چهارشنبه, ۱۱ ربیع الاول ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۰/۱۰/۲۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

آزادی بیان؛ تریبون توهین به مقدسات اسلام!

  • نشر شده در هالند

(ترجمه)

نشریۀ شارلی ابدو بار دیگر با انتشار کاریکارتور توهین‌آمیز پیامبر عزیزمان، محمد صلی الله علیه وسلم، خشم و نفرت خود را علیه اسلام علنی کرد. ضمناً در چندین کشور اسکندنویایی نیز با رضایت مقامات و تحت نظارت پولیس، با تُف انداختن، پاره کردن و لگدمال کردن نسخه‌های قرآن مجید، خشم همۀ مسلمانان برانگیخته‌شد. نخست وزیر نروژ از حقوق معترضانی‌که به کتاب مقدس مسلمانان هتک حرمت نمودند، دفاع کرد و هم‌چنان امانوئل مکرون، نخست وزیر فرانسه، پشت این توطوئه‌های زننده ایستاد و گفت: «فرانسوی بودن یعنی این‌که شما از حق "آزادی تمسخر" استفاده کنید و دیگران را با کاریکاتورهای توهین‌آمیز بخندانید.»

پس درست نیست که این همه توهین و افتراء به پیامبرمان، حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، و هتک حرمت به قرآن کریم را تنها به چند احمق نسبت بدهیم، زیرا این امر با رضایت، حمایت و در حضور مقامات بلند رتبه صورت گرفته‌است.

حکام تنها جهت اطمینان از نظم و امنیت، از ادامۀ هم‌چون رویدادها ممانعت می‌کنند. به عنوان مثال، انتشار فیلم تیمبوکتو – نامزد جایزه اسکار – در فرانسه ممنوع شده‌بود، زیرا ادعا می‌شد این فیلم مردم را به سمت تروریزم سوق می‌دهد و نظم عامه را برهم می‌زند.

هم‌چنین، مقامات می‌توانند به جای تقویت اسلام‌هراسی، آن را کاهش دهند، همان‌گونه که در مبارزه با یهودستیزی انجام دادند. در سال ۲۰۱۹م لایحه‌ای از سوی پارلمان فرانسه به تصویب رسید که نه‌تنها یهودستیزی، بلکه ضدصهیونیزم بودن را نیز مورد بررسی و پیگرد قانونی قرار می‌دهد. طبق این لایحه، ضدصهیونیزم برابر با یهودستیزی و نفرت از "اسرائیل" برابر با نفرت از کُل جامعۀ یهودیان است.

حکام نمی‌توانند توهین و تحقیر گروهی را در جامعه تحمل کنند، درست همان‌طورکه اخیراً توهین به شهرداران فرانسه را ممنوع قرار دادند و حتی برای آن مجازات درنظر گرفتند. حداکثر مجازات‌اش انجام ۲۸۰ ساعت خدمات اجتماعی و یا پرداخت جریمۀ نقدی تا ۷۵۰۰ یورو می‌باشد. علاوه‌بر این، کمدینی به‌نام دیودون پس از تمسخر شعار "جی سوس چارلی" توسط پولیس دستگیر شد.

زمانی‌که مسئلۀ بی‌حرمتی به مقدسات اسلام پیش می‌شود، قوانین قضایی فرانسه اسلام را دربر نمی‌گیرد. شعار "آزادی بیان" چیزی بیش از یک ظرف تُهی و یا فکر فریبنده نیست که هر وقت خواسته باشند با آن به مسلمانان توهین کنند.

موضوع کاملاً آشکار است که مقامات تنها جانب‌داری کسانی را می‌کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم را توهین و تحقیر کرده و قرآن عظیم‌الشان را هتک حرمت کرده‌باشند. در نتیجه ناآرامی‌های جامعه همانند کارزار کثیفی علیه مسلمانان است.

آنان به کمک یکدیگر ایدیولوژی لیبرال را خراب و ورشکسته‌گی‌اش را اعلام کرده‌اند. این ایدیولوژی ورشکسته‌گی و ظاهراً عاری از مناقشه‌های مدنی شده‌است، طوری‌که به توهین، افتراء و سرکوب پناهنده‌ها شروع کرده‌است. اما این کافی نبود، طوری‌که اخیراً امانوئل مکرون طی یک کانفرانس مطبوعاتی در لبنان، یک سرزمین اسلامی، از "آزادی توهین به مقدسات" و اقدامات توهین‌آمیز شارلی ابدو به پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و سلم، با استکبار تمام به خرسندی یاد کرد!

متأسفانه این نشان دهندۀ موقف ضعیف و منفعلانۀ رهبران سرزمین‌های اسلامی است که جز بیان چند جملۀ محدود پا فراتر نمی‌گذارند، و یا سفیران کشورهای غربی را احضار می‌کنند. اما این اتفاق هرگز توسط حکام خائن فعلی ممکن نیست و کاملاً با اقدام قاطع و قدرت‌مند آخرین خلیفه مسلمانان، سلطان عبدالحمید ثانی، در تضاد قرار دارد.

در زمان خلافت سلطان عبدالحمید ثانی، فرانسوی‌ها سعی در اجرای نمایشی داشتند که در آن به رسول الله صلی الله علیه وسلم توهین می‌شد. به محض این‌که خلیفۀ مسلمین مطلع شد، سفیر فرانسه را به دارالخلافه احضار کرد، سفیر فرانسه چندین ساعت را پشت دروازه منتظر خلیفه سرپا ایستاد، بعداً خلیفه با لباس و بوت‌های نظامی پیش روی سفیر فرانسه آمد و شمشیرش را مقابل او گرفت و دستور داد که اینجا را ترک کند و برود. دولت فرانسه بلافاصله پیام را فهمید و از اجرای نمایش خودداری کرد. برعلاوه همین هشدار به دولت بریتانیا داده‌شد، و بریتانیا پاسخ داد که بلیط‌ها قبلاً فروخته شده‌است و ممنوعیت بازی آزادی شهروندان را نقض می‌کند. بنابراین، از طرف خلیفۀ عثمانی فرمان صادر شد که " به امت اسلامی امر می‌کنم که دولت بریتانیا قصد توهین و هتک حرمت به پیامبرتان، حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، را دارد و من اعلام جهاد خواهم کرد." انگلیس‌ها با شنیدن این سخن بلافاصله از خلیفۀ عثمانی رسماً عذرخواهی کردند و نمایش را ممنوع اعلام نمودند.

این اتفاق در دوره‌ای رخ داده‌است که خلافت عثمانی در ضعیف‌ترین وضع خود بود. با این وجود، خلیفه هرگز بدون عکس‌العمل نمی‌ایستاد تا دیگران به رسول الله صلی الله علیه وسلم و مقدسات‌اش توهین کنند، بلکه برای اطمینان از حفظ مقدسات اسلام بر آن‌ها فشارهای سیاسی اعمال می‌کرد. این اقدامی‌ست نشأت گرفته از جامعه اسلامی که هرگز مسلمانان را اجازه تمسخر و تحقیر مقدسات غیرمسلمانان نمی‌دهد و هم‌چنان برعکس آن را برای مقدسات اسلام نمی‌پذیرد.

مسلمانان در وضعیت عادی تحت رهبریت خلیفه متحد می‌شوند، زیرا او رهبر آن‌ها است و علیه این نوع اعمال جنون‌آمیز اقدام شرعی می‌کند. از آن‌جا که متأسفانه ما حالا چنین رهبری نداریم، باید برای بازگشت‌اش تلاش کنیم تا با زبان‌های شیطانی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم را هدف قرار داده‌است، مؤثر و شرعی برخورد کنیم.

اما در همین حال، باید صدای خود را در غیاب او به‌صورت واضح و رسا بلند کنیم. اگر ما به‌خاطر احترام به پیامبر خود قیام نکنیم، چه کسی این کار را انجام می‌دهد؟ ایستاده‌گی در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم نه تنها یک وجیبه، بلکه یک ضرورت است؛ و منفعل بودن و تماشای خاموشانۀ ما تنها انگیزۀ دشمنان برای توهین به اسلام است.

از این رو، باید با تمام قواء بایستیم و از هر روش شرعی و قانونی استفاده کنیم تا واضح نمایم که همیشه از بهر احترام به الگوی بشریت، جناب محمد صلی الله علیه وسلم، قیام خواهیم کرد. با انجام این وجیبه از یک سو حد تحمل خود را بیان می‌کنیم، و از سوی دیگر به الله سبحانه وتعالی شایسته‌گی خود را از بهر همسایگی با رسول الله صلی الله علیه وسلم در بهشت به اثبات می‌رسانیم.

اوکی پالا

نمایندۀ مطبوعاتی حزب‌التحریر-هالند

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

تنها عدالت اسلام می‌تواند احساس امنیت را به ما ایجاد کند

(ترجمه)

خبر

لاهور؛ پولیس پنجاب در خلال ماه سپتامبر شاهد افزایش شدید حوادث تجاوز در سراسر این استان بوده است.

تبصره

گزارشی‌که توسط ادارۀ پولیس پنجاب صادر شده، 2523 مورد تجاوز در این استان ثبت شده است. در این گزارش آمده است که در سال جاری 132 مورد تجاوز گروهی ثبت شده است. [و این در حالی‌ست که] حادثۀ تجاوز گروهی اخیر در بزرگ‌راه لاهور، امت را بار دیگر تکان داد.

اگر نگاهی به قوانین و نظام حاکم در آن کشور بیندازیم، این حادثۀ هولناک اولین و آخرین مورد نخواهد بود که در رابطه به آن انواع تبصره‌ها و اعتراضات توسط جامعۀ مدنی در آن کشور  صورت گرفت و آن حادثه را جنایت جنسی تلقی نمودند و سرزنش قربانی‌ها تا رفتار ناپسند آن مردان متجاوز بر ایشان. مظاهره‌کننده‌ها احساس نفرت‌شان را نسبت به مردان متجاوز ابراز داشتند، بدون این‌که متوجه شوند این جنایات در واقع نتیجۀ ضعف قوانین است.

در حالی‌که جنایتکاران موارد زیادی را شنیده‌اند که در آن مجرم از مجازات فرار کرده و آن‌ها را به ارتکاب همان جنایت سوق می‌دهد.

جرایم فراوان در جامعه نه تنها نشانگر انحطاط و زوال اخلاقی است، بلکه عدم تطبیق قوانین و مجازات را نیز شامل می‌باشد. حتا اگر شخصی به جرمی مرتکب و دستگیر شود، اجراآت محکمه به قدری طولانی و نادرست است که قربانی انتخاب می‌کند که پرونده را گزارش ندهد! برعلاوۀ موارد گزارش شده، تعدادی از موارد نیز وجود دارد که هرگز گزارش نشده است.

اگرچه دستور صادر شده حدود توسط رئیس جمهور ضیاءالحق که وعدۀ تطبیق احکام اسلامی را داده بود، اما دادگاه‌ها آن را تطبیق یا حكم نمی‌كنند و در عوض اجازه می‌دهند متهم حتا اگر بی‌گناه باشد در زندان بپوسد.

بنابر این، طبق سیستم و نظام فعلی و عدالت آن، ما جنایتکارانی را داریم که بار بار جرم انجام دادند و آزادانه راه می‌روند و مرتکب جرم می‌شوند و اما افرادی بی‌گناه در زندان در انتظار محاکمه هستند.

راه‌حل این گونه جرایم و سایر مشکلات پیش روی امت تنها تطبیق کامل قوانین اسلامی است. چون برخورد با جرم از راه تطبیق حدود اسلامی قطعاً از میزان جرایم کاسته خواهد شد؛ زیرا مجازات با آگاهی مردم و در اماکن عمومی مطابق با احکام و قوانین اسلامی اجرا می‌شود.

این قطعاً یک مثال خواهد بود و مردم زود می‌دانند که ارتکاب جرم عواقب ناگواری از جمله از دست دادن زندگی یا از دست دادن اعضای بدن را در پی‌خواهد داشت.

و وظیفۀ پولیس این است که از مردم محافظت کند و مردم اطمینان حاصل کنند و این حس نزد مردم ایجاد شود که در حقیقت پولیس به فکر تأمین امنیت جان و مال آن‌هاست و احساس آرامش و امنیت کنند. نظام عدالت اسلامی متشکل از قضاتی است که از الله سبحانه وتعالی می‌ترسند و به دلیل دانش و توانایی در وظیفه‌های خود قرار دارند.

بلی، اجرای تطبیق مجازات‌ وظیفۀ صاحبان قدرت و نمایندگان آن‌ها است. در صورت عدم وجود حكومت اسلامی که احکام را تطبیق کند، در این صورت همه مسلمانان باید صادقانه و جدی برای تأسیس مرجع واحد حاكمیت که اسلام را تنفیذ و تلاش كنند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ﴾ [مائده: 48]

ترجمه: ... پس در میان آنان به آنچه الله سبحانه وتعالی نازل کرده است حکم کن و از خواسته‌های [نفسانی] آنان [به جای] آن‌چه از حق که به تو رسیده است پیروی مکن.

نویسنده: اخلاق جهان

مترجم: پارسا امیدی

 

ادامه مطلب...

پاسخ به مقالۀ روزنامۀ الصباح Featured

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه تونس به‌تاریخ ۹ سپتمبر/سپتامبر ۲۰۲۰م پاسخ ذیل را راجع به مقاله‌ای که به‌تاریخ ۱ سپتمبر ۲۰۲۰ م در روزنامۀ الصباح به نوشتۀ صلاح‌الدین کریمی نشر شد، ارسال کرد. عنوان این مقاله، "حزب‌التحریر با برگزاری کنفرانس سالانه‌اش، قانون احزاب سیاسی را نادیده می‌گیرد" می‌باشد. هرچند آن‌گونه‌که از درستی و صداقت یک رسانۀ حرفه‌ای توقع می‌رود، روزنامۀ مذکور تا هنوز این پاسخ را منتشر نکرده‌است!

متن پاسخ قرار ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

روزنامۀ الصباح به روز سه‌شنبه، ۱ سپتمبر ۲۰۲۰ م مقاله‌ای را با عنوان "حزب‌التحریر با برگزاری کنفرانس سالانه‌اش، قانون احزاب سیاسی را نادیده می‌گیرد" به نوشتۀ صلاح‌الدین کریمی دربارۀ کنفرانس حزب‌التحریر منتشر کرد. او برگزاری این کنفرانس را تخطی از قانون احزاب سیاسی خواند، چون این حزب در سیاست بر مبنای اسلام عمل می‌کند و منکر دموکراسی است.

مقالۀ مذکور دربارۀ کنفرانس حزب‌التحریر پراگنده بود و هیچ‌گونه پیوسته‌گی و یک‌نواختی نداشت. او برخلاف عنوان فریبنده‌اش، از وقایع و حوادث جاری طفره رفته و در قضاوت ابتدایی‌اش را برای ممنوعیت یک ماهۀ فعالیت‌های این حزب، به دعواها و دادخواهی‌های قبلی تکیه کرده‌است. نمی‌دانیم چرا در این خصوص از احکام اخیر که احکام اولیه را منسوخ کرده‌است، یاد نشده‌است؟ شاید که فراموش کرده و یا خواسته‌است فراموش کند! به‌علاوه، باید روی بسیاری از مغالطه‌ها مکث و آن‌ها را اصلاح کنیم، که خلاصه‌اش قرار ذیل است:

۱ – نویسنده با به‌کارگیری عباراتی مانند: «همان‌که تصمیم به محدود کردن فعالیت‌هایش گرفته‌شد» و «کنفرانس حزب‌التحریر با تخطی‌های قانونی و عملی آسیب دید»، در پی افزایش ترس و بیم از این حزب و دعوت‌اش به‌سوی اسلام و خلافت است. چنان‌که به‌منظور تاپه/برچسپ زدن به این حزب، به سابقۀ قضایی‌اش اشاره می‌کند. از پرداختن نویسنده به تصمیمات محدودکننده و احکام قضایی واضح می‌شود که یا او در کار روزنامه‌نگاری مبتدی است و خودش را برای مراجعه به منابع رسمی مورد قبول حزب‌التحریر به زحمت نینداخته‌است؛ و یا فقط قصد ارتباط با دفتر مطبوعاتی حزب را داشته‌است تا در مورد حجم پی‌گردهای حکومت در دوران باجی قائد اسبسی بپرسد و معلومات بگیرد، و با تخریب این وقایع نزد رسانه‌ها و تحریک‌شان علیه این حزب، زمینۀ مسدود کردن فعالیت‌هایش را فراهم کند. این از آن‌جا دانسته می‌شود که وی به‌روز پنج‌شنبه اول سپتمبر/سپتامبر ۲۰۱۶ م گفت: «باید درخصوص حزب‌التحریر برایم راه‌حل بدهید.» بجی وفات کرده و نقش حزب‌اش کم‌رنگ شده‌است، ولی حزب‌التحریر هنوز پابرجاست.

و یا شاید نویسنده واضحاً می‌خواهد به صف مخالفان حزب درآید؛ به صف کسانی‌که در مقابلۀ فکری و سیاسی برابر حزب ناتوان اند، بدین‌خاطر به روش‌هایی مانند خودشیرینی و اتهامات کینه‌توزانه متوسل می‌شوند.

اگر از نویسندۀ این مقاله بپرسیم، احتمالاً خواهد دانست که این حزب اطلاعات و اخبار موثق را در خصوص تشکیل حزب‌التحریر – ولایه تونس و هدف‌اش، که تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت می‌باشد، به نخست وزیر ارائه کرده‌است. این پرونده و اطلاعات ارائه‌شده شامل شعار حزب و بیرق مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌شود؛ به‌ویژه پیش‌نویس قانون‌اساسی تهیه‌شده توسط حزب‌التحریر را نیز دربر دارد، که با دموکراسی به‌عنوان نظام بشری مغایر با احکام الهی اسلام و نظامی‌که ضعفا را بردۀ قدرت‌مندان قرار می‌دهد، مخالف است. ازین‌رو، حزب باخودش در تناقض قرار ندارد و حتی یک انچ هم از آن‌چه در اظهارنامۀ تشکیل‌اش بیان کرده، و به دفاتر نخست وزیری و این نشریۀ رسمی ارسال کرده‌است، منحرف نشده‌است.

مؤلف نوشتۀ مذکور باید بداند احکام قضایی‌که بر فعالیت‌های این حزب محدودیت وضع کرده‌است، احکام ساده و ابتدایی است که از اتهامات کینه‌توزانۀ حکومت به‌مظور منحرف کردن این حزب و ایجاد اختلال در فعالیت‌هایش سرچشمه می‌گیرد. طوری‌که حتی احکام موافق با فعالیت‌های این حزب نیز، سرانجام رنگ احکام جزائی را گرفته‌است که نشان از ضعف و بی‌اعتباری حکومت دارد.

بناءً چگونه این مؤلف می‌تواند خودش را قاضی قضاوت‌های قاضی‌هایی بپندارد که خلاف میل‌اش حکم کرده‌اند؟

 ۲ – نویسندۀ مقاله می‌گوید: «به‌خاطر موضع‌اش دربرابر ارزش‌های جمهوری تونس و عدم پذیرش دموکراسی و دولت داخلی ...»

حزب‌التحریر موضع‌اش را در مورد دموکراسی و جمهوری و حکم اسلام در خصوص آن‌ها و تمام دستگاه‌های حکومتی صریحاً بیان کرده‌است. الله سبحانه وتعالی در کلام مبارک‌اش می‌فرماید:

﴿إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا للهِ﴾ (یوسف: ۴۰)

ترجمه: حکم تنها از آن الله (سبحانه وتعالی) است.

حق قضاوت و قانون‌سازی تنها از آن الله سبحانه وتعالی است. اما دموکراسی این حق را از او سبحانه وتعالی – صاحب کائنات و خالق بشر – انکار می‌کند و برای بشر مخلوق، که در ادراک و مشاهدات‌اش محدودیت دارد، قرار می‌دهد.

برخلاف واقعیت بسیاری از احزاب، حزب‌التحریر یک حزب فرصت‌گرا نیست؛ بل یک حزب ایدیولوژیک و مبدئی می‌باشد که رنگ و موضع‌اش را با نظام‌های فاسد مختلف دموکراسی تغییر نمی‌دهد. این حزب فساد دموکراسی را با شواهد محکم ثابت کرده و سپس برای مشکل حکومت‌داری‌شان راه‌حل‌های دقیق را مطابق با قوانین پروردگار جهانیان ارائه کرده‌است.

به‌علاوه، بحث دیگر درمورد پایان دموکراسی می‌باشد. هرچند حزب‌التحریر در اظهار ورشکستگی دموکراسی و خشکانیدن ریشه‌های ایدیولوژیک‌اش پیش‌گام است، ولی اتاق‌های فکری بزرگ غرب پس از دهۀ نود قرن گذشتۀ میلادی به این موضوع پی‌برده‌اند و با جدیت روی "پایان اجتاب‌ناپذیر دموکراسی" و دوران "پسا دموکراسی" صحبت می‌کنند. ظاهراً نویسندۀ مقالۀ مذکور این مطلب را فراموش کرده‌است. ولی اگر کلمۀ "پایان دموکراسی" را در ماشین جستجوی گوگل می‌نوشت، مطمئناً ده‌ها کتاب غربی را تحت این عنوان مشاهده می‌کرد.

این چه سپری‌ست که روی دموکراسی و جمهوری می‌بینیم؟ آیا جمهوری دارای ارزش است؟ آیا نویسندۀ این مقاله جنایات جمهوریت‌های متوالی فرانسه را علیه بشریت مشاهده نکرده‌است؟ و چه وحشتی‌که حتی هیولاهای جنگل از انجام‌اش امتناع می‌روزند، ولی امروزه امریکا من‌حیث رهبر دموکراسی‌ها و پاسدار ارزش‌های غلط جمهوریت مرتکب آن می‌شود؟! آیا این نویسنده ندیده‌است که احزاب دموکراتیک معتقد به ارزش‌های جمهوریت در تونس و بالای مردم‌اش چه‌ها انجام دادند و می‌دهند؟! آیا ندیده‌است که چگونه دموکراسی جنایت‌کاران رژیم بن علی را قادر ساخت تا باری‌دیگر به قدرت برگردند؟! آیا ندیده‌است که چگونه ارزش‌های جمهوریت، تونس را به یک دولت ضعیف وابسته به اروپای غرب بدل کرده‌است؟ آیا نویسندۀ این مقاله می‌خواهد که حزب‌التحریر هم به جمع غلامان بپیوندد؟! آیا نویسندۀ این مقاله ندیده‌است که چگونه احزاب پارلمانی و دموکراتیکی که باورمند به ارزش‌های جمهوری استند کشور را فروخته‌اند؟!

سرانجام، باید گفت که دوست نداریم نویسندۀ این مقاله به مانند همان هیزم‌کش شب‌هنگام باشد که مارها را نیز همراه با هیزم جمع می‌کند. دوست نداریم که او درست و غلط را خلط کند و از کنار حقیقت، واقعیت و تاریخ بگذرد. و دوست می‌داشتیم اگر این روزنامه قبل از انتشار چنین مقاله‌ای، صحت محتوایش را به اثبات می‌رساند تا در تضاد با اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری قرار نمی‌گرفت.

﴿مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ﴾ (ق: ۱۸)

ترجمه: انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد، مگر این‌که همان دم فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ظبط آن) است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه تونس

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

سودان و شهادت‌ دروغ در توافقنامه‌ای خیانت با نهاد یهودی

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

دیروز، سه‌شنبه، به تاریخ 15 سپتامبر 2020م، کاردار امور سفارت سودان در واشنگتن، نایب سفیر و أمیره عقارب شاهد امضای امارات متحده عربی و بحرین با نهاد یهودی بر روی توافقنامه‌ی خیانت عظیم برحق فلسطین، سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم، بودند. هم‌چنین نور الدین ساتی، سفیر سودان در واشنگتن در یک بیانیه به روزنامه التیار که امروز چهارشنبه به‌تاریخ 16 سپتامبر 2020م به نشر رسید، این گام را چنین توصیف نمود: «این مسئله مبارک دانستن و یا مبارک نداشتن، این توافقنامه نیست.» هم‌چنین امیدواری خود را اظهار نمود که این روند منجر به آمدن صلح حقیقی در منطقه خواهد شد!

ما در حزب التحریر ولایه سودان این شهادت دروغ(شهادة الزور) نمایده سودان در امریکا یعنی دولت خیانت را به شدیدترین الفاظ/عبارات محکوم و تقبیح می‌نمایم و ما تاکید بر حقایق ذیل می‌داریم:

نخست: عادی‌سازی روابط دولت‌های امارات و بحرین؛ "دو ابداع(ساخته‌شده‌ی) استعمار انگلیس"، با نهاد یهودی، در واقع جرم کبیر و خیانت عظیم در حق الله سبحانه وتعالی، رسول الله صلی الله علیه وسلم و مؤمنين الصادقين تا روز آخرت محسوب می‌شود.

دوم: اگر مشارکت سودان یک مسئله مبارک نیست و برکت ندارد، طوری‌که سفیر ادعا نمود، پس این امر تحت گفته‌های شهادت دروغین(شهادة الزور) می‌آید که ما در فوق متذکز شدیم و مؤمن حقیقی به شهادت دروغ زبان باز نمی‌کند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً﴾ [فرقان: 72]

ترجمه: و (بندگان الله رحمان) کسانی اند که بر باطل(دروغ) گواهی نمی‌دهند و هنگامی‌که کارهای یاوه و سخنان پوچی را ببینند و بشنوند، بزرگوارانه (از شرکت در بیهوده‌کاری و یاوه‌سرائی کناره‌گیری می‌کنند و از آن‌ها) می‌گذرند.

سوم: سفیر ساتی در اظهارات خود گفت: «امیدوارم که این گام منجر به صلح حقیقی در منطقه شود...» بگذارید که سفیر بداند که نهاد یهودی یک عاضب سرزمین اسلامی است. بدتر این‌که این کیان یهودی، عاضب سرزمین مبارکی‌ست که شامل مسجد الاقصی، اولین قبله و سومین مکان مقدس پس از دو مسجد مقدس(الحرمين الشريفين) می‌باشد! بنابرین، به چه صلحی از کسی‌که به مقدسات‌تان هتک حرمت کرده، به حرمات و آبرو و عزت‌تان تجاوز نموده و در نهایت خون اطفال، پیران و زنان‌تان را ریخته و حتی درختان و سنگ‌ها از پرخاشگری و تجاوزش رنجور شدند، آزرومند هستید؟!

چهارم: هیچ فرقی نمی‌کند که چگونه حکام روبیضه(احمق و کودن) ورابطه‌شان را با یهود عادی می‌سازند و یا غلامان و فرمانبردار‌ان دعای خیر این فلسطین سرزمین مبارک است! سرزمین مبارک قدس سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهد بود، این ارض مبارک در قلوب مسلمانان جا دارد، حتی اگر این ارض مبارک توسط حکام روبیضه(احمق و کودن) رنجور شده باشد که اطاعت کفار استعمارگر را بالاتر از طاعت رب العالمین می‌کنند، ‏فلسطین دوباره به مسلمانان باز گردانیده خواهد شد و مسجد الاقصی از پلیدی سیطره یهود در زور مشهود پاک خواهد شد و در آن روز پس جنگ و قتال با اشغال‌گران سرزمین مبارک یعنی یهودیان، ارض مبارک مملو از نعره تکبیر افواج مسلح مسلمانان خواهد بود. بناءً این وعده غیر مکذوب است، زیرا قول و حدیث صادق المصدوق صلی الله علیه وسلم است.

«لَتُقَاتِلُنَّ الْيَهُودَ فَلَتَقْتُلُنَّهُمْ، حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: شما تا زمانی با یهودیها خواهید جنگید که حتی سنگها صدا میکنند: ای مسلمان بیا، درین‌جا یک یهود است(که در عقب من پنهان شده)، او را به قتل برسان.

ما به این وعده مطمئن هستیم که باذن الله تحقق خواهد یافت و این امر به دست خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت است که با آن‌چه الله سبحانه وتعالی نازل کرده حکم خواهد نمود و اردو/ارتش مسلمانان را متحد می‌سازد و این ارتش زمین را بر روی نهاد یهودیان خواهد لرزاند. این دولت یهود را از خاک مبارک فلسطین ریشه‌کن خواهد نمود و بلاخره فلسطین کاملاً به بلاد اسلام برگردانیده خواهد شد.

فلهذا، ای مسلمانان! همراه حزب التحریر دعوت و فعالیت نمایید! این حزب از جمله سابقونی‌ست که هرگز به اهل‌ش دروغ نمی‌گوید. بناءً ما نصرت الله سبحانه وتعالی را از طریق استخلاف و تمکین در زمین به‌دست می‌آوریم و امیدواری این نصرت از بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت و ازاله کیان یهودی از سرزمین مبارک فلسطین، به ما آمده است.

﴿...ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ﴾ [هود: 65]

ترجمه: ...این وعده‌ای است که دروغ نخواهد بود.

إبراهيم عثمان (أبو خليل)

سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

اللهم انا اعوذ بک من خبث العلمانیه و خبائث العلمانيين

خبر

به تاریخ 12/9/2020 دستگاه امنیتی المغرب از پیدا شدن جسد عدنان بوشوف رحمه الله، خبر داد و معلوم گردید که وی قبل از قتل‌اش مورد تجاوز قرار گرفته است.

تبصره

این فاجعه قهر، غضب و احساسات مشترک جامعه را بر انگیخت و بی‌نهایت این فاجعه همه را خسته و متأثر ساخت؛ آن‌چنان که آیا آن‌ها قادر به فهم این عمل ناپاک خود و امثال آن نبودند که منافی فطرت انسانی بوده؟! حتی این اقدام یک عمل وحشیانه‌ای است که حیوانات جنگل چنین نمی‌کنند! با متأثر شدن از ین خبر صدای خشم‌آلود مردم برای اعدام مجرم بلند شد تا باشد عاقبت این مجرم عبرتی برای دیگران شود و مردم خواستار تنفیذ جزای اعدام شدند که  از دو سال بدین‌سو تحت هر فشاری مقامات دولتی و حقوق بشری، از اجرا باز مانده بود و ما هم هم‌صدا با جامعه شده و این عمل زشت را نکوهش کرده و خواستاری تطبیق حدود الله بر مجرم استیم؛ چنانچه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾

[بقره: 179]

ترجمه: برای شما در قصاص حیات است که [از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعی] شاید تقوی پیشه کنید.

و طبق فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم:

«لا یحل دم امری مسلم یشهد آن لا اله الا الله و انی رسول الله الا باحدی ثلاث:الثیب الزانی، و النفس بالنفس و التارک لدینه المفارق للجماعه»

ترجمه: ریختن خون هیچ مسلمانی‌که  گواه می‌هد که نیست هیچ معبوی  برحق جز الله و من رسول الله استم؛ روا نیست؛ مگر یکی از این سه: متزوج زنا کار، قصاص و مرتد که از جماعت جدا می‌گردد.

اما آنچه  خسته گی و جگر سوزی ما را بیشتر می‌کند، اینست که سیکولاران نمک را بالای زخم‌های مردم پاشیده و اصرار کردند که حکم اعدام بالای مجرم تطبیق نگردد؛ چون اعدام را حکم الله می‌دانند! حتی در مقابل این جنایت بزرگ خواستار اعتراف به این که احکام الله، بهترین علاج به دردهای نادرمان جامعه است، نشدند؛ بلکه با بی‌شرمی تمام یکی از آن سیکولاران کسانی را که اصرار به پیاده کردن حکم الله بالای مجرم شدند، را وحشی خواند! ساء مایحکمون!

بار دیگر ثابت شد که این سیکولاران در یک وادی و امت در وادی دیگر قرار دارند؛ چنان‌که هر قدر امت به دین خویش متمسک گردد و حدود الله مورد تطبیق قرار گیرد، جامعه را نظم گرفته و از هر نوع تجاوز و جنایات مجرمین و از شر کسانی‌که در قلب های‌شان مرض است، در امان خواهند ماند. برعکس این سکولاران هر قدر بر افکار پلیدشان تمسک جویند، چنین افکار هیچ نتیجه‌ای نداده؛ مگر سبب تباهی اخلاق و نیرومند شدن فکر مجرمین و تعداد آنان.

زمان آن رسیده تا مردم سیکولریزم؛ یعنی "مفکوره جدائی دین از زندگی" را دور اندازند؛ مانند این‌که دانه خرما دور انداخته می‌شود؛ و مردم این سیکولاران را به جایگاه مناسب آن‌ها نشانده و به بدعت و فلسفه آن‌ها توجه نکنند. چنانچه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾

[فرقان: 44]

ترجمه: آیان گمان می‌کنی بیشتر آنان[سخن حق را] می‌شنوند یا [در حقایق] می‌اندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند؛ بلکه آنان گمراه تر اند!

زمان آن فرا رسیده که مسلمانان از خُبث و خَبائث سیکولاران و سیکولریزم به سایه‌ای رحمت اسلام پناه بجویند!

نویسنده: مناجی

برای رادیوی دفتر مرکزی حزب التحریر

مترجم: وهاب ساقی

ادامه مطلب...

هجرت و مهاجرت؛ میان فرصت‌ها و چالش‌ها

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

شکی نیست که سیرت نبوی با داشتن درس‌های عملی از زندگی رسول بزرگوار ما صلی الله علیه وسلم، چراغ هدایت هر مسلمان و راه نجات هر جویندۀ رستگاری را فراهم می‌کند و از تغییر سیاسی حاصل از عقیدۀ اسلامی نشأت می‌گیرد. و شکی نیست که برجسته‌ترین مورد این سیرت، همانا هجرت با شرافت نبوی است. از آن‌جاکه این واقعه در قلب مسلمانان از اهمیت بسیاری برخوردار است و به دلیل سردرگمی‌ای که ممکن است در تشبیه هجرت او صلی الله علیه وسلم و هجرت همراهانش رحمت الله علیهم اجمعین به مهاجرت مسلمانان در زمان ما به وجود آید، دریافته‌ایم که هر حادثه باید به طور عینی به متن خود منتقل و روشن شود.

همان‌طورکه می‌دانیم، در زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم دو هجرت وجود دارد و هر دو به نوعی اقدامات سیاسی و پیروی از وحی می‌باشد. اولین مهاجرت، هجرت یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم به حبشه است، که در آن "پادشاهی عادل بود که هیچ‌کس نزد او مظلوم قرار نمی‌گرفت" و آن یک اقدام احتیاطی برای محافظت از کتله بود. این اقدام زمانی گرفته شد که قریش با سیاست قتل، بدرفتاری و شکنجه، به اذیت و آزاد افراد کتلۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم آغاز کرد. از جملۀ این افراد، یکی سمیه رضی الله تعالی عنهما است که کشته شد، خانواده یاسر که در مکه شکنجه شدند و بلال حبشی که بارها برهنه بر روی ماسه‌های سوزان صحرا انداخته و شکنجه می‌شد، چون مکرراً "احد احد" می‌گفت و با آن‌ها مبارزه می‌کرد. همۀ این‌ها بدین خاطر بود که مسلمانان را از دین‌شان بازدارند و آنان را از پیروی این منهج باثبات و این دعوت بزرگ دلسرد کنند.

هجرت دوم برای اقامۀ دولت، اعلان حاکمیت و تطبیق و تنفیذ مواضع اسلام در تمام عرصه‌های زندگی بود. این کار سیاسی بزرگ از دعوت بزرگان قبائل و طلب نصرت از اهل قدرت شروع شد تا آن‌که الله سبحانه وتعالی نصرت را در عقد بیعت عقبۀ ثانی با بیعت جنگ متحقق کرد. سپس انصار این دین را استوار ساختند و پادشاهان عرب و غیرعرب را به چالش كشیدند تا خدایی جز الله سبحانه وتعالی و پیامبری جز محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم باقی نماند.

‏﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُواْ ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ﴾

(توبه: ۴۰)

ترجمه: ‏اگر او را یاری نکنید، الله (سبحانه وتعالی) او را یاری کرد(و در مشکل‌ترین ساعات، او را تنها نگذاشت) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی‌که دومین نفر بود (و یک نفر بیش‌تر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، الله (سبحانه وتعالی) با ماست!» در این موقع، الله (سبحانه وتعالی) سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی‌که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آن‌ها را با شکست مواجه کرد؛) و سخن الله (سبحانه وتعالی) (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و الله (سبحانه وتعالی) عزیز و حکیم است!

بر این اساس، هجرت – چه اولی و چه دومی – نتیجۀ آماده‌سازی کتله‌ای آگاه و دراک از احکام و مفاهیم اسلام و آماده‌سازی فضای سیاسی برای پذیرش این نظام بزرگ، یعنی دولت اسلامی بود.

مهاجرت و اوضاع مهاجران امت‌مان، به ویژه در کشورهای غربی، محصول جنایت، خیانت، فساد و مزدوری حاکمان ماست. علاوه بر تمام این‌ها، بی‌توجهی دشمنان الله سبحانه وتعالی نیز نسبت به ما به دلیل نبود یک رهبر امین بی‌توجه اند. مهاجران فقط قربانیان این رژیم‌های پوسیده اند که مردم را گرسنه ساختند، آنان را ذلیل نمودند و بر مردم خود ننگی به جا گذاشتند تا کفار با تمام وحشی‌گری آنان را به نام‌های فریبنده؛ مانند همسان‌سازی، آزادی‌ها، مؤسسات خیریه و حقوق بشر مورد ضرب قرار دهند!

از این رو، بر ما مسلمانان لازم است تا در سرزمین‌هایی‌که هجرت نمودیم به اسلام، افکار و احکام آن پایبند باشیم، از اصول آن به اندازۀ نوک انگشتی کوتاه نیاییم. اسلام را در اعمال و گفته‌های خود مجسم کنیم و هویت اسلامی خود را فراموش نکنیم. از احکام، قوانین و افکار ظالم پیروی نکنیم، زیرا به الله سبحانه وتعالی سوگند که آن‌ها ما را فریب ندادند و ما را تحقیر نکردند و ما را به چنگال کفر نینداختند؛ مگر برای این‌که همسران و فرزندان‌مان از دین جدا شوند. و این دقیقاً همان چیزی است که شیطان و دستیارانش با گذاشتن فرهنگ و تمدن‌مان و جایگزینی تمدن غرب و احکام کفر با آن، به نام همسان‌سازی می‌خواهند.

«اللَّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُكَ فی سَفَرِنَا هذا البِرَّ وَالتَّقْوَى، وَمِنَ العَمَلِ ما تَرْضَى، اللَّهُمَّ هَوِّنْ عَلَینَا سَفَرَنَا هذا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فی السَّفَرِ، وَالْخَلِیفَةُ فی الأهْلِ، اللَّهُمَّ إنِّی أَعُوذُ بكَ مِن وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَكَآبَةِ المَنْظَرِ، وَسُوءِ المُنْقَلَبِ فی المَالِ وَالأهْلِ»

ترجمه: ای بار الها! ما در این سفرمان از تو نیکوکاری و پرهیزگاری و عملی را که می پسندی طلب می کنیم. بار الها! این سفرمان را بر ما آسان کن و دوری آن را بر ما کوتاه ساز. بار الها! تو در سفر همراه و در خانواده سرپرست هستی. پروردگارا! ما از سختی سفر و منظرۀ غم‌انگیز و بازگشت بد در مال و خانواده و فرزند بتو پناه می‌جوییم.

پس از این‌که سختی سفر تحقیرآمیز بدون توشه‌ای از فرهنگ اسلامی‌مان، ما را خسته کرد، منظرۀ غم‌انگیز زندگی در جوامع بدون ویژگی‌های اسلام برای ما کافی است. بنابراین ما در این‌جا بین دو گزینه قرار داریم یا تسلیم می‌شویم و یا سراغ آن‌چه آن‌ها می‌خواهند می‌رویم، مانند رها کردن دین خود که در این صورت شرم و خسارتی آشکارا در دنیا قبل از آخرت برای ما خواهد بود!

ما همسران و فرزندان خود را نیز همراه‌مان نجات می‌دهیم، سپس با آنانی‌که  برای از سرگیری زندگی اسلامی فعالیت می‌کنند، کار می‌کنیم و به کاروان‌های با برکت آن می‌پپیوندیم. ابتدا شخصیت‌های اسلامی‌مان را شکل می‌دهیم، سپس تصورات غلط را در جامعه اصلاح می‌کنیم. با روشن‌گری و آگاهی با ظالمان مقابله می‌کنیم و هویت اسلامی خود را که الله سبحانه وتعالی با آن راضی است و ما را با آن خاص گردانیده‌است، برجسته می‌کنیم. بنابر این، در مقابل غرب کافر با آن‌چه از مکر و حیله‌گری که برای دین حنیف ما دارد ایستاده‌ایم. در همۀ حرکات و اعمال خود به حکم شرع استناد می‌کنیم تا بر اساس آن‌چه که نبی ما صلی الله علیه و سلم به ما آموخته و امر کرده‌اند، نظم و انضباط داشته باشیم. به وجود می‌آید آن‌چه که به وجود آمدنی باشد.

﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یحْییكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ﴾

(الأنفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه وتعالی) و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را اجابت کنید؛ هنگامی‌که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید الله (سبحانه وتعالی) میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

نویسنده: استاد احمد شامی

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

مسؤلان خواب؛ اما شهر کراچی غرق در باران و سیلاب!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)
باران‌های پی‌هم، زیرساخت‌های فرسودۀ شهر کراچی را ویران کرده و بسیاری از مناطق این شهر در مخلوطی از آب باران و فاضلاب، و با اختلال گسترده در تأمین برق، غوطه‌ور شده‌اند. به‌دنبال اعتراضات و خشم گستردۀ مردم، رژیم باجوا – عمران از خواب خرگوشی دوساله‌اش بیدار شد و اعلان کرد که در حال کار بر روی "طرح متحول‌سازی کراچی" است. با این وجود، چندین دهه مشکلات عمیق و گستردۀ کراچی را نمی‌توان با پینۀ عملی و ارتجاعی به دموکراسی ناقص و شکست خوردۀ فدرال حل نمود – خواه با لغو اصلاحیۀ هجدهم، یا حاکم کردن نظام ریاست جمهوری، یا ایجاد یک شهر جداگانۀ کراچی و یا سپردن کنترل این ایالت به ارتش.
ساختار دولت ایالتی طوری‌یست که احزاب را در جامعه نهادینه و رسمی می‌کند، بعد آن‌ها را به جوامع سیاسی کوچک‌تر در سطح ولایات/استان‌ها و شهرها تقسیم می‌کند. سپس به احزابی‌که در رقابت شدید سیاسی قرار دارند، دسترسی به یک دولت انتخاباتی را در ساختار حکومت سه لایه‌ای، که شامل؛ فدرال، ایالت و شهر می‌شود، میسر می‌سازد. به‌دلیل حاکمیت توسط احزاب مخالف در لایه‌های مختلف، فدرال دموکراسی باعث ایجاد جنگ‌های مخرب قدرت می‌شود و امور مردم به شدت نادیده گرفته می‌شود. علاوه بر این، نظام پارلمانی و ریاستی به بهانۀ پاسخ‌گویی قدرت را بین دولت، وزارت‌خانه‌ها، مؤسسات و طبقات حکومتی تقسیم می‌کنند که نتیجۀ آن حُکم مشترک است. چنین تقسیم قدرت هم باعث هرج و مرج و هم عدم پاسخ‌گویی دولت می‌شود؛ همان‌طور که در بحران اخیر، معضل شهر کراچی گواه آن است. با غرق شدن کراچی، مقامات دولتی در سطح فدرال، ایالتی و شهری مسئولیت خود را به یکی‌دیگر واگذار کردند و کسی مسئولیت وضع ناگواری را که امروز کراچی در آن قرار دارد به عهده نگرفت. دموکراسی علاوه بر مشکلات مردم، به نماینده‌گان در مجامع این اختیار را می‌دهد تا مطابق هوا و هوس خود قوانین وضع کنند و راه را برای دست‌کاری قوانین از بهر تأمین منافع‌شان باز کنند، در حالی‌که از ادای امور امت غافل می‌شوند.
بالعکس دموکراسی، نظام خلافت حکم قمومیت را به خلیفه داده‌است و او به‌طور مستقیم مسئول کارکرد والی‌ها در ولایه‌ها و کارگزاران در شهرها می‌باشد. خلیفه تام‌الاختیار است تا به شکایات مردم از والی‌ها و کارگزاران گوش فرا دهد، و افراد بی‌کفایت دولت را جایگزین افراد توانمند کند. نظام خلافت تمام جامعه را به‌عنوان یک کُل می‌شمارد و تقسیم ولایه‌ها و شهرها حکومت را کمک می‌کند تا همۀ مناطق خود را به‌عنوان یک جامعۀ واحد تحت یک ساختار متمرکز با رهبری خلیفه ببیند. هرچند مرجع قدرت به خلیفه تعلق دارد، اما این قدرت جهت اطمینان توجه سریع به بحران‌ها در ولایه‌ها و شهرها به ادارۀ اجرائی داده نشده‌است. خلیفه منابع دولت را بر اساس احکام شرعی و نیاز جامعه به شهرها و ولایات اختصاص می‌دهد، نه به اساس تعداد نماینده‌گان‌شان در دستگاه دولت. در نظام خلافت، خلیفه، والی‌ها و کارگزاران مقید به احکام قرآن و سنت اند؛ نه مجلس امت و نه مجالس ولایتی حق تقنین دارند، بل وظیفۀ آنان محاسبۀ حکام برمبنای اسلام است. در حقیقت، این تمدن والای اسلامی بود که شهرهای مترقی سمرقند، بخارا، گرنادا، بغداد، قاهره، دمشق و استانبول را بنا کرد، چنان‌که طی قرون متمادی نمادها و چراغ‌های درخشان یک زندگی شهری باشکوه و آرام در سراسر جهان بودند. و ان‌شاءالله، این خلافت به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم خواهد بود که باری‌دیگر شهرهایی مانند کراچی، لاهور، کابل، تهران، سریناگار، داکا، جاکارتا و تونس را احیا خواهد کرد تا باشد که آن‌ها چراغ‌های درخشان جهان امروز شوند.
دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان
مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

فقط خلیفه از توهین به رسول الله مبارک و حمله بر قرآن مجید جلوگیری خواهد کرد!

(ترجمه)

خبر

در ۲۲ آگوست در شهر برگن نارویژ در جریان اعتراض علیه اسلام و مسلمانان، رهبر گروه "اسلام‌گرایی نارویژ را متوقف کنید" مورد ضرب و شتم قرار گرفت. روزنامۀ VGNO گزارش داد: «رهبر گروه "اسلام‌گرایی نارویژ را متوقف کنید" در برگن مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سرش پس از حادثه خونریزی می‌کرد. سپس در بعد از ظهر شنبه لارس تورسن، رهبر این دسته، در مراسمی در برگن مورد حمله قرار گرفت و از آن طرف پلیس چند تن را دستگیر کرد.»

در ۲۸ آگوست در مالموی سوئد به دنبال سوزاندن علنی قرآن کریم توسط نمایندگان حزب راست‌گرای افراطی معاملات مستحکم دنمارک، شورش‌ها به‌پا شد. آژانس خبری سیدسوینسکن گزارش داد: «تظاهرات علیه سوزاندن قرآن کریم عصر جمعه در منطقه روزنگارد مالمو شدت گرفت. به سمت پولیس مواد محترقه پرتاب شد، آتش‌سوزی در خیابان آمیرالیسگاتان آغاز و چندین موتر/اتومبیل به آتش کشیده‌شد. پولیس این حادثه را به عنوان شورش‌های خشونت‌آمیز توصیف کرد و چندین نفر نیز دستگیر شدند.»

هم‌چنین، شورش‌ها در ۲۹ آگوست در اسلوی نارویژ نیز آغاز شد، پس از آن‌که اعضای گروه "اسلام‌گرایی نارویژ را متوقف سازید" قرآن را به صورت علنی پاره نمودند، بر روی آن ادرار کردند و آن را مانند یک توپ فوتبال لگد زدند. VG.NO گزارش داد که ۲۹ نفر پس از مخالفت با اعتراضات دستگیر شدند. هنگامی‌که سازمان ضد اسلامی SIAN تظاهرات ضد اسلام و ضد مسلمانان را در اسلو در نزدیکی پارلمان ترتیب داد، چند صد معترض در میدان جمع شدند.

به تاریخ ۳ سپتمبر خبرگزاری سیدسوینسکن گزارش داد: «پس از قتل عام‌ها در مالمو، اکنون قرآن در وادودان در استاکهلم نیز سوزانده می‌شود. این راسموس بالودان تحریک‌گر قصد دارد قرآن را در استاکهلم بسوزاند و در پنج مکان درخواست مجوز کرده‌است. بنابراین، پولیس دوباره مجبور خواهد شد برای محدود کردن آزادی اجتماعات و آزادی بیان اقدام کند.»

در اول سپتمبرمجله فرانسوی شارلی ابدو نیز انتشار کاریکاتورهای تمسخرآمیز رسول الله صلی الله علیه و سلم را، که باعث حملۀ تروریستی سال ۲۰۱۵ م شد، تکرار کرد.

تبصره

طی چند سال گذشته، حملات به اسلام و مسلمانان افزایش یافته‌است، طوری‌که کاریکاتورهای رسول الله صلی الله علیه وسلم منتشر شده و قرآن سوزانده شده و مورد تمسخر قرار گرفته‌است. کافران با تمام بی‌ادبی و مصونیت از مجازات، نفرت خود از اسلام و مسلمانان را با توهین به الگوی‌مان آشکار می‌کنند. این وضع از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که هیچ دولتی از سرزمین‌های مسلمانان، این کفار را مورد بازپرس قرار نداده و هیچ حاکمی حتی یک سرباز برای مجازات آنان نفرستاده‌است. حتی پادشاهان عربستان سعودی نیز که خود را حافظان حرمین شریفین اعلان می‌کنند نیز جرئت ندارند کفار را به‌خاطر جرم‌شان در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن کریم محاسبه کنند.

ما باور داریم که پاسخ مسلمانان دیر نخواهد بود. تمام مسلمان رسول الله صلی الله علیه و سلم را دوست دارند و تمام مسلمان قرآن الهی را در قلب‌شان جای می‌دهند. به‌همین دلیل، مسلمانان بیرون می‌شوند و اعتراض می‌کنند و این اعتراضات غالباً به شکل شورش در می‌آید. سپس کفار بلافاصله هجوم می‌آورند تا مسلمانان را بد نشان دهند؛ بنابر این مسلمانان شورش می‌کنند، و به یک روزنامه ویا... حمله می‌کنند. بلی، چنین اغتشاشاتی مشکلات مسلمانان را حل نمی‌کند و بلی این بد است؛ اما الله سبحانه وتعالی می فرماید:

﴿یسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ كَبِیرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ﴾

(بقره: ۲۱۷)

ترجمه: از تو درباره جنگ كردن در ماه حرام می‌پرسند. بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است، ولی جلوگیری از راه الله (سبحانه وتعالی) و بازداشتن مردم از مسجدالحرام و اخراج ساكنان‌اش از آن و كفر ورزیدن نسبت به او سبحانه و تعالی، در پیشگاه الله (سبحانه وتعالی) مهم‌تر از آن است، و برگرداندن مردم از دین ( با ایجاد شبهه‌ها در دل‌های مسلمانان و شكنجۀ ایشان وغیره) بدتر از كشتن است.

کفار اعتراف نمی‌کنند که آن‌ها مسلمانان را به سمت این شورش‌ها سوق داده‌اند و خود را نیز محکوم نمی‌کنند. این کفار در ناباوری خود غرق اند و نمی‌دانند که این کار اشتباه‌تر است. علاوه بر این، کافران می‌خواهند مسلمانانی را که به الله سبحانه وتعالی ایمان دارند با شدیدترین حالت گمراه کنند. برای هر مسلمان عاقلی روشن است که فقط دولت خلافت اسلامی به رهبری یک حاکم صالح می‌تواند این وضعیت را اصلاح می‌کند، و این واقعیت در تاریخ مسلمانان اتفاق افتاده است. هنگامی‌که کافران در انگلیس می‌خواستند رسول الله صلی الله علیه وسلم را مسخره کنند، خلیفۀ عثمانی آن‌ها را تهدید به مجازات کرد و کافران فوراً فکر چنین جنایاتی را از سر خود بیرون کردند.

 امروز، مسلمانان به دنبال تأسیس دولت اسلامی، یعنی خلافت راشده بر منهج نبوت استند، دولتی‌که پاسخ هر استهزا کنندۀ الگوی اسلام و مسلمانان را خواهد داد؛ باشد که  الله سبحانه وتعالی ما را یاری کند.

نویسنده: إلدر خمزین

عضو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

کشمیر اشغالی نه با مهار ارتش، بلکه با بسیج ارتش آزاد می‌شود!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

علی‌رغم شیوع اپیدمی کرونا، رژیم طاغوتی و اشغال‌گر مودی فرمان اسکان ۴۳۰۰۰۰ خانواده را در کشمیر اشغالی صادر کرد تا با دنباله‌روی از طرح‌های شریرانۀ دولت یهود در فلسطین و رژیم کمونیست چین در اویغور (ترکستان شرقی)، توانسته باشد که جبراً جمعیت این منطقه مسلمان‌نشین را تغییر دهد. رژیم بجوا – عمران با اطاعت کورکورانه از باداران امریکایی خود اردوی مسلح پاکستان را مهار نموده‌است و این اطمینان را به دولت هندو داده‌است تا هیچ‌گونه مانعی سد راه‌شان وجود نداشته باشد. در ضمن با عذرخواهی از سازمان کشورهای اسلامی، سازمان ملل و با انتشار توئیت‌ها، ویدیوها و این قبیل توجیهات بی‌شرمانه می‌خواهد خود را تبرئه کند. این رژیم با منحل کردن گروه‌های جهادی کشمیر که می‌توانند پشتیبانی قوی در خط مرزی کنترول داشته باشند، امید مسلمانان کشمیری را از آن‌ها گرفته‌است و عوض‌اش از FATF به عنوان راه‌حل اجباری و پوشالی استفاده می‌کند. این درحالی‌ست که دولت هندو در تنش مرزی شدید با چین و از آن‌سو با مسلمانان شجاع کشمیر اشغالی قرار دارد؛ اما این رژیم، ارتش دلیر پاکستان را مهار می‌کند، حال‌آن‌که هندوها به دو ارتش جداگانه تقسیم شده‌اند و تاکتیک‌های ناقص و سلاح‌های فرسودۀشان نمی‌تواند برای‌شان کاری را از پیش ببرد.

برده‌گی رهبری سیاسی و نظامی پاکستان برای قدرت‌های بزرگ استعماری باعث شده‌است که بسیاری از فرصت‌ها را از بهر آزادسازی کشمیر از دست بدهد. در سال ۱۹۴۸ م باوجود آزادسازی اکثر قسمت‌های کشمیر، رهبری پاکستان فرصت به‌کارگیری از وسایل نظامی زرهی را برای برهم شکستن خط دفاعی میدان هوایی/فرودگاه سریناگر به نظامیان میسر نکرد. هم‌چنان در جریان جنگ هند و چین در سال ۱۹۶۲ م فرصت بسیج‌سازی نیروهای خود برای آزادی کشمیر قصداً از دست داد. در سال ۱۹۶۵م با دفاع سمبولیک از منطقه اخنور فرصت طلائی آزادسازی کشمیر را با یک مکث پُرهزینه عملیاتی از دست داد، که این وضعیت به مهار عقب‌نشینی سربازان هند منجر شد. هم‌چنین، در سال ۱۹۹۹م در جریان بحران کارگیل نیز در نتیجۀ فشارهای جهانی کناره‌گیری کرد. حتی امروزه رژیم بجوا – عمران کشمیر را برای کسب رضایت امریکا رها می‌کند. خائنانی‌که در رهبری سیاسی و نظامی پاکستان قرار دارند، به دلیل اعتماد کورکورانه به قدرت‌های استعمارگر و ساختارهای بین‌المللی‌شان، تاکنون مناطق گورداپور، حیدرآباد، دکن، بنگال، سیاچین و بیشتر مناطق کشمیر را از دست داده‌اند. حال چه کسی به این زنجیرۀ خیانت پایان خواهد داد؟

ای افسران مخلص نیروی‌های مسلح پاکستان!

هر خیانت شما به رنج و عذاب عظیم صدها هزار مادر، خواهر، دختر و پسر ما، از طریق شکنجه، قتل، قطع اعضاء و یا تجاوز جنسی، می‌انجامد. خون مسلمانان در دریاها جریان دارد، درحالی‌که رسول الله صل الله علیه و سلم فرمودند:

«لَزَوَالُ الدُّنْيَا أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ قَتْلِ مُؤْمِنٍ بِغَيْرِ حَقٍّ»

ترجمه: اگر تمام دنیا نابود شود اهمیت آن کم‌تر از ریختن خون یک مسلمان بی‌گناه است.

تنها خون یک مسلمان با ارزش‌تر از کعبه‌ای است که به‌سوی آن نماز برپا می‌کنیم. به‌علاوه، ابراز غم، اندوه و یا ناتوانی کافی نیست. امروزه رژیم بجوا – عمران دقیقاَ به دستور باداران امریکایی خود شما را مهار می‌کند. بناءً با نصرت دادن برای احیاء دوبارۀ خلافت اسلامی بر منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم، به تداوم این خیانت نقطه پایان بگذارید. بناءً به توفیق الله سبحانه وتعالی تاریخ را تغییر دهید و اجر عظیم آن را نصیب شوید. این فرصت با شکوه برای کسانی‌ست که بی‌صبرانه می‌خواهند راه سلف‌شان، حضرت سعد بن معاذ رضی الله تعالی عنه را دنبال کنند و با اعطایی نصرت به‌خاطر الله سبحانه و تعالی به ظلم و اشغال وحشیانه بالای برادران مسلمان کشمیری‌شان نقطۀ پایان بگذارند.

﴿وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً﴾

(الطلاق: ۳)

ترجمه: و هر کس بر الله (سبحانه وتعالی) توکل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ الله (سبحانه وتعالی) فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و الله (سبحانه وتعالی) برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده‌است!

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

در این روز، امارات و بحرین با دولت یهود توافقنامه‌ی خیانت عظیم برحق فلسطین، مسرا و معراج رسول الله صلی الله علیه و سلم را بدون خشیه از الله سبحانه وتعالی، از رسولش و از مؤمنین به امضا خواهند رساند!

  • نشر شده در حزب

(ترجمه)

دیروز به تاریخ 14 سپتامبر 2020م، فرانس 24 خبری را منتشر نمود: «یک عصر نوین برای خاورمیانه به روز سه‌شنبه نمودار خواهد شد؛ هنگامی‌که امارات و بحرین توافقنامه‌ای مبنی به رسمیت شناختن اسرائیل(عادی‌سازی روابط) را در واشنگتن به امضاء برسانند... [طوری‌که تصمیم بر این شد که رییس جمهور امریکا دونالد ترامپ ازین روند در جریان مراسم امضاء در قصر سفید نظارت و مباشرت خواهد نمود]... در کنار آن‌ها وزرای خارجه دو دولت خلیج  حضور خواهند داشت که این توافقنامه را رهبری و جوهر خواهند بخشید...» به این معنی که امارات متحده عرب و بحرین امروز سه‌شنبه در این پایتخت شوم واشنگتن توافقنامه‌ای خیانت عظیم برحق سرزمین اسراء و معراج  رسول الله صلی الله علیه وسلم را بدون خشیه(ترس) از الله سبحانه و تعالی، از رسولش و از مؤمنین به امضاء خواهند رساند. این حکام دنیال‌رو راهی کسانی‌ اند که در گذشته بودند، مانند: رژیم مصری در کمپ دیوید، سازمان آزادی‌بخش فلسطین(PLO) در اسلو(Oslo) و در نهایت رژیم اردنی در  وادي عربة!

حکمرانان در سرزمین‌های اسلامی، قبل و بعد از این توشیح‌ها و امضاء‌‌های توافقنامه‌ها، با دولت یهود معامله داشتند، مگر در عقب و ستر پرده و با اندک رعایت حیای سیاسی، ولی بدون شرم و خجالت با یهود از عقب پرده معامله عادی‌سازی روابط را انجام می‌دادند. اما هنگامی‌که این ستر پرده‌ی‌ حیاء از چهره‌شان برداشته شد، اعلام عادی‌سازی برای‌ این حکام منبع فخر شمرده شد، که آنان بدون این‌که احساس حقارت و اندک شرم کنند (یکی پی‌هم) اعلام عادی‌سازی نمودند! این تحقر امت یک‌روزی بالای خود‌ این حکام مثل طوق لعنت خواهد افتید، خواه آن را بپذیرند و یا انکار کنند، ولی این‌ست سرنوشت هر آن کسی‌که بر ضد امت و دین‌اش جرمی را مرتکب شود.

﴿...سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ﴾ [أنعام: 124]

ترجمه: ...به زودی گنهکاران در نزد الله(سبحانه‌وتعالی) خوار می‌شوند و به سبب مکرشان عذاب سختی به آنان می‌رسد.

این امر یکی از عظیم‌ترین و بزرگ‌ترین گناهانی‌ست که اکنون انفاق می‌‌افتد، زیرا روند عادی‌سازی به‌سرعت با دید کامل امت و ارتش‌اش به پیش می‌رود! هم‌چنین این روند بدون حرکت و تحریک ارتش مسلمانان تا جهان را بالای‌شان‌ زیرو زبر کنند و آنان را اخراج‌ کنند، به پیش می‌رود! علاوه بر این، کسانی‌که تاهنوز توافقنامه‌های اعلام شده را امضا نکرده اند، کمتر از سطح امضا کننده‌گان نیستند، مثلاً عمان که به میزبانی دولت یهود دعوت می‌شود و قطر که یک میانجی بی‌طرف بین یهودیان و غزه است! ‏هم‌چنین رژیم سعودی در سرزمین دو مسجد مقدس(الحرمین) فضای هوایی خود برای طیاره‌/هواپیماهای جنگی دولت مسخ‌(هیولا) باز نموده که قدس مقدس مسلمانان را اشغال نموده است! از سوی دیگر، رژیم‌ ترکیه تاکنون دولت یهود اشغال‌کننده‌ی فلسطین را به‌رسمیت می‌شناسد! یقیناً این یکی از سنگین‌ترین گناهانی‌ست که اکنون صورت می‌گیرد، طوری‌که اگر این امر یک مسئله عادی میان برادران تلقی شود و اگر این امر هیچ خط و چروکی را در پیشانی برادران امت بخاطر ترسیم مرزهای فلسطین نیندازد یا هیچ اختلاف دیدگاه درین امر نداشته باشند، قطعاً که گناه سنگینی خواهد بود!

  ‏ای مسلمانان!

این فلسطین ارض مبارک است، سرزمین قدس، سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم است. این سرزمین در قلب مسلمانان جا دارد، هرچند این ارض مبارک از دست حکام رويبضه(احمق و کودن) در رنج قرار دارد که اطاعت کفار استعمارگر را بالاتر از طاعت رب العالمین می‌کنند. ‏فلسطین و قدس‌اش در واقع فلسطین مسلمانان است و خواهد ماند و این ارض مبارک نه مربوط حکمرانان خائن می‌شود و نه این قدس مال آنان است. ‏عادی‌سازی روابط‌شان با دولت یهود و غضب خاک فلسطین، به این حکمرانان تاج و تخت مملو از خجل و تحقیر را مهیا خواهد کرد تا روز موعود آن‌ها و روز وعده‌ فرا رسد، زیرا فلسطین پس جنگ و قتال با یهودیان به‌اصطلاح اشغال‌گران سرزمین مبارک، در یک روز به‌یاد‌ماندنی که تمام ارض مبارک مملو از نعره تکبیر افواج مسلح مسلمانان خواهد بود؛ به اهلش دوباره بازگردانده می‌شود. یقیناً این یک وعده غیر مکذوب است که حدیث و قول "الصادق المصدوق صلی الله علیه وسلم" است.

«لَتُقَاتِلُنَّ الْيَهُودَ فَلَتَقْتُلُنَّهُمْ، حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: شما تا زمانی با یهودیها خواهید جنگید که حتی سنگها صدا میکنند: ای مسلمان بیا، درین‌جا یک یهود است(که در عقب من پنهان شده)، او را به قتل برسان!

ای مسلمانان!

افواج/ارتش در بلاد اسلامی در واقع فرزندان‌تان، برادران‌تان و از جمله‌ی خودتان است و در میان‌شان جوانانی مخلص قرار دارد، بناءً بصیرت آنان را با نور حق روشن کنید و آنان را تحریک به راهی کنید تا فلسطین را از نهاد یهودی مسخ(هیولا) نجات بدهد، که ارض مبارک را اشغال نموده و فساد را در داخلش گسترش می‌دهد و با حمایت حکام سرزمین‌های اسلامی در آن فساد می‌کنند؛ البته سرزمین‌های اسلامی به عوض قتال و جنگ با نهاد یهودی، امنیت‌ش را حفظ می‌کنند! ‏اگر خیانت حکام مسلمین نمی‌بود، حال این نهاد یهودی تا این دم بقا نمی‌داشت، زیرا آن‌گاه مجال این پیدا نمی‌شد تا یهودیان در نبرد‌های مهم با مسلمانان کمک و حمایت نظامی شوند.

﴿لَن يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأَدْبَارَ ثُمَّ لاَ يُنصَرُونَ﴾ [آل‌عمران:111]

ترجنه: آنان هرگز نمی‌توانند به شما زیانی (ژرف و پردامنه) برسانند؛ مگر آزار مختصری (که اثر چندانی بر جای نمی‌گذارد) و اگر با شما بجنگند پشت کرده و پای به فرار می‌نهند، سپس یاری نمی‌شوند.

فلهذا، این واقعیت آن‌هاست و این رابطه آن‌هاست، ولی به‌عوض جنگ و قتال با یهودیان هم‌چنین و به‌عوض اخراج نمودن آنان از خانه‌های مان، این حکمرانان خائن با نهاد یهودی صلح نمودند، چنان‌چه العزیز و الحکیم در قرآن کریم می‌فرماید: 

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ...﴾ [بقره: 191]

ترجمه: و (چون جنگ درگرفت) هرجا آنان را (که آغاز کننده‌گان جنگ بوده‌ اند) دریافتید ایشان را بکشید، و آنان را (از مکّه) که شما را از آنجا بیرون کرده‌ اند بیرون سازید، و (از جنگ در حرم مکّه نباید باک داشته باشید، زیرا ایشان با شکنجه و آزار و انواع فتنه و فساد می‌خواستند شما را از دین‌تان برگردانند که مایه‌ی خوشبختی دو جهان شما است و) فتنه از کشتن بدتر است...

اما در عوض، این ستمگران اتحاد‌شان را با آنان(یهودیان) مستحکم می‌سازند!

﴿قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾ [منافقون: 4]

ترجمه: ...الله(سبحانه و تعالی)، نابودشان کند که چگونه منحرف می شوند.

ای مسلمانان!

این مسئله فلسطین تنها به طریقه و روشی حل خواهد شد همان‌طوری‌که در اوایل حل شده بود، یعنی توسط حاکمیت آن‌چه الله سبحانه و تعالی نازل کرده و ارتشی‌که دشمنان الله سبحانه و تعالی را متزلزل بسازد و این امر اتفاق نمی‌افتد؛ مگر توسط بازگشت دوباره خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت. بنابرین، دولت خلافت، بنیاد نهاد یهودیان را ریشه‌کن خواهد نمود که فلسطینیان پاک‌دامن را بیشتر از هفتاد سال بی‌حرمت نمودند و سپس فلسطین کاملاً به دیار اسلام بازگردانده می‌شود؛ سرزمین عزیز در یک دولت عزیز و گرامی به اسم خلافت بر منهج نبوت... و این امر بإذن الله سبحانه و تعالی تحقق می‌یابد، زیرا این امر با دلایل قطعی توسط چهار امور و بنا تاکیده شده:

نخست: امت مسلمه از جمله بهترین امتی است که برای خیر و سود بشریت آفریده شده اند.

﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ...﴾ [آل‌عمران: 110]

ترجمه: شما (ای پیروان محمد) بهترین امتی هستید که به سود انسان‌ها آفریده شده اید...

بناءً امت این دولت هرگز در برابر بی‌عدالتی صبر نخواهند کرد، آنان به همین‌ خاطر هرگز قدس‌شان را فراموش نمی‌کنند. بناءً برای‌شان هیچ فرق نمی‌کند که ستمگران چه اعمالی را انجام می‌دهند، بلکه امت در عوض آنان را با پای‌های‌شان لگدمال و پایمال می‌کنند...

دوم: وعده جانشنی در زمین از جانب الله سبحانه و تعالی:

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ﴾ [نور: 55]

ترجمه: الله به آن دسته از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، وعده(و نوید) می‌دهد که حتما در زمین به آنان خلافت(جانشینی و حکمرانی در زمین) می‌بخشد.

هم‌چنین بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم، دال بر بازگشت و احیای مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت می‌باشد:

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ...» (اخرج احمد)

ترجمه: ...و سپس خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد...

سوم: حدیث و قول الصادق المصدوق صلی الله علیه وسلم، بخاطر قتال و جنگ با یهودیان:

«لَتُقَاتِلُنَّ الْيَهُودَ فَلَتَقْتُلُنَّهُمْ، حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: شما تا زمانی با یهودیها خواهید جنگید که حتی سنگها صدا میکنند: ای مسلمان بیا، درین‌جا یک یهود است(که در عقب من پنهان شده)، او را به قتل برسان.

چهارم: یک حزب صادق و مخلص بإذن الله بخاطر تحقق وعده الله سبحانه وتعالی و بشارت رسولش صلی الله علیه و سلم، فعالیت و دعوت اسلام را حمل خواهد نمود. این حزب از جمله سابقون/پیشگامانی خواهد بود که هرگز برای مردمش دروغ نخواهد گفت، کسی‌که صاحب چشم و بصیرت است و این حزب امت را به خیری هدایت می‌کند که با موجودیتش عزت و پیروزی، نصرت در دو جهان(دارین) و بشارت برای مؤمنان را احیا می‌کند. 

فلهذا، امتی‌که دارای این چنین بناهای نصرت و پیروزی باشند، بإذن الله، این امت خلافت شان را نیز دوباره تأسیس خواهد نمودند و قدس‌شان را دوباره آزاد نموده و منبع ستمگران و باداران و کمک‌کننده این حکام خائن و کفار را نابود خواهند کردند:

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾ [روم: 4-5]

ترجمه: در آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند. ‏( آری! خوشحال می‌شوند) از ياری الله. الله(سبحانه‌و‌تعالی) هر كسی را كه بخواهد ياری می‌دهد و او بس چيره (بر دشمنان خود) و بسيار مهربان (در حق دوستان خويش) است.

حزب التحریر

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه