سه شنبه, ۰۷ ربیع الاول ۱۴۴۶هـ| ۲۰۲۴/۰۹/۱۰م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

ظلم سیاسی در روسیه

(ترجمه)

خبر:

خبرگزاری ریانویستی به تاریخ ۳۰ اکتوبر۲۰۱۷م گزارش داد که روسیه روزقربانی ظلم سیاسی را جشن گرفت، این "یاد بود" در روزی صورت گرفت که در چنین روزی به تاریخ۳۰ اکتوبر۱۹۷۴م زندانیان زندان های مردویا و بیرم به دلیل ظلم سیاسی اتحاد جماهیر شوروی دست به اعتصاب غذائی زده بودند.

این خبرگزاری افزود: «ما به یاد داریم که درین روز میلیون ها انسان مورد ظلم قرارگرفته و اعمال شاقه بر آن ها درداخل زندان ها تحمیل شده بود، که به زنده گی شان خاتمه داد؛ ظلم سیاسی که درزمان استالین و بعد از آن تا اکنون ادامه دارد.

تبصره:

بنا به معلومات رسمی که خبرگزاری "ریا" گزارش داده است، در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸م یک و نیم میلیون انسان به اتهامات سیاسی گرفتار شده که یک میلیون و ۳۰۰ هزارتن شان خارج از محکمه محکوم به جزاء و ۷۰۰ هزارتن شان تیرباران گردیدند، این شکنجه و ظلم، تا بعد از دوران استالین ادامه داشت. در سال های ۱۹۶۷ و۱۹۷۱م نهادهای استخباراتی  K-J-Bبیشتراز ۳ هزارگروه سیاسی را کشف و مورد پیگرد قراردادند و به این ترتیب در دوران اتحاد جماهیرشوروی، ده ها میلیون شهروند این کشورمورد ظلم سیاسی قرارگرفت.

یادبود ظلم سیاسی در مناطق مختلف روسیه درحالی راه اندازی گردید که ویلادیمیرپوتین رئیس جمهور روسیه درین جشن درشهرمسکو شرکت نمود. این موضوع نشان می دهد که حکومت روسیه درپی آن است تا این صفحات سیاهی که میلیون ها انسان را بادلائل دروغین اش مجرم کشیده و بالای شان ظلم نمودند، از تاریخ روسیه بردارد. هم چنان طوری که مرکز "میموریال" مدافع حقوق بشر طبق عادتش، فهرست بازداشت شده گان سیاسی در روسیه را اخراج نموده و دیده می شود، درین اواخر ۱۱۷ تن به دلایل سیاسی زندانی گردیده که نام شان شامل این لیست می باشد. "میموریال" تأ کید نمود: این فهرست کامل نبوده؛ بلکه کمترین ارقامی است که شامل این لیست گردیده است.»

وقتی این فهرست را بررسی نمائیم، دیده می شود، بیشترین کسانی که شامل این لیست اند، مسلمانان بوده چنان چه از سابق مسلمانان شامل شکنجه و آزار بودند، ایشان محکوم ومتهم به فعالیت های حزب التحریر بوده و به همین دلیل مورد ظلم سیاسی قرار گرفتند؛ در حالی فهرست میموریال شامل بیشتر از۵۰ نام از اعضای حزب التحریرشده که در واقعیت، تعداد زندانی هایی که به اتهام فعالیت های حزب التحریر زندانی گردیدند، به صدها تن می رسد.

مدافعین حقوق بشر اشاره برین دارند که سال های قبل، زندانی های حزب التحریر به اعتبار این که گویا ایشان تروریست هستند و فعالیت های شان در روسیه ممنوع است-در حالی که از لحاظ قوانین روسیه این ادعاء اساسی ندارد- جزای حبس شان به ۳ سال می رسیدند؛ اما درین اواخر که قوانین روسیه در زمینه روحیه سختگیرانه تری را به خود گرفته، کسانی که متهم به فعالیت های حزب التحریر می باشند، جزای شان به حبس ابد می رسد.

همه این اتهامات و حبس های طولانی "مبارزین" ما را به یاد شکنجه های زمان اتحاد جماهیر شوروی انداخته و به این نتیجه می رساند که جریان محاکماتی آن زمان با این وقت اصلاً تفاوتی ندارد؛ زیرا قضات کنونی از خود اراده نداشته؛ بلکه به خواست نهادهای امنیتی عمل می کنند؛ چنان چه سارنوالی این کشور که به صفت مدعی العموم وظیفه تحقیق را دارد، به صورت جانبدارانه عمل نموده فرصت و زمینه دفاع را برای متهمین نمی دهد.

به این ترتیب هنوز بیشترین ظلم سیاسی را در روسیه می بینیم که ادامه داشته و نهادهای امنیتی روسیه هنوز در پی کشف دوامدار گروهای سیاسی است؛ در حالی که حکومت روسیه در پی برداشتن این صفحه سیاه از تاریخ روسیه می باشد.

نویسند: سلیمان ابراهیموف

ادامه مطلب...

امریکا چه قدر می خواهد در افغانستان اشتباه کند؟

(ترجمه)

در بدل بمباردمان خانه های مردم بی گناه و تباهی خانواده های شان، قتل زنان و کودکان و... معذرت خواستن و این هم یک مقدار پول بی ارزش، بهای این همه خون، جان، مال و ناموس تان! از شعارهای جدید امریکا در افغانستان می باشند.

گزارش ماموریت کمک های امریکا در افغانستان با بیان اعلامیهٔ  اظهار داشت: «تلفات غیرنظامیان به اثر حملات هوایی امریکا در ۹ ماه نخست حدود ۸۰ درصد افزایش داشته است. جنگنده های امریکا در ماه سپتمبر ۷۵۱ بمب در افغانستان پرتاب نمودند که این رقم نسبت به ماه قبل ۵۰ درصد افزایش را نشان می دهد و به این ترتیب ماه سمپتبر امسال از خونین ترین ماه ها از اکتوبر ۲۰۱۰م تا اکنون می باشد.

به اساس گزارش قوای هوایی امریکا به تعداد ۳۲۳۸ بمب در افغانستان در بین ماه های جنوری و سپتمبر امسال استعمال شده است که بیشتر از دو برابر بمب های استعمال شده ای سال قبل را نشان می دهد. همین گونه جنگنده های افغان و امریکایی مشترکاً سبب ۴۶۶ تلفات ملکی در ۹ ماه اول سال جاری گردیده اند که در کل ۵۰ درصد افزایش را نسبت به سال قبل نشان می دهد؛ طوریکه نظر به گزارش یوناما زنان و اطفال دو سوم حصه ی این  تلفات ملکی را تشکیل می دهند.

در برابر این همه جنایات، مردم افغانستان تظاهرات نموده و از ظلم این اشغالگران به رسانه ها شکایت می کنند؛ زیرا این مردم با چشم سر مشاهده کرده اند که امریکا ان صلح و امنیتی را که وعده کرده بود، نیاورده و تحفه ی جز بدبختی نیز به ارمغان نیاورده است.

پس بسیار لازم و ضروری است که در عصر کنونی نیز امت مسلمه درک کنند که دموکراسی، سیکولریستی و لیبرالیزم تنها برای سقوط و انهدام اسلام و مسلمین بوده و اصلاً آن ها را به سوی روشنایی، رفاه و سعادت نمی برند و تخریبات این نظام ها را می توان در افغانستان به وضاحت مشاهده نمود. چنان چه از زمان پا گذاشتن نظام دموکراسی در افغانستان تا کنون هنوز هم هیچ گونه پیشرفتی در عرصه های مختلف؛ مثلاً‌: اقتصادی، بهداشتی، آموزشی و نظامی به چشم نمی خورد و تنها از این کشور به عنوان لابراتواری برای مبارزه با تروریزم استفاده می کنند.

پس موقعیت بسیار کلیدی برای امت مسلمه در افغانستان است که در برابر جنایتکاران ایستاده گی کنند؛ زیرا دشمن هیچ گاهی دوست نمی شود. این دشمنان کسانی اند که خون اطفال بی گناه امت مسلمه را ریختانده و می خواهند، با کمال بی شرمی خود را نجات دهند و قهرمان نیز خطاب می کنند. برای بیان حقایق شواهد کافی وجود دارد؛ اما سوال این جاست که چه قدر دیگر باید قربانی داد و خون بی گناهان ریختانده شوند؟ که تنها خلافت به منهج نبوت می تواند به این همه جنایات خشونت آمیز امریکا پایان دهد و ریشه ظلم را بسوزاند.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾

[محمد: ۷]

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، اگر الله(سبحانه وتعالی) را يارى كنيد، ياریی تان مى ‏كند و گام های تان را استوار می دارد.

نویسنده: امانه عابد

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

۲۰۱۷م سال تلاش برای برابری جنسیتی و اینک اعلام شکست مدعیانش

(ترجمه)

خبر:

پژوهشگران بر این نتیجه رسیدند که تلاش دست‎یابی به برابری میان مردان و زنان و نهادینه شدن آن، بدون کدام نتیجه‎ای ۲۱۷ سال زمان برده است. به گفته‎ی روزنامه‎ی گاردین: پژوهشگران مجمع اقتصادی جهانی، تحقیقاتی را انجام دادند که نشان دهنده‎ی تفاوت‎های جدی جنسیتی به‎وسیله نظام اقتصادی و ترویج نابرابری‎ها میان زنان و مردان به‎وسیله‎ی این نظام می‎باشد. این تفاوت‎ها شامل تفاوت‎های دستمزدی میان مردان و زنان در بدل کار داده شده به آن‎ها نیز می‎باشند، قطع نظر از چگونگی کاری‎که به آن‎ها سپرده می‎شود. برآوردهای جدید برای مدافعان حقوق زنان نگران کننده می‎باشد؛ زیرا گزارشی‎که سال گذشته منتشر شد، دستیابی به این پدیده را ۱۷۰ سال دیگر تخمین زده بود. (منبع: قدس عربی ۲ نومبر ۲۰۱۷م)

تبصره:

دست‎یابی به برابری جنسیتی یکی از اهداف و برنامه‎های توسعه وی سازمان ملل، نهادها ومؤسسات زیر مجموع آن، عنوان می‎شد؛ اما سال‎ها از تلاش‎شان برای دست‎یابی به این هدف می‎گذرد؛ ولی درعوض نزدیک شدن به این هدف، از آن دورتر شده‎اند؛ اگر تنها گزارش فوق را در نظر بگریم، آن‎ها برای نهادینه ساختن برابری جنسیتی در ناحیه‎ی اقتصادی به ۲۱۷ سال نیاز داشتند؛ گزارش سال گذشته ۱۷۰ سال دیگر را نیز برای رسیدن به این دست‎یابی پیش‎بینی نموده است، حالان‎که این ملاحظات فقط در ناحیه‎ی اقتصادی بوده است؛ پس درین صورت، وضعیت در ناحیه‎های دیگر چگونه خواهد بود؟

نباید چنین گمان شود که تبعیض علیه زنان صرفاً در محلات کار و جود دارد؛ بلکه دستمزدهای پایین برای زنان در مقایسه با کارگران مرد درعین حرفه، در انگلیس در پهلوی مشکلات دیگر یک مشکل ویژه می‎باشد؛ حتی بخش رسانه‎ای این کشور دارای نابسامانی درازمدت می‎باشد. موضوعی‎که ما قبل از زمان تظاهرات کارکنان "بی بی سی" به دلیل پایین بودن دستمزدهای زنان در مقایسه به دستمزدهای مردان شاغل در آن نهاد، شاهد آن بودیم؛ همان‎گونه نباید گمان شود که این تبعیض‎ها تنها در انگلیس می‎باشد وبس؛ بلکه تبعیض علیه زنان به اوج خود در بسیاری از کشورهای غربی به وضوح قابل مشاهده می‎باشد.

کشورهایی‎که ما را به بحث‎های‎شان در مورد حقوق زنان، درد سر داده‎اند، در این جا ممکن نیست که ما به یادآوری کل آمار و اظهارات موجود در تمام کشورها بپردازیم؛ اما به گونه‎ی مثال: زنان در فرانسه، روز دوشنبه مؤرخ ۳ نومبر ۲۰۱۷م ساعت ۱۱ و ۴۴ دقیقه در یک حرکت نمادین برای دومین سال متوالی، به منظور اعتراض به تفاوت حقوق و دستمزد میان زنان و مردان، استعفای شغلی خود را ارائه نمودند؛ طوری‎که تحقیقات نشانگر آن است که نا برابری میان زنان و مردان، با وجود صلاحیت‎ها و تجربه عملی یکسان الی  ۱۶ درصد می‎رسد.

آن‎چه که لازم به ذکر است: مدعیین "برابری اقتصادی میان زنان و مردان" برای تحقق ادعاهای‎شان به منظور تأمین عدالت برای زنان هیچ تلاشی نمی‎کنند؛ زیرا این نابرابری جنسیتی سود بیشتری برای‎شان دارد. حسب گزارش ارائه شده، در صورت برابری کامل جنسیتی در ناحیه‎ی اقتصادی، باید انگلیس تولیدات داخلی خود را ۲۵۰ میلیارد دالر  افزایش دهد؛ بنابراین، ما چگونه می‎توانیم کورکورانه در سوراخ غرب سر فرود آریم و از حامیان و دعوت‎گران سرمایه‎داری، که به زنان به عنوان کالای منفعتی نگاه می‎کنند، قطع نظر از انسانیت آن‎ها در حد منفعت مادیی‎که به آن‎ها می‎گیرند، برای آن‎ها ارزش  قایل شویم.

در نتیجه، سوال مطرح شده به شدت خود باقی است؛ اما وقتش فرا رسیده است که مدعیان برابری جنسیتی شکست خود را اعلام نمایند و از شعارهای دروغین خودداری کنند. زنان باید درک کنند که نظام سرمایه‎داری و ونظام‎های برگرفته شده از آن، در همه ابعاد زنده‎گی، سبب بدبختی و ناامیدی آن‎ها و تمام بشریت می‎باشند.

اما حقیقتی‎که غیرقابل انکاربوده این است: نظام ربانیی‎که توسط دولت خلافت برمنهج نبوت تطبیق شود، نظامی خواهد بود که عدالت را در حق زنان تأمین و خوشبختی وشادی را به آنان و برای همه بشریت باز می‎گرداند.

نویسنده: برائت مناصره

ادامه مطلب...

ملک سلمان و مبارزه با فساد!

(ترجمه)

خبر:

تعداد زیادی ازروزنامه نگاران و خبرنگاران سعودی اظهار نظرنمودند که محمد پسرسلمان پادشاه سعودی، بسیاری از سیاسیون و سرمایه داران را درسعودی تحت نام(مبارزه بافساد)  بازداشت نموده است.

تبصره:

برای همه افراد امت اسلامی معلوم است که این حکام، اجیر و آله دست باداران شان بوده و به شدت در انجام اطاعت شان اند، بعضی از آن ها انگلیس را بادارخود گرفته و بعضی هم امریکا را. این حکام سالیان سال را به زور فشار زنجیر و تفنگ بالای مسلمانان حکومت کردند؛ اما حالا زمان آن رسیده که پرده ازروی جنایات شان برداشته شده و آتش ظلمی که بلند کرده بودند، خودشان را بسوزاند؛ چنان چه این آتش طاغوت های زمان را قبل از ایشان سوختانده و هلاک ساخت. این حکام صفحه سیاه تاریخ را اختیار کردند که در دنیا برای شان نجاتی نبوده و به خواست الله سبحانه وتعالی در آخرت عذاب الهی و مایه رسوای شان است.

شما علمایی که همیشه برای تطبیق باطل کف می زنید و در کنار این حکام ظالم استاده اید، حالا وقت آن رسیده که با مسلمانان یک جا شده و آن ها را رهنمایی کنید تا ریشه این حکام اوباش را بر کنده و در مبارزه شدیدی بر ضد هرکسی که در برابر "لااله الا الله" می جنگد، استاده شوید. ازالله سبحانه وتعالی بترسید! مبادا در جنگی قرار گیرید که در کنارباطل باشید، آنگاه است که دنیا و آخرت را از دست دادید. موقفی اختیار کنید که الله سبحانه وتعالی و رسولش راضی گردد و سپس بر آن موقف بمیرید تا الله سبحانه وتعالی گناهان چندین ساله ای که در کنار باطل استاده بودید، بیامرزد. امروزه امت اسلامی بیدارشده و طوری علیه باطل نهضت و حرکت نموده که دیگرآرام نمی گیرند و هرگز از این راه خود منحرف نمی گردند تا این که شریعت الله سبحانه وتعالی را تحکیم بخشند و هرکسی در برابرشان استاده شود، به جزایش می رساند.

نویسنده: رامی حمصی

ادامه مطلب...

جوانان، سیاست و اسلام

(ترجمه)

 ‏خبر:

در این اواخر مباحثه روی مسئله اشتراک "جوانان در سیاست" در مالیزیا به میان آمده است. اطلاعات حاکی از آن است که جوانان درین کشور کمتر روی مسائل سیاسی علاقه مندی از خود نشان می دهند. این خبر اشاره به عدم اشتراک جوانان در مناظره ها و کارهای سیاسی شده که توسط احزاب سیاسی صورت می گرد. هم چنان اشاره به کاهش یافتن رأی دهنده گان نسل جوان در انتخابات این کشور گردیده است.

گزارش ها نشان می دهد که در حال حاضر از ۱۴ میلیون جوان رأی دهنده ۳.۸ میلیون آن ثبت نام نکردند. بعضی‌ مطالعات نشان داده است که اکثر جوان به علل مختلف به سیاست، بسیار اندک علاقه دارند؛ چنین برداشت می شود که درین میان عامل کلیدی چهره منفی "احزاب سیاسی و سیاستمداران" تلقی شده است و این کار منجر به عدم توقع و امتناع جوانان از مسائل سیاسی می گردد.

تبصره:

در یک نگاه مختصر، چنین برداشت نمودیم که جوانان مالیزیایی شاید علاقمندی خود را در سیاست از دست داده باشند که مبنی بر این مسائل، حضور در ثبت نام برای رأی دهی و مناظره های سیاسی نداشته باشند؛ اما اگر عمیق روی این موضوع تحقیق نماییم، چنین نتیجه خواهیم گرفت که در این میان عوامل دیگری است که مستقیماً به بی علاقه گی جوانان در سیاست تأثیر گذار است.

این واقعاً قابل قبول نیست که تنها به اساس حضور جوانان در مذاکرات سیاسی یا درصدی از ثبت نام رأی دهنده گان، این پدیده را سنجش کنیم. اگر کسی ژرف به پیشرفت های نسل جوان دقت کند، در می یابد که رد و عدم علاقه در مسائل سیاسی یک تاریخ طولانی داشته و عوامل مختلفی در آن دخیل بوده است. علاوه بر این، اکثر جوانان بر این که از سیاست و احزاب سیاسی ناامید می شوند، تلاش می کنند راهی برای بیرون رفت از زنده گی پیدا کنند و در نتیجه‌ آن ها را وادار می ساز که تنها در مسائل شخصی خودشان توجه داشته باشند.

در این جا بعضی نوجوانانی هستند که کاملاً به سیاست بی علاقه بوده و تنها درگیر لذت و خوشگذرانی در زنده گی می باشند و ‏بعضی شان با امور فامیل خود درگیر اند؛ چنان چه خدمت به والدین را نسبت به تمام قضایاء اولویت می دهند. بعضی از جوانان از داخل شدن در دنیای سیاست می ترسند؛ به خصوص زمانی که با اپوزیسیون بخاطر ترس از "دستگیری، ردیابی و اخراج" رو برو می شوند.

هم چنان بعضی از موانع سیاسی در مساجد و دانشگاه ها با اعمال؛ مانند: قانون مجازات، قانون چاپ اعلامیه، SOSMA،POCA و سایر اقدامات سخت گیرانه، باعث ایجاد ترس در میان جوانان شده و در نتیجه باعث از دست رفتن علاقه مندی آن ها به سیاست می شود. بر علاوه این، فشارهایی که در نظام دموکراسی سیکولر وجود دارد، زنده گی جوانان را تا حدی تخریب می کند که برخی از آن ها نه تنها سیاست را نادیده می گیرند؛ بلکه بدتر از آن به عنوان یک زباله های اجتماعی به آن می نگرند.

این دلایل باعث از بین رفتن علاقه به سیاست در میان جوانان می شود؛ اما دلیل اصلی این مسئله همانا عدم درک درست از معنای سیاست بوده که ادراک منفی را در میان جوانان ایجاد می کند؛ چون سیاست به وضوح سطحی درک شده و بعضی ها طوری درک نمودند که سیاست یعنی "انتخابات و پارلمان" است، تنها مربوط قدرت می باشد و بخاطر قدرت مبارزه می کنند. تصویر غلط از سیاست دارند؛ مانند: سیاست یعنی شکست دولت، ظلم و ستم و وضعیت وخیم سیاسی. در واقع سیاست را به عنوان یک چیز کثیف و منزجر کننده تصور می کنند که با تقلب، جهل، فساد، سوءاستفاده از قدرت، ظلم و ستم، رسوایی و استبداد مواجه است.

بناً برای درک درست سیاست، باید به قرآن و سنت بازگشت کرد و از دیدگاه ادبیات زبانی، سیاست را به معنای حفظ و مدیریت منافع می داند؛ اما سیاست مطابق شریعت چنین تعریف می شود: تنطیم امور رعیت مطابق به احکام شرعی است. بدین اساس، در اسلام مراقبت از امور شهروندان در تمام ابعاد زنده گی؛ از جمله: حکومتداری، اقتصاد، آموزش و پرورش وغیره امورات، سیاست را تشکیل می دهد. در اسلام سیاست به معنای کل در تمامی حوزه های زنده گی وجود دارد.

پس هر مسلمان بداند که دیگر هیچ‌ گزینه ی جزء سیاست وجود ندارد و باید با مفهوم واقعی خود سیاسی شوند؛ چون: سیاست بخش اساسی اسلام محسوب می شود و هرگز از اسلام جدا شدنی نیست. از این رو، آن چه نسل جوان به آن مکلف اند، عبارت از فاصله نگرفتن و نادیده نگرفتن سیاست است و سیاست را به طریقه درست اش چنگ بزنند.

همچنان نسل جوان باید سیاست واقعی اسلام را درک نمایند تا ماهیت شیطانی سیاست های سیکولر را برملا سازند؛ سیاستی که قلوب و اذهان جوانان را تسخیر می نماید و در پی دولتی است که مسئولیت تطبیق اسلام را در مراقبت از امور شهروندان بر عهده دارد؛ همان دولتی که از طریق سیاست با اجرای قوانین الهی، رضایت الله سبحان و تعالی تعادل قدرت و رفاع را به ارمغان خواهد آورد.

نویسنده: داکتر محمد

برای دفتر مطبوعات مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

کنفرانس قانونی در مورد " تهمت تحریک علیه نظام سیاسی حکومت "

  • نشر شده در ویدیوها

کنفرانس قانونی در مورد " تحریک علیه نظام سیاسی حکومت "  در تالار سخنرانی ( در عمان) برگزار گردید که در این کنفرانس جمع کثیر از سیاسیون و حقوق دانان اشتراک ورزیده بودند .                                                                           سه شنبه ، ۱۸ صفر ۱۴۳۹.هجری مطابق با ۰۷ نوامبر ۲۰۱۷.میلادی

ادامه مطلب...

ولایه اردن : سخنرانی استاد ممدوح ابو سوا قطیشات در کنفرانس " تهمت تحريك عليه نظام سیاسی حکومت "

  • نشر شده در ویدیوها

سخنرانی استاد " ممدوح ابو سوا قطیشات"

رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر- ولایه اردن- در کنفرانس که در تالار سخنرانی ( در عمان) تحت عنوان " تهمت تحریک علیه نظام سیاسی حکومت " 

برگزار گردیده بود.

    

                                       سه شنبه ، ۱۸ صفر ۱۴۳۹.هجری مطابق با ۰۷ نوامبر ۲۰۱۷.میلادی  

ادامه مطلب...

حَبلُ‌المـَتین (3): جست‌وجوی عزّت در خانه‌ی عنکبوت

  • نشر شده در سیاسی

مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا [فاطر35]

کسی که عزّت می‌خواهد، پس [باید آن را از خدا بخواهد، زیرا] همه عزّت ویژه خداست.

عزّت در زبان عربی قدیم به معنی شرفِ است که با زور بدست می‌آید یا حالت شکست ناپذیری را گویند. این آیه در اواسط دوره مکی نازل گردیده. زمانی که عرب‌ها بالای این موضوع بحث و مناقشه داشتند که این کسی که خود را پیغمبر معرفی می‌کند و پرچم دعوت اسلام را برافراشته است؛ آهسته آهسته مردم را بسوی خودش جلب کرده و باعث گردیده که تمایل مردم به بت‌ها و بت‌پرستی کم‌رنگ شده و بدین‌وسیله باعث کاهش عزّت بت‌ها در میان مردم شود.

چون در عرب قدیم 360 بت در خانه کعبه نگهداری می‌گردید که بعدها با فتح مکه همه‌ای آن‌ها از بین برده شد و هر قبیله بتی را می‌پرستید. در ميان قبايل بت‌پرست، بت‌ها محور بودند و هر قبيله‌اى بت مخصوص داشت، مثلاً: قريش بتى به نام «عزى‌»، قبيله‌ى سقيف، بت «لات» داشت و اوس و خزرج «مناة» داشتند. البته در آن زمان بت‌ها تنها وسیله عبادت نبودند؛ بلکه اين بت‌ها وسيله‌ى پيوند بت‌پرستان با نياكان‌شان بود و بیشتر از آن وسیله‌ی سیاست و قدرت بودند. بت‌ها معیاری برای تعین جایگاه، روابط اقتصادی و سیاسی پنداشته می‌شدند. چنان‌چه ابراهیم علیه السلام برای قومش در باره بت‌ها چنین می‌گفت:

وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا[عنکبوت:25]

و [ابراهیم] گفت: جز این نیست که به جای خدا بت‌هایی را [برای خود به عنوان معبود] گرفته‌اید [که علت آن] دوستی میان خودتان در زندگی دنیاست،

«مَوَدَّةَ بَیْنَکُمْ» به خاطر محبّت میان خود. مراد این است که بت‌های که می‌پرستید، مجسمه افراد صالح یا بزرگان قوم است، یا این که پدران خود را بر پرستش چنین بت‌های دیده‌اید و محض تقلید از ایشان و چشم هم‌چشمی یکدیگر، شما هم آن‌ها را می‌پرستید. و یا این‌که پرستش بت‌های مخصوص رمز وحدت هر قوم و قبیله‌ای بشمار می‌آمد و بت‌پرستی تنها به خاطر دوست داشتن و جانب‌داری از قوم و قبیله بود و بس.

بناءً، بحث مبارزه با بت‌پرستی و شرک در تمام ادوار انبیا علیهم السلام یک بحث عقیدتی و عبادی محض نبود. بت یک سمبول شرک بود و دعوت و مبارزه انبیاء بر این اساس بود که نتایج و پیامدهای بت و بت‌پرستی را رد کنند؛ نه این‌که اشکال مادی بت‌ها را از بین ببرند. چنان‌چه، زمانی‌که اسلام ابوجهل را محکوم می‌کند تنها منظور ابوجهل نیست، بلکه منظور تمام ابوجهل صفتان تاریخ است که در برابر دعوت حق می‌ایستند. ابوجهل صرف یک سمبول قرارگرفتن باطل در برابر حق است.

چه بسا که اصل خطر در همان پیامدهای بت‌پرستی نهفته است. چون بت‌ها وسیله دوستی، موئدیت و روابط اقتصادی و اجتماعی پنداشته می‌شدند و بت‌ها در تشکیل و کیفیت روابط سیاسی و قبیلوی، در عزّت و ذلت قوم نقش اساسی را ایفاء می‌نمودند. از این‌رو، مبارزه انبیاء با بت‌پرستی ابعاد وسیع‌تری را در بخش ساختارهای سیاسی و روابط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دربر می‌گرفت.

طوری‌که در زمان معاصر، ما با بت‌های معاصر روبرو هستیم که به شکل مادی آن بت نیست، ولی وسیله مورد پرستش مردم است و در عقاید شان جا خوش کرده است. مردم حاضر هستند تا آخرین نفس و قطره خون برای این بت‌ها خود شان را قربانی کنند.

بت‌های معاصر چیز دیگری جز چسپیدن به ارزش‌های ملی، باور داشتن به نظام دموکراسی، تلاش برای کسب منافع سیاسی و ملی نیست. در حال حاضر، ساختارهای سیاسی، روابط اقتصادی ـ اجتماعی، مبارزات سیاسی کتله‌ها و افراد اکثراً بر اساس همین بت‌ها شکل می‌گیرد. مبارزه سیاسی شان برای بت‌های معاصر از قبیل رسیدن به مقام، نهادینه‌سازی دموکراسی، مفکوره وطنیت و ارزش‌های ملی پایه‌ریزی گردیده است. 

این بت‌های معاصر باعث گردیده تا شیرازه وحدت ما از هم بپاشد و ما به 50 جغرافیای مختلف تقسیم‌بندی شویم و بدتر از همه این‌که این جغرافیا ترسیم شده‌ای انگلیس و فرانسه را برای مان بسیار با ارزش ساخته‌ایم و حالا هر سرزمین اسلامی دور منافع ملی، مرزها و حاکمیت ملی خویش جمع شده‌اند، همان‌طور که قبایل قریش دور بت‌های شان جمع می‌شدند.

بدین لحاظ، جست‌وجوی عزّت در قوم و قبیله و وطن و ارزش‌های غربی باعث ذلت بیشتر مان گردیده است. تا جایی‌که تعدادی از بزرگان، نخبه‌گان، متنفذین و رهبران قومی و سیاسی افغانستان عزّت را از امریکا می‌خواهند. سعی در این دارند تا در خوش‌خدمتی برای امریکا از یکدیگر پیشی گیرند تا امریکا برای آن‌ها عزّت، چوکی و قدرت بدهد. عزّت را در دوستی با امریکا و ذلت را در دوری با امریکا می‌بینند.

با این‌حال، جست‌وجوی عزّت در ارزش‌های اسلامی و در کسب رضایت الله سبحانه و تعالی به یک مسأله پیش پا افتاده و مورد تمسخر مبدل گردیده که بسا اوقات تاپه متحجر بودن و کهنه فکری نیز بر آن حک می‌گردد. این حالت را قرآن با مثال عنکبوت بصورت جالب به بحث گرفته:

مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ [عنکبوت:41]

داستان کسانی که به جای خدا سرپرستانی گرفته‌اند، مانند داستان عنکبوت است که خانه‌ای [بی‌دیوار، بی‌سقف و بی‌حفاظ] برای خود بنا کرده باشد، و بی تردید سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است، اگر [به این واقعیت] معرفت و شناخت داشتند [بت‌ها و کسانی غیر از الله را سرپرستان خود نمی‌گرفتند.]

شاخص‌ترین ویژگی خانه‌ی عنکبوت ذلت و خواری، جنگ و جدال، کشتار و برادرکُشی می‌باشد. در خانه عنکبوت دوستی‌ها به دشمنی مبدل می‌گردند و بی‌عزّت‌ها با عزّت می‌شوند و با عزّت‌ها بی‌عزّت می‌گردند. حوادث چند سال اخیر تصویر جالبی را به پیش روی ما می‌گذارد که در نظام فعلی چه کسانی دارای عزّت و مقام اند؟ انسان‌های ضعیف، مزدور، بی اراده که همچو گودی‌گک‌های مفلوک در خدمت منافع امریکا قرار دارند. برعکس، انسان‌های با عزّت به بی‌عزّتی متهم شده و از قدرت به زیر کشیده شدند.(1)

امروز نزد بسیاری از رهبران قومی و سیاسی و حتی رهبران تعدادی از حرکت‌های اسلامی این مفهوم به صورت واقعی وجود ندارد که پیروزی و عزّت واقعی به دست الله سبحانه و تعالی است. آن‌ها این موضوع را درک نکرده‌‏اند که امریکا و اروپا و قدرت‌های شرق و غرب از این‏ها راضی نمی‌‏شوند و جست‌وجوی عزّت نزد آن‌ها اشتباه است. حالانکه دولت‌های غربی دید ابزاری نسبت به رهبران قومی و سیاسی افغان دارند تا از آن‌ها در بازی‌های سیاسی بهره‌برداری کنند و زمانی تاریخ مصرف شان به اتمام رسید از اریکه‌ی قدرت دور افگنده می‌شوند و به ذلت و خواری دچار می‌گردند. جست‌وجوی عزّت در خانه عنکبوت (اروپا و امریکا) زهر کشنده‌ای است که جستجوگرانش را به ذلت و بدبختی دچار می‌سازد. در حالی‌که وسیله عزّت باید ارزش‌های اسلامی باشد.

چنان‌که، تعدادی زیادی از مجاهدین و قوماندانان بزرگ افغانستان که دارای عزّت و شرف بودند و در قلب مردم جا داشتند سرنوشت شان بعد از جست‌وجوی عزّت در خانه‌ی عنکبوت چه شد؟ بدون شک که در خانه‌ی عنکبوت و در دوستی با امریکا  عزّت‌مندان بی‌عزّت می‌شوند و بی‌عزّت‌ها عزّت‌مند می‌گردند.

طوری‌که همان اقوام عربِ که با فضا شدن اسلام از عزّت و قدرت شان در هراس و تشویش بودند، برعکس زمانی‌که به اسلام گرویدند، از جان و دل به مفاهیم اسلام مایه گذاشتند و تسلیم شدند و عزّت خود را در اسلام جستجو کردند، الله سبحانه و تعالی آن‌ها را در کمتر از پنجاه سال به رهبری و سرداری جهان تکیه داد و قدرت‌های بزرگ آن زمان «روم و فارس» از صدای «الله اکبر» شان به لرزه در می‌آمدند.

پس، عزّت ما در دوستی و روابط نیک و حسنه با امریکا و ناتو و یا چنگ زدن به مفکوره‌های وطن‌پرستی، قوم‌پرستی، مرزپرستی و دموکراسی و ارزش‌های حقوق بشری نیست؛ بلکه عزّت ما در تمسک به اسلام و ارزش‌های هدایت‌‌بخش آن می‌باشد. سخن خود را با این قول حضرت عمر رضی‌الله عنه به پایان می‌بریم که می‌گفت:« ما قوم جاهلی بودیم که الله توسط اسلام به ما عزّت داد و هرگاه این عزّت را در جای ديگر جستجو کنيم، الله ما را خوار می‌گرداند».

 (1): برای معلومات بیشتر در مورد ویژگی‌های خانه‌ی عنکبوت به قسمت دوم حَبلُ‌المـَتین تحت نام «تحلیل اوضاع جاری افغانستان در آیینه‌ی قرآن» مراجعه کنید.

مصدق سهاک

عضو دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه