و نوجوانان فلسطینی را از این وحشت نجات بدهیم، ثانیاً ما باید این اطمینان را بدهیم که دیگر هیچ کودکی از قدس، الخلیل، غزه، رامالله و شهرهای دیگر، به چنین حالتی اسفباری مواجه نخواهد شد.
در نهایت، حرف ما این است که کجاست همان جنرالان نیرومند مسلمانان که به خاطر آزادسازی جوانان ما از چنگال دولت یهود، به ارتش خود دستور بدهند تا از طریق راهاندازی جهاد فی سبیل الله فلسطینیان مظلوم را نجات داده و زندانهای اشغالگران را از سر و تنه نابود کنند؟!
نویسنده: منال بادر
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
در روزهای اخیریکه دونالد ترامپ در بارۀ بمبهای اتومی کوچکاش زیاد به طمطراق پرداخته و گفته است که این بمبها را به شکلی برای مردم به معرفی خواهد گرفت، برای جهانیان نمایانگر آنست که رهبری نظام سرمایهداری چقدر برای بشریت خطرناک بوده میتواند. امریکا میخواهد استفادۀ بمبهای اتومی کوچک را برای خودش آسان ساخته و خود را برای استفادۀ بمبهای اتومی، که قدرت تخریب کمتر را دارند، آماده کند؛ چون سران این کشور گفتهاند که این نوع بمبها در آینده زیادتر کارا خواهند بود. امریکاییها به خاطر منافعشان در به کارگیری بمبهای اتومی بزرگ، که قدرت تخریب بیشتر را دارند، تمایل زیادی ندارند؛ اما در به کارگیری بمبهای اتومی کوچک که استفادۀ آنها آسانتر از بمبهای اتومی بزرگ اند، تمایل زیادی دارند.
روی این ملحوظ، این داستان دیگر خریداری ندارد که غرب کپیتالیست به خاطر منافع سران در دولتها یکبار دیگر دست به کشتار میلیونها تن افراد بیگناه نزند. غرب همواره گفته است که به دفاع از خود میجنگد، اما دنیا دیگر میداند که این کشورها همواره دست به توطئهها و ایجاد کشمکشها زدهاند، تا از این طریق بهانهای برای مداخله به دست آرند. غرب همواره خود را مدافع قوانین بینالمللی خطاب کرده است، اما در بسا مواقع برای همهگان امتحان خود را داده است که همواره طبق میل خویش کار مینماید، و این قوانین هر وقتیکه منافعاش را به خطر انداخت، زیر پا میکند.
غرب کپیتالیست خود را مدافع حقوق بشر میداند؛ اما از این باکی ندارد تا به خاطر منافع خودش جهان را به سوی جنگهای اتومی سوق دهد. این در حالیست که معاهدههای ضد تکثیر بمبهای اتومی، که این کشورها به امضاء رسانیدهاند، نهتنها که استفادۀ این بمبها را محدود نمیسازد، بلکه نمایانگر اندازۀ توان نظامی همهای کشورها به این کشورهاست و آنها از این طریق میتوانند، همواره نمایندهگانی باشند که خود را تکهداران قدرت میدانند.
امریکا دولتی است که با استفاده از بمب اتومی، مردان، زنان و کودکان بیگناه را در هیروشیما و ناگاساکی قتل عام نمود. همچنان، انگلیس دولتی است که منطقۀ "دریسدن" را در جرمنی بمباردمان کرد و هر زندهجانی را از بین برد. در جریان جنگ کوریا در دهۀ ۱۹۵۰م، امریکا از بمبهای بس مخربی استفاده کرده و پیونگیانگ پایتخت کوریای شمالی را به کام مرگ کشاند. میلیونها تن در قحطییکه در سال ۱۹۴۳م در بنگال رونما گردیده بود، به خاطر اقدام نکردن قصدی چرچیل به کمکهای عامالمنفعه در این منطقه، از گرسنگی به کام مرگ رفتند. در زمان استعمار انگلیس میلیونها تن از افراد ملکی و بیگناه مورد حمله، شکنجه و قتل عمدی قرار گرفتند و عدۀ زیاد دیگری نیز در حالت مرگ به حال خودشان رها شدند. انسانیت این عده، نزد نخبهگان انگلیسی که تنها و تنها دنبال ثروت بودند، هیچ ارزشی نداشت.
اخیراً بیتفاوتی آنهاییکه همواره داد از حقوق بشر و آزادیهای انسان میزنند، در قبال قتلهای عامیکه در برما(میانمار)، سوریه، بوسنیا، فلسطین، عراق، افغانستان و یمن صورت گرفت، دنیا را شکی ساخت. ننگینتر از آن اینکه این کشورها حتی در تجهیز نظامی و حمایتهای دیگر رژیمهایی دست داشتند که این اعمال شنیع را در حق مظلومین روا داشتند.
تفکر در بارۀ این قضایاء هر وجدانی را مجروح میسازد، اما این اعمال ننگین از رهبرانیکه ایدیولوژی سیکولریستی سرمایهداری را به پیش میبرد، بعید نیست. اساسات باور سیکولریزم منجر به ایجاد نظامی میگردد که در آن به تناسب آزادیها و حقوق پرداخته میشود، که اکثر اوقات به خاطر منافع اقتصادی آنها هم زیر پا میشوند. در این نظام زندگی انسان هرازگاهیکه در مقابل منافع اقتصادی قرار گیرد، بیارزش میشود.
نظام استعماری سرمایهداری هرگز به منافع بشر به شکل کلی نبوده و تنها و تنها نخبهگان قدرتمند را قدرتمندتر میسازد، و آنها دیگران را به هر شکلی به نفع خود استفاده مینمایند. از زمانیکه معرفی بمبهای اتومی توسط این رهبران بیاحساس و بیمسئولیتیکه اندکترین کرامت به خون انسانهای بیگناه ندارند و کما فی السابق به خاطر منافع خود جویهای خون جاری خواهند ساخت، موضوع بحث شده است و ضرورت مبرم به نظام عادل جهانی بیشتر از پیش احساس میشود.
جهان هیچگاهی مصون نخواهد بود؛ مگر اینکه نظام کپیتالیزم و دیگر نظامهای دستساختۀ بشری از بین رفته و جای خود را برای خلافت راشده خالی نمایند، که نظام حقانیت و عدالت است و نظامی است که ربالعالمین به آن امر فرموده است. دنیا هیچگاهی امن نخواهد بود تا اینکه این نظام دنیا را کنترول نماید و خوبی و نیکی را به همۀ اکناف این جهان برساند و تحت سیطرۀ آن همهگان در امن و آسایش به سر ببرند. این نظام(خلافت) نیز تا زمانیکه قدرتهای پوشالی به بمب اتومی دسترسی دارند، به این سلاحها دسترسی خواهد داشت، اما با داشتن آن سلاحها مثل دیگر نظامها افراد بیگناه را قتل عام نکرده، بلکه با آنها در جهت حفظ زندگی بسیاری خواهد کوشید. نظام خلافت واقعی اسلامی در جهت خلع سلاح عمومی و صادقانه همهگانی به شمول خودش خواهد کوشید، و این اقدام را تا جایی به پیش خواهد برد که همۀ جهان از وجود این بمبهای تخریبگر خالی شوند. الله سبحانه وتعالی بسیار خوب میداند که برای بندهگانش چه بهتر است.
﴿أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾
[ملک: ۱۴]
ترجمه: مگر كسیكه(مردمان را) میآفريند(حال و وضع ايشان را) نمیداند، حال اينكه او دقيق و باريك بين و بس آگاهی هست.
حزب التحریر-بریتانیا
(ترجمه)
امانویل مکرون رئیس جمهور فرانسه، به تاریخ ۶ دسمبر ۲۰۱۷م پس از پیروزی انتخابات ریاست جمهوری در اولین سفرش به الجزائر رفت؛ وی خود را دوستِ کشوری معرفی کرد که فرانسه مدت ۱۳۲ سال آنرا استعمار کرده بود و تلاش کرد با سخنانش "گذشته بد فرانسه" را ترمیم کند. درین سفر مکرون، عبدالقادر بن صالح رئیس مجلس(پارلمان)، احمد اویحیی نخست وزیر، احمد قاید صالح جانشین وزیر دفاع و عبدالقادر مساهل وزیر خارجه الجزائر به نیابت از عبدالعزیز بوتفلیقه رئیس جمهوری فَلج، در فرودگاه به استقبال او رفتند.
مکرون با حمل پیامی از نسل جوان به الجزائر سفر کرده گفت: «تاریخ گذشته را میدانم؛ ولی نمیتوانیم به گذشته نگاه کنیم.» مکرون برای حل اختلافات بین دو کشور اظهار داشت که: «فرانسه آماده است تا اجساد انقلابیون الجزائر را که در قرن ۱۹ توسط ارتش فرانسه کشته و در موزیم انسان در پاریس نگهداری میشوند، برگرداند.» وی علاوه ساخت: «فرانسۀ میخواهم که در کنار الجزائر استاده و الجزائر را در بنای اقتصادی و پیشرفت جوانانش یاری نماید.» همچنین وی گفت: «در وسط صداهای خوشآمدید در پایتخت الجزائر برای گشودن صفحه جدیدی در روابط دو کشور به ویژه برای کمک نسل جدید به الجزائر آمده است.» ریاست جمهوری فرانسه همچنان اعلام کرد: «مکرون از فصل تازۀ روابط استفاده خواهد کرد. وی قبلاً چندینبار از الجزائر دیدن کرده است، بخصوص زمانیکه وزیر اقتصاد بود و بار دیگر نیز در ماه فبروری سال ۲۰۱۷م در زمان تبلیغات انتخاباتی دیدن کرده است.»
مکرون پس ازینکه دوران استعماری ۱۳۲ سالۀ فرانسه در الجزائر را جنایت ضدبشری اعلام کرد، خشم زیادی از فرانسویان را بر انگیخت؛ در حالیکه این اظهارات در الجزائر استقبال، ولی در بین احزاب چپی و راست فرانسه مورد انتقاد قرار گرفت. منبع ریاست جمهوری علاوه ساخت: «استفادۀ کلمات قوی از طرف رئیس جمهور جدیدِ فرانسه دیدگاه خوب مردم الجزائر را کسب؛ ولی مفکورۀ اصلی ایجاد صفحۀ جدید و روابط تازه با الجرائر است. مکرون علاوه ساخت که جوانان محور اصلی وی قرار داشتند. برخی جزئیات این سفر را قرار ذیل توضیح میدهیم:
۱- جنایات استعماری فرانسه تنها به قتل، شکنجه، بهشدت مجازات كردن، كشتار دستهجمعیی بیرحمانه در جریان جنگهای ۱۰۵۴الی ۱۹۶۲م برعلاوۀ کشتار وحشیانۀ آن در طول صد سال ګذشته، استفادۀ نظامی از مردم در جنگهای بیفائده، و تخریب مساجد و منع زبان عربی، منع مکاتب آموزش قرآنی و سوختاندن زنان در نتیجۀ آزمایش سلاح اتومی در بیابانهای الجزائر، بسنده نمیکند و مبارزات مسلمانان الجزائر به ضد حملات فرانسه تنها با برخورد مادی و نظامی منحصر نمیماند؛ بلکه باید فراموش نشود که انگیزۀ حملۀ نظامی فرانسه به الجزائر در سال ۱۸۳۰م این میباشد، که اروپای نصرانی تمام کینههایشان را به ضد مسلمانان جمع کرده و تحرکات صلیبی بر ضد دولت اسلامی عثمانی را در تمام اروپا به حد بالای آن انگیزه داد تا در نهایت در اواخر قرن ۱۸م حملات نظامی را از الجزائر ولایت دولت عثمانی آغاز کردند. تجاوز فرانسه در آن زمان تصمیم جهانی را به نمایش گذاشت؛ حملۀ سال ۱۸۳۰م توسط فرانسه تجاوزی به نمایندگی اروپا تا دولت خلافت عثمانی نابود گردد، بود.
۲- اعمال وحشیانۀ فرانسه در اشغال الجزائر خلاف اساسات انقلاب کبیر فرانسه و حقوق بشری آن بود که با حمل آن مبدأ آزادی خود را فرشتۀ زمانه معرفی میداشت؛ اما در دشمنی با اسلام و مسلمین همه را فراموش کرد. این واقعیت دولتهای استعماری است که امریکا نمونۀ کنونی آن میباشد.
۳ - روابط حکام الجزائر و ارتباط آنها با سازمانهای غربی خیلی قدیمی بوده؛ بلکه این حکام در محو هویت اسلامی با آنها همیشه همکار بودند. از همین جهت، میلیونها مسلمانان را فدای استقلال ساختهگی نمودند که سبب اساسی آن عدم مجودیت وعی سیاسی درست مطابق به مبدأ اسلام نزد مسلمانان آن وقت بود. اما سروصدای خوشآمدید دروغین و استقبال رؤسای جمهوری فرانسه، این رسانههای مزدور و دروغگو هستند که عداوت و بدبینی مسلمانان الجزائر از فرانسه را برعکس نشان میدهند.
۴- درخواست حکام الجزائر از فرانسه برای اعتراف جرائم و عذرخواهی و معالجۀ آن زیر عنوان "مجرای یابود تاریخ" و سپس مطالبۀ پرداخت خسارات، همه مزخرفی بیش نیست؛ بلکه علاج اصلی یادبود جنایات فرانسه همیشه زنده خواهد بود. سفر مکرون به الجزائر و اظهار همدردی وی، مکرِ روباهی بیش نیست. همدردی خسارات انقلاب، به بازگشتاندن "جمجمههای" انقلابیون نیست، بلکه با قطع نفوذ فرانسه از الجزائر و تأسیس خلافت اسلامی است تا جزای فرانسه را دو چند دهد.
۵- رئیس جمهور جدید فرانسه در نظر دارد، تا با ایجاد تشنجات در سرزمینهای مجاور الجزائر؛ مانند: مالی، نایجریا، لیبیا و با ایجاد معامله و رشدِ خطر گروههای مسلح در ساحل، بیشتر از دیگران از منافع الجزائر استفاده نماید. چنانچه در خلال سخانش چنین اشاره داشت: «برای ترمیم آیندۀ خوب با کشورِی مهم و شریک اساسیی رابطه ایجاد کردهایم، که از آن طریق مبازه با افراطگرائی و جلو مهاجرت غیرقانونی به اروپا را گرفته و از آن طریق قضیۀ بحران لیبیا را حل و درین خصوص نقش اساسی به الجزائر داده خواهد شد.
۶- در بخش اقتصادی، رئیس جمهور فرانسه بالای جوانان و ازدواج آنها و علناً بر ایجاد یک نهاد فرهنگی برای ازواج تمرکز کرد. در عین زمان وی تأکید داشت که از طبقۀ جوان باید هردو کشور در بخش اعمار و استحکام اقتصادی استفاده نمایند. دقیقاً فرانسه با این پلان در نظر دارد تا گذشتۀ زشتاش فراموش گردد؛ یعنی میخواهد نفوذش بر تمام ابعاد الجزائر را که سرشار از منابع طبیعی است، محفوظ بماند و از آن طریق از لحاظ جغرافیوی، ثقافتی و اقتصادی نفوذش را مهار سازد. مختصرا فرانسه در نظر دارد تا این کشور را یکی از جزائر فرانسه بسازد؛ باوجودیکه میداند، نفوذش بر محور توافق انگلیس میچرخد؛ چون انگلیس است که بر تمام الجزائر نفوذ دارد.
پس مسلمانان این سرزمین، کی بیدار خواهند شد تا عزت و کرامت از دسترفتۀ خود را برگردانند؟ این زمانی تحقق خواهد یافت تا مسلمانان بدانند، اسلام دینی است که از سیاست جدائی ندارد؛ بلکه آن دین و دولت است که باقیامش امت مسلمه دوباره بر دشمن خود پیروز خواهند گردید. ولی قبل از همه لازم است تا حقیقت کشمکشها و چالشهای سزمینهای اسلامی دانسته شود. این دانش به ما فرصت میدهد تا اسالیب تغییر و قطعِ نفوذ استعماری این کشورها را بیشتر بلد شویم. این سیاست امکان ندارد؛ مگر با تأسیس خلافت بر منهاج نبوت، و تلاش برای گشترش نفوذ بر تمام سرزمینهای اسلامی و رسانیدن دعوت به تمام اکناف عالم.
نویسنده: صالح عبد الرحيم
(ترجمه)
رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در خلال روزهای ۲۴-۲۷ ماه دسمبر۲۰۱۷م به کشورهای سودان، چاد و تونس سفر کرد و درین سفر، چندین توافقنامۀ اقتصادی و تجاری را امضاء کرد. در سه سال گذشته، اردوغان بیش از ده دیدار از کشورهای افریقائی داشته که هربار اهداف اساسی وی عبارت از: مستحکم ساختن حضورِ ترکیه در افریقا، سهیم شدن در گسترش نفوذ امریکا بهضدِ نفوذ اروپا در قارۀ سرسبز افریقا و رقابت کردن با کشورهای منطقوی فعال در افریقای غصب شده، میباشد. شاید مهمترین اهداف اردوغان رقابت با کشور امارات عربی باشد، که با حمایت انگلیس در افریقا جای پای ایجاد کرده است؛ پس اردوغان سعی دارد تا طی یک مسابقۀ اقتصادی جهانی، ترکیه را به بازارِ تشنۀ اجناس و خدمات افریقا وارد ساخته و سپس به بهانۀ فعالیتهای اقتصادی مداخله سیاسی نماید.
طی این دیدار، چندین موافقتنامۀ نظامی و اقتصادی با سودان امضاء گردید؛ به یژه امضای موافقتنامۀ "بازسازی آثارِ جزیره و بندر سواکین" که آغازگر رقابت بندرسازی با کشورهای رقیب محسوب میگردد، که در سواحل افریقا پایگاه بحری ساختهاند؛ بخصوص کشور امارات که در لیبیا، سومالیا و یمن چندین بندرگاه ساخته است.
ترکیه طی این رقابتِ گرم، نیروی اقتصادی روبهرشد خود را شبیۀ چین، جاپان، دولت یهود، امارات وغیره کشورهای استعماری بزرگ وارد بازار و فضای سیاسی افریقا ساخت. طی دیدار کنونی از سودان نزدیک به ۱۵۰ کارمند دولتی، وی را همراهی میکردند. در این دیدار ۱۳ موافقتنامۀ اقتصادی، فرهنگی، زراعتی، مالی و راهسازی امضاء گردید. پس از این سفر، حجم شراکت تجارتی ترکیه و سودان از ۵۰۰ میلیون دالر الی یک ملیارد دالر رسید و در آیندۀ نزدیک قرار است تا ۱۰ ملیارد دالر برسد.
حجم صادرات ترکیه به این سه کشور(سودان، چاد و تونس) الی ۶.2 ملیارد دالر افزایش یافته که تقریباً در سالهای اخیر ۲۹ درصد سرعت داشت، که حجم صادرات ترکیه به تونس ۴.۳ درصد، به سودان ۱.۷ درصد و به کشور چاد ۷۸ میلیون دالر، افزایش داشته است. اهداف اقتصادی و تجارتیای که تلاش دارند تا طی این سفرها و توافقنامهها امضاء نمایند؛ شکی نیست که شامل رقابتهای استعماری است که کشورهای منطقوی و محلی؛ مانند: ترکیه و امارات، آلۀ دست نفوذ کشورهای استعماری بزرگ قرار میگیرند.
پس اردوغان طی سفرهایش، تلاش دارد تا نظامهای مزدور و تابع امریکا؛ مانند حکومت عمر البشیر در سودان را که جنگهای داخلی و دسیسههای خارجی خرابش ساخته است، حمایت نماید؛ چون این دولتهای تباه شده به پشتیبانی ضروت دارند تا حکومت آنها از سقوط نجات یابد. شاید امریکا بهترین وسیلۀ یاری به دولت فرسودۀ سودان، ایجاد رابطۀ قوی به دولت تابع خود ترکیه را بداند.
در تونس، امریکا نیاز دارد تا نفوذ تازه نفسِ خود را در مقابل نفوذ انگلیس و فرانسه که بر لیبیا سیطره دارند، تقویت بخشد؛ پس اردوغان بهترین وسیله است که امریکا نفوذ خود را با ارایۀ خدمات اقتصادی فراوان، که انگلیس و فرانسه از اعطای آن عاجز هستند، تقویت میبخشد. اما در چاد، امریکا سعی دارد تا توسط اردوغان از اقتصاد روبهرشد ترکیه بهرهبرداری کرده و در برابر نفوذ فرانسه رقابت نماید؛ چون فرانسه از منابع چاد استفاد میکند؛ ولی در مصارف آن بخل ورزیده و از منابع چاد ضروریات مردم آنجا را تکافو نمیکند؛ پس ترکیه یگانه کشوری است که امریکا از آن در مقابل فرانسه استفاده مینماید.
سیاست ادارۀ ترامپ چنین است که برای استحکام نفوذ خود در میدان رقابت، اکثراً به نیابت از امریکا از مزدوران منطقوی خود استفاده میکند؛ چنانچه در تونس و چاد از اردوغان استفاده میکند که اسلوب دیپلوماتیک وی(استفادۀ دیگران برای ترسیخ منافع امریکا)، مصرف کم و نتیجۀ بهتر را برای ادارۀ ترامپ داده است.
اردوغان پس از پیروزی در مقابل رقبای نظامی تابع انگلیس به ماشین سیاست امریکا مبدل شده است و آرزو دارد تا ابد در قدرت بماند؛ ازین جهت اردوغان از جملۀ مزدوران، قویترین فردی است که امریکا در امور منطقوی بالای آن اعتماد دارد. اردوغان در تناسب با السیسی و ملک سلمان، مقبولیت منطقوی خوبی دارد؛ چون وی دارای شخصیتی است که دیگر مزدوران مانند السیسی و سلمان فاقد آن اند؛ ازین جهت استخدام وی در مقابل رقابتهای منطقوی کاری پرثمر است.
ولی موقفهای اخیر اردوغان در قبال سوریه و فلسطین و نقش وی در ناکامسازی انقلاب شام و همراهی وی با طغاة عصر، نزد عام و خاص امت افشاء گردید. تلاشهای نمایشی وی برای فلسطین جز شعار میانخالی چیزی نماند. این موقفگیریهای رسوا کنندۀ وی، روزی نزد همهگان افشاء و نفوذ کاذبانۀ مردمیاش از بین خواهد رفت؛ و سپس به همه معلوم خواهد شد که وی یکی از مزدوران و مهرۀ اصلی استعمار امریکا در منطقه است که در مقابل قضایای داغ امت جز شعار و سخنان میانخالی چیزی ندارد.
نویسند: احمد اخطوانی